🔘 وضعیت نامعلوم زندانیان و ادامه موج سرکوب
▪️ گزارشهای هولناک از درون زندانها حاکی از بدتر شدن وضعیت زندانیان سیاسی است. پس از حمله به زندان اوین، بسیاری از زندانیان به بازداشتگاههای دیگر با شرایط غیرانسانی منتقل شده و به گفته خانوادهها، از حداقل امکانات مانند تخت و آب آشامیدنی محرومند. ترس از اجرای ناگهانی احکام اعدام، بر سر زندانیانی چون «پخشان عزیزی» سایهافکنده است.
▪️ این فشار تنها به زندانها محدود نیست. در خیابانهای شهرهای بزرگ، ایستهای بازرسی متعدد برپا شده و نیروهای امنیتی با متوقف کردن شهروندان، تلفنهای همراه آنها را برای یافتن هرگونه محتوای مرتبط با جنگ، تفتیش میکنند. این در حالی است که مجلس با تصویب یک قانون جدید، عملاً «تروریسم دولتی» را قانونی کرده است: هرگونه «همکاری» با اسرائیل و آمریکا، با تعاریفی بسیار گسترده، «افساد فیالارض» محسوب شده و مجازات اعدام در پی خواهد داشت.
▫️ این موج جدید سرکوب، یک «مجازات دستهجمعی» است. رژیمی که در عرصه نظامی تحقیر شده و از نفوذ گسترده اطلاعاتی دشمن زخم خورده، اکنون به جنگ با جامعه بیدفاع روی آورده است. به گفته تحلیلگران، این اقدامات برای ارعاب مردم و جلوگیری از هرگونه جرقه اعتراضی در آینده طراحی شده است.
▫️ دستگاه امنیتی ایران آنچنان بر کنترل جامعه (از حجاب زنان تا محتوای موبایل جوانان) متمرکز شده که توانایی تفکیک یک شهروند عادی از یک جاسوس واقعی را از دست داده است. این «کوری خودخواسته» باعث میشود که برای جبران شکست در شناسایی شبکه واقعی نفوذ، صدها شهروند عادی به عنوان «سپر بلا» قربانی شوند تا نظام بتواند یک پیروزی خیالی امنیتی را برای خود تبلیغ کند. درحالی که موساد با قدرت مشغول به کار است.
@khod2
▪️ گزارشهای هولناک از درون زندانها حاکی از بدتر شدن وضعیت زندانیان سیاسی است. پس از حمله به زندان اوین، بسیاری از زندانیان به بازداشتگاههای دیگر با شرایط غیرانسانی منتقل شده و به گفته خانوادهها، از حداقل امکانات مانند تخت و آب آشامیدنی محرومند. ترس از اجرای ناگهانی احکام اعدام، بر سر زندانیانی چون «پخشان عزیزی» سایهافکنده است.
▪️ این فشار تنها به زندانها محدود نیست. در خیابانهای شهرهای بزرگ، ایستهای بازرسی متعدد برپا شده و نیروهای امنیتی با متوقف کردن شهروندان، تلفنهای همراه آنها را برای یافتن هرگونه محتوای مرتبط با جنگ، تفتیش میکنند. این در حالی است که مجلس با تصویب یک قانون جدید، عملاً «تروریسم دولتی» را قانونی کرده است: هرگونه «همکاری» با اسرائیل و آمریکا، با تعاریفی بسیار گسترده، «افساد فیالارض» محسوب شده و مجازات اعدام در پی خواهد داشت.
▫️ این موج جدید سرکوب، یک «مجازات دستهجمعی» است. رژیمی که در عرصه نظامی تحقیر شده و از نفوذ گسترده اطلاعاتی دشمن زخم خورده، اکنون به جنگ با جامعه بیدفاع روی آورده است. به گفته تحلیلگران، این اقدامات برای ارعاب مردم و جلوگیری از هرگونه جرقه اعتراضی در آینده طراحی شده است.
