🔴 اطلاعیه شورای هماهنگی
در محکومیت برخوردهای غیرانسانی با کودکان افغانستانی
✍محمد حبیبی/سخنگوی شورای هماهنگی
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران با نگرانی عمیق، موارد مکرر خشونت، تحقیر، طرد و تبعیض علیه کودکان افغانستانی ساکن ایران را رصد کرده و اینگونه برخوردهای ضدانسانی را بهشدت محکوم میکند.
جمهوری اسلامی ایران از سال ۱۳۷۲ به کنوانسیون جهانی حقوق کودک پیوسته و متعهد شده است که تمامی کودکان در قلمرو حاکمیتیاش را بدون تبعیض، مورد حمایت، آموزش و مراقبت قرار دهد. نقض این تعهدات، صرفاً یک تخطی حقوقی نیست، بلکه لکه ننگی بر وجدان عمومی جامعه ماست.
بویژه که خبرهایی نگران کننده از رد مرز کودکان و دختران افغانستانی بدون حضور والدین آنها گزارش شده است. بهعلاوه بسیاری از این کودکان در حالی رد مرز میشوند که همهی مدارک اقامتی قانونی در ایران را دارند یا اصلا در ایران متولد شدهاند. بسیاری از آنها پس از رد مرز به دلیل جنسیت خود حق برخورداری از آموزش را از دست میدهند.
از طرف دیگر تصاویر منتشر شده از محل نگهداری اتباع افغانستانی در شهرهای مرزی ، نشان دهنده عدم برخورداری از حداقل های حقوق انسانی بویژه در مورد کودکان است.
همه این موارد نقض کننده قوانینی است که جمهوری اسلامی در مجامع بین المللی پایبندی به آن را پذیرفته است.
ما به عنوان معلمان این سرزمین، بر این باوریم که هیچ خط مرزی، ملیتی یا کاغذ هویتی نباید مانع دسترسی کودکان به آموزش، امنیت و کرامت انسانی باشد.
ما از تمامی نهادهای مدنی، فرهنگی، آموزشی و حقوق بشری میخواهیم در برابر این روند خطرناک و ضدانسانی سکوت نکنند. دفاع از حقوق کودکان، دفاع از آیندهی انسانیت است.
🔹🔹🔹
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران
🔹نشانی کانال تلگرامی شورا:
🆔 @kashowra
📍اخبار، نظرات و انتقادات صنفی و آموزشی:
🆔 @kashowranews
در محکومیت برخوردهای غیرانسانی با کودکان افغانستانی
✍محمد حبیبی/سخنگوی شورای هماهنگی
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران با نگرانی عمیق، موارد مکرر خشونت، تحقیر، طرد و تبعیض علیه کودکان افغانستانی ساکن ایران را رصد کرده و اینگونه برخوردهای ضدانسانی را بهشدت محکوم میکند.
جمهوری اسلامی ایران از سال ۱۳۷۲ به کنوانسیون جهانی حقوق کودک پیوسته و متعهد شده است که تمامی کودکان در قلمرو حاکمیتیاش را بدون تبعیض، مورد حمایت، آموزش و مراقبت قرار دهد. نقض این تعهدات، صرفاً یک تخطی حقوقی نیست، بلکه لکه ننگی بر وجدان عمومی جامعه ماست.
بویژه که خبرهایی نگران کننده از رد مرز کودکان و دختران افغانستانی بدون حضور والدین آنها گزارش شده است. بهعلاوه بسیاری از این کودکان در حالی رد مرز میشوند که همهی مدارک اقامتی قانونی در ایران را دارند یا اصلا در ایران متولد شدهاند. بسیاری از آنها پس از رد مرز به دلیل جنسیت خود حق برخورداری از آموزش را از دست میدهند.
از طرف دیگر تصاویر منتشر شده از محل نگهداری اتباع افغانستانی در شهرهای مرزی ، نشان دهنده عدم برخورداری از حداقل های حقوق انسانی بویژه در مورد کودکان است.
همه این موارد نقض کننده قوانینی است که جمهوری اسلامی در مجامع بین المللی پایبندی به آن را پذیرفته است.
ما به عنوان معلمان این سرزمین، بر این باوریم که هیچ خط مرزی، ملیتی یا کاغذ هویتی نباید مانع دسترسی کودکان به آموزش، امنیت و کرامت انسانی باشد.
ما از تمامی نهادهای مدنی، فرهنگی، آموزشی و حقوق بشری میخواهیم در برابر این روند خطرناک و ضدانسانی سکوت نکنند. دفاع از حقوق کودکان، دفاع از آیندهی انسانیت است.
🔹🔹🔹
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران
🔹نشانی کانال تلگرامی شورا:
🆔 @kashowra
📍اخبار، نظرات و انتقادات صنفی و آموزشی:
🆔 @kashowranews
👌27👎23❤4🙏4🔥3👍1😢1
💠 #بیانیه
🔴 بیانیه "انجمن یاری کودکان در معرض خطر" در اعتراض به رد مرز کودکان
این بیانیه برای روزهای تلخ و ناگواریست که در آن با اشک و آه کودکانی روبهرو هستیم که امیدشان به تحصیل، امنیت و آیندهای روشن در سرزمینی دیگر، ناگهان فرو میریزد. کودکانی که هراسان و نگران، همراه با خانوادههای آوارهشان، ناگزیر به بازگشت به سرزمینی میشوند که از آن گریخته بودند؛ جایی که نه امنیت دارند و نه امید، نه تعلقی به آن احساس میکنند و نه پناهی برای زیستن.
با نهایت تأسف باید گفت که سیاستهای سختگیرانه، شتابزده و ضد مهاجرتی، بدون آیندهنگری و در فقدان عقلانیت و تدبیر، به اجرا درآمده است؛ سیاستی که نهتنها در پنهانکاری شکل گرفت، بلکه با بیتوجهی مزمن به پیامدهای انسانی، اجتماعی و اخلاقی، سالها مهاجران را در وضعیت نیمهقانونی، بیپناه و بیصدا نگاه داشته تا بهعنوان نیروی کار ارزان، بیحقوق و آسیبپذیر بهکار گرفته شوند و بار ناکارآمدیها و مشکلات ساختاری کشور را بر دوش کشند.
ما شاهد بودیم حتی کارخانههای بزرگ یکی پس از دیگری تعطیل شدند، اما کارگاههای زیرزمینی و مراکز غیررسمی بازیافت، با جذب کودکان و بزرگسالان مهاجر، در سکوت کامل و بیقانونی ادامه یافتند. کودکانی که شبانه و در شرایطی ناامن از مرز عبور داده میشدند و مستقیماً به کارهای طاقتفرسا مانند زبالهگردی و کار اجباری گماشته میشدند. اینجا اگرچه جنگی رسمی در جریان نبود، اما زندگی شب و روز مهاجران، شباهتی تلخ به اردوگاههای کار اجباری داشت. آنها برای زندهماندن، برای لقمه نانی ناچیز، جان میکَندند؛ بیآنکه صدایشان شنیده شود.
و امروز، همان کودکان، همان خانوادههایی که در حاشیهها، در آلونکها و در سختترین شرایط ممکن تنها برای آموزش و آینده فرزندانشان پناه آورده بودند، با خشونتی بیرحمانه از سرزمین ما رانده میشوند. خانههای اجارهای خود را ناچار رها میکنند، بیعانههایشان بازگردانده نمیشود و به اردوگاههایی در مرزها فرستاده میشوند که حتی نان و آب کافی ندارند.
ما، سازمانهای مدنی، فعالان اجتماعی، و انسانهایی از دل همین جامعه، سالهاست درباره نقض حقوق کودکان هشدار دادهایم. تأکید ما همواره بر اجرای اصول کنوانسیون حقوق کودک بدون هیچگونه تبعیض بوده است.
چرا باید کودکان قربانی تصمیمهای سیاسی، اقتصادی و امنیتی شوند؟
در کدام ماده از قوانین ملی یا بینالمللی، «اخراج» برای کودکانی که نه تهدیدیاند و نه مجرم، قابل توجیه است؟
چه کسی پاسخگوی سرنوشت دخترانی خواهد بود که اکنون باید به دستان طالبان سپرده شوند؟
چه نهادی مسئول رنج روانی، بیخانمانی و محرومیت تحصیلی این کودکان است؟
ما هشدار میدهیم:
- اخراج کودکان، نقض آشکار و فاحش حقوق بشر است. حمایت از آنها نه لطف، بلکه وظیفه حاکمیتها و جامعه بینالمللی است.
- ما خواهان توقف فوری روند اخراج کودکان مهاجر هستیم.
- ما خواهان ایجاد مسیرهایی قانونی، ایمن و انسانی برای حمایت از این کودکان هستیم.
- ما خواهان پایان دادن به نفرتپراکنی رسانهای و بیتفاوتی مسئولان نسبت به رنج انسانی هستیم.
بیایید زخمهای مهاجران را عمیقتر نکنیم. بیایید بهجای دشمنسازی، به همدلی تاریخی، انسانی و فرهنگی با مردم افغانستان تکیه کنیم؛ مردمی همدرد و همسرنوشت، که امروز صدایشان در گلو خفه شده است.
کودکان را اخراج نکنید.
کودکان را نجات دهید.
پیش از آنکه دیر شود.
🔹🔹🔹
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران
🔹نشانی کانال تلگرامی شورا:
🆔 @kashowra
📍اخبار، نظرات و انتقادات صنفی و آموزشی:
🆔 @kashowranews
🔴 بیانیه "انجمن یاری کودکان در معرض خطر" در اعتراض به رد مرز کودکان
این بیانیه برای روزهای تلخ و ناگواریست که در آن با اشک و آه کودکانی روبهرو هستیم که امیدشان به تحصیل، امنیت و آیندهای روشن در سرزمینی دیگر، ناگهان فرو میریزد. کودکانی که هراسان و نگران، همراه با خانوادههای آوارهشان، ناگزیر به بازگشت به سرزمینی میشوند که از آن گریخته بودند؛ جایی که نه امنیت دارند و نه امید، نه تعلقی به آن احساس میکنند و نه پناهی برای زیستن.
