جامعه نو
4.93K subscribers
989 photos
33 videos
17 files
770 links
رسانه روزنامه‌نگاران مستقل

تماس با ما: @jameeno_pr
Download Telegram
#دیدگاه_همراهان_جامعه_نو

🔹مصلحت هنر و احترام عرف

▫️مژگان باقری: احضار یک خواننده زن به دادگاه نطنز در استان اصفهان به دلیل تک‌خوانی او در روستای تاریخی ابیانه موجی از اعتراضات حامیان حقوق زنان را در فضای مجازی به راه انداخته تا جاییکه اصلاح‌طلبانی مانند قائم‌مقام حزب اتحاد ملت را نیز به واکنش واداشته. خانم آذر منصوری خطاب به مسئولین گفته‌اند بعد از چهل سال باید بپذیرند که در هنر هم بین عرضه و تقاضا معادله‌ای برقرار است و با محدود کردن عرضه، این تقاضا محدود نمی‌شود. البته که این گفته‌ی درستی است اما شاید برای این مورد خاص، کاربرد چندانی نداشته باشد.

من نیز به عنوان یک زن، حامی پرو پاقرص تک خوانی زنان هستم و معتقدم که نمی توان صدای آواز نیمی از جمعیت را به بهانه های غیر منطقی خاموش کرد، اما به این موضوع خاص نه از منظر یک زن بلکه از منظر یک گردشگر و کوهنورد حرفه ای نگاه می کنم.
در گردشگری و کوهنوردی قوانینی وجود دارد که هر گردشگر و کوهنورد موظف به رعایت آن می باشد. باشگاههای گردشگری و کوهنوردی موظفند این قوانین را به اطلاع اعضای خود برسانند. برخی از این قوانین که به موضوع مورد بحث مربوط می شوند به شرح زیر است.

هر گردشگر و کوهنوردی باید:
1) برای احترام به فرهنگ بومی، هنجارهای جامعه میزبان اعم از فرهنگ، سنن، زبان، گویش، لباس، عقاید و .... را رعایت کند.
2) از مکان های خصوصی و مردمان محلی و عشایر ( بخصوص زنان و کودکان) بدون اجازه عکاسی نکرده و به حساسیت های فرهنگی منطقه احترام بگذارد.
3) اماکن مقدس و باورها و اعتقادات سنتی مردم منطقه را شناخته و به آنها احترام بگذارد.
4) در محیطهای روستایی و عشایری حتی‌الامکان پوشش مناسب داشته باشد.

اگر دقت کنیم متوجه می شویم که هیچ کدام از این قوانین بدون دلیل وضع نشده اند. یک دلیل آن، این است که گردشگر و کوهنورد فقط یک یا چند روز در منطقه می ماند بنابراین به عنوان میهمان حق ندارد باعث برهم زدن نظم و آلوده کردن محیط و ایجاد تنش در جامعه میزبان شود.
دلیل دیگر این است که اصولا مکانهای گردشگری از این نظر جذاب و مورد اقبال مردم هستند که با شهرهای بزرگ به کلی متفاوتند و همین تفاوت موجب روی آوردن مردم به این مکان ها می شود. مردم حاضرند هزینه زیادی صرف کرده و چند روز وقت بگذارند و رنج سفر را بر خود هموار کنند تا به عنوان مثال روستایی مانند ابیانه را ببینند که از شکل خانه ها گرفته تا زبان و لباس و فرهنگ و خوراک مردم آنجا با شهرهای خودشان تفاوت های چشمگیر و اساسی دارد. اگر قرار باشد که ابیانه هم شبیه شیراز و اصفهان و تهران و ... شود اساسا چرا ما باید وقت و هزینه خود را صرف دیدن چنین مکانی کنیم؟!

این مکان ها آرامشی به گردشگران می دهند که در شهرهای شلوغ چند میلیونی یافت نمی شود اما متاسفانه از آنجا که مردم ما برای انجام هیچ کاری آموزش ندیده‌اند تصورشان از سفر گردشگری یا کوهنوردی این است که ساکشان را بپیچند و به مکانی دوردست بروند تا تمام کارهایی را که در شهر خودشان قادر به انجامش نیستند دور از چشم ماموران حکومتی انجام دهند و پس از آنکه حسابی خود را تخلیه کردند به شهر و دیار خود بازگردند!

شکی نیست که یک سر این ماجرا به حکومت بازمی گردد. اگر حکومت، آزادی های مدنی را که حق تمامی مردم است از شهروندان دریغ نکند به عنوان مثال یک زن خوش صدای علاقمند به خوانندگی مجبور نمی شود هنر خود را در روستایی تاریخی مانند ابیانه در معرض دید تماشاچیان قرار دهد.
اما طرف دیگر این ماجرا خود مردم هستند. اگر مردم با مفهوم درست گردشگری آشنا شوند و متوجه شوند که خوانندگی در چنین مکانی اولا به بافت فرهنگی این مکان آسیب می زند، ثانیا حق سایر گردشگران را که خواهان لذت بردن از یک فضای آرام روستایی هستند پایمال می کند و ثالثا به تدریج این مکان ها را از فهرست جاذبه های گردشگری خارج کرده و در نتیجه اقتصاد این مکان ها را مختل می سازد، آنگاه به هیچ قیمتی حاضر نمی شوند در یک جغرافیای فوق العاده مانند ابیانه، معرکه خوانندگی به راه بیندازند؛ کاری که معمولا در شهرهای بزرگ و خیابانهای شلوغ شاهدش هستیم!

اگر ما ادعای طرفداری از حقوق شهروندان را داریم پس باید به حقوق مردم ابیانه هم احترام بگذاریم. کسانیکه در ابیانه مانده‌اند مطمئنا این آرامش، این فرهنگ و لباس و گویش را دوست داشته‌اند و ثانیا شاید گردشگری تنها راه درآمد مردم این منطقه باشد، بنابراین گردشگران حق ندارند با انجام کارهای مغایر با فرهنگ این منطقه، راه درآمد این مردم را مسدود کنند.

متاسفانه حکومت با محروم کردن مردم از آزادیهای فردی چنان آنان را در تنگنا قرار داده که در هر مکان و زمانی که فرصتی دست می‌دهد به قوانین حکومتی دهن‌کجی می‌کنند و شوربختانه صاحبنظران جامعه نیز بجای نشان دادن راه درست و اصلاح خطاهای فکری مردم، با موج جامعه همراه شده و از آنان حمایت می‌کنند

🆔 @jameeno
#الف

🔻ایران به قطر حمله میکند؟

▫️شورای سردبیری: راه ایران برای رفتن به مسیری که آن را مقاومت می‌نامد باز نیست. این، یعنی شبه‌استراتژی مسلط بر ذهن تصمیم‌سازان ایران کار نخواهد کرد. پیشبرد جنگ نامتقارن که عنصر محوری مقاومت در برابر یک جنگ تحمیلی کلاسیک و یا پاسخ به فشار سیاسی و اقتصادی یک خصم قدرتمند مفروض در نظر گرفته میشود در نخستین مراحل خود برای ایران ناممکن میشود. علت آن را با این فرض که ایران قاعدتا باید به تعمیق محاصره اقتصادی و یا تهاجم احتمالی آمریکا واکنش نشان دهد بررسی میکنیم.

مهمترین تعیین‌کننده اهداف و شکل یک نبرد نامتقارن، محیط پیشبرد آن است. چه نبرد دره دین‌بین‌فو را در ویتنام در نظر بگیریم یا شیوه ایستادگی کوبایی‌ها در خلیج خوکها و یا مبارزه مجاهدین افغان با ارتش اتحادشوروی، فضا و محیط در شکل‌دهی به جنگ نامتقارن و دستاوردهای آن تاثیر تعیین‌کننده دارد و می‌دانیم که مقاومت ما در برابر هرگونه تهاجم ایالات متحده در فضاهایی انجام خواهد شد که تحرک در آنها برای ایران با موانعی روبروست. غالبا گفته میشود بخش اعظم درگیری دو کشور در عراق صورت خواهد گرفت، بدون توجه به اینکه اتفاقا خاک عراق محیطی است که ایران باید در آن بسیار محتاط باشد: دولت و نیروهای سیاسی عراق، به دلایلی روشن میلی به دادن فضای تحرک به نیروهای ایران در خاک خود ندارند و استفاده از نیروهای سازماندهی شده فرقه‌ای که از آنها با عنوان نیروهای نیابتی یاد میشود نیز به طریق اولی مغایر حق اعمال حاکمیت دولت عراق از کار درمیاید و به سرعت روابط دوکشور را بحرانی میکند. دولتمردان عراقی این بحران را به بحران حاصل از چشم‌پوشی بر تحرک نیابتی ایران در عراق ترجیح خواهند داد.

