خبرگر
1.92K subscribers
26K photos
19.9K videos
171 files
36.6K links
#خبرگرصدای_بیصدایان_وستمدیدگان_دادخواه
ارتباط با ادمینها(,عکس ها و ویدیوهای خود را برای انعکاس از این جا
با ما در میان بگذارید.)
@mansoor1999
Download Telegram
جرم #ماشالله_كرمی رو تشکیل گروه و اقدام علیه امنیت ملی زدن

اینم تیم دو نفره بسیار خطرناک عمو ماشالله و همسرش منیژه که امنیت ملا رو بخطر انداختن!!!!!!جرایم #ماشالله_کرمی:
۱. اقدام علیه امنیت کشور.
۲. تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی
۳. اهانت به مقدسات
۴. تشکیل گروه به قصد برهم زدن امنیت کشور
۵. توهین به رهبری متهم شده‌ است.
بیشرفا این پدر که فقط نذری میداد و سر مزار پسرانش میرفت. این جرایم رو از کجا آوردین؟
تف به شرف نداشتتون.
#محمد_حسینی
#مهدی_کرمی #علیه_فراموشی #دادخواهی
#زن_زندگى_آزادى #اعتراضات_سراسری
#مرگ_بر_دیکتاتور #اعتراضات_سراسری #زن_زندگی_آزادی
#انقلاب_زن_زندگی_آزادی
#نه_میبخشیم_نه_فراموش_میکنیم
#ایستاده‌ایم_تا_پایان
#اعتصابات_سراسری
#مرگ_بر_خامنه_ای_لعنت_بر_خمینی
#مرگ_بر_خامنه‌ای
#مهسا_امینی #منصوراسانلوکارگرسندیکالیست_فرزندباقراسانلوازایل_اسانلوسخنگوی_ستمدیدگان_دادخواه_ایران_عضوشورای_ملی_تصمیم_ایران https://t.me/khabargar
اونجا که مادر #رضا_رسایی به ما میگه نذارید پسر بیگناهم اعدام شه، جاییه که میخوای از غم ناتوانی بمیری! پارسال همین‌موقع‌ها، #محمد_حسینی، به یکی
از هم‌بندها که داره با وثیقه آزاد می‌شه، می‌گه:
«به مادرت بگو برام دعا کنه، من مادر ندارم...» #علیه_فراموشی #دادخواهی
#زن_زندگى_آزادى #اعتراضات_سراسری
#مرگ_بر_دیکتاتور #زن_زندگی_آزادی
#انقلاب_زن_زندگی_آزادی
#نه_میبخشیم_نه_فراموش_میکنیم
#ایستاده‌ایم_تا_پایان
#اعتصابات_سراسری
#مرگ_بر_خامنه_ای_لعنت_بر_خمینی
#مرگ_بر_خامنه‌ای
#مهسا_امینی #منصوراسانلوکارگرسندیکالیست_فرزندباقراسانلوازایل_اسانلوسخنگوی_ستمدیدگان_دادخواه_ایران_عضوشورای_ملی_تصمیم_ایران
#منصوراسانلوکارگرسندیکالیست_سخنگوی_ستمدیدگان_دادخواه_عضوشورای_ملی_تصمیم_ایران_وعضواتحادیه_مستاجران_نیوجرسی
#منصوراسانلوكارگرسنديكاليست_سخنگوی_ستمدیدگان_دادخواه_وعضوشورای_ملی_تصمیم_ایران_آخرین_رییس_هیات_مدیره_مجمع_عمومی_سندیکای_کارگران_شرکت_واحداتوسرانی_تهران_وحومه_نماینده_وسخنگوی_کارگران_ایران_درفدراسیون_سندیکاهای_کارگران_حمل_ونقل_واتحادیه_جهانی_سندیکاهای_کارگر https://t.me/khabargar
😢1
جاش امروز خیلی خالیه که برای پسرهاش سالگرد بگیره!پسرها در آرامستان، پدر در زندان؛
۱۳۸ روز از بازداشت آقا #ماشاالله_كرمی به جرم دادخواهی فرزندانش گذشت...
#محمدمهدی_کرمی
#محمد_حسینی به قاضی گفت "دوبار حبس ابد، ۵۰ سال زندان بهش بدید بدونم فقط نفس میکشه".
ولی پسر رو کُشتن، پدر رو هم حبس کردن.
جنایاتی دیدیم که توی تصور هم دیده نمیشد...چشم هاتون گویای همه چیز بود
من جز مظلومیت هیچ چیز ندیدم سالگرد اعدام دو قهرمان تنها و بی‌بدیل جنبش #زن_زندگی_آزادی
و امروز دادگاه #بچه_های_اكباتان دوباره به جریان میافته.
#ماشالله_كرمی
#مهسا_امینی
😢4👍1🔥1
برای تو که فریاد زدی: جانم فدای ایران... 💔یک سال گذشت و داغتون کم نشد.
#محمد_حسینی #محمدمهدی_کرمی
❤‍🔥4🔥1
بخاطر این تروریست و ننه بابای بی همه چیزش کیان و کومار رو کشتن.
لعنت بهت عجمیان که به خاطرت دوتا مظلوم رو اعدام کردن.
تف به قبرت عجمیان.
شما میگید رفته بود از سرکوچه ماست بخره
ما میگیم رفته بود شلیک کنه به مغز مردم
#کیان_حسینی
#محمدمهدی_کرمی
#محمد_حسینی
💩6
در پی آن همه خون ،
که بر این خاک چکید،
ننگ‌مان باد این جان،
شرم‌مان باد این نان،
ما نشستیم و تماشا کردیم💔
شما بی‌شرف‌ها رو هم یادمون میمونه.
گه به قبر بچه‌های تروریست‌تون.تاریخ ایران بی‌صفت‌تر از نیروهای خامنه‌ای به خودش ندیده...ننگ تاریخ بشریت هستید، و قاتلان کودکان و عزیزترین فرزندان این سرزمین زخم‌خورده؛

