#یاداشت_همکاران
✍🏼 عطاءالله مرادی، معلمی از سقز
با سلام و احترام و عرض تسلیت به همهی دوستان، دلسوزان و مردم داغدار ایران
مسببان و مقصران اصلی وضع موجود کشور ایران، کسانی هستند که آگاهانه منافع شخصی را بر منافع عمومی ترجیح میدهند و با پشتوانهی قوانین تبعیضآمیز و ساختار حاکمیتی ناکارآمد، دست به چپاول منابع مادی و ثروتهای ملی زدهاند و سرمایههای انسانی و نخبگانی کشور را حذف یا فراری دادهاند. در اتفاقات دیماه ۱۴۰۴، چه آن گروه و دستهای که با برچسبزنیهای ناروا به مردم مظلوم معترض پرداختند و چه آن گروهی که با موجسواری بر خشم انباشتهی ملت، اوج جهالت و حماقت خود را در قتلعام و مجروح کردن چند هزار هموطن و جریحهدار نمودن روان جامعه به نمایش گذاشتند، بدانند که در تاریخ از آنها بهعنوان ابوجهلهای قرن بیستویکم یاد خواهد شد و آنان نفرینشدگان و رسواشدگان هر دو عالماند.
یکهتازیها در عرصهی عمومی و شعارهای مرگ بر این و آن و اقدامات تحریکآمیز در قبال ابرقدرتها که قدرت تخریب زیادی دارند، جز ایجاد و تحمیل هزینه بر مردم و کشور هیچ سودی نداشته و ندارد. امروز خیر و مصلحت عمومی ما ملت ایران، در حفظ جان مردم و زیرساختها و منابع کشور است. حتی اگر توازن قدرت و قدرت بازدارندگی کافی هم وجود داشته باشد، مذاکره و صلح کمهزینهتر و بهتر از جنگ است. البته مذاکره و صلح با خارجیها فقط با پشتوانهی توافق ملت با حاکمیتی مشروع، موفقیتآمیز خواهد بود.
برای رهایی از ظلم و ستمهای کمرشکن، نباید به ظالمان، چه در داخل و چه در خارج، پناه ببریم؛ چرا که همهی ظالمان در یک چیز و آن هم بلعیدن منابع و ثروتهای کشور در جهت مطامع و منافع خود، با هم مشترکند. با این وصف، به نظر میرسد ما ملت برای رهایی از مافیاهای قدرت و ثروت که بهصورت مبتذل و جنایتکارانه در حال بلعیدن کشورند، باید برای همسویی منافع شخصی با منافع عمومی، بهصورت جمعی و با تشکیل کارگروههای تخصصی تلاش کنیم و در این راستا راهحلهای مسائل مشترک را پیدا کنیم و خواهان حاکمیت قانونِ مدافع منافع عمومی برای حل آنها شویم تا منابع و ثروتهای کشور بهصورت عادلانه در خدمت تمامی شهروندان قرار گیرد.
اصلاح و حذف قوانین تبعیضآمیز و تغییرات ساختاری در بستری شفاف، بدیهیترین مطالبهی اکثریت ملت است. لذا هر کسی با هر نام و نشانی که با عملکرد نسنجیده و گفتار خشونتطلب و تحریکآمیز، و بهخاطر منافع شخصی، بر ضد منافع و مصالح عمومی و در مقابل خواست و مطالبهی برحق ملت کارشکنی کند و کشور را به سمت جنگ داخلی و تهاجم گستردهی بیگانگان و تحمیل خسارات و هزینههای بیشتر سوق دهد، مجرم و خیانتکار است و با ملت دشمنی میکند.
