کانال شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران
17.7K subscribers
12.8K photos
3.13K videos
222 files
5.25K links
منبع مستند اطلاعیه‌ها، بیانیه‌ها، فراخوان‌ها و نامه‌های سرگشاده شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران، این کانال می‌باشد.
مقالات و نوشته‌های افراد، گرو‌ه‌ها و احزاب که از این کانال پخش شود، لزومأ دیدگاه شورا نیست.
Download Telegram
#یاداشت
🔴 دیوارها بی‌گناهند

✍️ #رسول_بداقی

یادداشت زیر را رسول بداقی #معلم_زندانی برای مراسم ازدواج دخترش نوشته و در اختیار کانال #شورای_هماهنگی_تشکلهای_صنفی_فرهنگیان_ایران قرار داده است.
رسول بداقی در بیش از دو سال گذشته به جز یک بار به مدت ۴ روز، همچنان از حق مرخصی محروم مانده و «تلاش وکلای او برای آزادی‌اش با رد اعاده دادرسی در دیوان عالی بی نتیجه مانده است». او که حتی برای مراسم ازدواج دخترش نیز اجازه نیافت از حق مرخصی قانونی خود استفاده کند، این یادداشت را در همین رابطه برای دخترش نوشته است.
🔸دخترم شبنم، از پشت دیوارها و قفل‌های زندان، جشن عروسی‌ات را شادباش می‌گویم؛ می‌دانم دیوارها و قفل‌ها بی گناهند، آنان که در بیدادگاه خودکامگان گناهکارند، آزادگانند.


🔸دخترم، می‌دانم که ده سال زاد روزت را بدون پدر جشن گرفتنید، ده عید تنها بر سفره‌ی هفت‌سین نشستید؛ ده چهارشنبه‌سوری و سیزده‌به‌در چشمتان به در بود. اما من نه فقط ده عید که روزی ده بار در اندوه دوری شما اشک‌هایم را پنهان کردم. ده سال، هر آن دلم زیر باران و سوز سرمای اندوه به خود لرزید. خود می‌دانی که مرگ مادر را هم در تنهایی سلول زندان با خود به سوگ نشستم و دیدم که دیوار زندان هم به حالم گریست.

🔸دلبندم، اندوه نبودنم در کنار سفره‌ی عقد تو، همچون نبودنم هنگام جان‌کندن مادر، سنگین و دلخراش بود؛ گرچه آن‌روزها خواب دیدم که مادر سر بر زانوی من جان می‌سپرد، اما این خواب زخمی‌ست که نمکش سکوت و نگاه‌های رمزآلود و گله‌مند شماست.

🔸فرزندم، واپسین نگاه و خاطره‌ام از مادر، تنها سنگ قبری‌ست، سرد و بی‌جان که هرگز باورش نکردم. نمی‌دانم آیا مادرم با آن اراده‌ی استوار زیر آن سنگ بود یا اطرافیانم فریبم دادند! هرگز باورم نشد که مادری دلیر و با احساس چگونه می‌تواند زیر سنگی سرد پنهان شود؟!

🔸گمان می‌کردم اگر مادرم زیر آن سنگ بود، برای نوشیدن چای صدایم می‌کرد. در آن گورستان در میان زمزمه‌های نامفهوم اطرافیان دلم من همچون همیشه گوشش به صدای پر مهر مادر بود، اما نه...! من فقط خیال می‌کردم و امیدوارنه دلم مرا به‌سوی خانه‌ای پر از خاطره‌های مادر می‌کشاند؛ خانه‌ای که دلم را چون بچه آهویی در آن جا گذاشته بودم.

