✅انگیزشی
🗯 به تغییر تو ثانیه آخر مسابقات ورزشی دقت کردی؟
تو مسابقهی دوچرخهسواری تو دور آخر همه ایستاده رکاب میزنن، چون با تمام خستگی به پایان مسیر و به رسیدن به هدف ایمان دارن
تو مسابقهی دو و میدانی در دور آخر همهی شرکتکننده ها گامهای بلندتری برمیدارن، چون به اختلاف ثانیهها در پایان مسیر و جابهجایی مدالها ایمان دارن
باور دارن که میشه نتیجهی هر کاری رو حتی در لحظات آخر جابهجا کرد
ایمان به تغییر همه چیزو عوض میکنه😊
پیش خودت فکر کن
چقدر باور داری که زندگیت میتونه بهتر از این باشه؟
چقد فکر میکنی که حق تو بیشتر از این هاست؟
پاشو تصمیم بگیر زندگیتو عوض کنی
انقدر روی خودت سرمایه گذاری تا جایی که دیگران هم بخوان روی تو سرمایه گذاری کنن...
🗯 به تغییر تو ثانیه آخر مسابقات ورزشی دقت کردی؟
تو مسابقهی دوچرخهسواری تو دور آخر همه ایستاده رکاب میزنن، چون با تمام خستگی به پایان مسیر و به رسیدن به هدف ایمان دارن
تو مسابقهی دو و میدانی در دور آخر همهی شرکتکننده ها گامهای بلندتری برمیدارن، چون به اختلاف ثانیهها در پایان مسیر و جابهجایی مدالها ایمان دارن
باور دارن که میشه نتیجهی هر کاری رو حتی در لحظات آخر جابهجا کرد
ایمان به تغییر همه چیزو عوض میکنه😊
پیش خودت فکر کن
چقدر باور داری که زندگیت میتونه بهتر از این باشه؟
چقد فکر میکنی که حق تو بیشتر از این هاست؟
پاشو تصمیم بگیر زندگیتو عوض کنی
انقدر روی خودت سرمایه گذاری تا جایی که دیگران هم بخوان روی تو سرمایه گذاری کنن...
❤3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آیا طرحواره ها تغییر می کنند؟
دکتر حسن حمیدپور
#دکترحمیدپور #روانشناسی #طرحواره_درمانی #طرحواره
@khanehravanshenasiii
دکتر حسن حمیدپور
#دکترحمیدپور #روانشناسی #طرحواره_درمانی #طرحواره
@khanehravanshenasiii
❤2
*شناسایی فاحشههای واقعی*
*یکی از عجیبترین و البته مهمترین داستانهای کوتاه جهان، داستانی است به نام Boule de suif نوشته گیدو موپاسانِ فرانسوی که در فارسی به تُپُلی ترجمه شده است و در سال ۱۹۴۵ نیز فیلمی به همین نام، بر روی پرده سینمای جهان رفت.*
*تُپُلی، روایتِ اولویتِ غریزهی بقا و پیشی گرفتنِ آن از تمام اخلاقیات ساختهی بشر در مواقعی است که منافع و امنیتِ آدمیزاد به خطر میافتد و چقدر در جامعه ما روایتی آشناست!*
*داستان در خلال یکی از جنگهای پروس (آلمان) و فرانسه در قرن نوزدهم اتفاق میافتد. ده تن از اهالی یکی از شهرهای مرزی فرانسه برای فرار از نیروهای اشغالگر پروس تصمیم میگیرند سوار یک کالسکه شوند.*
*یک فاحشه که نام اصلی او الیزابت روزت (Elisabeth Rousset) است، یک کُنت، یک زوج مغازه دار از طبقه متوسط، یک کارخانه دار ثروتمند و همسرش، یک روشنفکرِ جمهوری خواه، دو زنِ راهبه و چند بورژوای دیگر که سبب میشوند کالسکه، یک جهان کوچک از جامعه فرانسه را تشکیل بدهد.*
*الیزابت که برخلاف باقی مهمانها شخصیتی رُک و غیرنمایشی دارد نه به نظرات سیاسی باقی حاضران در کالسکه گوش میدهد و نه محافظه کار و محاسبه گر است. برخلاف بقیه که پس از پیمودن چند ساعت از راه، گرسنگی را سرکوب میکنند و آذوقههایشان را رو نمیکنند، تُپُلی(الیزابت) سبد غذایش را باز میکند و به بقیه هم تعارف میکند.*
*مهمانها که در بدو ورود و به دلیل دانستنِ شغلِ تُپلی با اکراه و انزجار به او نگاه میگردند و از همسفر بودن با او احساس حقارت میکردند، دست رد به غذاهای خوشمزه تُپُلی نمیزنند!*
*در این میان، کالسکه به دلیل هوای بد و مه گرفتگی، وارد نواحی تحت اشغال آلمانیها میشود و اعضای کالسکه که برای شبمانی به یک مسافرخانه مراجعه میکنند، متوجه حضور نظامیان پروس در آنجا میشوند.*
*افسر آلمانی، تمام اعضای کالسکه را در مسافرخانه بازداشت میکند و پس از دو روز که فرانسویها جویای دلیل میشوند افسر آلمانی به آنها میگوید شرط آزادی شان این است که تُپُلی بپذیرد که یک شب پیش او بخوابد.*
*فرانسویها که ابتدا از شنیدن این درخواست بیشرمانه، خشمگین شده بودند، رفتهرفته از غرور و مقاومت الیزابت برای نخوابیدن با افسر آلمانی به ستوه میآیند.*
*روشنفکر و ثروتمند و راهبه و تاجر و فرهیخته همه دست به یکی میکنند تا تُپُلی را راضی به قحبگی کنند!*
*موپاسان در این داستان، به طرزی شگفتانگیزی، وابسته بودنِ اخلاق به شرایط را نشان میدهد. تمام کسانی که تا چند ساعت پیش ظاهرا فاحشگی را زشت و قبیح میدانستند به هر روشی که بلد بودند از توجیهات مذهبی تا شیوههای رایزنیِ تجاری استفاده میکنند تا دختر بینوا را راضی کنند با افسر آلمانی بخوابَد ..
