«چاره درد من و شما گریه نیست، مبارزه سیاسیست»
ما تن به این خاری و ذات دیگه نمیدیم! تشنه خون...
اذان صبح پیچیده
میان حلقه و زنجیر
جوانان وطن بردار
شمشیر تشنه خون است
رسید هنگامه مغرب
مؤذن نغمه ای سر کن
حکم حکومتی آمد
نظام تشنه خون است #دادخواهی_حق_ماست
#نه
#نه_به_اعدام
#نه_میبخشیم_نه_فراموش_میکنیم
#نه_غزه_نه_لبنان_جانم_فدای_ایران
#خامنه_ای_قاتل_جوانان_ایران
#خامنه_ضحاک_میکشیمت_زیر_خاک
#انتقام_میگیریم
#از_خون_جوانان_وطن_لاله_دمیده
#ایران_را_پس_میگیریم
#قسم_به_خون_یاران_ایستاده_ایم_تا_پایان
#محمد_قبادلو
#محسن_شکاری
#مجید_رضا_رهنورد
#محمد_مهدی_کرمی
#محمد_حسینی
#وای_به_روزی_که_مسلح_شویم https://t.me/khabargar
ما تن به این خاری و ذات دیگه نمیدیم! تشنه خون...
اذان صبح پیچیده
میان حلقه و زنجیر
جوانان وطن بردار
شمشیر تشنه خون است
رسید هنگامه مغرب
مؤذن نغمه ای سر کن
حکم حکومتی آمد
نظام تشنه خون است #دادخواهی_حق_ماست
#نه
#نه_به_اعدام
#نه_میبخشیم_نه_فراموش_میکنیم
#نه_غزه_نه_لبنان_جانم_فدای_ایران
#خامنه_ای_قاتل_جوانان_ایران
#خامنه_ضحاک_میکشیمت_زیر_خاک
#انتقام_میگیریم
#از_خون_جوانان_وطن_لاله_دمیده
#ایران_را_پس_میگیریم
#قسم_به_خون_یاران_ایستاده_ایم_تا_پایان
#محمد_قبادلو
#محسن_شکاری
#مجید_رضا_رهنورد
#محمد_مهدی_کرمی
#محمد_حسینی
#وای_به_روزی_که_مسلح_شویم https://t.me/khabargar
👍1
ببین حتی اگه یه روز سرمون بره
خورده به پیروزی تنمون گره...!
در ادامه محمد نوشته؛
واسه کمر شکسته از #فقر
واسه وطن خستهی در بند
واسه اختلاف و تبعیض
از شوش و مولوی تا دربند
تو هنوز بگو از فاطمه زهرا
منمیخونم از غم مادر مهسا…
#محمد_قبادلو
خورده به پیروزی تنمون گره...!
در ادامه محمد نوشته؛
واسه کمر شکسته از #فقر
واسه وطن خستهی در بند
واسه اختلاف و تبعیض
از شوش و مولوی تا دربند
تو هنوز بگو از فاطمه زهرا
منمیخونم از غم مادر مهسا…
#محمد_قبادلو
❤1
🔸معصومه احمدی، مادر محمد قبادلو، با انتشار پستی در صفحه اینستاگرام خود نوشت: «امروز به دروغ برگهای را به من دادند به نام وصیتنامه محمد که در لحظه اعدام نوشته است. نمک به زخمم پاشیدن و آتش خشمم را شعلهور کردند.»
🔸خانم احمدی در ادامه اضافه کرد: «این نه دست خط محمد است و نه امضا محمدم. نگذاشتن فرزندم فرصت این را داشته باشد که برای خانوادهاش وصیتی کند و با ما خداحافظی کند و پدرش بابت ۸ سال جنگیدن و اعتقاداتش از او عذرخواهی کند. کاش برای دروغگویی هم مجازاتی بود.»
🔸محمد قبادلو که به اتهام زیر گرفتن و قتل یک نیروی انتظامی در اعتراضات سال ۱۴۰۱ به اعدام محکوم شده بود، با وجود نقض حکم اعدامش در دیوان عالی کشور، بامداد سوم بهمن اعدام شد.
🔸به گفته امیر رئیسیان، وکیل قبادلو، حکم قصاص پیش از آن که به او و موکلش ابلاغ شود اجرا شد.
🔸#محمد_قبادلو نهمین نفر از بازداشتشدگان اعتراضات سراسری «زن، زندگی، آزادی» بود که پس از برگزاری روندهای قضایی فوری و مورد اعتراض از سوی نهادهای حقوق بشری، اعدام شد.
🔸خانم احمدی در ادامه اضافه کرد: «این نه دست خط محمد است و نه امضا محمدم. نگذاشتن فرزندم فرصت این را داشته باشد که برای خانوادهاش وصیتی کند و با ما خداحافظی کند و پدرش بابت ۸ سال جنگیدن و اعتقاداتش از او عذرخواهی کند. کاش برای دروغگویی هم مجازاتی بود.»
