🔴مدرسه بدون مشاور؛ دانشآموز بیپناه
✍️آرام بیداری
مدرسه فقط محل آموزش ریاضی، فارسی و علوم نیست. دانشآموزان امروز با مسائل و فشارهایی روبهرو هستند که گاهی یک معلم بهتنهایی نمیتواند پاسخگوی همه آنها باشد.
اضطراب، مشکلات ارتباطی، تعارضهای خانوادگی، افت انگیزه، مشکلات رفتاری و آسیبهای اجتماعی، بخشی از واقعیت مدرسه امروز است.
در چنین شرایطی، وجود مشاور متخصص و در دسترس یک ضرورت است، نه یک امکان اضافی.
اما در بسیاری از مدارس، یک مشاور باید به تعداد زیادی دانشآموز خدمات ارائه دهد و گاهی فرصت کافی برای شناخت دقیق مسائل هر دانشآموز وجود ندارد.
از معلم انتظار میرود علاوه بر تدریس، نقش مشاور، روانشناس، مددکار و حتی حلکننده مشکلات خانوادگی دانشآموز را هم بر عهده بگیرد.
اما باید پذیرفت که معلم، متخصص همه مسائل نیست.
اگر سلامت روان و تربیت دانشآموز برای نظام آموزشی اهمیت دارد، حضور نیروهای متخصص در مدارس باید جدی گرفته شود.
هر مدرسه باید متناسب با تعداد دانشآموزان خود به مشاور متخصص دسترسی داشته باشد؛ مشاوری که فرصت کافی برای گفتوگو، شناسایی مشکلات و پیگیری وضعیت دانشآموزان داشته باشد.
دانشآموز فقط به کتاب و معلم نیاز ندارد؛ به شنیده شدن، حمایت و همراهی تخصصی هم نیاز دارد.
مدرسهای که مشاور کافی ندارد، بخشی از نیازهای واقعی دانشآموزان را نادیده میگیرد.
مشاور، نیروی تزئینی مدرسه نیست؛
بخشی از نظام آموزشی و تربیتی مدرسه است.
🔹🔹🔹
اخبار، نظرات و انتقادات خود در حوزهی مسائل صنفی و آموزشی را از طریق آیدی زیر برای ما ارسال کنید:
🆔 @kashowranews
ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید و با تازهترین اخبار و فعالیتهای شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان همراه باشید:
📡 #تلگرام؛ 🌐 #سایت
📸 #اینستاگرام؛🐦 #توییترX
📲 #واتساپ؛🎥 #یوتیوب
✍️آرام بیداری
مدرسه فقط محل آموزش ریاضی، فارسی و علوم نیست. دانشآموزان امروز با مسائل و فشارهایی روبهرو هستند که گاهی یک معلم بهتنهایی نمیتواند پاسخگوی همه آنها باشد.
اضطراب، مشکلات ارتباطی، تعارضهای خانوادگی، افت انگیزه، مشکلات رفتاری و آسیبهای اجتماعی، بخشی از واقعیت مدرسه امروز است.
در چنین شرایطی، وجود مشاور متخصص و در دسترس یک ضرورت است، نه یک امکان اضافی.
اما در بسیاری از مدارس، یک مشاور باید به تعداد زیادی دانشآموز خدمات ارائه دهد و گاهی فرصت کافی برای شناخت دقیق مسائل هر دانشآموز وجود ندارد.
از معلم انتظار میرود علاوه بر تدریس، نقش مشاور، روانشناس، مددکار و حتی حلکننده مشکلات خانوادگی دانشآموز را هم بر عهده بگیرد.
اما باید پذیرفت که معلم، متخصص همه مسائل نیست.
اگر سلامت روان و تربیت دانشآموز برای نظام آموزشی اهمیت دارد، حضور نیروهای متخصص در مدارس باید جدی گرفته شود.
هر مدرسه باید متناسب با تعداد دانشآموزان خود به مشاور متخصص دسترسی داشته باشد؛ مشاوری که فرصت کافی برای گفتوگو، شناسایی مشکلات و پیگیری وضعیت دانشآموزان داشته باشد.
دانشآموز فقط به کتاب و معلم نیاز ندارد؛ به شنیده شدن، حمایت و همراهی تخصصی هم نیاز دارد.
مدرسهای که مشاور کافی ندارد، بخشی از نیازهای واقعی دانشآموزان را نادیده میگیرد.
مشاور، نیروی تزئینی مدرسه نیست؛
بخشی از نظام آموزشی و تربیتی مدرسه است.
🔹🔹🔹
اخبار، نظرات و انتقادات خود در حوزهی مسائل صنفی و آموزشی را از طریق آیدی زیر برای ما ارسال کنید:
🆔 @kashowranews
ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید و با تازهترین اخبار و فعالیتهای شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان همراه باشید:
📡 #تلگرام؛ 🌐 #سایت
📸 #اینستاگرام؛🐦 #توییترX
📲 #واتساپ؛🎥 #یوتیوب
👍9❤1👌1
🔴ما فقط معلم هستیم
✍️ مجید رعایایی
این که حاکمیت توان تحملِ کنش صنفی را ندارد نشان از عدم وجود درایت در ساختار سیاسی قدرت حاکم را نشان می دهد. نوعی ولنگاری و عرض اندام برای آن ها که دل در گروی تغییرات ملموس در شیوه زیست آدمِ ایرانی را ندارند.نوعی از انیرانی گری منحط که دستِ کذاب بودن شان مدت هاست از آستین دار و درفش شان هویداست. سرکوب صدای معلم و مشت کارگر و زحمت پرستار، نادیده گرفتن بخش مهمی از سرمایه اجتماعی جامعه است. جمعیتی بالغ که مهم ترین خدمات موثر را به این خلقِ بی شمار ارزانی داشته اند. این همه بگیر و ببند ها و افزایش هتک حرمت کنش گران صنفی معلمان، آیا نشان از انحطاط اخلاق در نگرش سیاست حاکمان نیست؟ آیا این که به جرم احقاق حقوق معیشت صنفی کتک بخوری و انفرادی را بر تو تحمیل کنند انسانی است؟
ما نه دشمن هستیم و نه تهدیدی برای جامعه. ما فقط انسان هستیم. معلم و کارگر و دستمزد بگیر. انسانی که حقوقی دقیق دارد. ما در بدترین شرایط جامعه، آدم هایی را تربیت کرده ایم که اکنون با دانایی خویش در مهم ترین کرسی های علمی جهان موجب افتخار ایران هستند. اما ما معمولا کجا هستیم، بازداشتگاه، با قیدِ وثیقه آزاد، کتک خورده و سر و دست شکسته در بیمارستان، اخراج شده و در بهترین حالت ممکن فروشنده نیمه وقت در مغازه لباس فروشی برادرمان... آیا این جفا نیست؟؟ بده کدامین گناه بایست از فکر کردن نیز منع شویم؟؟ سرکوب، معترضان را نخواهد کُشت بلکه به آگاهی جامعه و فرهنگ کمک شایانی خواهد کرد تا در زخم قلبِ معلمی دیگر به آزادی منجر شود. ( این را بایست حاکمیت درک کند تا وقت هست) تا زمانی که راه گفتوگو باز نشود، تا زمانی که تشکلها به رسمیت شناخته نشوند و تا زمانی که بازداشتهای بیرویه متوقف نگردد، نباید انتظار آرامش و ثبات داشت. جامعهای که در آن معلم، کارگر و فعال مدنی احساس امنیت نکند، جامعهای است که هر لحظه ممکن است شعلهور شود.عدم انعطافپذیری حاکمیت در برابر کوچکترین مطالبات صنفی، زنگ خطری است برای آیندهای که در آن هیچ مجرای قانونی و مدنی برای بیان اعتراض باقی نمیماند
🔹🔹🔹
اخبار، نظرات و انتقادات خود در حوزهی مسائل صنفی و آموزشی را از طریق آیدی زیر برای ما ارسال کنید:
🆔 @kashowranews
ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید و با تازهترین اخبار و فعالیتهای شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان همراه باشید:
📡 #تلگرام؛ 🌐 #سایت
📸 #اینستاگرام؛🐦 #توییترX
📲 #واتساپ؛🎥 #یوتیوب.
✍️ مجید رعایایی
این که حاکمیت توان تحملِ کنش صنفی را ندارد نشان از عدم وجود درایت در ساختار سیاسی قدرت حاکم را نشان می دهد. نوعی ولنگاری و عرض اندام برای آن ها که دل در گروی تغییرات ملموس در شیوه زیست آدمِ ایرانی را ندارند.نوعی از انیرانی گری منحط که دستِ کذاب بودن شان مدت هاست از آستین دار و درفش شان هویداست. سرکوب صدای معلم و مشت کارگر و زحمت پرستار، نادیده گرفتن بخش مهمی از سرمایه اجتماعی جامعه است. جمعیتی بالغ که مهم ترین خدمات موثر را به این خلقِ بی شمار ارزانی داشته اند. این همه بگیر و ببند ها و افزایش هتک حرمت کنش گران صنفی معلمان، آیا نشان از انحطاط اخلاق در نگرش سیاست حاکمان نیست؟ آیا این که به جرم احقاق حقوق معیشت صنفی کتک بخوری و انفرادی را بر تو تحمیل کنند انسانی است؟
ما نه دشمن هستیم و نه تهدیدی برای جامعه. ما فقط انسان هستیم. معلم و کارگر و دستمزد بگیر. انسانی که حقوقی دقیق دارد. ما در بدترین شرایط جامعه، آدم هایی را تربیت کرده ایم که اکنون با دانایی خویش در مهم ترین کرسی های علمی جهان موجب افتخار ایران هستند. اما ما معمولا کجا هستیم، بازداشتگاه، با قیدِ وثیقه آزاد، کتک خورده و سر و دست شکسته در بیمارستان، اخراج شده و در بهترین حالت ممکن فروشنده نیمه وقت در مغازه لباس فروشی برادرمان... آیا این جفا نیست؟؟ بده کدامین گناه بایست از فکر کردن نیز منع شویم؟؟ سرکوب، معترضان را نخواهد کُشت بلکه به آگاهی جامعه و فرهنگ کمک شایانی خواهد کرد تا در زخم قلبِ معلمی دیگر به آزادی منجر شود. ( این را بایست حاکمیت درک کند تا وقت هست) تا زمانی که راه گفتوگو باز نشود، تا زمانی که تشکلها به رسمیت شناخته نشوند و تا زمانی که بازداشتهای بیرویه متوقف نگردد، نباید انتظار آرامش و ثبات داشت. جامعهای که در آن معلم، کارگر و فعال مدنی احساس امنیت نکند، جامعهای است که هر لحظه ممکن است شعلهور شود.عدم انعطافپذیری حاکمیت در برابر کوچکترین مطالبات صنفی، زنگ خطری است برای آیندهای که در آن هیچ مجرای قانونی و مدنی برای بیان اعتراض باقی نمیماند
🔹🔹🔹
اخبار، نظرات و انتقادات خود در حوزهی مسائل صنفی و آموزشی را از طریق آیدی زیر برای ما ارسال کنید:
🆔 @kashowranews
ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید و با تازهترین اخبار و فعالیتهای شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان همراه باشید:
📡 #تلگرام؛ 🌐 #سایت
📸 #اینستاگرام؛🐦 #توییترX
📲 #واتساپ؛🎥 #یوتیوب.
❤6👌2👍1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔴فیلم مستند مدرسه عشایر به روایت بی بی سکینه
این فیلم مستند روایتی است از شکل گیری مدارس عشایری و تلاش های محمد بهمن بیگی از زبان همسرش سکینه کیانی
فیلم محصول کار مشترک کانون صنفی معلمان تهران و پژوهشکده جنبش معلمان است .
فایل کامل این فیلم مستند را می توانید در یوتوپ پژوهشکده جنبش معلمان در آدرس زیر تماشا کنید
https://www.youtube.com/watch?v=MBzY1WhGQxA
#سکینه_کیانی
#محمد_بهمن_بیگی
#آموزش_عشایری
#کانون_صنفی_معلمان_تهران
#پژوهشکده_جنبش_معلمان
🔹🔹🔹
اخبار، نظرات و انتقادات خود در حوزهی مسائل صنفی و آموزشی را از طریق آیدی زیر برای ما ارسال کنید:
🆔 @kashowranews
ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید و با تازهترین اخبار و فعالیتهای شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان همراه باشید:
📡 #تلگرام؛ 🌐 #سایت
📸 #اینستاگرام؛🐦 #توییترX
📲 #واتساپ؛🎥 #یوتیوب
این فیلم مستند روایتی است از شکل گیری مدارس عشایری و تلاش های محمد بهمن بیگی از زبان همسرش سکینه کیانی
فیلم محصول کار مشترک کانون صنفی معلمان تهران و پژوهشکده جنبش معلمان است .
فایل کامل این فیلم مستند را می توانید در یوتوپ پژوهشکده جنبش معلمان در آدرس زیر تماشا کنید
https://www.youtube.com/watch?v=MBzY1WhGQxA
#سکینه_کیانی
#محمد_بهمن_بیگی
#آموزش_عشایری
#کانون_صنفی_معلمان_تهران
#پژوهشکده_جنبش_معلمان
🔹🔹🔹
اخبار، نظرات و انتقادات خود در حوزهی مسائل صنفی و آموزشی را از طریق آیدی زیر برای ما ارسال کنید:
🆔 @kashowranews
ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید و با تازهترین اخبار و فعالیتهای شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان همراه باشید:
📡 #تلگرام؛ 🌐 #سایت
📸 #اینستاگرام؛🐦 #توییترX
📲 #واتساپ؛🎥 #یوتیوب
❤5🙏1
🔴«مدرسه فقط خرج اضافه است»؛ روایت چهار دانشآموز از نابرابری آموزشی
برای بعضی دانشآموزان، آغاز سال تحصیلی دیگر با بوی دفتر نو و شوق بازگشت به مدرسه همراه نیست؛ با حسابوکتاب خانواده، استفاده دوباره از وسایل سال قبل، شهریه و هزینه کلاسها و نگرانی از آینده آغاز میشود. میداین در گفتوگو با چهار دانشآموز نشان میدهد که چگونه فاصله اقتصادی خانوادهها از همان سالهای مدرسه به تفاوت در انتخاب رشته، کیفیت آموزش، امکان رقابت در کنکور و حتی امید به ادامه تحصیل تبدیل میشود؛ تا جایی که یکی از آنها میگوید: «مدرسه فقط خرج اضافه است.»
ادامه مطلب و فایل کامل را در این لینک یوتیوب زیر ببینید
🔹🔹🔹
اخبار، نظرات و انتقادات خود در حوزهی مسائل صنفی و آموزشی را از طریق آیدی زیر برای ما ارسال کنید:
🆔 @kashowranews
ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید و با تازهترین اخبار و فعالیتهای شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان همراه باشید:
📡 #تلگرام؛ 🌐 #سایت
📸 #اینستاگرام؛🐦 #توییترX
📲 #واتساپ؛🎥 #یوتیوب
برای بعضی دانشآموزان، آغاز سال تحصیلی دیگر با بوی دفتر نو و شوق بازگشت به مدرسه همراه نیست؛ با حسابوکتاب خانواده، استفاده دوباره از وسایل سال قبل، شهریه و هزینه کلاسها و نگرانی از آینده آغاز میشود. میداین در گفتوگو با چهار دانشآموز نشان میدهد که چگونه فاصله اقتصادی خانوادهها از همان سالهای مدرسه به تفاوت در انتخاب رشته، کیفیت آموزش، امکان رقابت در کنکور و حتی امید به ادامه تحصیل تبدیل میشود؛ تا جایی که یکی از آنها میگوید: «مدرسه فقط خرج اضافه است.»
ادامه مطلب و فایل کامل را در این لینک یوتیوب زیر ببینید
🔹🔹🔹
اخبار، نظرات و انتقادات خود در حوزهی مسائل صنفی و آموزشی را از طریق آیدی زیر برای ما ارسال کنید:
🆔 @kashowranews
ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید و با تازهترین اخبار و فعالیتهای شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان همراه باشید:
📡 #تلگرام؛ 🌐 #سایت
📸 #اینستاگرام؛🐦 #توییترX
📲 #واتساپ؛🎥 #یوتیوب
t.me
«مدرسه فقط خرج اضافه است»؛ روایت چهار دانشآموز از نابرابری آموزشی
برای بعضی دانشآموزان، آغاز سال تحصیلی دیگر با بوی دفتر نو و شوق بازگشت به مدرسه همراه نیست؛ با حسابوکتاب خانواده، استفاده دوباره از وسایل سال قبل، شهریه و هزینه کلاسها و نگرانی از آینده آغاز میشود. میداین در گفتوگو با چهار دانشآموز نشان میدهد که چگونه…
😢6❤4👌1
🔴 بازداشت معلمان در ممسنی فارس؛ وقتی یک مهمانی ساده امنیتی میشود!
