#خبر_فوری
🔴آزادی سه فعال صنفی با قرار وثیقه سنگین
براساس آخرین گزارش های رسیده به شورای هماهنگی، علی حسن بهامین، علی صفری و حجت سادات از فعالین صنفی معلم که روز جمعه در نورآباد ممسنی بوسیله سازمان اطلاعات سپاه بازداشت شده بودند با قرار وثیقه دو میلیارد تومانی برای هر کدام به قید وثیقه به صورت موقت از زندان نورآباد ممسنی آزاد شدند.
وضعیت سه بازداشتی دیگر ، رسول بداقی، غفار دیندار و شکرالله احمدی بازرس شورای هماهنگی همچنان مشخص نیست و در زندان نورآباد در بازداشت غیرقانونی به سر میبرند.
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران بار دیگر با محکومیت این بازداشت غیرقانونی خواهان آزادی همه بازداشتشدگان و پایان دادن به برخوردهای امنیتی است
🔹🔹🔹
اخبار، نظرات و انتقادات خود در حوزهی مسائل صنفی و آموزشی را از طریق آیدی زیر برای ما ارسال کنید:
🆔 @kashowranews
ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید و با تازهترین اخبار و فعالیتهای شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان همراه باشید:
📡 تلگرام؛ 🌐 سایت
📸 اینستاگرام؛ 🐦 توییتر X
📲 واتساپ؛ 🎥 یوتیوب
گزارشی از آخرین وضعیت بازداشت شدگان نورآباد ممسنی
🔴آزادی سه فعال صنفی با قرار وثیقه سنگین
براساس آخرین گزارش های رسیده به شورای هماهنگی، علی حسن بهامین، علی صفری و حجت سادات از فعالین صنفی معلم که روز جمعه در نورآباد ممسنی بوسیله سازمان اطلاعات سپاه بازداشت شده بودند با قرار وثیقه دو میلیارد تومانی برای هر کدام به قید وثیقه به صورت موقت از زندان نورآباد ممسنی آزاد شدند.
وضعیت سه بازداشتی دیگر ، رسول بداقی، غفار دیندار و شکرالله احمدی بازرس شورای هماهنگی همچنان مشخص نیست و در زندان نورآباد در بازداشت غیرقانونی به سر میبرند.
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران بار دیگر با محکومیت این بازداشت غیرقانونی خواهان آزادی همه بازداشتشدگان و پایان دادن به برخوردهای امنیتی است
🔹🔹🔹
اخبار، نظرات و انتقادات خود در حوزهی مسائل صنفی و آموزشی را از طریق آیدی زیر برای ما ارسال کنید:
🆔 @kashowranews
ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید و با تازهترین اخبار و فعالیتهای شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان همراه باشید:
📡 تلگرام؛ 🌐 سایت
📸 اینستاگرام؛ 🐦 توییتر X
📲 واتساپ؛ 🎥 یوتیوب
🔥15👍6❤3👎2
کانال شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران
#خبر_فوری گزارشی از آخرین وضعیت بازداشت شدگان نورآباد ممسنی 🔴آزادی سه فعال صنفی با قرار وثیقه سنگین براساس آخرین گزارش های رسیده به شورای هماهنگی، علی حسن بهامین، علی صفری و حجت سادات از فعالین صنفی معلم که روز جمعه در نورآباد ممسنی بوسیله سازمان اطلاعات…
#خبر_تکمیلی
🔴 آخرین وضعیت بازداشتشدگان نورآباد ممسنی
در تکمیل خبر پیشین، بر اساس آخرین اطلاعات رسیده به شورای هماهنگی، تا این لحظه تنها علی صفری آزاد شده است.
مراحل مربوط به تأمین و تودیع وثیقه علی حسن بهامین و حجت سادات نیز انجام شده و طبق اطلاعات دریافتی، این دو فعال صنفی فردا آزاد خواهند شد.
رسول بداقی، غفار دیندار و شکرالله احمدی، بازرس شورای هماهنگی، همچنان در بازداشت به سر میبرند.
اخبار تکمیلی متعاقباً اطلاعرسانی خواهد شد.
🔹🔹🔹
اخبار، نظرات و انتقادات خود در حوزهی مسائل صنفی و آموزشی را از طریق آیدی زیر برای ما ارسال کنید:
🆔 @kashowranews
ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید و با تازهترین اخبار و فعالیتهای شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان همراه باشید:
📡 تلگرام؛ 🌐 سایت
📸 اینستاگرام؛ 🐦 توییتر X
📲 واتساپ؛ 🎥 یوتیوب
🔴 آخرین وضعیت بازداشتشدگان نورآباد ممسنی
در تکمیل خبر پیشین، بر اساس آخرین اطلاعات رسیده به شورای هماهنگی، تا این لحظه تنها علی صفری آزاد شده است.
مراحل مربوط به تأمین و تودیع وثیقه علی حسن بهامین و حجت سادات نیز انجام شده و طبق اطلاعات دریافتی، این دو فعال صنفی فردا آزاد خواهند شد.
رسول بداقی، غفار دیندار و شکرالله احمدی، بازرس شورای هماهنگی، همچنان در بازداشت به سر میبرند.
اخبار تکمیلی متعاقباً اطلاعرسانی خواهد شد.
🔹🔹🔹
اخبار، نظرات و انتقادات خود در حوزهی مسائل صنفی و آموزشی را از طریق آیدی زیر برای ما ارسال کنید:
🆔 @kashowranews
ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید و با تازهترین اخبار و فعالیتهای شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان همراه باشید:
📡 تلگرام؛ 🌐 سایت
📸 اینستاگرام؛ 🐦 توییتر X
📲 واتساپ؛ 🎥 یوتیوب
Telegram
کانال شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران
منبع مستند اطلاعیهها، بیانیهها، فراخوانها و نامههای سرگشاده شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران، این کانال میباشد.
مقالات و نوشتههای افراد، گروهها و احزاب که از این کانال پخش شود، لزومأ دیدگاه شورا نیست.
مقالات و نوشتههای افراد، گروهها و احزاب که از این کانال پخش شود، لزومأ دیدگاه شورا نیست.
🔥11❤5
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴کودکی مدفون زیر آوار استثمار؛ وقتی هیولای سرمایه استخوان کودکان را خرد میکند
سال نو تحصیلی با غایبان جدیدی شروع شد کودکانی که سال گذشته در خیابان و بیرحمانه کشته شدند، کودکانی که در حمله آمریکا و اسرائیل به قتل رسیدند و کودکانی که زنده هستند اما طرد شده از مدرسه؛ آنچه در فضای مجازی وایرال شد تصویر افتتاح برخی مدارس بود که در آن کودکانی پا بر فرش قرمز میگذارند ویا در جایی دیگر رباتهایی که برای نوآموزان موسیقی مینوازند. اما حقیقتا این تصاویر نماینده واقعی وضعیت آموزش و کودکان در ایران است؟ این پرسش نیازمند پاسخی مفصل است. در میان تصاویر دیده شده از شروع سال تحصیلی، تصویری به حاشیه رفت که واقعیت کودکانی است که کودکی آنان به غارت رفته است. تصویر کودکی مدفون در میان زباله که یک هفته پیش از آغاز سال تحصیلی وایرال شد.
تصویر فریادها و پیکر نحیف یک کودک ۵ ساله زیر مخزن زباله فلزی در باغستان شهریار، تنها یک «حادثه دلخراش» یا «قصور ساده خدمات شهری» نیست؛ این تصویر، نمود عریان خشونت ساختاری است که کلیت حیات فرودستان را به قهقرا رانده است. تقلیل این فاجعه به یک بیاحتیاطی فنی، پنهان کردن سازوکاری است که بدن یک کودک پنجساله را به اعماق مخازن تعفن میفرستد تا چرخهای سودآوری یک چرخه ناعادلانه متوقف نماند.
زبالهگردی کودکان، پیامد تصادفیِ فقر نیست؛ بلکه ستون فقرات یک نظام اقتصادی به شدت سودآور است. دههها خصوصیسازی، برونسپاری خدمات شهری و میدان دادن به شرکتهای پیمانکاری، سازوکاری بیرحم ساخته است. در این شبکه تاریک، پیمانکاران مدیریت پسماند با استفاده از ارزانترین، بیپناهترین و بیصداترین لایههای جامعه—کودکان و مهاجران فاقد شناسنامه و حق شهروندی—میلیاردها تومان سود از بازیافت غیررسمی به جیب میزنند. کودک پنجساله در این چرخه، ابزاری است برای استخراج حداکثر ارزش، بدون آنکه کمترین هزینهای بابت ایمنی، بیمه یا حقوق انسانی او پرداخت شود.
گفتمانهای لیبرال و خیریهای اغلب میکوشند فقر و کودککاری را با واژگانی چون «فرهنگ بد سرپرستان» یا «بدشانسی» توجیه و با بستههای معیشتی و رفتارهای ترحمآمیز صورتمسئله را پاک کنند. اما واقعیت این است که این کودک، محصول تعمیق شکاف طبقاتی، تخریب نظامهای رفاهی و خدمات اجتماعی رایگان (مانند آموزش و بهداشت)، و سرکوب مداوم دستمزد طبقه کارگر است. وقتی خانواده کارگری در حاشیههایی چون شهریار حتی از تأمین حداقلهای معیشتی ناتوان میشود، بقا مستلزم آن است که حتی انگشتان خردسالان نیز به کار گرفته شوند.
حادثه در باغستان شهریار رخ میدهد؛ جغرافیایی که سالهاست به عنوان حاشیه و حیاطخلوت کلانشهر، بار طردشدگان اجتماعی و استثمار را به دوش میکشد. در چنین فضاهایی، خدمات شهری در نازلترین و غیراستانداردترین سطح ممکن عرضه میشود. مخزن فلزی رهاشده، زنگزده و ناامن در معابر حاشیهای، نمادی از این حقیقت است که جان ساکنان این مناطق و فرودستان، اساساً در محاسبات سود و زیان مدیران شهری و سرمایهداران دارای ارزش سرمایهگذاری نیست.
سقوط مخزن زباله بر پیکر نحیف کودکی پنجساله، تجسم عریان نظمی بیرحم است که کودکی، کرامت و حیات طبقه فرودست را پای انباشت سرمایه قربانی میکند. پایان دادن به این خشونت ساختاری، نه در گرو مرثیهسراییهای زودگذر مجازی است و نه ترحمهای فردیِ خیریهای؛ راه واقعی، از برچیدن شبکه استثماری پیمانکاری پسماند، لغو بیقیدوشرط کار کودک، بازتوزیع عادلانه ثروت و تضمین چتر حمایتی، آموزشی و رفاهی فراگیر برای تمام محرومان
🔻🔻🔻🔻
انجمن یاری کودکان در معرض خطر
🔹🔹🔹
اخبار، نظرات و انتقادات خود در حوزهی مسائل صنفی و آموزشی را از طریق آیدی زیر برای ما ارسال کنید:
🆔 @kashowranews
ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید و با تازهترین اخبار و فعالیتهای شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان همراه باشید:
📡 #تلگرام 🌐 #سایت
📸 #اینستاگرام🐦 #توییترX
📲 #واتساپ🎥 #یوتیوب
سال نو تحصیلی با غایبان جدیدی شروع شد کودکانی که سال گذشته در خیابان و بیرحمانه کشته شدند، کودکانی که در حمله آمریکا و اسرائیل به قتل رسیدند و کودکانی که زنده هستند اما طرد شده از مدرسه؛ آنچه در فضای مجازی وایرال شد تصویر افتتاح برخی مدارس بود که در آن کودکانی پا بر فرش قرمز میگذارند ویا در جایی دیگر رباتهایی که برای نوآموزان موسیقی مینوازند. اما حقیقتا این تصاویر نماینده واقعی وضعیت آموزش و کودکان در ایران است؟ این پرسش نیازمند پاسخی مفصل است. در میان تصاویر دیده شده از شروع سال تحصیلی، تصویری به حاشیه رفت که واقعیت کودکانی است که کودکی آنان به غارت رفته است. تصویر کودکی مدفون در میان زباله که یک هفته پیش از آغاز سال تحصیلی وایرال شد.