اعدام «محمد قبادلو» حتی بر اساس قوانین قرون وسطایی خودتان، مصداق جنایت علنی است. برای «انتقام‌جویی از مردم ایران» و پوشاندن ذلت‌ خود مقابل جهانیان، حکمی را اجرا کردید که در دیوان عالی خودتان هم نقض شده‌بود. تشنه خون هستید و دنبال گردن برای طناب دارتان می‌گردید، اما نمی‌توانید مردم را با این احکام بدوی بترسانید یا از سقوط‌تان جلوگیری کنید!
چیزی که برای ما باقی مانده خشم است نه ترس. نمی‌توانید همه ملت ایران را زندانی یا اعدام کنید.
#محمد_حسینی
#محمدمهدی_کرمی
#محمد_قبادلو
#مرگ_بر_خامنه‌ای_جنایتکار
#جمهوری_اعدامی
👍2
#صدایشان_باشیم
على عبيداوى، زندانى معترض اهوازی، در خطر اعدام است!

دادگاه انقلاب ماهشهر «علی عبیداوی» را به اعدام و ۴ سال حبس و برادرش حسین را به ۱۳ سال حبس محکوم کرده است.

این دو برادر از سال ۱۳۹۸، به اتهام بی اساس "حمله به پایگاه بسیج" بازداشت شدند.
روند دادرسی پرونده ی این دو جوان در سکوت کامل خبری طی شده و به منظور اخذ اعترافات اجبارى، به شدت مورد شکنجه جسمى و روحى قرار گرفته‌اند.