🔸محمد قبادلو که به اتهام زیر گرفتن و قتل یک نیروی انتظامی در اعتراضات سال ۱۴۰۱ به اعدام محکوم شده بود، با وجود نقض حکم اعدامش در دیوان عالی کشور، بامداد سوم بهمن اعدام شد.
🔸به گفته امیر رئیسیان، وکیل قبادلو، حکم قصاص پیش از آن که به او و موکلش ابلاغ شود اجرا شد.
🔸#محمد_قبادلو نهمین نفر از بازداشتشدگان اعتراضات سراسری «زن، زندگی، آزادی» بود که پس از برگزاری روندهای قضایی فوری و مورد اعتراض از سوی نهادهای حقوق بشری، اعدام شد.
یکماهه که تو نگینِ قطعهی ۹۹ شدی... 💔
• مامانِ #محمد_قبادلو تو رو نه! ما زندگی رو دفن کردیم محمّد... 💔
[یکماه از قتلِ حکومتیِ ۳ بهمنِ ۱۴۰۲ گذشت]
#محمد_قبادلو
• مامانِ #محمد_قبادلو تو رو نه! ما زندگی رو دفن کردیم محمّد... 💔
[یکماه از قتلِ حکومتیِ ۳ بهمنِ ۱۴۰۲ گذشت]
#محمد_قبادلو
💔1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
محمد قبادلو: میدونی دقیقا خدا کجا باهاته؟
همون جایی که میگی وای شانس آوردما
شیر محمد سرزمینم....
#انتقام_میگیریم
#خامنه_ای_ضحاک_میکشیمت_زیر_خاک
#محمد_قبادلو
همون جایی که میگی وای شانس آوردما
شیر محمد سرزمینم....
#انتقام_میگیریم
#خامنه_ای_ضحاک_میکشیمت_زیر_خاک
#محمد_قبادلو
😢4👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
من بخاطر تو جان دادم تو بخاطر من یک روز در خانه بمان
#محمد_قبادلو
#علیه_فراموشی
#رای_بی_رای
#رای_ما_سرنگونی
#سیرک_انتخابات
#نه_به_جمهورى_اسلامى
#محمد_قبادلو
#علیه_فراموشی
#رای_بی_رای
#رای_ما_سرنگونی
#سیرک_انتخابات
#نه_به_جمهورى_اسلامى
👍5
🔴 روز اعدام #محمد_قبادلو بسیجیهای حرومزاده تایم لاین رو پر کرده بودن از اینکه:
«اگر از ضجههای مادر محمد خوشحال نیستید یه جای ایمانتون مشکل داره»!
کسی که ۸ تیر بره به هر یک از این ۶ جنایتکار #رای بده یعنی داره برای ضجههای مادران این سرزمین جادهصافکنی میکنه! #راي_بي_راي
#انگشت_در_خون_نمیزنیم
#انگشت_در_خون
#انقلاب_زن_زندگی_آزادی
#خامنه_ای_قاتل_جوانان_ایران
«اگر از ضجههای مادر محمد خوشحال نیستید یه جای ایمانتون مشکل داره»!
کسی که ۸ تیر بره به هر یک از این ۶ جنایتکار #رای بده یعنی داره برای ضجههای مادران این سرزمین جادهصافکنی میکنه! #راي_بي_راي
#انگشت_در_خون_نمیزنیم
#انگشت_در_خون
#انقلاب_زن_زندگی_آزادی
#خامنه_ای_قاتل_جوانان_ایران
👍2
معصومه احمدی، مادر جاویدنام محمد قبادلو نوشتهای با پس زمینه عکس فرزندش را در استوری اینستاگرام خود به شرح زیر منتشر کرد:
«امشب آخرین شبیه که ملت شریف و فهیم هستیم بعدش میشیم دشمن مفسد في الارض اغتشاشگران اراذل و اوباش فتنهگر و ...»
جمهوری اسلامی و کاندیداهای آن، همواره در روزهای نمایش انتخابات، ادبیاتی را برای جلب مشارکت مردم به کار میبرند که با گفتار و رفتار آنها در زمان رسیدن به مقصود و دستیابی به قدرت مغایر است.
گرچه در این دوره هر دو کاندیدا به طور مشخص تاکید کردند که تابع فرامین رهبر هستند و حتی یکیشان دیگری را تهدید به اعدام کرد و بر لزوم قطع اینترنت در زمان اعتراضات مردمی تاکید کرد!!
محمد قبادلو را فراموش نمیکنیم، جوان کارگری کم برای آزادی به خیابان رفته بود و توسط جمهوری اسلامی بازداشت شد، متهم به کاری شد که نکرده بود و در دادگاهی ناعادلانه به اعدام محکوم شد و به قتل رسید.