طبق گزارشهای رسیده به انجمن صنفی معلمان فارس، ظهر جمعه ۳ مهر ۱۴۰۵، نیروهای امنیتی با یورش به محل حضور تعدادی از فعالان صنفی معلمان در شهرستان #ممسنی، آقایان
شکراله احمدی
علی صفری
رسول بداقی
غفار دیندار
علی حسن بهامین
حجت سادات
را بازداشت کردند و پس از بازجویی در روز شنبه ١۴٠۵/٠٧/٠۴ به زندان نورآباد ممسنی منتقل کردند.
پرسش ساده این است: در کجای جهانِ قانونمدار، عیادت چند معلم از همکار بیمار و یک مهمانی دوستانه، اینچنین ظرفیت امنیتی کشور را به خود مشغول میکند؟
در کشورهایی که آزادی تشکلیابی و فعالیت صنفی به رسمیت شناخته شده، معلمان میتوانند دور هم جمع شوند، درباره آموزش، معیشت و آینده دانشآموزان گفتوگو کنند و حتی از سیاستهای دولت انتقاد کنند؛ بدون اینکه مأمور امنیتی پشت در مهمانی منتظرشان باشد.
حتی شاخصهای بینالمللی نیز فاصله را روشن نشان میدهند: ایران در ارزیابی «خانه آزادی» در سال ۲۰۲۶ تنها ۱۰ امتیاز از ۱۰۰ در آزادی کسب کرده و در شاخص حاکمیت قانون ۲۰۲۵ نیز رتبه ۱۲۸ از ۱۴۳ کشور را داشته است. در مقابل، کشورهایی مانند دانمارک، نروژ و فنلاند در صدر حاکمیت قانون قرار دارند.
واقعاً جای تأمل دارد؛ کشوری که باید با فساد، رانت، اختلاس، تبعیض و اتلاف منابع عمومی بجنگد، چرا برای چند معلم که دور هم جمع شدهاند، اینهمه حساسیت امنیتی نشان میدهد؟
مسئله فقط بازداشت چند معلم نیست؛ مسئله، هراس از تشکلیابی و همبستگی اجتماعی است.
معلم نه دشمن جامعه است، نه تهدید امنیتی.
فعال صنفی نه مجرم است، نه برانداز.
مطالبهگری مسالمتآمیز جرم نیست.
و یک مهمانی دوستانه، در هیچ جامعهای که حاکمیت قانون را جدی گرفته، نباید به پرونده امنیتی تبدیل شود.
اگر قرار است ایران به استانداردهای یک جامعه آزاد، عادلانه و قانونمدار نزدیک شود، شاید بد نباشد به جای ترساندن معلمانی که درباره آینده آموزش هشدار میدهند، یکبار هم آینهای مقابل ساختار امنیتی گذاشته شود و پرسیده شود: مشکل واقعاً معلم است یا شیوه حکمرانی؟
صدای معلم، صدای جامعه است؛
و جامعهای که از صدای معلم میترسد، قبل از معلم باید نگران وضعیت خودش باشد.
#انجمن_صنفی_معلمان_فارس ضمن محکوم کردن این قبیل اقدامات که بیانگر استیصال مجریان امر می باشد، تاکید می کند حاکمیت اگر واقعاً نگران امنیت و آینده کشور است، باید به جای ترساندن مطالبهگران، با فساد و رانت مبارزه کند؛ به جای کنترل معلمان، آموزش را نجات دهد؛ و به جای محدود کردن صدای جامعه فرهنگی، آن را بشنود.
صدای معلم، صدای جامعه است.
#انجمن_صنفی_معلمان_فارس
🔹🔹🔹
اخبار، نظرات و انتقادات خود در حوزهی مسائل صنفی و آموزشی را از طریق آیدی زیر برای ما ارسال کنید:
🆔 @kashowranews
ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید و با تازهترین اخبار و فعالیتهای شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان همراه باشید:
📡 #تلگرام 🌐 #سایت
📸#اینستاگرام؛ 🐦 #توییترX
📲 #واتساپ 🎥 #یوتیوب
طبق گزارشهای رسیده به انجمن صنفی معلمان فارس، ظهر جمعه ۳ مهر ۱۴۰۵، نیروهای امنیتی با یورش به محل حضور تعدادی از فعالان صنفی معلمان در شهرستان #ممسنی، آقایان
شکراله احمدی
علی صفری
رسول بداقی
غفار دیندار
علی حسن بهامین
حجت سادات
را بازداشت کردند و پس از بازجویی در روز شنبه ١۴٠۵/٠٧/٠۴ به زندان نورآباد ممسنی منتقل کردند.
پرسش ساده این است: در کجای جهانِ قانونمدار، عیادت چند معلم از همکار بیمار و یک مهمانی دوستانه، اینچنین ظرفیت امنیتی کشور را به خود مشغول میکند؟
در کشورهایی که آزادی تشکلیابی و فعالیت صنفی به رسمیت شناخته شده، معلمان میتوانند دور هم جمع شوند، درباره آموزش، معیشت و آینده دانشآموزان گفتوگو کنند و حتی از سیاستهای دولت انتقاد کنند؛ بدون اینکه مأمور امنیتی پشت در مهمانی منتظرشان باشد.
حتی شاخصهای بینالمللی نیز فاصله را روشن نشان میدهند: ایران در ارزیابی «خانه آزادی» در سال ۲۰۲۶ تنها ۱۰ امتیاز از ۱۰۰ در آزادی کسب کرده و در شاخص حاکمیت قانون ۲۰۲۵ نیز رتبه ۱۲۸ از ۱۴۳ کشور را داشته است. در مقابل، کشورهایی مانند دانمارک، نروژ و فنلاند در صدر حاکمیت قانون قرار دارند.
واقعاً جای تأمل دارد؛ کشوری که باید با فساد، رانت، اختلاس، تبعیض و اتلاف منابع عمومی بجنگد، چرا برای چند معلم که دور هم جمع شدهاند، اینهمه حساسیت امنیتی نشان میدهد؟
مسئله فقط بازداشت چند معلم نیست؛ مسئله، هراس از تشکلیابی و همبستگی اجتماعی است.
معلم نه دشمن جامعه است، نه تهدید امنیتی.
فعال صنفی نه مجرم است، نه برانداز.
مطالبهگری مسالمتآمیز جرم نیست.
و یک مهمانی دوستانه، در هیچ جامعهای که حاکمیت قانون را جدی گرفته، نباید به پرونده امنیتی تبدیل شود.
اگر قرار است ایران به استانداردهای یک جامعه آزاد، عادلانه و قانونمدار نزدیک شود، شاید بد نباشد به جای ترساندن معلمانی که درباره آینده آموزش هشدار میدهند، یکبار هم آینهای مقابل ساختار امنیتی گذاشته شود و پرسیده شود: مشکل واقعاً معلم است یا شیوه حکمرانی؟
صدای معلم، صدای جامعه است؛
و جامعهای که از صدای معلم میترسد، قبل از معلم باید نگران وضعیت خودش باشد.
#انجمن_صنفی_معلمان_فارس ضمن محکوم کردن این قبیل اقدامات که بیانگر استیصال مجریان امر می باشد، تاکید می کند حاکمیت اگر واقعاً نگران امنیت و آینده کشور است، باید به جای ترساندن مطالبهگران، با فساد و رانت مبارزه کند؛ به جای کنترل معلمان، آموزش را نجات دهد؛ و به جای محدود کردن صدای جامعه فرهنگی، آن را بشنود.
صدای معلم، صدای جامعه است.
#انجمن_صنفی_معلمان_فارس
🔹🔹🔹
اخبار، نظرات و انتقادات خود در حوزهی مسائل صنفی و آموزشی را از طریق آیدی زیر برای ما ارسال کنید:
🆔 @kashowranews
ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید و با تازهترین اخبار و فعالیتهای شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان همراه باشید:
📡 #تلگرام 🌐 #سایت
📸#اینستاگرام؛ 🐦 #توییترX
📲 #واتساپ 🎥 #یوتیوب
❤17🔥7👍1
بر پایه گزارشهای منتشرشده از سوی کانون فرهنگیان اسلامشهر و انجمن صنفی معلمان فارس، روز جمعه سوم مهرماه ۱۴۰۵، شماری از فعالان صنفی معلمان که برای دیدار و عیادت یکی از همکاران فرهنگی به شهرستان نورآباد ممسنی رفته بودند، توسط نیروهای امنیتی بازداشت شدند.
بر اساس این گزارشها، آقایان شکرالله احمدی، علی صفری، رسول بداقی، غفار دیندار، علیحسن بهامین و حجت سادات بازداشت شده و پس از بازجویی، روز شنبه چهارم مهرماه ۱۴۰۵ به زندان نورآباد ممسنی منتقل شدهاند.
گزارشهای اولیه همچنین از برخورد خشن، ضربوشتم و هتک حرمت برخی از بازداشتشدگان حکایت دارد. این بازداشتها در حالی صورت گرفته که بنا بر گزارش تشکلهای صنفی، این دیدار ماهیتی دوستانه و انسانی داشته و در چارچوب عیادت از یک همکار فرهنگی انجام شده است.
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران بازداشت این فعالان صنفی را بهشدت محکوم میکند و آن را ادامه روند نگرانکننده امنیتیسازی روابط انسانی، دیدارهای دوستانه و فعالیتهای صنفی معلمان میداند.
در هیچ جامعهای که اصل حاکمیت قانون، کرامت انسانی و آزادی تشکلیابی را به رسمیت میشناسد، دیدار چند معلم با یک همکار بیمار نباید به پرونده امنیتی، بازداشت و انتقال به زندان منتهی شود. برخورد با معلمان و فعالان صنفی به مثابه تهدید امنیتی، نهتنها مغایر حقوق شهروندی و اصول قانونی است، بلکه نشانه هراس از همبستگی اجتماعی و تشکلیابی مستقل فرهنگیان است.
شورای هماهنگی یادآور میشود که معلمان و کنشگران صنفی، بخشی از بدنه آگاه و مسئول جامعهاند که مطالبات آنان همواره در چارچوب دفاع از آموزش عمومی، عدالت آموزشی، کرامت معلم و حقوق قانونی شهروندان مطرح شده است. پاسخ به این مطالبات نباید بازداشت، ضربوشتم، پروندهسازی و زندان باشد.
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران ضمن ابراز نگرانی جدی نسبت به وضعیت بازداشتشدگان، خواهان اعلام فوری وضعیت حقوقی آنان، امکان تماس و ملاقات با خانواده، دسترسی به وکیل و آزادی بیقیدوشرط این فعالان صنفی است.
امنیتیکردن دیدارهای انسانی و صنفی، نه نشانه اقتدار، بلکه نشانه بحران در شیوه حکمرانی است. معلم دشمن جامعه نیست؛ مطالبهگری مسالمتآمیز جرم نیست؛ و همبستگی میان فرهنگیان را نمیتوان با بازداشت و تهدید از میان برد
#شکراله_احمدی #علی_صفری #علیحسن_بهامین #حجت_سادات #رسول_بداقی #غفار_دیندار
شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان ایران
یکشنبه پنجم مهرماه ۱۴۰۵
🔹🔹🔹
اخبار، نظرات و انتقادات خود در حوزهی مسائل صنفی و آموزشی را از طریق آیدی زیر برای ما ارسال کنید:
🆔 @kashowranews
ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید و با تازهترین اخبار و فعالیتهای شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان همراه باشید:
📡 تلگرام؛ 🌐 سایت
📸 اینستاگرام؛ 🐦 توییتر X
📲 واتساپ؛ 🎥 یوتیوب
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🔥13👌5😢3❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
۱۴۰۵/۰۷/۰۵
#یکشنبههای_اعتراضی
🔸تهران
درمان رایگان، حق مسلم ماست
از خوزستان تا تهران،.مرگ بر این مدیران
تا لغو حکم اعدام، ایستادهایم تا پایان
گرانی بیعلت، شلیک بهسوی ملت
تجمع اعتراضی بازنشستگان و مستمریبگیران تأمین اجتماعی تهران در اعتراض به فساد، سختی معیشت، معوقات و بدهیهای دولت به سازمان مقابل سازمان تأمین اجتماعی.
مطالبات این معترضان عبارتند از :
ارائه خدمات درمانی رایگان و لغو محدودیتهای بیمهای
افزایش مستمریها متناسب با نرخ تورم بر اساس ماده ۹۶ قانون تأمین اجتماعی
اجرای کامل همسانسازی حقوق و پرداخت فوری کلیه معوقات
تسویه کامل بدهیهای دولت به سازمان تأمین اجتماعی و کوتاه کردن دست مدیران فاسد و ناکارآمد
منبع :
کانال اتحاد بازنشستگان
🔹🔹🔹
اخبار، نظرات و انتقادات خود در حوزهی مسائل صنفی و آموزشی را از طریق آیدی زیر برای ما ارسال کنید:
🆔 @kashowranews
ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید و با تازهترین اخبار و فعالیتهای شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان همراه باشید:
📡 تلگرام؛ 🌐 سایت
📸 اینستاگرام؛ 🐦 توییتر X
📲 واتساپ؛ 🎥 یوتیوب
#یکشنبههای_اعتراضی
🔸تهران
درمان رایگان، حق مسلم ماست
از خوزستان تا تهران،.مرگ بر این مدیران
تا لغو حکم اعدام، ایستادهایم تا پایان
گرانی بیعلت، شلیک بهسوی ملت
تجمع اعتراضی بازنشستگان و مستمریبگیران تأمین اجتماعی تهران در اعتراض به فساد، سختی معیشت، معوقات و بدهیهای دولت به سازمان مقابل سازمان تأمین اجتماعی.
مطالبات این معترضان عبارتند از :
ارائه خدمات درمانی رایگان و لغو محدودیتهای بیمهای
افزایش مستمریها متناسب با نرخ تورم بر اساس ماده ۹۶ قانون تأمین اجتماعی
اجرای کامل همسانسازی حقوق و پرداخت فوری کلیه معوقات
تسویه کامل بدهیهای دولت به سازمان تأمین اجتماعی و کوتاه کردن دست مدیران فاسد و ناکارآمد
منبع :
کانال اتحاد بازنشستگان
🔹🔹🔹
اخبار، نظرات و انتقادات خود در حوزهی مسائل صنفی و آموزشی را از طریق آیدی زیر برای ما ارسال کنید:
🆔 @kashowranews
ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید و با تازهترین اخبار و فعالیتهای شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان همراه باشید:
📡 تلگرام؛ 🌐 سایت
📸 اینستاگرام؛ 🐦 توییتر X
📲 واتساپ؛ 🎥 یوتیوب
👏14❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴 موج استعفای معلمان؛ خروج اجباری معلمان عاشق در اعتراض به نادیدهانگاری آموزش و ساختار سرکوبگر
در روزها و هفتههای اخیر، شاهد انتشار ویدیوها و گزارشهای متعدد از استعفای معلمان شریف و باسابقه در نقاط مختلف کشور هستیم. معلمان، کادر آموزشی و دلسوزانی که با سالها تجربه و عشق به کلاس و دانشآموزان پا به عرصه تعلیم و تربیت گذاشته بودند، اکنون در مواجهه با شرایط نامناسب، بیتوجهی سیستماتیک حاکمیت به نهاد آموزش و معیشت، و فشارهای طاقتفرسا، راهی جز تسلیم استعفا و ترک کلاسی که جانشان به آن بسته بود، پیش روی خود نمیبینند.
برخلاف ادعاهای مسئولان وزارت آموزش و پرورش، بحران موجود ناشی از «تحریک دشمن» نیست؛ بلکه برآمده از:
▫️ حقوق و دستمزدهای زیر خط فقر و معیشت خفهکننده
▫️ بیتوجهی کامل به کیفیت آموزش، کالاییسازی و تبعیض آموزشی
▫️ غرق کردن معلمان در بروکراسیهای بیحاصل و فرمبازیهای اداری بهجای تمرکز بر پرورش
▫️ برخورد امنیتی، پروندهسازی، اخراج، تعلیق و بازداشت فعالان صنفی و معلمان معترض
خالی شدن کلاسها از معلمان باتجربه و دلسوز، نتیجه مستقیم سیاستهایی است که آموزش و پرورش را به زوال کشانده است. شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران ضمن هشدار نسبت به پیامدهای جبرانناپذیر این فروپاشی آموزشی، پشتیبانی کامل خود را از مطالبات به حق معلمان اعلام کرده و حاکمیت را مسئول اصلی انباشت این حجم از نارضایتی و بحران در جسم و روح بدنه آموزشی کشور میداند.