*صحنههای پایانیِ داستان، یک تراژدی محض است. تُپُلی برخلاف غرور و خواست قلبی، برای خیر جمعی با افسر آلمانی خوابیده، کالسکه در حال حرکت است و افرادی که در روز روشن برای تُپُلی دیوثی کردهاند حالا آذوقههایشان را در آوردهاند و میخورند.*
*تُپُلی گرسنه و غمگین در گوشه کالسکه نشسته است و به جماعتی نگاه میکند که دوباره بر سر میهن و غرور و آزادی و خدا و پاکدامنی دارند حرف میزنند. هیچکس به الیزابت نگاه نمیکند ولی گی دو موپاسان او را در تاریخ ادبیات جهان جاودانه میکند. دختری مهربان و پاک که بین فاحشههای واقعی نشسته است!*
👈 سخن پایانی:
*فاحشه های واقعی، ریاکارانی هستند که نان را به نرخ روز میخورند*😞😶
*یکی از عجیبترین و البته مهمترین داستانهای کوتاه جهان، داستانی است به نام Boule de suif نوشته گیدو موپاسانِ فرانسوی که در فارسی به تُپُلی ترجمه شده است و در سال ۱۹۴۵ نیز فیلمی به همین نام، بر روی پرده سینمای جهان رفت.*
*تُپُلی، روایتِ اولویتِ غریزهی بقا و پیشی گرفتنِ آن از تمام اخلاقیات ساختهی بشر در مواقعی است که منافع و امنیتِ آدمیزاد به خطر میافتد و چقدر در جامعه ما روایتی آشناست!*
*داستان در خلال یکی از جنگهای پروس (آلمان) و فرانسه در قرن نوزدهم اتفاق میافتد. ده تن از اهالی یکی از شهرهای مرزی فرانسه برای فرار از نیروهای اشغالگر پروس تصمیم میگیرند سوار یک کالسکه شوند.*
*یک فاحشه که نام اصلی او الیزابت روزت (Elisabeth Rousset) است، یک کُنت، یک زوج مغازه دار از طبقه متوسط، یک کارخانه دار ثروتمند و همسرش، یک روشنفکرِ جمهوری خواه، دو زنِ راهبه و چند بورژوای دیگر که سبب میشوند کالسکه، یک جهان کوچک از جامعه فرانسه را تشکیل بدهد.*
*الیزابت که برخلاف باقی مهمانها شخصیتی رُک و غیرنمایشی دارد نه به نظرات سیاسی باقی حاضران در کالسکه گوش میدهد و نه محافظه کار و محاسبه گر است. برخلاف بقیه که پس از پیمودن چند ساعت از راه، گرسنگی را سرکوب میکنند و آذوقههایشان را رو نمیکنند، تُپُلی(الیزابت) سبد غذایش را باز میکند و به بقیه هم تعارف میکند.*
*مهمانها که در بدو ورود و به دلیل دانستنِ شغلِ تُپلی با اکراه و انزجار به او نگاه میگردند و از همسفر بودن با او احساس حقارت میکردند، دست رد به غذاهای خوشمزه تُپُلی نمیزنند!*
*در این میان، کالسکه به دلیل هوای بد و مه گرفتگی، وارد نواحی تحت اشغال آلمانیها میشود و اعضای کالسکه که برای شبمانی به یک مسافرخانه مراجعه میکنند، متوجه حضور نظامیان پروس در آنجا میشوند.*
*افسر آلمانی، تمام اعضای کالسکه را در مسافرخانه بازداشت میکند و پس از دو روز که فرانسویها جویای دلیل میشوند افسر آلمانی به آنها میگوید شرط آزادی شان این است که تُپُلی بپذیرد که یک شب پیش او بخوابد.*
*فرانسویها که ابتدا از شنیدن این درخواست بیشرمانه، خشمگین شده بودند، رفتهرفته از غرور و مقاومت الیزابت برای نخوابیدن با افسر آلمانی به ستوه میآیند.*
*روشنفکر و ثروتمند و راهبه و تاجر و فرهیخته همه دست به یکی میکنند تا تُپُلی را راضی به قحبگی کنند!*
*موپاسان در این داستان، به طرزی شگفتانگیزی، وابسته بودنِ اخلاق به شرایط را نشان میدهد. تمام کسانی که تا چند ساعت پیش ظاهرا فاحشگی را زشت و قبیح میدانستند به هر روشی که بلد بودند از توجیهات مذهبی تا شیوههای رایزنیِ تجاری استفاده میکنند تا دختر بینوا را راضی کنند با افسر آلمانی بخوابَد ..
*صحنههای پایانیِ داستان، یک تراژدی محض است. تُپُلی برخلاف غرور و خواست قلبی، برای خیر جمعی با افسر آلمانی خوابیده، کالسکه در حال حرکت است و افرادی که در روز روشن برای تُپُلی دیوثی کردهاند حالا آذوقههایشان را در آوردهاند و میخورند.*
*تُپُلی گرسنه و غمگین در گوشه کالسکه نشسته است و به جماعتی نگاه میکند که دوباره بر سر میهن و غرور و آزادی و خدا و پاکدامنی دارند حرف میزنند. هیچکس به الیزابت نگاه نمیکند ولی گی دو موپاسان او را در تاریخ ادبیات جهان جاودانه میکند. دختری مهربان و پاک که بین فاحشههای واقعی نشسته است!*
👈 سخن پایانی:
*فاحشه های واقعی، ریاکارانی هستند که نان را به نرخ روز میخورند*😞😶
👌5❤2👏1🙏1
زمانیکه نلسون ماندلا در دانشگاه حقوق میخواند، یک استاد سفیدپوست با نام "پیترز" بهشدّت از او متنفر بود.
یک روز، آقای پیترز در اتاق غذاخوری مشغول صرف ناهار بود که ماندلا با سینی خود آمد و کنار استاد نشست. استاد به او گفت:"آقای ماندلا، تو نمیفهمی که خوک و پرنده کنار هم نمینشینند تا غذا بخورند."
ماندلا طوری به او نگاه کرد که پدر و مادر به یک کودک بیادب خود، نگاه میکنند و آرام پاسخ داد:"نگران نباش پروفسور. من پرواز میکنم"
و رفت و پشت میز دیگری نشست.
آقای پیترز که از خشم سرخ شده بود، تصمیم گرفت که انتقام بگیرد. روز بعد در کلاس سؤال زیر را مطرح کرد: "آقای ماندلا، اگر در خیابان راه میرفتید و بستهای پیدا میکردید که درون آن، یک کیسه عقل و یک کیسه پول بود، کدامیک را میگرفتید؟"
ماندلا بدون تردید پاسخ داد: "البته اونی که پول داره."
آقای پیترز با لبخندی طعنه آمیز گفت:"من به جای تو، عقل را میگرفتم."
ماندلا شانههایش را بالا انداخت و پاسخ داد:«هرکس چیزی را که ندارد، برمیدارد.»
آقای پیترز که در آن زمان از خشم در حال جوشیدن بود، روی برگهء امتحان ماندلا، کلمه "احمق IDIOT" را نوشت.
ماندلا برگه امتحان را گرفت و پشت میزش نشست و سعی کرد تا زمانی که استاد به حرکت بعدی خود فکر میکرد، آرام بماند
چند دقیقه بعد، ماندلا بلند شد و به سمت استاد رفت و با لحنی مؤدّبانه به او گفت:" آقای پیترز، شما اسم خود را روی برگهء من، امضا نمودید، امّا فراموش کردید که نمرهام را به من بدهید."
بیاموزیم که همیشه به جای تنفر، خرد و حکمت را به کار ببریم!