🔸از گورستان که به خانه آمدم، چشمانم به در بود، شاید مادرم همچون همیشه به رویم آغوش بگشاید؛ اما نه مادر و نه هیچ‌کس دیگر در خانه نبود. تا سر بر ستون شانه‌هایش غبار از دل بزدایم و رنج هفت سال زندان را با او قسمت کنم. من ماندم و خاطراتی تلخ‌تر و اشک‌هایی که هنوز پشت پلک‌هایم پنهان شده است.
این بار جشن عروسی تو نیز برفی دیگر بر زمستان دلم نشاند، این سرنوشت، مرده ریگ نیاکان است که باید ما دگرگونش کنیم. برف روی برف. زمستان پشت زمستان! اما برآنم که اندوهم را روزی، با خاک گور قسمت کنم که رازدار است و پربار و بی‌سرزنش.

🔸از مادرم آموختم که: «درد دل سی زیر گل» آموختم که پنهان و بی‌صدا گریه کنم، آموختم که محبت به گدایی ندهند، محبت خریدنی نیست. همچون دستان بخشنده‌ی طبیعت، رایگان و خودروست.

🔸دخترم، سوگند به اشک‌های آزادگان؛ سوگند به خون گرم شهیدان راه آزادی و انسانیت، جز برای رهایی انسان از بند خودکامگان آرمانی ندارم، و هیچ چیز به‌جز لذت آزادگی در کام من شیرین نیست. مال و شهرت و مقام جز خس و خاشاکی، بر روی دریای آرزوهایم نیست؛ که من بر کشتی اراده، اندیشه و تجربه‌ی خویش، توانا و شاداب ایستاده‌ام؛ از تلخی روزهای پیش‌رو مرا باک نیست. زیرا هیچ چیز برای من تلخ‌تر از بندگی و شکم‌بارگی نیست. والاترین شکوه برای من شادی و رفاه و آرامش و آزادمنشی ایرانیان است و در این راه یک دم درنگ نخواهم کرد.

🔸فرزندانم مرا ببخشید، چون همه‌ی آزادی و همه‌ی مسئولیت من با خودم است و شما نیز آزاد و مسئول رفتار و گفتار و کردار خویشید.

🔸من و شما همانا آفریده‌ی اندیشه و رفتار خویشیم. در آرزوی خوشبختی شما

رسول - شهریور ۱۴۰۳

🔹🔹🔹
شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران

🔹نشانی کانال تلگرامی شورا:
🆔
@kashowra

📍اخبار، نظرات و انتقادات خود در حوزه مسایل صنفی و آموزشی را از طریق آی‌دی زیر برای درج در کانال ارسال کنید 👇
🆔
@kashowranews
33👍14😢14💔10👏4👌2
#یاداشت
🔴 برای معلمان آگاه و مستقل

✍️ #رسول_بداقی معلم زندانی

🔸در کشورهایی که حکومت آنان بر پایه‌ی دیکتاتوری فردی یا گروهی اداره می‌شود آنچه استقلال ندارد، فرد است. در سیستم‌های دیکتاتوری، فرد باید پیرو بی‌چون و چرای آن چیزی باشد که اقلیت حاکم برایش مشخص می‌کند، افرادی آگاهانه یا ناآگاهانه مجری برنامه‌هایی هستند، که حاکمان به آنان دیکته می‌کنند. به همین‌خاطر به این حاکمان دیکتاتور می‌گویند. یعنی گروهی حاکم که کارشان دیکته کردن است...

🔸... اما وظیفه‌ی معلم در این‌باره چیست؟
معلم فردی جیره‌خوار نیست، تولید معلم، انسان تربیت‌یافته‌ی متمدن، آگاه، سازنده و سرنوشت‌ساز است. معلم دو نقش دارد، که هر یک از دیگری، سرنوشت‌سازتر است، یکی زندگی خود و خانواده، دیگری ساختن انسان خردمند، آشتی‌جو، با عاطفه‌ی انسانی.
پس استقلال و آگاهی ماهیت معلم است. معلم آگاه باید از القاء هرگونه گرایش دینی، جنسیتی، نژادی، قومی، سیاسی، حزبی و سایر تعلقات خاص به دانش‌آموز دوری کند، معلم مستقل و آگاه، معلمی است که با کمترین تکیه بر کتاب‌های درسی، وظیفه‌ی اجتماعی خود را در راستای آگاهی‌بخشی به دانش آموزان انجام دهد. معلم افزون بر وظایف رسمی سه وظیفه‌ی مهم اجتماعی- انسانی بر دوش دارد. که چنانچه حاکمیت از آموزش آن‌ها خوداری کند، او آن‌ها را جبران کند.