بهمنماه ۱۴۰۴
🔹🔹🔹
اخبار، نظرات و انتقادات خود در حوزه مسائل صنفی و آموزشی را از طریق آیدی زیر برای ما ارسال کنید:
🆔 @kashowranews
ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید و با تازهترین اخبار و فعالیتهای شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان همراه باشید:
📡 تلگرام؛ 🌐 سایت
📸 اینستاگرام؛ 🐦 توییتر X
📲 واتساپ؛ 🎥 یوتیوب
✍🏼 عطاءالله مرادی، معلمی از سقز
با سلام و احترام و عرض تسلیت به همهی دوستان، دلسوزان و مردم داغدار ایران
مسببان و مقصران اصلی وضع موجود کشور ایران، کسانی هستند که آگاهانه منافع شخصی را بر منافع عمومی ترجیح میدهند و با پشتوانهی قوانین تبعیضآمیز و ساختار حاکمیتی ناکارآمد، دست به چپاول منابع مادی و ثروتهای ملی زدهاند و سرمایههای انسانی و نخبگانی کشور را حذف یا فراری دادهاند. در اتفاقات دیماه ۱۴۰۴، چه آن گروه و دستهای که با برچسبزنیهای ناروا به مردم مظلوم معترض پرداختند و چه آن گروهی که با موجسواری بر خشم انباشتهی ملت، اوج جهالت و حماقت خود را در قتلعام و مجروح کردن چند هزار هموطن و جریحهدار نمودن روان جامعه به نمایش گذاشتند، بدانند که در تاریخ از آنها بهعنوان ابوجهلهای قرن بیستویکم یاد خواهد شد و آنان نفرینشدگان و رسواشدگان هر دو عالماند.
یکهتازیها در عرصهی عمومی و شعارهای مرگ بر این و آن و اقدامات تحریکآمیز در قبال ابرقدرتها که قدرت تخریب زیادی دارند، جز ایجاد و تحمیل هزینه بر مردم و کشور هیچ سودی نداشته و ندارد. امروز خیر و مصلحت عمومی ما ملت ایران، در حفظ جان مردم و زیرساختها و منابع کشور است. حتی اگر توازن قدرت و قدرت بازدارندگی کافی هم وجود داشته باشد، مذاکره و صلح کمهزینهتر و بهتر از جنگ است. البته مذاکره و صلح با خارجیها فقط با پشتوانهی توافق ملت با حاکمیتی مشروع، موفقیتآمیز خواهد بود.
برای رهایی از ظلم و ستمهای کمرشکن، نباید به ظالمان، چه در داخل و چه در خارج، پناه ببریم؛ چرا که همهی ظالمان در یک چیز و آن هم بلعیدن منابع و ثروتهای کشور در جهت مطامع و منافع خود، با هم مشترکند. با این وصف، به نظر میرسد ما ملت برای رهایی از مافیاهای قدرت و ثروت که بهصورت مبتذل و جنایتکارانه در حال بلعیدن کشورند، باید برای همسویی منافع شخصی با منافع عمومی، بهصورت جمعی و با تشکیل کارگروههای تخصصی تلاش کنیم و در این راستا راهحلهای مسائل مشترک را پیدا کنیم و خواهان حاکمیت قانونِ مدافع منافع عمومی برای حل آنها شویم تا منابع و ثروتهای کشور بهصورت عادلانه در خدمت تمامی شهروندان قرار گیرد.
اصلاح و حذف قوانین تبعیضآمیز و تغییرات ساختاری در بستری شفاف، بدیهیترین مطالبهی اکثریت ملت است. لذا هر کسی با هر نام و نشانی که با عملکرد نسنجیده و گفتار خشونتطلب و تحریکآمیز، و بهخاطر منافع شخصی، بر ضد منافع و مصالح عمومی و در مقابل خواست و مطالبهی برحق ملت کارشکنی کند و کشور را به سمت جنگ داخلی و تهاجم گستردهی بیگانگان و تحمیل خسارات و هزینههای بیشتر سوق دهد، مجرم و خیانتکار است و با ملت دشمنی میکند.
بهمنماه ۱۴۰۴
🔹🔹🔹
اخبار، نظرات و انتقادات خود در حوزه مسائل صنفی و آموزشی را از طریق آیدی زیر برای ما ارسال کنید:
🆔 @kashowranews
ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید و با تازهترین اخبار و فعالیتهای شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان همراه باشید:
📡 تلگرام؛ 🌐 سایت
📸 اینستاگرام؛ 🐦 توییتر X
📲 واتساپ؛ 🎥 یوتیوب
Telegram
کانال شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران
منبع مستند اطلاعیهها، بیانیهها، فراخوانها و نامههای سرگشاده شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران، این کانال میباشد.
