جامعه نو
4.93K subscribers
989 photos
33 videos
17 files
770 links
رسانه روزنامه‌نگاران مستقل

تماس با ما: @jameeno_pr
Download Telegram
#الف

🔸به‌کدام نقطه نگاه کنیم!

▫️شورای سردبیری: چند هفته نشخوارخبرهای ساخته شده در باره احتمال ملاقات و معامله روحانی و ترامپ در سازمان ملل برای رسانه‌هاکافی نبود، حالا که چند روز است روحانی برگشته تا به گرفتاری‌های خودش برسد و ترامپ هم در چاه گرفتاری‌های خودش است، دوباره در باره آن معامله احتمالی و فرضی و آرزوشده‌ی ناممکن خبر سازی میشود ؛ خوراکی برای افکارنگران عمومی ، برمبنای حدس و گمانها یا کم ارزشترین خبرها، خبرهایی مثل تمایل یا طرح یک سیاستمدار برای وصل کردن دوطرف و مانند آن. آمیزه‌ای از امیدهای الکی برای مخاطب و تشویق حکومت به ادامه بازیهای تبلیغاتی توهم زا.

هرچند هدف اکثراین خبرها و تفسیرهای افراد موسوم به کارشناس از آنها پوشاندن واقعیتهای مهمتر نیست، ولی کارکردشان معمولا همین است. رسانه‌ها متاسفانه از هیچ خبرسازی میکنند تاجذاب باشند و در این میان از طرح مسائل مهمتر باز میمانند. در همین مورد مرتبط باایالات متحده، کنکاش پیرامون انگیزه‌ها و پیشرانه‌های نهفته در پس مواضع‌اشخاص و کشورها، اهمیت بیشتری ازخود این مواضع دارد که البته مفقوداست ، و یا اثری از تحلیل منطقی درباره نتایج نهایی‌ احتمالاوخیم وضع‌موجود به چشم نمیخورد. این البته به معنی‌توصیه به انگیزه‌خوانی وجستجوی‌نیات پنهان سیاستمداران نیست. هدف، دستیابی به بخش پنهان یا نادیده واقعیتها و نشان دادن نتایج نهایی سیاستهابه جامعه‌است . مثلا آشکار است رسانه‌های ضد جمهوری اسلامی علیرغم صرف انرژی و پول فراوان ، از مسیر تحلیل منتهی به نهی حکومت ایران از برخی تحرکات ( گاهی حتی تشجیع هم میکنند!) نمیروند و از اعلام نتایج سیاستهای جاری هم عامدانه خودداری میکنند. نقش آنها بیشتر نشان دادن نقاط سیاه عملکرد گذشته حکومت به منظور تحریک مردم ساده‌لوح به رویارویی و شورش است . این نقش‌سازنده‌ای البته نیست.

اما موضوع این نوشتار نگاه‌ها و تحلیلهای درونی و داخلی است که اهمیت بیشتری دارند و میتوانند به ما در عبوراز دشواریها کمک کنند . باز هم به عنوان نمونه، کمتر دیده میشود که تحلیلگران بحثی عمیق در مورد تاکتیک "نه جنگ ، نه مذاکره" عرضه کنند. بسیاری از تحلیلگران اصلاح‌طلب نقطه شروع خود را توصیه به مذاکره میگذارند و در باره لزوم آن استدلال میکنند و حتی‌رطب و یابس میبافند ، غافل از اینکه حکومت به وقت مناسب که خودش بداند ( و معمولا در بدترین زمان و از ضعیفترین موضع است ) با شیطان هم مذاکره خواهد کرد و این شعار باب روز"عدم مذاکره زیر فشار" را هم زیر پا میگذارد(قبلا یکبار زیر فشار مذاکره جانانه‌ای کرده است). خلاصه اینکه حکومت نیاز به توصیه مشفقانه رفتن به مذاکره ندارد، این جامعه است که نیاز به آگاهی از نتایج‌وضع‌موجود (هم سیاستهای حکومت و هم بدسگالی‌های جهان غرب)دارد . نیاز دارد درباره چیزهایی بشنود که حکومت حرف زدن درباره آنها را دوست ندارد. یادمان باشد حرف زدن در باره سیاست خارجی حکومت کار دشواری نیست، اما دستگاههایی در حکومت وجود دارند که سخن گفتن نقدآمیز در باره بخش خاصی از سیاست خارجی ، سیاست منطقه ای ، را برنمی‌تابند و واکنش های تند نشان میدهند.

اما شرم‌ و رودربایستی یا ترس از اخم ولعن حکومت نباید مانعی در مسیر انجام این نقدها باشد. گاهی احساس میشود رسانه‌دارها وسخنگویان فراوان جبهه اصلاحات به عللی از گفتن حرفهای لازم ابا دارند ، همانگونه که بیش از یک دهه پیش ، از مخالفت مردمان با ترجیح نفع فلسطینی‌ها و لبنانی‌ها برمنافع مردم ایران شرمنده ومنکر بودند. آنها دربار‌ه مسائل مهمی چون ماهیت سیاست فشار و درگیری نیابتی و آثار درازمدت آن بر سرنوشت کشور ساکت‌اند. نقد سیاست منطقه‌ای کشور در تحلیلهایشان دیده نمیشود. به‌نظر میرسد ناظران آگاهند که دومساله لزوم تقویت توان نظامی و درستی یا نادرستی سیاست امنیتی منطقه‌ای با یکدیگر تفاوت دارند ، ولی وقتی تقویت توان نظامی و لزوم هشیاری‌ را تایید میکنند، در باره درستی سیاستهای منطقه‌ای حکومت و فواید و مخاطرات پیمانها و خصومتها سکوت میکنند؛ سکوتی که تفسیر به‌ تایید بی چون‌و‌چرای سیاست حکومت میشود.

یک وظیفه مهم رسانه‌ها ، فعالان سیاسی و روشنفکران مستقل تشخیص درجه اولویت و حیاتی بودن مسائل و تمرکز بر سخن گفتن در باره آنهاست. چنانکه گفته شد، بی ترس از اخم و عصبیت، و بی واهمه از لعن و اتهام ، و... موضوعات به تابو تبدیل شده در سیاست خارجی ، حیاتی ترین مسائل کشورند!

🆔 @jameeno
جامعه نو
#دیدگاه_همراهان_جامعه_نو 🔹اینگونه که به تحقیر خویش نشسته ایم 🖌احسان آزاد ▫️شاید در این روزها که فضای کلی رسانه ها، چه داخلی و چه خارجی و چه در عرصه رسانه های نوشتاری و چه فضای مجازی، شاید طبق روال این سالها، مملو از نوشته‌ها و پست های سیاست زده هست و به…
#دیدگاه_همراهان_جامعه_نو

🔸عقل سلیم بهتر است یا احساس مثبت؟

📎یادداشتی بر «این‌گونه که به تحقیر خویش نشسته‌ایم»

🖌مهدی کرشته

▫️اولا چند سال پیش ادعای مخترعی که اتومبیل برقی درست کرده بود و ایران خودرو و... اجازه بهره‌برداری از اون رو نمیدادند به خاطر دارید؟ همه اون اخباری که حتی اون ور آبی ها هم کلی سرو صدا کردند یک کلاهبرداری بود. به همین منوال بقیه این اخبار هم عمدتا دروغ بوده و حداکثر یک کلاغ چهل کلاغ است. در خصوص خبر زبان برنامه نویسی داخلی بنده برداشتم این است که خبر احتمالا برداشت غلط خبرنگار و سعی در غلو آمیز جلوه دادن موضوع بوده است و به این شکل که توضیح داده شده صحیح نیست. بنده کارشناسی ارشد فناوری اطلاعات هستم و شخصا یک زبان برنامه نویسی فارسی طراحی و اجرا کرده ام و میدانم که این کار ابدا کار ساده ای نیست و در ابعاد نیازها و تخصص های ما شدنی هم نیست. چیزی که از خبر استنباط میکنم هم این است که متخصص موضوع خبر نوعی چارچوب نرم افزاری برای کار خویش برمبنای یکی از زبانهای موجود توسعه داده که به دلیل فراگیر بودن توانمندی ها میتواند مورد استفاده دیگران قرار بگیرد. لذا با وجود ارزشمند بودن تلاش و خروجی این دوستان، این خبر که زبان جدیدی طراحی شده است احتمالا صحت نخواهد داشت.

سیستم عامل اندروید داخلی هم یک کلاغ چهل کلاغ دیگری در این وانفسای خبری است. اندروید خود سیستم عاملی است متن باز، که برای توسعه و استفاده از آن نیاز به هیچ هزینه یا دردسری به جز مطالعه مستندات توسعه آن ندارد. هر برنامه نویس تازه کاری با کمی همت و مطالعه و زمان میتواند یک نسخه از این سیستم عامل را شخصی سازی کند چنانچه چیزی که با عنوان رام های مختلف اندروید میبینید همین فعالیت است که توسط برنامه نویسان در سطح دنیا در حال انجام است. پس سیستم عامل داخلی خبری به لحاظ محتوایی کلاهبرداری است!! هرچند که ظاهری صحیح داشته باشد.