یک روز، آقای پیترز در اتاق غذاخوری مشغول صرف ناهار بود که ماندلا با سینی خود آمد و کنار استاد نشست. استاد به او گفت:"آقای ماندلا، تو نمیفهمی که خوک و پرنده کنار هم نمینشینند تا غذا بخورند."
ماندلا طوری به او نگاه کرد که پدر و مادر به یک کودک بیادب خود، نگاه میکنند و آرام پاسخ داد:"نگران نباش پروفسور. من پرواز میکنم"
و رفت و پشت میز دیگری نشست.
آقای پیترز که از خشم سرخ شده بود، تصمیم گرفت که انتقام بگیرد. روز بعد در کلاس سؤال زیر را مطرح کرد: "آقای ماندلا، اگر در خیابان راه میرفتید و بستهای پیدا میکردید که درون آن، یک کیسه عقل و یک کیسه پول بود، کدامیک را میگرفتید؟"
ماندلا بدون تردید پاسخ داد: "البته اونی که پول داره."
آقای پیترز با لبخندی طعنه آمیز گفت:"من به جای تو، عقل را میگرفتم."
ماندلا شانههایش را بالا انداخت و پاسخ داد:«هرکس چیزی را که ندارد، برمیدارد.»
آقای پیترز که در آن زمان از خشم در حال جوشیدن بود، روی برگهء امتحان ماندلا، کلمه "احمق IDIOT" را نوشت.
ماندلا برگه امتحان را گرفت و پشت میزش نشست و سعی کرد تا زمانی که استاد به حرکت بعدی خود فکر میکرد، آرام بماند
چند دقیقه بعد، ماندلا بلند شد و به سمت استاد رفت و با لحنی مؤدّبانه به او گفت:" آقای پیترز، شما اسم خود را روی برگهء من، امضا نمودید، امّا فراموش کردید که نمرهام را به من بدهید."
بیاموزیم که همیشه به جای تنفر، خرد و حکمت را به کار ببریم!
👌9🙏1
🗯شروع کارگاه طراحی بازی برای اتاق درمان کودک🗯
🗓شروع کارگاه فردا پنجشنبه ۹ مرداد ساعت ۹ صبح🗓
💎کارگاه آموزشی
طراحی بازی برای اتاق بازی کودک در درمانگری کودک
🖋۱۴ ساعت آموزشی به صورت
(حضوری آنلاین و آفلاین)
📚با تدریس بی نظیر دکتر علیرضا مرتضوی
(دکترای تخصصی مشاوره،پست دکترای شناختی
و کارشناس رسانه ملی)
‼️۲۰ درصد تخفیف برای ثبت نام زود هنگام‼️
✳سرفصل های کارگاه:
➖مبانی طراحی بازی
➖انواع بازی در اتاق درمان کودک
(بازی های نمادین، ساختنی، حرکتی، نمایشی تحلیلی و حسی)
➖طراحی بازی براساس هدف ارتقایی-درمانی
➖خلق بازی با امکانات محدود
➖تحلیل و ارزیابی بازی ها
📜با صدور گواهی نامه معتبر آموزشی
(مورد تایید سازمان نظام روانشناسی کشور)
🏷تشکیل ،هدایت و مشاوره دانش پذیران جهت تشکیل کارگروه درمانگران تخصصی
📄دعوت به همکاری از برگزیدگان دوره
🗓زمان برگزاری کارگاه ۹ و ۱۰ مردادماه
📞ثبت نام و کسب اطلاعات بیشتر
از طریق ارتباط با شماره یا آی دی
09391587008
@Mahzad_Teimory_Psychology
🗓شروع کارگاه فردا پنجشنبه ۹ مرداد ساعت ۹ صبح🗓
💎کارگاه آموزشی
طراحی بازی برای اتاق بازی کودک در درمانگری کودک
🖋۱۴ ساعت آموزشی به صورت
(حضوری آنلاین و آفلاین)
📚با تدریس بی نظیر دکتر علیرضا مرتضوی
(دکترای تخصصی مشاوره،پست دکترای شناختی
و کارشناس رسانه ملی)
‼️۲۰ درصد تخفیف برای ثبت نام زود هنگام‼️
✳سرفصل های کارگاه:
➖مبانی طراحی بازی
➖انواع بازی در اتاق درمان کودک
(بازی های نمادین، ساختنی، حرکتی، نمایشی تحلیلی و حسی)
➖طراحی بازی براساس هدف ارتقایی-درمانی
➖خلق بازی با امکانات محدود
➖تحلیل و ارزیابی بازی ها
📜با صدور گواهی نامه معتبر آموزشی
(مورد تایید سازمان نظام روانشناسی کشور)
🏷تشکیل ،هدایت و مشاوره دانش پذیران جهت تشکیل کارگروه درمانگران تخصصی
📄دعوت به همکاری از برگزیدگان دوره
🗓زمان برگزاری کارگاه ۹ و ۱۰ مردادماه
📞ثبت نام و کسب اطلاعات بیشتر
از طریق ارتباط با شماره یا آی دی
09391587008
@Mahzad_Teimory_Psychology
.
▫️لذّت خودشناسی هم جدی است
خواندن کتابهای روانشناختی، همهاش برای تغییر نیست. تغییر هم اینقدر آسان نیست که به راحتی با خواندنِ کتاب اتفاق بیفتد. اصلاً کتاب خواندن، همهاش برای به کار بستن نیست. بخش مهمی از کتاب خواندن برای فهمیدن است؛ برای لذّت فهم را تجربه کردن. هر کسی از چیزهایی لذّت میبرد. بعضی هم به هر دلیلی از کتاب خواندن، فهمیدن، به عمق رفتن و چشمانداز پیدا کردن لذّت میبرند. نمیشود به هر کسی که کتابی میخواند بگویی به چه دردت میخورد و او هم جوابِ مشتپُرکنِ قانعکنندهای داشته باشد و از فلان یا بهمان کارکردِ هر بخشی از یادگیریاش بگوید. او خیلی وقتها کتاب میخواند تا لذّت ببرد.
به کتابهای روانشناختی برگردیم. بخش مهمی از مطالعه کتابهای روانشناختی برای تجربه لذّت خودشناسی است؛ چه شناخت انسان و چه شناختِ خودِ من. خودشناسی مثل سفر است. آدم چرا از سفر لذّت میبرد؟ لذّت خودشناسی هم تا حدی از همین جنس است. این خودشناسی ممکن است به تغییر هم منتهی بشود یا نه. اگر شد که چه بهتر، ولی اگر نشد هم آن کتابها بخش مهمی از کار خود را کردهاند: من را به من شناساندهاند، سفری درونی را رقم زدهاند و از غریبگی من با من کاستهاند.
با این همه، این خواندنها بیفایده هم نیستند. اما تاثیرشان دفعی و سریع نیست. اینطور نیست که چیزی را که فهمیدم بلافاصله بتوانم به آن عمل کنم. این یادگیریها از جنس جعبهابزار ساختناند. تغییر در نتیجه تجربههای زندگی و به کار بستنِ این ابزارها مخصوصاً در رابطهها رخ میدهد. تغییر صبوری میخواهد و گاهی علاوه بر جعبهابزار نیاز به کمک هم دارد. مختصر اینکه اگر کاری برای خودشناسی میکنید، هم لذّتش را جدی بگیرید و هم برای تغییرش صبور باشید.