تصویر فریادها و پیکر نحیف یک کودک ۵ ساله زیر مخزن زباله فلزی در باغستان شهریار، تنها یک «حادثه دلخراش» یا «قصور ساده خدمات شهری» نیست؛ این تصویر، نمود عریان خشونت ساختاری است که کلیت حیات فرودستان را به قهقرا رانده است. تقلیل این فاجعه به یک بیاحتیاطی فنی، پنهان کردن سازوکاری است که بدن یک کودک پنجساله را به اعماق مخازن تعفن میفرستد تا چرخهای سودآوری یک چرخه ناعادلانه متوقف نماند.
زبالهگردی کودکان، پیامد تصادفیِ فقر نیست؛ بلکه ستون فقرات یک نظام اقتصادی به شدت سودآور است. دههها خصوصیسازی، برونسپاری خدمات شهری و میدان دادن به شرکتهای پیمانکاری، سازوکاری بیرحم ساخته است. در این شبکه تاریک، پیمانکاران مدیریت پسماند با استفاده از ارزانترین، بیپناهترین و بیصداترین لایههای جامعه—کودکان و مهاجران فاقد شناسنامه و حق شهروندی—میلیاردها تومان سود از بازیافت غیررسمی به جیب میزنند. کودک پنجساله در این چرخه، ابزاری است برای استخراج حداکثر ارزش، بدون آنکه کمترین هزینهای بابت ایمنی، بیمه یا حقوق انسانی او پرداخت شود.
گفتمانهای لیبرال و خیریهای اغلب میکوشند فقر و کودککاری را با واژگانی چون «فرهنگ بد سرپرستان» یا «بدشانسی» توجیه و با بستههای معیشتی و رفتارهای ترحمآمیز صورتمسئله را پاک کنند. اما واقعیت این است که این کودک، محصول تعمیق شکاف طبقاتی، تخریب نظامهای رفاهی و خدمات اجتماعی رایگان (مانند آموزش و بهداشت)، و سرکوب مداوم دستمزد طبقه کارگر است. وقتی خانواده کارگری در حاشیههایی چون شهریار حتی از تأمین حداقلهای معیشتی ناتوان میشود، بقا مستلزم آن است که حتی انگشتان خردسالان نیز به کار گرفته شوند.
حادثه در باغستان شهریار رخ میدهد؛ جغرافیایی که سالهاست به عنوان حاشیه و حیاطخلوت کلانشهر، بار طردشدگان اجتماعی و استثمار را به دوش میکشد. در چنین فضاهایی، خدمات شهری در نازلترین و غیراستانداردترین سطح ممکن عرضه میشود. مخزن فلزی رهاشده، زنگزده و ناامن در معابر حاشیهای، نمادی از این حقیقت است که جان ساکنان این مناطق و فرودستان، اساساً در محاسبات سود و زیان مدیران شهری و سرمایهداران دارای ارزش سرمایهگذاری نیست.
سقوط مخزن زباله بر پیکر نحیف کودکی پنجساله، تجسم عریان نظمی بیرحم است که کودکی، کرامت و حیات طبقه فرودست را پای انباشت سرمایه قربانی میکند. پایان دادن به این خشونت ساختاری، نه در گرو مرثیهسراییهای زودگذر مجازی است و نه ترحمهای فردیِ خیریهای؛ راه واقعی، از برچیدن شبکه استثماری پیمانکاری پسماند، لغو بیقیدوشرط کار کودک، بازتوزیع عادلانه ثروت و تضمین چتر حمایتی، آموزشی و رفاهی فراگیر برای تمام محرومان
🔻🔻🔻🔻
انجمن یاری کودکان در معرض خطر
🔹🔹🔹
اخبار، نظرات و انتقادات خود در حوزهی مسائل صنفی و آموزشی را از طریق آیدی زیر برای ما ارسال کنید:
🆔 @kashowranews
ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید و با تازهترین اخبار و فعالیتهای شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان همراه باشید:
📡 #تلگرام 🌐 #سایت
📸 #اینستاگرام🐦 #توییترX
📲 #واتساپ🎥 #یوتیوب
😢19👍8💔4❤2🔥1🤔1
🔴آزادی علی حسن بهامین، فعال صنفی معلمان یاسوج، با تودیع وثیقه از زندان نورآباد
بر اساس اخبار و گزارشهای رسیده، آقای علی حسن بهامین، از فعالان صنفی معلمان یاسوج که در جریان یورش نیروهای امنیتی به محل حضور جمعی از معلمان و کنشگران صنفی بازداشت شده بود، با تودیع قرار وثیقه بهصورت موقت از زندان نورآباد آزاد شد.
این فعال صنفی معلمان در روزهای اخیر به همراه چند تن دیگر از معلمان و کنشگران صنفی در شهرستان نورآباد ممسنی بازداشت و منتقل شده بود. آزادی موقت وی با استقبال همکاران و جامعه معلمان روبهرو شده است.
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران ضمن ابراز خرسندی از آزادی موقت آقای علی حسن بهامین، متذکر میشود که برخورد با فعالان صنفی و ایجاد فضاهای امنیتی در محیطهای آموزشی و تجمعهای مسالمتآمیز، نقض آشکار حقوق قانونی فرهنگیان است.
شورای هماهنگی بر اساس اصل آزادی تشکلها و اجتماعات مصرّح در قانون اساسی، مجدداً خواستار آزادی بیقیدوشرط تمامی معلمان و زندانیان سیاسی و عقیدتی، پایان دادن به پروندهسازیهای قضایی علیه کنشگران، و رسمیت شناختن حق قانونی فعالیت تشکلهای صنفی و مدنی در کشور است.
#آزادی_زندانیان_سیاسی
🔹🔹🔹
اخبار، نظرات و انتقادات خود در حوزهی مسائل صنفی و آموزشی را از طریق آیدی زیر برای ما ارسال کنید:
🆔 @kashowranews
ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید و با تازهترین اخبار و فعالیتهای شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان همراه باشید:
📡 #تلگرام؛ 🌐 #سایت
📸 #اینستاگرام؛🐦 #توییترX
📲 #واتساپ؛ 🎥 #یوتیوب
بر اساس اخبار و گزارشهای رسیده، آقای علی حسن بهامین، از فعالان صنفی معلمان یاسوج که در جریان یورش نیروهای امنیتی به محل حضور جمعی از معلمان و کنشگران صنفی بازداشت شده بود، با تودیع قرار وثیقه بهصورت موقت از زندان نورآباد آزاد شد.
این فعال صنفی معلمان در روزهای اخیر به همراه چند تن دیگر از معلمان و کنشگران صنفی در شهرستان نورآباد ممسنی بازداشت و منتقل شده بود. آزادی موقت وی با استقبال همکاران و جامعه معلمان روبهرو شده است.
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران ضمن ابراز خرسندی از آزادی موقت آقای علی حسن بهامین، متذکر میشود که برخورد با فعالان صنفی و ایجاد فضاهای امنیتی در محیطهای آموزشی و تجمعهای مسالمتآمیز، نقض آشکار حقوق قانونی فرهنگیان است.
شورای هماهنگی بر اساس اصل آزادی تشکلها و اجتماعات مصرّح در قانون اساسی، مجدداً خواستار آزادی بیقیدوشرط تمامی معلمان و زندانیان سیاسی و عقیدتی، پایان دادن به پروندهسازیهای قضایی علیه کنشگران، و رسمیت شناختن حق قانونی فعالیت تشکلهای صنفی و مدنی در کشور است.
#آزادی_زندانیان_سیاسی
🔹🔹🔹
اخبار، نظرات و انتقادات خود در حوزهی مسائل صنفی و آموزشی را از طریق آیدی زیر برای ما ارسال کنید:
🆔 @kashowranews
ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید و با تازهترین اخبار و فعالیتهای شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان همراه باشید:
📡 #تلگرام؛ 🌐 #سایت
📸 #اینستاگرام؛🐦 #توییترX
📲 #واتساپ؛ 🎥 #یوتیوب
❤20👍2🔥2😢1
.
🔴خبر فوری استاد رشید حسامی به قید وثیقه آزاد شد
آقای رشید حسامی معلم دلسوز و فعال فرهنگی اهل قروه، پس از مدتی بازداشت، شکنجە و تحمل فشارهای امنیتی، با تودیع قرار وثیقه از زندان سنندج آزاد شد.
به همین مناسبت، مراتب قدردانی و سپاس بیپایان خود را از عموم مردم شریف و بزرگوار قروه اعلام میداریم که در این مدت با همبستگی، همدلی و حمایتهای همهجانبه خود، خانواده استاد حسامی را تنها نگذاشتند و صدای حقطلبی و عدالتخواهی ایشان بودند.
شایسته است سپاس و تشکر ویژهای هم داشته باشیم از همسایگان عزیز و بامعرفت که در تمام روزهای سخت و نفسگیر بازداشت، در کنار این خانواده ایستادند، با حضور گرمشان مایه دلگرمی شدند و رسم همسایگی و همدلی را به زیباترین شکل ممکن به جا آوردند. بیشک این آزادی، ثمره این ایستادگی، اتحاد و همدلی تماشایی شماست.
همچنین ما جمعی از فرهنگیان، معلمان و تلاشگران عرصه تعلیم و تربیت، مراتب ارادت، سپاس و قدردانی عمیق خود را از اقدام هوشمندانه، مسئولانه و دلسوزانهی «انجمن صنفی معلمان کوردستان و شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران» در خصوص پوشش رسانەای و حمایت قاطع از جناب آقای رشید حسامی اعلام میداریم.
این تصمیم شایسته از سوی انجمن صنفی کاملاً همسو با خواست، اراده و مطالبات انباشت شدهی بدنه فرهنگیان است. حضور و حمایت از چهرههای توانمند، متعهد و خوشنامی چون آقای رشید حسامی، گامی بلند و اساسی در جهت استیفای حقوق معلمان و ارتقای جایگاه آموزش و پرورش منطقه به شمار میرود.
ما فرهنگیان، ضمن تجدید عهد با آرمانهای صنفی خود، حمایت همهجانبهی خود را از این رویکرد اصولی اعلام داشته و امیدواریم این همدلی و وفاق، سرآغاز تحولاتی روشن و پایدار باشد.