با وجود اینکه تولید اتومبیل در تخصص بنده نیست ولی از اونجا که نخوردیم نون گندم ولی دیدیم دست مردم، بدیهیست کسی که بتواند یک اتومبیل را به صورت کامل مهندس معکوس نماید و بازسازی کند خوراک علمی برای راه اندازی خط تولید آن را نیز خواهد داشت. تولید اتومبیل جزو صنایع هایتک هست و رسیدن به علم آن حتی از طریق مهندس معکوس کاری بسیار پیچیده و زمانبر است. مگر تاکنون شرکتهای خودرو سازی در ایران و سایر نقاط دنیا کم تلاش کرده اند که اختراعی را در حوزه خودرو مهندسی معکوس کنند ولی موفق نبوده اند؟! مگر ما یا چینی ها کپی رایت را رعایت میکنیم که نگران استخراج دانش از طریق مهندسی معکوس باشیم و هزینه های چندین میلیارد دلاری را به خود و مملکت تحمیل میکنیم تا انتقال تکنولوژی را توسط خود شرکتهای پیشرو در سطح دنیا انجام دهیم؟! امکان بازسازی اتومبیل ازطریق مهندسی معکوس توسط چند نفر در بازه زمانی چند سال نامحتمل و نامعقول است.
اینکه این اخبار چقدر صحت دارند با بررسی ساده ای ممکن است ولی در نگاه اول طبیعی است خواننده دارای عقل سلیم این اخبار را هجو های با کاربری سیاسی فرض کند. چنانچه در موارد مشابه ازجمله ادعاهای رییس‌جمهور پیشین در خصوص تولید انرژی هسته ای در منزل توسط دو نوجوان مسخرگی اخبار برای خوانندگان مفروض بوده است.

نتیجه اینکه سابقه خراب این چنین اخبار شرایطی را فراهم میآورد که همچون داستان چوپان دروغگو افکار عمومی تاب این چنین اخباری را نداشته باشند و حتی اگر (و فقط اگر) این اخبار درست هم باشد، در ابتدای امر مورد مناقشه قرار گرفته و پس از اثبات صحت (که معمولا دچار لوث شدگی خواهد شد) جو موافق ایجاد میگردد.

ثانیا چه نیازی به اخبار خارق عادت هست برای اینکه به خود ببالیم و احساس تحقیر شدگی نداشته باشیم؟!! مگر تمام دنیا در حال اختراع و اکتشاف و مهندسی معکوس خودروهای سوپراسپرت دنیا هستند که احساس تحقیر شدگی ندارند و یا همگی یک سری سرخورده و بی دست پا هستند؟!! خیر. ما به دلیل جو زدگی فرهنگی دیگر امکان انرژی گرفتن از اخبار خوب عادی نداریم. دوز دروغپردازی ما آنقدر بالا رفته است که دیگر امکان لذت بردن از عادات ساده و مثبت روزمره را نداریم. حتما باید چیزی خارق عادت باشد تا مارا به هیجان آورد و همین موضوع است که دست کلاشان و کلاهبرداران را در مملکت باز گذاشته است، چرا که دروغپردازیشان خریدار دارد. به جای جعل اخبار دروغ یا یک کلاغ چهل کلاغ کردن اخبار سعی کنیم ارزش واقعی چیزها را در زندگی بازیابی کنیم. برای یک موفقیت ساده هم ارزش باشیم نه اینکه "خوب مگه چیه اینو که فلان جا یا فلان کس هم انجام داده!" این رویکرد به غیر از تخریب روحیه تلاش و خلاقیت افراد نتیجه دیگری نخواهد داشت و نتیجتا هیچ گاه از فضایی که خلاقیت های کوچک ارزشمند شمرده نمیشود، خلاقیت های بزرگ ظهور نخواهد کرد (این موضوع دلیل اصلی مورد اول است).

🆔 @jameeno
#الف

🔸فراتر از تاکتیک!

▫️شورای سردبیری: به برخی از خوانندگان پرسشگر قول داده بودیم سر فرصت، یکبار دیگر اصول استراتژی #خارپشت را شرح دهیم و مناسبت آن را با موقعیت کشور بیان کنیم. آن فرصت فرا رسیده است.

کشورهای فاقد استراتژی مشخص و اندیشیده در عرصه‌ سیاست بین‌الملل و امنیت ملی، امکان دفاع از منافع جامعه و حکومت را ندارند. استراتژی سیاست خارجی برمبنای منافع کلان و درازمدت کشورها طراحی میشود. این استراتژی را نمیتوان با دست باز و بر مبنای آرزوها طراحی کرد و عوامل محدودکننده‌ای بر طراحی آن حاکمند که عمدتا تواناییهای واقعی کشورها در اعمال قدرت در عرصه بین‌الملل و محدودیت‌های ناشی از حضور قدرت‌ها در جهان بیرون هستند. استراتژی کارا، فقط زمانی که این محدودیت‌ها را در نظر بگیرد و در چارچوب اضلاع محدودکننده طراحی شود حاصل خواهد آمد. یک استراتژی سیاست خارجی مستحکم و مقوم امنیت ملی باثبات و فاقد نقاط ضعیف و شکستنی، در نتیجه تعامل و تعادل امکانات و محدودیتها پدید می‌آید.

گزیده‌ای از سرمقاله

* ایدئولوژی‌زدایی ازسیاست خارجی و گریز از فرقه‌گرایی، بویژه در برابر کشورهای عربی و در مرحله بعد کشورهای غربی. این مسیر به تنش‌زدایی و توسعه فضای اطمینان منتهی میشود
*  از ورود به هرگونه درگیری عربی - عربی خوداری کند و حل مسائل اعراب را به خودشان واگذارد. 

*  استراتژی امنیتی پیرامونی را که ناکارآمد است و به کشمکش‌های بلاهت‌بار و بی‌نتیجه نیابتی منتهی میشود کنار بگذارد.
  
*  بر توان نظامی و قدرت دفاع در چارچوب مرزهای ملی بیفزاید و کسب آمادگی و هشیاری در برابر تحرکات این منطقه‌ را که نابخردی و بدویت در آن بیداد میکند رها نسازد.
 
*  برای کسب اطمینان به صدق این استراتژی امنیتی - دفاعی در میان کشورهای مدعی کنترل جهان، تارفع بدگمانی‌های آنها تلاش کند. افزایش ظرفیتهای هسته‌ای کشور و توسعه کم‌هزینه توان موشکی بدون ایجاد درگیری فقط از این مسیر و با معرفی یک #ایران_نامتخاصم ممکن است.

مجموعه این اقدامات و آنچه در نهایت آن مدنظر است را می‌توان استراتژی امنیتی #خارپشت نام گذاشت. در باره کیفیات آن باز هم میتوان نوشت و درباره نتایج آن نیز به بخشی از مطلبی که حدود یکسال پیش در جامعه‌نو عرضه شده است بسنده میکنیم: "...رفتار تنش‌زدایانه، تبدیل درگیری سیاسی و امنیتی با کشورها به وابستگی متقابل اقتصادی، کنار کشیدن از رویارویی‌ها و هیجانات نظامی منطقه، افزایش قدرت نظامی و آمادگی برای واکنش سریع و قدرتمند، در عین حال تعطیل کردن معرکه رجزخوانی. زیرک؛ هشیار؛ بزخو؛ ساکت؛ و البته چنبره‌زده و آماده پرتاب موشک به محض احساس خطر واقعی، همچون یک #خارپشت؛ آرام و بی‌صدا، اما آماده پرتاب تیغ‌های ترسناک. 

این چیزی فراتر از تاکتیک، و استراتژی #خارپشت است.

🆔 @jameeno

🔻بیشتر بخوانید

https://telegra.ph/Tac-10-07
🔸ملاقات مخفیانه وزرای خارجه و دفاع آمریکا با مقام سعودی

▫️جامعه نو: خالد بن‌سلمان معاون وزارت دفاع عربستان سعودی از دیدار اعلام نشده‌ای بین خودش و پومپئو وزیر امور خارجه و مارک اسپر وزیر دفاع ایالات متحده خبر داده است که در آن موضوع چگونگی واکنش در مقابل ایران مورد بحث قرار گرفته است. این خبر، غیررسمی و از طریق توییت مقام سعودی آشکار شده است.

خبرگزاری رویترز که ساعاتی پیش خبر را اعلام کرد به نقل از توییت خالد که برادر محمد بن‌سلمان و معاون او در وزارت دفاع سعودی است نوشت امنیت منطقه‌ای و همکاری نظامی را با محوریت مساله ایران با دو مقام آمریکایی مورد بحث قرار داده است.
شاهزاده سعودی از محل و زمان ملاقات خبر نداده است و هیچیک از رسانه‌ها درباره این ملاقات خبری ارسال نکرده‌اند. رویترز در اشاره ضمنی به زمان این ملاقات صرفا از اینکه در آن پیرامون حمله ترکیه به سوریه چیزی گفته نشده است خبر داده‌ است.

آخرین سفر آشکار پومپئو به عربستان در ۱۸ سپتامبر (۲۷ شهریور ) به دنبال حمله به تاسیسات نفتی عربستان بوده است.

🆔 @jameeno
#تصویر روز

🔹با فرصت تازه چه کنیم؟

🔻تکرار یک حادثه شک‌برانگیز :

▫️جامعه نو: در آستانه سفر یک میانجی بین ایران و عربستان به تهران، یک نفتکش دیگر هدف موشک قرار گرفت . این بار یک نفتکش ایرانی! عجیب نیست؟

ما میتوانیم ادعا کنیم این نفتکش را هم همانهایی زده اند که در زمان حضور نخست وزیر ژاپن در تهران برای میانجیگری از سوی آمریکا به نفتکشها حمله کردند ، ولی این کار را نمیکنیم. بعید هم هست بن سلمان آنقدر بی شعور باشد که پیش از رسیدن واسطه اش به تهران ، به مایملک ایران حمله کند ، اما فرض میکنیم کار او باشد، با این استدلال که " زدید! زدیم ! یک یک مساوی . حالا بیایید سازش کنیم. "

پس بالاخره عربستان وارد عمل شد تا تلافی کند، هرچند با احترام کامل به قانون نانوشته درگیری در خاورمیانه: بزن و تکذیب کن! نشانه و نمادی از اینکه جنگها و درگیری های خاورمیانه کماکان عادلانه و شرافتمندانه نیستند، و از نیمی از الگوی سابق اسرائیل (بزن ، اما نه تایید کن و نه تکذیب)پیروی میکنند.... یا جرات نیست ، یا توضیح محکمه پسند و شرافتمندانه!