🔹🔹🔹
اخبار، نظرات و انتقادات خود در حوزهی مسائل صنفی و آموزشی را از طریق آیدی زیر برای ما ارسال کنید:
🆔 @kashowranews
ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید و با تازهترین اخبار و فعالیتهای شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان همراه باشید:
📡 #تلگرام 🌐 #سایت
📸 #اینستاگرام 🐦 #توییترX
📲 #واتساپ 🎥 #یوتیوب
در روزها و هفتههای اخیر، شاهد انتشار ویدیوها و گزارشهای متعدد از استعفای معلمان شریف و باسابقه در نقاط مختلف کشور هستیم. معلمان، کادر آموزشی و دلسوزانی که با سالها تجربه و عشق به کلاس و دانشآموزان پا به عرصه تعلیم و تربیت گذاشته بودند، اکنون در مواجهه با شرایط نامناسب، بیتوجهی سیستماتیک حاکمیت به نهاد آموزش و معیشت، و فشارهای طاقتفرسا، راهی جز تسلیم استعفا و ترک کلاسی که جانشان به آن بسته بود، پیش روی خود نمیبینند.
برخلاف ادعاهای مسئولان وزارت آموزش و پرورش، بحران موجود ناشی از «تحریک دشمن» نیست؛ بلکه برآمده از:
▫️ حقوق و دستمزدهای زیر خط فقر و معیشت خفهکننده
▫️ بیتوجهی کامل به کیفیت آموزش، کالاییسازی و تبعیض آموزشی
▫️ غرق کردن معلمان در بروکراسیهای بیحاصل و فرمبازیهای اداری بهجای تمرکز بر پرورش
▫️ برخورد امنیتی، پروندهسازی، اخراج، تعلیق و بازداشت فعالان صنفی و معلمان معترض
خالی شدن کلاسها از معلمان باتجربه و دلسوز، نتیجه مستقیم سیاستهایی است که آموزش و پرورش را به زوال کشانده است. شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران ضمن هشدار نسبت به پیامدهای جبرانناپذیر این فروپاشی آموزشی، پشتیبانی کامل خود را از مطالبات به حق معلمان اعلام کرده و حاکمیت را مسئول اصلی انباشت این حجم از نارضایتی و بحران در جسم و روح بدنه آموزشی کشور میداند.
🔹🔹🔹
اخبار، نظرات و انتقادات خود در حوزهی مسائل صنفی و آموزشی را از طریق آیدی زیر برای ما ارسال کنید:
🆔 @kashowranews
ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید و با تازهترین اخبار و فعالیتهای شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان همراه باشید:
📡 #تلگرام 🌐 #سایت
📸 #اینستاگرام 🐦 #توییترX
📲 #واتساپ 🎥 #یوتیوب
👍36😢16❤1🔥1🤯1👌1
محمد حبیبی : «وقتی عیادت از یک همکار هم با بازداشت پاسخ میگیرد، مسئله فقط سرکوب یک تجمع نیست؛ مسئله ترس از پیوند انسانی معلمان است.»
امتداد-گروه خبر: محمد حبیبی دربارهی خبر بازداشت شش معلم و فعال صنفی در نورآباد ممسنی میگوید: بازداشت شکرالله احمدی، علی صفری، رسول بداقی، غفار دیندار، علیحسن بهامین و حجت سادات در نورآباد ممسنی، فقط بازداشت شش فعال صنفی نیست؛ این یک پیام روشن به جامعه معلمان است: حتی دیدار، عیادت، همدلی و ارتباط انسانی میان معلمان هم برای دستگاه امنیتی تحملپذیر نیست.
🔹بر اساس گزارشهای منتشرشده، این همکاران برای دیدار و عیادت از یکی از معلمان در ممسنی حضور داشتند، اما با برخورد امنیتی مواجه شدند. یعنی دیگر مسئله فقط تجمع، بیانیه یا اعتراض خیابانی نیست؛ اکنون حتی همبستگی انسانی معلمان هم امنیتی میشود.
🔹این دقیقاً همان نقطهای است که باید درباره آن با صدای بلند هشدار داد. برای چی باید از دیدار چند معلم با یک همکار بیمار احساس خطر کنند؟
🔸حبیبی در ارتباط با توجیهات امنیتی این بازداشت ها گفت: این همان تحریف همیشگی است. سالهاست که فعالیت صنفی معلمان را با برچسبهای امنیتی معرفی میکنند تا اصل مسئله دیده نشود.
اصل مسئله این است:
معلمان درباره معیشت حرف میزنند.
درباره آموزش رایگان و باکیفیت حرف میزنند.
درباره عدالت آموزشی، کرامت معلم، حق تشکلیابی و حق اعتراض قانونی حرف میزنند.
کجای اینها امنیتی است؟
🔹امنیتیسازی فعالیت صنفی یعنی فرار از پاسخگویی. وقتی مسئولان نمیتوانند درباره فقر معلمان، بحران مدارس، کمبود نیرو، ترک تحصیل کودکان و فروپاشی کیفیت آموزش پاسخ بدهند، سادهترین راه را انتخاب میکنند: فعال صنفی را بازداشت میکنند.
🔹اما بازداشت شکرالله احمدی، علی صفری، رسول بداقی، غفار دیندار، علیحسن بهامین و حجت سادات نه بحران آموزش را حل میکند، نه صدای معلمان را خاموش خواهد کرد.
🔹نورآباد ممسنی سالهاست یکی از نقاط مهم فعالیت صنفی معلمان بوده است. معلمان این منطقه، از جمله شکرالله احمدی، جانمحمد احمدی، علی احمدی و دیگر فعالان صنفی، در سالهای گذشته هزینههای سنگینی بابت دفاع از حقوق معلمان دادهاند.
🔹به همین دلیل برخورد اخیر را نمیشود یک اتفاق جداگانه دید. این ادامه همان روندی است که هدفش شکستن شبکههای محلی معلمان، ترساندن فعالان شهرستانها و جلوگیری از شکلگیری همبستگی صنفی است.
🔹دستگاه امنیتی خوب میداند که جنبش معلمان فقط در تهران یا چند شهر بزرگ معنا ندارد. قدرت این جنبش در همین شبکههای محلی، در همین انجمنهای صنفی، در همین پیوندهای انسانی و در همین معلمانی است که در شهرهای کوچک هم سکوت نمیکنند.
🔹بنابراین بازداشت در ممسنی، فقط مسئله ممسنی نیست؛ پیامی است به همه معلمان ایران. اما پاسخ ما هم روشن است: سرکوب در یک شهر، مسئله همه معلمان کشور است.
🔹او در مورد مطالبه
شورای هماهنگی
توضیح داد: مطالبه ما روشن، فوری و غیرقابل چشمپوشی است.
اول، این شش معلم و فعال صنفی باید بیدرنگ آزاد شوند.
دوم، خانوادههای آنان باید بهطور کامل از وضعیتشان مطلع شوند.
سوم، حق تماس، حق دسترسی به وکیل و حق برخورداری از روند دادرسی عادلانه باید تضمین شود.
چهارم، هرگونه پروندهسازی امنیتی علیه آنان باید متوقف شود.
🔹ما بارها گفتهایم و باز هم تکرار میکنیم:
فعالیت صنفی جرم نیست.
عیادت از یک همکار جرم نیست.
همبستگی میان معلمان جرم نیست.
معلمان زندانی باید آزاد شوند.
🔹اگر قرار باشد هر دیدار ساده معلمان با بازداشت پاسخ داده شود، این دیگر فقط نقض حقوق فعالان صنفی نیست؛ این حمله مستقیم به جامعه مدنی است.
منبع: سایت امتداد
🔹🔹🔹
اخبار، نظرات و انتقادات خود در حوزهی مسائل صنفی و آموزشی را از طریق آیدی زیر برای ما ارسال کنید:
🆔 @kashowranews
ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید و با تازهترین اخبار و فعالیتهای شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان همراه باشید:
📡 تلگرام؛ 🌐 سایت
📸 اینستاگرام؛ 🐦 توییتر X
📲 واتساپ؛ 🎥 یوتیوب
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👌17❤9👍3👎1🔥1
🔴 از درد سخن گفتن
✍احمد حیدری( معلم بازنشسته )
از درد سخن گفتن و از درد شنیدن
با مردمِ بی درد ، ندانی که چه دردیست!
چرا نمی میرید؟ چطور می شود که آدمی به درجه ای از بی عاری می رسد که می داند مسبّب فلاکت و مصیبت است و از غصه نمی میرد؟ فطرت هر انسان به حق و راستی گراینده است؛ پس چرا نمی میرید؟ این حجم از وقاحت و بی کفایتی و فرومایگی و تزویر و دروغ و اهرمن خویی را چطور در خیک وجودتان جا می دهید که ترکیدن روی نمی دهد؟
گفته اید و می گویید : آموزش و پرورش خیلی برایتان مهم است
می گویید معلمی شغلی نیست که افراد مشکل دار و منحرف عهده دارش شوند.گفته اید هرکس ناراضیست برود،نمانَد.گفتید کسی که دنبال کسب درآمد است سراغ این شغل مقدس نیاید.افاضه فرمودید مگر نمی دانستید حقوق معلمی کم است؟ حالا که آمده اید شکوه و گلایه نکنید.شما و امثال شما آخرین کسانی هستید که حق دارند چنین اباطیلی ببافانند.شما هرگز تصوری از امکان زندگی با حقوق ۱۸ میلیونی و کمتر و بیشترش ندارید.همه آنانی که به شغلی روی می آورند برای پیشرفت و سازندگی و بهبود می آیند نه تحمل و سازگاری با وخامت. آشی که بار گذاشتید آن قدر شور شد که طلّآب حوزه نیز نتوانستند پای سفره بنشینند.خیال می کردند که معلمی چیزی شبیه روضه خوانی و منبرگردانی است ،که چند خطی ذکر مصیبت کنی و متکلم وحده باشی و فی المجلس پاکتت را بگیری و بروی به منبر و هیئت بعدی.اداره کردن یک کلاس درس و آموزش دادن به کودکان و نوجوانان، نه کاریست خُرد.
حضرات مسئول!
ای متولیان امور!
آموزش و پرورش ،امروز بیمار نیست،محتضری است که جسمی زنده دارد و کارکردی نزدیک به هیچ.زندگی نباتی ،زندگی نیست.
چرا در میان شما دل سوزانی نیستند که برای وطن و مردمش خون بگریند؟فریاد بزنند،فاش بگویند که این طور نمی شود ادامه داد.از کدام بحران بی خبرید؟ چه چیز را نمی دانید و نمی بینید؟ حمدلله که همه تان دکترید.چطور حساب ساده جمع و تفریق نمی دانید؟ با ۲۰ میلیون تومان چطور می شود گذراند؟ موج استعفای معلمان جوان را نمی بینید؟ کسی توضیحی ندارد؟ رها کنید عادت بی مزه و لوث شده تان را که "این هم ناشی از تحریکات دشمن است" .
چه کنیم و چه بگوییم و چطور گلایه کنیم که " دشمن" و " فریب خورده"نامیده نشویم؟
ای کاسبان که ردای مسئولیت های کلان آموزش و پرورش پوشیده اید،درک می کنیم که برکت رزق شما در گرو بحران سازی است اما بدانید که اگر این تُنگ بلورین بشکند همه نابود خواهیم شد.
بیشتر مشکلات نهاد آموزش و پرورش ناشی از بی شعوری گردانندگان رده بالاست.همه دخیلند.آنقدر ویران کردید و نساختید که شد آنچه شد.
شما بگویید معلم بازنشسته ای که ۳۰ میلیون و کمتر و شاید کمی بیشتر دریافتی ماهانه دارد چه کند؟ با بیمه ای که جز توهین و تحقیر معنایی ندارد چه کند؟ با بیماری هایش چه کند؟
معلمانی که صاحبان اصلی صندوق کذایی ذخیره فرهنگیان هستند اما هیچ عوایدی از آن ندارند و هرچه فریاد می زنند پاسخی نمی گیرند چه کنند؟
ما زیاده خواه نیستیم.سپرده هایی که از محل کسورات معلمان جمع آوری شده است و می شود سرمایه هنگفتی شد که هیچ نمی دانیم کجاست و چطور مدیریت می شود و چرا نباید در اختیار خود معلمان باشد.این گره را چه کسی،کدام نهاد،کدام قوّه بازکند؟ این یعنی بن بست .ولی شما می گویید در جمهوری اسلامی بن بست وجود ندارد.
آقایان انقلابی،حضرات مسئول،ایران ملک شخصی شما نیست.چرا نمی فهمید که زمانه عوض شده است؟ چرا نمی خواهید بپذیرید که آن نسلی که از همه جا و همه چیز بی خبر بود جای خود را به نسلی داده است که لحظه لحظه را رصد می کند.ساده و فریب خوار نیست.گوش به فرمان و لال نیست.پذیرنده بی چون و چرا و مجری منویات نیست.برای اداره کردن امروز جامعه، روش های کهنه به کار نمی آیند.
بهترین و دل سوزترین معلمان را زندانی کردید،اخراج کردید،آزار دادید،تهدید نمودید.که چطور بشود؟ که دیگران حساب کار دستشان بیاید و دست به سینه بنشینند و بسوزند و بسازند؟ آرمان های انقلابتان این بود؟ مملکت را فساد برداشته و شما به جای بستن سوراخ های نفوذ و رانت و اختلاس ،به جان معلم افتاده اید؟
واقعا چرا نمی میرید؟
معلمان دهه هاست با تحمل انواع هزینه ها و ظلم ها ،با درک شرایط کشور،با مدارا،با ادبیات نجیبانه،با مدنی ترین روش های ممکن خواسته هاشان را بازگو کرده اند.چرا نمی شنوید؟ چطور نابودی نظام آموزش،و پرورش را نمی بینید؟
کار،آنقدر خراب شده است که هر اظهار نظری می کنید برای مردم قابل باور نیست.اعتمادی وجود ندارد.و هیچ چیز بدتر ازین نیست.ما با زبان منطق و قانون سخن گفتیم و شما نشنیدید.ذکر مصادیق برای نشانه های نابودی آموزش و پرورش،پیش تر انجام شده است.بسیار گفته ایم.
فقر بیداد می کند.گرانی افسار پاره کرده است. آقایان بی غیرت دست اندرکار،از خانه و محله و شهرتان کمی دور شوید.همه ی ایران را ببینید.زندگی برای همه جان فرسا شده است.اکثریت ملت ایران خسته اند.
معلم با این حقوق توهین آمیز نمی تواند ادامه دهد.تجربه تاریخ نشان می دهد که اینطور کار پیش نرفته است.سعادت حاصل نشده است.مدرسه فقط یک چهار دیواری چند کلاسه و تخته و نیمکت و عده ای دانش آموز و معلم نیست.مدرسه روح لازم دارد.شوق نیاز دارد.امنیت می خواهد.شما درکی از این چیزها ندارید.
وای بر جامعه و کشوری که مردمش به این فکر کنند که شاید اصولا نیازی به فرستادن فرزندانشان به مدرسه نباشد.
اگر می فهمیدید باید از شرم می مردید.
چرا نمی میرید؟
🔹🔹🔹
اخبار، نظرات و انتقادات خود در حوزهی مسائل صنفی و آموزشی را از طریق آیدی زیر برای ما ارسال کنید:
🆔 @kashowranews
ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید و با تازهترین اخبار و فعالیتهای شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان همراه باشید:
📡 #تلگرام 🌐 #سایت
📸 #اینستاگرام 🐦 #توییترX
📲 #واتساپ🎥 #یوتیوب
✍احمد حیدری( معلم بازنشسته )
از درد سخن گفتن و از درد شنیدن
با مردمِ بی درد ، ندانی که چه دردیست!