🔹🔹🔹
اخبار، نظرات و انتقادات خود در حوزهی مسائل صنفی و آموزشی را از طریق آیدی زیر برای ما ارسال کنید:
🆔 @kashowranews
ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید و با تازهترین اخبار و فعالیتهای شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان همراه باشید:
📡 #تلگرام؛🌐 #سایت
📸 #اینستاگرام؛ 🐦 #توییترX
📲 #واتساپ؛🎥 #یوتیوب
🔴خبر فوری استاد رشید حسامی به قید وثیقه آزاد شد
آقای رشید حسامی معلم دلسوز و فعال فرهنگی اهل قروه، پس از مدتی بازداشت، شکنجە و تحمل فشارهای امنیتی، با تودیع قرار وثیقه از زندان سنندج آزاد شد.
به همین مناسبت، مراتب قدردانی و سپاس بیپایان خود را از عموم مردم شریف و بزرگوار قروه اعلام میداریم که در این مدت با همبستگی، همدلی و حمایتهای همهجانبه خود، خانواده استاد حسامی را تنها نگذاشتند و صدای حقطلبی و عدالتخواهی ایشان بودند.
شایسته است سپاس و تشکر ویژهای هم داشته باشیم از همسایگان عزیز و بامعرفت که در تمام روزهای سخت و نفسگیر بازداشت، در کنار این خانواده ایستادند، با حضور گرمشان مایه دلگرمی شدند و رسم همسایگی و همدلی را به زیباترین شکل ممکن به جا آوردند. بیشک این آزادی، ثمره این ایستادگی، اتحاد و همدلی تماشایی شماست.
همچنین ما جمعی از فرهنگیان، معلمان و تلاشگران عرصه تعلیم و تربیت، مراتب ارادت، سپاس و قدردانی عمیق خود را از اقدام هوشمندانه، مسئولانه و دلسوزانهی «انجمن صنفی معلمان کوردستان و شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران» در خصوص پوشش رسانەای و حمایت قاطع از جناب آقای رشید حسامی اعلام میداریم.
این تصمیم شایسته از سوی انجمن صنفی کاملاً همسو با خواست، اراده و مطالبات انباشت شدهی بدنه فرهنگیان است. حضور و حمایت از چهرههای توانمند، متعهد و خوشنامی چون آقای رشید حسامی، گامی بلند و اساسی در جهت استیفای حقوق معلمان و ارتقای جایگاه آموزش و پرورش منطقه به شمار میرود.
ما فرهنگیان، ضمن تجدید عهد با آرمانهای صنفی خود، حمایت همهجانبهی خود را از این رویکرد اصولی اعلام داشته و امیدواریم این همدلی و وفاق، سرآغاز تحولاتی روشن و پایدار باشد.
🔹🔹🔹
اخبار، نظرات و انتقادات خود در حوزهی مسائل صنفی و آموزشی را از طریق آیدی زیر برای ما ارسال کنید:
🆔 @kashowranews
ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید و با تازهترین اخبار و فعالیتهای شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان همراه باشید:
📡 #تلگرام؛🌐 #سایت
📸 #اینستاگرام؛ 🐦 #توییترX
📲 #واتساپ؛🎥 #یوتیوب
❤43👌8👍6👏2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔴 استعفاهایی که از یک بحران خبر میدهند
برای بسیاری از معلمان، دل کندن از کلاس درس آسان نیست. سالها زندگیشان با مدرسه، دانشآموز و آموزش گره خورده است. اما وقتی فشارها روی هم انباشته میشوند و امیدی به تغییر شرایط باقی نمیماند، گاهی استعفا به آخرین انتخاب تبدیل میشود.
استعفای این معلمان فقط کنار گذاشتن یک شغل نیست. پشت هر کدام از این تصمیمها سالها فشار، مشکلات معیشتی، بیتوجهی به خواستههای معلمان، فرسودگی و نارضایتی از وضعیتی قرار دارد که هر روز عرصه را بر معلم و آموزش تنگتر کرده است.
وقتی معلمی که دلبسته کلاس و دانشآموزانش است، استعفا را انتخاب میکند، باید صدایش را شنید و پرسید چه بر سر آموزش آمده که ماندن برای بسیاری از معلمان اینقدر دشوار شده است؟
این ویدیو روایت یکی از همین معلمان است؛ روایتی که این روزها دیگر یک اتفاق پراکنده و استثنایی نیست.
#استعفای_معلمان
🔹🔹🔹
اخبار، نظرات و انتقادات خود در حوزهی مسائل صنفی و آموزشی را از طریق آیدی زیر برای ما ارسال کنید:
🆔 @kashowranews
ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید و با تازهترین اخبار و فعالیتهای شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان همراه باشید:
📡 تلگرام؛ 🌐 سایت
📸 اینستاگرام؛ 🐦 توییتر X
📲 واتساپ؛ 🎥 یوتیوب
برای بسیاری از معلمان، دل کندن از کلاس درس آسان نیست. سالها زندگیشان با مدرسه، دانشآموز و آموزش گره خورده است. اما وقتی فشارها روی هم انباشته میشوند و امیدی به تغییر شرایط باقی نمیماند، گاهی استعفا به آخرین انتخاب تبدیل میشود.
استعفای این معلمان فقط کنار گذاشتن یک شغل نیست. پشت هر کدام از این تصمیمها سالها فشار، مشکلات معیشتی، بیتوجهی به خواستههای معلمان، فرسودگی و نارضایتی از وضعیتی قرار دارد که هر روز عرصه را بر معلم و آموزش تنگتر کرده است.
وقتی معلمی که دلبسته کلاس و دانشآموزانش است، استعفا را انتخاب میکند، باید صدایش را شنید و پرسید چه بر سر آموزش آمده که ماندن برای بسیاری از معلمان اینقدر دشوار شده است؟
این ویدیو روایت یکی از همین معلمان است؛ روایتی که این روزها دیگر یک اتفاق پراکنده و استثنایی نیست.
#استعفای_معلمان
🔹🔹🔹
اخبار، نظرات و انتقادات خود در حوزهی مسائل صنفی و آموزشی را از طریق آیدی زیر برای ما ارسال کنید:
🆔 @kashowranews
ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید و با تازهترین اخبار و فعالیتهای شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان همراه باشید:
📡 تلگرام؛ 🌐 سایت
📸 اینستاگرام؛ 🐦 توییتر X
📲 واتساپ؛ 🎥 یوتیوب
👍24❤7💔5👌1
🔴سراب گشایش در برخی حوزههای اجتماعی و فرهنگی در بنبست سیاسی و اقتصادی
✍جعفر ابراهیمی
اگر در روزهای تعطیل سری به ضلع شمالی پارک پردیسان و برخی خیابانهای شهر تهران مانند ایرانشهر بزنید، یا افتتاحیه برخی مدارس خصوصی را در اول مهر ببینید، ممکن است فکر کنید چیزی تغییر کرده است. در پارک، جوانان با پوشش دلخواه در حال رقص هستند و در خیابان ایرانشهر گویی یک نمایش مُد خیابانی با لباسهای متفاوت و تیپهای متفاوتتر در جریان است؛ که البته حق هر انسانی است که برقصد و هر چه دوست دارد بپوشد. در چند قدمی آنها پلیس حضور دارد اما کاری به کارشان ندارد؛ انگار همه چیز عادی است و باید خوشحال بود.
از سوی دیگر، روز مانور جانفدایان حکومت است؛ در حالی که زنان حامی حاکمیت رژه میروند، در نقطهای دیگر زنان با پوشش اختیاری در دو ماراتن شرکت میکنند. آیا اتفاقی در حال رخ دادن است؟ آیا قرار است حاکمیت در اثر پیشروی معترضان، با مردم با گشودگی رفتار کند؟
اینها را بگذارید کنار صحنههایی که از برخی مدارس منتشر شد؛ معلمان مدارس خصوصی برای خیرمقدم به دانشآموزان میرقصند، چه عالی! باز میپرسی یعنی اصلیترین سنگر ایدئولوژیک نظام اسلامی در حال ترک برداشتن است؟ ممکن است چنین باشد.
به هر حال، در این سیستم هم به قول گرامشی، روشنفکران ارگانیکی وجود دارند که در بزنگاهها با تحلیلهای خود به کمک نظام حاکم میآیند و مثلاً میگويند باید فضای فرهنگی و اجتماعی را کمی گشود. اما آیا حاکمیت توان گشودن این فضا را دارد؟ به باور من نمیتواند؛ چون فضاهای فرهنگی و اجتماعی در خلاء شکل نمیگیرد، مستقل از پایههای مادی و اقتصادی نیست و از همه مهمتر، وقتی حکومت قرار نیست در عرصه سیاسی کمی گشوده شود، چطور ممکن است تن به گشودگی در عرصه فرهنگ بدهد؟
مثالش واضح است؛ در حالی که نشانه هایی در برخی حوزههای فرهنگی برای گشودگی فعال است، شش معلم (شکرالله احمدی، علی صفری، رسول بداقی، غفار دیندار، علیحسن بهامین و حجت سادات) را در نورآباد ممسنی بازداشت میکنند؛ شش فعال صنفی که صرفاً در یک دیدار دوستانه بودهاند، آن هم در زمانی که تشکلهای صنفی بیش از هر زمان دیگری سرکوب شده و قدرت عمل میدانی خود را از دست دادهاند. پس چرا باید این افراد دستگیر شوند؟ در همین زمان، برای دانشگاه ابلاغیه حجاب میآید. چرا دانشگاه محدود است اما برخی پارکها آزاد و رها؟ و چرا این آزادیها در نقاط دیگر تهران و شهرستانها جاری نیست؟ آیا حاکمیت در حال تست کردنِ گشودن فضای اجتماعی و فرهنگی است؟
گفتیم فضاهای فرهنگی و اجتماعی در خلاء شکل نمیگیرند؛ پس باید سایر عرصهها، از جمله عرصه اقتصاد و مناسبات آن و همچنین عرصه سیاسی را کاوید؛ سپس میتوان بررسی کرد و دید آیا حاکمیت قادر است در این عرصهها تغییرات ایجاد کند؛ مثلاً وضعیت اقتصادی را بهبود بخشد یا فضای سیاسی را اندکی باز کند؟
در طول ده سال گذشته در ایران، چهار خیزش سراسری رخ داده است: دی ۹۶، آبان ۹۸، شهریور ۱۴۰۱ و دی ۱۴۰۴. محرک اصلی قیام در سه مورد (به جز قیام ژینا) مسئله اقتصادی و معیشتی بوده است؛ هرچند در طول قیام ژینا نیز مسئله اقتصادی کاملاً به حاشیه نرفت. حال سوال اساسی این است که آیا حاکمیت بعد از بحرانهای متعدد، اکنون قادر است تضادهای اقتصادی خود را حل کند؟ کافی است وضعیت ثبات حکومت را با پیش از دی ۹۶ مقایسه کنیم؛ بیهیچ شکی حکومت ضعیفتر شده و قدرت و نفوذ منطقهای خود را از دست داده است و عمق استراتژیک آن از سوریه به داخل مرزها منتقل شده است. یکی از علل مشکلات اقتصادی که به طبقه کارگر و سایر زحمتکشان تحمیل میشد، هزینه بودجه برای حفظ این عمق استراتژیک بود؛ البته رانتخواری، فساد ساختاری و غارت نیز از وجوه دیگر این اقتصاد است.