▫️لذّت خودشناسی هم جدی است
خواندن کتابهای روانشناختی، همهاش برای تغییر نیست. تغییر هم اینقدر آسان نیست که به راحتی با خواندنِ کتاب اتفاق بیفتد. اصلاً کتاب خواندن، همهاش برای به کار بستن نیست. بخش مهمی از کتاب خواندن برای فهمیدن است؛ برای لذّت فهم را تجربه کردن. هر کسی از چیزهایی لذّت میبرد. بعضی هم به هر دلیلی از کتاب خواندن، فهمیدن، به عمق رفتن و چشمانداز پیدا کردن لذّت میبرند. نمیشود به هر کسی که کتابی میخواند بگویی به چه دردت میخورد و او هم جوابِ مشتپُرکنِ قانعکنندهای داشته باشد و از فلان یا بهمان کارکردِ هر بخشی از یادگیریاش بگوید. او خیلی وقتها کتاب میخواند تا لذّت ببرد.
به کتابهای روانشناختی برگردیم. بخش مهمی از مطالعه کتابهای روانشناختی برای تجربه لذّت خودشناسی است؛ چه شناخت انسان و چه شناختِ خودِ من. خودشناسی مثل سفر است. آدم چرا از سفر لذّت میبرد؟ لذّت خودشناسی هم تا حدی از همین جنس است. این خودشناسی ممکن است به تغییر هم منتهی بشود یا نه. اگر شد که چه بهتر، ولی اگر نشد هم آن کتابها بخش مهمی از کار خود را کردهاند: من را به من شناساندهاند، سفری درونی را رقم زدهاند و از غریبگی من با من کاستهاند.
با این همه، این خواندنها بیفایده هم نیستند. اما تاثیرشان دفعی و سریع نیست. اینطور نیست که چیزی را که فهمیدم بلافاصله بتوانم به آن عمل کنم. این یادگیریها از جنس جعبهابزار ساختناند. تغییر در نتیجه تجربههای زندگی و به کار بستنِ این ابزارها مخصوصاً در رابطهها رخ میدهد. تغییر صبوری میخواهد و گاهی علاوه بر جعبهابزار نیاز به کمک هم دارد. مختصر اینکه اگر کاری برای خودشناسی میکنید، هم لذّتش را جدی بگیرید و هم برای تغییرش صبور باشید.
مهم ترین ویژگیی که یک کارگاه رو از نظرتون خفن میکنه؛چیه؟📝
Anonymous Poll
27%
استاد با رزومه عالی
18%
مدرک معتبر
29%
هزینه(تخفیف و شرایط اقساط🤑)
52%
کاربردی بودنِ عنوان کارگاه
خانه علوم تربیتی و روانشناسی مشهد
مهم ترین ویژگیی که یک کارگاه رو از نظرتون خفن میکنه؛چیه؟📝
ممنون از مشارکت همگیتون😍🥹
حالا اگر کارگاهی باشه که تمام این گزینه هارو براتون تضمین کنه،چی میگین؟😎😎
حالا اگر کارگاهی باشه که تمام این گزینه هارو براتون تضمین کنه،چی میگین؟😎😎
عزیزانی که گواهی معتبر براشون مهم بود؛
گواهیی که بهتون تعلق میگیره:
🔻مورد تایید سازمان نظام روانشناسی🔻
و بسیاار معتبر برای رزومه و فعالیت شما در حوزه روانشناسی.
گواهیی که بهتون تعلق میگیره:
🔻مورد تایید سازمان نظام روانشناسی🔻
و بسیاار معتبر برای رزومه و فعالیت شما در حوزه روانشناسی.
الان برم سراغ محتوای کارگاه که بیشترین اهمیت رو توی نظرسنجی داشت و بعد درمورد هزینه میگم😌
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
به عنوان روانشناس و یا دانشجوی روانشناسی:
🔻تا حالا به این فکر کردید اگر توی اتاق درمان با همچین مراجعی مواجه بشید؛باید چیکار کنید؟؟؟؟
🔻اگر توی همچین موقعیت سختی قرار بگیرید بهترین واکنش و رفتار چی میتونه باشه؟
🔻اصلا تاحالا به این فکر کردید ما به چه مراجعینی میگیم ،مراجع سخت و پر چالش؟؟؟
🔻اصول مواجه با مراجعینِ سخت و پرچالش چیه؟؟؟
✅پاسخ به همه این سوالات نیاز داره آموزش دیده باشید،تا بتونید توی موقعیت های مشابه مسلط باشید و چالش رو مدیریت کنید...
📝و ما براتون کارگاهی طراحی کردیم که پاسخ به تمام این سوالات رو آموزش میبیند و به طور عملی یاد میگیرید که در مواجه با مراجعین پرچالش چه اقدامی انجام بدید...
از این خفن تر دیگه؟😌
🔻تا حالا به این فکر کردید اگر توی اتاق درمان با همچین مراجعی مواجه بشید؛باید چیکار کنید؟؟؟؟
🔻اگر توی همچین موقعیت سختی قرار بگیرید بهترین واکنش و رفتار چی میتونه باشه؟
🔻اصلا تاحالا به این فکر کردید ما به چه مراجعینی میگیم ،مراجع سخت و پر چالش؟؟؟
🔻اصول مواجه با مراجعینِ سخت و پرچالش چیه؟؟؟
✅پاسخ به همه این سوالات نیاز داره آموزش دیده باشید،تا بتونید توی موقعیت های مشابه مسلط باشید و چالش رو مدیریت کنید...
📝و ما براتون کارگاهی طراحی کردیم که پاسخ به تمام این سوالات رو آموزش میبیند و به طور عملی یاد میگیرید که در مواجه با مراجعین پرچالش چه اقدامی انجام بدید...
از این خفن تر دیگه؟😌
📽سکانس:سریال افعی تهران
🎯 رواندرمانی با مراجعان پرچالش و شکننده
اگه نگرانی با یه مراجع پرچالش و سخت مواجه بشی این کارگاه مخصوص توئه😎
📚 ۱۰ ساعت آموزش تخصصی
👩🏫 با حضور:
دکتر مریم نجابتیان
دکتر نازنین مهدیان
📆 تاریخ برگزاری: ۶ و ۷ شهریور ماه
🎁 ۵۰٪ تخفیف ثبت نام زودهنگام فقط تا ۱۵ مرداد
✨ فرصتی بینظیر برای درمانگران، روانشناسان و دانشجویان علاقهمند به مداخلات عمیق و مؤثر.