به همین سان است سایر کشورهای عرب؛ قطر به خاطر سیاست مستقل خود روابط دوستانه‌ای با ایران دارد و مغضوب کشورهای دیگر عرب به سردستگی سعودی است. هفته آینده سران کشورهای عرب به مکه میروند تا در باره موقعیت فعلی تصمیم بگیرند، اما بن‌سلمان از امیر قطر دعوت نکرده است. این در حالی است که بزرگترین پایگاه نظامی ایالات متحده در منطقه، درقطراست. چگونه میتوان آن پایگاه را به موشک بست و یا عملی علیه پرسنل آمریکاییآن در مرکز قطر صورت داد که قطر به آن معترض نباشد و به جای دوستی کم زیان به دشمنی فعال در جبهه ایالات متحده تبدیل نشود؟ آیا ما ایالات متحده را در قطر آسیب‌پذیر میدانیم؟
ناو هواپیمابر کذایی آمریکا به خلیج فارس نیامده و براساس گزارش‌ها در آبهای ساحلی عمان به سر می‌برد. آیا میتوان بدون رنجاندن دوستی مثل پادشاه عمان در آبهای این کشور عملیات متقارن یا نامتقارن برضد آن داشت؟ درباره کویت که سیاست وابسته و دنباله‌رویی ندارد چه؟ درباره پایگاه و پرسنل آمریکایی مستقر در بحرین با آن جمعیت فراوان ایرانی چه؟ داریم به موشک‌باران اسرائیل و سعودی و امارات فکر میکنیم؟ آن که دیگر عملیات نامتقارن نیست، جنگ تمام‌عیار و رودررو با یک جبهه گسترده است که به سرعت به شکست ایران خواهد انجامید و در سطوح بالای حکومت خردمندانه به آن فکر نمیکنند.

اما خردمندی نباید در همین نقطه پایان گیرد. "جنگ نمیشود" باید به این معنا باشد که تصور تحمیل یک جنگ نامتقارن به ایالات متحده نیز نزد حکومت وجود ندارد و برخی رجزخوانی‌های اشخاص مدعی تخصص در نبردهای غیرکلاسیک و جنگ نامتقارن هیچگاه اجرایی نخواهند شد؛ به این دلیل ساده که یا فضای اقدام به آنها وجود ندارد، یا زیان آنها بیش از کارایی‌شان است.

عنصر دیگری نیز درباره شیوه مذکور رویارویی وجود دارد که از نظر مدت اجرا با جنگهای نامتقارن تعارض دارد: جنگ نامتقارن را در طول زمان و براساس فرصتهایی که پیش میاید انجام می‌دهند، اما ارزیابی‌ها و سوابق میگویند رویارویی‌های پیشین ایران و ایالات‌متحده برق‌آسا و دارای زمان محدود بوده است. در نیمه اول دهه ۶۰ ایالات متحده عملیات علیه سکوهای نفتی را انجام داد و بلافاصله اعلام کرد عملیاتی انجام داده و تمام شده و ادامه نمی‌یابد. در واقع، ایران از طریق خبرگزاری‌هایی که از کنفرانس مطبوعاتی کاسپار واینبرگر وزیر دفاع ایالات متحده گزارش میدادند از شروع و پایان حمله خبر شد (این الگو و رفتار ایالات متحده اتفاقی نبود و بعدا در شکل صورتبندی شده در کتاب واینبرگر منتشر شد که مشتمل بود بر کاربرد قدرت متمرکز پیشگیرانه در زمان محدود).
در این فضای کم، فقط میتوان دوباره تکرار کرد در ماجرای اخیر حتما باید از اراده گرایی‌ اجتناب کرد، چرا که اراده‌گرایی‌ها تاکنون هیچ مشکلی از این جمهوری حل نکرده‌ که زاینده مشکل بزرگتری نباشد. گره، با دست باز میشود!

🆔 @jameeno
جامعه نو
#دیدگاه_همراهان_جامعه_نو 🔻 دستگاه قضایی محل اجرای فتاوای اجتهادی_سلیقه ای نیست ▫️علی نادربابایی: در یکی از شهرهای کشور، دادستان دستور صادر کرده که با بانوان دوچرخه‌سوار برخورد پلیسی شود و در صورت مواجهه با (بانوان دوچرخه‌سوار) مدارک شناسایی و یا دوچرخه…
#دیدگاه_همراهان_جامعه_نو

🔹 بازتاب های مختلف از قرائتی فرقدار از قرآن

▫️علی نادربابایی: برخی شگفت زده شدند، برخی علیرغم اینکه می‌دانستند، تلاش بر پوشانیدن آن نمودند و......و برخی ، آنرا سحر و دروغ خواندند!

جملاتی است که در سوره ص سوره ۳۸ قرآن بازتاب افراد مختلف را اینگونه توصیف فرموده است :

وَعَجِبُوا أَنْ جَاءَهُمْ مُنْذِرٌ مِنْهُمْ وَقَالَ الْكَافِرُونَ هَذَا سَاحِرٌ كَذَّابٌ﴿۴﴾ص

و از اينكه هشداردهنده‏ اى از خودشان برايشان آمده درشگفتند و كافران مى گويند اين ساحرى شياد است (۴)

أَأُنْزِلَ عَلَيْهِ الذِّكْرُ مِنْ بَيْنِنَا بَلْ هُمْ فِي شَكٍّ مِنْ ذِكْرِي بَلْ لَمَّا يَذُوقُوا عَذَابِ ﴿۸﴾ص

آيا از ميان ما قرآن بر او نازل شده است [نه] بلكه آنان در باره قرآن من دودلند [نه] بلكه هنوز عذاب [مرا] نچشيده‏ اند (۸)

در سوره بقره آیه ۱۸۵ ، در توصیف ماه رمضانی‌ که درآن ماه از این سال قمری ، فروفرستاده شدن آن بخش از قرآن که برای مردم هدایت است ، و بیان دلایل روشنی از هدایت و تشخیص حق از باطل، چنین آمده است:

شَهْرُ رَمَضَانَ الَّذِي أُنْزِلَ فِيهِ الْقُرْآنُ هُدًى لِلنَّاسِ وَبَيِّنَاتٍ مِنَ الْهُدَى وَالْفُرْقَانِ.....-(۱۸۵)-البقرة

در این مجال به یکی دیگر از آیات قرآن و تحلیل و تبیین آن می‌پردازیم که با قرائت های قبلی فرق دارد. این فرقدار بودن قرائت نه یک بدعت و نه یک دروغ و افترا بستن به خدا، بلکه با تصدیق کلام با استعانت خداوند و بهره گیری از فرقان تبیین می شود .

وَقُرْآنًا فَرَقْنَاهُ لِتَقْرَأَهُ عَلَى النَّاسِ عَلَى مُكْثٍ وَنَزَّلْنَاهُ تَنْزِيلًا ﴿۱۰۶﴾الاسراء

و قرآنى [با عظمت را] فرقدار و جدا جدا [که البته تو] آن را با مکث و آرامى برای مردم بخوانى و آن را به تدريج فروفرستادیم (۱۰۶)

آیه مورد نظر برای این مقال ، از سوره بقره و ارتباط با مردم نازل شده و تاکنون قرائت دیگری از آن در میان مردم تبلیغ و ترویج و بصورت یک مجازات اسلامی در نظر گرفته شده بود !

يَسْأَلُونَكَ عَنِ الْخَمْرِ وَالْمَيْسِرِ قُلْ فِيهِمَا إِثْمٌ كَبِيرٌ وَمَنَافِعُ لِلنَّاسِ وَإِثْمُهُمَا أَكْبَرُ مِنْ نَفْعِهِمَا .....َ كَذَلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمُ الْآيَاتِ لَعَلَّكُمْ تَتَفَكَّرُونَ-(۲۱۹)-البقرة

در این آیه چنانچه ملاحظه می‌کنید نفی منفعت برای مردم نشده است ، علیرغم اینکه زمینه ساز جرائم بزرگی می‌تواند باشد ، اما بدون استثناء در تمام کتب استفتائات فقها تنها به جنبه منفی آن پرداخته شده و برای آن حد و تعزیر و مجازات تعیین شده است ، حتی برخی از حضرات پا را فراتر گذاشته و فتوای « حرام » صادر کرده اند که نه در میان حرام شده ها از آن نام برده شده و نه مجازاتی تعریف شده ، بلکه منافع آن نیز تصریح شده است .

بنده در این فرصت قصد پرداختن به منافع و مضرات آن ندارم و تنها از جنبه ارائه قرائنی فرقدار و در تطبیق با آیات مرتبط با ماه رمضان مطرح نمودم ، شاید مورد تفکر قرار دهید .

وَبِالْحَقِّ أَنْزَلْنَاهُ وَبِالْحَقِّ نَزَلَ وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلَّا مُبَشِّرًا وَنَذِيرًا ﴿۱۰۵﴾الاسراء

🆔 @jameeno
#الف

🔸امتیاز سمی!

▫️شورای سردبیری: یکی از همراهان جامعه نو، در پیامی پیشنهاد داده درباره احتمال ارتباط بالا گرفتن تنش بین ایران و آمریکا و طرح صلح موسوم به معامله قرن مطلبی داشته باشیم. سعی خواهیم کرد امکان وجود چنین ارتباطی را بررسی کنیم، چرا که مسائل خاورمیانه از جمله دغدغه‌های اصلی ایران و اسرائیل، گره کور سیاست خارجی کشور است. در پرتو بررسی این مساله دوباره به روابط با دولت‌های عرب و استراتژی #خارپشت نگاه خواهیم کرد.