به هر حال هدف قرار دادن نفتکش ایرانی در دریای سرخ را که در چارچوب همین الگوی ابلهانه خاورمیانه‌ای رخ داده، میتوان مهم و یک گام دیگر به سوی جنگ فرض کرد و میتوان نشانه محتملی از میل به پایان در گیری ها نیز دانست: فردا نخست وزیر پاکستان به تهران میآید تا یک دور دیگر از میانجیگری را شروع کند و هدف قرار دادن نفتکش میتواند ارسال این پیام باشد که " میتوان زدو خورد را تا فراگیر شدن جنگ ادامه داد ، اما میتوان این میانجی را هم فعال کرد و به سمت تنش زدایی رفت. " باید منتظر بمانیم تا نخست وزیر پاکستان بیاید و معلوم شود سران حکومت پاسخی برای پادشاه عربستان دارند یا برای او هم نه!

خدا به خیر کند ، ولی اگر رخداد اخیر گام دیگری به سوی افزایش سطح درگیری و سپس جنگ بر اساس موضع "یکی بزن ده تا بخور " برخی اذهان متمایل به " کسب برتری میلیتاریستی در مسیر رفتن به سوی مذاکره و سازش " از کار در آید ، کارگردانی داستان ایران و اعراب بطور کامل از دست ایران و دولتهای عرب به در خواهد رفت و در کف هارترین دارودسته های سرمایه داری آمریکا و اروپا و صهیونیستها قرار میگیرد . ایران و عربستان هردو به سازش و پذیرفتن نفوذ یکدیگر نیاز دارند تا به حل مشکلات داخلی خود بپردازند.

سناریوی " ختم به پذیرش حضور یکدیگر" بیش از طرف مقابل به نفع ایران ، و در چارچوب این واقعیت است که یک ایران نامتخاصم با مخاطرات بین‌المللی کمتر و فرصتهای توسعه بالاتری روبروست. اگر این میل در ما هست که از موضع بالاتر وارد عرصه مسالمت شویم ، فردا روز تحقق آن است. این عربستان است که واسطه و میانجی میفرستد و نه ایران!

🆔 @jameeno
فاطمه صادقی : تراژدی اصلاح‌طلبی/ سیاست ناممکن نشده است. این #اصلاح‌طلبی است که پایان گرفته است. اکنون ماییم که باید تخیل‌مان را از اصلاح‌طلبی آزاد کنیم. فصل #انتخابات پایان گرفته و فصل انتخاب از راه رسیده است.
#اصلاحات

👈از آخرین «تکرار می‌کنمِ» نه‌چندان آبرومندانه‌ی سید اصلاحات در انتخابات ۹۶ تا روزی که اسلحه‌ی یک اصلاح‌طلبِ گویا خوش‌نام که زمانی سکان‌دار وزارت آموزش و پرورش دولت اصلاحات هم بود، یک زن را در یک ماجرای به‌ظاهر خصوصی، اما عمیقاً سیاسی، از پا در آورد، تنها دو سال طول کشید. در این تراژدی، ضدِّ قهرمانِ مبتلا به اسکیزوفرنی جنسی-سیاسیِ حاد، همچون هر تراژدی دیگری، با حذف قهرمان زنده ماند. میترا استاد، قهرمان این تراژدی، که اصلاح‌طلبان برای مخدوش کردن شخصیتش از هیچ تلاشی فروگذار نکردند، کاری سترگ را به انجام رساند: نجفی را وادار کرد از دوگانگی دست بردارد. تزلزل و دوگانگیِ ذاتیِ اصلاح‌طلبی که از حاکمیت دوگانه در بالا تا دوگانگی در پایین یعنی زندگی شخصی را دربرمی‌گیرد، در این ماجرا به‌خوبی از پرده برون افتاد. همچون هر تراژدی دیگری، مسأله به انتخاب سرنوشت‌ساز میان ابتذال و مرگ مربوط بود. این واقعه ابتذال از نوع اصلاح‌طلبانه را که «تصادفاً» با یک وزیر فرهنگ دیگر آغاز شد، به نهایت رساند. اما تصادفی در کار نیست. ابتذال به نام فرهنگ شاید تنها پروژه‌ای باشد که اصلاح‌طلبی در انجام آن تمام و کمال موفق بوده است...
radiozamaneh.com/467467
بریده‌ها و براده‌ها
فاطمه صادقی : تراژدی اصلاح‌طلبی/ سیاست ناممکن نشده است. این #اصلاح‌طلبی است که پایان گرفته است. اکنون ماییم که باید تخیل‌مان را از اصلاح‌طلبی آزاد کنیم. فصل #انتخابات پایان گرفته و فصل انتخاب از راه رسیده است. #اصلاحات 👈از آخرین «تکرار می‌کنمِ» نه‌چندان…
#الف

🔸یخ‌زده!

▫️شورای سردبیری: میخواهیم از همراهان دعوت کنیم برای آشنایی با ابعاد انحطاط روشنفکری در کشور، پیش از خواندن ادامه این الف، مطلب فوق را بخوانند: مطلبی در تخطئه جریان اصلاح‌طلبی، و پایکوبی برجنازه آن به خاطر سلطه #نازایی‌‌_سیاسی برکشور و گیر افتادن تفکر اصلاح‌طلبی در بن بست امتناع سیاست‌ورزی. نوشته خانم دکتر فاطمه صادقی که صاحب کرسی استادی علوم سیاسی ونویسنده محترم وکوشایی است.


این‌روزها دیدن مطالبی از این سنخ چندان غافلگیر کننده نیست. انسداد سیاسی، #نازایی_سیاسی را هم نتیجه میدهد و حکومت کشور را به بحرانی مرکب کشانده که حتی اندیشه‌ورزی و فکر را منجمد ساخته و میل به پایان این کابوس ، قدرت تعقل بسیاری از مارا ستانده یا بلوکه کرده است : در شرایط انجماد سیاسی در عمق باتلاق متعفنی چون موقعیت کنونی، روشنفکران بسیاری به نگره های عوام میپیوندند و "این رژیم بره؛ هراتفاقی میخواد بیفته و هرکه میخواد بیاد!" به نظریه سیاسی مشترک شهروندان دلزده و خسته از سروشکل حکومت، رضاخان‌طلبان‌رویاپرداز ، طیف وابسته برانداز ، و ایضا روشنفکران ناصبور و شاعرمسلک تبدیل میشود. مطلب یاد شده در همین شمار است.


نویسنده برای اغوای خواننده و به اصطلاح سکسی‌کردن مقاله، آن را باپیوند زدن ماجرای جفت‌کشی محمدعلی‌نجفی به "تکرار میکنم" محمد خاتمی شروع کرده تا " درجه سقوط " جریان اصلاحات را نشان بدهد. پس طبیعی است که به استدلالهای (جسارتا)خر رنگ‌کنی مثل "اسکیزوفرنی جنسی -سیاسی حاد" و هنر"سترگ" مرحومه میترا استاد در وادار کردن اصلاح‌طلبان به "دست برداشتن از دوگانگی" و مانند آن متوسل شود ...


البته موضوع این الف نه این است و نه سوژه‌های بی ربط دیگری در مقاله مثل " انسجام اصولگرایی درمقابل اصلاح‌طلبان" و بی‌ربط‌های دیگر( که فراوانند در کنار تعداد زیاد حکم بی مدرک یا استدلال). موضوع این الف امری دیگر و مهمتر است: ناتوانی‌روشنفکران در ارائه طریقی سیاسی به جامعه ، برای عبور کم هزینه ازپرتگاه هایی که حکومت جامعه را به سوی آنها میراند. طریقی که خانم صادقی عرضه میکند این است: " فصل انتخابات پایان گرفته و فصل انتخاب از راه رسیده است . سیاستی نو در راه است". گنگی این موخره و حکم پایانی در مقاله یک استادعلوم سیاسی ، حاصل چیزی جز تسلیم شدن گوینده اش به ناشناخته‌ها ، و تن‌سپردن و بشارت‌دادن به یک انقلاب کلنگی بدخیم نیست. فرازی پایانی را میماند در سروده شاعری کم مایه، که شعارسیاسی صادر میکند وبشارت انقلابی را میدهد که هیچ تصوری از آن ندارد. نه شاملو، که اگر از همین جوانهای شاعر این روزهابود، احتمالا این را که باید این حکومت را برانداخت در عبارتی بسیار کوتاهتر در اذهان می‌دمید.

🆔 @jameeno

🔻بیشتر بخوانید

https://telegra.ph/ic-10-14
🔸«چشمه صلح» خونین

🖌سعید برآبادی

▫️جامعه نو: مبارزه با تروریسم شعاری است که سال‌هاست در سراسر دنیا مورد استفاده قرار می‌گیرد و شاید نخستین‌بار پس از حادثه ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ بود که دستاویزی برای لشکرکشی آمریکا به خاورمیانه و افغانستان شد. پس از آن نیز در حمله به عراق در سال ۲۰۰۳ مورد استفاده قرار گرفت؛ اما این بار ترکیه از این شعار برای آغاز عملیات «چشمه صلح» در شمال سوریه استفاده کرده است؛ منطقه‌ای که در اختیار کردهای سوریه معروف به روژآوا است.
تنش میان ترک‌ها و کردها پیشینه‌ای طولانی و تاریخی دارد اما این‌بار ترکیه بهانه‌های بسیاری برای این حمله تدارک دیده و خود را محق می‌داند که مبارزه با تروریسم را در خارج از مرزهای خود و در سوریه دنبال کند. در این ماموریت، ارتش ترکیه در پی انتقام از پ.ک.ک و ی.پ.گ با عنوان کودک‌کش است، هشتگی که کاربران ترک این روزها در شبکه‌های اجتماعی از آن استفاده می‌کنند.