الف) بیان واقعیت‌های موجود اجتماعی
ب) تقدس‌زدایی از انسان
ج) تبیین تغییرپذیر بودن انسان

🔸... در راستای این اهداف، معلم باید روحیه‌ی انتقادگری و انتفادپذیری را نخست در خود و سپس در دانش‌آموز تقویت کند.

📎 متن کامل این یادداشت را در لینک زیر بخوانید:
https://is.gd/llV9uy

🔹🔹🔹
شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران

🔹نشانی کانال تلگرامی شورا:
🆔 @kashowra

📍اخبار، نظرات و انتقادات صنفی و آموزشی: 👇
🆔 @kashowranews
👍418🔥3👎1👌1
#یاداشت
🔴 حضور نیروهای امنیتی در مدارس، زنگ خطر برای جامعه

✍️ ناصر زمانی

🔸در پی خیزش انقلابی ۱۴۰۱ که در آن نقش تعیین‌کنندهٔ دانش‌آموزان و نوجوانان بار دیگر در تاریخ مبارزات مردمی ایران به ثبت رسید، اکنون رژیم سرمایه‌داری جمهوری اسلامی گام‌های تازه‌ای برای کنترل و سرکوب این نیروی پیش رونده اجتماعی برمی‌دارد. تفاهم‌نامه اخیر میان احمدرضا رادان، فرمانده کل نیروهای سرکوب، و علیرضا کاظمی، وزیر آموزش و پرورش دولت جدید، تلاشی عریان برای نظامی‌سازی آموزش و تبدیل مدارس به پایگاه‌های انضباط پلیسی و سرکوب ایدئولوژیک است. بر اساس این تفاهم نامه به نیروهای امنیتی و سرکوبگر به‌طور رسمی اجازه حضور و سرکوب در مدارس داده شده است. این اقدام نه یک اتفاق مقطعی، بلکه بخشی از پاسخ ساختاری رژیم به تهدیدی‌ است که از دل مبارزات دانش‌آموزان برخاسته است. علیرضا کاظمی، که خود را «با افتخار سرباز رادان» می‌نامد، نماینده‌ی بخشی از طبقهٔ حاکم و سرکوبگر است که آموزش را نه ابزاری برای رشد فکری کودکان و نوجوانان، بلکه عرصه‌ای برای بازتولید بردگی و تحقیر  می‌بیند. این رویکرد آموزشی در واقع در خدمت تحکیم دستگاه سرکوب جنسیتی و طبقاتی جمهوری اسلامی است که امروز با شکست مواجه شده است. در این شرایط، مقاومت دانش‌آموزان نه فقط ادامه دارد، بلکه از اهمیت بیشتری برخوردار می‌شود...