از سوی دیگر تمام شاخصهای اقتصادی کلان مانند بیکاری، تورم، فقر و فلاکت و کسری بودجه رو به افزایش است. در حوزه آموزش و توسعه انسانی نیز شاخصهایی چون نرخ بازماندگی از تحصیل، افت تحصیلی، نابرابری آموزشی و فرار مغزها همه رو به رشد هستند. نمونه بارز و آشکار آن خروج جمعی از معلمان از شغل معلمی است. حتی بدون رجوع به این شاخصها میتوان فهمید که وضعیت معیشت و اقتصاد اکثریت مردم رو به وخامت است. از سویی حکومت درگیر جنگ و تحریم است و حتی اگر به صورت موقتی روند فساد و غارت سیستماتیک را متوقف کند، به نظر نمیرسد بتواند در عرصه اقتصاد به سمتی چرخش کند که اندکی عدالت در آن جاری باشد؛ در نتیجه، اعتراضات ناشی از معضلات اقتصادی و به تبع آن، مبارزه طبقاتی پابرجاست.
در عرصه سیاسی، حتی وضع برای نیروهای سیاسی از جمله باندها و جناحهای درون حکومت بد است. این حکومت از فردای انقلاب ۵۷ تا به امروز انقباضی عمل کرده است؛ ابتدا نیروها و سازمانهای چپ و مترقی که در پیروزی انقلاب نقش داشتند را حذف کرد، بعد در درون خود دست به تسویه زد. شقه شدن بعد از اتمام کار حزب جمهوری اسلامی آغاز شد و تا به امروز این روند ادامه داشته است. این تسویه را میتوان در چینش جدید در رأس حاکمیت دید. حتی به زندان فرستادن حمید رسایی و صدور حکم اعدام برای روحانی توسط جانفدایان نشان از بالا گرفتن جنگ قدرت بین باندهای مختلف درونسیستمی دارد. حال سوال اساسی این است: آیا این حکومت قادر است در عرصه سیاسی اندکی آزادی به دیگر جریان های سیاسی و تشکل های کارگری و مدنی بدهد؟ جواب مطلقاً خیر است؛ چون اندکی آزادی سیاسی، موجب سر باز کردن تضادهای جدی اقتصادی و به تبع آن، گسیل خشم تودهها و وقوع اعتراض و قیامی دیگر است.
در چنین شرایطی اما حکومت، در برخی حوزههای اجتماعی و فرهنگیِ محدود فضا را کمی باز میکند و به نوعی با این سوپاپ اطمینان، جامعه را تست میکند. چرا محدود عمل میکند؟ چون حاکمیت در این عرصه نیز دچار استیصال است؛ اگر فضا را کاملاً باز کند، نیروهای جانفدای ایدئولوژیکش ناامید شده و از میدان به در میشوند؛ اگر فضای فرهنگی را کاملاً ببندد، اولاً اساساً توان اجرایی آن را ندارد، چون نسل جدید تن به مناسبات فرهنگی پیش از قیام ژینا نمیدهد. پس مجبور است بین حالتهای متناقض و گشایشهای جزیرهای در نوسان باشد.
حقیقت امر این است حاکمیت می داند که این نوسانات و مداراهای بخشی در حوزه اجتماعی و فرهنگیِ کنترلشده، به تنهایی باعث تغییر بنیادین نمیشود؛ حتی ممکن است بتواند به واسطه عواملش چنین جلوه دهد که در این بخش ها دارای پنانسیل تغییر است.اصولاً تغییر واقعی بر مبنای ایجاد مناسبات جدید در پایههای مادی (عرصه اقتصادی) و تأثیر متقابل آن بر سایر عرصهها از جمله عرصه سیاسی، فرهنگی و اجتماعی ممکن است. البته این بدان معنا نیست که تغییرات ناشی از پیشروی نیروهای معترض در عرصه فرهنگی و اجتماعی را نادیده بگیریم؛ بلکه به این معناست که نه روشنفکران ارگانیک حکومت قادرند حاکمیت را با نسخههای تعدیل فرهنگی از این شرایط بنبست خلاص کنند و نه روشنفکران مخالفی که صرفاً بر امر فرهنگی و سبک زندگی تأکید میکنند، راه به جایی خواهند برد.
حالا میتوان به سوال «آیا اتفاقی در حال رخ دادن است؟» پاسخ داد؛ اتفاق جدی رخ نخواهد داد، چون حاکمیت میداند گشودگی کامل در عرصه فرهنگی و اجتماعی، نیازمند سطحی از گشودگی در عرصههای سیاسی است و این امر ممکن نمیشود، چون قادر به پاسخ دادن به تضادهای بنیادین نیست.
از سوی دیگر حاکمیت میداند تغییر بنیادین را نیروهایی میتوانند رقم بزنند که از سطحی از تشکیلات و سازمانیابی برخوردارند و قادرند برای حل تضادهای بنیادین قدم بردارند و قدرت سیاسی را به دست بگیرند. حکومتی که غرق در تضادهای حلنشده است، دقیقاً به همین خاطر از هر سطحی از سازمانیابی میهراسد و هر جا نشانهای از تشکلیابی یا احتمال آن باشد، با خشونت به آن حمله میکند. در اصل، آنچه حاکمیت را به وحشت میاندازد، پتانسیل سازماندهی، انسجام جمعی و تمرینِ همبستگیِ نظاممندی است که در بطن تشکلها نهفته است. حاکمیت میداند که خطرِ واقعی نه در گشودگی نسبی فرهنگیِ جامعه در برخی پارکهای آزاد، بلکه در همبستگی و تشکیلات سازمانیافته طبقه کارگر و کسانی است که تحت استثمار و ستم عینی و ملموس طبقه حاکم هستند؛ از همین رو، دست به بازداشتهای گسترده میزند، اعدامها را به شدت افزایش میدهد تا رعب و وحشت ایجاد کند و معترضان قیام دی را به پای چوبههای دار میکشد تا آشکارا اعلام کند که هیچگونه نرمش و عقبنشینی ساختاری در کار نیست.
حال میتوان به این پرسش بازگشت که چرا فعالان و تشکلهای صنفی و دانشجویان و دانشگاه در فشارند؟ پاسخ روشن است؛ دانشگاه، تشکلها و فعالان صنفی معلمان به این دلیل محدود و تحت سرکوب قرار دارند، چون این نهادها و افراد، برخلاف فضاهای اتمیزهشده عمومی، از پتانسیل اعتراضی، توان شبکهسازی، امکان سازمانیابی و قدرت سازماندهی تودهای جامعه برخوردارند. بیهوده نیست در هفته اول بازگشایی دانشگاهها در اعتراض به سیاستهای سرکوبگرانه، دانشجویان شعار میدهند:
گرانی، تورم، بلای جان مردم
بیگاری، بیکاری، حجاب زن اجباری
دانشگاه پولکی، نمیخوایم نمیخوایم
نه پادگان نه بنگاه، درود بر دانشگاه
دانشجوی زندانی، آزاد باید گردد
و بعید نیست با ادامه این روند، دانشگاهها به بهانههای مختلف مجازی شوند.
🔹🔹🔹
اخبار، نظرات و انتقادات خود در حوزهی مسائل صنفی و آموزشی را از طریق آیدی زیر برای ما ارسال کنید:
🆔 @kashowranews
ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید و با تازهترین اخبار و فعالیتهای شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان همراه باشید:
📡 #تلگرام؛🌐 #سایت
📸 #اینستاگرام؛* 🐦 #توییترX**
📲 #واتساپ؛ 🎥 #یوتیوب
✍جعفر ابراهیمی
اگر در روزهای تعطیل سری به ضلع شمالی پارک پردیسان و برخی خیابانهای شهر تهران مانند ایرانشهر بزنید، یا افتتاحیه برخی مدارس خصوصی را در اول مهر ببینید، ممکن است فکر کنید چیزی تغییر کرده است. در پارک، جوانان با پوشش دلخواه در حال رقص هستند و در خیابان ایرانشهر گویی یک نمایش مُد خیابانی با لباسهای متفاوت و تیپهای متفاوتتر در جریان است؛ که البته حق هر انسانی است که برقصد و هر چه دوست دارد بپوشد. در چند قدمی آنها پلیس حضور دارد اما کاری به کارشان ندارد؛ انگار همه چیز عادی است و باید خوشحال بود.
از سوی دیگر، روز مانور جانفدایان حکومت است؛ در حالی که زنان حامی حاکمیت رژه میروند، در نقطهای دیگر زنان با پوشش اختیاری در دو ماراتن شرکت میکنند. آیا اتفاقی در حال رخ دادن است؟ آیا قرار است حاکمیت در اثر پیشروی معترضان، با مردم با گشودگی رفتار کند؟
اینها را بگذارید کنار صحنههایی که از برخی مدارس منتشر شد؛ معلمان مدارس خصوصی برای خیرمقدم به دانشآموزان میرقصند، چه عالی! باز میپرسی یعنی اصلیترین سنگر ایدئولوژیک نظام اسلامی در حال ترک برداشتن است؟ ممکن است چنین باشد.
به هر حال، در این سیستم هم به قول گرامشی، روشنفکران ارگانیکی وجود دارند که در بزنگاهها با تحلیلهای خود به کمک نظام حاکم میآیند و مثلاً میگويند باید فضای فرهنگی و اجتماعی را کمی گشود. اما آیا حاکمیت توان گشودن این فضا را دارد؟ به باور من نمیتواند؛ چون فضاهای فرهنگی و اجتماعی در خلاء شکل نمیگیرد، مستقل از پایههای مادی و اقتصادی نیست و از همه مهمتر، وقتی حکومت قرار نیست در عرصه سیاسی کمی گشوده شود، چطور ممکن است تن به گشودگی در عرصه فرهنگ بدهد؟
مثالش واضح است؛ در حالی که نشانه هایی در برخی حوزههای فرهنگی برای گشودگی فعال است، شش معلم (شکرالله احمدی، علی صفری، رسول بداقی، غفار دیندار، علیحسن بهامین و حجت سادات) را در نورآباد ممسنی بازداشت میکنند؛ شش فعال صنفی که صرفاً در یک دیدار دوستانه بودهاند، آن هم در زمانی که تشکلهای صنفی بیش از هر زمان دیگری سرکوب شده و قدرت عمل میدانی خود را از دست دادهاند. پس چرا باید این افراد دستگیر شوند؟ در همین زمان، برای دانشگاه ابلاغیه حجاب میآید. چرا دانشگاه محدود است اما برخی پارکها آزاد و رها؟ و چرا این آزادیها در نقاط دیگر تهران و شهرستانها جاری نیست؟ آیا حاکمیت در حال تست کردنِ گشودن فضای اجتماعی و فرهنگی است؟
گفتیم فضاهای فرهنگی و اجتماعی در خلاء شکل نمیگیرند؛ پس باید سایر عرصهها، از جمله عرصه اقتصاد و مناسبات آن و همچنین عرصه سیاسی را کاوید؛ سپس میتوان بررسی کرد و دید آیا حاکمیت قادر است در این عرصهها تغییرات ایجاد کند؛ مثلاً وضعیت اقتصادی را بهبود بخشد یا فضای سیاسی را اندکی باز کند؟
در طول ده سال گذشته در ایران، چهار خیزش سراسری رخ داده است: دی ۹۶، آبان ۹۸، شهریور ۱۴۰۱ و دی ۱۴۰۴. محرک اصلی قیام در سه مورد (به جز قیام ژینا) مسئله اقتصادی و معیشتی بوده است؛ هرچند در طول قیام ژینا نیز مسئله اقتصادی کاملاً به حاشیه نرفت. حال سوال اساسی این است که آیا حاکمیت بعد از بحرانهای متعدد، اکنون قادر است تضادهای اقتصادی خود را حل کند؟ کافی است وضعیت ثبات حکومت را با پیش از دی ۹۶ مقایسه کنیم؛ بیهیچ شکی حکومت ضعیفتر شده و قدرت و نفوذ منطقهای خود را از دست داده است و عمق استراتژیک آن از سوریه به داخل مرزها منتقل شده است. یکی از علل مشکلات اقتصادی که به طبقه کارگر و سایر زحمتکشان تحمیل میشد، هزینه بودجه برای حفظ این عمق استراتژیک بود؛ البته رانتخواری، فساد ساختاری و غارت نیز از وجوه دیگر این اقتصاد است.