با نهایت تأسف باید گفت که سیاستهای سختگیرانه، شتابزده و ضد مهاجرتی، بدون آیندهنگری و در فقدان عقلانیت و تدبیر، به اجرا درآمده است؛ سیاستی که نهتنها در پنهانکاری شکل گرفت، بلکه با بیتوجهی مزمن به پیامدهای انسانی، اجتماعی و اخلاقی، سالها مهاجران را در وضعیت نیمهقانونی، بیپناه و بیصدا نگاه داشته تا بهعنوان نیروی کار ارزان، بیحقوق و آسیبپذیر بهکار گرفته شوند و بار ناکارآمدیها و مشکلات ساختاری کشور را بر دوش کشند.
ما شاهد بودیم حتی کارخانههای بزرگ یکی پس از دیگری تعطیل شدند، اما کارگاههای زیرزمینی و مراکز غیررسمی بازیافت، با جذب کودکان و بزرگسالان مهاجر، در سکوت کامل و بیقانونی ادامه یافتند. کودکانی که شبانه و در شرایطی ناامن از مرز عبور داده میشدند و مستقیماً به کارهای طاقتفرسا مانند زبالهگردی و کار اجباری گماشته میشدند. اینجا اگرچه جنگی رسمی در جریان نبود، اما زندگی شب و روز مهاجران، شباهتی تلخ به اردوگاههای کار اجباری داشت. آنها برای زندهماندن، برای لقمه نانی ناچیز، جان میکَندند؛ بیآنکه صدایشان شنیده شود.
و امروز، همان کودکان، همان خانوادههایی که در حاشیهها، در آلونکها و در سختترین شرایط ممکن تنها برای آموزش و آینده فرزندانشان پناه آورده بودند، با خشونتی بیرحمانه از سرزمین ما رانده میشوند. خانههای اجارهای خود را ناچار رها میکنند، بیعانههایشان بازگردانده نمیشود و به اردوگاههایی در مرزها فرستاده میشوند که حتی نان و آب کافی ندارند.
ما، سازمانهای مدنی، فعالان اجتماعی، و انسانهایی از دل همین جامعه، سالهاست درباره نقض حقوق کودکان هشدار دادهایم. تأکید ما همواره بر اجرای اصول کنوانسیون حقوق کودک بدون هیچگونه تبعیض بوده است.
چرا باید کودکان قربانی تصمیمهای سیاسی، اقتصادی و امنیتی شوند؟
در کدام ماده از قوانین ملی یا بینالمللی، «اخراج» برای کودکانی که نه تهدیدیاند و نه مجرم، قابل توجیه است؟
چه کسی پاسخگوی سرنوشت دخترانی خواهد بود که اکنون باید به دستان طالبان سپرده شوند؟
چه نهادی مسئول رنج روانی، بیخانمانی و محرومیت تحصیلی این کودکان است؟
ما هشدار میدهیم:
- اخراج کودکان، نقض آشکار و فاحش حقوق بشر است. حمایت از آنها نه لطف، بلکه وظیفه حاکمیتها و جامعه بینالمللی است.
- ما خواهان توقف فوری روند اخراج کودکان مهاجر هستیم.
- ما خواهان ایجاد مسیرهایی قانونی، ایمن و انسانی برای حمایت از این کودکان هستیم.
- ما خواهان پایان دادن به نفرتپراکنی رسانهای و بیتفاوتی مسئولان نسبت به رنج انسانی هستیم.
بیایید زخمهای مهاجران را عمیقتر نکنیم. بیایید بهجای دشمنسازی، به همدلی تاریخی، انسانی و فرهنگی با مردم افغانستان تکیه کنیم؛ مردمی همدرد و همسرنوشت، که امروز صدایشان در گلو خفه شده است.
کودکان را اخراج نکنید.
کودکان را نجات دهید.
پیش از آنکه دیر شود.
🔹🔹🔹
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران
🔹نشانی کانال تلگرامی شورا:
🆔 @kashowra
📍اخبار، نظرات و انتقادات صنفی و آموزشی:
🆔 @kashowranews
👍32👎22😢5❤1
🔴 دورههای مهارتآموزی راستین یا آمار فروشی
✍️ حسین رمضانپور؛ فعال صنفی معلمان
سال ۱۴۰۲ زندان بجنورد که بودم هرازگاهی فنیوحرفهای دورههای مهارتآموزی در زندان برگزار میکرد و تعداد مشخصی را ثبتنام میکردند.
چند هفته یک مربی از فنیوحرفهای میآمد و کلاسهای مهارتآموزی رو برگزار میکرد که منم برای یادگیری و پر کردن وقت حضور پیدا میکردم. مثلا یکی از دورهها تاسیسات و لولهکشی ساختمان بود که گواهی فنی حرفهای هم برام صادر شد. زندانیان یک در میان و گاهی کلا یکی دو جلسه حضور داشتند و دوره حدود ۱۰ جلسهای یا شاید بیشتر پایان پذیرفت.
روز آزمون مانند کنکور پاسخنامه مخصوص که با مداد بایست گزینهها علامتگذاری شود و با دستگاه دیجیتال تصحیح میشود دادند که موجب تعجب من شد !!!!
سوالات هم داده شد و همه به هم نگاه میکردند. منم زیاد از تخصصیهاش چیزی بلد نبودم. بعد چند دقیقه مربی آمد و شروع کرد به گفتن پاسخهای درست و ما هم با عجله تیک میزدیم و با مداد پاسخنامه رو پر میکردیم. حتی چند نفری مرخصی بودند و حضور نداشتند که بقیه برایشان امتحان دادند. پس از پایان آزمون خندهای عجیب بر لبهای من نقش بست و با مربی خداحافظی کرده و به داخل بند رفتم.
چند هفته بعد مراسمی در زندان برگزار شد که آقای رحمدل مدیرکل فنیوحرفهای استان خراسان شمالی نیز در آن مراسم حضور داشتند و از خدمات فنیوحرفهای در آموزش و مهارتآموزی به زندانیان تقدیر شد.
حتی به خاطر دارم یکی از روسای زندان در سخنرانی خود اعلام کرد که حدود هفتاد یا هشتاد درصد زندانیان ما در دوران حبس خود اشتغال پایدار میآموزند و از اینجا میروند.
من چندتایی از این گواهیها که بابت آن زندان حدود یک هفته مرخصی اضافه میداد دارم؛ لولهکشی و تاسیسات، معرقکاری، پرورش گیاهان دارویی و......
امیدوارم دورههای مهارتآموزی در فنیحرفهایها و آموزشگاههای آزاد از زندان بجنورد وضعیت بهتری داشته باشند وگرنه با این روند حدود ۲۰۰ یا ۳۰۰ درصد جوانان و مردم صاحب اشتغال پایدار میشوند.
مثلا یکی مانند من جز پیشه خودم آموزگاری الان لولهکش و تاسیسات کار و معرقکار و صاحب گلخانه و پرورشدهنده گیاهان دارویی و..... نیز هستم !!!!
📌 یادداشتهای مندرج در این کانال، صرفاً دیدگاههای شخصی نویسندگان بوده و لزوماً مواضع شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران را منعکس نمیکند.
🔹🔹🔹
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران
🔹نشانی کانال تلگرامی شورا:
🆔 @kashowra
📍اخبار، نظرات و انتقادات صنفی و آموزشی:
🆔 @kashowranews
✍️ حسین رمضانپور؛ فعال صنفی معلمان
سال ۱۴۰۲ زندان بجنورد که بودم هرازگاهی فنیوحرفهای دورههای مهارتآموزی در زندان برگزار میکرد و تعداد مشخصی را ثبتنام میکردند.
چند هفته یک مربی از فنیوحرفهای میآمد و کلاسهای مهارتآموزی رو برگزار میکرد که منم برای یادگیری و پر کردن وقت حضور پیدا میکردم. مثلا یکی از دورهها تاسیسات و لولهکشی ساختمان بود که گواهی فنی حرفهای هم برام صادر شد. زندانیان یک در میان و گاهی کلا یکی دو جلسه حضور داشتند و دوره حدود ۱۰ جلسهای یا شاید بیشتر پایان پذیرفت.
روز آزمون مانند کنکور پاسخنامه مخصوص که با مداد بایست گزینهها علامتگذاری شود و با دستگاه دیجیتال تصحیح میشود دادند که موجب تعجب من شد !!!!
سوالات هم داده شد و همه به هم نگاه میکردند. منم زیاد از تخصصیهاش چیزی بلد نبودم. بعد چند دقیقه مربی آمد و شروع کرد به گفتن پاسخهای درست و ما هم با عجله تیک میزدیم و با مداد پاسخنامه رو پر میکردیم. حتی چند نفری مرخصی بودند و حضور نداشتند که بقیه برایشان امتحان دادند. پس از پایان آزمون خندهای عجیب بر لبهای من نقش بست و با مربی خداحافظی کرده و به داخل بند رفتم.
چند هفته بعد مراسمی در زندان برگزار شد که آقای رحمدل مدیرکل فنیوحرفهای استان خراسان شمالی نیز در آن مراسم حضور داشتند و از خدمات فنیوحرفهای در آموزش و مهارتآموزی به زندانیان تقدیر شد.
حتی به خاطر دارم یکی از روسای زندان در سخنرانی خود اعلام کرد که حدود هفتاد یا هشتاد درصد زندانیان ما در دوران حبس خود اشتغال پایدار میآموزند و از اینجا میروند.
من چندتایی از این گواهیها که بابت آن زندان حدود یک هفته مرخصی اضافه میداد دارم؛ لولهکشی و تاسیسات، معرقکاری، پرورش گیاهان دارویی و......