📍 برگزارکننده: هلدینگ روانشناسی خانه علوم تربیتی
📩 ثبتنام و اطلاعات بیشتر
📲@PsyProject_20
📞09927458419
اگه نگرانی با یه مراجع پرچالش و سخت مواجه بشی این کارگاه مخصوص توئه😎
📚 ۱۰ ساعت آموزش تخصصی
👩🏫 با حضور:
دکتر مریم نجابتیان
دکتر نازنین مهدیان
📆 تاریخ برگزاری: ۶ و ۷ شهریور ماه
🎁 ۵۰٪ تخفیف ثبت نام زودهنگام فقط تا ۱۵ مرداد
✨ فرصتی بینظیر برای درمانگران، روانشناسان و دانشجویان علاقهمند به مداخلات عمیق و مؤثر.
📍 برگزارکننده: هلدینگ روانشناسی خانه علوم تربیتی
📩 ثبتنام و اطلاعات بیشتر
📲@PsyProject_20
📞09927458419
❤2
خانه علوم تربیتی و روانشناسی مشهد
🎯 رواندرمانی با مراجعان پرچالش و شکننده اگه نگرانی با یه مراجع پرچالش و سخت مواجه بشی این کارگاه مخصوص توئه😎 📚 ۱۰ ساعت آموزش تخصصی 👩🏫 با حضور: دکتر مریم نجابتیان دکتر نازنین مهدیان 📆 تاریخ برگزاری: ۶ و ۷ شهریور ماه 🎁 ۵۰٪ تخفیف ثبت نام زودهنگام فقط تا…
و اما نگرانی شما بابت هزینه کارگاه:
✅این کارگاه رو تا ۱۵ مرداد ماه میتونید با ۵۰ درصد تخفیف ثبت نام کنید.(هزینه ایی که پرداخت میکنید خیلی خیلی کمه)
✅️و میتونید نصف هزینه رو الان و ما بقیش رو تا ۲ شهریور ماه تسویه کنید.
🗒گذروندنِ این کارگاه برای هر کسی که میخواد درمانگر حرفه ای بشه ضروریه!پس از دستش ندید😍
✅این کارگاه رو تا ۱۵ مرداد ماه میتونید با ۵۰ درصد تخفیف ثبت نام کنید.(هزینه ایی که پرداخت میکنید خیلی خیلی کمه)
✅️و میتونید نصف هزینه رو الان و ما بقیش رو تا ۲ شهریور ماه تسویه کنید.
🗒گذروندنِ این کارگاه برای هر کسی که میخواد درمانگر حرفه ای بشه ضروریه!پس از دستش ندید😍
🎯 رواندرمانی با مراجعان پرچالش و شکننده
اگه نگرانی با یه مراجع پرچالش و سخت مواجه بشی این کارگاه مخصوص توئه😎
📚 ۱۰ ساعت آموزش تخصصی
👩🏫 با حضور:
دکتر مریم نجابتیان
دکتر نازنین مهدیان
📆 تاریخ برگزاری: ۶ و ۷ شهریور ماه
🎁 ۵۰٪ تخفیف ثبت نام زودهنگام فقط تا ۱۵ مرداد
✨ فرصتی بینظیر برای درمانگران، روانشناسان و دانشجویان علاقهمند به مداخلات عمیق و مؤثر.
📍 برگزارکننده: هلدینگ روانشناسی خانه علوم تربیتی
📩 ثبتنام و اطلاعات بیشتر
📲@PsyProject_20
📞09927458419
اگه نگرانی با یه مراجع پرچالش و سخت مواجه بشی این کارگاه مخصوص توئه😎
📚 ۱۰ ساعت آموزش تخصصی
👩🏫 با حضور:
دکتر مریم نجابتیان
دکتر نازنین مهدیان
📆 تاریخ برگزاری: ۶ و ۷ شهریور ماه
🎁 ۵۰٪ تخفیف ثبت نام زودهنگام فقط تا ۱۵ مرداد
✨ فرصتی بینظیر برای درمانگران، روانشناسان و دانشجویان علاقهمند به مداخلات عمیق و مؤثر.
📍 برگزارکننده: هلدینگ روانشناسی خانه علوم تربیتی
📩 ثبتنام و اطلاعات بیشتر
📲@PsyProject_20
📞09927458419
اشتباهات فاحش در مصاحبه استخدامی
میانگین زمان یک مصاحبه استخدامی حدود 40 دقیقه است، اما 33 درصد از 2000 مدیر شرکتکننده در یک نظرسنجی اظهار کردند که آنان در 90 ثانیه اول مصاحبه خواهند فهمید که آیا داوطلب را استخدام میکنند یا خیر.
در همان نظرسنجی، مدیران اشتباهات زیر را به عنوان دلایل اصلی رد داوطلب برشمردند:
70 درصد اعتقاد داشتند داوطلبان استخدام از نظر ظاهر و پوشش بیش از حد غیررسمی در جلسه مصاحبه ظاهر شدند.
67 درصد گفتند متقاضیان استخدام قادر نبودند تماس چشمی برقرار کنند.
55 درصد به خاطر نحوه از در وارد شدن مصاحبهشونده به اتاق مصاحبه.
47 درصد مدیران ابراز میکردند که داوطلبان استخدام هیچ اطلاعاتی درباره شرکتی که برای مصاحبه آمدهاند نداشتند.
38 درصد مدیران به خاطر کیفیت صدا و میزان اعتماد به نفس و همچنین نداشتن لبخند متقاضی را رد کردند.
33 درصد دلیل رد کردن را نوع نشستن متقاضی هنگام مصاحبه بیان کردند.
26 درصد بد دست دادن متقاضی را دلیل رد شدن میدانند.
21 درصد یکی از دلایل رد شدن متقاضی را دست به سینه نشستن او هنگام مصاحبه عنوان کردند.
میانگین زمان یک مصاحبه استخدامی حدود 40 دقیقه است، اما 33 درصد از 2000 مدیر شرکتکننده در یک نظرسنجی اظهار کردند که آنان در 90 ثانیه اول مصاحبه خواهند فهمید که آیا داوطلب را استخدام میکنند یا خیر.
در همان نظرسنجی، مدیران اشتباهات زیر را به عنوان دلایل اصلی رد داوطلب برشمردند:
70 درصد اعتقاد داشتند داوطلبان استخدام از نظر ظاهر و پوشش بیش از حد غیررسمی در جلسه مصاحبه ظاهر شدند.
67 درصد گفتند متقاضیان استخدام قادر نبودند تماس چشمی برقرار کنند.
55 درصد به خاطر نحوه از در وارد شدن مصاحبهشونده به اتاق مصاحبه.
47 درصد مدیران ابراز میکردند که داوطلبان استخدام هیچ اطلاعاتی درباره شرکتی که برای مصاحبه آمدهاند نداشتند.
38 درصد مدیران به خاطر کیفیت صدا و میزان اعتماد به نفس و همچنین نداشتن لبخند متقاضی را رد کردند.
33 درصد دلیل رد کردن را نوع نشستن متقاضی هنگام مصاحبه بیان کردند.
26 درصد بد دست دادن متقاضی را دلیل رد شدن میدانند.