طرح صلح یاد شده را که هنوز محتوای آن مشخص نیست، نباید چندان جدی گرفت. مانند همه کارهای دیگر ترامپ اسم دهان‌پرکنی دارد، اما کارکرد و دستاورد نخواهد داشت اساسا ترامپ اطلاعات و تصور درستی از مساله فلسطین و اسرائیل ندارد. او در ورود به کاخ سفید هنوز معنای سیاست "دو دولت" را نمی‌دانست و از موضع رسمی ایالات متحده نسبت به آن اطلاع نداشت و در مصاحبه‌ها گاف کم‌اطلاعی داد. ترامپ تیم اهل‌فکری نیز در کنار خود ندارد که فرض کنیم آنها توانسته‌اند یک طرح راهبردی برای حل مناقشه اسرائیل و فلسطین پدید آورند. سردمدار طرح هم داماد جوان ترامپ است که هنوز سخن نگفته است تا عیب و هنرش نهفته بماند. طرف معامله هم بیشتر بن‌سلمان بی‌آبرو و بی‌تجربه است نه فلسطینی‌ها! مساله اسرائیل و فلسطینی‌ها بسیار پیچیده است و مرد کهن میخواهد.

میتوان برآورد کرد که واکنش ایران به این طرح مثل خود طرح خالی از محتوای عملی و در حد شعار و رجز خواهد بود؛ ایران دچار گرفتاری‌های خودش است و آنقدر دست و پایش بسته است که پاسخ حملات منظم و متعدد اسرائیل به امکانات و قرارگاه‌هایش در سوریه را نمیدهد و آنها را زیرسبیلی رد میکند. بعید است این دست‌بسته بودن ایران را اسرائیلی‌ها و آمریکایی‌ها متوجه نشده باشند. آنها می‌بینند که دولت ایران در مقابل این آسیب‌ها حتی از ناله و نفرین و شعار دادن معمول نیز خودداری میکند. بنابراین آنها انتظار انجام اقدامی ندارند که بخواهند پیشاپیش ایران را زیر فشار و تهدید بگذارند، ایران حتی به همراهی مامور فشار به ایران (برایان هوک) با داماد ترامپ در سفرها و دیدارها اهمیتی نداده است.

اما هر گام و تحولی که چه با محتوای حل مشکل و چه در جهت وخامت روابط فلسطینی‌ها و اسرائیل رخ دهد بر موقعیت و رفتار ایران موثر خواهد بود. اکثریت دولتهای عرب که مشکل فلسطین را دیگر مساله خودشان نمیدانند و برعکس به نوعی با ایران درگیری دارند، از اینکه ایرانی‌ها به اسرائیل مشغول و بر ضد آن پول خرج کنند و زیر فشار اسرائیل باشند استقبال می‌کنند. این هم که حمال‌های بندر بصره یا رانندگان تاکسی قاهره مانند دوران احمدی‌نژاد به خاطر نفرین کردن اسرائیل زنده‌باد بگویند برایشان اهمیتی ندارد.

باید یادمان باشد که ایران در این منطقه بیشتر با دولتهای عرب مشکل دارد تا دولت اسرائیل و پایش بیشتر در کشورهای عرب درگیر است تا مرزهای اسرائیل. به واقع، مساله حقیقی نظام ایران فلسطینی‌ها و اسرائیل نیستند، بلکه درگیری‌های عربی‌اش هستند. به همین دلیل هم هست که دائم به حکومت یاد آور میشویم حتی برای موثر بودن در پیگیری حقوق فلسطینی‌ها و حمایت از هم‌مذهبان ساکن در کشورهای عرب باید استراتژی #خارپشت پیشه و ترک حضور کند.

گاهی تصور میشود حضور سیاست ایران در کشورهای عربی امتیازی است که برای ترک آن باید امتیازی گرفت و عقب کشیدن سیاست ایران از این مناطق، دادن امتیاز رایگان به دیگران است. البته زمانی و در مواردی این تلقی درست بوده است. در سالهای شروع ماجرای داعش و شتافتن ایران برای مبارزه با آن و حفظ حکومت اسد و حمایت از دولت عراق، معاون سابق وزارت خارجه به صورت خصوصی میگفت الان وقت این است که ایران همراهی با ایالات متحده در سوریه و عراق را به عنوان امتیاز، وجه‌المصالحه قرار دهد و همه مسائل خود را با آمریکایی‌ها حل کند. بدیهی است که آن امتیاز حالا دیگر خریداری ندارد و هر روز کسی (آمریکا، روسیه، ترکیه، مصر، عربستان و البته اسرائیل و شاید کسانی مثل اسد!) راه خروج را به ایران نشان میدهد. آن موقعیت و امتیاز، اگر سیب درشت خوشرنگی هم بوده، حالا پوسیده است. تصور اشتباهی خواهد بود اگر موقعیت کنونی را امتیاز بدانیم. قاتق نان نیست به هرحال!

🆔 @jameeno
#دیدگاه_همراهان_جامعه_نو

🔹نظریه نصب در ولایت فقیه و قانون اساسی

🖌امیرحسین علینقی

۱. در مطالعات فقهی، نظریه‌های مربوط به ولایت فقیه را به «نظریه انتخاب» و «نظریه انتصاب» تقسیم می‌کنند. در برخی منابع، به اصل ۵۷ قانون اساسی، به عنوان مستند حقوقی مربوط به «اعتبار» نظریه نصب اشاره شده و طرفداران این رویکرد معتقدند که اصل ۵۷ بر اعتبار نظریه فقهی انتصاب، در حقوق اساسی ایران، صحه گذاشته است.
در این یاداشت به بنیان مبتنی بر تضاد این تصور پرداخته می‌شود. اصولاً نظریه انتصاب، نظریه‌ای در طرح موضوع «حاکمیت» است و آن‌گونه که خواهد آمد، این «حاکمیت» و «صاحب حق حاکمیت» است که به «منابع حقوق» و از جمله «قانون اساسی» اعتبار می‌دهد و نه بالعکس.

۲. از آنجا که قانون اساسی یک منبع حقوق اساسی است که مشخص می‌کند که در یک کشور چه کسانی صاحب حق و تکلیف‌اند، این پرسش طرح می‌شود که قانون اساسی اعتبار و روایی خود را از کدام سرچشمه اخذ می‌کند؟ دو پاسخ به این پرسش ارائه شده است.

اول) ممکن است در بررسی منشا اعتبار و روایی قانون اساسی، به رفراندوم و همه‌پرسی استناد شود. در این‌حال، قانون اساسی اعتبار و روایی خود را از رای مردم اخذ می‌کند. این امر منوط به وجود این مفروض است که پیشاپیش مردم از این حق برخوردار باشند که با آرای خویش، بر متنی به نام قانون اساسی، مهر تایید بزنند. نظریه‌پردازان متمایل به این رویکرد، چنین حقی را برای انسان‌ها قائل‌اند و این حق مردم را، حق حاکمیت مردم یا انسان می‌نامند که بازتابش در اصل ۵۶ قانون اساسی قابل مشاهده است. در این نظریه که به «نظریه قرارداد» نیز شهره است، اعتبار هر متن و گزاره حقوقی، مستقیماً (مانند قانون اساسی) و یا غیرمستقیم (مانند قوانینی که نمایندگان مردم در مجلس وضع می‌کنند)، ناشی از آرای عمومی و اراده مردم است. لذا، در این نظریه. این آرای مردم است که به کلیه منابع حقوق، و از جمله قانون اساسی اعتبار می‌بخشد و این‌گونه نیست که قانون اساسی و دیگر منابع حقوق به اراده انسان‌ها اعتبار دهد. نظریه فقهی انتخاب در ولایت فقیه را می‌توان ترجمانی فقهی از نظریه قرارداد دانست. نمونه دیگری از بازتاب نظریه حق حاکمیت مردم در رویکردهای فقهی را می‌توان در نظریه «بیعت» مشاهده کرد.

دوم) برخی رویکردها نیز وجود دارند که چنین حقی را برای انسان‌ها قائل نیستند. عصاره این رویکردها، خبر از عدم اهلیت عامه مردم در تعیین سرنوشت خویش می‌دهد. مثال‌ها و مصادیق متعددی از قائلین به این رویکرد وجود دارد که بررسی آنها، مجال و فرصت دیگری را طلب می‌کند. نظریه فقهی انتصاب در ولایت فقیه، یکی از این رویکردهاست. این نظریه منشاء حاکمیت و حق ناشی از آن را در جای دیگری غیر از اراده و خواست عمومی انسان‌ها، یعنی اراده ولی فقیه منصوب، جستجو می‌کند. لذا، نظریه انتصاب، نه تنها تعلق خاطری به حاکمیت اراده انسان‌ها در عرصه عمومی ندارد، بلکه اصولاً به این دلیل در میدان است تا این حق را از انسان‌ها، از آن جهت که انسان‌اند، دریغ کند. به همین دلیل، در این رویکرد، تجلیات اراده انشایی انسان‌ها، مانند تصویب قانون اساسی، ذاتاً نمی‌تواند از زاویه حقوقی، محل اعتبار باشد. در نتیجه، انتظار اینکه طرفداران رویکرد انتصاب، تمایلی به ایده حق حاکمیت انسان و قانون اساسی تصویب شده توسط انسان‌ها داشته باشند، به معنای نفی خود (رویکرد انتصاب) است. برای آنها تنها اراده صاحب حق حاکمیت یا فقیه منصوب است که محل اعتبار است. دلیل آنکه گاه از واژگانی مانند «حکم حکومتی»، «فصل‌الخطاب» و یا «فراتر از قانون اساسی» بودن در ادبیات حقوقی کشور استفاده می‌شود، همین نکته است: ارجاع اعتبار نهایی گزاره‌های حقوقی، به مرجعی خارج از اراده عمومی انسان‌ها.