امیدوارم دورههای مهارتآموزی در فنیحرفهایها و آموزشگاههای آزاد از زندان بجنورد وضعیت بهتری داشته باشند وگرنه با این روند حدود ۲۰۰ یا ۳۰۰ درصد جوانان و مردم صاحب اشتغال پایدار میشوند.
مثلا یکی مانند من جز پیشه خودم آموزگاری الان لولهکش و تاسیسات کار و معرقکار و صاحب گلخانه و پرورشدهنده گیاهان دارویی و..... نیز هستم !!!!
📌 یادداشتهای مندرج در این کانال، صرفاً دیدگاههای شخصی نویسندگان بوده و لزوماً مواضع شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران را منعکس نمیکند.
🔹🔹🔹
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران
🔹نشانی کانال تلگرامی شورا:
🆔 @kashowra
📍اخبار، نظرات و انتقادات صنفی و آموزشی:
🆔 @kashowranews
❤16🤔6😢2😐2👍1👏1
🔴 هژمونی مکانی ۲
✍️ فاطمه افشاری؛ معلم_تهران
همینطور که مات و مبهوت اطراف را نگاه میکردم ماشین بیمه برای پرداخت خسارت کنارم ایستاد. مردی پیاده شد و رفت سمت خانمی که ماشینش جلوی ماشین من پارک شده بود. شیشه عقب ماشین در اثر انفجار و پرتاب سنگ کاملاً خرد شده است. شاید این ماشین در بین آن همه خرابی کمترین خسارت را دیده بود. اطراف را نگاه میکردم اینجا همان جاییست که چندی قبل هم آمده و برایش متنی نوشته بودم.
آری، میخواستم بگویم که در نظامهای استبدادی و توتالیتر حتی مکان هم تحت سلطه قرار میگیرد. وقتی در موقعیت جنگی بمبهایی به سمت آن مکان پرتاب شود باز متفاوت از اماکن دیگر است! این مکان نماد استبداد است، مستبدی دیگر میخواهد این نماد را نمادین بشکند، چگونه؟ با ظلمی مضاعف
آیا مکان بدون مکین مفهومی دارد؟
این مشاهده با مشاهدهگری قبل بسیار متفاوت بود، حتی درختان آن مکان در امان نبودهاند هیچ درختی سالم نمانده بود. و اشیاء و هر چیزی که مرتبط با آن مکان بود و حتی اگر مرتبط نبود فقط در اثر همجواری با نماد سلطه آسیب دیده است. مثل آپارتمان همسایه اوین.
نمیدانم چرا به ضرب رسیدن عدد برایم تداعی شد یعنی وقتی یک مستبد تبدیل به دو مستبد میشود گویی ظلم هم ضربدر دو میشود. اکنون آپارتمان نزدیک زندان، درختهای روبروی زندان، دیوارها و ماشینها همگی شرف پیدا کرده بودند که شرف المکان بالمکین.
ناگهان چهره سرباز جلوی درب را به خاطر میآورم و در ادامه شلوغی آن روز جلوی چشمم میآید. افرادی که در تردد بودند، خانمی که با وجود سرفههای شدید، تندتند سیگار میکشید و نهایتاً به او گفته شد بازپرس پروندهاش رفته مسافرت و زمانی دیگر بیاید. چشمم رو باز میکنم باز ویرانهها را میبینم. ماشینهای سوخته که روی هم تلمبار شده و کارگرانی که مشغول کار هستند.
من هنوز در آن مکان ایستادهام. بوی سلطه را حس میکنم اما مضاعف، این بار نه یک پوتین، دو پوتین بر روی سینهام سنگینی میکند. فردی از ساکنین آنجا میگفت یکی از بمبها عمل نکرده که اگر میکرد ما هم نبودیم. دم بمب گرم!
پرتابههای بیبی بر زندان ظلالله نه تنها راه نجاتی نبود که سلطه شدیدتر شد. زندان به زندانی تنگتر و نفسگیرتر تبدیل شد. دو حاکم فاناتیک متدین افراطگرا از قداست برجی ساختند که پی آن با گوشت و پوست و خون انسانهاست. مکان در اختیارشان است گویی ملک طلق پدرانشان است. یکی حصار میکشد و میبندد، دیگری با موشک میشکافد، هر دو به عنوان وعده خدا !
خودکامه با استبدادش برای تثبیت پایههای حکومتش و برای سرکوب مخالفانش چونان ناواقعیتی دیوانهوار بیشترین آزاررسانی را در حق ساکنین مکان سلطهاش روا میدارد.
و در این نابسامانیها، به قول آرنت؛ عقل سلیم برآشفته میپرسد: این آدمیان باید مرتکب کدام تخطی شده باشند که دچار این رنج غیر انسانی شوند؟
منبع عکس: از آرشیو خودم
#زندانی_سیاسی_اعتقادی_آزاد_باید_گردد
#هژمونی_مکانی
📌 یادداشتهای مندرج در این کانال، صرفاً دیدگاههای شخصی نویسندگان بوده و لزوماً مواضع شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران را منعکس نمیکند.
🔹🔹🔹
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران
🔹نشانی کانال تلگرامی شورا:
🆔 @kashowra
📍اخبار، نظرات و انتقادات صنفی و آموزشی:
🆔 @kashowranews
✍️ فاطمه افشاری؛ معلم_تهران
همینطور که مات و مبهوت اطراف را نگاه میکردم ماشین بیمه برای پرداخت خسارت کنارم ایستاد. مردی پیاده شد و رفت سمت خانمی که ماشینش جلوی ماشین من پارک شده بود. شیشه عقب ماشین در اثر انفجار و پرتاب سنگ کاملاً خرد شده است. شاید این ماشین در بین آن همه خرابی کمترین خسارت را دیده بود. اطراف را نگاه میکردم اینجا همان جاییست که چندی قبل هم آمده و برایش متنی نوشته بودم.
آری، میخواستم بگویم که در نظامهای استبدادی و توتالیتر حتی مکان هم تحت سلطه قرار میگیرد. وقتی در موقعیت جنگی بمبهایی به سمت آن مکان پرتاب شود باز متفاوت از اماکن دیگر است! این مکان نماد استبداد است، مستبدی دیگر میخواهد این نماد را نمادین بشکند، چگونه؟ با ظلمی مضاعف
آیا مکان بدون مکین مفهومی دارد؟
این مشاهده با مشاهدهگری قبل بسیار متفاوت بود، حتی درختان آن مکان در امان نبودهاند هیچ درختی سالم نمانده بود. و اشیاء و هر چیزی که مرتبط با آن مکان بود و حتی اگر مرتبط نبود فقط در اثر همجواری با نماد سلطه آسیب دیده است. مثل آپارتمان همسایه اوین.
نمیدانم چرا به ضرب رسیدن عدد برایم تداعی شد یعنی وقتی یک مستبد تبدیل به دو مستبد میشود گویی ظلم هم ضربدر دو میشود. اکنون آپارتمان نزدیک زندان، درختهای روبروی زندان، دیوارها و ماشینها همگی شرف پیدا کرده بودند که شرف المکان بالمکین.
ناگهان چهره سرباز جلوی درب را به خاطر میآورم و در ادامه شلوغی آن روز جلوی چشمم میآید. افرادی که در تردد بودند، خانمی که با وجود سرفههای شدید، تندتند سیگار میکشید و نهایتاً به او گفته شد بازپرس پروندهاش رفته مسافرت و زمانی دیگر بیاید. چشمم رو باز میکنم باز ویرانهها را میبینم. ماشینهای سوخته که روی هم تلمبار شده و کارگرانی که مشغول کار هستند.
من هنوز در آن مکان ایستادهام. بوی سلطه را حس میکنم اما مضاعف، این بار نه یک پوتین، دو پوتین بر روی سینهام سنگینی میکند. فردی از ساکنین آنجا میگفت یکی از بمبها عمل نکرده که اگر میکرد ما هم نبودیم. دم بمب گرم!
پرتابههای بیبی بر زندان ظلالله نه تنها راه نجاتی نبود که سلطه شدیدتر شد. زندان به زندانی تنگتر و نفسگیرتر تبدیل شد. دو حاکم فاناتیک متدین افراطگرا از قداست برجی ساختند که پی آن با گوشت و پوست و خون انسانهاست. مکان در اختیارشان است گویی ملک طلق پدرانشان است. یکی حصار میکشد و میبندد، دیگری با موشک میشکافد، هر دو به عنوان وعده خدا !
خودکامه با استبدادش برای تثبیت پایههای حکومتش و برای سرکوب مخالفانش چونان ناواقعیتی دیوانهوار بیشترین آزاررسانی را در حق ساکنین مکان سلطهاش روا میدارد.
و در این نابسامانیها، به قول آرنت؛ عقل سلیم برآشفته میپرسد: این آدمیان باید مرتکب کدام تخطی شده باشند که دچار این رنج غیر انسانی شوند؟
منبع عکس: از آرشیو خودم
#زندانی_سیاسی_اعتقادی_آزاد_باید_گردد
#هژمونی_مکانی
📌 یادداشتهای مندرج در این کانال، صرفاً دیدگاههای شخصی نویسندگان بوده و لزوماً مواضع شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران را منعکس نمیکند.
🔹🔹🔹
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران
🔹نشانی کانال تلگرامی شورا:
🆔 @kashowra
📍اخبار، نظرات و انتقادات صنفی و آموزشی:
🆔 @kashowranews
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
❤20😢7😐4👍3👎1
🔴 بازداشت صادق منصوری در کلاس درس
🔸در ادامه موج بازداشتهای پس از جنگ و افزایش فشار بر فعالان فرهنگی، #صادق_منصوری، از اساتید انجمن خوشنویسان خراسان، روز سهشنبه ۱۰ تیر، در محل برگزاری کلاس آموزشی خود، توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد.