مقالات و نوشتههای افراد، گروهها و احزاب که از این کانال پخش شود، لزومأ دیدگاه شورا نیست.
مقالات و نوشتههای افراد، گروهها و احزاب که از این کانال پخش شود، لزومأ دیدگاه شورا نیست.
👍10❤3👎3
#یاداشت همکاران
روزهای خاموش مدرسه
✍🏼یلدا سردشتی
روشنبینیِ دردناکی که روزهای اعتراضات برای من دربر داشت، نه کشف امری تازه، بلکه رهیابی دوباره به دانشی سرکوبشده بود: اینکه حلقههای کوچک معلمان، حتی در فضای بسته و محصور مدرسه، همچنان سکوت را بهمثابهی شکل مسلط زیستن برگزیدهاند. سکوتی که گاه تنها با پچپچهایی بیصدا و ترسخورده شکسته میشود؛ زمزمههایی کوتاه و محتاط که بیش از آنکه حامل معنا باشند، نشانهی بقا هستند.
در امتداد همین سکوتِ انتخابشده، ترکیبی از همزیستیِ انفعال و سازگاریِ آموختهشده به چشم میخورد؛ جایی که بخشی از بدنها و ذهنها، بهویژه بدنهای زنانه، به میدان امنتری برای تخلیهی اضطراب رانده میشوند. اشاره به بدنهای زنانه در اینجا نه از سر داوری اخلاقی یا بازتولید کلیشههای رایج، بلکه بهدلیل موقعیت تاریخی و ساختاری است که بیش از دیگران آنان را در معرض نظارت، انضباط و تعریفهای مصرفمحور قرار داده است.
دلمشغولی به زلمزیمبوهای تزئینی و آرایشی، به خریدهای میلیونی و نمایش پرزرقوبرق آنها، بدل میشود به نوعی استراتژی بقا؛ تلاشی برای مهار تخریب آرام درونی که زیر فشار زیستن در نظم مسلط شکل گرفته است. این کنشها نه نشانهی «بیدردی» یا فقدان آگاهی، بلکه واکنشی شرطیشده به شرایطیاند که امکان کنش سیاسی و گفتار انتقادی را مسدود کرده و بدن را به یکی از معدود ساحتهای مجازِ تخلیه و ابراز بدل ساخته است.
این نمایشِ بدنمند و اقتصادی که از زنان بیش از دیگران انتظار میرود نه صرفاً انتخابی فردی، بلکه پاسخی ساختاری است به نظمی که از یکسو آنان را به سکوت میراند و از سوی دیگر، ارزششان را در مرئیبودن، مصرفپذیری و «مرتببودن» تعریف میکند. در این صحنهآرایی، تظاهر به وفور و براقبودن زندگی، چنان بازتعریفی از وضعیت میسازد که گویی اوضاع آنقدرها هم وخیم نیست؛ ریتم آشنای زندگی همچنان جاری است و تنگنای معیشت، نه واقعیتی زیسته، بلکه روایتی اغراقآمیز و توطئهآلود جلوه میکند که «دیگریِ همیشگی» را باید در صدر آن جستوجو کرد.
در چنین فضای مسموم و مسکوتی، جایی که دروغ بر ذهن و زبان اندیشه لنگر انداخته است، گفتن از واقعیت بیرونی از سلاخیِ جوانها، از امید و آیندهای که بهتدریج فرسوده میشود، از دستاوردهای پودرشدهی سالیان رنج و پشتکارحاصلی ندارد جز نگاههایی آمیخته به بیاعتمادی، انزجار و گاه نفرت. زیرا دههها استبداد چنان در تار و پود زندگی رسوب کرده که دیگر نیازی به اعمال عریان ابزار قهر و سرکوب آنی ندارد.