یکی از مهمترین دلایل این حمله را باید اردوغان، رییس‌جمهوری فعلی ترکیه، بنیانگذار و رهبر فعلی حزب اسلامی عدالت و توسعه ترکیه دانست. اردوغان به‌تازگی در انتخابات شوراها در شهرهای بزرگ ترکیه شکست خورده است. احزاب مخالف در این انتخابات پیروز شدند و اردوغان به‌دنبال راهکاری است تا حمایت بیشتری برای خود جلب کند. یکی از این اتفاق‌ها مبارزه با تروریسیم در شمال سوریه و با کردهاست. دلیلی که بسیاری از شهروندان ترکیه آن را می‌پذیرند و حتی از آن حمایت می‌کنند.
در این میان حتی احزاب مخالف و رقیب اردوغان که در انتخابات پیروز شده‌اند نیز برای پیروزی دست به دعا برداشته‌اند؛ در نتیجه به نظر می‌رسد ترکیه برای کسب افتخاری به سبک گذشتگان خود (عثمانی‌ها) نیاز به این حمله دارد.
بازگشت به گذشته و تاریخ عثمانی، دکترین احمد داووداوغلو، وزیر خارجه و نخست وزیر اسبق ترکیه بود؛ او که معمار عثمانی نوین خوانده می‌شود، از طرفداران مذاکرات صلح بین دولت و کردها به‌شمار می‌آمد. با این حال بحران‌ها و اختلاف نظرها میان او و اردوغان باعث شد تا در نهایت داووداوغلو، نخست‌وزیر وقت ترکیه در سال ۲۰۱۶ استعفا دهد اما نظرات او همچنان در ترکیه دنبال می‌شود.

با این حال مهمترین دلیلی که برای این حمله معرفی می‌شود، نگرانی دولت ترکیه از قدرت گرفتن کردها و تشکیل حکومتی مستقل در شمال سوریه است.

🆔 @jameeno

🔻بیشتر بخوانید

https://telegra.ph/bl-10-15
Z0000070.MP3
10.9 MB
🔹‍ ملاحظاتی در باره‌ی رفتار با افراد نابینا

🎤 جواد بلندی

اگر در این گفتار نکته ای مفید یافتید، فایل را همرسانی بفرمایید

منبع: کانال خوانش
🆔 @jameeno
#الف

🔸نسخه!

▫️شورای سردبیری: همراه نکته‌سنج و ورزیده‌فکری ‌نقد کرده که "... استراتژی #خارپشت را برای حکومت در نظر گرفته‌اید... ولی برای اصلاح‌طلبان نسخه ندارید و فعلا بر آنان ظاهرا می‌تازید ولی راه کجاست... چاره چیست؟ اگر نخواهیم انقلاب کنیم؟"

بیایید تلاشی برای یافتن پاسخ به این پرسشها داشته باشیم.
ابتدا مقدمات منجر به پرسش‌ها را وارسی کنیم: "استراتژی #خارپشت برای حکومت است." این گزاره درستی نیست. استراتژی #خارپشت برای حکومت نیست، برای نجات کشور است (حکومت را خیلی چیزهای دیگر متفاوت با "چگونگی تعامل با جهان بیرون" نیز تهدید می‌کند). درست است که مجری استراتژی امنیت ملی حکومت است، ولی این کاروان است که در صورت جهت‌یابی اشتباه ساربان زیان میکند. کشورها با کشور ما بر مبنای نوع رابطه حکومت و جناح‌ها برخورد نمیکنند، براساس توازن قدرت مقهورکننده عمل میکنند. کنشها و واکنش‌های حکومت‌ها در مقابل جهان بیرون نیز همواره با این فرض صورت میگیرد که به نمایندگی از کل ملت عمل میکنند. مثلا در جریان جاری ایران و عربستان، هر دو دولت در این فکرند که در جریان رویارویی، مجموعه قدرت مقهور‌کننده کدام طرف برای شکست دادن طرف مقابل بیشتر است، اما هر دو هم با این انگاره و شعار وارد عمل می‌شوند که ملتها پشت سر امیال آنها ایستاده‌اند. حکومت ایران هر روز و در تقریبا همه شعارهایش از طرف ملت حرف میزند و جواب طرف مقابل را هم از زبان ملت ایران نقل میکند. البته حق دارد، حداقل به خاطر آنکه در فرجام کشمکش‌ها و منازعات، این مردمان هستند که همراه حکومت هزینه صورتحساب استراتژی امنیتی را میدهند یا دچار آسیب کمتر میشوند. فرقی هم نمی‌کند استراتژی تمساح و پلنگ یعنی تهاجمی و میلیتاریستی باشد یا #خارپشت و روباه و کناره‌گیرانه و محافظه کار. کسانی که از استراتژی #خارپشت سخن میگویند، از حکومت میخواهند در جهت منافع خودش و ملت، کشور را از مهلکه رویارویی‌های فرقه‌ای بی‌منطق و زیانبار بیرون ببرد و سیاست خارجی را در جهت منافع اقتصادی تنظیم کند نه در مسیر فروض ایدئولوژیک. دقیقش را بخواهید، استراتژی #خارپشت بیشتر در جهت منافع مردم است که منابع و فرصت‌هایشان در جریان سیاست‌های میلیتاریسم فرقه‌ای به فنا میرود. حکومت میلی به آن ندارد، زیرا استراتژی #خارپشت منافع پیچیده اجزای بهرمند از میلیتاریسم فرقه‌گرای آن را منتفی میکند. ملت ما منافعی در اینکه در جایی مثل یمن یا فلان گوشه آفریقا کدام قبیله بر دیگری افسر شود نمی‌یابد. درست است؟

گزاره "برای اصلاح‌طلبان نسخه‌ای ندارید" صحیح است. مابه عنوان روزنامه‌نگار برای اصلاح‌طلبان نسخه نمی‌پیچیم. درواقع نمیتوانیم به آنها بگوییم باید چه کنند، اما میتوانیم فعالیت‌های آنها یا بی‌عملی‌شان را نقد کنیم. یکی از این کارها در چارچوب همین استراتژی #خارپشت، همراهی یا سکوت در برابر گرایش میلیتاریسم فرقه‌ای است. آنها درباره خطای یک قاضی یا مقامات حکومتی واکنش همگانی و موجی و کمپینی دارند، اما در برابر خطاهای بزرگی که در استراتژی سیاست خارجی و امنیت منطقه‌ای با تاثیرات عظیم وجود دارد (مثل جستجو و تقویت اقلیت‌های فرقه‌ای کشورهای منطقه در برابر حکومت‌های مستقر آنها) موضعی ندارند. به عنوان مثال تازه و دست به نقد، آنها در روزهای اخیر نقد و تعرضی به شرط ارائه شده به نخست‌وزیر پاکستان، آخرین میانجی منازعه با عربستان نداشته‌اند که پایان عملیات عربستان در یمن بوده است. البته بعید است استدلالی هم در درستی ارائه این پیش‌شرط (که سد راه مصالحه است) داشته باشند. حرف نمیزنند و هنوز خطای ده سال پیش را تکرار میکنند. در سال ۸۸ شعار جامعه را درباره روا نبودن امکانات کشور به غزه و لبنان محکوم کردند. هنوز حاضر به پذیرش اشتباه نشده‌اند و گاه برای میلیتاریسم فرقه‌گرا کف هم میزنند؛ هلهله برای ماجراجویی‌های بی‌فایده و زیانبار! بگذریم.

به درازا کشید و اصل پرسش ماند: "چاره چیست اگر نخواهیم انقلاب کنیم؟" اجازه بدهید پاسخ این پرسش را به چند روز دیگر ببریم.

🆔 @jameeno
جامعه نو
#الف 🔸یخ‌زده! ▫️شورای سردبیری: میخواهیم از همراهان دعوت کنیم برای آشنایی با ابعاد انحطاط روشنفکری در کشور، پیش از خواندن ادامه این الف، مطلب فوق را بخوانند: مطلبی در تخطئه جریان اصلاح‌طلبی، و پایکوبی برجنازه آن به خاطر سلطه #نازایی‌‌_سیاسی برکشور و گیر…
#یادداشتی_بر_یک_یادداشت


▫️نویسنده ناشناس: درود بر شما

فاطمه صادقی یادداشت کم ندارد در شرح آن سیاست نو.

می‌توانستید مراجعه کنید که او را متهم به گنگی نفرمایید.

حقیقتش را بخواهید، یادداشت شما در پاسخ به صادقی را می‌شود نادیده گرفت، چون کاملاً روشن است که اگر بر نوشته و درک سیاسی صادقی نقدهایی می‌توان وارد کرد، درباره‌ی درک شما از سیاست بی‌تردید می‌توان ابراز تأسف کرد.

اصلاح‌طلبی مقوله‌ی متعفنی است؛ نه به واسطه‌ی آن‌که راه رفورم بسته است؛ بلکه به این دلیل که اصلاح‌طلبان ایران رفورم را به کانسپتی فقیر تبدیل کرده‌اند.

به جای تلاش برای بستن گذر و تیزی به روی منتقدان کشیدن، همت کنید و فکری به حال اصلاح‌طلبی متعفن بفرمایید.

خوش باشید.