چرا نمی میرید؟ چطور می شود که آدمی به درجه ای از بی عاری می رسد که می داند مسبّب فلاکت و مصیبت است و از غصه نمی میرد؟ فطرت هر انسان به حق و راستی گراینده است؛ پس چرا نمی میرید؟ این حجم از وقاحت و بی کفایتی و فرومایگی و تزویر و دروغ و اهرمن خویی را چطور در خیک وجودتان جا می دهید که ترکیدن روی نمی دهد؟
گفته اید و می گویید : آموزش و پرورش خیلی برایتان مهم است
می گویید معلمی شغلی نیست که افراد مشکل دار و منحرف عهده دارش شوند.گفته اید هرکس ناراضیست برود،نمانَد.گفتید کسی که دنبال کسب درآمد است سراغ این شغل مقدس نیاید.افاضه فرمودید مگر نمی دانستید حقوق معلمی کم است؟ حالا که آمده اید شکوه و گلایه نکنید.شما و امثال شما آخرین کسانی هستید که حق دارند چنین اباطیلی ببافانند.شما هرگز تصوری از امکان زندگی با حقوق ۱۸ میلیونی و کمتر و بیشترش ندارید.همه آنانی که به شغلی روی می آورند برای پیشرفت و سازندگی و بهبود می آیند نه تحمل و سازگاری با وخامت. آشی که بار گذاشتید آن قدر شور شد که طلّآب حوزه نیز نتوانستند پای سفره بنشینند.خیال می کردند که معلمی چیزی شبیه روضه خوانی و منبرگردانی است ،که چند خطی ذکر مصیبت کنی و متکلم وحده باشی و فی المجلس پاکتت را بگیری و بروی به منبر و هیئت بعدی.اداره کردن یک کلاس درس و آموزش دادن به کودکان و نوجوانان، نه کاریست خُرد.
حضرات مسئول!
ای متولیان امور!
آموزش و پرورش ،امروز بیمار نیست،محتضری است که جسمی زنده دارد و کارکردی نزدیک به هیچ.زندگی نباتی ،زندگی نیست.
چرا در میان شما دل سوزانی نیستند که برای وطن و مردمش خون بگریند؟فریاد بزنند،فاش بگویند که این طور نمی شود ادامه داد.از کدام بحران بی خبرید؟ چه چیز را نمی دانید و نمی بینید؟ حمدلله که همه تان دکترید.چطور حساب ساده جمع و تفریق نمی دانید؟ با ۲۰ میلیون تومان چطور می شود گذراند؟ موج استعفای معلمان جوان را نمی بینید؟ کسی توضیحی ندارد؟ رها کنید عادت بی مزه و لوث شده تان را که "این هم ناشی از تحریکات دشمن است" .
چه کنیم و چه بگوییم و چطور گلایه کنیم که " دشمن" و " فریب خورده"نامیده نشویم؟
ای کاسبان که ردای مسئولیت های کلان آموزش و پرورش پوشیده اید،درک می کنیم که برکت رزق شما در گرو بحران سازی است اما بدانید که اگر این تُنگ بلورین بشکند همه نابود خواهیم شد.
بیشتر مشکلات نهاد آموزش و پرورش ناشی از بی شعوری گردانندگان رده بالاست.همه دخیلند.آنقدر ویران کردید و نساختید که شد آنچه شد.
شما بگویید معلم بازنشسته ای که ۳۰ میلیون و کمتر و شاید کمی بیشتر دریافتی ماهانه دارد چه کند؟ با بیمه ای که جز توهین و تحقیر معنایی ندارد چه کند؟ با بیماری هایش چه کند؟
معلمانی که صاحبان اصلی صندوق کذایی ذخیره فرهنگیان هستند اما هیچ عوایدی از آن ندارند و هرچه فریاد می زنند پاسخی نمی گیرند چه کنند؟
ما زیاده خواه نیستیم.سپرده هایی که از محل کسورات معلمان جمع آوری شده است و می شود سرمایه هنگفتی شد که هیچ نمی دانیم کجاست و چطور مدیریت می شود و چرا نباید در اختیار خود معلمان باشد.این گره را چه کسی،کدام نهاد،کدام قوّه بازکند؟ این یعنی بن بست .ولی شما می گویید در جمهوری اسلامی بن بست وجود ندارد.
آقایان انقلابی،حضرات مسئول،ایران ملک شخصی شما نیست.چرا نمی فهمید که زمانه عوض شده است؟ چرا نمی خواهید بپذیرید که آن نسلی که از همه جا و همه چیز بی خبر بود جای خود را به نسلی داده است که لحظه لحظه را رصد می کند.ساده و فریب خوار نیست.گوش به فرمان و لال نیست.پذیرنده بی چون و چرا و مجری منویات نیست.برای اداره کردن امروز جامعه، روش های کهنه به کار نمی آیند.
بهترین و دل سوزترین معلمان را زندانی کردید،اخراج کردید،آزار دادید،تهدید نمودید.که چطور بشود؟ که دیگران حساب کار دستشان بیاید و دست به سینه بنشینند و بسوزند و بسازند؟ آرمان های انقلابتان این بود؟ مملکت را فساد برداشته و شما به جای بستن سوراخ های نفوذ و رانت و اختلاس ،به جان معلم افتاده اید؟
واقعا چرا نمی میرید؟
معلمان دهه هاست با تحمل انواع هزینه ها و ظلم ها ،با درک شرایط کشور،با مدارا،با ادبیات نجیبانه،با مدنی ترین روش های ممکن خواسته هاشان را بازگو کرده اند.چرا نمی شنوید؟ چطور نابودی نظام آموزش،و پرورش را نمی بینید؟
کار،آنقدر خراب شده است که هر اظهار نظری می کنید برای مردم قابل باور نیست.اعتمادی وجود ندارد.و هیچ چیز بدتر ازین نیست.ما با زبان منطق و قانون سخن گفتیم و شما نشنیدید.ذکر مصادیق برای نشانه های نابودی آموزش و پرورش،پیش تر انجام شده است.بسیار گفته ایم.
فقر بیداد می کند.گرانی افسار پاره کرده است. آقایان بی غیرت دست اندرکار،از خانه و محله و شهرتان کمی دور شوید.همه ی ایران را ببینید.زندگی برای همه جان فرسا شده است.اکثریت ملت ایران خسته اند.
معلم با این حقوق توهین آمیز نمی تواند ادامه دهد.تجربه تاریخ نشان می دهد که اینطور کار پیش نرفته است.سعادت حاصل نشده است.مدرسه فقط یک چهار دیواری چند کلاسه و تخته و نیمکت و عده ای دانش آموز و معلم نیست.مدرسه روح لازم دارد.شوق نیاز دارد.امنیت می خواهد.شما درکی از این چیزها ندارید.
وای بر جامعه و کشوری که مردمش به این فکر کنند که شاید اصولا نیازی به فرستادن فرزندانشان به مدرسه نباشد.
اگر می فهمیدید باید از شرم می مردید.
چرا نمی میرید؟
🔹🔹🔹
اخبار، نظرات و انتقادات خود در حوزهی مسائل صنفی و آموزشی را از طریق آیدی زیر برای ما ارسال کنید:
🆔 @kashowranews
ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید و با تازهترین اخبار و فعالیتهای شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان همراه باشید:
📡 #تلگرام 🌐 #سایت
📸 #اینستاگرام 🐦 #توییترX
📲 #واتساپ🎥 #یوتیوب
💔21❤7👌6👍5👏4
#خبر_فوری
🔴آزادی سه فعال صنفی با قرار وثیقه سنگین
براساس آخرین گزارش های رسیده به شورای هماهنگی، علی حسن بهامین، علی صفری و حجت سادات از فعالین صنفی معلم که روز جمعه در نورآباد ممسنی بوسیله سازمان اطلاعات سپاه بازداشت شده بودند با قرار وثیقه دو میلیارد تومانی برای هر کدام به قید وثیقه به صورت موقت از زندان نورآباد ممسنی آزاد شدند.
وضعیت سه بازداشتی دیگر ، رسول بداقی، غفار دیندار و شکرالله احمدی بازرس شورای هماهنگی همچنان مشخص نیست و در زندان نورآباد در بازداشت غیرقانونی به سر میبرند.
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران بار دیگر با محکومیت این بازداشت غیرقانونی خواهان آزادی همه بازداشتشدگان و پایان دادن به برخوردهای امنیتی است
🔹🔹🔹
اخبار، نظرات و انتقادات خود در حوزهی مسائل صنفی و آموزشی را از طریق آیدی زیر برای ما ارسال کنید:
🆔 @kashowranews
ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید و با تازهترین اخبار و فعالیتهای شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان همراه باشید:
📡 تلگرام؛ 🌐 سایت
📸 اینستاگرام؛ 🐦 توییتر X
📲 واتساپ؛ 🎥 یوتیوب
گزارشی از آخرین وضعیت بازداشت شدگان نورآباد ممسنی
🔴آزادی سه فعال صنفی با قرار وثیقه سنگین
براساس آخرین گزارش های رسیده به شورای هماهنگی، علی حسن بهامین، علی صفری و حجت سادات از فعالین صنفی معلم که روز جمعه در نورآباد ممسنی بوسیله سازمان اطلاعات سپاه بازداشت شده بودند با قرار وثیقه دو میلیارد تومانی برای هر کدام به قید وثیقه به صورت موقت از زندان نورآباد ممسنی آزاد شدند.
وضعیت سه بازداشتی دیگر ، رسول بداقی، غفار دیندار و شکرالله احمدی بازرس شورای هماهنگی همچنان مشخص نیست و در زندان نورآباد در بازداشت غیرقانونی به سر میبرند.
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران بار دیگر با محکومیت این بازداشت غیرقانونی خواهان آزادی همه بازداشتشدگان و پایان دادن به برخوردهای امنیتی است
🔹🔹🔹
اخبار، نظرات و انتقادات خود در حوزهی مسائل صنفی و آموزشی را از طریق آیدی زیر برای ما ارسال کنید:
🆔 @kashowranews
ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید و با تازهترین اخبار و فعالیتهای شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان همراه باشید:
📡 تلگرام؛ 🌐 سایت
📸 اینستاگرام؛ 🐦 توییتر X
📲 واتساپ؛ 🎥 یوتیوب
🔥15👍7❤3👎2
کانال شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران
#خبر_فوری گزارشی از آخرین وضعیت بازداشت شدگان نورآباد ممسنی 🔴آزادی سه فعال صنفی با قرار وثیقه سنگین براساس آخرین گزارش های رسیده به شورای هماهنگی، علی حسن بهامین، علی صفری و حجت سادات از فعالین صنفی معلم که روز جمعه در نورآباد ممسنی بوسیله سازمان اطلاعات…
#خبر_تکمیلی
🔴 آخرین وضعیت بازداشتشدگان نورآباد ممسنی
در تکمیل خبر پیشین، بر اساس آخرین اطلاعات رسیده به شورای هماهنگی، تا این لحظه تنها علی صفری آزاد شده است.
مراحل مربوط به تأمین و تودیع وثیقه علی حسن بهامین و حجت سادات نیز انجام شده و طبق اطلاعات دریافتی، این دو فعال صنفی فردا آزاد خواهند شد.
رسول بداقی، غفار دیندار و شکرالله احمدی، بازرس شورای هماهنگی، همچنان در بازداشت به سر میبرند.
اخبار تکمیلی متعاقباً اطلاعرسانی خواهد شد.
🔹🔹🔹
اخبار، نظرات و انتقادات خود در حوزهی مسائل صنفی و آموزشی را از طریق آیدی زیر برای ما ارسال کنید:
🆔 @kashowranews
ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید و با تازهترین اخبار و فعالیتهای شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان همراه باشید:
📡 تلگرام؛ 🌐 سایت
📸 اینستاگرام؛ 🐦 توییتر X
📲 واتساپ؛ 🎥 یوتیوب
🔴 آخرین وضعیت بازداشتشدگان نورآباد ممسنی
در تکمیل خبر پیشین، بر اساس آخرین اطلاعات رسیده به شورای هماهنگی، تا این لحظه تنها علی صفری آزاد شده است.
مراحل مربوط به تأمین و تودیع وثیقه علی حسن بهامین و حجت سادات نیز انجام شده و طبق اطلاعات دریافتی، این دو فعال صنفی فردا آزاد خواهند شد.
رسول بداقی، غفار دیندار و شکرالله احمدی، بازرس شورای هماهنگی، همچنان در بازداشت به سر میبرند.
اخبار تکمیلی متعاقباً اطلاعرسانی خواهد شد.
🔹🔹🔹
اخبار، نظرات و انتقادات خود در حوزهی مسائل صنفی و آموزشی را از طریق آیدی زیر برای ما ارسال کنید:
🆔 @kashowranews
ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید و با تازهترین اخبار و فعالیتهای شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان همراه باشید:
📡 تلگرام؛ 🌐 سایت
📸 اینستاگرام؛ 🐦 توییتر X
📲 واتساپ؛ 🎥 یوتیوب
Telegram
کانال شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران
منبع مستند اطلاعیهها، بیانیهها، فراخوانها و نامههای سرگشاده شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران، این کانال میباشد.
مقالات و نوشتههای افراد، گروهها و احزاب که از این کانال پخش شود، لزومأ دیدگاه شورا نیست.
مقالات و نوشتههای افراد، گروهها و احزاب که از این کانال پخش شود، لزومأ دیدگاه شورا نیست.
🔥11❤5
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴کودکی مدفون زیر آوار استثمار؛ وقتی هیولای سرمایه استخوان کودکان را خرد میکند
سال نو تحصیلی با غایبان جدیدی شروع شد کودکانی که سال گذشته در خیابان و بیرحمانه کشته شدند، کودکانی که در حمله آمریکا و اسرائیل به قتل رسیدند و کودکانی که زنده هستند اما طرد شده از مدرسه؛ آنچه در فضای مجازی وایرال شد تصویر افتتاح برخی مدارس بود که در آن کودکانی پا بر فرش قرمز میگذارند ویا در جایی دیگر رباتهایی که برای نوآموزان موسیقی مینوازند. اما حقیقتا این تصاویر نماینده واقعی وضعیت آموزش و کودکان در ایران است؟ این پرسش نیازمند پاسخی مفصل است. در میان تصاویر دیده شده از شروع سال تحصیلی، تصویری به حاشیه رفت که واقعیت کودکانی است که کودکی آنان به غارت رفته است. تصویر کودکی مدفون در میان زباله که یک هفته پیش از آغاز سال تحصیلی وایرال شد.
تصویر فریادها و پیکر نحیف یک کودک ۵ ساله زیر مخزن زباله فلزی در باغستان شهریار، تنها یک «حادثه دلخراش» یا «قصور ساده خدمات شهری» نیست؛ این تصویر، نمود عریان خشونت ساختاری است که کلیت حیات فرودستان را به قهقرا رانده است. تقلیل این فاجعه به یک بیاحتیاطی فنی، پنهان کردن سازوکاری است که بدن یک کودک پنجساله را به اعماق مخازن تعفن میفرستد تا چرخهای سودآوری یک چرخه ناعادلانه متوقف نماند.
زبالهگردی کودکان، پیامد تصادفیِ فقر نیست؛ بلکه ستون فقرات یک نظام اقتصادی به شدت سودآور است. دههها خصوصیسازی، برونسپاری خدمات شهری و میدان دادن به شرکتهای پیمانکاری، سازوکاری بیرحم ساخته است. در این شبکه تاریک، پیمانکاران مدیریت پسماند با استفاده از ارزانترین، بیپناهترین و بیصداترین لایههای جامعه—کودکان و مهاجران فاقد شناسنامه و حق شهروندی—میلیاردها تومان سود از بازیافت غیررسمی به جیب میزنند. کودک پنجساله در این چرخه، ابزاری است برای استخراج حداکثر ارزش، بدون آنکه کمترین هزینهای بابت ایمنی، بیمه یا حقوق انسانی او پرداخت شود.
گفتمانهای لیبرال و خیریهای اغلب میکوشند فقر و کودککاری را با واژگانی چون «فرهنگ بد سرپرستان» یا «بدشانسی» توجیه و با بستههای معیشتی و رفتارهای ترحمآمیز صورتمسئله را پاک کنند. اما واقعیت این است که این کودک، محصول تعمیق شکاف طبقاتی، تخریب نظامهای رفاهی و خدمات اجتماعی رایگان (مانند آموزش و بهداشت)، و سرکوب مداوم دستمزد طبقه کارگر است. وقتی خانواده کارگری در حاشیههایی چون شهریار حتی از تأمین حداقلهای معیشتی ناتوان میشود، بقا مستلزم آن است که حتی انگشتان خردسالان نیز به کار گرفته شوند.
حادثه در باغستان شهریار رخ میدهد؛ جغرافیایی که سالهاست به عنوان حاشیه و حیاطخلوت کلانشهر، بار طردشدگان اجتماعی و استثمار را به دوش میکشد. در چنین فضاهایی، خدمات شهری در نازلترین و غیراستانداردترین سطح ممکن عرضه میشود. مخزن فلزی رهاشده، زنگزده و ناامن در معابر حاشیهای، نمادی از این حقیقت است که جان ساکنان این مناطق و فرودستان، اساساً در محاسبات سود و زیان مدیران شهری و سرمایهداران دارای ارزش سرمایهگذاری نیست.