استبداد، به شکلی پیشرو و نوین، در روان افراد خانه کرده است؛ در سازوکارهای درونی ذهن، آنجا که هر صراحتی را، چه در بیان و چه در عمل، پیشاپیش محکوم میکند.
این تاریکیِ منسجم و سایهوار، ذهن را چنان سامان داده که هر سخن روشن و ناهمخوان با نظم موجود، نه بهمثابهی حقیقت، بلکه بهعنوان تلهای از پیشچیدهشده فهم میشود؛ دام گستردهای برای بهچنگآوردن آن معدود سوژههای فعالی که سازوکار استبداد هنوز نتوانسته آنها را به خاموشی کامل وادارد. از همین رو، هر بیان ناهمنوا با منطق سکوت، نشانهی غیریت تلقی میشود؛ دلالتی بر اینکه گوینده «یکی از خودیها» نیست و باید طرد شود.
با این همه، گاه شفافیت و حقگویی چون وسوسهای سنگین در درون رخ مینماید؛ میلی به گسستن از چنبرهی ریا و چندرنگی و پیوستن به امکانی که نامش بیداری، ایستادگی و مطالبهگری است. اما این میل، هزینهبردار است؛ هزینهای که در ساختارهای بسته، گاه به بهای جان یا نان تمام میشود.
شاید از همین روست که در محیطهای محصور و امنیتی، ذهنها به انجماد خو میگیرند؛ حقیقت را در مقام امکانی جذاب نظاره میکنند، بیآنکه از سکوت، رخوت و درماندگیِ تحمیلشده گامی فراتر بگذارند.
📌 اخبار مندرج لزوماً مواضع شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران را منعکس نمی کند وصرفا جهت اطلاع رسانی است.
🔹🔹🔹
اخبار، نظرات و انتقادات خود در حوزه مسائل صنفی و آموزشی را از طریق آیدی زیر برای ما ارسال کنید:
🆔 @kashowranews
ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید و با تازهترین اخبار و فعالیتهای شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان همراه باشید:
📡 تلگرام؛ 🌐 سایت
📸 اینستاگرام؛ 🐦 توییتر X
📲 واتساپ؛ 🎥 یوتیوب
روزهای خاموش مدرسه
✍🏼یلدا سردشتی
روشنبینیِ دردناکی که روزهای اعتراضات برای من دربر داشت، نه کشف امری تازه، بلکه رهیابی دوباره به دانشی سرکوبشده بود: اینکه حلقههای کوچک معلمان، حتی در فضای بسته و محصور مدرسه، همچنان سکوت را بهمثابهی شکل مسلط زیستن برگزیدهاند. سکوتی که گاه تنها با پچپچهایی بیصدا و ترسخورده شکسته میشود؛ زمزمههایی کوتاه و محتاط که بیش از آنکه حامل معنا باشند، نشانهی بقا هستند.
در امتداد همین سکوتِ انتخابشده، ترکیبی از همزیستیِ انفعال و سازگاریِ آموختهشده به چشم میخورد؛ جایی که بخشی از بدنها و ذهنها، بهویژه بدنهای زنانه، به میدان امنتری برای تخلیهی اضطراب رانده میشوند. اشاره به بدنهای زنانه در اینجا نه از سر داوری اخلاقی یا بازتولید کلیشههای رایج، بلکه بهدلیل موقعیت تاریخی و ساختاری است که بیش از دیگران آنان را در معرض نظارت، انضباط و تعریفهای مصرفمحور قرار داده است.
دلمشغولی به زلمزیمبوهای تزئینی و آرایشی، به خریدهای میلیونی و نمایش پرزرقوبرق آنها، بدل میشود به نوعی استراتژی بقا؛ تلاشی برای مهار تخریب آرام درونی که زیر فشار زیستن در نظم مسلط شکل گرفته است. این کنشها نه نشانهی «بیدردی» یا فقدان آگاهی، بلکه واکنشی شرطیشده به شرایطیاند که امکان کنش سیاسی و گفتار انتقادی را مسدود کرده و بدن را به یکی از معدود ساحتهای مجازِ تخلیه و ابراز بدل ساخته است.