🆔 @jameeno
#دیدگاه_همراهان_جامعه_نو

🔸فرصتی بی‌نظیر برای ابتکاری استراتژیک

🖌 عیسی پیله‌ور

1- بعد از بهار عربی؛ رقابت سیاسی و نظامی ایران، ترکیه و عربستان از رقابت معقول به تنازع مخربی تبدیل شده که علیرغم هزینه‌های خیلی سنگین، بعید است برنده‌ای داشته باشد. راه خروج ایران از وضعیت فعلی نه در ادامه رقابت سیاسی و نظامی در منطقه بلکه شروع بازسازی اقتصادی و اجتماعی منطقه است. چون ایران در اوج نفوذ منطقه‌ای سیاسی و امنیتی قرار دارد و چون ترکیه و عربستان اخیرا از حرکات زیگزاگی آمریکا ناراحت شده‌اند و ادامه رقابت مخرب برای آنها هم پرهزینه است، لذا به احتمال زیاد از ابتکار "بازسازی مشارکتی و چند جانبه منطقه" استقبال خواهند کرد.
بازسازی چندجانبه مشارکتی منطقه بیشتر از همه به نفع ایران است چون بعد اقتصادی بادوامی به نفوذ فعلی خود اضافه می‌کند و نفوذ بادوام چند بعدی خیلی بهتر از نفوذ با ابعاد کمتر است حتی اگر بخشی از نفوذ فعلی خود را به بعد اقتصادی تبدیل کند. لذا ایران می‌تواند پیشنهاد کند که:
>> تحریمهای ایران رفع شود
>> کشورهای رقیب سیاسی، در بازسازی مناطق غیرجنگی مشارکت کنند.
>> همزمان شدت درگیری در مناطق جنگی را کم کنند.
>> با اتش‌بس و صلح در مناطق جنگی فعلی، بازسازی چندجانبه در آنها هم شروع شود

بنظرم 《مذاکره بر سر میزان نفوذ و مشارکت در بازسازی》 مناطق غیرجنگی، از 《مذاکرات سیاسی بر سر مناطق جنگی》 (بدون ابتکار بازسازی چندجانبه مشارکتی) آسان‌تر خواهد بود.

2- آیا رقبا قبول خواهند کرد؟
حرکات زیگزاگی آمریکا در منطقه تاثیرات متعددی خواهد داشت و بنظرم عمدتادبه ضرر ایران خواهد بود ولی در حال حاضر فرصت بی‌نظیری برای ایران ایجاد کرده است:
2-1- بلوک عربستان و امارات از بی‌عملی آمریکا در قبال ساقط کردن پهبادش و مخصوصا در قبال حمله به تاسیسات آرامکو ناراحت و سرخورده اند. هزینه‌های رقابت هم از حد تصور قبلی آنها فراتر رفته است.
2-2- ترکیه بعلت درگیری در شمالشرق سوریه و اختلافات با آمریکا انگیزه بیشتری برای موافقت با ابتکارات سازنده ایران دارد. (در حالت کلی هم از مشارکت اقتصادی در منطقه استقبال می کند)
2-3- روسیه در پی افزایش نفوذش در منطقه است و در حال حاضر مسیرهای مستقل از ایران را شروع کرده است.
2-4- دولت ترامپ، پیشرفتی در قبال ایران را می‌تواند در انتخابات استفاده کند.
لذا الان فرصت بی نظیری است که ایران "ابتکار بازسازی مشارکتی و چندجانبه منطقه" را ارائه کند.

3- ابتکار موردنظر (بعد از فاز صفر آمادگی و هماهنگی) حداقل سه فاز خواهد داشت:
فاز اول: شروع بازسازی مشارکتی در عراق و قفقاز جنوبی + آتش بس در یمن، سوریه و افغانستان
فاز دوم: توسعه و تعمیق مشارکت در بازسازی عراق و قفقاز جنوبی + مذاکرات صلح در یمن، سوریه و افغانستان
فاز سوم: ادامه بازسازی عراق و قفقاز جنوبی + شروع بازسازی مشارکتی در یمن، سوریه و افغانستان

4- فاز اول:
دو منطقه عراق و قفقاز جنوبی به عللی متفاوت برای شروع بازسازی مشارکتی مناسب اند:

4-1- عراق:
بعلت اهمیت عراق برای امنیت بلندمدت ایران و با لحاظ ساختار جمعیتی و سیاسی عراق، ایران قاعدتا علاقمند توسعه اقتصادی عراق و بازسازی آن است و ترسی از آن ندارد. حکومتهای عرب، ترکیه و کشورهای غربی نیز با انگیزه بالانس کردن قدرت ایران، علاقمند توسعه و بازسازی عراق خواهند بود. لذا بازسازی مشارکتی عراق، می تواند نوعی "بهترین انتخاب دوم" برای آنها باشد. بازسازی عراق، برای ایران اگر بهترین انتخاب در عراق نباشد، حتما "بهترین انتخاب دوم" است. در بازسازی عراق، در مرحله اول ایران، ترکیه، کویت، قطر و عمان همچنین شرکتهای آمریکائی و اروپایی نقشهای بیشتری خواهند داشت. کشورهای دیگری مثل اردن، آذربایجان، مالزی و پاکستان هم ممکن است نقشهایی به عهده بگیرند.

این بازسازی برای هر سه طیف بزرگ مردم عراق (سنیها، شیعیان و کوردها) مفید خواهد بود و زندگی آنها را نورمال‌تر و بهتر خواهد کرد.

🔻بیشتر بخوانید

🆔 @jameeno

https://telegra.ph/St-10-18
▫️ جامعه نو: مطلب زیر را هم به خاطر اهمیت و هم برای معرفی کانال آقای اکبر گنجی به همراهان نقل میکنیم. آقای گنجی اخیرا با تمرکز بر مسائل بنیادی و حیاتی کشور، این کانال را به انتخاب و ارائه ترجمه مطالب مهم و قابل توجه مرتبط با سرنوشت کشور اختصاص داده است.

🆔 @jameeno
Forwarded from اکبر گنجی
ایران را فقط از راه تهدیدات نظامی ملموس و توسل به زور نظامی می توان تسلیم کرد، نه صرف تحریم های کمرشکن. باید نیروهای نظامی آنها را زد، اما مراقب باشیم که به غیر نظامیان صدمه نزنیم تا علیه آمریکا نشوند.

توماس ترسیک
نشنال اینترست

هرچند کانون تنش بین المللی در هفته‌ای که گذشت، معطوف به مرز ترکیه و سوریه بوده است، حمله به نفتکش ایرانی در نزدیکی سواحل عربستان سعودی، یادآور در اوج بودن تنش‌ها با ایران است. ایران در مواجهه تنش زای خود با ایالات متحده و متحدان آن، استراتژی «ویلی کیلر» بازیکن شهیر بسکتبال را در پیش گرفته که می‌گوید: آن‌ها را در جایی که حضور ندارند بزن! این استراتژی به همان اندازه که برای ویلی کارآمد بود، برای ایران نیز کارگر است. استراتژی که ایران زیرکانه در حال به کار گرفتن آن هست و دونالد ترامپ به صراحت از آن دوری می‌جوید و دونالد ترامپ به صراحت از آن دوری می‌جوید. ایالات متحده به چند دلیل باید از پدیده خودترسویی برحذر باشد. هرچند توانمندی‌های نظامی ایران، به هیچ وجه مینی‌مال نیستند، همچنان تحت الشعاع توانمندی‌های نظامی آمریکا قرار دارند. به علاوه تسلیم و وادار کردن ایران از طریق تهدیدات ملموس و توسل به زور دست یافتنی‌تر هست تا از طریق فشار اقتصادی. اما مربوط‌ترین دستورکار ایران، یک مدل عالی برای رسیدن به اهداف استراتژیک از طریق عمل در منطقه خاکستری بین صلح و ستیز را توصیه می‌کند. منطقه خاکستری اغلب متضمن استفاده از زور به نحوی است که بتوان به طور قابل پذیرشی آن را کتمان کرد، تا از این طریق بتوان پیامد‌های تنش را کاهش داد. واشنگتن در عین توسل به بازدارندگی برای کاهش مخاطرات تنش، باید با استفاده از عملیات نظامی محدود ـ که به صورت گریز از رادار صورت می‌گیرند اما ایران آن‌ها را به مثابه اقدامات آمریکا تداعی می‌کند ـ ایران را در منطقه خاکستری به چالش بکشد. ایران از ماه نفتکش‌های بدون محافظ را موفقیت آمیز به وحشت انداخته و به تأسیسات انرژی حیاتی عربستان سعودی حمله کرده است؛ بدون اینکه پاسخ درخوری را برانگیخته باشد؛ درگیری و ستیز آشکار که جای خود را دارد. آن‌ها درآن واحد این پیام آشکار را می‌فرستند که جامعه بین المللی به خاطر تحریم بخش انرژی ایران و سایر بخش‌های اقتصادی با هزینه‌های واقعی مواجه خواهد شد. دولت ترامپ برعکس عمل کرده است، با صدای غرّا از جنگ می‌گوید، اما در عین حال تنها بر تحریم‌ها تکیه می‌کند. این امر به مرور باورپذیری آمریکا را دچار فرسایش و در عمل جسارت ایران را از طریق پرده بر داشتن از عدم ارتباط بین آنچه آمریکا می‌گوید و آنچه اراده انجامش را دارد، تشدید می‌کند. هر وقت ترامپ به عملیات نظامی گرایش پیدا کرده است، صرفا حاکی از عملیات نظامی متعارف بوده و به نوعی اقداماتش متظاهرانه و بلکه نامؤثر بوده است. در بحبوحه تنش‌های فزاینده با ایران در بهار و همچنین دگرباره در پاسخ به حملات به تأسیسات نفتی سعودی، دونالد ترامپ تجهیزات و نیرو‌های نظامی متعادلی را روانه خلیج فارس کرد؛ اما این تجهیزات دفاعی از قابلیت اندکی برای انهدام موشک‌های کروز و پهباد‌هایی برخوردارند که ایران اخیرا در حمله به تأسیسات نفتی سعودی آن‌ها را به کارگرفت و محتمل است که در آینده نیز شاهد مواردی اینچنینی باشیم. به جای تکیه صرف بر تحریم‌ها و نمایش‌های محض نظامی، ایالات متحده باید از موفقیت ایران درس بگیرد و عملیات خود در منطقه خاکستری را توسعه دهد. اظهار نظر گزارش شده از سوی دولت مبنی بر حملات سایبری علیه ایران گام مثبتی است، اما بیشتر از این‌ها نیاز هست. جنگ افروزی سیاسی، از جمله عملیات اطلاعاتی و نیز سابوتاژ و سایر فعالیت‌های نظامی مبهم از جمله گزینه‌های جذاب برای تقویت فشار علیه ایران به شمار می‌روند. در واقع تحریم‌ها و فشار‌های سیاسی و اجتماعی داخلی تاکنون نگرانی‌های ایران را افزایش می‌دادند. در این خصوص، به ویژه نیرو‌های دریایی ایران آسیب پذیرند، این نیرو هم در قالب یک ناوگان متعارف و مرسوم و هم در قالب نیروی دریایی سپاه پاسداران عمل می‌کند. این دو در طول جنگ عراق علیه ایران، در چندین مقطع به اشتباه روی نیرو‌های خودی آتش گشودند و این می تواند برای آمریکا فرصتی باشد تا در خطوط ارتباطی بین این دو بخش نیروی دریایی اختلال ایجاد کند. آمریکا و متحدانش باید ایران را مجبور کنند تا در برابر تهدیدات چندگانه واکنش نشان دهد؛ چیزی که تا به امروز ایران از انجام آن خودداری کرده است. . . بخش دوم مقاله را در پست بعدی بخوانید: @ganji_akbar
Forwarded from اکبر گنجی
بخش دوم مقاله «ایران را فقط از راه تهدیدات نظامی ملموس و توسل به زور نظامی می توان تسلیم کرد، نه صرف تحریم های کمرشکن. باید نیروهای نظامی آنها را زد، اما مراقب باشیم که به غیر نظامیان صدمه نزنیم تا علیه آمریکا نشوند.»