🔸 آقای #صادق_منصوری و همسر محترمشان #زهره_اکبری (از معلمان خوشنام شهر مشهد) با رای صادره از سوی دادگاه انقلاب مشهد در حال طی دوران محکومیت خود با #پابند_الکترونیکی بودند.
#شورای_هماهنگی_تشکلهای_صنفی_فرهنگیان_ایران ضمن حمایت از ایشان، خواهان آزادی بی قید و شرط ایشان و سایر فعالان فرهنگی و زندانیان سیاسی در بند است.
🔹🔹🔹
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران
🔹نشانی کانال تلگرامی شورا:
🆔 @kashowra
📍اخبار، نظرات و انتقادات صنفی و آموزشی:
🆔 @kashowranews
🔸در ادامه موج بازداشتهای پس از جنگ و افزایش فشار بر فعالان فرهنگی، #صادق_منصوری، از اساتید انجمن خوشنویسان خراسان، روز سهشنبه ۱۰ تیر، در محل برگزاری کلاس آموزشی خود، توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد.
🔸 آقای #صادق_منصوری و همسر محترمشان #زهره_اکبری (از معلمان خوشنام شهر مشهد) با رای صادره از سوی دادگاه انقلاب مشهد در حال طی دوران محکومیت خود با #پابند_الکترونیکی بودند.
#شورای_هماهنگی_تشکلهای_صنفی_فرهنگیان_ایران ضمن حمایت از ایشان، خواهان آزادی بی قید و شرط ایشان و سایر فعالان فرهنگی و زندانیان سیاسی در بند است.
🔹🔹🔹
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران
🔹نشانی کانال تلگرامی شورا:
🆔 @kashowra
📍اخبار، نظرات و انتقادات صنفی و آموزشی:
🆔 @kashowranews
🔥24😢14❤10💔4😐1
🔴 حقالتدریس؛ قربانی بیکفایتی دولتها
✍️ دنیا عباسی
سالهاست دولتها میآیند و میروند، اما درد معلمان حقالتدریس سر جای خودش باقیست؛ بیحقوق، بیبیمه، بیامنیت شغلی! دولتی که در شعار، از عدالت، معیشت و کرامت معلم دم میزند، در عمل حتی حقوق تابستان معلمی را که کلاسها را سرپا نگه داشته، پرداخت نمیکند!
بیمهای که باید برای نیرویی که تمام سال تحصیلی را کار کرده، بدیهی باشد، هنوز هم در پیچوخم وعدههای توخالی گم شده است. از نمایندگان مجلس تا مسئولان وزارتخانه، همه فقط وعده میدهند. هیچکس پاسخگو نیست! کدام دولت پاسخ میدهد که چرا معلمان حقالتدریس حتی در گرمای تابستان، باید با جیب خالی و اضطراب آینده زندگی کنند؟ معلم حقالتدریس، کار میکند، تدریس میکند، تربیت میکند؛ اما در پایان سال، دولت با بیرحمی، او را مثل یک کارگر فصلی، کنار میگذارد! این اسمش سیاست نیست، بیعدالتی مطلقه! این وضعیت نه از کمبود بودجه است، نه از ناتوانی اجرایی، بلکه از بیارادگی و بیمسئولیتی دولت است که چشمش را بر زحمتکشان واقعی این کشور بسته است.
📢 معلمان حقالتدریس خستهاند! نه از درس دادن، بلکه از تحقیر مداوم توسط دولتی که قرار بود حامی آموزش باشد، نه قاتل امید.
پن: متاسفانە معلمان حقالتدریس - کە مسئولیت بخش قابل توجهی از تربیت و آموزش فرزندان این مملکت بر دوش آنهاست؛ در اوج بیمهری و بیعدالتی زندگی میکنند و بە امید آیندەای کە هزاران خطر و تصمیم نابجا و خلقالساعە مسئولان آن را تهدید میکند کار میکنند و مجبورند علیرغم همە این تهدیدها و وضعیت فلاکتبار معیشتی همچنان انگیزە خود را حفظ کردە و "صورت خود را با سیلی، سرخ کنند". شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران دفاع از حقوق مشروع و بە یغما رفتەی معلمان حقالتدریس را رسالت خود میداند و از مسئولان آموزش و پرورش میخواهد کە بە مسئولیت قانونی و انسانی خود در برابر معلمان حقالتدریس عمل نمودە و بە این همە اجحاف و تبعیض درونسازمانی پایان دهد.
🔹🔹🔹
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران
🔹نشانی کانال تلگرامی شورا:
🆔 @kashowra
📍اخبار، نظرات و انتقادات صنفی و آموزشی:
🆔 @kashowranews
✍️ دنیا عباسی
سالهاست دولتها میآیند و میروند، اما درد معلمان حقالتدریس سر جای خودش باقیست؛ بیحقوق، بیبیمه، بیامنیت شغلی! دولتی که در شعار، از عدالت، معیشت و کرامت معلم دم میزند، در عمل حتی حقوق تابستان معلمی را که کلاسها را سرپا نگه داشته، پرداخت نمیکند!
بیمهای که باید برای نیرویی که تمام سال تحصیلی را کار کرده، بدیهی باشد، هنوز هم در پیچوخم وعدههای توخالی گم شده است. از نمایندگان مجلس تا مسئولان وزارتخانه، همه فقط وعده میدهند. هیچکس پاسخگو نیست! کدام دولت پاسخ میدهد که چرا معلمان حقالتدریس حتی در گرمای تابستان، باید با جیب خالی و اضطراب آینده زندگی کنند؟ معلم حقالتدریس، کار میکند، تدریس میکند، تربیت میکند؛ اما در پایان سال، دولت با بیرحمی، او را مثل یک کارگر فصلی، کنار میگذارد! این اسمش سیاست نیست، بیعدالتی مطلقه! این وضعیت نه از کمبود بودجه است، نه از ناتوانی اجرایی، بلکه از بیارادگی و بیمسئولیتی دولت است که چشمش را بر زحمتکشان واقعی این کشور بسته است.
📢 معلمان حقالتدریس خستهاند! نه از درس دادن، بلکه از تحقیر مداوم توسط دولتی که قرار بود حامی آموزش باشد، نه قاتل امید.
پن: متاسفانە معلمان حقالتدریس - کە مسئولیت بخش قابل توجهی از تربیت و آموزش فرزندان این مملکت بر دوش آنهاست؛ در اوج بیمهری و بیعدالتی زندگی میکنند و بە امید آیندەای کە هزاران خطر و تصمیم نابجا و خلقالساعە مسئولان آن را تهدید میکند کار میکنند و مجبورند علیرغم همە این تهدیدها و وضعیت فلاکتبار معیشتی همچنان انگیزە خود را حفظ کردە و "صورت خود را با سیلی، سرخ کنند". شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران دفاع از حقوق مشروع و بە یغما رفتەی معلمان حقالتدریس را رسالت خود میداند و از مسئولان آموزش و پرورش میخواهد کە بە مسئولیت قانونی و انسانی خود در برابر معلمان حقالتدریس عمل نمودە و بە این همە اجحاف و تبعیض درونسازمانی پایان دهد.
🔹🔹🔹
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران
🔹نشانی کانال تلگرامی شورا:
🆔 @kashowra
📍اخبار، نظرات و انتقادات صنفی و آموزشی:
🆔 @kashowranews
🔥17😢7❤4👏4👎3👍1
🔴مردم ایران: سوژههای تغییر، نه ابژههای سلطه
✍اسماعیل عبدی/فعال صنفی معلمان
🔸مردم ایران،در دل یکی از پیچیدهترین بحرانهای سیاسی قرن، بار دیگر در حال بازتعریف مفاهیم اراده، عاملیت و کنشگری جمعی هستند. این مردم همواره در نفی استبداد و سیر به سوی مردم سالاری کوششی مدام ورزیده اند،خستگی ها و شکست های بسیار داشته اند اما نه مایوس شده اند و نه دل در زلف مشوش اغیار بسته اند.خیزشهای مردمی علیه ساختار سرکوبگر جمهوری اسلامی نه واکنشی کور، بلکه تبلوری از آگاهی تاریخی، حافظه سیاسی و تمایل عمیق به بازپسگیری سرنوشت است.
مردم ایران هرگز در حاشیه تاریخ نایستادهاند. از مزدک و بابک خرمدین تا مقاومت تنگستان، از مشروطهخواهان تا کنشگران ملیشدن نفت، و از کودتای دهه شصت ملایان علیه آزادیخواهان، اعدام های پشت بام مدرسه رفاه تا اعدام هزاران زندانی در مراد ۶۷ از سرکوب اسلامشهر در فروردین ۷۴ تا سرکوب دانشجویان در تیر ۷۸ از سرکوب جنبش سبز در خرداد ۸۸ تا خیزشهای دی ۹۶ و آبان ۹۸ و قیام ژینا در ۱۴۰۱، ملت ایران نشان داده است که می خواهد فاعلیت تغییر را حتی به قیمت هزینه های گزاف داده شده، هرگز دست استعمارگران بیرونی نسپارد. برای همین از انقلاب مشروطه تا امروز این شیوه و منش همیشگی ملت حق طلب ایران بوده است.
🔸جمهوری اسلامی اما کوشیده است از طریق ایدئولوژی، نظارت تمامنگر و سرکوب ساختاری، مردم را از «سوژههای سیاسی» به «ابژههای انقیاد» بدل سازد.
از اعدامهای دهه ۶۰ تا کشتار آبان و ژینا و از ابتدا که خط بقای خود را در سرکوب یافت تا به امروز از انکار هویتهای اتنیکی تا سرکوب بدن زنانه، جمهوری اسلامی کوشیده است تنوع اجتماعی را به وحدتی تحمیلی و هراسزده تقلیل دهد. پروژه ابتر جمهوری اسلامی ره به جایی نمی برد و حتی خلق گفتمان اصلاح طلبی نشان داد از منظر ساختاری ،چنین نظامی راه به اصلاح ندارد و از همین رو تکثر فرصت طلبی و فرصت طلبان مهم ترین دستاورد گفتمان های دروغین اصلاحی در نظام های توتالیتر است.