#علی_عبیداوی #حسین_عبیداوی
#آبان۹۸
#دادخواهی_حق_ماست
#نه
#نه_به_اعدام
#نه_میبخشیم_نه_فراموش_میکنیم
#نه_غزه_نه_لبنان_جانم_فدای_ایران
#خامنه_ای_قاتل_جوانان_ایران
#خامنه_ضحاک_میکشیمت_زیر_خاک
#انتقام_میگیریم
#از_خون_جوانان_وطن_لاله_دمیده
#ایران_را_پس_میگیریم
#قسم_به_خون_یاران_ایستاده_ایم_تا_پایان
#محمد_قبادلو
#محسن_شکاری
#مجید_رضا_رهنورد
#محمد_مهدی_کرمی
#محمد_حسینی
#وای_به_روزی_که_مسلح_شویم https://t.me/khabargar
تولدت مبارک داغِ تا ابد بر دل نشستۀ من 💔#محمد_حسینی .عزیز؛ اینا برای ورزشه!
اگر اون عزیز میفهمید که اونا برای ورزش بود امروز تولد ۴۱ سالگیت رو جشن میگرفتیم…
📅 ۲ اسفند
👤 #محمد_حسینی
#️⃣ #انقلاب_زن_زندگی_آزادی

محمد حسینی یکی از عزیزان ما مردم است، او تحت شدیدترین شکنجه‌ها مجبور به اعتراف علیه خودش شد. او حتی هیچکس را برای ملاقات نداشت و بعد از اعتراف اجباری توسط حکومت کثیف اسلامی اعدام شد.
محمد قهرمان ورزش‌های رزمی بود و حکومت از این مسئله برای اعدام وی پرونده‌سازی کرد!
🖤 یادش گرامی
سیزده‌‌به‌در دو سال پیش؛ چه آرزوهایی که رژیم اسلامی #خامنه‌ای_ضحاک از بین برد...پسری که کشتید و سیزده بدر کنار مادرش نیست...سیزده به‌در‌ت مبارک عزیز...
#محمد_حسینی
#كيان_پيرفلک
😢4
دیدم که برنداشت کسی نعشم از زمین
خود نعش خود به شانه گرفتم، گریستم

برای من از شام غریبان نگو! که
هر شبم، شام غریبان محمده 💔
#محمد_حسینی #سیرک_محرم
💔2😭1
به یاد سربداران مظلوم ایران: #محمد_حسینی و #مهدی_کرمی

امشب بابا ماشاالله نبود که سر مزارتون براتون جشن یلدا بگیره. یلداتون مبارک


#انقلاب_ایران
#مهسا_امینی
6
دکتر
#حمید_قره_حسنلو پزشک محکوم به ۱۵ سال تبعید در زندان یزد، به مناسبت دومین سالگرد اعدام #محمدمهدی_کرمی و #محمد_حسینی ، تاکید کرد که «هیچ حکومتی با ظلم پایدار نمی‌ماند.» او خطاب به مردم ایران نوشت: «باید شجاعت را جایگزین احتیاط و ترس کنیم.»⁣
🤝4🤬1
حاج آقا من پدر مادر ندارم ،
اون روز داشتم از سر مزار مادر پدرم برمیگشتم ، بخدا من کاری نکردم 💔

از الان تا فردا اذان صبح ریدم به اذان سر صبحتون که این ۲ تا جوان شریف رو تشنه و گرسنه در حال اعتصاب غذا اعدام کردین:/
#محمد_حسینی
#محمدمهدی_کرمی
🔥4💔2👍1
به یاد سربداران آزادی‌خواه محمد حسینی و محمد مهدی کرمی🕯

#محمد_مهدی‌کرمی
#محمد_حسینی جمهوری اسلامی در ۱۷ دی ۱۴۰۱ دوقهرمان سربدار #محمد_حسینی و#محمد_مهدی_کرمی را به قتل رساند

این دو قهرمان عزیز را بخاطر اعتراض به جنایات وخواستن یک زندگی نرمال و آزادی اعدام کرد

محمدحسینی: آقا اینا برا ورزش هست
محمد مهدی کرمی :بابا حکمم اعدامه به مامان چیزی نگو
🔥3❤‍🔥1💔1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پدر جاویدنام عرفان خزائی، مزار محمدمهدی کرمی و محمد حسینی را شستشو می‌دهد.