🆔 @jameeno

🔻 بیشتر بخوانید

https://telegra.ph/Th-05-30
🔸همراهان گرامی جامعه‌نو

در آپدیت تازه تلگرام، امکان کامنت گذاشتن بر روی پست‌های کانال فراهم شده. ما نیز برای تعامل بهتر با شما، این امکان را فعال کردیم تا بتوانیم نظرات شما نسبت به مطالب منتشر شده در کانال را جویا شویم.
از همراهی‌تان متشکریم.

🆔 @jameeno
#الف

🔻پایان اقناع!

▫️شورای‌سردبیری: ایران بزودی با تحولاتی روبرو خواهد شد که به مثابه قاضی، بین میل‌ حکومت و گرایش‌جامعه قرار میگیرند و تکلیف حکومت و مردم را مشخص می‌کنند: یا اکثریت جامعه را به تداوم هزینه دادن در راه امیال حکومت مجبور میکند، و یا حکومت را دچار موقعیتی می‌سازد که به خاطر عدم مقبولیت سیاست‌هایش، رویه خود را به ناچار تغییر دهد. تفاوت عمیق هریک از این دو احتمال را بودونبود یک عنصر پدید می‌آورد: قدرت اقناع!

حتی نگاهی غیرمحاسبه‌ای به ‌مواضع و سخنرانی‌های مقامات درجه‌ اول حکومت نشان می‌دهد مضمون آشکار و ماهیت پنهان آنها اقناع جامعه درباره رویه حکمرانی و سیاست خارجی و آثار داخلی آن است. حکومت یا تلاش دارد اثبات کند که هیچ راه شرافتمندانه و بی‌ضرری جز آنچه بدان میرود وجود ندارد، و یا زور می‌زند مردم را قانع کند فشار اقتصادی وارده بر گرده آنها حاصل عواملی غیر از سیاستهای حکومت است. عده‌ای نیزحقوق‌های کلان می‌گیرند تا این خواست حکومت را به افکار عمومی تبدیل کنند. بیشترین منع در زمینه نقد سیاستهای حکومت نیز در همین زمینه است: بحث در موضوع متوقف نیست، اما نقد رای حکومت موقوف است. موقوف است، زیرا تلاش آن برای اقناع جامعه را بی‌تاثیر می‌کند.

اما کار حکومت روزبه‌روز سخت‌تر و اقناع جامعه ناممکن‌تر میشود. علت آن به سادگی کم‌قوتی دلایل ریز و درشت حکومت است: لزوم دفاع از مظلومان جهان، حمایت از مسلمانان، مقابله با ستمگران و نظایر آنها، که در عمل به اقداماتی غیرقابل توجیه ترجمه می‌شوند. درگیر شدن در کشمکشهای نقاطی دور از ایران، هزینه کردن درآمدهای ملی در مسیرهایی مغایر منافع ملی، و البته انبار کردن انواع خطرها و ریسکهایی پرهزینه که آینده را مبهم و هراس‌آور میسازند.

این هزینه‌ها را معمولا به آشکاری و روشنی نمی‌توان در دامان جامعه گذاشت. جامعه باید قانع شود خطراتی را در خارج از مرزها تهدیدش می‌کند که خوفناک هستند و کشور را بر باد می‌دهند، ناموسش در خطر است، باورهای دینی‌اش در معرض نابودی قرار گرفته، و حکومت از یکسو درحال جنگ با این خطرها و از سوی دیگر مشغول تقویت قوای‌ علمی‌ کشور، تمدن‌سازی، توسعه اقتصادی و رسیدن به مقام اول در انواع زمینه‌هاست. به این ترتیب، زبان حکومت از رئوس تصمیم‌ساز آن تا پایین‌دستی‌های تبلیغاتچی، زبان اقناع است: باوراندن وعده‌های بی‌پایه به جامعه برای بستن آن به ارابه‌ای که اگر هم صادقانه عازم بهشت است، سرانجام از برهوت فروپاشی سر در میاورد.

سالها پیش قدرت‌ اقناع حکومت کم نبود اما اکنون به انتها رسیده است و تلاشهای اقناعی به ضد خود بدل شده‌اند. امروز باوراندن اینکه حتی اگر صد مقام حکومتی فاسد دیدید اعتماد خود را به حکو مت از دست ندهید ممکن نیست. اینکه رقابتها و دعوای داخل حکومتی بر سر به‌اصطلاح اسلام ناب محمدی است کسی را قانع نمی‌کند و اینکه دنیا فقط مشغول نقشه‌کشی برای‌ تخریب فرهنگ مورد ادعای حکومت ایران است حرف بی‌ربطی به شمار می‌آید. این نقطه‌ای است که حکومت در سرازیری دروغ‌های آشکار مثل داشتن سلاحهای سری و ناشناخته می‌افتد و دست آخر در پشت تریبون به تهدید مردم به از خارج وارد کردن لاتها و همخوهای داعش برای دفاع از انقلاب در صورت قانع نشدن مردم به ادامه دفاع از انقلاب اسلامی می‌افتد. این، پایان دوران کسب همراهی از طریق اقناع است.

در چنین موقعیتی، تنها راه محتمل حکومت برای بازگشت به یک رابطه اقناعی تغییر بنیادین رفتار آن است. غالب حکومتهایی که چارچوب رفتاری معقول و محافظه‌کارانه ندارند، در چنین مرحله‌ای به فاز تحمیل پا میگذارند. تهدید آوردن سرکوبگر از عراق و افغانستان و پاکستان نشانه‌ای از آشکاری ورود به این مرحله است.

اما بدیل یک رابطه اقناعی از کارافتاده و مبتنی بر تحمیق، تهدید و تحمیل نیست. تغییر رفتار است. حکومت ایران می‌داند گفتارش از مرحله ارائه استدلال‌های قانع‌کننده به لفاظی‌هایی کاملا ایدئولوژیک با هدف تحمیق و ایجاد امیدهای واهی انجامیده و تداوم حفظ موقعیت فعلی در عرصه داخلی و خارجی صرفا مبتنی بر تعلیق زمان و از این ستون به آن ستون شدن است، زیرا پاسخ اندیشیده و در چارچوب یک استراتژی واقع‌بینانه در کف خود ندارد. اصرار بر اینکه آنچه میگویم حق و درست و نظر همه شماست، سپردن‌ بنیان حکومت به سیل قدرتمند شک و حداقلی از تفکر نزد مخاطبان است. حکومت باید رفتار خود را عوض کند تا حرفهایش قابل پذیرش شود. این را باید وصیت و نصیحت خیرخواهانه به حکومت تلقی کرد.

بنیان تغییری که به حکومت پیشنهاد می‌کنیم، بازگشت رویه حکومت به طرق حکومتگری خردمندانه‌ بر مردمان، و قواعد تعامل با اجانب است. حکومت حتی‌اگر علاقمند است پوسته ایدئولوژی ذهنی خود را حفظ کند (هرچند قرائن میگوید این پوسته ترکهای اساسی برداشته) باید محتوای درونی را با واقعیات بیرونی تنظیم کند. این تنها راه صواب است!

🆔 @jameeno
#دیدگاه_همراهان_جامعه_نو

🔹آیا گواه بودن بر هلال ماه نو ( زایش ماه ) نیازی به رؤیت هلال دارد؟

🖌علی نادربابایی

▫️در آغاز ظهور اسلام در جزیره العرب برای گواهی کردن (شهد) زایش ماه نو و تعیین مواقیت هیچگونه ابزاری وجود نداشت و لذا برای اینکه بفهمند وارد ماه نو شده اند ، مجبور به « رؤیت » هلال ماه با چشم غیرمسلح بودند و آغاز هرماه بمنزله پایان ماه قبل منظور می‌شد . و مسلمین نیز از همین روش برای آغاز ماه رمضان و اتمام ماه شعبان و یا آغاز ماه شوال و اتمام ماه رمضان استفاده می کردند .

لکن امروره باتوجه به امکانات موجود نیازی به رؤیت هلال ماه نیست و محاسبه زایش ماه نو به دقیقه و ثانیه و به مختصات جغرافیایی امکان پذیر است و این دستاورد علمی بشری مورد ناسپاسی فقهی قرار گرفته است.

تا کجا باید گرفتار فقه سنتی باشیم؟
دلایل روشن زیادی برای بطلان فقه سنتی وجود دارد!

کمترین انتظار از انسان خردورز امروزی اینست که مسائل دینی را با علم و فناوری و عقلانیت منطبق نماید و نه صرفاً یک مقلد چشم و گوش بسته ، دنباله رو روشهای کهنه ای باشد که نمی‌تواند جایگاه علم را در دین تعریف کند!

منشأ علم بشری ، خداوند است و خداوند این علم را در جهت رشد و تعالی بشریت عطا فرموده تا یافته های علمی را بکار ببندیم و شکرگزار باشیم!

نفی علم ، مورد سرزنش قرآن قرار گرفته و منع شده است!

بسیاری مسائل هست که قابل رؤیت کردن نیستند اما با علم و دانش، مورد گواهی هستند!