جامعه ایران، بهویژه از پایینترین لایهها تا کنشگران معلم، کارگر، زن و دانشجو، بارها الگوی سلطه ی حاکم را برهم زدهاند. جنبشهایی که در آن مردم از مرز اعتراض عبور کرده و پروژه «عبور از جمهوری اسلامی» را بهصورت عینی چه در اعتراض خیابانی و چه در اعتصابات سراسری به نمایش گذارده اند.
🔸باور به توانایی مردم برای ساختن نظامی دموکراتیک، پایدار و درونی، مفهومی محوری در اندیشههای جامعهشناسی و علوم سیاسی مدرن است. تغییر دموکراتیک زمانی پایدار میشود که از دل همبستگی اجتماعی و سرمایه های فرهنگی، نهادهای مدنی متولد شود نه از طریق جنگ و مداخلات خارجی. مردم ایران، با خاطرهای زنده از دخالتهای آمریکا، انگلیس و شوروی – از کودتای ۱۳۳۲ تا مهندسی ۱۳۵۷ – بهدرستی، به قدرتهای جهانی بیاعتمادند.
🔸مردم ستمدیده ایران جمهوری اسلامی را نمیخواهند، و این را بارها با صدای بلند اعلام کرده اند. اما این عبور، قرار نیست با بمباران، اشغال یا «نجات» ساختگی از سوی کشورهایی که خود سابقهی استعمار، نسلکشی یا کودتا دارند، تحقق یابد. ایران به سرنوشتی مانند ژاپن یا کره جنوبی تبدیل نخواهد شد؛ زیرا نگاه غرب به این سرزمین، نه چونان شریک دموکراتیک، بلکه چون انبار انرژی، لیتیوم، طلا و نیروی خام مصرف است.
🔸آنچه اکنون در ایران در جریان است، نه صرفاً جنبشی اعتراضی، که پروژهای برای بازسازی جامعه و قدرت از پایین است. در غیاب نهادهای مستقل و در محاصره سرکوب، ایرانیان با جسارت در حال بازسازی عاملیت سیاسی خود هستند. این یک جنبش رهاییبخش مدرن است که ابزارش، نه خشونت، که آگاهی، سازمانیابی، و همبستگی پایدار است.
اکنون وظیفه تاریخی ماست: معلمان، کارگران، پرستاران، کامیونداران، هنرمندان، و هر صدای خاموششدهای در همبستگی و اتحاد فراگیر نهادهای دموکراتیک کوشمندانه تر گام بردارند تا نهادهای مستقل را برای نظارت بر هر قدرتی که روی کار بیاید دائمی کنیم. هیچ جریانی در این کشور نباید تجربه دیکتاتوری را در قالب رهایی از وضع موجود دوباره بر ما تحمیل کند ما دیگر تجربه های تلخ تاریخ را تکرار نمی کنیم بلکه برای بنای تازه ای مبتنی بر تنوع و تکثر و حق و عدل کنار همدیگر ایستاده ایم.
🔸نیاز امروز ما نه مداخله خارجی، که کنشگری آگاهانه و سازمانیافتهی مردم خودمان است. آینده ایران را خود ما میسازیم و در بازپسگیری سرنوشت خود، از هیچ نیرویی جز همبستگی و اراده جمعی مدد نخواهیم جست.
📍اینبار، تاریخ را مردم ایران نه فقط بازنویسی، بلکه بازتملک میکنند.
📌 یادداشتهای مندرج در این کانال، صرفاً دیدگاههای شخصی نویسندگان بوده و لزوماً مواضع شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران را منعکس نمیکند.
🔹🔹🔹
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران
🔹نشانی کانال تلگرامی شورا:
🆔 @kashowra
✍اسماعیل عبدی/فعال صنفی معلمان
🔸مردم ایران،در دل یکی از پیچیدهترین بحرانهای سیاسی قرن، بار دیگر در حال بازتعریف مفاهیم اراده، عاملیت و کنشگری جمعی هستند. این مردم همواره در نفی استبداد و سیر به سوی مردم سالاری کوششی مدام ورزیده اند،خستگی ها و شکست های بسیار داشته اند اما نه مایوس شده اند و نه دل در زلف مشوش اغیار بسته اند.خیزشهای مردمی علیه ساختار سرکوبگر جمهوری اسلامی نه واکنشی کور، بلکه تبلوری از آگاهی تاریخی، حافظه سیاسی و تمایل عمیق به بازپسگیری سرنوشت است.
مردم ایران هرگز در حاشیه تاریخ نایستادهاند. از مزدک و بابک خرمدین تا مقاومت تنگستان، از مشروطهخواهان تا کنشگران ملیشدن نفت، و از کودتای دهه شصت ملایان علیه آزادیخواهان، اعدام های پشت بام مدرسه رفاه تا اعدام هزاران زندانی در مراد ۶۷ از سرکوب اسلامشهر در فروردین ۷۴ تا سرکوب دانشجویان در تیر ۷۸ از سرکوب جنبش سبز در خرداد ۸۸ تا خیزشهای دی ۹۶ و آبان ۹۸ و قیام ژینا در ۱۴۰۱، ملت ایران نشان داده است که می خواهد فاعلیت تغییر را حتی به قیمت هزینه های گزاف داده شده، هرگز دست استعمارگران بیرونی نسپارد. برای همین از انقلاب مشروطه تا امروز این شیوه و منش همیشگی ملت حق طلب ایران بوده است.
🔸جمهوری اسلامی اما کوشیده است از طریق ایدئولوژی، نظارت تمامنگر و سرکوب ساختاری، مردم را از «سوژههای سیاسی» به «ابژههای انقیاد» بدل سازد.
از اعدامهای دهه ۶۰ تا کشتار آبان و ژینا و از ابتدا که خط بقای خود را در سرکوب یافت تا به امروز از انکار هویتهای اتنیکی تا سرکوب بدن زنانه، جمهوری اسلامی کوشیده است تنوع اجتماعی را به وحدتی تحمیلی و هراسزده تقلیل دهد. پروژه ابتر جمهوری اسلامی ره به جایی نمی برد و حتی خلق گفتمان اصلاح طلبی نشان داد از منظر ساختاری ،چنین نظامی راه به اصلاح ندارد و از همین رو تکثر فرصت طلبی و فرصت طلبان مهم ترین دستاورد گفتمان های دروغین اصلاحی در نظام های توتالیتر است.
جامعه ایران، بهویژه از پایینترین لایهها تا کنشگران معلم، کارگر، زن و دانشجو، بارها الگوی سلطه ی حاکم را برهم زدهاند. جنبشهایی که در آن مردم از مرز اعتراض عبور کرده و پروژه «عبور از جمهوری اسلامی» را بهصورت عینی چه در اعتراض خیابانی و چه در اعتصابات سراسری به نمایش گذارده اند.
🔸باور به توانایی مردم برای ساختن نظامی دموکراتیک، پایدار و درونی، مفهومی محوری در اندیشههای جامعهشناسی و علوم سیاسی مدرن است. تغییر دموکراتیک زمانی پایدار میشود که از دل همبستگی اجتماعی و سرمایه های فرهنگی، نهادهای مدنی متولد شود نه از طریق جنگ و مداخلات خارجی. مردم ایران، با خاطرهای زنده از دخالتهای آمریکا، انگلیس و شوروی – از کودتای ۱۳۳۲ تا مهندسی ۱۳۵۷ – بهدرستی، به قدرتهای جهانی بیاعتمادند.
🔸مردم ستمدیده ایران جمهوری اسلامی را نمیخواهند، و این را بارها با صدای بلند اعلام کرده اند. اما این عبور، قرار نیست با بمباران، اشغال یا «نجات» ساختگی از سوی کشورهایی که خود سابقهی استعمار، نسلکشی یا کودتا دارند، تحقق یابد. ایران به سرنوشتی مانند ژاپن یا کره جنوبی تبدیل نخواهد شد؛ زیرا نگاه غرب به این سرزمین، نه چونان شریک دموکراتیک، بلکه چون انبار انرژی، لیتیوم، طلا و نیروی خام مصرف است.
🔸آنچه اکنون در ایران در جریان است، نه صرفاً جنبشی اعتراضی، که پروژهای برای بازسازی جامعه و قدرت از پایین است. در غیاب نهادهای مستقل و در محاصره سرکوب، ایرانیان با جسارت در حال بازسازی عاملیت سیاسی خود هستند. این یک جنبش رهاییبخش مدرن است که ابزارش، نه خشونت، که آگاهی، سازمانیابی، و همبستگی پایدار است.
اکنون وظیفه تاریخی ماست: معلمان، کارگران، پرستاران، کامیونداران، هنرمندان، و هر صدای خاموششدهای در همبستگی و اتحاد فراگیر نهادهای دموکراتیک کوشمندانه تر گام بردارند تا نهادهای مستقل را برای نظارت بر هر قدرتی که روی کار بیاید دائمی کنیم. هیچ جریانی در این کشور نباید تجربه دیکتاتوری را در قالب رهایی از وضع موجود دوباره بر ما تحمیل کند ما دیگر تجربه های تلخ تاریخ را تکرار نمی کنیم بلکه برای بنای تازه ای مبتنی بر تنوع و تکثر و حق و عدل کنار همدیگر ایستاده ایم.
🔸نیاز امروز ما نه مداخله خارجی، که کنشگری آگاهانه و سازمانیافتهی مردم خودمان است. آینده ایران را خود ما میسازیم و در بازپسگیری سرنوشت خود، از هیچ نیرویی جز همبستگی و اراده جمعی مدد نخواهیم جست.