#محمد_قبادلو #رای_بی_رای
#انتصابات #سیرک_انتخابات
«امشب آخرین شبیه که ملت شریف و فهیم هستیم بعدش میشیم دشمن مفسد في الارض اغتشاشگران اراذل و اوباش فتنهگر و ...»
جمهوری اسلامی و کاندیداهای آن، همواره در روزهای نمایش انتخابات، ادبیاتی را برای جلب مشارکت مردم به کار میبرند که با گفتار و رفتار آنها در زمان رسیدن به مقصود و دستیابی به قدرت مغایر است.
گرچه در این دوره هر دو کاندیدا به طور مشخص تاکید کردند که تابع فرامین رهبر هستند و حتی یکیشان دیگری را تهدید به اعدام کرد و بر لزوم قطع اینترنت در زمان اعتراضات مردمی تاکید کرد!!
محمد قبادلو را فراموش نمیکنیم، جوان کارگری کم برای آزادی به خیابان رفته بود و توسط جمهوری اسلامی بازداشت شد، متهم به کاری شد که نکرده بود و در دادگاهی ناعادلانه به اعدام محکوم شد و به قتل رسید.
#محمد_قبادلو #رای_بی_رای
#انتصابات #سیرک_انتخابات
😢1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شرافت نامه!!
دلنوشتهای برای عاشقان راه آزادی، برای تمام کسانی که از جای جای سرزمینمان جدا از هر نوع گرایش سیاسی و هر نوع عقیده و باوری برای آزادی و آبادی سرزمین اجدادیمان برخاستن، تا در برابر ظلم و ستم ایستادگی کنند. قسم به خون یاران که تا آخرین نفس پای آرمانمان که آزادی و آبادی و يكپارچگى میهنمان ایران است ایستاده ایم و تا آخرین نفس یاد تمام عاشقان راه آزادی را فریاد خواهیم زد. ما بیشماریم و شکست ناپذیر، تا روز آزادی از پا نخواهیم نشست. پاینده ایران و ایرانی، جاوید باد نام عاشقان راه آزادی
این تنها برگی از درخت تنومند آزادیست. رشادت های شما را در یک شعر و ترانه نمی شود گنجاند، برای نوشتنش کتاب ها باید
نوشت.
گروه پورونداد تقديم ميكند
"سربداران"
با صداى مصطفى كنعانيان و دايون دال
موزيك: مصطفى كنعانيان و پورونداد
شعر: مصطفى كنعانيان و دايون دال
تنظيم, تهيه و اجرا: پورونداد
#ايران #كيان_پيرفلك #عرفان_خزایی #محمد_قبادلو #خدانور_لجعی #گوهر_عشقی #پژمان_قلی_پور #ستار_بهشتی #زن_زندگی_آزادی #مهسا_امینی
دلنوشتهای برای عاشقان راه آزادی، برای تمام کسانی که از جای جای سرزمینمان جدا از هر نوع گرایش سیاسی و هر نوع عقیده و باوری برای آزادی و آبادی سرزمین اجدادیمان برخاستن، تا در برابر ظلم و ستم ایستادگی کنند. قسم به خون یاران که تا آخرین نفس پای آرمانمان که آزادی و آبادی و يكپارچگى میهنمان ایران است ایستاده ایم و تا آخرین نفس یاد تمام عاشقان راه آزادی را فریاد خواهیم زد. ما بیشماریم و شکست ناپذیر، تا روز آزادی از پا نخواهیم نشست. پاینده ایران و ایرانی، جاوید باد نام عاشقان راه آزادی
این تنها برگی از درخت تنومند آزادیست. رشادت های شما را در یک شعر و ترانه نمی شود گنجاند، برای نوشتنش کتاب ها باید
نوشت.
گروه پورونداد تقديم ميكند
"سربداران"
با صداى مصطفى كنعانيان و دايون دال
موزيك: مصطفى كنعانيان و پورونداد
شعر: مصطفى كنعانيان و دايون دال
تنظيم, تهيه و اجرا: پورونداد
#ايران #كيان_پيرفلك #عرفان_خزایی #محمد_قبادلو #خدانور_لجعی #گوهر_عشقی #پژمان_قلی_پور #ستار_بهشتی #زن_زندگی_آزادی #مهسا_امینی
👍1🔥1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مراسم زادروز جاویدنام #محمد_قبادلو بر سر مزارش برگزار شد
در این مراسم، خانوادههای جاویدنامان محمدقبادلو، محسن شکاری، یلدا آقافضلی، فرزین معروفی، متین نادرخانی، علی سیدی، امیررضا همت آزاد، مهدی سلمانزاده و جمعی از زندانیان سیاسی سابق حضور داشتند.
محمد قبادلو، از جوانان آزاده و دلاور ایران بود که صبح سهشنبه ۳ بهمن اعدام شد.
