کانال شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران
#روایت_میناب میکائیل ۹ سال داشت. کلاس سوم دبستان بود. هر صبح کولهاش را بر دوش میانداخت و راه مدرسه را در پیش میگرفت؛ همان راهی که قرار بود او را به رؤیاهای کودکی، به دوستیها، به بازی، به نقاشیهایش و به آینده برساند. اما جنگ، راه دیگری برای او نوشت.…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#روایت_میناب
ماکان هنوز کودکی بود که برای تولدش ذوق میکرد، میدوید، میخندید و در آغوش خانوادهاش آینده را زندگی میکرد. در یکی از آخرین ویدئوهای بهجا مانده از او، خواهرش جشن تولدی غافلگیرانه برایش ترتیب داده است؛ لحظهای کوتاه از شادی، بیخبر از آنکه روزی همین تصاویر به یادگاری دردناک برای خانوادهاش تبدیل خواهند شد.
پس از حمله، ماکان ناپدید شد. روزها گذشت و خانوادهاش در میان اضطراب و امید، چشمانتظار خبری از او ماندند. نه پیکری برای وداع بود و نه نشانی برای پایان انتظار. تنها چیزی که به آنان بازگردانده شد، لنگهای از کفش کتانی سوختهاش بود؛ نشانهای کوچک از کودکی که قرار بود از مدرسه به خانه بازگردد.
انتظار برای کودکی که دیگر بازنمیگردد، یکی از سنگینترین شکلهای سوگ است. خانواده ماکان نهتنها عزیز خود را از دست دادند، بلکه روزها و هفتهها با رنجِ بیخبری و بلاتکلیفی نیز زیستند و دست آخر یک لنگه کفش کتانی سوخته از ماکان را یافتند.
نام ماکان در کنار نام بسیاری از کودکان دیگر، یادآور این حقیقت تلخ است که در هر جنگی، کودکان بیدفاعترین قربانیاناند. آنان نه در آغاز جنگ نقشی دارند و نه در تصمیمگیریهای آن؛ اما بیش از همه، بهای آن را میپردازند.
#ماکان_نصیری
🔹🔹🔹
اخبار، نظرات و انتقادات خود در حوزهی مسائل صنفی و آموزشی را از طریق آیدی زیر برای ما ارسال کنید:
🆔 @kashowranews
ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید و با تازهترین اخبار و فعالیتهای شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان همراه باشید:
📡 تلگرام؛ 🌐 سایت
📸 اینستاگرام؛ 🐦 توییتر X
📲 واتساپ؛ 🎥 یوتیوب
ماکان هنوز کودکی بود که برای تولدش ذوق میکرد، میدوید، میخندید و در آغوش خانوادهاش آینده را زندگی میکرد. در یکی از آخرین ویدئوهای بهجا مانده از او، خواهرش جشن تولدی غافلگیرانه برایش ترتیب داده است؛ لحظهای کوتاه از شادی، بیخبر از آنکه روزی همین تصاویر به یادگاری دردناک برای خانوادهاش تبدیل خواهند شد.
پس از حمله، ماکان ناپدید شد. روزها گذشت و خانوادهاش در میان اضطراب و امید، چشمانتظار خبری از او ماندند. نه پیکری برای وداع بود و نه نشانی برای پایان انتظار. تنها چیزی که به آنان بازگردانده شد، لنگهای از کفش کتانی سوختهاش بود؛ نشانهای کوچک از کودکی که قرار بود از مدرسه به خانه بازگردد.
انتظار برای کودکی که دیگر بازنمیگردد، یکی از سنگینترین شکلهای سوگ است. خانواده ماکان نهتنها عزیز خود را از دست دادند، بلکه روزها و هفتهها با رنجِ بیخبری و بلاتکلیفی نیز زیستند و دست آخر یک لنگه کفش کتانی سوخته از ماکان را یافتند.
نام ماکان در کنار نام بسیاری از کودکان دیگر، یادآور این حقیقت تلخ است که در هر جنگی، کودکان بیدفاعترین قربانیاناند. آنان نه در آغاز جنگ نقشی دارند و نه در تصمیمگیریهای آن؛ اما بیش از همه، بهای آن را میپردازند.
#ماکان_نصیری
🔹🔹🔹
اخبار، نظرات و انتقادات خود در حوزهی مسائل صنفی و آموزشی را از طریق آیدی زیر برای ما ارسال کنید:
🆔 @kashowranews
ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید و با تازهترین اخبار و فعالیتهای شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان همراه باشید:
📡 تلگرام؛ 🌐 سایت
📸 اینستاگرام؛ 🐦 توییتر X
📲 واتساپ؛ 🎥 یوتیوب
💔32😢21❤3🔥2😐2