📍اینبار، تاریخ را مردم ایران نه فقط بازنویسی، بلکه بازتملک میکنند.
📌 یادداشتهای مندرج در این کانال، صرفاً دیدگاههای شخصی نویسندگان بوده و لزوماً مواضع شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران را منعکس نمیکند.
🔹🔹🔹
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران
🔹نشانی کانال تلگرامی شورا:
🆔 @kashowra
❤36👍20👎6👌4🤔3👏2😢1
🔴 در جهنم هم؛ انسان ماندیم
✍️ محمد حسنپوره / معلم زندانی
📍محمد حسن پوره همراه با دیگر زندانیان سیاسی بعد از حمله به زندان اوین به زندان تهران بزرگ منتقل شد .
در روز دوشنبه، ۲ تیرماه، بخشی از دیوار زندان فرو ریخت و شکافی مانند یک راه فرار ایجاد شد. گروهی از زندانیان به سمت آن حرکت کردند. با صحنهای دلخراش روبهرو شدیم:
زمین زیر پایمان پر از پیکرهای زخمی و کشتهشده بود. بند مربوط به بچههای ترنس و مالی بیشترین کشته و زخمی را داشت. به حدی تعداد زیاد بود که همه وحشت کردیم و همین موضوع باعث شد که از فرار منصرف شویم و تصمیم بگیریم به مجروحان کمک کنیم.
بعد از حمله به اوین، بیدرنگ به سراغ بهداری و کادر درمان رفتیم که زیر آوار مانده بودند.
مگر میشد خانم دکتر مکارم را با دست آبیبند پوش رها کرد و فرار نمود؟
مگر میشد دکتر احمد واحدی را با چهرهای زخمی و پای لنگان رها کرد و فرار نمود؟
مگر میشد جسد زندانبان (امید) را با پای قطعشده و بیجان و صورت نیمهسوخته رها کرد و فرار نمود؟
بعد از دقایقی از کمک به تعدادی از زخمیها و نجات مصدومان و بیرون آوردن اجساد، نیروهای امنیتی که سراسیمه خود را به محوطهی بین بهداری اوین و بند ۴ رسانده بودند تا مثلاً مانع از فرار زندانیان شوند، اسلحه را روی زندانیان گرفتند و ما را به سمت بند بیدر و پیکر بند ۴ هدایت کردند.
تنها چند دقیقه بعد، نیروهای مسلح بالای سرمان حاضر شدند. ما را با تهدید اسلحه به صف کردند و بهصورت فشرده و با پابند و دستبند در وسایل نقلیه مختلف سوار کردند. هر گروه از زندانیان به نقطهای جداگانه منتقل شد.
من به همراه دیگر زندانیان به زندان تهران بزرگ منتقل شدیم، جایی که شرایط آن به «بسیار وخیم» است:
ازدحام شدید جمعیت، آلودگی محیط، بینظمی مطلق و برخوردهای تحقیرآمیز و خشن از سوی مسئولان زندان.
برخی از دوستان هنوز به داروهای خود دسترسی ندارند و در زمان انتقال هم اصلاً فرصتی نبود تا بخواهند داروهای خود را جمع کنند.
🔹🔹🔹
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران
🔹نشانی کانال تلگرامی شورا:
🆔 @kashowra
📍اخبار، نظرات و انتقادات صنفی و آموزشی:
🆔 @kashowranews
🔴 در جهنم هم؛ انسان ماندیم
✍️ محمد حسنپوره / معلم زندانی
📍محمد حسن پوره همراه با دیگر زندانیان سیاسی بعد از حمله به زندان اوین به زندان تهران بزرگ منتقل شد .
در روز دوشنبه، ۲ تیرماه، بخشی از دیوار زندان فرو ریخت و شکافی مانند یک راه فرار ایجاد شد. گروهی از زندانیان به سمت آن حرکت کردند. با صحنهای دلخراش روبهرو شدیم:
زمین زیر پایمان پر از پیکرهای زخمی و کشتهشده بود. بند مربوط به بچههای ترنس و مالی بیشترین کشته و زخمی را داشت. به حدی تعداد زیاد بود که همه وحشت کردیم و همین موضوع باعث شد که از فرار منصرف شویم و تصمیم بگیریم به مجروحان کمک کنیم.
بعد از حمله به اوین، بیدرنگ به سراغ بهداری و کادر درمان رفتیم که زیر آوار مانده بودند.
مگر میشد خانم دکتر مکارم را با دست آبیبند پوش رها کرد و فرار نمود؟
مگر میشد دکتر احمد واحدی را با چهرهای زخمی و پای لنگان رها کرد و فرار نمود؟
مگر میشد جسد زندانبان (امید) را با پای قطعشده و بیجان و صورت نیمهسوخته رها کرد و فرار نمود؟
بعد از دقایقی از کمک به تعدادی از زخمیها و نجات مصدومان و بیرون آوردن اجساد، نیروهای امنیتی که سراسیمه خود را به محوطهی بین بهداری اوین و بند ۴ رسانده بودند تا مثلاً مانع از فرار زندانیان شوند، اسلحه را روی زندانیان گرفتند و ما را به سمت بند بیدر و پیکر بند ۴ هدایت کردند.
تنها چند دقیقه بعد، نیروهای مسلح بالای سرمان حاضر شدند. ما را با تهدید اسلحه به صف کردند و بهصورت فشرده و با پابند و دستبند در وسایل نقلیه مختلف سوار کردند. هر گروه از زندانیان به نقطهای جداگانه منتقل شد.
من به همراه دیگر زندانیان به زندان تهران بزرگ منتقل شدیم، جایی که شرایط آن به «بسیار وخیم» است:
ازدحام شدید جمعیت، آلودگی محیط، بینظمی مطلق و برخوردهای تحقیرآمیز و خشن از سوی مسئولان زندان.
برخی از دوستان هنوز به داروهای خود دسترسی ندارند و در زمان انتقال هم اصلاً فرصتی نبود تا بخواهند داروهای خود را جمع کنند.
🔹🔹🔹
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران
🔹نشانی کانال تلگرامی شورا:
🆔 @kashowra
📍اخبار، نظرات و انتقادات صنفی و آموزشی:
🆔 @kashowranews
😢40❤23💔8👎4
🔴 بیخبری از وضعیت مهدی فرحی شاندیز؛ مسئولیت نهادهای امنیتی و قضایی کجاست؟
مهدی فرحی شاندیز، فعال سیاسی ، در جریان تجمعی که با فراخوان شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران برگزار شد، با ضرب و شتم شدید بازداشت و به زندان اوین منتقل شد. از آن زمان تاکنون، هیچ خبر موثقی از وضعیت جسمی، حقوقی یا محل دقیق نگهداری او منتشر نشده است.
پس از بمباران زندان اوین، تنها نشانه حیات او، یک تماس کوتاه بوده است. اما همچنان در مورد سلامت، روند پرونده قضایی و شرایط نگهداری وی هیچ اطلاع شفافی در دست نیست.
این بیخبری مطلق، آن هم پس از گذشت هفتهها از بازداشت، نه تنها مصداق بارز نقض حقوق اولیه یک زندانی است، بلکه مسئولیت مستقیم آن بر عهده نهادهای امنیتی، دستگاه قضایی، و مقامات زندان اوین است.
در شرایطی که امکان ملاقات، پیگیری و اطلاعرسانی از سوی خانواده و نهادهای صنفی بهطور سیستماتیک مسدود شده، اینگونه رفتارها تنها به گسترش فضای رعب، بیاعتمادی و خشونت ساختاری دامن میزند.
سکوت سازمانهای مسئول و ادامه بیخبری از فرحی شاندیز، بار دیگر ضرورت پاسخگویی، شفافسازی، و نظارت مستقل بر وضعیت بازداشتشدگان صنفی و سیاسی را برجسته میسازد.
🔹🔹🔹
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران
🔹نشانی کانال تلگرامی شورا:
🆔 @kashowra
📍اخبار، نظرات و انتقادات صنفی و آموزشی:
🆔 @kashowranews
مهدی فرحی شاندیز، فعال سیاسی ، در جریان تجمعی که با فراخوان شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران برگزار شد، با ضرب و شتم شدید بازداشت و به زندان اوین منتقل شد. از آن زمان تاکنون، هیچ خبر موثقی از وضعیت جسمی، حقوقی یا محل دقیق نگهداری او منتشر نشده است.
پس از بمباران زندان اوین، تنها نشانه حیات او، یک تماس کوتاه بوده است. اما همچنان در مورد سلامت، روند پرونده قضایی و شرایط نگهداری وی هیچ اطلاع شفافی در دست نیست.
این بیخبری مطلق، آن هم پس از گذشت هفتهها از بازداشت، نه تنها مصداق بارز نقض حقوق اولیه یک زندانی است، بلکه مسئولیت مستقیم آن بر عهده نهادهای امنیتی، دستگاه قضایی، و مقامات زندان اوین است.
در شرایطی که امکان ملاقات، پیگیری و اطلاعرسانی از سوی خانواده و نهادهای صنفی بهطور سیستماتیک مسدود شده، اینگونه رفتارها تنها به گسترش فضای رعب، بیاعتمادی و خشونت ساختاری دامن میزند.
سکوت سازمانهای مسئول و ادامه بیخبری از فرحی شاندیز، بار دیگر ضرورت پاسخگویی، شفافسازی، و نظارت مستقل بر وضعیت بازداشتشدگان صنفی و سیاسی را برجسته میسازد.
🔹🔹🔹
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران
🔹نشانی کانال تلگرامی شورا:
🆔 @kashowra
📍اخبار، نظرات و انتقادات صنفی و آموزشی:
🆔 @kashowranews
😢20❤10🔥9💔8🙏2
🔴 بیانیهی کانون صنفی معلمان تهران در اعتراض به نقض حقوق کودکان افغانستانی و برخوردهای غیرانسانی با بعضی از این مهاجران.