هستی خزائی، ضمن انتشار این ویدیو نوشت:
«برادر های قهرمانم همیشه در قلبمان جاودان هستید🖤
دومین سالگرد جاودانگی
که چشم انتظار بودن آقا ماشاالله سرمزارشون بره و مثل همیشه بهشون سر بزنه 🥹
اما بچه‌ها زیر خاک هستند و آقا ماشاالله زندان🥹»

محمد حسینی پدر نداشت، ماشاالله کرمی می‌گفت پدر او هم هست. حالا در غیاب آقا ماشاالله، این پدر عرفان است که کومار و کیان را فرزندان خود می‌داند و بر سر مزارشان شعری سوزناک می‌خواند ...

#محمد_مهدی_کرمی
#محمد_حسینی
#عرفان_خزایی
#ماشاالله_کرمی
🤝4👍1
#گلرخ_ایرایی : برای شکستن چوبه‌های دار، صدای هم بودن کافی نیست

تو زندان سکوت معنایی نداره. همه‌جا پر از صداست اما صدایی که نمی‌شه باهاش رویا رو به تصویر کشید. برای کسی که با صدا، تصور می‌کنه و می‌تونه اون‌چه به ذهنش میاد رو بنویسه، کار سخت می‌شه. این‌جا شبا بهتر می‌شه خودکار رو برداشت و چیزی نوشت. مثلا میشه رفت تو اتاق سیگار. پایین پله‌هایی که مسدود شده و پشتِ در‌ش یه دیوار با بلوکای خاکستری و سیمان کشیدن. اونجا هم وقتی چشمات رو می‌بندی، فقط می‌تونی تو صدای تهویه‌ی صنعتی قراضه‌ای که کنارت زوزه می‌کشه غرق بشی. بیرون کشیدنِ رویا از تو صدای تهویه‌ی صنعتی _که تا قبل از این فکر می‌کردم برای مرغداری مناسبه_ کار سختیه. ولی می‌شه چشما رو بست و تصور کرد.
چند وقت پیش اعلام شده بود جمهوری اسلامی طی یک سال، حدود هزار نفر رو اعدام کرده و رکورد دو دهه‌ی گذشته‌ی خودش رو شکسته. ما رکورد زده بودیم و تونسته بودیم اون‌قدر سکوت کنیم و نگاه کنیم که همچین رتبه‌ای هولناکی رو به‌دست بیاریم.
نشسته بودم رو چارپایه‌ی چوبی و تو صدای تهویه گم شده بودم. چشمام رو بسته بودم و به سیگار پک می‌زدم. نیمه‌شب بود. شاید نزدیک به اذان صبح.
مرور این خبر و وحشتِ نزدیک شدن اذان صبح کافی بود تا صداها ...  _یعنی چند نفر رو، از کجا، برای اعدام منتقل می‌کردن؟
همین کافی بود تا صداها هجوم بیارن
صدای پوتین‌هایی که نزدیک می‌شدن
صدای کلید که تو قفل آهنی می‌چرخید
صدای باز شدن قفل
صدای کشیده و کوبیده شدن قفل کشویی
صدای چرخیدن لولای زنگ زده‌ی درِ سلول
صدای کوبیده شدن دری آهنی به دیواری سیمانی
صدای دو رگه‌ی سربازی مسخ شده: «بلند شو»
و سکوت
صدای افسرنگهبانی که با شغلش عجین شده بود: «پاشو بریم»
و باز سکوت
صدای پوتین‌های سرباز که به همراه افسرنگهبان و چند نیروی کمکی وارد سلول شدن
صدای تَن‌هایی که به هم می‌سابیدن و پیکری که برای «نیامدن» تقلا می‌کرد
صدای کوبیده شدنِ تن‌ها به در آهنی که نیمه‌باز مونده بود
صدای نفس‌های سنگینی که از سلول‌های کناری به گوش می‌رسید