🔸رژیم سرمایه داری جمهوری اسلامی پس از دهه‌ها سرمایه‌گذاری ایدئولوژیک و امنیتی برای اسلامی‌سازی مدارس، امروز در برابر واقعیتی انکارناپذیر قرار گرفته است، به بیان واقعی تر پروژه‌اش شکست خورده است. رژیمی که از نخستین سال‌های حاکمیتش، مدرسه را به ابزاری برای تحمیل حجاب، سرکوب و ترویج اطاعت مذهبی بدل کرد، اکنون با نسلی روبر‌و است که نه‌تنها این نظم تحمیلی را نمی‌پذیرد، بلکه آن را به چالش می‌کشد. در خیزش انقلابی ۱۴۰۱ ژینا، این دختران دانش‌آموز بودند که با برداشتن روسری‌ها و شعار دادن در کلاس‌ها و در کف خیابان ها از خشونت حکومتی، آشکارا نشان دادند، که نظام آموزشی رژیم جمهوری اسلامی نتوانسته ذهن‌ها آنها را مطیع و رام خود کند. برعکس، همان مدارسی که قرار بود کانون بازتولید سلطه پذیری و تسلیم طلبی محض باشند، به میدان مقاومت علیه ایدئولوژی اسلامی و زن‌ستیز بدل شده‌اند... این تفاهم‌نامه نه تنها یک هشدار، بلکه نشان‌دهنده‌ی ترس رژیم از قدرت آگاهی و حضور دانش‌آموزان است. وقتی که مدرسه به محلی برای سرکوب تبدیل می‌شود، مقاومت به شکلی قوی‌تر و جسورتر ادامه خواهد یافت. دانش‌آموزان امروز، فرزندان خانواده‌هایی از طبقهٔ کارگر، معلمان، بازنشستگان و سایر زحمتکشان جامعه هستند. این خانواده‌ها نه تنها باید از فرزندان خود در برابر سرکوب محافظت کنند، بلکه وظیفه دارند صدای آن‌ها را در اعتراضات و مبارزات اجتماعی تقویت کنند. خانواده‌ها باید با حمایت از دانش‌آموزان خود در خیابان‌ها و در مبارزات هفتگی علیه فقر، تبعیض و سرکوب، نشان دهند که تعرض به فرزندانشان در واقع تعرض به کل جامعه ی کارگری و دیگر اقشار مزدبگیر محروم در جامعه است...

🔸اتحاد میان دانش‌آموزان در خانواده‌های جامعه کارگری می‌تواند نیرویی قدرتمند در مقابل نظام حاکم بسازد.در این مسیر، دانش‌آموزان به عنوان یکی از بخش‌های پیشتاز مبارزات اجتماعی و انقلابی در راه آزادی و برابری، این پتانسیل را از خود نشان داده اند که به نیرویی تعیین‌کننده در تغییرات اجتماعی در چشم انداز آینده تبدیل شوند.


📎 متن کامل این یادداشت را در لینک زیر بخوانید:
https://is.gd/KY0WuJ

🔹🔹🔹

شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران

🔹نشانی کانال تلگرامی شورا:
🆔
@kashowra

📍اخبار،نظرات و انتقادات صنفی و آموزشی:
🆔
@kashowranews
👍30🔥4👎2
#یاداشت_همکار

🔴 سید مجتبی ممدوح معلمی مردمی

✍🏼#اسفندیار_اسماعیل‌زاده؛ فعال صنفی

می‌گویند: ارزش‌های وجودی آدمی بیشتر در شرایط سخت و دشوار آشکار می‌شود. ارزش‌هایی چون میزان تاب‌آوری، عدالت‌طلبی، آزادی‌خواهی، خردمندی، استقلال فکری، انسان دوستی، خیرخواهی، وفاداری و... مرحوم سید مجتبی ممدوح نمونه‌ای از این نوع انسان‌های دلسوز، مردمی، خیر‌خواه، نوع‌دوست و حق‌طلب بود.

او در دوران شاغلی به تدریس و تمرین دروس ورزش و امور هنری (خوشنویسی) مشغول بود. معلمی که همیشه در میان بچه‌ها و در کنار آنها بود و سعی داشت از آنها ورزشکاری هنرمند و شریف بسازد. ارتباط دوستانه و صادقانه او با دانش‌آموزان از او یک معلم دوست داشتنی و خودمانی ساخته بود.

مرحوم سید مجتبی ممدوح همواره تبسمی بر لب و مهری در دل داشت. از همان دوران جوانی در کارهای خیر و عمومی پیش قدم بود. دوستان او را سید صدا می کردند. سید مجتبی مورد اعتماد و اطمینان همه بود. کم حرف می‌زد ولی خوب حرف می‌زد.