در سالهای اخیر موج تبلیغاتی گستردهای علیه پناهجویان افغانستانی در ایران ایجاد شده است.
بهدنبال آن در ماههای اخیر و بهویژه پس از برقراری آتشبس در جنگ دوازده روزه، با اجرایی کردن طرحی به نام ساماندهی، موج گستردهای از اخراج، همراه با توهین، رفتارهای خشونتآمیز و نقض فاحش حقوق انسانی آنان گزارش شده است. این اقدامات نهتنها با تعهدات بینالمللی کشور در تضاد است، بلکه با قوانین داخلی ایران نیز همخوانی ندارد. بهویژه زمانی که پای حقوق کودکان در میان باشد.
ایران از امضاکنندگان کنوانسیون حقوق کودک است که بر اساس ماده ۲ آن، همه کودکان، صرفنظر از وضعیت اقامتی، بدون هیچ تبعیضی حق برخورداری از آموزش، امنیت و زندگی شایسته را دارند. با این حال، هزاران کودک افغانستانی، از جمله دخترانی که سالها در ایران تحصیل کردهاند، بهدلیل سیاستهای اخراج جمعی و ممنوعیت ثبتنام در مدارس، از حق تحصیل محروم شدهاند. این محرومیت نهتنها آینده آنها را نابود میکند، بلکه آنها را در معرض خطر محرومیت کامل از تحصیل، ازدواج اجباری و بازگشت به افغانستانی تحت حاکمیت طالبان قرار میدهد.
مطابق ماده ۳ همین کنوانسیون، در تمام اقدامات مربوط به کودکان، منافع عالیه کودک باید در اولویت باشد. این شامل تصمیمات مربوط به اخراج یا بازگرداندن کودک نیز میشود.
- ماده ۶ آن نیز از کشورهای عضو میخواهد ایجاد حداکثر امکانات برای بقا و پیشرفت کودک را تضمین کنند.
اخراج کودک به جایی که زندگی یا رشد او در خطر باشد، نقض این ماده است.
از سوی دیگر گزارشها حاکی از بازداشتهای خودسرانه، اخراج اجباری خانوادهها حتی برخی از آنهایی که اقامتشان قانونی است و حتی کودکان بدون همراه است. اینگونه اقدامات نیز نقض آشکار قوانین بینالمللی پناهندگی و حقوق کودک است. برخی از این افراد در ایران متولد شدهاند و یا پس از سالها زندگی در ایران، ناگهان از تنها خانهای که میشناسند، جدا شدهاند.
این در حالی است که در ادامه تبلیغات رسانهای ضد افغانستانی و برچسبزنی که در سالهای اخیر به واسطه محافل راست افراطی طراحی و اجرا شده با استفاده از اثرات روانی جنگ دوازده روزه، با دادن آدرس غلط، با اتهاماتی بیاساس، آنها را بهعنوان «جاسوس» یا «عناصر نفوذ» معرفی میکنند که فضایی از ترس و تبعیض بیشتر ایجاد کرده است.
وزارت کشور و دستگاههای امنیتی با تشدید اخراجها آنهم به بدترین شکل ممکن و قطع خدمات آموزشی، بیتفاوتی خود نسبت به سرنوشت نسلی که در صورت رشد و بالندگی در ایران میتوانستند پل ارتباطی بین دو ملت باشند را نشان دادهاند.
ما در وهله اول از دولت ایران میخواهیم:
- به اخراجهای بیضابطه و همراه با خشونت و توهین و تحقیر پناهجویان به ویژه پناهجویان قانونی پایان دهد و روند قانونی، محترمانه و مطابق با ضوابط بینالمللی را برای ساماندهی به معنای واقعی کلمه در پیش گیرد.
- اخراج کودکان و خانوادههای افغانستانی که سابقه فعالیتهای خلاف قانون نداشتهاند را فورا متوقف و دسترسی همه کودکان به آموزش را بیقیدوشرط، تضمین نماید.
همچنین از نهادهای حقوق بشری میخواهیم با درنظر گرفتن اهداف و ضوابطی که علت وجودی آنان را تشکیل میدهد، در این امور مداخله کرده با دولت ایران در اداره امور پناهجویان همراهی مالی و مشورتی لازم را داشته باشند.
اجرای هیچ برنامه و سیاستی نباید آینده کودکان را نابود کند.
کانون صنفی معلمان تهران
۱۴۰۴/۴/۲۲
🔹🔹🔹
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران
🔹نشانی کانال تلگرامی شورا:
🆔 @kashowra
📍اخبار، نظرات و انتقادات صنفی و آموزشی:
🆔 @kashowranews
در سالهای اخیر موج تبلیغاتی گستردهای علیه پناهجویان افغانستانی در ایران ایجاد شده است.
بهدنبال آن در ماههای اخیر و بهویژه پس از برقراری آتشبس در جنگ دوازده روزه، با اجرایی کردن طرحی به نام ساماندهی، موج گستردهای از اخراج، همراه با توهین، رفتارهای خشونتآمیز و نقض فاحش حقوق انسانی آنان گزارش شده است. این اقدامات نهتنها با تعهدات بینالمللی کشور در تضاد است، بلکه با قوانین داخلی ایران نیز همخوانی ندارد. بهویژه زمانی که پای حقوق کودکان در میان باشد.
ایران از امضاکنندگان کنوانسیون حقوق کودک است که بر اساس ماده ۲ آن، همه کودکان، صرفنظر از وضعیت اقامتی، بدون هیچ تبعیضی حق برخورداری از آموزش، امنیت و زندگی شایسته را دارند. با این حال، هزاران کودک افغانستانی، از جمله دخترانی که سالها در ایران تحصیل کردهاند، بهدلیل سیاستهای اخراج جمعی و ممنوعیت ثبتنام در مدارس، از حق تحصیل محروم شدهاند. این محرومیت نهتنها آینده آنها را نابود میکند، بلکه آنها را در معرض خطر محرومیت کامل از تحصیل، ازدواج اجباری و بازگشت به افغانستانی تحت حاکمیت طالبان قرار میدهد.
مطابق ماده ۳ همین کنوانسیون، در تمام اقدامات مربوط به کودکان، منافع عالیه کودک باید در اولویت باشد. این شامل تصمیمات مربوط به اخراج یا بازگرداندن کودک نیز میشود.
- ماده ۶ آن نیز از کشورهای عضو میخواهد ایجاد حداکثر امکانات برای بقا و پیشرفت کودک را تضمین کنند.
اخراج کودک به جایی که زندگی یا رشد او در خطر باشد، نقض این ماده است.
از سوی دیگر گزارشها حاکی از بازداشتهای خودسرانه، اخراج اجباری خانوادهها حتی برخی از آنهایی که اقامتشان قانونی است و حتی کودکان بدون همراه است. اینگونه اقدامات نیز نقض آشکار قوانین بینالمللی پناهندگی و حقوق کودک است. برخی از این افراد در ایران متولد شدهاند و یا پس از سالها زندگی در ایران، ناگهان از تنها خانهای که میشناسند، جدا شدهاند.
این در حالی است که در ادامه تبلیغات رسانهای ضد افغانستانی و برچسبزنی که در سالهای اخیر به واسطه محافل راست افراطی طراحی و اجرا شده با استفاده از اثرات روانی جنگ دوازده روزه، با دادن آدرس غلط، با اتهاماتی بیاساس، آنها را بهعنوان «جاسوس» یا «عناصر نفوذ» معرفی میکنند که فضایی از ترس و تبعیض بیشتر ایجاد کرده است.
وزارت کشور و دستگاههای امنیتی با تشدید اخراجها آنهم به بدترین شکل ممکن و قطع خدمات آموزشی، بیتفاوتی خود نسبت به سرنوشت نسلی که در صورت رشد و بالندگی در ایران میتوانستند پل ارتباطی بین دو ملت باشند را نشان دادهاند.
ما در وهله اول از دولت ایران میخواهیم:
- به اخراجهای بیضابطه و همراه با خشونت و توهین و تحقیر پناهجویان به ویژه پناهجویان قانونی پایان دهد و روند قانونی، محترمانه و مطابق با ضوابط بینالمللی را برای ساماندهی به معنای واقعی کلمه در پیش گیرد.
- اخراج کودکان و خانوادههای افغانستانی که سابقه فعالیتهای خلاف قانون نداشتهاند را فورا متوقف و دسترسی همه کودکان به آموزش را بیقیدوشرط، تضمین نماید.
همچنین از نهادهای حقوق بشری میخواهیم با درنظر گرفتن اهداف و ضوابطی که علت وجودی آنان را تشکیل میدهد، در این امور مداخله کرده با دولت ایران در اداره امور پناهجویان همراهی مالی و مشورتی لازم را داشته باشند.
اجرای هیچ برنامه و سیاستی نباید آینده کودکان را نابود کند.
کانون صنفی معلمان تهران
۱۴۰۴/۴/۲۲
🔹🔹🔹
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران
🔹نشانی کانال تلگرامی شورا:
🆔 @kashowra
📍اخبار، نظرات و انتقادات صنفی و آموزشی:
🆔 @kashowranews
👎23👍22❤8🔥2🤔2🙏1👌1
🔴برگزاری نمایشگاه نقاشی با عنوان «نه به خشونت» توسط زندانیان سیاسی در زندان تهران بزرگ
بعد از حمله به زندان اوین، و با وجود شرایط اسفباری که تمام زندانیان سیاسی در بیست روز گذشته از سر گذراندهاند؛ روز گذشته مرتضی پروین هنرمند و فعال ترک نمایشگاهی با بیش از چهل نقاشی با موضوع «نه به خشونت» در تیپ ۲ زندان تهران بزرگ برگزار کرد. در این نمایشگاه زندانیان درباره موضوعاتی مانند مجازات اعدام، زنکشی، و خشونت سیستماتیک به بحث و تبادلنظر پرداختند.