21 درصد یکی از دلایل رد شدن متقاضی را دست به سینه نشستن او هنگام مصاحبه عنوان کردند.
*⚠️باز نشسته را اذیت نکنید*
👴🏻بعد از اینکه *نورالله* بازنشسته شد،حضور او در خانه دائمی شد !!
👵🏼و انتقادات وی از
همسرش به ویژه در مورد خانه و آشپزخانه ، و بحث و گفتگو و فریاد مکرر او برای چیزهای بی اهمیت و غیره زیاد بود !
*🗣همه فاميل روزی را که نورالله بازنشسته شد، نفرین می کردند*.
🤷🏻♂️با این حال، آقا نورالله متوجه شد که همه از او ناراحت هستند. بنابراین تصمیم گرفت راهی پیدا کند تا حضور خود را در خانه کاهش دهد.
🚶🏻♂️او با قدم زدن در پارک و مراکز خرید برنامه ای برای زندگی خود تنظیم کرد.
👱🏻♀️او به طور هم زمان *با یک خانم همکار ۳۸ ساله* ملاقات کرد که در گذشته با او کار می کرد.
🥺او از وضعیت جدیدش برای خانم تعریف کرد. خانم همکار به او گفت:
گوش کن،
*🏡من در خانه تنها هستم و شوهرم مدتها پیش درگذشته است و من بچه ندارم .. بیا باهم ازدواج کنیم !*‼️
😃نورالله از این حرف خوشش امد وبا خانم رفت و طبق شرع با او ازدواج کرد.
☀️صبح روز بعد، او به خانه بازگشت وهمسرش از او پرسید:
*🤷🏻♀️دیروز کجا بودی؟*
👴🏻او پاسخ داد: "کار پیدا کردم ...!"
👵🏼همسرش خوشحال شد، زیرا می خواست *از شر او خلاص ودرگیری کمتری با اعضای خانواده داشته باشد * ، و گفت:
👍🏼خیلی خوبه، شما هنوز جوانی، خوب کاری کردی، اینطوری هم خودتان را مشغول میکنی و هم برای ما خوبه.
⁉️اما شغل جدید شما چیست؟
*👴🏻نور الله پاسخ داد: نگهبان شب هستم!*
👏🏼زنش بهش گفت: عالیه، شغل پر برکتیه ...!
📜القصه، فعلا نورالله هر روز صبح خسته از شغل جدید و شبانه خود از خانه همسر دومش برمی گردد ..
*🍱وهمسر اولش برایش صبحانه آماده می کرد*
👵🏼و بعد از صبحانه به او می گوید :
🛌پیداست که شما خسته هستید ، برو بخواب واستراحت کن شوهر عزیزم، بعد از ظهر ناهار رو آماده میکنم و بیدارت میکنم *تا دوباره به سر کار جدید خود با نشاط و پرانرژی بروی* .
🙏🏼اینطوری نورالله، اعتبار و احترام خودش را پس گرفت *و وقت خود را با چیزی مفید پر کرد.*
و به خانواده اش نیز آرامش وروحیه ودوری از ناراحتی ها هدیه داد.
✋🏼امیدواریم اگر بازنشستگان عزیز دچار مشکلی شبیه ایشان شدند،
*🔆از تجربه نورالله بهره مند شود و نهایت استفاده از عمر باقی مانده را ببرند ...*
🤲🏼الهی که همه آرزومندان، زودتر از موعد بازنشست شوند!😂😂
🙏🏼با احترام
*♨️اداره امور بازنشستگان کشوری ولشکری و تامين اجتماعي .
👴🏻بعد از اینکه *نورالله* بازنشسته شد،حضور او در خانه دائمی شد !!
👵🏼و انتقادات وی از
همسرش به ویژه در مورد خانه و آشپزخانه ، و بحث و گفتگو و فریاد مکرر او برای چیزهای بی اهمیت و غیره زیاد بود !
*🗣همه فاميل روزی را که نورالله بازنشسته شد، نفرین می کردند*.
🤷🏻♂️با این حال، آقا نورالله متوجه شد که همه از او ناراحت هستند. بنابراین تصمیم گرفت راهی پیدا کند تا حضور خود را در خانه کاهش دهد.
🚶🏻♂️او با قدم زدن در پارک و مراکز خرید برنامه ای برای زندگی خود تنظیم کرد.
👱🏻♀️او به طور هم زمان *با یک خانم همکار ۳۸ ساله* ملاقات کرد که در گذشته با او کار می کرد.
🥺او از وضعیت جدیدش برای خانم تعریف کرد. خانم همکار به او گفت:
گوش کن،
*🏡من در خانه تنها هستم و شوهرم مدتها پیش درگذشته است و من بچه ندارم .. بیا باهم ازدواج کنیم !*‼️
😃نورالله از این حرف خوشش امد وبا خانم رفت و طبق شرع با او ازدواج کرد.
☀️صبح روز بعد، او به خانه بازگشت وهمسرش از او پرسید:
*🤷🏻♀️دیروز کجا بودی؟*
👴🏻او پاسخ داد: "کار پیدا کردم ...!"
👵🏼همسرش خوشحال شد، زیرا می خواست *از شر او خلاص ودرگیری کمتری با اعضای خانواده داشته باشد * ، و گفت:
👍🏼خیلی خوبه، شما هنوز جوانی، خوب کاری کردی، اینطوری هم خودتان را مشغول میکنی و هم برای ما خوبه.
⁉️اما شغل جدید شما چیست؟
*👴🏻نور الله پاسخ داد: نگهبان شب هستم!*
👏🏼زنش بهش گفت: عالیه، شغل پر برکتیه ...!
📜القصه، فعلا نورالله هر روز صبح خسته از شغل جدید و شبانه خود از خانه همسر دومش برمی گردد ..
*🍱وهمسر اولش برایش صبحانه آماده می کرد*
👵🏼و بعد از صبحانه به او می گوید :
🛌پیداست که شما خسته هستید ، برو بخواب واستراحت کن شوهر عزیزم، بعد از ظهر ناهار رو آماده میکنم و بیدارت میکنم *تا دوباره به سر کار جدید خود با نشاط و پرانرژی بروی* .
🙏🏼اینطوری نورالله، اعتبار و احترام خودش را پس گرفت *و وقت خود را با چیزی مفید پر کرد.*
و به خانواده اش نیز آرامش وروحیه ودوری از ناراحتی ها هدیه داد.
✋🏼امیدواریم اگر بازنشستگان عزیز دچار مشکلی شبیه ایشان شدند،
*🔆از تجربه نورالله بهره مند شود و نهایت استفاده از عمر باقی مانده را ببرند ...*
🤲🏼الهی که همه آرزومندان، زودتر از موعد بازنشست شوند!😂😂
🙏🏼با احترام
*♨️اداره امور بازنشستگان کشوری ولشکری و تامين اجتماعي .