صدای پوتین‌هایی که کوریدور رو به سمت درِ خروج طی می‌کردن و صدای دمپایی پلاستیکی‌ای که از لابه‌لایِ کوبش پوتین‌ها روی سرامیکِ کف راهرو به شکل فریادی کش‌دار و کر کننده در‌ اومده بود
صدای درهایی که پشت هم باز و بسته می‌شدن
صدای تقلای پیکری که حالا دیگه روی زمین کشیده می‌شد و تو صدای خواب‌آلود موذن گم می‌شد
صدای خمیازه‌ی راننده‌ی آمبولانسی که بی‌حوصله به ماشین‌اش تکیه داده بود و منتظر بود همه چی زودتر تموم بشه و بره دنبال کارش
صدای پزشکی! که گزارشی رو از وضعیت محکوم به مرگ، به مردی که کلاسوری در دست داشت اعلام می‌کرد
و صدای سقوط دانه‌های تسبیحِ «مردی که از ملزومات صحنه‌ی اعدام بود» و داشت چیزی رو زیر لب زمزمه می‌کرد
سیگار به انتها رسید. برای رها شدن از صدای تقلای پیکرِ «مردی که می‌خواست زنده بمونه»، ناخودآگاه به صدای تهویه‌ی صنعتی پناه بردم. سعی کردم دوباره بشنومش تا صداهای دیگه محو بشن.
چشمام رو باز کردم.دمپایی‌هام رو روی زمین کشیدم و به اقیانوسی که ویدا روی دیوار کشیده بود چشم دوختم.عادت داشتم وقتی این‌جا تنها می‌شدم صدای آب رو تصور کنم.اما مثل همیشه نبود. قُل‌قُل آب همه‌چیز رو تو خودش خفه کرد. مثل خفگی طناب دار دور گردنِ محکومی که ریتمِ تکون خوردنِ بدن معلق‌اش داره کندتر و کندتر می‌شه. محکومی که آخرین صداهایی که شنید، صدای باز شدن دریچه‌ی مرگ، صدای رها شدن طناب، صدای شکستن گردن و خرخر سختِ آخرین نفس‌هایی بود که تو صدای پرت شدن دمپایی روی زمینِ زیر پاش آروم گرفت.
ما مرگ رو تصور، روایت و زندگی می‌کنیم.
اما اون‌که پشت قتل‌گاه فرزندش شب رو به کور سوی امیدی انتظار می‌کشه، بیش از ما مرگ رو زندگی می‌کنه.
محسن لنگرنشین از ما خواست صداش باشیم. پدر و مادر محسن هم از ما خواستن صداشون باشیم. ما هم از همدیگه خواستیم که صداشون باشیم و در همون حال که همه از هم می‌خواستیم صدای اونا باشیم، کشتنش.
صدا قدرت عجیبی داره برای تصور رویاها و کابوس‌ها. اما برای شکستن چوبه‌های دار، صدای هم بودن کافی نیست. شاید لازم بود بعد از شنیدن صدای هم، بعد از شنیدن صدای مادر محسن، صدای مادر محمد یا صدای آقاماشالله کرمی، بند کفش‌مونو می‌بستیم و در خونه رو به هم می‌کوبیدیم و می‌رفتیم پشت در زندون. دست‌کم کسی که صدامون زده بود رو تو اون گرگ و میش مرگ‌بار تنها نذاشته بودیم و یه «نه» بلند گفته بودیم به اعدام و شده بودیم مثل «صدای خواهش شفاف آب به جاری شدن» که بیشتر از اون‌که فقط یه «صدا» باشه، تداعی اراده‌ست. اراده‌ی جاری شدن.

گلرخ ایرایی
اردیبهشت ۱۴۰۴
زندان اوین

#نه_به_اعدام
#محسن_لنگرنشین
#محمد_قبادلو
#محمدمهدی_کرمی
#محمد_حسینی
و تمامی آنانی که بی حضور «ما» بر دار شدند.
👍3🤝1