بعد از بازنشستگی بیشتر برای مسائل صنفی و معیشتی معلمان و امورتحصیلی دانش‌آموزان وقت می‌گذاشت. به کمک دوستان همفکر و همراه خود در تجمع‌های صنفی سراسری معلمان در رضوانشهر حضور می‌یافت واز حامیان همیشگی معلمان دربند و اخراجی بود.

از این معلم خوب و مردمی دو فرزند پسر و دختر فرهیخته و همسری صبور و دوستانی باوفا و خاطراتی شیرین باقی مانده است.

اگر چه جای او همواره در بین ما خالی می‌ماند اما یقین دارم که خانوده گرامی او و دوستان همدل و همراه او از فضائل اخلاقی و انسانیش پاسداری خواهند کرد.

نامش جاودان، راهش پر رهرو و یادش گرامی باد.


🔹🔹🔹
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران

🔹نشانی کانال تلگرامی شورا:
🆔
@kashowra

📍اخبار، نظرات و انتقادات صنفی و آموزشی:
🆔
@kashowranews
36😢4👍2😐2
#یاداشت_همکاران

✍🏼 عطاءالله مرادی، معلمی از سقز

با سلام و احترام و عرض تسلیت به همه‌ی دوستان، دلسوزان و مردم داغدار ایران

مسببان و مقصران اصلی وضع موجود کشور ایران، کسانی هستند که آگاهانه منافع شخصی را بر منافع عمومی ترجیح می‌دهند و با پشتوانه‌ی قوانین تبعیض‌آمیز و ساختار حاکمیتی ناکارآمد، دست به چپاول منابع مادی و ثروت‌های ملی زده‌اند و سرمایه‌های انسانی و نخبگانی کشور را حذف یا فراری داده‌اند. در اتفاقات دی‌ماه ۱۴۰۴، چه آن گروه و دسته‌ای که با برچسب‌زنی‌های ناروا به مردم مظلوم معترض پرداختند و چه آن گروهی که با موج‌سواری بر خشم انباشته‌ی ملت، اوج جهالت و حماقت خود را در قتل‌عام و مجروح کردن چند هزار هم‌وطن و جریحه‌دار نمودن روان جامعه به نمایش گذاشتند، بدانند که در تاریخ از آن‌ها به‌عنوان ابوجهل‌های قرن بیست‌ویکم یاد خواهد شد و آنان نفرین‌شدگان و رسواشدگان هر دو عالم‌اند.

یکه‌تازی‌ها در عرصه‌ی عمومی و شعارهای مرگ بر این و آن و اقدامات تحریک‌آمیز در قبال ابرقدرت‌ها که قدرت تخریب زیادی دارند، جز ایجاد و تحمیل هزینه بر مردم و کشور هیچ سودی نداشته و ندارد. امروز خیر و مصلحت عمومی ما ملت ایران، در حفظ جان مردم و زیرساخت‌ها و منابع کشور است. حتی اگر توازن قدرت و قدرت بازدارندگی کافی هم وجود داشته باشد، مذاکره و صلح کم‌هزینه‌تر و بهتر از جنگ است. البته مذاکره و صلح با خارجی‌ها فقط با پشتوانه‌ی توافق ملت با حاکمیتی مشروع، موفقیت‌آمیز خواهد بود.

برای رهایی از ظلم و ستم‌های کمرشکن، نباید به ظالمان، چه در داخل و چه در خارج، پناه ببریم؛ چرا که همه‌ی ظالمان در یک چیز و آن هم بلعیدن منابع و ثروت‌های کشور در جهت مطامع و منافع خود، با هم مشترکند. با این وصف، به نظر می‌رسد ما ملت برای رهایی از مافیاهای قدرت و ثروت که به‌صورت مبتذل و جنایتکارانه در حال بلعیدن کشورند، باید برای همسویی منافع شخصی با منافع عمومی، به‌صورت جمعی و با تشکیل کارگروه‌های تخصصی تلاش کنیم و در این راستا راه‌حل‌های مسائل مشترک را پیدا کنیم و خواهان حاکمیت قانونِ مدافع منافع عمومی برای حل آن‌ها شویم تا منابع و ثروت‌های کشور به‌صورت عادلانه در خدمت تمامی شهروندان قرار گیرد.