👍1
Ⓜ️ اثر خرس سفید
White Bear Effect
📝 محمدرضا سلیمی
✔️شما تا به حال چندبار به «خرس سفید» فکر کردهاید؟ حال اگر به شما بگویند به مدت پنج دقیقه بههیچوجه به خرس سفید فکر نکنید، در این مدت شما چندبار به خرس سفید فکر میکنید؟
✔️دَنیل وِگنِر، روانشناس آمریکایی در دانشگاه هاروارد، برای نخستین بار این آزمایش را انجام داد؛ او به شرکتکنندگان گفت بهمدت پنج دقیقه بههیچوجه به خرس سفید فکر نکنند. اما اگر در این مدت ناخواسته به خرس سفید فکر کردند، زنگ را به صدا در بیاورند. آنها در هر دقیقه یک بار زنگ را به صدا در میآوردند.
✔️زمانی که میخواهیم فکرمان را سرکوب کنیم، ذهن ما برای نظارت بر موفقیت سرکوب دائما بررسی میکند که آیا به آن فکر کردهایم یا نه. همین فرایند باعث میشود دوباره به آن فکر کنیم. درواقع، هرچه بیشتر سعی کنیم به چیزی فکر نکنیم، احتمال اینکه بیشتر به آن فکر کنیم بیشتر میشود. به این پدیده «اثر خرس سفید» میگویند. این خطای شناختی نام خود را از آزمایش روانشناس آمریکایی، دَنیل وِگنِر، گرفته است.
✔️به لحاظ اجتماعی، اثر خرس سفید نقش مهمی در شکلگیری تابوها، سانسورها و دوقطبیهای اجتماعی دارد که نتیجهی آن افزایش ریاکاری اجتماعی، رشد افکار پنهان، اعتراضات اجتماعی یا حتی رفتارهای نابههنجار میشود.
✔️در سیاست اثر خرس سفید بسیار قدرتمندتر و اغلب ناخواسته به ضرر حکومتها عمل میکند. در این زمینه، هرچه حکومتها بیشتر برای سرکوب و حذف افکار مخالف تلاش کنند، آن افکار در ذهن مردم پررنگتر، جذابتر و ماندگارتر میشود.
✔️برای مثال، وقتی حکومتها نام یک شخصیت سیاسی را ممنوع میکنند یا تصویر او را ممنوع و سخنانش را سانسور میکنند، اثر خرس سفید فعال میشود؛ یعنی مردم به آن شخص بیشتر فکر میکنند، بیشتر دربارهی او کنجکاو میشوند و حتی او را قهرمان میپندارند. یا وقتی یک شعار سیاسی را ممنوع میکنند، آن شعار در ناخودآگاه جمعی و حافظهی تاریخی جامعه ماندگارتر میشود.
✔️درواقع، برخی «ممنوعیت»ها نتیجهی معکوس دارند. «الْانْسانُ حَریصٌ عَلی ما مُنعَ مِنْهُ»؛ یعنی «انسان نسبت به چیزی که از آن منع میشود حرص میورزد.» ممنوعیت باعث افزایش توجه، تکرار و ماندگاری بیشتر در حافظه تاریخی میشود. وقتی حکومتها تلاش میکنند از طریق خشونت یا تهدید مردم را به سکوت وادارند، اثر خرس سفید فعال میشود.
📌پیامدها: اثر خرس سفید باعث رشد و گسترش «مقاومت خاموش» و رادیکال شدن افکار مخالف میشود. همچنین، این سوگیری به شکلگیری حافظهی تاریخی منفی علیه حکومتها میانجامد و افکار مخالف را در سطح جامعه گسترش میدهد.
📌راهحلها: ابتدا باید بدون قضاوت و مقاومت افکار مخالف را بپذیریم و مدیریت کنیم، بهجای اینکه آنها را سرکوب کنیم. بگذارید افکار مخالف بدون درگیری شکل بگیرد. بهتدریج در معرض افکار مخالف قرار بگیرید، اما با رویکردی بدون قضاوت و همراه با آرامسازی.
✔️«اگر با افکار مخالف بجنگید؛ قدرتمندتر، بزرگتر و گستردهتر میشوند.» اما اگر بهآرامی با آنها مواجه شوید، قدرتشان را از دست میدهند.
✔️اثر خرس سفید را نمیتوان کاملاً حذف کرد، اما میتوان آن را مهار و مدیریت کرد؛ البته نه با جنگیدن، بلکه با پذیرفتن، آگاهی و جایگزینی تدریجی. این روش نهتنها در سیاست، بلکه در روانشناسی فردی، آموزش، فرهنگ و جامعه هم کاربرد دارد.
➕ ۱۰۱ سوگیری در سیاست (در دست تالیف)
📮
White Bear Effect
📝 محمدرضا سلیمی
✔️شما تا به حال چندبار به «خرس سفید» فکر کردهاید؟ حال اگر به شما بگویند به مدت پنج دقیقه بههیچوجه به خرس سفید فکر نکنید، در این مدت شما چندبار به خرس سفید فکر میکنید؟
✔️دَنیل وِگنِر، روانشناس آمریکایی در دانشگاه هاروارد، برای نخستین بار این آزمایش را انجام داد؛ او به شرکتکنندگان گفت بهمدت پنج دقیقه بههیچوجه به خرس سفید فکر نکنند. اما اگر در این مدت ناخواسته به خرس سفید فکر کردند، زنگ را به صدا در بیاورند. آنها در هر دقیقه یک بار زنگ را به صدا در میآوردند.
✔️زمانی که میخواهیم فکرمان را سرکوب کنیم، ذهن ما برای نظارت بر موفقیت سرکوب دائما بررسی میکند که آیا به آن فکر کردهایم یا نه. همین فرایند باعث میشود دوباره به آن فکر کنیم. درواقع، هرچه بیشتر سعی کنیم به چیزی فکر نکنیم، احتمال اینکه بیشتر به آن فکر کنیم بیشتر میشود. به این پدیده «اثر خرس سفید» میگویند. این خطای شناختی نام خود را از آزمایش روانشناس آمریکایی، دَنیل وِگنِر، گرفته است.
✔️به لحاظ اجتماعی، اثر خرس سفید نقش مهمی در شکلگیری تابوها، سانسورها و دوقطبیهای اجتماعی دارد که نتیجهی آن افزایش ریاکاری اجتماعی، رشد افکار پنهان، اعتراضات اجتماعی یا حتی رفتارهای نابههنجار میشود.
✔️در سیاست اثر خرس سفید بسیار قدرتمندتر و اغلب ناخواسته به ضرر حکومتها عمل میکند. در این زمینه، هرچه حکومتها بیشتر برای سرکوب و حذف افکار مخالف تلاش کنند، آن افکار در ذهن مردم پررنگتر، جذابتر و ماندگارتر میشود.