🆔 @jameeno
🔻آمریکا خود را در حمله به ایران محق می‌داند

▫️تحریریه جامعه‌ نو: بررسی‌ها نشان می‌دهد برنامه‌های شکل‌دهی افکار عمومی ایالات متحده بر مبنای محق ساختن دولت ایالات متحده برای تهاجم احتمالی به ایران طراحی شده است.
بررسی برنامه‌های رادیوی فارسی دولت ایالات متحده (وی او ای) حاکی از زمینه‌چینی درافکار عمومی برای حقانیت بخشیدن به هرگونه اقدام تهاجمی این کشور علیه ایران طراحی شده است. در طراحی تجدید ساختار این رادیو، سهم برنامه‌های سرگرم‌کننده و علمی افزایش یافته بود که فاصله بین اخبار را با حداقل سهم برای برنامه‌های سیاسی پر میکرد اما اخیرا تمرکز بر برنامه‌های سیاسی ضد ایران افزایش یافته است. در یکی از این برنامه‌ها با اشاره به حرفهای یکی از مقامات ایرانی که گفته بود هنگامی که نخستین گلوله در خلیج فارس شلیک شود جنگی اجتناب‌ناپذیر شکل می‌گیرد، تلاش میشود با اظهار اینکه نخستین گلوله خیلی وقت است توسط ایران شلیک شده، رفتار ایران در تاریخ روابط با ایالات متحده همچون رفتاری تهاجمی توصیف و اعلام شود که اکنون زمان پاسخگویی به آن فرارسیده است.
برخی از این برنامه‌ها تازه تولید نشده‌اند و صرفا مقدمات و موصولهای آنها بروز و متناسب شده‌اند تا مضمون آنها فضاساز و توجیه‌کننده تهاجمی احتمالی در آینده باشد.

🆔 @jameeno
#الف

🔹قضیه ناموس!

▫️شورای سردبیری: چندسال پیش، فکر رفتن به سوریه برای جنگ با داعش، کارگر افغانی مزرعه یکی از آشنایان را به خود مشغول کرده بود. در برابر این نصیحت که زندگی پدر ومادری ناتوان و برادر و خواهرانی خردسال در افغانستان وابسته به اوست و نباید خود را به خطر بیندازد مقاومت می‌کرد. البته استدلال و پیشرانه‌ای کمابیش منطقی داشت. می‌گفت به جای دستمزد ماهانه یک میلیون تومانی سه میلیون خواهم گرفت و چون خرج خوراک نخواهم داشت تمام آن را برای خانواده می‌فرستم و دو ماه هم که خدمت کردم بیماری خودم را اعلام می‌کنم (گویا مبتلا به بیماری موسوم به باد فتق بود) تا مرا رایگان درمان کنند. در مقابل اصرار دیگران که می‌گفتند ارزش دادن جانش را ندارد آخرالامر این منت را هم گذاشت که دارم می‌روم از ناموس شما هم دفاع کنم. در بین ناصحان البته کسی به این دلیل آخرش باور نداشت. یک نفر که چنته‌ پری داشت به او گفت ناموس ما یا در دوبی است و یا همین‌جا زیر دست سعید طوسی (دوران افشا شدن پرونده دختران ایرانی دوبی و اعمال سعید طوسی بود) و منت به ما نگذار و....

بالاخره آن جوان افغان کارش را ترک کرد و از سرنوشتش هم با خبر نشدیم، اما یادگاری که برای ما گذاشت همان منت دفاع از ناموس بود. گاهی این بحث پیش می‌آید که بالاخره ناموس چیست و چه چیزهایی ناموسی است. برای ما آدمهای معمولی، البته تعریف ناموس همان مفهوم عرفی را دارد: زنان خانواده، دختران و پسران نوجوان، زنان و دختران هم‌محل و گاهی هم یک شئ یا ایده که درباره‌اش تلقین شده‌ایم. مثلا به ارتشیان دوران پهلوی تلقین می‌شد اسلحه شما ناموستان است و نباید از خود دورش کنید.

برخلاف موارد خانوادگی ناموس که درک آنها ساده است، این مورد آخری البته خیلی قابل تفسیر است. واقعاً چه چیزهایی ناموس عمومی محسوب می‌شوند؟ دختران هم‌وطنی که گزارشهای شومی درباره سرنوشت سیاه‌بختانه آنها میشنویم؟ پسربچه‌هایی که مورد تعرض معلمانی چون سعید طوسی قرار می‌گیرند؟ مردان و زنان بیکار و بی‌پناهی که هر غروب برای کودکان منتظر خود فقط شرمساری به آشیان می‌برند؟ خاک وطن؟ غنی‌سازی اورانیوم؟ شهر موشکی؟ دارودسته‌های فلسطینی و امثال آنها در کشورهای مجاور؟....

این فهرست را می‌توان ادامه داد. اما تا همین‌جا بس است و کافی است روی اهم همین‌ها توافقی داشته باشیم. اخیراً مقام رهبری در یکی از سخنرانی‌های خود درباره اینکه راجع به امور ناموسی انقلاب با آمریکا مذاکره نمی‌کنیم سخن گفته‌اند. بنا به قرائن، میتوان فهمید که منظور ایشان از امور ناموسی یکی برد و نوع موشکهای کشور است و دیگری احتمالا موضوع ظرفیتهای هسته‌ای. بواقع نیز هنگامی که مردان سیاسی از ناموس می‌گویند قاعدتاً اشاره به سعید طوسی ندارند و درباره امور مهم و بین‌المللی حرف می‌زنند. ممکن است ناظرانی بپرسند آیا مساله موشکها از امور ناموسی کشور ماست و باید روی آن تعصب و ایستادگی داشته باشیم؟ آشکار است که هر ناظر آگاهی که نگاهی به سرنوشت حداقل یکصد ساله اخیر کشور انداخته باشد به این پرسش پاسخ مثبت می‌دهد. اموری در کشور هست که به نوع حکومت و رفتارش در مسائل دیگر (مثلاً انحصارطلبی در قدرت یا استبداد) بستگی ندارد. امور دفاعی از زمره این امور است. درباره آنها نباید کوتاه آمد.

اما حکومتها غیر از امور دفاعی و خاک وطن و مرز پرگوهر و عمق استراتژیک و امثال اینها ناموس دیگری هم دارند: کشوری امن که بیگانه‌ای جرأت نمی‌کند به آن نظر سوء داشته باشد و ناموس آن را لکه‌دار کند اما ناموس امنیت روانی مردمانش زیر پای بی‌قانونی، تبعیض و ترکتازی خواص دریده شده، ناموس روح جوانانش ذلیل بیکاری‌ و مستعد انواع انحراف گشته، عفت اقتصادش را هر روز یک دزد موید حکومت به یغما می‌برد، و او را تهدید می‌کنند اگر از انقلاب دفاع نکند گروههای سازمان‌یافته بیگانه برای دفاع خواهند آمد، ناموس عمومی و شرافت‌ ملی و عزت انسانی‌ خود را پیشاپیش از دست داده است. موشک و حتی سلاح هسته‌ای نمی‌تواند آن را برگرداند. نمونه دقیقاً کامل آن کره شمالی است. غیرت دفاع از ناموس، نتیجه تعصب نیست، حاصل شعور است!

با حکایتی از شیخ اجل تمام کنیم:
منجمی به خانه درآمد. يکی مرد بيگانه را ديد با زن او بهم نشسته. دشنام و سقط گفت و فتنه و آشوب برخاست. صاحبدلی که برين واقف بود گفت:
تو بر اوج فلک چه دانی چيست
که ندانی که در سرايت کيست

🆔 @jameeno
📰 انجمن حمایت از حقوق کودکان به مناسبت روز جهانی منع کار کودک برگزار می‌کند:

رونمایی از پژوهش در قالب پنل تخصصی
یغمای کودکی

پژوهشی در باب شناخت، پیشگیری و کنترل زباله‌گردی کودکان در تهران

با سخنرانی :
▫️احمد میدری
معاون رفاه اجتماعی وزارت کار، تعاون و رفاه اجتماعی
▫️بهاره آورین
عضو شورای شهر تهران
▫️کامیل احمدی
مردم‌شناس و سرپرست پژوهش زباله‌گردی کودکان
▫️مروئه وامقی
عضو هیات علمی دانشکده علوم بهزیستی و توانبخشی
▫️مراد ثقفی
فعال مدنی
▫️فرشید یزدانی
مدیر عامل انجمن حمایت از حقوق کودکان

سه شنبه : ۲۱ خردادماه
ساعت ۱۸:۰۰ الی ۲۰:۰۰
تالار ایوان شمس


🗾@irsprcorg
#یادداشت_منتخب

🔹فهرست بايدها

▫️با بر هم نهى مجموع وقايع دو هفته اخير میتوان تاييد كرد كه ايران و آمريكا وارد دوره‌ای از "فهرست متوازن نبايدها" شده‌اند. به نحوي كه هر يك از طرفين خطوط قرمز خود و خط قرمزی از طرف مقابل را كه به ازاى رعايت هر آيتم از خطوط قرمز خود رعايت خواهد كرد، مشخص كرده‌اند. نكته جالب آنجاست كه خطوط اصلی اين فهرست متقابل، نه در مذاكره، بلكه پشت بلندگوها اعلام می‌شود. امري كه بازار ارز هم به‌خوبي آن را متوجه شده و فراتر از نوسانات زودگذر سياسي (مثل حرفهاي متناقض پمپئو) به آن واكنش روندی نشان می‌دهد.