اصلاح و حذف قوانین تبعیض‌آمیز و تغییرات ساختاری در بستری شفاف، بدیهی‌ترین مطالبه‌ی اکثریت ملت است. لذا هر کسی با هر نام و نشانی که با عملکرد نسنجیده و گفتار خشونت‌طلب و تحریک‌آمیز، و به‌خاطر منافع شخصی، بر ضد منافع و مصالح عمومی و در مقابل خواست و مطالبه‌ی برحق ملت کارشکنی کند و کشور را به سمت جنگ داخلی و تهاجم گسترده‌ی بیگانگان و تحمیل خسارات و هزینه‌های بیشتر سوق دهد، مجرم و خیانتکار است و با ملت دشمنی می‌کند.

بهمن‌ماه ۱۴۰۴


🔹🔹🔹
اخبار، نظرات و انتقادات خود در حوزه مسائل صنفی و آموزشی را از طریق آی‌دی زیر برای ما ارسال کنید:
🆔
@kashowranews

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید و با تازه‌ترین اخبار و فعالیت‌های شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان همراه باشید:

📡
تلگرام؛ 🌐 سایت
📸
اینستاگرام؛ 🐦 توییتر X
📲
واتس‌اپ؛ 🎥 یوتیوب
👍103👎3
#یاداشت همکاران

روزهای خاموش مدرسه

✍🏼یلدا سردشتی

روشن‌بینیِ دردناکی که روزهای اعتراضات برای من دربر داشت، نه کشف امری تازه، بلکه رهیابی دوباره به دانشی سرکوب‌شده بود: این‌که حلقه‌های کوچک معلمان، حتی در فضای بسته و محصور مدرسه، همچنان سکوت را به‌مثابه‌ی شکل مسلط زیستن برگزیده‌اند. سکوتی که گاه تنها با پچ‌پچ‌هایی بی‌صدا و ترس‌خورده شکسته می‌شود؛ زمزمه‌هایی کوتاه و محتاط که بیش از آن‌که حامل معنا باشند، نشانه‌ی بقا هستند.

در امتداد همین سکوتِ انتخاب‌شده، ترکیبی از هم‌زیستیِ انفعال و سازگاریِ آموخته‌شده به چشم می‌خورد؛ جایی که بخشی از بدن‌ها و ذهن‌ها، به‌ویژه بدن‌های زنانه، به میدان امن‌تری برای تخلیه‌ی اضطراب رانده می‌شوند. اشاره به بدن‌های زنانه در اینجا نه از سر داوری اخلاقی یا بازتولید کلیشه‌های رایج، بلکه به‌دلیل موقعیت تاریخی و ساختاری‌ است که بیش از دیگران آنان را در معرض نظارت، انضباط و تعریف‌های مصرف‌محور قرار داده است.
دل‌مشغولی به زلم‌زیمبوهای تزئینی و آرایشی، به خریدهای میلیونی و نمایش پرزرق‌وبرق آن‌ها، بدل می‌شود به نوعی استراتژی بقا؛ تلاشی برای مهار تخریب آرام درونی که زیر فشار زیستن در نظم مسلط شکل گرفته است. این کنش‌ها نه نشانه‌ی «بی‌دردی» یا فقدان آگاهی، بلکه واکنشی شرطی‌شده به شرایطی‌اند که امکان کنش سیاسی و گفتار انتقادی را مسدود کرده و بدن را به یکی از معدود ساحت‌های مجازِ تخلیه و ابراز بدل ساخته است.
این نمایشِ بدن‌مند و اقتصادی که از زنان بیش از دیگران انتظار می‌رود نه صرفاً انتخابی فردی، بلکه پاسخی ساختاری است به نظمی که از یک‌سو آنان را به سکوت می‌راند و از سوی دیگر، ارزش‌شان را در مرئی‌بودن، مصرف‌پذیری و «مرتب‌بودن» تعریف می‌کند. در این صحنه‌آرایی، تظاهر به وفور و براق‌بودن زندگی، چنان بازتعریفی از وضعیت می‌سازد که گویی اوضاع آن‌قدرها هم وخیم نیست؛ ریتم آشنای زندگی همچنان جاری است و تنگنای معیشت، نه واقعیتی زیسته، بلکه روایتی اغراق‌آمیز و توطئه‌آلود جلوه می‌کند که «دیگریِ همیشگی» را باید در صدر آن جست‌وجو کرد.