از سوی دیگر تمام شاخصهای اقتصادی کلان مانند بیکاری، تورم، فقر و فلاکت و کسری بودجه رو به افزایش است. در حوزه آموزش و توسعه انسانی نیز شاخصهایی چون نرخ بازماندگی از تحصیل، افت تحصیلی، نابرابری آموزشی و فرار مغزها همه رو به رشد هستند. نمونه بارز و آشکار آن خروج جمعی از معلمان از شغل معلمی است. حتی بدون رجوع به این شاخصها میتوان فهمید که وضعیت معیشت و اقتصاد اکثریت مردم رو به وخامت است. از سویی حکومت درگیر جنگ و تحریم است و حتی اگر به صورت موقتی روند فساد و غارت سیستماتیک را متوقف کند، به نظر نمیرسد بتواند در عرصه اقتصاد به سمتی چرخش کند که اندکی عدالت در آن جاری باشد؛ در نتیجه، اعتراضات ناشی از معضلات اقتصادی و به تبع آن، مبارزه طبقاتی پابرجاست.
در عرصه سیاسی، حتی وضع برای نیروهای سیاسی از جمله باندها و جناحهای درون حکومت بد است. این حکومت از فردای انقلاب ۵۷ تا به امروز انقباضی عمل کرده است؛ ابتدا نیروها و سازمانهای چپ و مترقی که در پیروزی انقلاب نقش داشتند را حذف کرد، بعد در درون خود دست به تسویه زد. شقه شدن بعد از اتمام کار حزب جمهوری اسلامی آغاز شد و تا به امروز این روند ادامه داشته است. این تسویه را میتوان در چینش جدید در رأس حاکمیت دید. حتی به زندان فرستادن حمید رسایی و صدور حکم اعدام برای روحانی توسط جانفدایان نشان از بالا گرفتن جنگ قدرت بین باندهای مختلف درونسیستمی دارد. حال سوال اساسی این است: آیا این حکومت قادر است در عرصه سیاسی اندکی آزادی به دیگر جریان های سیاسی و تشکل های کارگری و مدنی بدهد؟ جواب مطلقاً خیر است؛ چون اندکی آزادی سیاسی، موجب سر باز کردن تضادهای جدی اقتصادی و به تبع آن، گسیل خشم تودهها و وقوع اعتراض و قیامی دیگر است.
در چنین شرایطی اما حکومت، در برخی حوزههای اجتماعی و فرهنگیِ محدود فضا را کمی باز میکند و به نوعی با این سوپاپ اطمینان، جامعه را تست میکند. چرا محدود عمل میکند؟ چون حاکمیت در این عرصه نیز دچار استیصال است؛ اگر فضا را کاملاً باز کند، نیروهای جانفدای ایدئولوژیکش ناامید شده و از میدان به در میشوند؛ اگر فضای فرهنگی را کاملاً ببندد، اولاً اساساً توان اجرایی آن را ندارد، چون نسل جدید تن به مناسبات فرهنگی پیش از قیام ژینا نمیدهد. پس مجبور است بین حالتهای متناقض و گشایشهای جزیرهای در نوسان باشد.
حقیقت امر این است حاکمیت می داند که این نوسانات و مداراهای بخشی در حوزه اجتماعی و فرهنگیِ کنترلشده، به تنهایی باعث تغییر بنیادین نمیشود؛ حتی ممکن است بتواند به واسطه عواملش چنین جلوه دهد که در این بخش ها دارای پنانسیل تغییر است.اصولاً تغییر واقعی بر مبنای ایجاد مناسبات جدید در پایههای مادی (عرصه اقتصادی) و تأثیر متقابل آن بر سایر عرصهها از جمله عرصه سیاسی، فرهنگی و اجتماعی ممکن است. البته این بدان معنا نیست که تغییرات ناشی از پیشروی نیروهای معترض در عرصه فرهنگی و اجتماعی را نادیده بگیریم؛ بلکه به این معناست که نه روشنفکران ارگانیک حکومت قادرند حاکمیت را با نسخههای تعدیل فرهنگی از این شرایط بنبست خلاص کنند و نه روشنفکران مخالفی که صرفاً بر امر فرهنگی و سبک زندگی تأکید میکنند، راه به جایی خواهند برد.
حالا میتوان به سوال «آیا اتفاقی در حال رخ دادن است؟» پاسخ داد؛ اتفاق جدی رخ نخواهد داد، چون حاکمیت میداند گشودگی کامل در عرصه فرهنگی و اجتماعی، نیازمند سطحی از گشودگی در عرصههای سیاسی است و این امر ممکن نمیشود، چون قادر به پاسخ دادن به تضادهای بنیادین نیست.
از سوی دیگر حاکمیت میداند تغییر بنیادین را نیروهایی میتوانند رقم بزنند که از سطحی از تشکیلات و سازمانیابی برخوردارند و قادرند برای حل تضادهای بنیادین قدم بردارند و قدرت سیاسی را به دست بگیرند. حکومتی که غرق در تضادهای حلنشده است، دقیقاً به همین خاطر از هر سطحی از سازمانیابی میهراسد و هر جا نشانهای از تشکلیابی یا احتمال آن باشد، با خشونت به آن حمله میکند. در اصل، آنچه حاکمیت را به وحشت میاندازد، پتانسیل سازماندهی، انسجام جمعی و تمرینِ همبستگیِ نظاممندی است که در بطن تشکلها نهفته است. حاکمیت میداند که خطرِ واقعی نه در گشودگی نسبی فرهنگیِ جامعه در برخی پارکهای آزاد، بلکه در همبستگی و تشکیلات سازمانیافته طبقه کارگر و کسانی است که تحت استثمار و ستم عینی و ملموس طبقه حاکم هستند؛ از همین رو، دست به بازداشتهای گسترده میزند، اعدامها را به شدت افزایش میدهد تا رعب و وحشت ایجاد کند و معترضان قیام دی را به پای چوبههای دار میکشد تا آشکارا اعلام کند که هیچگونه نرمش و عقبنشینی ساختاری در کار نیست.
حال میتوان به این پرسش بازگشت که چرا فعالان و تشکلهای صنفی و دانشجویان و دانشگاه در فشارند؟ پاسخ روشن است؛ دانشگاه، تشکلها و فعالان صنفی معلمان به این دلیل محدود و تحت سرکوب قرار دارند، چون این نهادها و افراد، برخلاف فضاهای اتمیزهشده عمومی، از پتانسیل اعتراضی، توان شبکهسازی، امکان سازمانیابی و قدرت سازماندهی تودهای جامعه برخوردارند. بیهوده نیست در هفته اول بازگشایی دانشگاهها در اعتراض به سیاستهای سرکوبگرانه، دانشجویان شعار میدهند:
گرانی، تورم، بلای جان مردم
بیگاری، بیکاری، حجاب زن اجباری
دانشگاه پولکی، نمیخوایم نمیخوایم
نه پادگان نه بنگاه، درود بر دانشگاه
دانشجوی زندانی، آزاد باید گردد
و بعید نیست با ادامه این روند، دانشگاهها به بهانههای مختلف مجازی شوند.
🔹🔹🔹
اخبار، نظرات و انتقادات خود در حوزهی مسائل صنفی و آموزشی را از طریق آیدی زیر برای ما ارسال کنید:
🆔 @kashowranews
ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید و با تازهترین اخبار و فعالیتهای شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان همراه باشید:
📡 #تلگرام؛🌐 #سایت
📸 #اینستاگرام؛* 🐦 #توییترX**
📲 #واتساپ؛ 🎥 #یوتیوب
👍14❤13👎5👏1
🔴بیانیه کار گروه پیگیری صندوق ذخیره، مطالبات و معیشت بازنشستگان شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران
از زمان تصویب قانون مدیریت خدمات کشوری در سال ۱۳۸۶ و وجود مادههای ۶۴ - ۸۵ و ۱۲۵ این قانون بالا دستی بارقههای فراوان امید در دل بازنشستگان کشوری ایجاد شد و نوید روزها و سالهای بهتری در موضوع معیشت و درمان این قشر انتظار میرفت و اصولا هدف از جایگزینی ق م خ ک با قوانین قبلی که تحت نام "نظام هماهنگ پرداخت"ها انجام شده بود در وهله اول عدالت و رفع انواع تبعیض بین شاغلان و بازنشستگان متناظر، و سپس بین بازنشستگان هر دستگاه با دیگر دستگاههای دولتی بود، که در عمل این هدف قانونگذار تا امروز به دلیل عدم اجرای این قوانین فراهم نشده و حتی وضعیت به مراتب وخیمتر شده است.
متاسفانه از سال ۸۶ تاکنون همه دولتهای قبلی و فعلی از اجرای این قوانین شانه خالی کرده و دستگاه های نظارتی نیز در همسویی با دولتها از وظیفه ذاتی خود سر باز زده و در نتیجه بازنشستگان را روز به روز دچار فقر و فلاکت مضاعف در زمینه معیشت و درمان نمودەاند.
در دولت چهاردهم با توجه به وعدههای پر طمطراق انتخاباتی آقای پزشکیان، بازنشستگان انتظار اجرای قوانین فوق الذکر را از طرف دولت با عطف بە شعارهای انتخاباتی ایشان داشتند که جز وعدەهای توخالی نبود. و نه تنها بر پایه ماده ۱۲۵، افزایش سنواتی بر طبق تورم اعلامی بانک مرکزی صورت نگرفت بلکه ماده ۸۵ که هر دستگاه دولتی می بایست بازنشستگان خود را در بحث بیمه تکمیلی همچون شاغلان اش و همان بیمه تکمیلی و پرداخت سهم دستگاه متبوع بیمه نماید آن را انجام نداد و خلف وعدە کرد، و مصیبتبارتر آنکە به طور کلی با توجه به بندی از برنامه هفتم توسعه ، این ماده را نسخ نموده که با هیچ منطق و مواد حقوقی مطابقت ندارد، چرا که قانون مدیریت خدمات کشوری قانونی بالا دستی است. شور بختانه دولت پزشکیان رویه جدیدی را در کشور باب کردند که می توان با توجیهات غیر قانونی و بهانههای واهی قوانین بالا دستی را بلا اثر نمایند. وضعیتی کە تاکنون شاهدش هستیم نشان از این است که همه شعارهای ایشان در زمینه معیشت و درمان شاغلان و بازنشستگان فرهنگی جز فریب و ادعایی بیش نبوده است.