نمی‌توان گفت چنين فهرستى پيش از اين وجود نداشته اما قطعا اكنون اين فهرست تعميق شده و برای اولين به طرز معناداری متغيرهای مهم برونزای اقتصادی را هم در بر می‌گيرد. اينكه چه "برهان قاطعی" آمريكا را از فشار حداكثری به يكباره به يك فهرست متوازن تنازل داده، اكنون رسانه‌ای و آشكار نيست (و موضوع اين نوشتار هم نيست)، اما به شرط تدبير، دوره جديد كنترل رفتارهای اقتصادی سلبی طرف آمريكايی می‌تواند براي اقتصاد ايران بسيار خوب و حتی بهتر از هر نوع اقدام ايجابی طرف آمريكايی برای كمك به اقتصاد ايران باشد. طول و عمق اين دوره گذار مشخص نيست و اساسا متغير است، اما قطعا بيشتر به رفتار طرف ايرانی بستگي دارد تا طرف آمريكايی.
فهرست بايدهايی كه احتمالا طرف ايرانی براي طولانی و عميق كردن دوران ثبات ممكن است اتخاذ كند می‌تواند چنين باشد:

۱. كانال مذاكره با آمريكايي‌ها را نبنديد اما هرگز مذاكره‌ای برای به نتيجه ايجابی رسيدن انجام ندهيد. اصطلاحا پای خود را لای در مذاكره نگه داريد.

۲. ضمن رعايت خطوط قرمز طرف مقابل، در همه موارد با نقض آن، يك موی باريك فاصله داشته باشيد.

۳. در همه مواردی كه در فهرست نبايدها تعيين تكليف نشده به‌صورت فعال به طرف مقابل فشار آوريد (موارد يك تا سه مواردي است كه طرف آمريكايی دقيقا در حال انجام آن است).

۴. از فرصت كاهش تنش با آمريكا برای تقويت روابط با قطب‌های مخالف آن بخصوص چين استفاده كنيد. اشتباهی كه پس از برجام رخ داد نبايد تكرار شود. ايران بايد بياموزد كه در جنگ تجاری موجود ناچار از انتخاب چين يا آمريكا نيست، بلكه می‌تواند با چين "و" آمريكا تنظيم مسير كند بدون آنكه وجوه روابط ايران با يكی از اين دو، برگه‌ای برای معامله با طرف غايب باشد. به ياد بياوريم كه بخش مهمي از توفيق برنامه عمرانی چهارم به‌خصوص در حوزه فناوری ناشي از تنظيم صحيح روابط اقتصادی با شوروی "و" آمريكا بود. كشورهای كمی به لحاظ جغرافيايی، تاريخی و اقتصادی شانس بهره‌گيری صحيح از اين "و" را دارند و ايران يكی از آن كشورهای معدود است.

۵. برنامه اصلاح ماليه دولت بخصوص بودجه جاری فارغ از آنكه عدد فروش نفت در چارچوب فهرست نبايدها چقدر خواهد بود (حتي اگر مثلا عدد بالای يك ميليون بشكه در روز بود) حتما بايد ادامه يابد. شرح اين گزاره نياز به يادداشتی جدا دارد، اما رها كردن اصلاح بودجه جاری باعث كاهش كيفيت و طول دوره ثبات جديد خواهد شد. به همين اهميت يا شايد مهم‌تر تغيير منطق بودجه عمرانی و اتخاذ برنامه‌های هدايت اعتبار است. تاكيد می‌كنم عدم افزايش نرخ تشكيل سرمايه ثابت، ايران را به لحاظ اقتصادی در وضعيتی قرار خواهد داد كه امكان حفظ روايی عمل طرف مقابل در فهرست نبايدها را اساسا نخواهد داشت. وضع جديد نه حل مشكل بلكه صرفا فرصتی برای حل مشكل است.

۶. تمركز سياستگذار پولی در دوران جديد عقلا از ارز به سمت سياست‌های مديريت اجزاي نقدينگی خواهد رفت. تكرار اشتباهات گذشته از جمله رها كردن بازار پول يا تصور آن كه تعميق بازارهای مالي از شدت و حجم نياز به ذخاير خواهد كاست نه تنها از حجم مشكلات نخواهد كاست، بلكه بر شدت آن خواهد افزود.

مجددا تاكيد می‌كنم كه دوره تازه نه حلال مشكل بلكه فرصتی برای حل مشكل است كه ميزان توفيق ايران در حل مشكلاتش به صورت درونزا بر دوره زمانی و كيفيت دوره جديد خواهد افزود. / به نقل از کانال اقتصاد سیاسی

🆔 @jameeno
#دیدگاه_همراهان_جامعه_نو

🔸اگر جای دکتر روحانی بودم

🖌علی عادلی

اگر جای روحانی بودم حتما از میان نمایندگان مدعی افزایش حقوق فرهنگیان، و یا از مدعیان فرهنگی منتقد دولت ، وزیر اموزش و پرورش را انتخاب میکردم تا معلم بیچاره متوجه شود صدای منتقدین نظام اموزشی یا از سر فرصت طلبیست و یا از سر جاهلی است


تا زمانی که آموزش و پرورش در هر کوی و برزنی لانه‌ای برای بازیهای سیاسی عده‌ای نماینده دارد و این نمایندگان برای هدایت و سازماندهی انتخابات خود در انتصاب مدیر و معاون مدرسه تا مدیریت آموزش و پرورش در شهرستانها و استانها دخالت میکنند حتما در بر همین پاشنه‌ای می‌چرخد که بطحایی وزیرش بود و حاج‌بابایی و احمدی مدافع سرسخت فرهنگیان بوده‌اند

وزیر که حاضر است برای چند صباحی مدیریت در آغوش نمایندگان کاسب غش کند آن وزیر به درد لای جرز هم نمیخورد چه رسد به اینکه نظام آموزش و پرورش را به دستش بدهی

بدترین ایراد که بر کابینه روحانی وارد بود همین است که اگر وزرایش نمی‌توانستند معیشت مردم را حل نمایند چرا جوانمردی نداشتند تا بجای چسبیدن به میز مدیریت روزگار نابسامان نظام مدیریت ما را با لابی نمایندگان مجلس نابسامان‌تر نسازند

نمایندگان می‌توانستند بجای دخالت در عزل و نصب مدیریت آموزش و پرورش، با تصویب قوانین چاره‌ساز نظیر سامان دادن مسکن فرهنگیان از طریق واگذاری زمینهای بلااستفاده‌ی ا-پ، امتیاز ویژه در استخدام فرزندان فرهنگی، توسعه‌ی دبیرستانهای غیرانتفاعی با واگذاری مدارس دولتی به فرهنگیان، اعطای مجوزهای قانونی جهت تأسیس موسسات آموزشی که حاصلش هم بهبود شرایط زندگی فرهنگیان بود و هم کاهش بار مالی بر دولت راهگشایی نمایند و دغدغه‌ی فرهنگیان را کمتر نمایند
چرا نکردند برای آنکه فرهنگیان عزیز سالهاست در جستجوی نخود سیاهی به نام «رتبه‌بندی فرهنگیان» هستند و راه را گم کرده‌اند.


مهرافزون

🆔 @jameeno
#الف

🔻امتناع و انقراض!

▫️شورای‌سردبیری: چه بر سر کشور خواهد آمد؟ این روزها، این پرسش را معمولاً بر اساس فرضیات مرتبط با احتمال بروز درگیری بین ایران و ایالات متحده پاسخ می‌دهند. اما از منظر دیگری نیز می‌توان افق‌آینده کشور را جستجو کرد، هرچند ممکن است آن مسیر و منظر نیز به نتیجه همان احتمال برسد. آن منظر، موقعیت داخلی حکومت و رابطه‌اش با جامعه است که حکومت عادت کرده اهمیتی به آن ندهد. اما بی‌اعتنایی حکومت به موضوع، اهمیت و تأثیرش را کم نمی‌کند. در واقع بی‌اعتنایی حکومت به چگونگی رابطه‌اش با جامعه تاثیر مخرب‌تری بر کشور دارد تا درگیری خارجی از نوع محدودی که ممکن است بین ایران و آمریکا رخ دهد.

خمیره رفتارحکومت با جامعه و مردم در بخش اعظم دوران جمهوری و بویژه دو دهه اخیر، نفی هویتهای فردی و جمعی بوده است. تلاش برای ذوب هویت‌های فردی و اجتماعی در قالبهای مورد قبول ‌حکومت، هرچند هم با مقاومت و امتناع جامعه روبرو بوده و هم موفقیتی نداشته، اما آثار تخریبی فاجعه‌باری داشته: جامعه‌ای بی‌آرمان، بی‌باور و بی‌افق که در آن همبستگی، همسویی، و وحدت گم شده و جستجوی اشتراک منافع، امیدواری سیاسی، و اهداف‌جمعی از آن رخت بربسته است. چنین جمع بی‌چهره‌ای، جز شورش خشمگینانه روش دیگری برای اعتراض نمی‌یابد و اگر عامل دیگری پیدا نشود، شورش چنین جامعه‌ای حکومت را حتما برکنار می‌کند، هر چند شورشگران برای آنچه کنار می‌زنند بدیلی در جیب ندارند... و مشکل عمده‌ ما، همین است.

تحولات سیاسی در جامعه معمولا به دو صورت رخ می‌دهند: یا شورش حکومتها را برکنار می‌کند و یا جنبشها آنها را با اصلاحات تغییر می‌دهند. تفاوت آنها در این است که اولی برای حکومتی که برکنار می‌کند جانشینی در دست ندارد، و دومی می‌تواند بدون تخریب ساختارهای اجتماعی و دستگاههای اداری، عملکرد حکومت و دولت را عوض کند زیرا بدیلی را عرضه میکند که برای استقرار، نیاز به تخریب شورشگرانه همه ساختارهای موجود ندارد. مدتهاست حکومت ایران جامعه ما را به سمت الگوی نخست سوق داده است. آبستن بروز فاجعه.