در چنین فضای مسموم و مسکوتی، جایی که دروغ بر ذهن و زبان اندیشه لنگر انداخته است، گفتن از واقعیت بیرونی از سلاخیِ جوان‌ها، از امید و آینده‌ای که به‌تدریج فرسوده می‌شود، از دستاوردهای پودر‌شده‌ی سالیان رنج و پشتکارحاصلی ندارد جز نگاه‌هایی آمیخته به بی‌اعتمادی، انزجار و گاه نفرت. زیرا دهه‌ها استبداد چنان در تار و پود زندگی رسوب کرده که دیگر نیازی به اعمال عریان ابزار قهر و سرکوب آنی ندارد.
استبداد، به شکلی پیشرو و نوین، در روان افراد خانه کرده است؛ در سازوکارهای درونی ذهن، آن‌جا که هر صراحتی را، چه در بیان و چه در عمل، پیشاپیش محکوم می‌کند.
این تاریکیِ منسجم و سایه‌وار، ذهن را چنان سامان داده که هر سخن روشن و ناهم‌خوان با نظم موجود، نه به‌مثابه‌ی حقیقت، بلکه به‌عنوان تله‌ای از پیش‌چیده‌شده فهم می‌شود؛ دام گسترده‌ای برای به‌چنگ‌آوردن آن معدود سوژه‌های فعالی که سازوکار استبداد هنوز نتوانسته آن‌ها را به خاموشی کامل وادارد. از همین رو، هر بیان ناهم‌نوا با منطق سکوت، نشانه‌ی غیریت تلقی می‌شود؛ دلالتی بر این‌که گوینده «یکی از خودی‌ها» نیست و باید طرد شود.
با این همه، گاه شفافیت و حق‌گویی چون وسوسه‌ای سنگین در درون رخ می‌نماید؛ میلی به گسستن از چنبره‌ی ریا و چندرنگی و پیوستن به امکانی که نامش بیداری، ایستادگی و مطالبه‌گری است. اما این میل، هزینه‌بردار است؛ هزینه‌ای که در ساختارهای بسته، گاه به بهای جان یا نان تمام می‌شود.
شاید از همین روست که در محیط‌های محصور و امنیتی، ذهن‌ها به انجماد خو می‌گیرند؛ حقیقت را در مقام امکانی جذاب نظاره می‌کنند، بی‌آن‌که از سکوت، رخوت و درماندگیِ تحمیل‌شده گامی فراتر بگذارند.


📌 اخبار مندرج لزوماً مواضع شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران را منعکس نمی کند و‌صرفا جهت اطلاع رسانی است.

🔹🔹🔹
اخبار، نظرات و انتقادات خود در حوزه مسائل صنفی و آموزشی را از طریق آی‌دی زیر برای ما ارسال کنید:
🆔
@kashowranews

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید و با تازه‌ترین اخبار و فعالیت‌های شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان همراه باشید:

📡
تلگرام؛ 🌐 سایت
📸
اینستاگرام؛ 🐦 توییتر X
📲
واتس‌اپ؛ 🎥 یوتیوب
👌179👍2