«محمد قبادلو، در مخفیانهترین حالت ممکن و بدون ملاقات با خانواده اعدام شد.»
#مهسا_امینی
#زن_زندگی_آزادی
#مرد_میهن_آبادی
https://t.me/khabargar
در این مراسم، خانوادههای جاویدنامان محمدقبادلو، محسن شکاری، یلدا آقافضلی، فرزین معروفی، متین نادرخانی، علی سیدی، امیررضا همت آزاد، مهدی سلمانزاده و جمعی از زندانیان سیاسی سابق حضور داشتند.
محمد قبادلو، از جوانان آزاده و دلاور ایران بود که صبح سهشنبه ۳ بهمن اعدام شد.
«محمد قبادلو، در مخفیانهترین حالت ممکن و بدون ملاقات با خانواده اعدام شد.»
#مهسا_امینی
#زن_زندگی_آزادی
#مرد_میهن_آبادی
https://t.me/khabargar
😭2🔥1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴مادر جاویدنام قهرمان #محمد_قبادلو:
با تو سخن می گویم
از شامگاه/بامداد یازدهم دی ماه سال…..
با هزاران درد و عشق و انتظار پسرم را در آغوش گرفتم
شیر مردی که در نگاهش مردانگی را یافتم
طالعش تماما شجاعت بود و مهر
دلم لرزید …نامش را محمد گذاشتم تا صاحب نامش مراقبش باشد
ظالمان او رابا هزاران درد و رنج و خشم از من گرفتند ولی من …. به نام نامی نامش تا آخر ایستاده ام
پسرم من نگاه تو را در نگاه هزاران جوان دیگر یافتم
چهره ی تو را در میان جوانان عاشق وطن یافتم محمدم
در میان کسانی که نام تو را فریاد می زنند محمدم
در میان شاهدان گمنامی که بی گناهی تو را دیدند و سکوت کردند محمدم
من تو را در میان دستانم گم کرده ام
ولی در میان هزاران قلب تپنده جستم جوانکم
چه کنم که روزگاری است که نام خداوند را بیش از خداپرستان ،شیطان صفتان فریاد زده اند و این از بد اقبال ما بود
آن روز که گردش روزگار به نام و به کام ما شد محمدی دیگر متولد خواهد شد
تولدت مبارک قهرمانم
من تو را به این خاک تقدیم کردم
ای زمین آغوشت امن برای سرباز وطن
من او را به تو سپردم ، برویان بذر عشق و پاکی و جوانمردی را
#نه_به_اعدام #نه_به_جمهورى_اسلامى
❤2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
باید که به احترام این مبارزان دلاور راه آزادی کلاه از سر برداشت ...
به مناسبت سالروز تولد #محمد_قبادلو سرود میخوانند:
این نامه را نوشتم از خاک کوچه های سرد
با خون سرخ خود نوشتم تا روید خنده ها زدرد
چون روز دیگر آید روحت جان سبزه هاست
خورشید جاودان آزادی نور آسمان ماست
سوگند به خون همرهانم
سوگند به اشک مادران
هرگز به تیغ شان نمیرد
فریاد جاودان ما ....
ما قهرمانان کشتهشده و عزیزان در بندمون رو فراموش نمیکنیم. با دوستانمون برای جاویدنام محمد قبادلو تولد گرفتیم، یادی از زندانیان سیاسی و عزیزان در خطر اعدام کردیم و با آرزوها و اهداف انقلابمون تجدید عهد و پیمان کردیم.
به جای محمد قبادلو آرزو کردیم که امسال اون هدفی که همه میدونیم چی هست، محقق بشه، به امید پیروزی✌️»
به مناسبت سالروز تولد #محمد_قبادلو سرود میخوانند:
این نامه را نوشتم از خاک کوچه های سرد
با خون سرخ خود نوشتم تا روید خنده ها زدرد
چون روز دیگر آید روحت جان سبزه هاست
خورشید جاودان آزادی نور آسمان ماست
سوگند به خون همرهانم
سوگند به اشک مادران
هرگز به تیغ شان نمیرد
فریاد جاودان ما ....
ما قهرمانان کشتهشده و عزیزان در بندمون رو فراموش نمیکنیم. با دوستانمون برای جاویدنام محمد قبادلو تولد گرفتیم، یادی از زندانیان سیاسی و عزیزان در خطر اعدام کردیم و با آرزوها و اهداف انقلابمون تجدید عهد و پیمان کردیم.
به جای محمد قبادلو آرزو کردیم که امسال اون هدفی که همه میدونیم چی هست، محقق بشه، به امید پیروزی✌️»
❤3
💠 آخوند رازینی که امروز به درک واصل شد، قاضی جلادیست که حکم اعدام #محمد_قبادلو را در دیوان عالی رژیم تایید کرده بود.
تبریک به مادر قبادلو
تبریک به مادر قبادلو
❤🔥6👏2🎉1
استوری الهه، خواهر محمد قبادلو:
این پدر #محمد_قبادلو هست.