احتمالا بدترین اتفاقی که ممکن است برای کشور رخ دهد، چنین شورش فراگیری ‌است که برای حکومت با تهاجم همه‌جانبه کل دشمنان خارجی کشور هم‌وزن است. حکومت البته به روی خودش نمی‌آورد و توان اصلاح خودش را هم برای اجتناب از آن ندارد. اخیرا احمد توکلی، از کهنه‌فعالان سیاسی نزدیک به حکومت که سهمی در رسیدن کشور به این موقعیت دارد، جمله قصار و ساده‌ای گفته با این مضمون که اگر عموم مردم به این نتیجه برسند که مجموعه دولت و حکومت کلا فاسد است آنوقت توطئه دشمن به نتیجه می‌رسد. تفسیری آزاد از این عبارت میتواند این باشد که نارضایتی و اعتراض به فساد و ناکارایی، زودتر از هر تهاجم احتمالی خارجی پرونده این جمهوری را خواهد بست.

شورش‌ها غالبا کورند و از جنبه ریخت‌شناسی نمی‌توان هدفی واحد در آنها جستجو کرد‌. ماهیت آنها نفی وضع موجود است، مانند سیل بی‌شکلند و بدیلی برای وضع موجود در آنها عرضه نمی‌شود. ناآرامی‌های سال ۹۶ ایران که از نظر ماهیت و محتوی یک شورش محسوب می‌شد توان عرضه بدیل نداشت. مخرب و سترون بود، زیرا به خاطر همان فقدان، ظرفیت پایان دادن به #نازایی‌_سیاسی و کشش همراه کردن همه ناراضیان را نداشت و بخش وسیعی از جامعه نیز هنوز به صورتی عاقلانه با هزینه - فایده کردن تحرک به اصلاح حکومت باور داشت. اما این نسبت‌ها نمی‌تواند همیشه ادامه داشته باشد.

وضعیت در کشور ما قابل توجه و حساس و افسوس‌زاست زیرا جنبش‌ عمیق‌‌ اما به اغمارفته اصلاحی آن ظرفیت هضم پتانسیل‌های شورشگرانه و هدایت مطالبات اجتماعی به کانال سازنده را دارد. ریشه این جنبش اصلاحی هنوز خشک نیست و آرمان آن زنده است. بدیلی که ارائه می‌کند نیز از منطق درونی برخوردار است: ادامه همین نظام، اما کنار نهادن وجوه ناروا و شکست خورده آن؛ پایان سلطه فردی، حذف نظارت استصوابی روحانیون، کنار نهادن فرقه‌سالاری، تبعیض بین شهروندان و ...

حکومت تاکنون روبرو شدن با شورشهای کور را بر اصلاح ترجیح داده اما حالا به پیچ خطرناک رویه خود رسیده است: جبهه‌ وسیع بیگانگان مصمم است برای تغییر نظام، حکومت را با شورش‌هایی وسیع‌تر از انتظار روبرو و تحولاتی برون‌زا را تحمیل کند. مقامات آمریکایی به کرات و بدون رودربایستی هدف خود از فشار اقتصادی را ناراضی کردن جامعه و رودررو ساختن آن با حکومت اعلام ‌کرده و حتی برخی از آنها به خاطر اطمینان به کارایی فشارها، تهاجم نظامی را منتفی دانسته‌اند. برای آنها، شورش‌های داخلی مرکبی راهوارتر از ناو هواپیمابر است...
شورشها حاصل عملکرد حکومت‌ها هستند: اگر شورشهای تازه‌ای در بگیرد، کارکردی در مسیر اهداف بیگانه خواهد داشت، اما پدیدآورنده و مسئول آن حکومت است!

🆔 @jameeno
🔻🔻🔻اطلاع داشته باشید!

▫️براساس یافته‌های همراهان جامعه‌نو شخصی درباره یادداشتهای #الف جامعه نو ابتکار تازه‌ای می‌زند و برخی عبارات و بویژه نتیجه‌گیری‌ها را تغییر ماهوی داده و به نام خودش منتشر می‌کند (نمونه‌اش را در پایین آورده‌ایم). نقل بدون منبع در ایران مرسوم است و ما هم تا کنون اعتراضی به آن نداشته‌ایم ولی روش تازه‌ی نقل همراه با تحریف، این روش غیر اخلاقی را تکامل داده و به تهدید امنیتی بدل کرده است. اعتراضی محترمانه به ناقل تحریفگر کردیم، ولی نتیجه‌ای نگرفتیم . با برخوردی حق‌‌‌به‌جانب تکذیب کرد و نوشت :

عزیزم من روزنامه نگار
فعال سیاسی
درنشریات وسایت های مهم پژوهش،مقاله،مصاحبه داشته ودارم
...شاید توادر(تبادر) اذهان باشد!
منبعد اگر مطلبی پهلوبه مطالب شمازد اشاره به نوشته شما هم خواهم کرد!
وشما هم همین کار راکنید!

در مقابل ایشان کار بیشتری نمی‌توانیم کرد جز اینکه ناظران امنیت را توجه بدهیم مطالب جامعه نو ممکن است دستخوش چنین ابتکارهایی شود که مسئولیت آن با ما نیست و همراهان را آگاه کنیم زیرابه هشیاری آنان برای مقابله با نتایج این نوع فعالیتها نیاز است.

🔻 نمونه‌ای از یادداشتهای ایشان را اینجا بخوانید

https://telegra.ph/Ch-06-11

🆔 @jameeno
#الف

🔹میانجی چه ببرد؟

▫️شورای سردبیری: وارد کشمکش نظری تازه‌ای شده‌ایم : "ترامپ می‌خواهد جنگ نشود، حکومت ایران هم جنگ نمی‌خواهد، میانجی ژاپنی هم دارد می‌آید. پس مشکل حل است و نگرانی موردی ندارد... "معتقدان به این یافته تازه، مصلحت‌اندیشانه خواهان آن هستند فعلاً حرفی درباره فرجام وضعیت تنش‌آلود اخیر گفته نشود. تا جایی‌که به تأثیرات روانی روی قیمت ارز و قیمت خودرو مربوط می‌شود حق دارند، اما داستان به این سادگی نیست. بحران حاصل از معضل کنونی در بهترین فرجام خود تزریق یک داروی قوی بیهوشی به اقتصاد کشور را نتیجه خواهد داد که سرانجام آن را به کما می‌برد. اگر فروپاشی اقتصاد جامعه را به هم نریزد، یک درگیری نظامی محتمل رسیدن تقدیر و امر محتوم را تسریع می‌کند و ابعاد مصیبت کنونی را افزایش می‌دهد و ماندگار می‌سازد. آرزوی عدم تحقق چنین وضعیتی عمومی است، ولی همان‌قدر که بخشی از ما در برآورد احتمال خطر افراط می‌کنیم، کسانی هم به مصداق انشاءالله گربه است شرایط را خوشبینانه‌تر از واقع ارزیابی می‌کنند

سردسته گروه اخیر، حکومت ایران است که فضا را فراتر از رجز خوانی‌های خود نمی‌بیند و بیش از دیگران به تحلیلهای مبتنی بر گرایش بیشتر ترامپ به معامله به جای جنگ، ناتوانی ارتش ایالات متحده در اداره یک جنگ با ایران، افزایش شدید و بازدارنده قیمت نفت در صورت بروز درگیری، و مانند اینها باور دارد. اما این باورها فریب دهنده‌اند. سفر بن علوی و نخست‌وزیر ژاپن به تهران در واقع نشانه مثبت بودن موقعیت نیست، هر چند شاید بعداً موقعیت مثبتی ایجاد کند. نخست‌وزیر ژاپن برای پایان دادن به جنگ لفظی و رجزخوانی طرفین به تهران نمی‌آید (اگر موضوع را جدی نمی‌یافت، نمی‌آمد!). برای جلوگیری از وقوع درگیری‌هایی با ماهیت و شدت و زمان نامشخص اما قطعا مهیب به تهران سفر می‌کند. زمزمه انشاءا...گربه است، بویژه از سوی اهل نظر خطرناک است.

مشکل همه ما مثل حکومتمان این است که می‌خواهیم مخاطبان را با خبر دادن از آینده راضی کنیم و بنابراین حکم به قطعی بودن احتمال‌های مورد باورخود میدهیم. ما زودتر از دیگران در همین کانال پیشنهاد دادیم تماس با ترامپ باید مستقیم و بی‌واسطه نزدیکان تندرو و ماجراجویش باشد و بسیار پیش از سفر ظریف به ژاپن پیشنهاد دادیم ایران به دنبال واسطه پر وزنی چون نخست‌وزیر ژاپن باشد، اما حالا این جسارت را نداریم که نتیجه این واسطگی را پیش بینی کنیم. در مقابل، هستند کسانی که کار را تمام‌شده می‌پندارند و روندی مطمئن از تنش‌زدایی و حتی صلح در مقابل می‌بینند. این تصویری مخدوش و با حذف اجزای مهم است.