اردیبهشت ۱۴۰۳ نیز مرتضی پروین به مناسبت روز جهانی کارگر و معلم نمایشگاهی را در زندان اوین برگزار کرده بود.
این اقدام زندانیان سیاسی، علاوه بر نمودی از مقاومت، و آگاهی، نشانگر آن است که هنر و گفتگو مثل نان بخش ضروری از زندگی اجتماعی ما را تشکیل میدهد.
به امید آزادی تمام زندانیان سیاسی
🔹🔹🔹
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران
🔹نشانی کانال تلگرامی شورا:
🆔 @kashowra
📍اخبار، نظرات و انتقادات صنفی و آموزشی:
🆔 @kashowranews
بعد از حمله به زندان اوین، و با وجود شرایط اسفباری که تمام زندانیان سیاسی در بیست روز گذشته از سر گذراندهاند؛ روز گذشته مرتضی پروین هنرمند و فعال ترک نمایشگاهی با بیش از چهل نقاشی با موضوع «نه به خشونت» در تیپ ۲ زندان تهران بزرگ برگزار کرد. در این نمایشگاه زندانیان درباره موضوعاتی مانند مجازات اعدام، زنکشی، و خشونت سیستماتیک به بحث و تبادلنظر پرداختند.
اردیبهشت ۱۴۰۳ نیز مرتضی پروین به مناسبت روز جهانی کارگر و معلم نمایشگاهی را در زندان اوین برگزار کرده بود.
این اقدام زندانیان سیاسی، علاوه بر نمودی از مقاومت، و آگاهی، نشانگر آن است که هنر و گفتگو مثل نان بخش ضروری از زندگی اجتماعی ما را تشکیل میدهد.
به امید آزادی تمام زندانیان سیاسی
🔹🔹🔹
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران
🔹نشانی کانال تلگرامی شورا:
🆔 @kashowra
📍اخبار، نظرات و انتقادات صنفی و آموزشی:
🆔 @kashowranews
❤39👍11👌2
🔴 آموزشوپرورش در تنگنای نیروی انسانی
🔸 اظهارات اخیر باقرزاده، رئیس مرکز برنامهریزی منابع انسانی وزارت آموزشوپرورش، پرده از بحرانی عمیق در نظام آموزشی کشور برداشت: کمبود ۳۳۵ هزار نیروی انسانی در مدارس. رقمی که اگرچه با تجمیع کلاسهای همپایه «قابل مدیریت» عنوان شده، اما در عمل به معنای افزایش تراکم دانشآموزان در کلاسها، کاهش کیفیت آموزش و حذف تدریجی مدارس در مناطق محروم و روستایی است.
سیاستهایی که بهجای تأمین منابع انسانی، به فکر صرفهجویی از طریق تعطیلی مدارس و فشردهسازی کلاسها هستند، عملاً به سیاستگذاری ضدآموزشی تبدیل شدهاند. این رویکرد نهتنها شکاف آموزشی میان مناطق برخوردار و محروم را تعمیق میکند، بلکه آیندهی میلیونها دانشآموز را در معرض خطر جدی قرار میدهد.
آموزشوپرورش سالهاست که از اولویتهای اصلی بودجه، برنامهریزی و نگاه ملی خارج شده و امروز با نتایج تلخ آن مواجهایم: بحران نیرو، بیانگیزگی معلمان، و تهدید جدی کیفیت آموزش.
اما با وجود سیاستهای کلان فعلی، تمرکز بر مسائل ایدئولوژیک، و فساد ساختاری گسترده، بعید به نظر میرسد آموزشوپرورش در جایگاه واقعی خود بهعنوان یک سرمایه ملی دیده شود.
🔹🔹🔹
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران
🔹نشانی کانال تلگرامی شورا:
🆔 @kashowra
📍اخبار، نظرات و انتقادات صنفی و آموزشی:
🆔 @kashowranews
🔸 اظهارات اخیر باقرزاده، رئیس مرکز برنامهریزی منابع انسانی وزارت آموزشوپرورش، پرده از بحرانی عمیق در نظام آموزشی کشور برداشت: کمبود ۳۳۵ هزار نیروی انسانی در مدارس. رقمی که اگرچه با تجمیع کلاسهای همپایه «قابل مدیریت» عنوان شده، اما در عمل به معنای افزایش تراکم دانشآموزان در کلاسها، کاهش کیفیت آموزش و حذف تدریجی مدارس در مناطق محروم و روستایی است.
سیاستهایی که بهجای تأمین منابع انسانی، به فکر صرفهجویی از طریق تعطیلی مدارس و فشردهسازی کلاسها هستند، عملاً به سیاستگذاری ضدآموزشی تبدیل شدهاند. این رویکرد نهتنها شکاف آموزشی میان مناطق برخوردار و محروم را تعمیق میکند، بلکه آیندهی میلیونها دانشآموز را در معرض خطر جدی قرار میدهد.
آموزشوپرورش سالهاست که از اولویتهای اصلی بودجه، برنامهریزی و نگاه ملی خارج شده و امروز با نتایج تلخ آن مواجهایم: بحران نیرو، بیانگیزگی معلمان، و تهدید جدی کیفیت آموزش.
اما با وجود سیاستهای کلان فعلی، تمرکز بر مسائل ایدئولوژیک، و فساد ساختاری گسترده، بعید به نظر میرسد آموزشوپرورش در جایگاه واقعی خود بهعنوان یک سرمایه ملی دیده شود.
🔹🔹🔹
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران
🔹نشانی کانال تلگرامی شورا:
🆔 @kashowra
📍اخبار، نظرات و انتقادات صنفی و آموزشی:
🆔 @kashowranews
👍37❤5😢1👌1
🔴 گزارشی از وضعیت هاشم خواستار در زندان وکیلآباد مشهد
هاشم خواستار، فعال صنفی معلمان و زندانیان سیاسی، در بند ۱/۶ زندان وکیلآباد مشهد تحت فشارهای شدید و شرایطی غیرانسانی بهسر میبرد. او که سابقهای طولانی در دفاع از حقوق فرهنگیان و مردم دارد، در شرایطی نگهداری میشود که مصداق آشکار شکنجه روانی و نقض حقوق ابتدایی یک زندانی است.
طبق گزارشها، خواستار بهطور مداوم به صورت ایزوله نگهداری شده و از ارتباط با سایر زندانیان محروم است. اتاق وی کاملاً تحت کنترل دوربینهای مداربسته قرار دارد که این اقدام نقض حریم شخصی و کرامت انسانی او محسوب میشود. محدودیت شدید در تماس تلفنی، نبود امکانات ابتدایی، و تنها یک ساعت هواخوری در روز، از دیگر جلوههای فشار سیستماتیک و غیرانسانی علیه اوست.
زندان وکیلآباد، یکی از زندان های مخوف و پیشتر نیز بهدلیل شرایط غیرانسانی و رفتارهای سرکوبگرانه با زندانیان سیاسی مورد انتقاد نهادهای حقوق بشری قرار گرفته بود، بار دیگر در برخورد با هاشم خواستار، نشان داده است که از حداقل معیارهای حقوق بشر و انسانی برای زندانیان فاصلهای عمیق دارد. تداوم این وضعیت میتواند جان و سلامت روانی این زندانی سیاسی و سایر زندانیان را بهطور جدی تهدید کند و مسئولیت مستقیم آن متوجه مقامات قضایی و امنیتی جمهوری اسلامی خواهد بود.
♦️ شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران، ضمن حمایت از این معلم زندانی و سایر معلمان در بند، خواستار آزادی بیقید و شرط تمامی زندانیان سیاسی میباشد.
🔹🔹🔹
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران
🔹نشانی کانال تلگرامی شورا:
🆔 @kashowra
📍اخبار، نظرات و انتقادات صنفی و آموزشی:
🆔 @kashowranews
هاشم خواستار، فعال صنفی معلمان و زندانیان سیاسی، در بند ۱/۶ زندان وکیلآباد مشهد تحت فشارهای شدید و شرایطی غیرانسانی بهسر میبرد. او که سابقهای طولانی در دفاع از حقوق فرهنگیان و مردم دارد، در شرایطی نگهداری میشود که مصداق آشکار شکنجه روانی و نقض حقوق ابتدایی یک زندانی است.
طبق گزارشها، خواستار بهطور مداوم به صورت ایزوله نگهداری شده و از ارتباط با سایر زندانیان محروم است. اتاق وی کاملاً تحت کنترل دوربینهای مداربسته قرار دارد که این اقدام نقض حریم شخصی و کرامت انسانی او محسوب میشود. محدودیت شدید در تماس تلفنی، نبود امکانات ابتدایی، و تنها یک ساعت هواخوری در روز، از دیگر جلوههای فشار سیستماتیک و غیرانسانی علیه اوست.
زندان وکیلآباد، یکی از زندان های مخوف و پیشتر نیز بهدلیل شرایط غیرانسانی و رفتارهای سرکوبگرانه با زندانیان سیاسی مورد انتقاد نهادهای حقوق بشری قرار گرفته بود، بار دیگر در برخورد با هاشم خواستار، نشان داده است که از حداقل معیارهای حقوق بشر و انسانی برای زندانیان فاصلهای عمیق دارد. تداوم این وضعیت میتواند جان و سلامت روانی این زندانی سیاسی و سایر زندانیان را بهطور جدی تهدید کند و مسئولیت مستقیم آن متوجه مقامات قضایی و امنیتی جمهوری اسلامی خواهد بود.
♦️ شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران، ضمن حمایت از این معلم زندانی و سایر معلمان در بند، خواستار آزادی بیقید و شرط تمامی زندانیان سیاسی میباشد.
🔹🔹🔹
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران
🔹نشانی کانال تلگرامی شورا:
🆔 @kashowra
📍اخبار، نظرات و انتقادات صنفی و آموزشی:
🆔 @kashowranews
👍37❤27🔥7😢6🙏1