پدر او جانباز شیمیایی جنگ بود و در شب اعدام پسرش اینطوری مقابل زندان در انتظار اذان صبح بود.
قاضی که حکم اعدام پسرش رو داده بود، امروز به درک واصل شد.
«محمد بخند، امروز انتقامت گرفته شد».
این پدر #محمد_قبادلو هست.
پدر او جانباز شیمیایی جنگ بود و در شب اعدام پسرش اینطوری مقابل زندان در انتظار اذان صبح بود.
قاضی که حکم اعدام پسرش رو داده بود، امروز به درک واصل شد.
❤3🎉2
🔴 جاوید نام #محمد_قبادلو : «حتی اگه سرمون بره، خورده به پیروزی تنمون گره»
نرگس محمدی دستخطی از جاویدنام محمد قبادلو را منتشر کرد.
این دست خط را محمد قبادلو در دوران حبس خود در زندان تهران بزرگ برای همبندیهایش نوشته بود
«حتی اگه سرمون بره، خورده به پیروزی تنمون گره»
نرگس محمدی، فعال حقوق بشر و برنده جایزه صلح نوبل، همراه با شهناز اکملی، مادر جاویدنام مصطفی کریمبیگی از جانباختگان عاشورای هشتاد و هشت، به دیدار مادر جاویدنام سربهدار محمد قبادلو رفتند.
خانم محمدی ضمن انتشار این تصاویر نوشت:
سلام بر سربداران عاشق.
تک تک کلماتی که از دهان مادر بر می آید، نشان از سرزندگی محمد دارد: «محمد زندگی را دوست داشت. کار می کرد و از زندگی لذت می برد.»
«محمد از زندان تماس گرفت و سفارش کرد که مبادا به خاطر اعدام من، به التماس و درخواست از اینها بیفتید.»
محمد یکی از سربدارانی است که گرچه عاشق زندگی بودند، اما بر سر پیمان ایستادند و از جان عزیزشان گذشتند.
برماست که فراموششان نکنیم.
برای لغو اعدام یکصدا شویم و به پاخیزیم.
#محمد_قبادلو
#نه_به_اعدام
نرگس محمدی دستخطی از جاویدنام محمد قبادلو را منتشر کرد.
این دست خط را محمد قبادلو در دوران حبس خود در زندان تهران بزرگ برای همبندیهایش نوشته بود
«حتی اگه سرمون بره، خورده به پیروزی تنمون گره»
نرگس محمدی، فعال حقوق بشر و برنده جایزه صلح نوبل، همراه با شهناز اکملی، مادر جاویدنام مصطفی کریمبیگی از جانباختگان عاشورای هشتاد و هشت، به دیدار مادر جاویدنام سربهدار محمد قبادلو رفتند.
خانم محمدی ضمن انتشار این تصاویر نوشت:
سلام بر سربداران عاشق.
تک تک کلماتی که از دهان مادر بر می آید، نشان از سرزندگی محمد دارد: «محمد زندگی را دوست داشت. کار می کرد و از زندگی لذت می برد.»
«محمد از زندان تماس گرفت و سفارش کرد که مبادا به خاطر اعدام من، به التماس و درخواست از اینها بیفتید.»
محمد یکی از سربدارانی است که گرچه عاشق زندگی بودند، اما بر سر پیمان ایستادند و از جان عزیزشان گذشتند.
برماست که فراموششان نکنیم.
برای لغو اعدام یکصدا شویم و به پاخیزیم.
#محمد_قبادلو
#نه_به_اعدام
❤6👍1
#گلرخ_ایرایی : برای شکستن چوبههای دار، صدای هم بودن کافی نیست
تو زندان سکوت معنایی نداره. همهجا پر از صداست اما صدایی که نمیشه باهاش رویا رو به تصویر کشید. برای کسی که با صدا، تصور میکنه و میتونه اونچه به ذهنش میاد رو بنویسه، کار سخت میشه. اینجا شبا بهتر میشه خودکار رو برداشت و چیزی نوشت. مثلا میشه رفت تو اتاق سیگار. پایین پلههایی که مسدود شده و پشتِ درش یه دیوار با بلوکای خاکستری و سیمان کشیدن. اونجا هم وقتی چشمات رو میبندی، فقط میتونی تو صدای تهویهی صنعتی قراضهای که کنارت زوزه میکشه غرق بشی. بیرون کشیدنِ رویا از تو صدای تهویهی صنعتی _که تا قبل از این فکر میکردم برای مرغداری مناسبه_ کار سختیه. ولی میشه چشما رو بست و تصور کرد.
چند وقت پیش اعلام شده بود جمهوری اسلامی طی یک سال، حدود هزار نفر رو اعدام کرده و رکورد دو دههی گذشتهی خودش رو شکسته. ما رکورد زده بودیم و تونسته بودیم اونقدر سکوت کنیم و نگاه کنیم که همچین رتبهای هولناکی رو بهدست بیاریم.