سقوط مخزن زباله بر پیکر نحیف کودکی پنجساله، تجسم عریان نظمی بیرحم است که کودکی، کرامت و حیات طبقه فرودست را پای انباشت سرمایه قربانی میکند. پایان دادن به این خشونت ساختاری، نه در گرو مرثیهسراییهای زودگذر مجازی است و نه ترحمهای فردیِ خیریهای؛ راه واقعی، از برچیدن شبکه استثماری پیمانکاری پسماند، لغو بیقیدوشرط کار کودک، بازتوزیع عادلانه ثروت و تضمین چتر حمایتی، آموزشی و رفاهی فراگیر برای تمام محرومان
🔻🔻🔻🔻
انجمن یاری کودکان در معرض خطر
🔹🔹🔹
اخبار، نظرات و انتقادات خود در حوزهی مسائل صنفی و آموزشی را از طریق آیدی زیر برای ما ارسال کنید:
🆔 @kashowranews
ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید و با تازهترین اخبار و فعالیتهای شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان همراه باشید:
📡 #تلگرام 🌐 #سایت
📸 #اینستاگرام🐦 #توییترX
📲 #واتساپ🎥 #یوتیوب
سال نو تحصیلی با غایبان جدیدی شروع شد کودکانی که سال گذشته در خیابان و بیرحمانه کشته شدند، کودکانی که در حمله آمریکا و اسرائیل به قتل رسیدند و کودکانی که زنده هستند اما طرد شده از مدرسه؛ آنچه در فضای مجازی وایرال شد تصویر افتتاح برخی مدارس بود که در آن کودکانی پا بر فرش قرمز میگذارند ویا در جایی دیگر رباتهایی که برای نوآموزان موسیقی مینوازند. اما حقیقتا این تصاویر نماینده واقعی وضعیت آموزش و کودکان در ایران است؟ این پرسش نیازمند پاسخی مفصل است. در میان تصاویر دیده شده از شروع سال تحصیلی، تصویری به حاشیه رفت که واقعیت کودکانی است که کودکی آنان به غارت رفته است. تصویر کودکی مدفون در میان زباله که یک هفته پیش از آغاز سال تحصیلی وایرال شد.
تصویر فریادها و پیکر نحیف یک کودک ۵ ساله زیر مخزن زباله فلزی در باغستان شهریار، تنها یک «حادثه دلخراش» یا «قصور ساده خدمات شهری» نیست؛ این تصویر، نمود عریان خشونت ساختاری است که کلیت حیات فرودستان را به قهقرا رانده است. تقلیل این فاجعه به یک بیاحتیاطی فنی، پنهان کردن سازوکاری است که بدن یک کودک پنجساله را به اعماق مخازن تعفن میفرستد تا چرخهای سودآوری یک چرخه ناعادلانه متوقف نماند.
زبالهگردی کودکان، پیامد تصادفیِ فقر نیست؛ بلکه ستون فقرات یک نظام اقتصادی به شدت سودآور است. دههها خصوصیسازی، برونسپاری خدمات شهری و میدان دادن به شرکتهای پیمانکاری، سازوکاری بیرحم ساخته است. در این شبکه تاریک، پیمانکاران مدیریت پسماند با استفاده از ارزانترین، بیپناهترین و بیصداترین لایههای جامعه—کودکان و مهاجران فاقد شناسنامه و حق شهروندی—میلیاردها تومان سود از بازیافت غیررسمی به جیب میزنند. کودک پنجساله در این چرخه، ابزاری است برای استخراج حداکثر ارزش، بدون آنکه کمترین هزینهای بابت ایمنی، بیمه یا حقوق انسانی او پرداخت شود.
گفتمانهای لیبرال و خیریهای اغلب میکوشند فقر و کودککاری را با واژگانی چون «فرهنگ بد سرپرستان» یا «بدشانسی» توجیه و با بستههای معیشتی و رفتارهای ترحمآمیز صورتمسئله را پاک کنند. اما واقعیت این است که این کودک، محصول تعمیق شکاف طبقاتی، تخریب نظامهای رفاهی و خدمات اجتماعی رایگان (مانند آموزش و بهداشت)، و سرکوب مداوم دستمزد طبقه کارگر است. وقتی خانواده کارگری در حاشیههایی چون شهریار حتی از تأمین حداقلهای معیشتی ناتوان میشود، بقا مستلزم آن است که حتی انگشتان خردسالان نیز به کار گرفته شوند.
حادثه در باغستان شهریار رخ میدهد؛ جغرافیایی که سالهاست به عنوان حاشیه و حیاطخلوت کلانشهر، بار طردشدگان اجتماعی و استثمار را به دوش میکشد. در چنین فضاهایی، خدمات شهری در نازلترین و غیراستانداردترین سطح ممکن عرضه میشود. مخزن فلزی رهاشده، زنگزده و ناامن در معابر حاشیهای، نمادی از این حقیقت است که جان ساکنان این مناطق و فرودستان، اساساً در محاسبات سود و زیان مدیران شهری و سرمایهداران دارای ارزش سرمایهگذاری نیست.
سقوط مخزن زباله بر پیکر نحیف کودکی پنجساله، تجسم عریان نظمی بیرحم است که کودکی، کرامت و حیات طبقه فرودست را پای انباشت سرمایه قربانی میکند. پایان دادن به این خشونت ساختاری، نه در گرو مرثیهسراییهای زودگذر مجازی است و نه ترحمهای فردیِ خیریهای؛ راه واقعی، از برچیدن شبکه استثماری پیمانکاری پسماند، لغو بیقیدوشرط کار کودک، بازتوزیع عادلانه ثروت و تضمین چتر حمایتی، آموزشی و رفاهی فراگیر برای تمام محرومان
🔻🔻🔻🔻
انجمن یاری کودکان در معرض خطر
🔹🔹🔹
اخبار، نظرات و انتقادات خود در حوزهی مسائل صنفی و آموزشی را از طریق آیدی زیر برای ما ارسال کنید:
🆔 @kashowranews
ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید و با تازهترین اخبار و فعالیتهای شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان همراه باشید:
📡 #تلگرام 🌐 #سایت
📸 #اینستاگرام🐦 #توییترX
📲 #واتساپ🎥 #یوتیوب
😢19👍8💔4❤2🔥1🤔1
🔴آزادی علی حسن بهامین، فعال صنفی معلمان یاسوج، با تودیع وثیقه از زندان نورآباد
بر اساس اخبار و گزارشهای رسیده، آقای علی حسن بهامین، از فعالان صنفی معلمان یاسوج که در جریان یورش نیروهای امنیتی به محل حضور جمعی از معلمان و کنشگران صنفی بازداشت شده بود، با تودیع قرار وثیقه بهصورت موقت از زندان نورآباد آزاد شد.
این فعال صنفی معلمان در روزهای اخیر به همراه چند تن دیگر از معلمان و کنشگران صنفی در شهرستان نورآباد ممسنی بازداشت و منتقل شده بود. آزادی موقت وی با استقبال همکاران و جامعه معلمان روبهرو شده است.
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران ضمن ابراز خرسندی از آزادی موقت آقای علی حسن بهامین، متذکر میشود که برخورد با فعالان صنفی و ایجاد فضاهای امنیتی در محیطهای آموزشی و تجمعهای مسالمتآمیز، نقض آشکار حقوق قانونی فرهنگیان است.
شورای هماهنگی بر اساس اصل آزادی تشکلها و اجتماعات مصرّح در قانون اساسی، مجدداً خواستار آزادی بیقیدوشرط تمامی معلمان و زندانیان سیاسی و عقیدتی، پایان دادن به پروندهسازیهای قضایی علیه کنشگران، و رسمیت شناختن حق قانونی فعالیت تشکلهای صنفی و مدنی در کشور است.
#آزادی_زندانیان_سیاسی
🔹🔹🔹
اخبار، نظرات و انتقادات خود در حوزهی مسائل صنفی و آموزشی را از طریق آیدی زیر برای ما ارسال کنید:
🆔 @kashowranews
ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید و با تازهترین اخبار و فعالیتهای شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان همراه باشید:
📡 #تلگرام؛ 🌐 #سایت
📸 #اینستاگرام؛🐦 #توییترX
📲 #واتساپ؛ 🎥 #یوتیوب
بر اساس اخبار و گزارشهای رسیده، آقای علی حسن بهامین، از فعالان صنفی معلمان یاسوج که در جریان یورش نیروهای امنیتی به محل حضور جمعی از معلمان و کنشگران صنفی بازداشت شده بود، با تودیع قرار وثیقه بهصورت موقت از زندان نورآباد آزاد شد.
این فعال صنفی معلمان در روزهای اخیر به همراه چند تن دیگر از معلمان و کنشگران صنفی در شهرستان نورآباد ممسنی بازداشت و منتقل شده بود. آزادی موقت وی با استقبال همکاران و جامعه معلمان روبهرو شده است.
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران ضمن ابراز خرسندی از آزادی موقت آقای علی حسن بهامین، متذکر میشود که برخورد با فعالان صنفی و ایجاد فضاهای امنیتی در محیطهای آموزشی و تجمعهای مسالمتآمیز، نقض آشکار حقوق قانونی فرهنگیان است.
شورای هماهنگی بر اساس اصل آزادی تشکلها و اجتماعات مصرّح در قانون اساسی، مجدداً خواستار آزادی بیقیدوشرط تمامی معلمان و زندانیان سیاسی و عقیدتی، پایان دادن به پروندهسازیهای قضایی علیه کنشگران، و رسمیت شناختن حق قانونی فعالیت تشکلهای صنفی و مدنی در کشور است.
#آزادی_زندانیان_سیاسی
🔹🔹🔹
اخبار، نظرات و انتقادات خود در حوزهی مسائل صنفی و آموزشی را از طریق آیدی زیر برای ما ارسال کنید:
🆔 @kashowranews
ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید و با تازهترین اخبار و فعالیتهای شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان همراه باشید:
📡 #تلگرام؛ 🌐 #سایت
📸 #اینستاگرام؛🐦 #توییترX
📲 #واتساپ؛ 🎥 #یوتیوب
❤20👍2🔥2😢1
.
🔴خبر فوری استاد رشید حسامی به قید وثیقه آزاد شد
آقای رشید حسامی معلم دلسوز و فعال فرهنگی اهل قروه، پس از مدتی بازداشت، شکنجە و تحمل فشارهای امنیتی، با تودیع قرار وثیقه از زندان سنندج آزاد شد.
به همین مناسبت، مراتب قدردانی و سپاس بیپایان خود را از عموم مردم شریف و بزرگوار قروه اعلام میداریم که در این مدت با همبستگی، همدلی و حمایتهای همهجانبه خود، خانواده استاد حسامی را تنها نگذاشتند و صدای حقطلبی و عدالتخواهی ایشان بودند.
شایسته است سپاس و تشکر ویژهای هم داشته باشیم از همسایگان عزیز و بامعرفت که در تمام روزهای سخت و نفسگیر بازداشت، در کنار این خانواده ایستادند، با حضور گرمشان مایه دلگرمی شدند و رسم همسایگی و همدلی را به زیباترین شکل ممکن به جا آوردند. بیشک این آزادی، ثمره این ایستادگی، اتحاد و همدلی تماشایی شماست.
همچنین ما جمعی از فرهنگیان، معلمان و تلاشگران عرصه تعلیم و تربیت، مراتب ارادت، سپاس و قدردانی عمیق خود را از اقدام هوشمندانه، مسئولانه و دلسوزانهی «انجمن صنفی معلمان کوردستان و شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران» در خصوص پوشش رسانەای و حمایت قاطع از جناب آقای رشید حسامی اعلام میداریم.
این تصمیم شایسته از سوی انجمن صنفی کاملاً همسو با خواست، اراده و مطالبات انباشت شدهی بدنه فرهنگیان است. حضور و حمایت از چهرههای توانمند، متعهد و خوشنامی چون آقای رشید حسامی، گامی بلند و اساسی در جهت استیفای حقوق معلمان و ارتقای جایگاه آموزش و پرورش منطقه به شمار میرود.
ما فرهنگیان، ضمن تجدید عهد با آرمانهای صنفی خود، حمایت همهجانبهی خود را از این رویکرد اصولی اعلام داشته و امیدواریم این همدلی و وفاق، سرآغاز تحولاتی روشن و پایدار باشد.
🔹🔹🔹
اخبار، نظرات و انتقادات خود در حوزهی مسائل صنفی و آموزشی را از طریق آیدی زیر برای ما ارسال کنید:
🆔 @kashowranews
ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید و با تازهترین اخبار و فعالیتهای شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان همراه باشید:
📡 #تلگرام؛🌐 #سایت
📸 #اینستاگرام؛ 🐦 #توییترX
📲 #واتساپ؛🎥 #یوتیوب
🔴خبر فوری استاد رشید حسامی به قید وثیقه آزاد شد
آقای رشید حسامی معلم دلسوز و فعال فرهنگی اهل قروه، پس از مدتی بازداشت، شکنجە و تحمل فشارهای امنیتی، با تودیع قرار وثیقه از زندان سنندج آزاد شد.
به همین مناسبت، مراتب قدردانی و سپاس بیپایان خود را از عموم مردم شریف و بزرگوار قروه اعلام میداریم که در این مدت با همبستگی، همدلی و حمایتهای همهجانبه خود، خانواده استاد حسامی را تنها نگذاشتند و صدای حقطلبی و عدالتخواهی ایشان بودند.
شایسته است سپاس و تشکر ویژهای هم داشته باشیم از همسایگان عزیز و بامعرفت که در تمام روزهای سخت و نفسگیر بازداشت، در کنار این خانواده ایستادند، با حضور گرمشان مایه دلگرمی شدند و رسم همسایگی و همدلی را به زیباترین شکل ممکن به جا آوردند. بیشک این آزادی، ثمره این ایستادگی، اتحاد و همدلی تماشایی شماست.
همچنین ما جمعی از فرهنگیان، معلمان و تلاشگران عرصه تعلیم و تربیت، مراتب ارادت، سپاس و قدردانی عمیق خود را از اقدام هوشمندانه، مسئولانه و دلسوزانهی «انجمن صنفی معلمان کوردستان و شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران» در خصوص پوشش رسانەای و حمایت قاطع از جناب آقای رشید حسامی اعلام میداریم.
این تصمیم شایسته از سوی انجمن صنفی کاملاً همسو با خواست، اراده و مطالبات انباشت شدهی بدنه فرهنگیان است. حضور و حمایت از چهرههای توانمند، متعهد و خوشنامی چون آقای رشید حسامی، گامی بلند و اساسی در جهت استیفای حقوق معلمان و ارتقای جایگاه آموزش و پرورش منطقه به شمار میرود.
ما فرهنگیان، ضمن تجدید عهد با آرمانهای صنفی خود، حمایت همهجانبهی خود را از این رویکرد اصولی اعلام داشته و امیدواریم این همدلی و وفاق، سرآغاز تحولاتی روشن و پایدار باشد.
🔹🔹🔹
اخبار، نظرات و انتقادات خود در حوزهی مسائل صنفی و آموزشی را از طریق آیدی زیر برای ما ارسال کنید:
🆔 @kashowranews
ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید و با تازهترین اخبار و فعالیتهای شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان همراه باشید:
📡 #تلگرام؛🌐 #سایت
📸 #اینستاگرام؛ 🐦 #توییترX
📲 #واتساپ؛🎥 #یوتیوب
❤44👌8👍6👏2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔴 استعفاهایی که از یک بحران خبر میدهند
برای بسیاری از معلمان، دل کندن از کلاس درس آسان نیست. سالها زندگیشان با مدرسه، دانشآموز و آموزش گره خورده است. اما وقتی فشارها روی هم انباشته میشوند و امیدی به تغییر شرایط باقی نمیماند، گاهی استعفا به آخرین انتخاب تبدیل میشود.
استعفای این معلمان فقط کنار گذاشتن یک شغل نیست. پشت هر کدام از این تصمیمها سالها فشار، مشکلات معیشتی، بیتوجهی به خواستههای معلمان، فرسودگی و نارضایتی از وضعیتی قرار دارد که هر روز عرصه را بر معلم و آموزش تنگتر کرده است.
وقتی معلمی که دلبسته کلاس و دانشآموزانش است، استعفا را انتخاب میکند، باید صدایش را شنید و پرسید چه بر سر آموزش آمده که ماندن برای بسیاری از معلمان اینقدر دشوار شده است؟
این ویدیو روایت یکی از همین معلمان است؛ روایتی که این روزها دیگر یک اتفاق پراکنده و استثنایی نیست.