این نمایشِ بدنمند و اقتصادی که از زنان بیش از دیگران انتظار میرود نه صرفاً انتخابی فردی، بلکه پاسخی ساختاری است به نظمی که از یکسو آنان را به سکوت میراند و از سوی دیگر، ارزششان را در مرئیبودن، مصرفپذیری و «مرتببودن» تعریف میکند. در این صحنهآرایی، تظاهر به وفور و براقبودن زندگی، چنان بازتعریفی از وضعیت میسازد که گویی اوضاع آنقدرها هم وخیم نیست؛ ریتم آشنای زندگی همچنان جاری است و تنگنای معیشت، نه واقعیتی زیسته، بلکه روایتی اغراقآمیز و توطئهآلود جلوه میکند که «دیگریِ همیشگی» را باید در صدر آن جستوجو کرد.
در چنین فضای مسموم و مسکوتی، جایی که دروغ بر ذهن و زبان اندیشه لنگر انداخته است، گفتن از واقعیت بیرونی از سلاخیِ جوانها، از امید و آیندهای که بهتدریج فرسوده میشود، از دستاوردهای پودرشدهی سالیان رنج و پشتکارحاصلی ندارد جز نگاههایی آمیخته به بیاعتمادی، انزجار و گاه نفرت. زیرا دههها استبداد چنان در تار و پود زندگی رسوب کرده که دیگر نیازی به اعمال عریان ابزار قهر و سرکوب آنی ندارد.
استبداد، به شکلی پیشرو و نوین، در روان افراد خانه کرده است؛ در سازوکارهای درونی ذهن، آنجا که هر صراحتی را، چه در بیان و چه در عمل، پیشاپیش محکوم میکند.
این تاریکیِ منسجم و سایهوار، ذهن را چنان سامان داده که هر سخن روشن و ناهمخوان با نظم موجود، نه بهمثابهی حقیقت، بلکه بهعنوان تلهای از پیشچیدهشده فهم میشود؛ دام گستردهای برای بهچنگآوردن آن معدود سوژههای فعالی که سازوکار استبداد هنوز نتوانسته آنها را به خاموشی کامل وادارد. از همین رو، هر بیان ناهمنوا با منطق سکوت، نشانهی غیریت تلقی میشود؛ دلالتی بر اینکه گوینده «یکی از خودیها» نیست و باید طرد شود.
با این همه، گاه شفافیت و حقگویی چون وسوسهای سنگین در درون رخ مینماید؛ میلی به گسستن از چنبرهی ریا و چندرنگی و پیوستن به امکانی که نامش بیداری، ایستادگی و مطالبهگری است. اما این میل، هزینهبردار است؛ هزینهای که در ساختارهای بسته، گاه به بهای جان یا نان تمام میشود.
شاید از همین روست که در محیطهای محصور و امنیتی، ذهنها به انجماد خو میگیرند؛ حقیقت را در مقام امکانی جذاب نظاره میکنند، بیآنکه از سکوت، رخوت و درماندگیِ تحمیلشده گامی فراتر بگذارند.
📌 اخبار مندرج لزوماً مواضع شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران را منعکس نمی کند وصرفا جهت اطلاع رسانی است.
🔹🔹🔹
اخبار، نظرات و انتقادات خود در حوزه مسائل صنفی و آموزشی را از طریق آیدی زیر برای ما ارسال کنید:
🆔 @kashowranews
ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید و با تازهترین اخبار و فعالیتهای شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان همراه باشید:
📡 تلگرام؛ 🌐 سایت
📸 اینستاگرام؛ 🐦 توییتر X
📲 واتساپ؛ 🎥 یوتیوب
Telegram
کانال شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران
منبع مستند اطلاعیهها، بیانیهها، فراخوانها و نامههای سرگشاده شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران، این کانال میباشد.
مقالات و نوشتههای افراد، گروهها و احزاب که از این کانال پخش شود، لزومأ دیدگاه شورا نیست.
مقالات و نوشتههای افراد، گروهها و احزاب که از این کانال پخش شود، لزومأ دیدگاه شورا نیست.
👌17❤10👍2