بازنشسته، امروز بیش از هر زمان دیگری به خدمات درمانی نیازمند است!
افزایش سن ، بیماری های مزمن و هزینههای سرسام آوری که در یکی دو سال اخیر در زمینه درمان چند برابر شده شرایطی را به وجود آورده که بیمه تکمیلی ضرورتی حیاتی برای بازنشستگان است و دولت نباید از این مهم چشم پوشی نماید. بازنشستگان به دنبال اجرای قانون، عدالت و برخورداری از امنیت درمانی هستند.
مطالبات بازنشستگان در زمینه درمان :
الف - لغو فوری نسخ ماده ۸۵ (ق م خ ک)و اجرای بی قید و شرط این ماده قانونی
ب - مشارکت پایدار دولت و صندوق بازنشستگی ( تا اجرای ماده ۸۵ ) در تامین حق بیمه تکمیلی همچون قبل به نسبت حداکثر یک سوم توسط بازنشسته و حداقل دو سوم توسط دولت و صندوق بازنشستگی
ج - شفاف سازی قرار داد بیمه تکمیلی با شرکت بیمه فعلی با نام دی
د - پرداخت بدهیهای صندوق به شرکت بیمه فعلی با توجه به کسر ماهیانه از حقوق بازنشستگان. مشخص نیست چرا ماهها این مبالغ کسر شده به شرکت بیمه طرف قرارداد پرداخت نمی شود؟! این پولها کجا می رود و سود حاصل از آن چه می شود؟!
شور بختانه این عدم پرداخت به موقع به شرکت های طرف قرارداد به لغو قرارداد مراکز درمانی با بیمه طرف قرارداد انجامیده و موجبات استیصال و سرگردانی مضاعف بازنشستگان را فراهم کردە و به دلیل عدم بضاعت مالی، بازنشستگان در بسیاری موارد از ادامه درمان صرف نظر نموده و مشکلات عظیمی بر آنها و خانوادەهایشان تحمیل میشود.
انتظار به حق ما بازنشستگان این است که فریاد بر حق و قانونی ما هر چه زودتر شنیده شود و به جای شعارها و وعدههای توخالی، تا دیر نشده مسئولان ذی ربط به قوانین مصوب عمل نمایند و بە آیندە موهوم موکول نکنند.
🔹🔹🔹
اخبار، نظرات و انتقادات خود در حوزهی مسائل صنفی و آموزشی را از طریق آیدی زیر برای ما ارسال کنید:
🆔 @kashowranews
ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید و با تازهترین اخبار و فعالیتهای شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان همراه باشید:
📡 #تلگرام؛ 🌐 #سایت
📸 #اینستاگرام؛🐦 #توییترX
📲 #واتساپ؛🎥 #یوتیوب
از زمان تصویب قانون مدیریت خدمات کشوری در سال ۱۳۸۶ و وجود مادههای ۶۴ - ۸۵ و ۱۲۵ این قانون بالا دستی بارقههای فراوان امید در دل بازنشستگان کشوری ایجاد شد و نوید روزها و سالهای بهتری در موضوع معیشت و درمان این قشر انتظار میرفت و اصولا هدف از جایگزینی ق م خ ک با قوانین قبلی که تحت نام "نظام هماهنگ پرداخت"ها انجام شده بود در وهله اول عدالت و رفع انواع تبعیض بین شاغلان و بازنشستگان متناظر، و سپس بین بازنشستگان هر دستگاه با دیگر دستگاههای دولتی بود، که در عمل این هدف قانونگذار تا امروز به دلیل عدم اجرای این قوانین فراهم نشده و حتی وضعیت به مراتب وخیمتر شده است.
متاسفانه از سال ۸۶ تاکنون همه دولتهای قبلی و فعلی از اجرای این قوانین شانه خالی کرده و دستگاه های نظارتی نیز در همسویی با دولتها از وظیفه ذاتی خود سر باز زده و در نتیجه بازنشستگان را روز به روز دچار فقر و فلاکت مضاعف در زمینه معیشت و درمان نمودەاند.
در دولت چهاردهم با توجه به وعدههای پر طمطراق انتخاباتی آقای پزشکیان، بازنشستگان انتظار اجرای قوانین فوق الذکر را از طرف دولت با عطف بە شعارهای انتخاباتی ایشان داشتند که جز وعدەهای توخالی نبود. و نه تنها بر پایه ماده ۱۲۵، افزایش سنواتی بر طبق تورم اعلامی بانک مرکزی صورت نگرفت بلکه ماده ۸۵ که هر دستگاه دولتی می بایست بازنشستگان خود را در بحث بیمه تکمیلی همچون شاغلان اش و همان بیمه تکمیلی و پرداخت سهم دستگاه متبوع بیمه نماید آن را انجام نداد و خلف وعدە کرد، و مصیبتبارتر آنکە به طور کلی با توجه به بندی از برنامه هفتم توسعه ، این ماده را نسخ نموده که با هیچ منطق و مواد حقوقی مطابقت ندارد، چرا که قانون مدیریت خدمات کشوری قانونی بالا دستی است. شور بختانه دولت پزشکیان رویه جدیدی را در کشور باب کردند که می توان با توجیهات غیر قانونی و بهانههای واهی قوانین بالا دستی را بلا اثر نمایند. وضعیتی کە تاکنون شاهدش هستیم نشان از این است که همه شعارهای ایشان در زمینه معیشت و درمان شاغلان و بازنشستگان فرهنگی جز فریب و ادعایی بیش نبوده است.
بازنشسته، امروز بیش از هر زمان دیگری به خدمات درمانی نیازمند است!
افزایش سن ، بیماری های مزمن و هزینههای سرسام آوری که در یکی دو سال اخیر در زمینه درمان چند برابر شده شرایطی را به وجود آورده که بیمه تکمیلی ضرورتی حیاتی برای بازنشستگان است و دولت نباید از این مهم چشم پوشی نماید. بازنشستگان به دنبال اجرای قانون، عدالت و برخورداری از امنیت درمانی هستند.
مطالبات بازنشستگان در زمینه درمان :
الف - لغو فوری نسخ ماده ۸۵ (ق م خ ک)و اجرای بی قید و شرط این ماده قانونی
ب - مشارکت پایدار دولت و صندوق بازنشستگی ( تا اجرای ماده ۸۵ ) در تامین حق بیمه تکمیلی همچون قبل به نسبت حداکثر یک سوم توسط بازنشسته و حداقل دو سوم توسط دولت و صندوق بازنشستگی
ج - شفاف سازی قرار داد بیمه تکمیلی با شرکت بیمه فعلی با نام دی
د - پرداخت بدهیهای صندوق به شرکت بیمه فعلی با توجه به کسر ماهیانه از حقوق بازنشستگان. مشخص نیست چرا ماهها این مبالغ کسر شده به شرکت بیمه طرف قرارداد پرداخت نمی شود؟! این پولها کجا می رود و سود حاصل از آن چه می شود؟!
شور بختانه این عدم پرداخت به موقع به شرکت های طرف قرارداد به لغو قرارداد مراکز درمانی با بیمه طرف قرارداد انجامیده و موجبات استیصال و سرگردانی مضاعف بازنشستگان را فراهم کردە و به دلیل عدم بضاعت مالی، بازنشستگان در بسیاری موارد از ادامه درمان صرف نظر نموده و مشکلات عظیمی بر آنها و خانوادەهایشان تحمیل میشود.
انتظار به حق ما بازنشستگان این است که فریاد بر حق و قانونی ما هر چه زودتر شنیده شود و به جای شعارها و وعدههای توخالی، تا دیر نشده مسئولان ذی ربط به قوانین مصوب عمل نمایند و بە آیندە موهوم موکول نکنند.
🔹🔹🔹
اخبار، نظرات و انتقادات خود در حوزهی مسائل صنفی و آموزشی را از طریق آیدی زیر برای ما ارسال کنید:
🆔 @kashowranews
ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید و با تازهترین اخبار و فعالیتهای شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان همراه باشید:
📡 #تلگرام؛ 🌐 #سایت
📸 #اینستاگرام؛🐦 #توییترX
📲 #واتساپ؛🎥 #یوتیوب
👍10❤7🔥2
#کتابخانه_معلم
معرفی کتاب (۱۶)
🔴 همزاد؛ سفری به دنیای آینه
نویسنده: نائومی کلاین
ترجمه: علیرضا شفیعینسب
نشر ترجمان
چند سالیست که نائومی کلاین، نویسنده و کنشگر کانادایی، بارها با نویسندهای دیگر به نام نائومی وولف اشتباه گرفته میشود. این اشتباه در ابتدا صرفا شباهتی میان دو نام و دو چهره به نظر میرسد، اما با فاصله گرفتن مسیر سیاسی و فکری این دو، معنای دیگری پیدا میکند. کلاین از همین تجربه شخصی، سفری را آغاز میکند که بهتدریج از مسئله "همزاد" فراتر میرود و به جهانی میپردازد که در آن مرز میان واقعیت و روایت، حقیقت و توهم، و حتی چپ و راست، گاه به شکلی غریب جابهجا میشود. تجربه او بهعنوان مادر کودکی دارای اوتیسم نیز پیشتر او را با روایتهای مربوط به پیوند واکسن و اوتیسم و جنبش ضدواکسن مواجه کرده بود؛ مواجههای که بعدها یکی از مسیرهای ورود او به بحث گستردهتر درباره فرهنگ توطئه شد.
"همزاد" در مرز میان خاطرهنگاری، گزارشگری و تحلیل سیاسی حرکت میکند. کلاین برای توضیح وضعیت معاصر از مفهوم دنیای آینه (Mirror World) استفاده میکند؛ جهانی که در آن واقعیت میتواند وارونه بازتاب پیدا کند: توطئه میتواند جای توضیح واقعیت را بگیرد و روایتهایی که خود را در برابر قدرت تعریف میکنند، گاه به شبکههایی نزدیک شوند که در ظاهر با آنها تعارض دارند. با این حال، کلاین تأکید میکند که نقد نظریههای توطئه نباید به معنای نادیده گرفتن مناسبات واقعی قدرت باشد. بیاعتمادی به شرکتهای بزرگ فناوری و دارویی، پلتفرمهای دیجیتال یا نهادهای رسمی، همیشه از خلأ شکل نمیگیرد؛ مسئله این است که چگونه میتوان میان پرسشگری درباره قدرت و تبدیل همهچیز به نتیجهی یک توطئه پنهان تمایز گذاشت.