پذیرش واسطگی ژاپن توسط ترامپ، آزاد شدن یک عرب آمریکایی از زندان ایران، و برخی نرمش‌ها در دعاوی پراز تناقض ترامپ، حداکثر ممکن است فضایی خوشبینانه و روندی از تنش زدایی در همان حدی که با کره شمالی صورت گرفت پدید آورد، اما مساله و تهدیداصلی هدفی است که پشت تحریمها، و زیر امیال میلیتاریستی مشترک پیکره صنعتی-نظامی آمریکا، تصورات سران دولتهای عرب، و عطش اسرائیلی‌ها برای راه انداختن ماشین جنگ طولانی بین کشورهای منطقه و با هدف نابودی ایران نهفته است. این ماشین را فقط ایران می‌تواند خاموش کند و برای آنکه این ماشین خاموش شود، مهمان امروز باید حرف‌های تازه‌ای از مقامات ایران بشنود و احساس متفاوتی را با خود ببرد. حالا دیگر مهم نیست حاضریم چند آمریکایی را تا فرودگاه بدرقه کنیم، مهم نیست درباره سقف برد موشکها در کدام نقطه به توافق برسیم، و مهم نیست انبار اورانیوم متورم شده باشد یا خالی شود. مسیر بیرون بردن این مسائل فرعی از روی میز و حل کردن مساله اصلی، دادن این اطمینان به بخش آمریکایی-عربی آن پیکره است که منافعش از طریق تحریم‌های منجر به جنگ تأمین نخواهد شد و اگر تهدیدها پایان یابد ایران تازه‌ای در مقابل آنها وجود خواهد داشت.... ما می‌توانیم اسم آن را #ایران_نامتخاصم بگذاریم.

بعد، وقتی آقای نخست‌وزیر را همراه با این پیام بدرقه کردیم، قدم دیگری باید برداشت. باید بلافاصله با اعراب پشت میز نشست.
امتحان کنیم ببینیم اصلا می‌توان نشست!

🆔 @jameeno
🔻تصاوير ديده نشده آذربايجان پس از نيم قرن

🔸«از کرانه‌های ارس» روی ديوار دنا

نمایشگاه عکس‌های «حبیب فرشباف» با عنوان «از کرانه‌های ارس» از 24 خرداد در گالری دنا در تهران افتتاح می‌شود.

روشن نوروزي كيوريتور «از كرانه‌هاي ارس» گفت: «در این نمایشگاه که توسط آژانس عکس ایران‌ایمیجز برگزار می‌شود، 40 فریم منتخب از مجموعه عکس‌های حبیب فرشباف از روستاهای دورافتاده آذربایجان در دهه 40 شمسی به نمایش گذاشته می‌شود.»
نوروزي در معرفي عكاس اين مجموعه گفت: «حبیب فرشباف در تیرماه سال ۱۳۴۲ پس از گرفتن دیپلم طبیعی به عنوان معلم سپاه دانش به روستاهای دورافتاده قره‌داغ آذربایجان رفت و تا سال 1353 در آنجا ماندگار شد. در آن زمان بیش از نیمی از روستاهای این منطقه معلم نداشت، جاده‌ها ماشین‌رو نبودند و برای رسیدن به این روستاهای دورافتاده باید مسیر 10-12 ساعته‌ای را پیاده یا با قاطر طی می‌کردند. حبیب فرشباف در مدت زمان حضورش در این روستاها با یک دوربین لوبیتل از زندگی روستائیان و رویدادهای آن زمان عکاسی کرده است.»

افتتاحیه: جمعه ۲۴ خرداد
گالری دنا: خیابان سپهبد قرنی، بالاتر از چهارراه طالقانی، کوچه سوسن، پلاک ۴

🆔 @jameeno
🔸ادعای تازه آمریکا درباره نفتکشها

▫️جامعه نو: پنتاگون فیلمی منتشر کرده است که ادعا می‌کند ساعتی پس از انفجار نفتکش‌ها و تخلیه پرسنل آنها توسط نیروی امدادی ایران، یک وسیله انفجاری منفجرنشده از بدنه کشتی توسط نیروهای ایرانی که با قایق به کنار کشتی رفته‌اند خارج شده است. فرماندهی مرکزی ایالات متحده مدعی شده‌اند این قایق متعلق به سپاه است و این را مهمترین مدرک متهم کردن ایران در نظر گرفته‌اند. با این حال نیویورک‌تایمز در تیتر و متن خبر خود از متهم کردن ایران در این مورد خودداری کرده است.
این همان مدرکی است که پمپئو دیروز به آن اشاره و ایران را متهم کرده بود.

🆔 @jameeno
#تصویر_وقایع_روز

🔻در پس پرده!

▫️جامعه‌نو: بسیار بعید است پاسخ جمهوری اسلامی و بویژه پاسخ دولت ایران به نخست وزیر ژاپن و دولت آمریکا آن باشد که علنی شده است، هرچند این را نمی‌توان با قاطعیت گفت که پاسخ دولت به عنوان نماینده رسمی جمهوری اسلامی در عرصه بین‌المللی صرفاً این باشد که نمیخواهم بشنوم و حرفی هم ندارم. امر قطعی این است که پاسخ علنی ایران به درخواست ارائه شده اولا متضاد با اقدام دو روز پیش آزاد کردن زندانی لبنانی آمریکایی است و ثانیا همسو با رخدادهای صبح دیروز در دریای عمان. از میان این سه رخداد، مشخص و قطعی است که اقدام آزاد کردن زندانی تصمیم نظام بوده، پاسخ واقعی و محرمانه دولت ایران به نخست‌وزیر ژاپن افشا نشده است، و انفجار نفتکش‌ها هم با وجود قرائنی که ایالات متحده ارائه کرده است نمی‌تواند تصمیم جمهوری اسلامی باشد.

گمانه‌هایی که می‌توان زد به قرار زیر است:
ایران نزار زکا را رها کرده تا حسن نیت و آمادگی خود را نشان دهد و سطح تنش را کاهش دهد
علیرغم پاسخ علنی منفی، ایران بدون دادن قول اقدامی اضافی به میانجی، به او تفهیم کرده باشد سطح مخاصمه خود را با ایالات متحده (فقط ایالات متحده) کاهش می‌دهد و انتظار متقابل دارد.
نیروهایی با آگاهی پیشاپیش از پاسخهای غیرعلنی ایران به درخواست میانجی، تدارک عملیاتی را دیده باشند که کل پروژه و ماموریت نخست وزیر ژاپن برای کاهش تنش را هدف قرار داده و انفجارهای دیروز را صورت داده باشند.
منطقی است نیروهایی که می‌خواهند ایالات متحده را وارد جنگ کنند، با حوصله و به صورتی عمل کنند که در عرصه بین‌المللی، ورود این کشور به انجام عملیات علیه ایران کاملا موجه و به عنوان پاسخگویی به عملیات خصمانه شناخته شود.
دولت ایران باید برای خنثی کردن پروژه پنتاگون فورا وارد عمل شود.

🆔 @jameeno
🔹کار سخت کودکان و کار سخت‌تر نهادهای مدنی

▫️لیلا رزاقی / جامعه‌ نو: همزمان با 12June روز جهانی لغوکارکودک ، انجمن حمایت از حقوق ‌کودکان که از قدیمی‌‌ترین انجمن‌های حوزه کودک است، ضمن برگزاری یک نشست تخصصی از پژوهشی در ارتباط با "زباله‌گردی کودکان" رونمایی کرد. پدیده‌ای که در سالهای اخیر به دلایل ساختاری ، رو به گسترش است. تداوم سیاستهای غلط اقتصادی تاثیرگذار بر افزایش فقر در دهک‌های پایین جامعه و در نتیجه ورود کودک به چرخه کار سخت و افزایش مهاجرت‌های اجباری از کشورهای همسایه در نتیجه جنگ و نابسامانی‌های اقتصادی و اجتماعی، از دلایلی است که پیش از این صاحب نظران حوزه‌کودک به عنوان دلایل افزایش حضور کودکان در کارهای سخت ( از جمله زباله‌گردی) برشمرده بودند. پژوهش اخیر به نوعی با تکیه بر همین پیش زمینه‌ها و این بار به صورت تحقیق میدانی به بررسی موضوع زباله‌گردی کودکان پرداخته است. بر اساس این پژوهش ۱۴۰۰۰ زباله‌گرد در تهران وجود دارند که ۴۷۰۰ نفر از این افراد یعنی معادل یک سوم آنها را کودکان تشکیل می‌دهند. فاجعه‌ای که زیر سایه دستگاه مدیریت شهری به بقای خود ادامه می‌دهد.

نشست رونمایی از پروژه زباله‌گردی کودکان در تهران با عنوان "یغمای‌کودکی" روز سه شنبه 21 خرداد، در تالار ایوان شمس و با حضور فعالین اجتماعی و سیاستگذاران برگزار شد. نشستی که با توجه به کنجکاوی فعالان حوزه کودک برای آگاهی از جزییات پروژه انجام شده ، با استقبال زیادی مواجه شد. به گفته دست اندرکاران طرح، این پروژه که با حمایت مالی چند اسپانسر به انجام رسیده، از طرح ایده تا رونمایی حدود ده ماه طول کشید و 11 پژوهشگر با آن همکاری کردند. این پروژه تلاش کرد به پرسش‌هایی چون؛ "عوامل تاثیرگذار بر شکل‌گیری پدیده زباله‌گردی کودکان، پیامدهای زیستی، روانی، اجتماعی و فیزیکی زباله‌گردی برای کودکان و ساماندهی، تفکیک زباله و کاهش آسیب‌های زباله‌گردی کودکان" پاسخ دهد. به ادعای پژوهش ، مناطق 22 گانه تهران،7محل بازیافت و 26 گود و گاراژ، در این پروژه مورد مطالعه قرار گرفتند.

🆔 @jameeno

🔻 بیشتر بخوانید

https://telegra.ph/La-06-14