نشسته بودم رو چارپایهی چوبی و تو صدای تهویه گم شده بودم. چشمام رو بسته بودم و به سیگار پک میزدم. نیمهشب بود. شاید نزدیک به اذان صبح.
مرور این خبر و وحشتِ نزدیک شدن اذان صبح کافی بود تا صداها ... _یعنی چند نفر رو، از کجا، برای اعدام منتقل میکردن؟
همین کافی بود تا صداها هجوم بیارن
صدای پوتینهایی که نزدیک میشدن
صدای کلید که تو قفل آهنی میچرخید
صدای باز شدن قفل
صدای کشیده و کوبیده شدن قفل کشویی
صدای چرخیدن لولای زنگ زدهی درِ سلول
صدای کوبیده شدن دری آهنی به دیواری سیمانی
صدای دو رگهی سربازی مسخ شده: «بلند شو»
و سکوت
صدای افسرنگهبانی که با شغلش عجین شده بود: «پاشو بریم»
و باز سکوت
صدای پوتینهای سرباز که به همراه افسرنگهبان و چند نیروی کمکی وارد سلول شدن
صدای تَنهایی که به هم میسابیدن و پیکری که برای «نیامدن» تقلا میکرد
صدای کوبیده شدنِ تنها به در آهنی که نیمهباز مونده بود
صدای نفسهای سنگینی که از سلولهای کناری به گوش میرسید
صدای پوتینهایی که کوریدور رو به سمت درِ خروج طی میکردن و صدای دمپایی پلاستیکیای که از لابهلایِ کوبش پوتینها روی سرامیکِ کف راهرو به شکل فریادی کشدار و کر کننده در اومده بود
صدای درهایی که پشت هم باز و بسته میشدن
صدای تقلای پیکری که حالا دیگه روی زمین کشیده میشد و تو صدای خوابآلود موذن گم میشد
صدای خمیازهی رانندهی آمبولانسی که بیحوصله به ماشیناش تکیه داده بود و منتظر بود همه چی زودتر تموم بشه و بره دنبال کارش
صدای پزشکی! که گزارشی رو از وضعیت محکوم به مرگ، به مردی که کلاسوری در دست داشت اعلام میکرد
و صدای سقوط دانههای تسبیحِ «مردی که از ملزومات صحنهی اعدام بود» و داشت چیزی رو زیر لب زمزمه میکرد
سیگار به انتها رسید. برای رها شدن از صدای تقلای پیکرِ «مردی که میخواست زنده بمونه»، ناخودآگاه به صدای تهویهی صنعتی پناه بردم. سعی کردم دوباره بشنومش تا صداهای دیگه محو بشن.
چشمام رو باز کردم.دمپاییهام رو روی زمین کشیدم و به اقیانوسی که ویدا روی دیوار کشیده بود چشم دوختم.عادت داشتم وقتی اینجا تنها میشدم صدای آب رو تصور کنم.اما مثل همیشه نبود. قُلقُل آب همهچیز رو تو خودش خفه کرد. مثل خفگی طناب دار دور گردنِ محکومی که ریتمِ تکون خوردنِ بدن معلقاش داره کندتر و کندتر میشه. محکومی که آخرین صداهایی که شنید، صدای باز شدن دریچهی مرگ، صدای رها شدن طناب، صدای شکستن گردن و خرخر سختِ آخرین نفسهایی بود که تو صدای پرت شدن دمپایی روی زمینِ زیر پاش آروم گرفت.
ما مرگ رو تصور، روایت و زندگی میکنیم.
اما اونکه پشت قتلگاه فرزندش شب رو به کور سوی امیدی انتظار میکشه، بیش از ما مرگ رو زندگی میکنه.
محسن لنگرنشین از ما خواست صداش باشیم. پدر و مادر محسن هم از ما خواستن صداشون باشیم. ما هم از همدیگه خواستیم که صداشون باشیم و در همون حال که همه از هم میخواستیم صدای اونا باشیم، کشتنش.
صدا قدرت عجیبی داره برای تصور رویاها و کابوسها. اما برای شکستن چوبههای دار، صدای هم بودن کافی نیست. شاید لازم بود بعد از شنیدن صدای هم، بعد از شنیدن صدای مادر محسن، صدای مادر محمد یا صدای آقاماشالله کرمی، بند کفشمونو میبستیم و در خونه رو به هم میکوبیدیم و میرفتیم پشت در زندون. دستکم کسی که صدامون زده بود رو تو اون گرگ و میش مرگبار تنها نذاشته بودیم و یه «نه» بلند گفته بودیم به اعدام و شده بودیم مثل «صدای خواهش شفاف آب به جاری شدن» که بیشتر از اونکه فقط یه «صدا» باشه، تداعی ارادهست. ارادهی جاری شدن.