نیروی ویژه قدس سپاه پاسداران در سراسر منطقه در عراق، سوریه، یمن و لبنان به طور تهاجمی فعال هست و دامنه فعالیت‌های آن هرچند به طور پوشیده‌تر در قطر، بحرین و امارات نیز صورت می‌گیرد. مبارزه موثر با این موارد مستلزم آن است که تلاش‌های پیشگیرانه غیرمحسوس آمریکا و متحدانش در منطقه گسترش پیدا کند. عملیاتی از این دست و سایر عملیات در منطقه خاکستری می‌تواند مخاطرات را کاهش دهد، اما تنش را کاملا از بین نمی‌برد. سیاستگذاران آمریکایی باید بر این پاسخ‌های بخشی غیر محسوس نسبت به اقدامات ایران تمرکز کنند و از به کارگیری نیروی کشنده و مهلک به جز در پاسخ به تهدیدات حیاتی خودداری کنند. در این زمینه اجتناب از بر جای گذاشتن تلفات غیر نظامی از جمعیت ایران حائز اهمیت هست، زیرا همدلی‌های قابل توجهی بین ایرانی‌ها نسبت به غرب وجود دارد. اما ایران در صورتی که به خاطر عملیات خود، با هزینه‌های نظامی مواجه نشود، همچنان از دیپلماسی خودداری کرده و حملات بی ثبات کننده و خطرناکی خواهد کرد. ایالات متحده باید یک استراتژی منطقه خاکستری ایجاد کند؛ استراتژی که نه برای به راه انداختن جنگ با ایران، بلکه این استراتژی مثمرثمر‌ترین راه برای جلوگیری از جنگ است. در عین حال این استراتژی بازدارندگی را نیز واسازی می‌کند.
@ganji_akbar
https://nationalinterest.org/blog/buzz/how-iran-plans-out-smart-trump-enter-grey-zone-89541
#الف

🔸مسیر و مخاطره!

▫️شورای سردبیری: چاره مردمان این کشور چیست اگر نخواهند رفتار ویرانگر حکومت فعلی را با انقلاب پایان دهند ؟ این پرسش، بازنویسی شده پرسش یک همراه جامعه‌نو است که آشکار است درباره مسائل جاری کشور راه‌حل میجوید. ما علاوه بر باز نویسی پرسش، اجازه میخواهیم ان را دوپاره هم کرده و فاعل مستتر در پرسش را به دو گروه "توده" و "اهل تمیز " تقسیم کنیم. امر مهمی است . توده درباره امر انقلابی اراده پیشینی ندارد و به موج آن کشیده میشود، و اهل‌تمیز در باره انقلاب دیدگاه پیشینی و تحرک ارادی دارند. یعنی پیشاپیش به‌ممکن و مفید بودن آن فکرمیکنند و در باره تسریع یا ترمز آن اراده ورزی دارند. در اواخر دهه چهل و اوایل پنجاه توده تصوری از امکان موج انقلابی ۵۷ نداشت، و در عوض روشنفکران اراده راه انداختن انقلاب در سر داشتند. فکر میکردند (نادرستی فکرشان امر دیگری است)با داغ کردن توده سرد توسط آتش سلاح ، انقلاب را آغازمیکنند.... امروزه، مساله ضرورت تغییر رفتارحکومت ، دوباره انقلاب را به عنوان راه‌حل به سطح آورده است. برخی اذهان به آن مشغول است.


اگرتوده رابا وجود برخی نشانه‌های آمادگی‌اش برای اعتراض ،شورش، و ایضا انقلاب فعلا کنار بگذاریم ، پرسش دقیق ما این است که در شرایط فعلی موضع اهل تمیز در برابر یک انقلاب محتمل بر ضد حکومت کنونی چه باید باشد. در تدارک آن باشد؟ تسریعش کند؟ زمینه آن را از بین ببرد؟با وقوعش مخالفت کند ؟


در مجموع، پرسشی آزار دهنده است؛ چالشی بین‌ عین و ذهن، وبهانه ای برای درگیری بین‌الاذهان. آواز انقلاب سر دادن چیزی بیش از شعار نمی‌نماید ، نفی کردن انقلاب هم بر ضد حکومتی که شاید نود درصد مردم آن را دوست ندارند لگدخور آدمی را از جوانان خشمگین ملس میکند.



فارغ از این دغدغه‌های ناچیز، دغدغه دیگری هم وجود دارد. انقلاب یک امر قهر آمیز است و با اعتراض که ماهیت مدنی مسالمت آمیز دارد تفاوت دارد. وقوع شرایط انقلابی را که ایده آن در ذهن برخی از ما علیه حکومت فعلی وجود دارد چگونه شناسایی کنیم؟ آیا حواسمان هست که بروزجنبش های اعتراضی را با وقوع شرایط انقلابی اشتباه نگیریم؟ ساده لوحی است گروه خشماگین معترضان به گرانی ، فساد وتبعیض را که با پلیسهای از کوره دررفته درگیر میشوند و اعتراضشان به بلوا و آشوب و شورش میکشد، با موج انقلابی یکسان بگیریم. بی خردی است یک شورش کور توسعه یابنده مانند شورش فراگیر ۹۶ را با انقلاب برابر بگیریم . به قول مارکسیستهای اورتدکس نسل پیش ، وقوع انقلاب محتاج فراهم شدن دوشرط ذهنی و عینی است (مردم به لزوم تغییر انقلابی باور و اعتقاد پیدا کنند، حکومت نتواند با شرایط پیشین حکمرانی و اعمال سلطه کند)احتمال اینکه در ایران کنونی هردو شرط حاصل باشد باید توسط مشتاقان انقلاب بررسی شود.

🆔 @jameeno

🔻بیشتر بخوانید

https://telegra.ph/wa-10-21
#دیدگاه_همراهان_جامعه_نو

🔺اصلاحات مرده است یا اصلاح طلبان؟

🖌احسان آزاد

▫️با نزدیک شدن به انتخابات پیشروی مجلس، بحث در خصوص شرکت یا عدم شرکت اصلاح طلبان در انتخابات علاوه بر مسئله انتخابات عرصه ای برای منتقدان این طیف فراهم آورده است که به نقد عملکرد بیست ساله این جریان بپردازند. نقدهایی که شاید به جای راهگشا بودن و شفاف کردن مسیر دشوار تغییر وضع موجود، بیشتر جنبه ی شخصی پیدا کرده و تا حد تخریب این یا آن شخصیت اصلاح طلب تنزل می یابد. در این میان طیف موسوم به برانداز با شادمانی با استفاده از این بحث و جدل های درون گفتمانی سعی دارد با القاء این موضوع که اصلاحات در ایران مرده است و لذا راه حلی جز انقلاب (یعنی ما براندازان) وجود ندارد از این فضای غبارآلود به نفع خود بهره بگیرد.

اما براستی آیا اصلاحات بعنوان یک گفتمان و طرز تفکر مرده است؟ آیا عدم استقبال مردم از اصلاح طلبان به معنای مرگ این تفکر و ناممکن بودن آن در شرایط حاضر است؟ روند تحولات از انتخاب مجلس سال ۹۴ به این سو که اصلاح طلبان توانستند با موج آفرینی نه تنها در آن انتخابات بلکه در انتخابات ریاست جمهوری ۹۶ هم به پیروزی برسند ، به گونه ای شد که در اثر عملکرد ضعیف آنها هم در مجلس و هم دولت و با توجه با تحولات سیاست خارجی ،تنها به فاصله ۴ سال حامیان اصلاح طلبان به شدت از عملکرد این طیف در راستای تامین مطالبات رای دهندگان به حق نا امید گردد. مسئله ای که موجب گردیده منتقدان اصلاحات از آن بعنوان مرگ اصلاحات و شیوه های اصلاح طلبانه یاد کنند. اما با وجود همه ی نقدهای وارد به بی عملی، محافظه کاری و در مواردی منفعت طلبی و ریاکاری گروهی از اصلاح طلبان، نشانه هایی وجود دارد که نتیجه گیری در خصوص مرگ اصلاحات را بعنوان یک تفکر مشکل می کند.