#استعفای_معلمان
🔹🔹🔹
اخبار، نظرات و انتقادات خود در حوزهی مسائل صنفی و آموزشی را از طریق آیدی زیر برای ما ارسال کنید:
🆔 @kashowranews
ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید و با تازهترین اخبار و فعالیتهای شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان همراه باشید:
📡 تلگرام؛ 🌐 سایت
📸 اینستاگرام؛ 🐦 توییتر X
📲 واتساپ؛ 🎥 یوتیوب
برای بسیاری از معلمان، دل کندن از کلاس درس آسان نیست. سالها زندگیشان با مدرسه، دانشآموز و آموزش گره خورده است. اما وقتی فشارها روی هم انباشته میشوند و امیدی به تغییر شرایط باقی نمیماند، گاهی استعفا به آخرین انتخاب تبدیل میشود.
استعفای این معلمان فقط کنار گذاشتن یک شغل نیست. پشت هر کدام از این تصمیمها سالها فشار، مشکلات معیشتی، بیتوجهی به خواستههای معلمان، فرسودگی و نارضایتی از وضعیتی قرار دارد که هر روز عرصه را بر معلم و آموزش تنگتر کرده است.
وقتی معلمی که دلبسته کلاس و دانشآموزانش است، استعفا را انتخاب میکند، باید صدایش را شنید و پرسید چه بر سر آموزش آمده که ماندن برای بسیاری از معلمان اینقدر دشوار شده است؟
این ویدیو روایت یکی از همین معلمان است؛ روایتی که این روزها دیگر یک اتفاق پراکنده و استثنایی نیست.
#استعفای_معلمان
🔹🔹🔹
اخبار، نظرات و انتقادات خود در حوزهی مسائل صنفی و آموزشی را از طریق آیدی زیر برای ما ارسال کنید:
🆔 @kashowranews
ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید و با تازهترین اخبار و فعالیتهای شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان همراه باشید:
📡 تلگرام؛ 🌐 سایت
📸 اینستاگرام؛ 🐦 توییتر X
📲 واتساپ؛ 🎥 یوتیوب
👍24❤7💔5👌1
🔴سراب گشایش در برخی حوزههای اجتماعی و فرهنگی در بنبست سیاسی و اقتصادی
✍جعفر ابراهیمی
اگر در روزهای تعطیل سری به ضلع شمالی پارک پردیسان و برخی خیابانهای شهر تهران مانند ایرانشهر بزنید، یا افتتاحیه برخی مدارس خصوصی را در اول مهر ببینید، ممکن است فکر کنید چیزی تغییر کرده است. در پارک، جوانان با پوشش دلخواه در حال رقص هستند و در خیابان ایرانشهر گویی یک نمایش مُد خیابانی با لباسهای متفاوت و تیپهای متفاوتتر در جریان است؛ که البته حق هر انسانی است که برقصد و هر چه دوست دارد بپوشد. در چند قدمی آنها پلیس حضور دارد اما کاری به کارشان ندارد؛ انگار همه چیز عادی است و باید خوشحال بود.
از سوی دیگر، روز مانور جانفدایان حکومت است؛ در حالی که زنان حامی حاکمیت رژه میروند، در نقطهای دیگر زنان با پوشش اختیاری در دو ماراتن شرکت میکنند. آیا اتفاقی در حال رخ دادن است؟ آیا قرار است حاکمیت در اثر پیشروی معترضان، با مردم با گشودگی رفتار کند؟
اینها را بگذارید کنار صحنههایی که از برخی مدارس منتشر شد؛ معلمان مدارس خصوصی برای خیرمقدم به دانشآموزان میرقصند، چه عالی! باز میپرسی یعنی اصلیترین سنگر ایدئولوژیک نظام اسلامی در حال ترک برداشتن است؟ ممکن است چنین باشد.
به هر حال، در این سیستم هم به قول گرامشی، روشنفکران ارگانیکی وجود دارند که در بزنگاهها با تحلیلهای خود به کمک نظام حاکم میآیند و مثلاً میگويند باید فضای فرهنگی و اجتماعی را کمی گشود. اما آیا حاکمیت توان گشودن این فضا را دارد؟ به باور من نمیتواند؛ چون فضاهای فرهنگی و اجتماعی در خلاء شکل نمیگیرد، مستقل از پایههای مادی و اقتصادی نیست و از همه مهمتر، وقتی حکومت قرار نیست در عرصه سیاسی کمی گشوده شود، چطور ممکن است تن به گشودگی در عرصه فرهنگ بدهد؟
مثالش واضح است؛ در حالی که نشانه هایی در برخی حوزههای فرهنگی برای گشودگی فعال است، شش معلم (شکرالله احمدی، علی صفری، رسول بداقی، غفار دیندار، علیحسن بهامین و حجت سادات) را در نورآباد ممسنی بازداشت میکنند؛ شش فعال صنفی که صرفاً در یک دیدار دوستانه بودهاند، آن هم در زمانی که تشکلهای صنفی بیش از هر زمان دیگری سرکوب شده و قدرت عمل میدانی خود را از دست دادهاند. پس چرا باید این افراد دستگیر شوند؟ در همین زمان، برای دانشگاه ابلاغیه حجاب میآید. چرا دانشگاه محدود است اما برخی پارکها آزاد و رها؟ و چرا این آزادیها در نقاط دیگر تهران و شهرستانها جاری نیست؟ آیا حاکمیت در حال تست کردنِ گشودن فضای اجتماعی و فرهنگی است؟
گفتیم فضاهای فرهنگی و اجتماعی در خلاء شکل نمیگیرند؛ پس باید سایر عرصهها، از جمله عرصه اقتصاد و مناسبات آن و همچنین عرصه سیاسی را کاوید؛ سپس میتوان بررسی کرد و دید آیا حاکمیت قادر است در این عرصهها تغییرات ایجاد کند؛ مثلاً وضعیت اقتصادی را بهبود بخشد یا فضای سیاسی را اندکی باز کند؟
در طول ده سال گذشته در ایران، چهار خیزش سراسری رخ داده است: دی ۹۶، آبان ۹۸، شهریور ۱۴۰۱ و دی ۱۴۰۴. محرک اصلی قیام در سه مورد (به جز قیام ژینا) مسئله اقتصادی و معیشتی بوده است؛ هرچند در طول قیام ژینا نیز مسئله اقتصادی کاملاً به حاشیه نرفت. حال سوال اساسی این است که آیا حاکمیت بعد از بحرانهای متعدد، اکنون قادر است تضادهای اقتصادی خود را حل کند؟ کافی است وضعیت ثبات حکومت را با پیش از دی ۹۶ مقایسه کنیم؛ بیهیچ شکی حکومت ضعیفتر شده و قدرت و نفوذ منطقهای خود را از دست داده است و عمق استراتژیک آن از سوریه به داخل مرزها منتقل شده است. یکی از علل مشکلات اقتصادی که به طبقه کارگر و سایر زحمتکشان تحمیل میشد، هزینه بودجه برای حفظ این عمق استراتژیک بود؛ البته رانتخواری، فساد ساختاری و غارت نیز از وجوه دیگر این اقتصاد است.
از سوی دیگر تمام شاخصهای اقتصادی کلان مانند بیکاری، تورم، فقر و فلاکت و کسری بودجه رو به افزایش است. در حوزه آموزش و توسعه انسانی نیز شاخصهایی چون نرخ بازماندگی از تحصیل، افت تحصیلی، نابرابری آموزشی و فرار مغزها همه رو به رشد هستند. نمونه بارز و آشکار آن خروج جمعی از معلمان از شغل معلمی است. حتی بدون رجوع به این شاخصها میتوان فهمید که وضعیت معیشت و اقتصاد اکثریت مردم رو به وخامت است. از سویی حکومت درگیر جنگ و تحریم است و حتی اگر به صورت موقتی روند فساد و غارت سیستماتیک را متوقف کند، به نظر نمیرسد بتواند در عرصه اقتصاد به سمتی چرخش کند که اندکی عدالت در آن جاری باشد؛ در نتیجه، اعتراضات ناشی از معضلات اقتصادی و به تبع آن، مبارزه طبقاتی پابرجاست.
در عرصه سیاسی، حتی وضع برای نیروهای سیاسی از جمله باندها و جناحهای درون حکومت بد است. این حکومت از فردای انقلاب ۵۷ تا به امروز انقباضی عمل کرده است؛ ابتدا نیروها و سازمانهای چپ و مترقی که در پیروزی انقلاب نقش داشتند را حذف کرد، بعد در درون خود دست به تسویه زد. شقه شدن بعد از اتمام کار حزب جمهوری اسلامی آغاز شد و تا به امروز این روند ادامه داشته است. این تسویه را میتوان در چینش جدید در رأس حاکمیت دید. حتی به زندان فرستادن حمید رسایی و صدور حکم اعدام برای روحانی توسط جانفدایان نشان از بالا گرفتن جنگ قدرت بین باندهای مختلف درونسیستمی دارد. حال سوال اساسی این است: آیا این حکومت قادر است در عرصه سیاسی اندکی آزادی به دیگر جریان های سیاسی و تشکل های کارگری و مدنی بدهد؟ جواب مطلقاً خیر است؛ چون اندکی آزادی سیاسی، موجب سر باز کردن تضادهای جدی اقتصادی و به تبع آن، گسیل خشم تودهها و وقوع اعتراض و قیامی دیگر است.
در چنین شرایطی اما حکومت، در برخی حوزههای اجتماعی و فرهنگیِ محدود فضا را کمی باز میکند و به نوعی با این سوپاپ اطمینان، جامعه را تست میکند. چرا محدود عمل میکند؟ چون حاکمیت در این عرصه نیز دچار استیصال است؛ اگر فضا را کاملاً باز کند، نیروهای جانفدای ایدئولوژیکش ناامید شده و از میدان به در میشوند؛ اگر فضای فرهنگی را کاملاً ببندد، اولاً اساساً توان اجرایی آن را ندارد، چون نسل جدید تن به مناسبات فرهنگی پیش از قیام ژینا نمیدهد. پس مجبور است بین حالتهای متناقض و گشایشهای جزیرهای در نوسان باشد.
حقیقت امر این است حاکمیت می داند که این نوسانات و مداراهای بخشی در حوزه اجتماعی و فرهنگیِ کنترلشده، به تنهایی باعث تغییر بنیادین نمیشود؛ حتی ممکن است بتواند به واسطه عواملش چنین جلوه دهد که در این بخش ها دارای پنانسیل تغییر است.اصولاً تغییر واقعی بر مبنای ایجاد مناسبات جدید در پایههای مادی (عرصه اقتصادی) و تأثیر متقابل آن بر سایر عرصهها از جمله عرصه سیاسی، فرهنگی و اجتماعی ممکن است. البته این بدان معنا نیست که تغییرات ناشی از پیشروی نیروهای معترض در عرصه فرهنگی و اجتماعی را نادیده بگیریم؛ بلکه به این معناست که نه روشنفکران ارگانیک حکومت قادرند حاکمیت را با نسخههای تعدیل فرهنگی از این شرایط بنبست خلاص کنند و نه روشنفکران مخالفی که صرفاً بر امر فرهنگی و سبک زندگی تأکید میکنند، راه به جایی خواهند برد.
حالا میتوان به سوال «آیا اتفاقی در حال رخ دادن است؟» پاسخ داد؛ اتفاق جدی رخ نخواهد داد، چون حاکمیت میداند گشودگی کامل در عرصه فرهنگی و اجتماعی، نیازمند سطحی از گشودگی در عرصههای سیاسی است و این امر ممکن نمیشود، چون قادر به پاسخ دادن به تضادهای بنیادین نیست.
از سوی دیگر حاکمیت میداند تغییر بنیادین را نیروهایی میتوانند رقم بزنند که از سطحی از تشکیلات و سازمانیابی برخوردارند و قادرند برای حل تضادهای بنیادین قدم بردارند و قدرت سیاسی را به دست بگیرند. حکومتی که غرق در تضادهای حلنشده است، دقیقاً به همین خاطر از هر سطحی از سازمانیابی میهراسد و هر جا نشانهای از تشکلیابی یا احتمال آن باشد، با خشونت به آن حمله میکند. در اصل، آنچه حاکمیت را به وحشت میاندازد، پتانسیل سازماندهی، انسجام جمعی و تمرینِ همبستگیِ نظاممندی است که در بطن تشکلها نهفته است. حاکمیت میداند که خطرِ واقعی نه در گشودگی نسبی فرهنگیِ جامعه در برخی پارکهای آزاد، بلکه در همبستگی و تشکیلات سازمانیافته طبقه کارگر و کسانی است که تحت استثمار و ستم عینی و ملموس طبقه حاکم هستند؛ از همین رو، دست به بازداشتهای گسترده میزند، اعدامها را به شدت افزایش میدهد تا رعب و وحشت ایجاد کند و معترضان قیام دی را به پای چوبههای دار میکشد تا آشکارا اعلام کند که هیچگونه نرمش و عقبنشینی ساختاری در کار نیست.
حال میتوان به این پرسش بازگشت که چرا فعالان و تشکلهای صنفی و دانشجویان و دانشگاه در فشارند؟ پاسخ روشن است؛ دانشگاه، تشکلها و فعالان صنفی معلمان به این دلیل محدود و تحت سرکوب قرار دارند، چون این نهادها و افراد، برخلاف فضاهای اتمیزهشده عمومی، از پتانسیل اعتراضی، توان شبکهسازی، امکان سازمانیابی و قدرت سازماندهی تودهای جامعه برخوردارند. بیهوده نیست در هفته اول بازگشایی دانشگاهها در اعتراض به سیاستهای سرکوبگرانه، دانشجویان شعار میدهند:
گرانی، تورم، بلای جان مردم
بیگاری، بیکاری، حجاب زن اجباری
دانشگاه پولکی، نمیخوایم نمیخوایم
نه پادگان نه بنگاه، درود بر دانشگاه
دانشجوی زندانی، آزاد باید گردد
و بعید نیست با ادامه این روند، دانشگاهها به بهانههای مختلف مجازی شوند.
🔹🔹🔹
اخبار، نظرات و انتقادات خود در حوزهی مسائل صنفی و آموزشی را از طریق آیدی زیر برای ما ارسال کنید:
🆔 @kashowranews
ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید و با تازهترین اخبار و فعالیتهای شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان همراه باشید:
📡 #تلگرام؛🌐 #سایت
📸 #اینستاگرام؛* 🐦 #توییترX**
📲 #واتساپ؛ 🎥 #یوتیوب
✍جعفر ابراهیمی
اگر در روزهای تعطیل سری به ضلع شمالی پارک پردیسان و برخی خیابانهای شهر تهران مانند ایرانشهر بزنید، یا افتتاحیه برخی مدارس خصوصی را در اول مهر ببینید، ممکن است فکر کنید چیزی تغییر کرده است. در پارک، جوانان با پوشش دلخواه در حال رقص هستند و در خیابان ایرانشهر گویی یک نمایش مُد خیابانی با لباسهای متفاوت و تیپهای متفاوتتر در جریان است؛ که البته حق هر انسانی است که برقصد و هر چه دوست دارد بپوشد. در چند قدمی آنها پلیس حضور دارد اما کاری به کارشان ندارد؛ انگار همه چیز عادی است و باید خوشحال بود.
از سوی دیگر، روز مانور جانفدایان حکومت است؛ در حالی که زنان حامی حاکمیت رژه میروند، در نقطهای دیگر زنان با پوشش اختیاری در دو ماراتن شرکت میکنند. آیا اتفاقی در حال رخ دادن است؟ آیا قرار است حاکمیت در اثر پیشروی معترضان، با مردم با گشودگی رفتار کند؟
اینها را بگذارید کنار صحنههایی که از برخی مدارس منتشر شد؛ معلمان مدارس خصوصی برای خیرمقدم به دانشآموزان میرقصند، چه عالی! باز میپرسی یعنی اصلیترین سنگر ایدئولوژیک نظام اسلامی در حال ترک برداشتن است؟ ممکن است چنین باشد.