گلرخ ایرایی
اردیبهشت ۱۴۰۴
زندان اوین
#نه_به_اعدام
#محسن_لنگرنشین
#محمد_قبادلو
#محمدمهدی_کرمی
#محمد_حسینی
و تمامی آنانی که بی حضور «ما» بر دار شدند.
تو زندان سکوت معنایی نداره. همهجا پر از صداست اما صدایی که نمیشه باهاش رویا رو به تصویر کشید. برای کسی که با صدا، تصور میکنه و میتونه اونچه به ذهنش میاد رو بنویسه، کار سخت میشه. اینجا شبا بهتر میشه خودکار رو برداشت و چیزی نوشت. مثلا میشه رفت تو اتاق سیگار. پایین پلههایی که مسدود شده و پشتِ درش یه دیوار با بلوکای خاکستری و سیمان کشیدن. اونجا هم وقتی چشمات رو میبندی، فقط میتونی تو صدای تهویهی صنعتی قراضهای که کنارت زوزه میکشه غرق بشی. بیرون کشیدنِ رویا از تو صدای تهویهی صنعتی _که تا قبل از این فکر میکردم برای مرغداری مناسبه_ کار سختیه. ولی میشه چشما رو بست و تصور کرد.
چند وقت پیش اعلام شده بود جمهوری اسلامی طی یک سال، حدود هزار نفر رو اعدام کرده و رکورد دو دههی گذشتهی خودش رو شکسته. ما رکورد زده بودیم و تونسته بودیم اونقدر سکوت کنیم و نگاه کنیم که همچین رتبهای هولناکی رو بهدست بیاریم.
نشسته بودم رو چارپایهی چوبی و تو صدای تهویه گم شده بودم. چشمام رو بسته بودم و به سیگار پک میزدم. نیمهشب بود. شاید نزدیک به اذان صبح.
مرور این خبر و وحشتِ نزدیک شدن اذان صبح کافی بود تا صداها ... _یعنی چند نفر رو، از کجا، برای اعدام منتقل میکردن؟
همین کافی بود تا صداها هجوم بیارن
صدای پوتینهایی که نزدیک میشدن
صدای کلید که تو قفل آهنی میچرخید
صدای باز شدن قفل
صدای کشیده و کوبیده شدن قفل کشویی
صدای چرخیدن لولای زنگ زدهی درِ سلول
صدای کوبیده شدن دری آهنی به دیواری سیمانی
صدای دو رگهی سربازی مسخ شده: «بلند شو»
و سکوت
صدای افسرنگهبانی که با شغلش عجین شده بود: «پاشو بریم»
و باز سکوت
صدای پوتینهای سرباز که به همراه افسرنگهبان و چند نیروی کمکی وارد سلول شدن
صدای تَنهایی که به هم میسابیدن و پیکری که برای «نیامدن» تقلا میکرد
صدای کوبیده شدنِ تنها به در آهنی که نیمهباز مونده بود
صدای نفسهای سنگینی که از سلولهای کناری به گوش میرسید
صدای پوتینهایی که کوریدور رو به سمت درِ خروج طی میکردن و صدای دمپایی پلاستیکیای که از لابهلایِ کوبش پوتینها روی سرامیکِ کف راهرو به شکل فریادی کشدار و کر کننده در اومده بود
صدای درهایی که پشت هم باز و بسته میشدن
صدای تقلای پیکری که حالا دیگه روی زمین کشیده میشد و تو صدای خوابآلود موذن گم میشد
صدای خمیازهی رانندهی آمبولانسی که بیحوصله به ماشیناش تکیه داده بود و منتظر بود همه چی زودتر تموم بشه و بره دنبال کارش
صدای پزشکی! که گزارشی رو از وضعیت محکوم به مرگ، به مردی که کلاسوری در دست داشت اعلام میکرد
و صدای سقوط دانههای تسبیحِ «مردی که از ملزومات صحنهی اعدام بود» و داشت چیزی رو زیر لب زمزمه میکرد
سیگار به انتها رسید. برای رها شدن از صدای تقلای پیکرِ «مردی که میخواست زنده بمونه»، ناخودآگاه به صدای تهویهی صنعتی پناه بردم. سعی کردم دوباره بشنومش تا صداهای دیگه محو بشن.
چشمام رو باز کردم.دمپاییهام رو روی زمین کشیدم و به اقیانوسی که ویدا روی دیوار کشیده بود چشم دوختم.عادت داشتم وقتی اینجا تنها میشدم صدای آب رو تصور کنم.اما مثل همیشه نبود. قُلقُل آب همهچیز رو تو خودش خفه کرد. مثل خفگی طناب دار دور گردنِ محکومی که ریتمِ تکون خوردنِ بدن معلقاش داره کندتر و کندتر میشه. محکومی که آخرین صداهایی که شنید، صدای باز شدن دریچهی مرگ، صدای رها شدن طناب، صدای شکستن گردن و خرخر سختِ آخرین نفسهایی بود که تو صدای پرت شدن دمپایی روی زمینِ زیر پاش آروم گرفت.