بخشی از کتاب به تجربه همهگیری کووید و گسترش نظریههای توطئه در آن دوره اختصاص دارد؛ بحثی که تجربه کلاین با نائومی ولف یکی از نقاط ورود او به آن است. کلاین نشان میدهد که چرا صرفا ارائه اطلاعات درست برای مقابله با این روایتها کافی نیست. نظریههای توطئه علاوه بر ادعای توضیح جهان، میتوانند برای افراد احساس تعلق، هویت، اجتماع و دسترسی به دانشی ویژه ایجاد کنند. شبکههای اجتماعی و اقتصاد توجه نیز با تقویت خشم، ترس و بیاعتمادی، به گسترش روایتهایی کمک میکنند که افراد را بیش از پیش در جهانهای معنایی متفاوتی قرار میدهند؛ جهانهایی که در آنها اختلاف فقط بر سر یک مسئله نیست، بلکه به معنای خود واقعیت نیز کشیده میشود.
کلاین در ادامه، رابطه میان نظریههای توطئه، راست افراطی، سیاست هویتی و سرمایهداری نظارتی را بررسی میکند و این بحث را به موضوعاتی چون یهودستیزی، استعمار و مناقشه اسرائیل و فلسطین پیوند میزند. در عین حال، نقد او متوجه خود جریانهای چپ و مترقی نیز هست: اینکه چگونه برخی نقدهای واقعی قدرت میتوانند در "دنیای آینه" به روایتهایی تحریفشده و توطئهآمیز تبدیل شوند و چگونه ناتوانی در پاسخگویی به بیاعتمادی، اضطراب و نیاز به تعلق میتواند میدان را برای روایتهای بدیل باز کند.
در این میان، مفهوم "آینه" دوباره اهمیت پیدا میکند: جریانهایی که خود را دشمن یکدیگر میدانند، گاه در شیوه ساختن دشمن، توضیح مسائل پیچیده و نسبت دادن آنها به نیروهای پنهان، شباهتهایی پیدا میکنند؛ شباهتهایی که البته به معنای یکی بودن آنها نیست.
کتاب در چهار بخش تنظیم شده است: زندگی دوپاره، دنیای آینه، سرزمین سایهها و رویارویی با امر واقع. این چهار بخش، مسیر کتاب را از تجربه شخصی کلاین و مسئله همزاد آغاز میکنند، به فرهنگ توطئه و مناسبات قدرت میرسانند و در نهایت به امکان مواجههای متفاوت با واقعیت و بازسازی همبستگی جمعی میانجامند.
"همزاد" در سال ۲۰۲۳ منتشر شد، در فهرست پرفروشهای نیویورکتایمز قرار گرفت و در سال ۲۰۲۴ نخستین برنده جایزه Women's Prize for Non-Fiction شد. ترجمه فارسی آن نیز توسط علیرضا شفیعینسب از سوی نشر ترجمان در دسترس مخاطبان فارسیزبان قرار گرفته است.
اهمیت کتاب شاید بیش از پاسخهای قطعی آن، در پرسشهایی باشد که پیش روی ما میگذارد: چگونه میتوان میان نقد قدرت و توطئهاندیشی تمایز گذاشت؟ چرا روایتهای توطئه برای برخی افراد جذاب میشوند؟ نقد قدرت چگونه ممکن است خود به روایتهای سادهانگارانه و توطئهآمیز تبدیل شود؟ و در شرایطی که گروههای مختلف بیش از پیش در جهانهای اطلاعاتی و معنایی متفاوت زندگی میکنند، چگونه میتوان امکان ساختن یک جهان مشترک را حفظ کرد؟
"همزاد" در نهایت ما را با مسئلهای فراتر از یک اشتباه ساده در تشخیص هویت مواجه میکند: جهانی که در آن خود واقعیت به میدان منازعه تبدیل شده است.
🔹🔹🔹
اخبار، نظرات و انتقادات خود در حوزهی مسائل صنفی و آموزشی را از طریق آیدی زیر برای ما ارسال کنید:
🆔 @kashowranews
معرفی کتاب (۱۶)
نویسنده: نائومی کلاین
ترجمه: علیرضا شفیعینسب
نشر ترجمان
چند سالیست که نائومی کلاین، نویسنده و کنشگر کانادایی، بارها با نویسندهای دیگر به نام نائومی وولف اشتباه گرفته میشود. این اشتباه در ابتدا صرفا شباهتی میان دو نام و دو چهره به نظر میرسد، اما با فاصله گرفتن مسیر سیاسی و فکری این دو، معنای دیگری پیدا میکند. کلاین از همین تجربه شخصی، سفری را آغاز میکند که بهتدریج از مسئله "همزاد" فراتر میرود و به جهانی میپردازد که در آن مرز میان واقعیت و روایت، حقیقت و توهم، و حتی چپ و راست، گاه به شکلی غریب جابهجا میشود. تجربه او بهعنوان مادر کودکی دارای اوتیسم نیز پیشتر او را با روایتهای مربوط به پیوند واکسن و اوتیسم و جنبش ضدواکسن مواجه کرده بود؛ مواجههای که بعدها یکی از مسیرهای ورود او به بحث گستردهتر درباره فرهنگ توطئه شد.
"همزاد" در مرز میان خاطرهنگاری، گزارشگری و تحلیل سیاسی حرکت میکند. کلاین برای توضیح وضعیت معاصر از مفهوم دنیای آینه (Mirror World) استفاده میکند؛ جهانی که در آن واقعیت میتواند وارونه بازتاب پیدا کند: توطئه میتواند جای توضیح واقعیت را بگیرد و روایتهایی که خود را در برابر قدرت تعریف میکنند، گاه به شبکههایی نزدیک شوند که در ظاهر با آنها تعارض دارند. با این حال، کلاین تأکید میکند که نقد نظریههای توطئه نباید به معنای نادیده گرفتن مناسبات واقعی قدرت باشد. بیاعتمادی به شرکتهای بزرگ فناوری و دارویی، پلتفرمهای دیجیتال یا نهادهای رسمی، همیشه از خلأ شکل نمیگیرد؛ مسئله این است که چگونه میتوان میان پرسشگری درباره قدرت و تبدیل همهچیز به نتیجهی یک توطئه پنهان تمایز گذاشت.
بخشی از کتاب به تجربه همهگیری کووید و گسترش نظریههای توطئه در آن دوره اختصاص دارد؛ بحثی که تجربه کلاین با نائومی ولف یکی از نقاط ورود او به آن است. کلاین نشان میدهد که چرا صرفا ارائه اطلاعات درست برای مقابله با این روایتها کافی نیست. نظریههای توطئه علاوه بر ادعای توضیح جهان، میتوانند برای افراد احساس تعلق، هویت، اجتماع و دسترسی به دانشی ویژه ایجاد کنند. شبکههای اجتماعی و اقتصاد توجه نیز با تقویت خشم، ترس و بیاعتمادی، به گسترش روایتهایی کمک میکنند که افراد را بیش از پیش در جهانهای معنایی متفاوتی قرار میدهند؛ جهانهایی که در آنها اختلاف فقط بر سر یک مسئله نیست، بلکه به معنای خود واقعیت نیز کشیده میشود.
کلاین در ادامه، رابطه میان نظریههای توطئه، راست افراطی، سیاست هویتی و سرمایهداری نظارتی را بررسی میکند و این بحث را به موضوعاتی چون یهودستیزی، استعمار و مناقشه اسرائیل و فلسطین پیوند میزند. در عین حال، نقد او متوجه خود جریانهای چپ و مترقی نیز هست: اینکه چگونه برخی نقدهای واقعی قدرت میتوانند در "دنیای آینه" به روایتهایی تحریفشده و توطئهآمیز تبدیل شوند و چگونه ناتوانی در پاسخگویی به بیاعتمادی، اضطراب و نیاز به تعلق میتواند میدان را برای روایتهای بدیل باز کند.
در این میان، مفهوم "آینه" دوباره اهمیت پیدا میکند: جریانهایی که خود را دشمن یکدیگر میدانند، گاه در شیوه ساختن دشمن، توضیح مسائل پیچیده و نسبت دادن آنها به نیروهای پنهان، شباهتهایی پیدا میکنند؛ شباهتهایی که البته به معنای یکی بودن آنها نیست.
کتاب در چهار بخش تنظیم شده است: زندگی دوپاره، دنیای آینه، سرزمین سایهها و رویارویی با امر واقع. این چهار بخش، مسیر کتاب را از تجربه شخصی کلاین و مسئله همزاد آغاز میکنند، به فرهنگ توطئه و مناسبات قدرت میرسانند و در نهایت به امکان مواجههای متفاوت با واقعیت و بازسازی همبستگی جمعی میانجامند.
"همزاد" در سال ۲۰۲۳ منتشر شد، در فهرست پرفروشهای نیویورکتایمز قرار گرفت و در سال ۲۰۲۴ نخستین برنده جایزه Women's Prize for Non-Fiction شد. ترجمه فارسی آن نیز توسط علیرضا شفیعینسب از سوی نشر ترجمان در دسترس مخاطبان فارسیزبان قرار گرفته است.
اهمیت کتاب شاید بیش از پاسخهای قطعی آن، در پرسشهایی باشد که پیش روی ما میگذارد: چگونه میتوان میان نقد قدرت و توطئهاندیشی تمایز گذاشت؟ چرا روایتهای توطئه برای برخی افراد جذاب میشوند؟ نقد قدرت چگونه ممکن است خود به روایتهای سادهانگارانه و توطئهآمیز تبدیل شود؟ و در شرایطی که گروههای مختلف بیش از پیش در جهانهای اطلاعاتی و معنایی متفاوت زندگی میکنند، چگونه میتوان امکان ساختن یک جهان مشترک را حفظ کرد؟
"همزاد" در نهایت ما را با مسئلهای فراتر از یک اشتباه ساده در تشخیص هویت مواجه میکند: جهانی که در آن خود واقعیت به میدان منازعه تبدیل شده است.
🔹🔹🔹
اخبار، نظرات و انتقادات خود در حوزهی مسائل صنفی و آموزشی را از طریق آیدی زیر برای ما ارسال کنید:
🆔 @kashowranews
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👌9
🔴مدرسه روستا سهم غیربومیها شد
✍فروغ فکری؛ روزنامهنگار
▪️پژوهشهای حاضر در روستای نوشیروانکلا معنای واقعیت گرفتهاند. اهالی روستا در سالهای اخیر تغییر نگاه روستاییان و بچههایشان را با حضور این مدرسه غیرانتفاعی دیدهاند و نمیدانند در شرایطی که خودشان برای ساخت آن مدرسه هزینه کردهاند چطور آموزش و پرورش آن را اجاره داده است. پیگیریهایشان همچنان ادامه دارد تا در سال جدید که چند روزی از آغازش میگذرد، بچهها به مدرسه سالم روستا برگردند و مدرسه ۸۰ ساله هم بالاخره تعمیر شود.
🔻متن کامل این خبر را از اینجا بخوانید.