به هر حال، در این سیستم هم به قول گرامشی، روشنفکران ارگانیکی وجود دارند که در بزنگاهها با تحلیلهای خود به کمک نظام حاکم میآیند و مثلاً میگويند باید فضای فرهنگی و اجتماعی را کمی گشود. اما آیا حاکمیت توان گشودن این فضا را دارد؟ به باور من نمیتواند؛ چون فضاهای فرهنگی و اجتماعی در خلاء شکل نمیگیرد، مستقل از پایههای مادی و اقتصادی نیست و از همه مهمتر، وقتی حکومت قرار نیست در عرصه سیاسی کمی گشوده شود، چطور ممکن است تن به گشودگی در عرصه فرهنگ بدهد؟
مثالش واضح است؛ در حالی که نشانه هایی در برخی حوزههای فرهنگی برای گشودگی فعال است، شش معلم (شکرالله احمدی، علی صفری، رسول بداقی، غفار دیندار، علیحسن بهامین و حجت سادات) را در نورآباد ممسنی بازداشت میکنند؛ شش فعال صنفی که صرفاً در یک دیدار دوستانه بودهاند، آن هم در زمانی که تشکلهای صنفی بیش از هر زمان دیگری سرکوب شده و قدرت عمل میدانی خود را از دست دادهاند. پس چرا باید این افراد دستگیر شوند؟ در همین زمان، برای دانشگاه ابلاغیه حجاب میآید. چرا دانشگاه محدود است اما برخی پارکها آزاد و رها؟ و چرا این آزادیها در نقاط دیگر تهران و شهرستانها جاری نیست؟ آیا حاکمیت در حال تست کردنِ گشودن فضای اجتماعی و فرهنگی است؟
گفتیم فضاهای فرهنگی و اجتماعی در خلاء شکل نمیگیرند؛ پس باید سایر عرصهها، از جمله عرصه اقتصاد و مناسبات آن و همچنین عرصه سیاسی را کاوید؛ سپس میتوان بررسی کرد و دید آیا حاکمیت قادر است در این عرصهها تغییرات ایجاد کند؛ مثلاً وضعیت اقتصادی را بهبود بخشد یا فضای سیاسی را اندکی باز کند؟
در طول ده سال گذشته در ایران، چهار خیزش سراسری رخ داده است: دی ۹۶، آبان ۹۸، شهریور ۱۴۰۱ و دی ۱۴۰۴. محرک اصلی قیام در سه مورد (به جز قیام ژینا) مسئله اقتصادی و معیشتی بوده است؛ هرچند در طول قیام ژینا نیز مسئله اقتصادی کاملاً به حاشیه نرفت. حال سوال اساسی این است که آیا حاکمیت بعد از بحرانهای متعدد، اکنون قادر است تضادهای اقتصادی خود را حل کند؟ کافی است وضعیت ثبات حکومت را با پیش از دی ۹۶ مقایسه کنیم؛ بیهیچ شکی حکومت ضعیفتر شده و قدرت و نفوذ منطقهای خود را از دست داده است و عمق استراتژیک آن از سوریه به داخل مرزها منتقل شده است. یکی از علل مشکلات اقتصادی که به طبقه کارگر و سایر زحمتکشان تحمیل میشد، هزینه بودجه برای حفظ این عمق استراتژیک بود؛ البته رانتخواری، فساد ساختاری و غارت نیز از وجوه دیگر این اقتصاد است.
از سوی دیگر تمام شاخصهای اقتصادی کلان مانند بیکاری، تورم، فقر و فلاکت و کسری بودجه رو به افزایش است. در حوزه آموزش و توسعه انسانی نیز شاخصهایی چون نرخ بازماندگی از تحصیل، افت تحصیلی، نابرابری آموزشی و فرار مغزها همه رو به رشد هستند. نمونه بارز و آشکار آن خروج جمعی از معلمان از شغل معلمی است. حتی بدون رجوع به این شاخصها میتوان فهمید که وضعیت معیشت و اقتصاد اکثریت مردم رو به وخامت است. از سویی حکومت درگیر جنگ و تحریم است و حتی اگر به صورت موقتی روند فساد و غارت سیستماتیک را متوقف کند، به نظر نمیرسد بتواند در عرصه اقتصاد به سمتی چرخش کند که اندکی عدالت در آن جاری باشد؛ در نتیجه، اعتراضات ناشی از معضلات اقتصادی و به تبع آن، مبارزه طبقاتی پابرجاست.
در عرصه سیاسی، حتی وضع برای نیروهای سیاسی از جمله باندها و جناحهای درون حکومت بد است. این حکومت از فردای انقلاب ۵۷ تا به امروز انقباضی عمل کرده است؛ ابتدا نیروها و سازمانهای چپ و مترقی که در پیروزی انقلاب نقش داشتند را حذف کرد، بعد در درون خود دست به تسویه زد. شقه شدن بعد از اتمام کار حزب جمهوری اسلامی آغاز شد و تا به امروز این روند ادامه داشته است. این تسویه را میتوان در چینش جدید در رأس حاکمیت دید. حتی به زندان فرستادن حمید رسایی و صدور حکم اعدام برای روحانی توسط جانفدایان نشان از بالا گرفتن جنگ قدرت بین باندهای مختلف درونسیستمی دارد. حال سوال اساسی این است: آیا این حکومت قادر است در عرصه سیاسی اندکی آزادی به دیگر جریان های سیاسی و تشکل های کارگری و مدنی بدهد؟ جواب مطلقاً خیر است؛ چون اندکی آزادی سیاسی، موجب سر باز کردن تضادهای جدی اقتصادی و به تبع آن، گسیل خشم تودهها و وقوع اعتراض و قیامی دیگر است.
در چنین شرایطی اما حکومت، در برخی حوزههای اجتماعی و فرهنگیِ محدود فضا را کمی باز میکند و به نوعی با این سوپاپ اطمینان، جامعه را تست میکند. چرا محدود عمل میکند؟ چون حاکمیت در این عرصه نیز دچار استیصال است؛ اگر فضا را کاملاً باز کند، نیروهای جانفدای ایدئولوژیکش ناامید شده و از میدان به در میشوند؛ اگر فضای فرهنگی را کاملاً ببندد، اولاً اساساً توان اجرایی آن را ندارد، چون نسل جدید تن به مناسبات فرهنگی پیش از قیام ژینا نمیدهد. پس مجبور است بین حالتهای متناقض و گشایشهای جزیرهای در نوسان باشد.
حقیقت امر این است حاکمیت می داند که این نوسانات و مداراهای بخشی در حوزه اجتماعی و فرهنگیِ کنترلشده، به تنهایی باعث تغییر بنیادین نمیشود؛ حتی ممکن است بتواند به واسطه عواملش چنین جلوه دهد که در این بخش ها دارای پنانسیل تغییر است.اصولاً تغییر واقعی بر مبنای ایجاد مناسبات جدید در پایههای مادی (عرصه اقتصادی) و تأثیر متقابل آن بر سایر عرصهها از جمله عرصه سیاسی، فرهنگی و اجتماعی ممکن است. البته این بدان معنا نیست که تغییرات ناشی از پیشروی نیروهای معترض در عرصه فرهنگی و اجتماعی را نادیده بگیریم؛ بلکه به این معناست که نه روشنفکران ارگانیک حکومت قادرند حاکمیت را با نسخههای تعدیل فرهنگی از این شرایط بنبست خلاص کنند و نه روشنفکران مخالفی که صرفاً بر امر فرهنگی و سبک زندگی تأکید میکنند، راه به جایی خواهند برد.
حالا میتوان به سوال «آیا اتفاقی در حال رخ دادن است؟» پاسخ داد؛ اتفاق جدی رخ نخواهد داد، چون حاکمیت میداند گشودگی کامل در عرصه فرهنگی و اجتماعی، نیازمند سطحی از گشودگی در عرصههای سیاسی است و این امر ممکن نمیشود، چون قادر به پاسخ دادن به تضادهای بنیادین نیست.
از سوی دیگر حاکمیت میداند تغییر بنیادین را نیروهایی میتوانند رقم بزنند که از سطحی از تشکیلات و سازمانیابی برخوردارند و قادرند برای حل تضادهای بنیادین قدم بردارند و قدرت سیاسی را به دست بگیرند. حکومتی که غرق در تضادهای حلنشده است، دقیقاً به همین خاطر از هر سطحی از سازمانیابی میهراسد و هر جا نشانهای از تشکلیابی یا احتمال آن باشد، با خشونت به آن حمله میکند. در اصل، آنچه حاکمیت را به وحشت میاندازد، پتانسیل سازماندهی، انسجام جمعی و تمرینِ همبستگیِ نظاممندی است که در بطن تشکلها نهفته است. حاکمیت میداند که خطرِ واقعی نه در گشودگی نسبی فرهنگیِ جامعه در برخی پارکهای آزاد، بلکه در همبستگی و تشکیلات سازمانیافته طبقه کارگر و کسانی است که تحت استثمار و ستم عینی و ملموس طبقه حاکم هستند؛ از همین رو، دست به بازداشتهای گسترده میزند، اعدامها را به شدت افزایش میدهد تا رعب و وحشت ایجاد کند و معترضان قیام دی را به پای چوبههای دار میکشد تا آشکارا اعلام کند که هیچگونه نرمش و عقبنشینی ساختاری در کار نیست.
حال میتوان به این پرسش بازگشت که چرا فعالان و تشکلهای صنفی و دانشجویان و دانشگاه در فشارند؟ پاسخ روشن است؛ دانشگاه، تشکلها و فعالان صنفی معلمان به این دلیل محدود و تحت سرکوب قرار دارند، چون این نهادها و افراد، برخلاف فضاهای اتمیزهشده عمومی، از پتانسیل اعتراضی، توان شبکهسازی، امکان سازمانیابی و قدرت سازماندهی تودهای جامعه برخوردارند. بیهوده نیست در هفته اول بازگشایی دانشگاهها در اعتراض به سیاستهای سرکوبگرانه، دانشجویان شعار میدهند:
گرانی، تورم، بلای جان مردم
بیگاری، بیکاری، حجاب زن اجباری
دانشگاه پولکی، نمیخوایم نمیخوایم
نه پادگان نه بنگاه، درود بر دانشگاه
دانشجوی زندانی، آزاد باید گردد
و بعید نیست با ادامه این روند، دانشگاهها به بهانههای مختلف مجازی شوند.
🔹🔹🔹
اخبار، نظرات و انتقادات خود در حوزهی مسائل صنفی و آموزشی را از طریق آیدی زیر برای ما ارسال کنید:
🆔 @kashowranews
ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید و با تازهترین اخبار و فعالیتهای شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان همراه باشید:
📡 #تلگرام؛🌐 #سایت
📸 #اینستاگرام؛* 🐦 #توییترX**
📲 #واتساپ؛ 🎥 #یوتیوب
👍14❤13👎5👏1
🔴بیانیه کار گروه پیگیری صندوق ذخیره، مطالبات و معیشت بازنشستگان شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران
از زمان تصویب قانون مدیریت خدمات کشوری در سال ۱۳۸۶ و وجود مادههای ۶۴ - ۸۵ و ۱۲۵ این قانون بالا دستی بارقههای فراوان امید در دل بازنشستگان کشوری ایجاد شد و نوید روزها و سالهای بهتری در موضوع معیشت و درمان این قشر انتظار میرفت و اصولا هدف از جایگزینی ق م خ ک با قوانین قبلی که تحت نام "نظام هماهنگ پرداخت"ها انجام شده بود در وهله اول عدالت و رفع انواع تبعیض بین شاغلان و بازنشستگان متناظر، و سپس بین بازنشستگان هر دستگاه با دیگر دستگاههای دولتی بود، که در عمل این هدف قانونگذار تا امروز به دلیل عدم اجرای این قوانین فراهم نشده و حتی وضعیت به مراتب وخیمتر شده است.
متاسفانه از سال ۸۶ تاکنون همه دولتهای قبلی و فعلی از اجرای این قوانین شانه خالی کرده و دستگاه های نظارتی نیز در همسویی با دولتها از وظیفه ذاتی خود سر باز زده و در نتیجه بازنشستگان را روز به روز دچار فقر و فلاکت مضاعف در زمینه معیشت و درمان نمودەاند.
در دولت چهاردهم با توجه به وعدههای پر طمطراق انتخاباتی آقای پزشکیان، بازنشستگان انتظار اجرای قوانین فوق الذکر را از طرف دولت با عطف بە شعارهای انتخاباتی ایشان داشتند که جز وعدەهای توخالی نبود. و نه تنها بر پایه ماده ۱۲۵، افزایش سنواتی بر طبق تورم اعلامی بانک مرکزی صورت نگرفت بلکه ماده ۸۵ که هر دستگاه دولتی می بایست بازنشستگان خود را در بحث بیمه تکمیلی همچون شاغلان اش و همان بیمه تکمیلی و پرداخت سهم دستگاه متبوع بیمه نماید آن را انجام نداد و خلف وعدە کرد، و مصیبتبارتر آنکە به طور کلی با توجه به بندی از برنامه هفتم توسعه ، این ماده را نسخ نموده که با هیچ منطق و مواد حقوقی مطابقت ندارد، چرا که قانون مدیریت خدمات کشوری قانونی بالا دستی است. شور بختانه دولت پزشکیان رویه جدیدی را در کشور باب کردند که می توان با توجیهات غیر قانونی و بهانههای واهی قوانین بالا دستی را بلا اثر نمایند. وضعیتی کە تاکنون شاهدش هستیم نشان از این است که همه شعارهای ایشان در زمینه معیشت و درمان شاغلان و بازنشستگان فرهنگی جز فریب و ادعایی بیش نبوده است.
بازنشسته، امروز بیش از هر زمان دیگری به خدمات درمانی نیازمند است!
افزایش سن ، بیماری های مزمن و هزینههای سرسام آوری که در یکی دو سال اخیر در زمینه درمان چند برابر شده شرایطی را به وجود آورده که بیمه تکمیلی ضرورتی حیاتی برای بازنشستگان است و دولت نباید از این مهم چشم پوشی نماید. بازنشستگان به دنبال اجرای قانون، عدالت و برخورداری از امنیت درمانی هستند.
مطالبات بازنشستگان در زمینه درمان :
الف - لغو فوری نسخ ماده ۸۵ (ق م خ ک)و اجرای بی قید و شرط این ماده قانونی
ب - مشارکت پایدار دولت و صندوق بازنشستگی ( تا اجرای ماده ۸۵ ) در تامین حق بیمه تکمیلی همچون قبل به نسبت حداکثر یک سوم توسط بازنشسته و حداقل دو سوم توسط دولت و صندوق بازنشستگی
ج - شفاف سازی قرار داد بیمه تکمیلی با شرکت بیمه فعلی با نام دی
د - پرداخت بدهیهای صندوق به شرکت بیمه فعلی با توجه به کسر ماهیانه از حقوق بازنشستگان. مشخص نیست چرا ماهها این مبالغ کسر شده به شرکت بیمه طرف قرارداد پرداخت نمی شود؟! این پولها کجا می رود و سود حاصل از آن چه می شود؟!
شور بختانه این عدم پرداخت به موقع به شرکت های طرف قرارداد به لغو قرارداد مراکز درمانی با بیمه طرف قرارداد انجامیده و موجبات استیصال و سرگردانی مضاعف بازنشستگان را فراهم کردە و به دلیل عدم بضاعت مالی، بازنشستگان در بسیاری موارد از ادامه درمان صرف نظر نموده و مشکلات عظیمی بر آنها و خانوادەهایشان تحمیل میشود.
انتظار به حق ما بازنشستگان این است که فریاد بر حق و قانونی ما هر چه زودتر شنیده شود و به جای شعارها و وعدههای توخالی، تا دیر نشده مسئولان ذی ربط به قوانین مصوب عمل نمایند و بە آیندە موهوم موکول نکنند.
🔹🔹🔹
اخبار، نظرات و انتقادات خود در حوزهی مسائل صنفی و آموزشی را از طریق آیدی زیر برای ما ارسال کنید:
🆔 @kashowranews
ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید و با تازهترین اخبار و فعالیتهای شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان همراه باشید:
📡 #تلگرام؛ 🌐 #سایت
📸 #اینستاگرام؛🐦 #توییترX
📲 #واتساپ؛🎥 #یوتیوب
از زمان تصویب قانون مدیریت خدمات کشوری در سال ۱۳۸۶ و وجود مادههای ۶۴ - ۸۵ و ۱۲۵ این قانون بالا دستی بارقههای فراوان امید در دل بازنشستگان کشوری ایجاد شد و نوید روزها و سالهای بهتری در موضوع معیشت و درمان این قشر انتظار میرفت و اصولا هدف از جایگزینی ق م خ ک با قوانین قبلی که تحت نام "نظام هماهنگ پرداخت"ها انجام شده بود در وهله اول عدالت و رفع انواع تبعیض بین شاغلان و بازنشستگان متناظر، و سپس بین بازنشستگان هر دستگاه با دیگر دستگاههای دولتی بود، که در عمل این هدف قانونگذار تا امروز به دلیل عدم اجرای این قوانین فراهم نشده و حتی وضعیت به مراتب وخیمتر شده است.
متاسفانه از سال ۸۶ تاکنون همه دولتهای قبلی و فعلی از اجرای این قوانین شانه خالی کرده و دستگاه های نظارتی نیز در همسویی با دولتها از وظیفه ذاتی خود سر باز زده و در نتیجه بازنشستگان را روز به روز دچار فقر و فلاکت مضاعف در زمینه معیشت و درمان نمودەاند.