گفتمان اصلاحات در برابر انقلاب بر تغییر تدریجی و گام به گام وضع موجود با مشارکت مدنی و مطالبه محور و با همکاری بخشی از حکومت، بعنوان صاحبان نظم مسلط تاکید دارد. بدل این گفتمان دگرگونی رادیکال ساختار قدرت از طریق طغیان عمومی ست. با وجود همه ی تحولات صورت گرفته و مشخص شدن عیار اصلاح طلبان موجود به نظر نمی رسد و یا به بیان بهتر نشانه ی آشکاری از تمایل توده ی مردم به گفتمان انقلابی هنوز ملموس نیست. به بیان بهتر به نظر می رسد هنوز توده اجتماع بویژه طبقه متوسط، اصلاحات را به انقلابی دیگر ترجیح می دهد. هر چند شاید به کنشگرانی که این عنوان را یدک می کشند دیگر اعتمادی نداشته و در توانایی آنها در تحقق اصلاحات تردید جدی داشته باشد. فارغ از این بحث نظری که تا چه حد می توان یک اندیشه سیاسی را از رفتار و عملکرد مدعیان آن اندیشه سیاسی جدا کرد اما تجارب تاریخی نشان می دهند که نمی شود لزوما رفتار کنش گران سیاسی ای که از یک اندیشه خاص به منظور تحقق اهدافشان استفاده می کنند را برابر با آن اندیشه دانست. به طور مثال نظام کمونیست شوروی بر پایه اندیشه مارکس استوار بود اما آیا تمامی رفتارهای اقتدارگرایانه و خشونت و سرکوب را می توان صرفا به این اندیشه مربوط دانست؟

🆔 @jameeno

🔻بیشتر بخوانید

https://telegra.ph/re-10-22-2


🔸دنیا را آب برده است...

▫️تحریریه جامعه نو: در حاشیه ماجرای دستیابی دستگاه امنیتی به اداره کننده کانال آمد نیوز، برخی از روزنامه‌نگاران ایرانی به روزنامه‌نگار خوانده شدن مدیر کانال مذکور در گزارش‌ها اعتراض کرده و تذکر داده بودند از او با عنوان روزنامه‌نگار یاد نشود. درخواست درستی است، زیرا کار شرافتمندانه و مبتنی بر اصول در این حرفه، مستلزم پذیرش کدهای اخلاقی دقیق و سختگیرانه‌ای است و کانال مذکور حتی حداقلی از آنها را رعایت نکرده است.

اما میتوان به کسانی که نگران حفظ شان این حرفه هستند تذکری داد: آیا آنها به موارد مشابه مهمتر که طی آنها شان این‌حرفه خدشه‌دار میشود واکنش نشان داده‌اند؟ متاسفانه پاسخ منفی است. اهل رسانه در ایران درباره خودشان زیاد حرف میزنند اما به مسائلی که به حیثیت عمومی آنها مربوط میشود توجهی ندارند. به دو نمونه اخیر این بی‌توجهی میپردازیم:

چند ماه است پژمان موسوی، عضو و از اعضای هیات مدیره انجمن صنفی روزنامه‌نگاران در حال ارائه مدارکی از سوء استفاه هنگفت در وزارت ارشاد و تشکیل باندی در آن برای غارت منابع سوبسیدی اختصاصی رسانه‌های مکتوب و گذاشته شده در بودجه به نام روزنامه‌نگاران است. او نشان میدهد مقامات ارشد وزارت ارشاد در پیوند با کسانی که روزنامه‌نگار نیستند این منابع را به نام نشریاتی که کسی از انتشار آنها خبری ندارد به اجزای این دارودسته‌ مافیایی داده‌اند. نشان میدهد آنچه به نام این نشریات مجعول داده شده از آنچه به نشریات اسم و رسم‌دار و پرسابقه و درحال انتشار اختصاص یافته بسیار بیشتر است . موسوی دهها نشانه دیگر از اینکه فساد گسترده ای جریان داشته و در سال جاری هم ادامه یافته عرضه کرده است. او که خود مخالف روش غلط پرداخت یارانه مستقیم دولتی به رسانه‌هاست نشان میدهد فساد، سوءاستفاده و دزدی از منابع دولتی به حساب و به نام روزنامه‌نگار ایرانی جریان دارد... میتوان از روزنامه‌نگارانی که به استفاده نابجای عنوان روزنامه‌نگار برای یک شارلاتان لاشه‌خوار آلت‌دست نیروهای امنیتی معترضند پرسید در باره دزدان جاخوش کرده در دستگاه حکومت و همکاران جیب‌برشان که گویا دهها نفر میشوند و دسته‌جمعی غارت آشکار کرده‌اند چه نظری دارند یا چه اقدامی کرده‌اند. میتوان پرسید چرا کاری نمیکنند و حرفی نمیزنند. از کسی رودربایستی دارند؟

مورد دوم به گروه وسیعی مربوط میشود که از عنوان روزنامه نگار و خبرنگار و ژورنالیست ایرانی استفاده میکنند و به رسانه‌های دارای ماهیت مشکوک یا وابسته به دشمنان کشور سرویس میدهند، اما کسی به آنها اعتراض نمیکند . این گروه در مقابل دریافت دستمزد کاری میکنند مغایرکدهای عام اخلاقی روزنامه نگاری در جهان ، آنقدر مخالف اصول اخلاقی که شمول اطلاق عنوان روزنامه‌نگار بر آنها مشکل است : آنها هویت منابع مالی هنگفت سازمان خود را پنهان میکنند، وقتی مشخص میشود عربستان از طریق هویت شویی آنها را تامین میکند توضیحی بر آن ندارند، اصرار میکنند که در کار خود استقلال دارند و با کسی درباره سازمان اداری و سیستم نظارت بر کار خود وارد بحث نمیشوند. مشخص نیست چرا کسانی از بین دلسوزان نگران کاربرد عنوان روزنامه‌نگار برای روح‌الله ‌زم، متعرض این جماعت نمیشود که از این عنوان استفاده نکنند. حساسیت روزنامه گاردین به ماهیت چنین شکلی از روزنامه‌نگاری ایرانی بسیار بیشتر از اشخاص داخلی مدعی حراست از حیثیت روزنامه‌نگاری است. اینکه معاون وزیر ارشاد دولت آقای خاتمی به مزدوری دولت سعودی برود و آتش تبلیغات آن برضد کشور را تیز کند و خود و مزدبگیران دیگر را به اصرار روزنامه‌نگار بخواند، چرا سبب بروز حساسیت در معترضان به کاربرد نابجای این عنوان نمیشود؟ کار آنها را موجه میدانند؟ به یاد مدیران رادیوی مجاهدین خلق در دوران مزدوری رجوی برای صدام نمی‌افتند؟ خون اصغر از خون روح‌الله پاکتر و اصیل‌تر است؟ رفیق‌بازی میکنند؟ از همکاران قدیمی رودربایستی دارند؟

مواردی چون دو نمونه فوق گویای موقعیت روزنامه‌نگاری فارسی‌زبان هستند: وابسته ونامستقل ، متکی به دولت یا دولتهای خارجی (شبکه‌های فارسی‌زبان موثر در داخل)، سرشار از عدم صداقت و پر مدعا در قائل شدن شَان به خود. علل آن را به آسانی میتوان یافت: نظم و سازوکار متمایل به استبداد در کشور، این حرفه را نانخور و مدیون و خائف و چشم‌پوش ساخته که زائده بیرونی آن معمولا داشتن ادعاهای گنده و گریز از خودانتقادی است. در رسانه‌های رسمی کسی جرات نمیکند صدای خود را بر ضد حقیرترین مقامات وزارت ارشاد بلند کند. مالکیت رسانه‌ها نیز در فرجام کار یا به دست عملجات سیاسی و یا عوامل امنیتی افتاده است. میتوانیم بپذیریم از این دیگ، آشی گرمتر از روزنامه‌های روی دکه‌ها، و از طبل اعاظم حرفه صدایی بلندتر از اعتراض به روزنامه‌نگار خوانده شدن مدیر آمدنیوز درنمی‌آید. باید درباره این موقعیت روبه زوال اندیشه کرد.
#الف

🔸برهوت و افق !

▫️شورای سردبیری: بدون انکه بخواهیم مشابه سازی کرده باشیم، نگاهی به تاریخ پادشاهی بریتانیا میاندازیم. در آخرین سال قرن چهاردهم میلادی، اشراف و پارلمان بریتانیا ریچارد دوم پادشاه سرکوبگر خود را برکنار کردند . پادشاه قدرتمندی که استبداد پیشه کرده بود و با کنار زدن همه، کشور را به کمک اعضای محدود دربار خود اداره میکرد. او را کنار گذاشتند، اما چون روشی جز پادشاهی بلد نبودند، به سراغ خاندان دیگری رفتند و هنری چهارم را پادشاه کردند. (تا وقتی که در دوران کرامول به فکرشان برسد نظام‌جمهوری هم میتوان داشت باید ۲۵۰ سال میگذشت) اینکه با رفتن یک رژیم ندانیم به جایش چه بیاوریم و چه کنیم، تاریخی طولانی دارد!

طرفه آن است که دوران این ندانستن ها هنوز به سر نیامده و گویا بیشتر هم شده است: جنبش اشغال وال‌استریت متوقف شد ، چون شرکت کنندگان آن نمیتوانستند بگویند راه تغییر سلطه سرمایه داری به سیستمی متفاوت، جز از طریق همان دمکراسی لیبرال و رای عمومی چیست و رهبر مشخصی هم نداشت؛ جلیقه زردهای فرانسه که در سالگرد جنبش آنانیم هنوز در همان نقطه آغاز است ، هیچ خواسته تعریف و تدقیق شده‌ای ندارد و رهبرهم ندارد؛ لبنانی ها فقط میدانند حکومتیان و ساختار حکومتی را نمیخواهند ، نمیدانند جایگزین نظام مبتنی بر شرکت سهامی‌فرقه‌ها چه باید باشد و رهبر هم ندارند. از حکومت لبنان ، فقط پرچم ملی‌اش را بالای سر برده‌اند. شورشهای‌ تازه عراق هم همین خصلت را دارند : شورشیان میدانند رژیم فعلی را که آن هم شرکت سهامی‌فرقه‌های فاسد است نمیخواهند، امانمیدانند جانشین آنچه نمیخواهند چیست. آنهانیز رهبر ندارند‌ و زیر پرچم عراق فقط نفی وضع موجود میکنند.