منبع: آتیه آنلاین
🔹🔹🔹
اخبار، نظرات و انتقادات خود در حوزهی مسائل صنفی و آموزشی را از طریق آیدی زیر برای ما ارسال کنید:
🆔 @kashowranews
ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید و با تازهترین اخبار و فعالیتهای شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان همراه باشید:
📡 تلگرام؛ 🌐 سایت
📸 اینستاگرام؛ 🐦 توییتر X
📲 واتساپ؛ 🎥 یوتیوب
✍فروغ فکری؛ روزنامهنگار
▪️پژوهشهای حاضر در روستای نوشیروانکلا معنای واقعیت گرفتهاند. اهالی روستا در سالهای اخیر تغییر نگاه روستاییان و بچههایشان را با حضور این مدرسه غیرانتفاعی دیدهاند و نمیدانند در شرایطی که خودشان برای ساخت آن مدرسه هزینه کردهاند چطور آموزش و پرورش آن را اجاره داده است. پیگیریهایشان همچنان ادامه دارد تا در سال جدید که چند روزی از آغازش میگذرد، بچهها به مدرسه سالم روستا برگردند و مدرسه ۸۰ ساله هم بالاخره تعمیر شود.
واگذاری تنها مدرسه سالم روستا به مدرسه غیر انتفاعی و درس خواندم کودکان روستا در حیاط
🔻متن کامل این خبر را از اینجا بخوانید.
منبع: آتیه آنلاین
🔹🔹🔹
اخبار، نظرات و انتقادات خود در حوزهی مسائل صنفی و آموزشی را از طریق آیدی زیر برای ما ارسال کنید:
🆔 @kashowranews
ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید و با تازهترین اخبار و فعالیتهای شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان همراه باشید:
📡 تلگرام؛ 🌐 سایت
📸 اینستاگرام؛ 🐦 توییتر X
📲 واتساپ؛ 🎥 یوتیوب
❤5🔥4😐1
🔴 رسول بداقی، غفار دیندار و حجت سادات از زندان ممسنی آزاد شدند
بر اساس اخبار رسیده، رسول بداقی، غفار دیندار و حجت سادات، از فعالان صنفی فرهنگیان، ساعاتی پیش با تودیع وثیقه از زندان ممسنی آزاد شدند.
این سه فعال صنفی، امروز با تأمین وثیقه و تا زمان طی مراحل بعدی پرونده، از زندان آزاد شدند.
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران ضمن اطلاعرسانی درباره وضعیت فعالان صنفی و پیگیری اخبار مربوط به پروندههای آنان، جزئیات و اطلاعات تکمیلی درباره وضعیت این سه فعال صنفی را در صورت دریافت، متعاقباً منتشر خواهد کرد.
🔹🔹🔹
اخبار، نظرات و انتقادات خود در حوزهی مسائل صنفی و آموزشی را از طریق آیدی زیر برای ما ارسال کنید:
🆔 @kashowranews
ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید و با تازهترین اخبار و فعالیتهای شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان همراه باشید:
📡 تلگرام؛ 🌐 سایت
📸 اینستاگرام؛ 🐦 توییتر X
📲 واتساپ؛ 🎥 یوتیوب
بر اساس اخبار رسیده، رسول بداقی، غفار دیندار و حجت سادات، از فعالان صنفی فرهنگیان، ساعاتی پیش با تودیع وثیقه از زندان ممسنی آزاد شدند.
این سه فعال صنفی، امروز با تأمین وثیقه و تا زمان طی مراحل بعدی پرونده، از زندان آزاد شدند.
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران ضمن اطلاعرسانی درباره وضعیت فعالان صنفی و پیگیری اخبار مربوط به پروندههای آنان، جزئیات و اطلاعات تکمیلی درباره وضعیت این سه فعال صنفی را در صورت دریافت، متعاقباً منتشر خواهد کرد.
🔹🔹🔹
اخبار، نظرات و انتقادات خود در حوزهی مسائل صنفی و آموزشی را از طریق آیدی زیر برای ما ارسال کنید:
🆔 @kashowranews
ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید و با تازهترین اخبار و فعالیتهای شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان همراه باشید:
📡 تلگرام؛ 🌐 سایت
📸 اینستاگرام؛ 🐦 توییتر X
📲 واتساپ؛ 🎥 یوتیوب
👍9❤4🥰4🔥2
میانگین دستمزد معلمان حدود ۲۵ میلیون تومان است؛ کمتر از نصف خط فقر رسمی.
معلم تازهاستخدامشده حتی از حداقل حقوق یک کارگر ساده هم کمتر میگیرد.
در بیشتر مدارس غیرانتفاعی، معلمان نه بیمه دارند و نه امنیت شغلی
معلمان حق التدریس مدتهاست ، منتظر استخدام هستند ، اما هربار با وعده های پوچ مواجه می شوند.
محمد حبیبی، سخنگوی شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران، در گفتوگو با ایلنا از ریشههای موج استعفای معلمان میگوید؛ صدایی که میخواهد جامعه و مسئولان را متوجه وضعیت
اسفبار زندگی معلمان کند.
📎 متن کامل این گفتگو را اینجا بخوانید
منبع : خبر گزاری کار ایران ،ایلنا
#معلمان
#حقوق_معلمان
#استعفای_معلمان
#خط_فقر
#شورای_هماهنگی
🔹🔹🔹
اخبار، نظرات و انتقادات خود در حوزهی مسائل صنفی و آموزشی را از طریق آیدی زیر برای ما ارسال کنید:
🆔 @kashowranews
ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید و با تازهترین اخبار و فعالیتهای شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان همراه باشید:
📡 تلگرام؛ 🌐 سایت
📸 اینستاگرام؛ 🐦 توییتر X
📲 واتساپ؛ 🎥 یوتیوب
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🔥5👌4❤2👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴 گسترش اعتراضات دانشآموزان و اعتصابات کارکنان در فرانسه
موج اعتراضات اجتماعی در فرانسه که از اواخر سپتامبر با اعتراض دانشآموزان دبیرستانی آغاز شد، طی روزهای گذشته گسترش یافته است. دانشآموزان به کمبود معلم و نیروی آموزشی، تراکم بالای کلاسها، وضعیت نامناسب برخی مدارس و کمبود منابع و بودجه آموزشی اعتراض دارند. این اعتراضات از حومه پاریس آغاز شد و به صدها مدرسه در سراسر کشور گسترش یافت؛ بهطوریکه روز اول اکتبر بیش از هزار دبیرستان به اشکال مختلف تحت تأثیر اعتراضات قرار گرفتند.
اعتراضات دانشآموزی در مواردی با درگیری و مداخله پلیس همراه بوده است. تنها در روز ۲۹ سپتامبر ۴۴۰ نفر، عمدتاً افراد زیر سن قانونی، بازداشت شدند و با ادامه اعتراضات، شمار بازداشتها در روزهای بعد بهطور چشمگیری افزایش یافت. همچنین گزارشهایی از مجروحشدن دانشآموزان، کارکنان مدارس و نیروهای پلیس منتشر شده است.
همزمان، کارکنان بخش عمومی، از جمله معلمان، کارکنان حوزه سلامت و آتشنشانان نیز در اعتراض به وضعیت دستمزدها، شرایط کاری و سیاستهای بودجهای دولت دست به اعتصاب و تجمع زدهاند. در ۲۹ سپتامبر حدود ۱۷۰ تجمع در نقاط مختلف فرانسه برگزار شد. اتحادیههای کارگری خواهان افزایش دستمزدها، بهبود شرایط کار و اختصاص منابع بیشتر به خدمات عمومی هستند.
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران با تأکید بر حق دانشآموزان، معلمان و دیگر مزدبگیران برای اعتراض و بیان مسالمتآمیز مطالبات خود، نسبت به گزارشهای مربوط به برخورد خشونتآمیز و بازداشت گسترده دانشآموزان، بهویژه افراد زیر سن قانونی، ابراز نگرانی میکند. برخورداری از آموزش عمومی باکیفیت، کلاسهای استاندارد، معلم کافی، بودجه مناسب و شرایط کاری شایسته از مطالبات اساسی جامعه آموزشی است. شورا بر این باور است که پاسخ به چنین مطالباتی باید از مسیر گفتوگو، احترام به حقوق صنفی و مدنی و شنیدن صدای دانشآموزان، معلمان و تشکلهای آنان صورت گیرد.
🔹🔹🔹
اخبار، نظرات و انتقادات خود در حوزهی مسائل صنفی و آموزشی را از طریق آیدی زیر برای ما ارسال کنید:
🆔 @kashowranews
ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید و با تازهترین اخبار و فعالیتهای شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان همراه باشید:
📡 تلگرام؛ 🌐 سایت
📸 اینستاگرام؛ 🐦 توییتر X
📲 واتساپ؛ 🎥 یوتیوب
موج اعتراضات اجتماعی در فرانسه که از اواخر سپتامبر با اعتراض دانشآموزان دبیرستانی آغاز شد، طی روزهای گذشته گسترش یافته است. دانشآموزان به کمبود معلم و نیروی آموزشی، تراکم بالای کلاسها، وضعیت نامناسب برخی مدارس و کمبود منابع و بودجه آموزشی اعتراض دارند. این اعتراضات از حومه پاریس آغاز شد و به صدها مدرسه در سراسر کشور گسترش یافت؛ بهطوریکه روز اول اکتبر بیش از هزار دبیرستان به اشکال مختلف تحت تأثیر اعتراضات قرار گرفتند.
اعتراضات دانشآموزی در مواردی با درگیری و مداخله پلیس همراه بوده است. تنها در روز ۲۹ سپتامبر ۴۴۰ نفر، عمدتاً افراد زیر سن قانونی، بازداشت شدند و با ادامه اعتراضات، شمار بازداشتها در روزهای بعد بهطور چشمگیری افزایش یافت. همچنین گزارشهایی از مجروحشدن دانشآموزان، کارکنان مدارس و نیروهای پلیس منتشر شده است.
همزمان، کارکنان بخش عمومی، از جمله معلمان، کارکنان حوزه سلامت و آتشنشانان نیز در اعتراض به وضعیت دستمزدها، شرایط کاری و سیاستهای بودجهای دولت دست به اعتصاب و تجمع زدهاند. در ۲۹ سپتامبر حدود ۱۷۰ تجمع در نقاط مختلف فرانسه برگزار شد. اتحادیههای کارگری خواهان افزایش دستمزدها، بهبود شرایط کار و اختصاص منابع بیشتر به خدمات عمومی هستند.
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران با تأکید بر حق دانشآموزان، معلمان و دیگر مزدبگیران برای اعتراض و بیان مسالمتآمیز مطالبات خود، نسبت به گزارشهای مربوط به برخورد خشونتآمیز و بازداشت گسترده دانشآموزان، بهویژه افراد زیر سن قانونی، ابراز نگرانی میکند. برخورداری از آموزش عمومی باکیفیت، کلاسهای استاندارد، معلم کافی، بودجه مناسب و شرایط کاری شایسته از مطالبات اساسی جامعه آموزشی است. شورا بر این باور است که پاسخ به چنین مطالباتی باید از مسیر گفتوگو، احترام به حقوق صنفی و مدنی و شنیدن صدای دانشآموزان، معلمان و تشکلهای آنان صورت گیرد.
🔹🔹🔹
اخبار، نظرات و انتقادات خود در حوزهی مسائل صنفی و آموزشی را از طریق آیدی زیر برای ما ارسال کنید:
🆔 @kashowranews
ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید و با تازهترین اخبار و فعالیتهای شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان همراه باشید:
📡 تلگرام؛ 🌐 سایت
📸 اینستاگرام؛ 🐦 توییتر X
📲 واتساپ؛ 🎥 یوتیوب
👍9❤2👏1