ما مرگ رو تصور، روایت و زندگی میکنیم.
اما اونکه پشت قتلگاه فرزندش شب رو به کور سوی امیدی انتظار میکشه، بیش از ما مرگ رو زندگی میکنه.
محسن لنگرنشین از ما خواست صداش باشیم. پدر و مادر محسن هم از ما خواستن صداشون باشیم. ما هم از همدیگه خواستیم که صداشون باشیم و در همون حال که همه از هم میخواستیم صدای اونا باشیم، کشتنش.
صدا قدرت عجیبی داره برای تصور رویاها و کابوسها. اما برای شکستن چوبههای دار، صدای هم بودن کافی نیست. شاید لازم بود بعد از شنیدن صدای هم، بعد از شنیدن صدای مادر محسن، صدای مادر محمد یا صدای آقاماشالله کرمی، بند کفشمونو میبستیم و در خونه رو به هم میکوبیدیم و میرفتیم پشت در زندون. دستکم کسی که صدامون زده بود رو تو اون گرگ و میش مرگبار تنها نذاشته بودیم و یه «نه» بلند گفته بودیم به اعدام و شده بودیم مثل «صدای خواهش شفاف آب به جاری شدن» که بیشتر از اونکه فقط یه «صدا» باشه، تداعی ارادهست. ارادهی جاری شدن.
گلرخ ایرایی
اردیبهشت ۱۴۰۴
زندان اوین
#نه_به_اعدام
#محسن_لنگرنشین
#محمد_قبادلو
#محمدمهدی_کرمی
#محمد_حسینی
و تمامی آنانی که بی حضور «ما» بر دار شدند.
👍3🤝1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
روز جهانی جوانان ، برای نسلی که جانش را داد تا آرزوهایش زنده بماند
نسلی که جوانیاش را فدای فردای آزاد ایران کرد.
شمع وجودش خاموش شد تا فردا و فرداها روشن بماند.
یاد و نام همه قهرمانان و جاودانههای آزادی در میهن در زنجیر گرامی باد
#مهرشاد_شهیدی
#حمیدرضا_روحی
#یلدا_آقافضلی
#مجیدرضا_رهنورد
#محسن_شکاری
#محمد_قبادلو
#محمدمهدی_کرمی
#مهرداد_روایت_جاودانه
#نه_میبخشیم_نه_فراموش_میکنیم
#برای_آزادی
#روز_جهانی_جوانان
نسلی که جوانیاش را فدای فردای آزاد ایران کرد.
شمع وجودش خاموش شد تا فردا و فرداها روشن بماند.
یاد و نام همه قهرمانان و جاودانههای آزادی در میهن در زنجیر گرامی باد
#مهرشاد_شهیدی
#حمیدرضا_روحی
#یلدا_آقافضلی
#مجیدرضا_رهنورد
#محسن_شکاری
#محمد_قبادلو
#محمدمهدی_کرمی
#مهرداد_روایت_جاودانه
#نه_میبخشیم_نه_فراموش_میکنیم
#برای_آزادی
#روز_جهانی_جوانان
❤4😭1
پایان رژیم آخوندی نزدیک است… #خامنه_ای_قاتل_جوانان_ایران
#خامنهای_قاتل_سرنگون_سرنگون
#قسم_به_خون_یاران_ایستاده_ایم_تا_پایان
#زن_زندگی_آزادی
#زندانی_سیاسی_ازاد_باید_گردد
#نه_به_اعدام
#اعدام_نکنید
#اعدام_قتل_عمد_دولتی_است
#مهرشاد_شهیدی
#حمیدرضا_روحی
#یلدا_آقافضلی
#مجیدرضا_رهنورد
#محسن_شکاری
#محمد_قبادلو
#محمدمهدی_کرمی
#مهرداد_روایت_جاودانه
#نه_میبخشیم_نه_فراموش_میکنیم
#برای_آزادی
#خامنهای_قاتل_سرنگون_سرنگون
#قسم_به_خون_یاران_ایستاده_ایم_تا_پایان
#زن_زندگی_آزادی
#زندانی_سیاسی_ازاد_باید_گردد
#نه_به_اعدام
#اعدام_نکنید
#اعدام_قتل_عمد_دولتی_است
#مهرشاد_شهیدی
#حمیدرضا_روحی
#یلدا_آقافضلی
#مجیدرضا_رهنورد
#محسن_شکاری
#محمد_قبادلو
#محمدمهدی_کرمی
#مهرداد_روایت_جاودانه
#نه_میبخشیم_نه_فراموش_میکنیم
#برای_آزادی
👍5