در دولت چهاردهم با توجه به وعدههای پر طمطراق انتخاباتی آقای پزشکیان، بازنشستگان انتظار اجرای قوانین فوق الذکر را از طرف دولت با عطف بە شعارهای انتخاباتی ایشان داشتند که جز وعدەهای توخالی نبود. و نه تنها بر پایه ماده ۱۲۵، افزایش سنواتی بر طبق تورم اعلامی بانک مرکزی صورت نگرفت بلکه ماده ۸۵ که هر دستگاه دولتی می بایست بازنشستگان خود را در بحث بیمه تکمیلی همچون شاغلان اش و همان بیمه تکمیلی و پرداخت سهم دستگاه متبوع بیمه نماید آن را انجام نداد و خلف وعدە کرد، و مصیبتبارتر آنکە به طور کلی با توجه به بندی از برنامه هفتم توسعه ، این ماده را نسخ نموده که با هیچ منطق و مواد حقوقی مطابقت ندارد، چرا که قانون مدیریت خدمات کشوری قانونی بالا دستی است. شور بختانه دولت پزشکیان رویه جدیدی را در کشور باب کردند که می توان با توجیهات غیر قانونی و بهانههای واهی قوانین بالا دستی را بلا اثر نمایند. وضعیتی کە تاکنون شاهدش هستیم نشان از این است که همه شعارهای ایشان در زمینه معیشت و درمان شاغلان و بازنشستگان فرهنگی جز فریب و ادعایی بیش نبوده است.
بازنشسته، امروز بیش از هر زمان دیگری به خدمات درمانی نیازمند است!
افزایش سن ، بیماری های مزمن و هزینههای سرسام آوری که در یکی دو سال اخیر در زمینه درمان چند برابر شده شرایطی را به وجود آورده که بیمه تکمیلی ضرورتی حیاتی برای بازنشستگان است و دولت نباید از این مهم چشم پوشی نماید. بازنشستگان به دنبال اجرای قانون، عدالت و برخورداری از امنیت درمانی هستند.
مطالبات بازنشستگان در زمینه درمان :
الف - لغو فوری نسخ ماده ۸۵ (ق م خ ک)و اجرای بی قید و شرط این ماده قانونی
ب - مشارکت پایدار دولت و صندوق بازنشستگی ( تا اجرای ماده ۸۵ ) در تامین حق بیمه تکمیلی همچون قبل به نسبت حداکثر یک سوم توسط بازنشسته و حداقل دو سوم توسط دولت و صندوق بازنشستگی
ج - شفاف سازی قرار داد بیمه تکمیلی با شرکت بیمه فعلی با نام دی
د - پرداخت بدهیهای صندوق به شرکت بیمه فعلی با توجه به کسر ماهیانه از حقوق بازنشستگان. مشخص نیست چرا ماهها این مبالغ کسر شده به شرکت بیمه طرف قرارداد پرداخت نمی شود؟! این پولها کجا می رود و سود حاصل از آن چه می شود؟!
شور بختانه این عدم پرداخت به موقع به شرکت های طرف قرارداد به لغو قرارداد مراکز درمانی با بیمه طرف قرارداد انجامیده و موجبات استیصال و سرگردانی مضاعف بازنشستگان را فراهم کردە و به دلیل عدم بضاعت مالی، بازنشستگان در بسیاری موارد از ادامه درمان صرف نظر نموده و مشکلات عظیمی بر آنها و خانوادەهایشان تحمیل میشود.
انتظار به حق ما بازنشستگان این است که فریاد بر حق و قانونی ما هر چه زودتر شنیده شود و به جای شعارها و وعدههای توخالی، تا دیر نشده مسئولان ذی ربط به قوانین مصوب عمل نمایند و بە آیندە موهوم موکول نکنند.
🔹🔹🔹
اخبار، نظرات و انتقادات خود در حوزهی مسائل صنفی و آموزشی را از طریق آیدی زیر برای ما ارسال کنید:
🆔 @kashowranews
ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید و با تازهترین اخبار و فعالیتهای شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان همراه باشید:
📡 #تلگرام؛ 🌐 #سایت
📸 #اینستاگرام؛🐦 #توییترX
📲 #واتساپ؛🎥 #یوتیوب
👍10❤7🔥2
#کتابخانه_معلم
معرفی کتاب (۱۶)
🔴 همزاد؛ سفری به دنیای آینه
نویسنده: نائومی کلاین
ترجمه: علیرضا شفیعینسب
نشر ترجمان
چند سالیست که نائومی کلاین، نویسنده و کنشگر کانادایی، بارها با نویسندهای دیگر به نام نائومی وولف اشتباه گرفته میشود. این اشتباه در ابتدا صرفا شباهتی میان دو نام و دو چهره به نظر میرسد، اما با فاصله گرفتن مسیر سیاسی و فکری این دو، معنای دیگری پیدا میکند. کلاین از همین تجربه شخصی، سفری را آغاز میکند که بهتدریج از مسئله "همزاد" فراتر میرود و به جهانی میپردازد که در آن مرز میان واقعیت و روایت، حقیقت و توهم، و حتی چپ و راست، گاه به شکلی غریب جابهجا میشود. تجربه او بهعنوان مادر کودکی دارای اوتیسم نیز پیشتر او را با روایتهای مربوط به پیوند واکسن و اوتیسم و جنبش ضدواکسن مواجه کرده بود؛ مواجههای که بعدها یکی از مسیرهای ورود او به بحث گستردهتر درباره فرهنگ توطئه شد.
"همزاد" در مرز میان خاطرهنگاری، گزارشگری و تحلیل سیاسی حرکت میکند. کلاین برای توضیح وضعیت معاصر از مفهوم دنیای آینه (Mirror World) استفاده میکند؛ جهانی که در آن واقعیت میتواند وارونه بازتاب پیدا کند: توطئه میتواند جای توضیح واقعیت را بگیرد و روایتهایی که خود را در برابر قدرت تعریف میکنند، گاه به شبکههایی نزدیک شوند که در ظاهر با آنها تعارض دارند. با این حال، کلاین تأکید میکند که نقد نظریههای توطئه نباید به معنای نادیده گرفتن مناسبات واقعی قدرت باشد. بیاعتمادی به شرکتهای بزرگ فناوری و دارویی، پلتفرمهای دیجیتال یا نهادهای رسمی، همیشه از خلأ شکل نمیگیرد؛ مسئله این است که چگونه میتوان میان پرسشگری درباره قدرت و تبدیل همهچیز به نتیجهی یک توطئه پنهان تمایز گذاشت.
بخشی از کتاب به تجربه همهگیری کووید و گسترش نظریههای توطئه در آن دوره اختصاص دارد؛ بحثی که تجربه کلاین با نائومی ولف یکی از نقاط ورود او به آن است. کلاین نشان میدهد که چرا صرفا ارائه اطلاعات درست برای مقابله با این روایتها کافی نیست. نظریههای توطئه علاوه بر ادعای توضیح جهان، میتوانند برای افراد احساس تعلق، هویت، اجتماع و دسترسی به دانشی ویژه ایجاد کنند. شبکههای اجتماعی و اقتصاد توجه نیز با تقویت خشم، ترس و بیاعتمادی، به گسترش روایتهایی کمک میکنند که افراد را بیش از پیش در جهانهای معنایی متفاوتی قرار میدهند؛ جهانهایی که در آنها اختلاف فقط بر سر یک مسئله نیست، بلکه به معنای خود واقعیت نیز کشیده میشود.
کلاین در ادامه، رابطه میان نظریههای توطئه، راست افراطی، سیاست هویتی و سرمایهداری نظارتی را بررسی میکند و این بحث را به موضوعاتی چون یهودستیزی، استعمار و مناقشه اسرائیل و فلسطین پیوند میزند. در عین حال، نقد او متوجه خود جریانهای چپ و مترقی نیز هست: اینکه چگونه برخی نقدهای واقعی قدرت میتوانند در "دنیای آینه" به روایتهایی تحریفشده و توطئهآمیز تبدیل شوند و چگونه ناتوانی در پاسخگویی به بیاعتمادی، اضطراب و نیاز به تعلق میتواند میدان را برای روایتهای بدیل باز کند.
در این میان، مفهوم "آینه" دوباره اهمیت پیدا میکند: جریانهایی که خود را دشمن یکدیگر میدانند، گاه در شیوه ساختن دشمن، توضیح مسائل پیچیده و نسبت دادن آنها به نیروهای پنهان، شباهتهایی پیدا میکنند؛ شباهتهایی که البته به معنای یکی بودن آنها نیست.
کتاب در چهار بخش تنظیم شده است: زندگی دوپاره، دنیای آینه، سرزمین سایهها و رویارویی با امر واقع. این چهار بخش، مسیر کتاب را از تجربه شخصی کلاین و مسئله همزاد آغاز میکنند، به فرهنگ توطئه و مناسبات قدرت میرسانند و در نهایت به امکان مواجههای متفاوت با واقعیت و بازسازی همبستگی جمعی میانجامند.
"همزاد" در سال ۲۰۲۳ منتشر شد، در فهرست پرفروشهای نیویورکتایمز قرار گرفت و در سال ۲۰۲۴ نخستین برنده جایزه Women's Prize for Non-Fiction شد. ترجمه فارسی آن نیز توسط علیرضا شفیعینسب از سوی نشر ترجمان در دسترس مخاطبان فارسیزبان قرار گرفته است.
اهمیت کتاب شاید بیش از پاسخهای قطعی آن، در پرسشهایی باشد که پیش روی ما میگذارد: چگونه میتوان میان نقد قدرت و توطئهاندیشی تمایز گذاشت؟ چرا روایتهای توطئه برای برخی افراد جذاب میشوند؟ نقد قدرت چگونه ممکن است خود به روایتهای سادهانگارانه و توطئهآمیز تبدیل شود؟ و در شرایطی که گروههای مختلف بیش از پیش در جهانهای اطلاعاتی و معنایی متفاوت زندگی میکنند، چگونه میتوان امکان ساختن یک جهان مشترک را حفظ کرد؟
"همزاد" در نهایت ما را با مسئلهای فراتر از یک اشتباه ساده در تشخیص هویت مواجه میکند: جهانی که در آن خود واقعیت به میدان منازعه تبدیل شده است.
🔹🔹🔹
اخبار، نظرات و انتقادات خود در حوزهی مسائل صنفی و آموزشی را از طریق آیدی زیر برای ما ارسال کنید:
🆔 @kashowranews
معرفی کتاب (۱۶)
نویسنده: نائومی کلاین
ترجمه: علیرضا شفیعینسب
نشر ترجمان
چند سالیست که نائومی کلاین، نویسنده و کنشگر کانادایی، بارها با نویسندهای دیگر به نام نائومی وولف اشتباه گرفته میشود. این اشتباه در ابتدا صرفا شباهتی میان دو نام و دو چهره به نظر میرسد، اما با فاصله گرفتن مسیر سیاسی و فکری این دو، معنای دیگری پیدا میکند. کلاین از همین تجربه شخصی، سفری را آغاز میکند که بهتدریج از مسئله "همزاد" فراتر میرود و به جهانی میپردازد که در آن مرز میان واقعیت و روایت، حقیقت و توهم، و حتی چپ و راست، گاه به شکلی غریب جابهجا میشود. تجربه او بهعنوان مادر کودکی دارای اوتیسم نیز پیشتر او را با روایتهای مربوط به پیوند واکسن و اوتیسم و جنبش ضدواکسن مواجه کرده بود؛ مواجههای که بعدها یکی از مسیرهای ورود او به بحث گستردهتر درباره فرهنگ توطئه شد.
"همزاد" در مرز میان خاطرهنگاری، گزارشگری و تحلیل سیاسی حرکت میکند. کلاین برای توضیح وضعیت معاصر از مفهوم دنیای آینه (Mirror World) استفاده میکند؛ جهانی که در آن واقعیت میتواند وارونه بازتاب پیدا کند: توطئه میتواند جای توضیح واقعیت را بگیرد و روایتهایی که خود را در برابر قدرت تعریف میکنند، گاه به شبکههایی نزدیک شوند که در ظاهر با آنها تعارض دارند. با این حال، کلاین تأکید میکند که نقد نظریههای توطئه نباید به معنای نادیده گرفتن مناسبات واقعی قدرت باشد. بیاعتمادی به شرکتهای بزرگ فناوری و دارویی، پلتفرمهای دیجیتال یا نهادهای رسمی، همیشه از خلأ شکل نمیگیرد؛ مسئله این است که چگونه میتوان میان پرسشگری درباره قدرت و تبدیل همهچیز به نتیجهی یک توطئه پنهان تمایز گذاشت.
بخشی از کتاب به تجربه همهگیری کووید و گسترش نظریههای توطئه در آن دوره اختصاص دارد؛ بحثی که تجربه کلاین با نائومی ولف یکی از نقاط ورود او به آن است. کلاین نشان میدهد که چرا صرفا ارائه اطلاعات درست برای مقابله با این روایتها کافی نیست. نظریههای توطئه علاوه بر ادعای توضیح جهان، میتوانند برای افراد احساس تعلق، هویت، اجتماع و دسترسی به دانشی ویژه ایجاد کنند. شبکههای اجتماعی و اقتصاد توجه نیز با تقویت خشم، ترس و بیاعتمادی، به گسترش روایتهایی کمک میکنند که افراد را بیش از پیش در جهانهای معنایی متفاوتی قرار میدهند؛ جهانهایی که در آنها اختلاف فقط بر سر یک مسئله نیست، بلکه به معنای خود واقعیت نیز کشیده میشود.
کلاین در ادامه، رابطه میان نظریههای توطئه، راست افراطی، سیاست هویتی و سرمایهداری نظارتی را بررسی میکند و این بحث را به موضوعاتی چون یهودستیزی، استعمار و مناقشه اسرائیل و فلسطین پیوند میزند. در عین حال، نقد او متوجه خود جریانهای چپ و مترقی نیز هست: اینکه چگونه برخی نقدهای واقعی قدرت میتوانند در "دنیای آینه" به روایتهایی تحریفشده و توطئهآمیز تبدیل شوند و چگونه ناتوانی در پاسخگویی به بیاعتمادی، اضطراب و نیاز به تعلق میتواند میدان را برای روایتهای بدیل باز کند.
در این میان، مفهوم "آینه" دوباره اهمیت پیدا میکند: جریانهایی که خود را دشمن یکدیگر میدانند، گاه در شیوه ساختن دشمن، توضیح مسائل پیچیده و نسبت دادن آنها به نیروهای پنهان، شباهتهایی پیدا میکنند؛ شباهتهایی که البته به معنای یکی بودن آنها نیست.
کتاب در چهار بخش تنظیم شده است: زندگی دوپاره، دنیای آینه، سرزمین سایهها و رویارویی با امر واقع. این چهار بخش، مسیر کتاب را از تجربه شخصی کلاین و مسئله همزاد آغاز میکنند، به فرهنگ توطئه و مناسبات قدرت میرسانند و در نهایت به امکان مواجههای متفاوت با واقعیت و بازسازی همبستگی جمعی میانجامند.
"همزاد" در سال ۲۰۲۳ منتشر شد، در فهرست پرفروشهای نیویورکتایمز قرار گرفت و در سال ۲۰۲۴ نخستین برنده جایزه Women's Prize for Non-Fiction شد. ترجمه فارسی آن نیز توسط علیرضا شفیعینسب از سوی نشر ترجمان در دسترس مخاطبان فارسیزبان قرار گرفته است.
اهمیت کتاب شاید بیش از پاسخهای قطعی آن، در پرسشهایی باشد که پیش روی ما میگذارد: چگونه میتوان میان نقد قدرت و توطئهاندیشی تمایز گذاشت؟ چرا روایتهای توطئه برای برخی افراد جذاب میشوند؟ نقد قدرت چگونه ممکن است خود به روایتهای سادهانگارانه و توطئهآمیز تبدیل شود؟ و در شرایطی که گروههای مختلف بیش از پیش در جهانهای اطلاعاتی و معنایی متفاوت زندگی میکنند، چگونه میتوان امکان ساختن یک جهان مشترک را حفظ کرد؟
"همزاد" در نهایت ما را با مسئلهای فراتر از یک اشتباه ساده در تشخیص هویت مواجه میکند: جهانی که در آن خود واقعیت به میدان منازعه تبدیل شده است.
🔹🔹🔹
اخبار، نظرات و انتقادات خود در حوزهی مسائل صنفی و آموزشی را از طریق آیدی زیر برای ما ارسال کنید:
🆔 @kashowranews
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👌9