✔️برای مثال، وقتی حکومتها نام یک شخصیت سیاسی را ممنوع میکنند یا تصویر او را ممنوع و سخنانش را سانسور میکنند، اثر خرس سفید فعال میشود؛ یعنی مردم به آن شخص بیشتر فکر میکنند، بیشتر دربارهی او کنجکاو میشوند و حتی او را قهرمان میپندارند. یا وقتی یک شعار سیاسی را ممنوع میکنند، آن شعار در ناخودآگاه جمعی و حافظهی تاریخی جامعه ماندگارتر میشود.
✔️درواقع، برخی «ممنوعیت»ها نتیجهی معکوس دارند. «الْانْسانُ حَریصٌ عَلی ما مُنعَ مِنْهُ»؛ یعنی «انسان نسبت به چیزی که از آن منع میشود حرص میورزد.» ممنوعیت باعث افزایش توجه، تکرار و ماندگاری بیشتر در حافظه تاریخی میشود. وقتی حکومتها تلاش میکنند از طریق خشونت یا تهدید مردم را به سکوت وادارند، اثر خرس سفید فعال میشود.
📌پیامدها: اثر خرس سفید باعث رشد و گسترش «مقاومت خاموش» و رادیکال شدن افکار مخالف میشود. همچنین، این سوگیری به شکلگیری حافظهی تاریخی منفی علیه حکومتها میانجامد و افکار مخالف را در سطح جامعه گسترش میدهد.
📌راهحلها: ابتدا باید بدون قضاوت و مقاومت افکار مخالف را بپذیریم و مدیریت کنیم، بهجای اینکه آنها را سرکوب کنیم. بگذارید افکار مخالف بدون درگیری شکل بگیرد. بهتدریج در معرض افکار مخالف قرار بگیرید، اما با رویکردی بدون قضاوت و همراه با آرامسازی.
✔️«اگر با افکار مخالف بجنگید؛ قدرتمندتر، بزرگتر و گستردهتر میشوند.» اما اگر بهآرامی با آنها مواجه شوید، قدرتشان را از دست میدهند.
✔️اثر خرس سفید را نمیتوان کاملاً حذف کرد، اما میتوان آن را مهار و مدیریت کرد؛ البته نه با جنگیدن، بلکه با پذیرفتن، آگاهی و جایگزینی تدریجی. این روش نهتنها در سیاست، بلکه در روانشناسی فردی، آموزش، فرهنگ و جامعه هم کاربرد دارد.
➕ ۱۰۱ سوگیری در سیاست (در دست تالیف)
📮
❤1
☆☆☆
آفتاب داشت غروب می کرد و ترافیک سنگین بود.
به راننده گفتم: خیلی دلم گرفته.
راننده تاکسی نگاهم کرد ولی چیزی نگفت.
پرسیدم: شما وقتی دلتون می گیره
چی کار می کنید؟
راننده گفت: دل گرفتن چی هست؟
گفتم شما هیچ وقت دلتون نمی گیره؟
راننده گفت: نه... وقتش رو نداریم.
پرسیدم: یعنی چه؟
راننده گفت: یعنی اینقدر کار و گرفتاری دارم که دیگه وقت دل گرفته شدن ندارم.
کمی که گذشت راننده پرسید: دل گرفتن چه جوریه؟
گفتم یه جوریه انگار آدم یه ذره ناراحته ولی دقیق نمی دونه از چی ناراحته، یه ذره نگرانه ولی نمی دونه نگران چیه، حال و حوصله نداره. آدم دلش یه چیزی می خواد که درست نمی دونه چیه. یه ذره گریه اش میاد اما اشکش در نمیاد، خلاصه یه جور عجیب و غریبیه.
راننده گفت: اگه اینه پس من یه عمره دلم گرفته.
زنی که عقب تاکسی نشسته بود،گفت: "من هم"
#سروش_صحت
آفتاب داشت غروب می کرد و ترافیک سنگین بود.
به راننده گفتم: خیلی دلم گرفته.
راننده تاکسی نگاهم کرد ولی چیزی نگفت.
پرسیدم: شما وقتی دلتون می گیره
چی کار می کنید؟
راننده گفت: دل گرفتن چی هست؟
گفتم شما هیچ وقت دلتون نمی گیره؟
راننده گفت: نه... وقتش رو نداریم.
پرسیدم: یعنی چه؟
راننده گفت: یعنی اینقدر کار و گرفتاری دارم که دیگه وقت دل گرفته شدن ندارم.
کمی که گذشت راننده پرسید: دل گرفتن چه جوریه؟
گفتم یه جوریه انگار آدم یه ذره ناراحته ولی دقیق نمی دونه از چی ناراحته، یه ذره نگرانه ولی نمی دونه نگران چیه، حال و حوصله نداره. آدم دلش یه چیزی می خواد که درست نمی دونه چیه. یه ذره گریه اش میاد اما اشکش در نمیاد، خلاصه یه جور عجیب و غریبیه.
راننده گفت: اگه اینه پس من یه عمره دلم گرفته.
زنی که عقب تاکسی نشسته بود،گفت: "من هم"
#سروش_صحت
❤2
کارل گوستاو یونگ روانشناس سوئیسی، تعبیر جالبی از انسانِ خوشحال دارد که بسیار از تعریف عادی و معمولِ خوشحالی فاصله دارد: بر اساس این تعریف، خوشحال بودن یعنی توانمندی بالای ما در شکیبایی و استقامت در برابر سختی ها؛
خوشحالی یعنی اطمینانی درونی به این که درد و رنج و سختی و بیماری و مرگ جزء لاینفک زندگیست، اما هیچ کدام از آنها نمی تواند مرا از پا بیاندازد؛
خوشحالی یعنی در سختی ها لبخند زدن؛
خوشحالی یعنی آگاهی از توانمندی بزرگ ما برای به دوش کشیدن مشکلات؛ خوشحالی یعنی بعد از هر زمین خوردن همچنان بتوانیم بخندیم و لبخند بر لب دیگر همنوعان بیاوریم؛
خوشحالی یعنی حضور کامل ما در هستی؛
خوشحالی یعنی همچون رود جاری بودن و در حرکت بودن، عبور کردن و به عظمتی بی پایان چشم دوختن؛
خوشحالی یعنی توانایی ما به گفتنِ یک آریِ بزرگ به زندگی
خوشحالی یعنی اطمینانی درونی به این که درد و رنج و سختی و بیماری و مرگ جزء لاینفک زندگیست، اما هیچ کدام از آنها نمی تواند مرا از پا بیاندازد؛
خوشحالی یعنی در سختی ها لبخند زدن؛
خوشحالی یعنی آگاهی از توانمندی بزرگ ما برای به دوش کشیدن مشکلات؛ خوشحالی یعنی بعد از هر زمین خوردن همچنان بتوانیم بخندیم و لبخند بر لب دیگر همنوعان بیاوریم؛
خوشحالی یعنی حضور کامل ما در هستی؛
خوشحالی یعنی همچون رود جاری بودن و در حرکت بودن، عبور کردن و به عظمتی بی پایان چشم دوختن؛
خوشحالی یعنی توانایی ما به گفتنِ یک آریِ بزرگ به زندگی
👏4