فعلا موضوع این نیست که هر کدام از این جنبشها و کشورها به چه سرنوشتی دچار میشود و پیشبینی‌های قضاقورتکی به اصطلاح کارشناسی هم درباره آنها لزومی ندارد. موضوع مهم، موقعیت حاضر است: از عمق متروپلیس‌های اصلی جهان سرمایه‌داری ، از نیویورک و پاریس ، تا حاشیه شهرهای جامانده ازتوسعه جهان جامانده از استقرار نظام لیبرال و گرفتار رژیمهای علیل‌فرقه‌ای، صدای مردمانی که رژیمهای مستقر را نمیخواهند به گوش میرسد. مشخصه مشترک رژیمهای آنها چیست ؟نابرابری فزاینده اقتصاد و فرصتها، ناترازی تحقیر آمیز اجتماعی، فساد حکومتها در قالب نوکری سرمایه‌داران یا مستبدان ‌‌، و نظامهای سیاسی نازا و ناقص‌الخلقه‌ای که امید به آینده رامیخشکانند.

امادر مسیر رویارو شدن با این ساختارها و معضلات قدیمی، یک مشکل دیگر هم هست: فروپاشی نظامها توسط‌ جنبشهای مخالف احزاب ، بی‌برنامه و بی رهبر و بی تصور از ساختار جانشین . در ذهن نداشتن ساختار جانشین، به معنای آینده مبهم ، به هم ریختگی اجتماعی و احتمالا فروپاشی ملی است. وضعیتی پرخطر که شترش در برابر خیلی از خانه ها خواهد خوابید.

نمیخواهیم در میانه وپایان این بحث نرخی تعیین کنیم، اما جای این گمانه هست که آن شتر ، به جبر قوانین ابدی به درخانه ماهم خواهد رسید . یک خوف و رجاء کامل! امید به تغییر، همراه با خوف سرگشتگی. نشانه‌های هردو هست : یکی از آقایان اخیرا با یاد از کودتای نوژه و ۵ کودتای دیگر و ناله و نفرین شبکه های مجازی، در باره قوت و استقرار نظام ابراز اطمینان کرده و نشان داده است پرسشهایی در باره اینکه مردم چقدر آماده اند شیوه حکومت فعلی را نفی کننددر ذهن آقایان هست. نشانه دیگر ، ناتوانی جامعه در خلق برنامه و محور برای ورود به فاز یک تغییر احتمالی است . عمده ترین نیروی سیاسی موجود ، اصلاح‌طلبان ، با پرسشها، نقدها و نفی‌هایی جدی از درون و بیرون روبروست. از اتخاذ رویه فکر شده ومنسجم و برنامه عملی مورد قبول جامعه عاجز است ، و حتی نمیتواند تشخیص دهد رابطه بین احزاب سیاسی اصلاح طلب که باید برای ورود به ساختارهای حکومتی عمل کنند با نهادها و جنبشهای مدنی که کارویژه آنهافشار بیرونی به همه حکومتهاست(حتی حکومت اصلاح‌طلب) چه باید باشد. کشمکش نظری اخیرتاجزاده و زیدآبادی انعکاسی از آن است.

وضع مناسبی نیست. جامعه ماخیلی پیش از لبنانیها و عراقی ها ، در دی ماه دوسال پیش، علامت اینکه استعداد تمام کردن ماجرا با نفی همه نیروهای سیاسی داخلی را دارد نشان داده است. این یعنی امکان رسیدن ما به یک برهوت سیاسی در روز واقعه. چاره ای باید کرد.

🆔 @jameeno
🔸چرا با «خانه پدری» کنار نمی آیند؟

🖌سعید برآبادی

▫️عجیب نیست که «خانه پدری» را از سردر چند سینمای محدود پایین کشیدند و دوباره توقیفش کردند، عجیب این بود که اصلا چرا و چطور به چنین فیلمی مجوز اکران داده‌اند. فارغ از آنکه این اثر کیانوش عیاری به لحاظ سینمایی و هنری توانسته اثری درخور و قابل دفاع باشد، به نظر می رسد آنچه به توقیف مجدد این فیلم ختم شده، کمترین ربطی به کیفیت نداشته و بیشتر حاصل به کرسی نشاندن حرف گروهی بولتن‌ساز بوده و بس. اما در پس این اتفاقات باید سوال کلی‌تری پرسید: چرا با «خانه پدری» کنار نمی‌آیند؟
پاسخ اول) «خانه پدری» پا در حریم خصوصی «خانه» و «خانواده» می‌گذارد؛ یعنی مکانی که حاکمیت نه از طریق قانون، بلکه تنها از طریق سنت و مذهب اجازه ورود به آن را به خود داده و پس از ورود، در را گِل گرفته تا غریبه دیگری داخل نشود. ورود تفکرِ سینمایی به چنین حریم خصوصی‌ای با به چالش کشیدن موضوع «ناموس» و «چهاردیواری، اختیاری» همراه شده و حاکمیتِ حاکمیت و سنت در حریم خانه را با بحرانِ آگاهی مواجه می‌کند. واکنش جامعه سنتی در برابر چنین ورودهایی را می توان از مقاومت این دسته از خانواده ها در برابر مداخلات اجتماعی و اضطراری اورژانس 123 حدس زد.
پاسخ دوم) «خانه پدری» یک اعتراض تاریخی نسبت به مفهوم خانه پدری است؛ اعتراض نسبت به جایگاه سنتی و قاطع پدر و تفکر مردسالارانه در خانه. جامعه‌ای که روز و شب از طریق تریبون‌های مختلفش در حالِ تحکیم این جایگاه است، به زعم خود تلاش می‌کند با توقیف چنین فیملی نگذارد صدای این اعتراض به گوش مردمش برسد.
پاسخ سوم) توقیف مجدد «خانه پدری» نشان می‌دهد که جایگاه هنر در ایران در مقایسه با قوه قهریه کجاست. اسباب و دستگاه تولیدات هنری در ایران (اعم از وزارت ارشاد و نهادهای صنفی هنری) به چنان خواری و خفتی رسیده اند که هنرمند پیش از آنکه فردی با رسالت اصلاح امور یا بازتاب دهنده حقیقت باشد، باید سیاسی‌کار و اهل زدوبند شود. در چنین شرایطی‌ست که قوه قضائیه که کارش نظارت بر امور و برخورد با قانون شکنان است، بیش از آنکه با مفاسد اقتصادی و سیاسی برخورد کند کمر به برخورد با هنرمندان مستقل، فعالان فضای مجازی و ان‌جی‌اوها بسته.
پاسخ چهارم) علتی که دادستانی برای توقیف فیلم آورده، اصلاح نشدن صحنه‌های خشونت است. خشونتی که در خانه و خانواده جاری است، چطور باید اصلاح شود؟ آیا دادستانی شیوه فیلم سازی عیاری را می‌شناسد و می‌داند که او بی‌قضاوت به سوژه‌هایش می‌نگرد و اگر اینگونه باشد، چطور می‌توان از او توقع اصلاح چیزی را داشت که دیده و به تصویر کشیده؟ به نظر می‌رسد که پیام اصلی این توقیف، نه اصرار بر اصلاح فیلم بلکه فرمان بر اصلاح ذهنیت کارگردان است. به عبارت دیگر، دادستانی می‌دانسته که عیاری با هیچ اصلاحیه‌ای بر فیلمش کنار نخواهد آمد اما این توقع وجود داشته که همزمان با اکران، کارگردان پاره توضیحاتی به فیلم بچسباند و برائت خود را از ساخته خود اعلام کند.
پاسخ پنجم) می‌توان از خلال کارنامه سینمایی کیانوش عیاری، ساز و کار سانسور در ایران را هم کشف و به تصویر درآورد. او در روزهای نخستین انقلاب با ساخت فیلم مستندِ توقیف‌شده‌ای به نام «تازه‌نفس‌ها»، مورد خشمِ انقلابیون قرار گرفت و حالا پس از چهار دهه هنوز هم تعداد فیلم‌های توقیف‌شده‌اش از فیلم‌های اکران‌شده‌اش بیشترند. منتها مسئله اینجاست که انقلابیون خشمگین و پرحرارت آن روزها، جای خود را به چهره‌های معتدل‌تر داده‌اند و در نتیجه، دستگاه سانسور، از وزارت ارشاد به قوه قضائیه رسیده. در این میان، اگر در آن روزهای نخستین، چهره‌های آکادمیک اما تندروی انقلابی، رسما درخواست توقیف یا سانسور فیلمی را صادر می‌کردند، امروز این وظیفه به دوش گروهی بولتن‌ساز جوان و کم‌تجربه سپرده شده که در همه این سالها، از آبِ هواداری، کره سیاسی‌بازی گرفته‌اند و خودشان را در مقامِ خبربیارِ قوه قضائیه می‌بینند.
پاسخ آخر) «خانه پدری» شاید همان ده سال پیش که ساخته شد، اثری آوانگارد در نوع خود محسوب می‌شد و می‌توانست جامعه را نسبت به پدیده پدرسالاری آگاه یا آگاه‌تر کند. امروز اکران چنین فیلمی جز احساس نوستالوژی غمناکی به ظلم رفته بر زنان ایران، تاثیر دیگری ندارد. جامعه ایران در لایه‌های متعدد خود، اکنون چندین گام از عیاریِ ده سال پیش جلوتر است با این همه شاید توقیف این فیلم، بهانه‌ای باشد تا آنها که از تاریخ ظلم علیه زنان بی‌اطلاع بوده‌اند به سراغ آثار مکتوب در این زمینه بروند و دستِ پُر تر برگردند.

🆔 @jameeno