▫️ دستگاه امنیتی ایران آنچنان بر کنترل جامعه (از حجاب زنان تا محتوای موبایل جوانان) متمرکز شده که توانایی تفکیک یک شهروند عادی از یک جاسوس واقعی را از دست داده است. این «کوری خودخواسته» باعث میشود که برای جبران شکست در شناسایی شبکه واقعی نفوذ، صدها شهروند عادی به عنوان «سپر بلا» قربانی شوند تا نظام بتواند یک پیروزی خیالی امنیتی را برای خود تبلیغ کند. درحالی که موساد با قدرت مشغول به کار است.
@khod2
😡12👍5😢4❤1
🔘 بازی با زمان با پیششرط جدید: عراقچی شروط ایران برای بازگشت به مذاکرات را اعلام کرد
▪️ در اولین مصاحبه یک مقام ارشد ایرانی با یک رسانه آمریکایی پس از جنگ ۱۲ روزه، عباس عراقچی، وزیر خارجه، عملاً هرگونه امید برای ازسرگیری سریع مذاکرات هستهای را از بین برد. او در گفتگو با شبکه CBS، ضمن رد تلویحی پیشنهاد ترامپ برای مذاکره در هفته جاری، یک پیششرط جدید را روی میز گذاشت: «باید اطمینان حاصل کنیم که آمریکا در حین مذاکرات، مجدداً به ما حمله نظامی نخواهد کرد. با این ملاحظات، ما به زمان بیشتری نیاز داریم.»
▪️ عراقچی در عین حال که با بیان جمله کلیشهای «درهای دیپلماسی هرگز بسته نخواهد شد» تلاش کرد چهرهای صلحطلب از ایران به نمایش بگذارد، با قاطعیت بر ادامه برنامه هستهای تاکید کرد. او با رد ادعای ترامپ مبنی بر «انهدام کامل» تاسیسات گفت: «شما نمیتوانید علم و فناوری غنیسازی را با بمباران از بین ببرید.» او همچنین افزود که پس از جنگ، غنیسازی به یک «غرور و افتخار ملی» تبدیل شده و «مردم به سادگی از آن عقبنشینی نخواهند کرد.»
▫️ پیششرطی که عراقچی مطرح کرده، یک مانور دیپلماتیک برای فرار از مذاکره است، نه یک خواسته جدی. درخواست «تضمین عدم حمله» از دولتی که صراحتاً میگوید «در صورت لزوم دوباره حمله میکنیم»، یک خواسته عمداً غیرعقلانی است. هیچ کشوری، به خصوص آمریکا، حاضر نیست بزرگترین اهرم فشار خود (تهدید نظامی) را پیش از شروع مذاکره کنار بگذارد. بنابراین، این شرطگذاری سه هدف واقعی را دنبال میکند: اول، خریدن زمان حیاتی برای ارزیابی خسارتها و آغاز بازسازی پنهانی. دوم، فرار از مذاکره در موضع ضعف مطلق. و سوم، مقصرنمایی؛ با طرح شرطی که میدانند رد میشود، میتوانند در آینده ادعا کنند که این واشنگتن بوده که تمایلی به دیپلماسی نداشته است.
▫️ این اظهارات نشان میدهد که جمهوری اسلامی، در حال حاضر هیچ قصدی برای ورود به یک مذاکره جدی ندارد. تمام این مانورهای دیپلماتیک، پوششی برای یک استراتژی پنهانتر است: تلاش برای بازسازی توان از دست رفته در سکوت، به این امید که در آینده، با دستی پرتر به میز مذاکره بازگردد یا مسیر دیگری را در پیش بگیرد.
@khod2
▪️ در اولین مصاحبه یک مقام ارشد ایرانی با یک رسانه آمریکایی پس از جنگ ۱۲ روزه، عباس عراقچی، وزیر خارجه، عملاً هرگونه امید برای ازسرگیری سریع مذاکرات هستهای را از بین برد. او در گفتگو با شبکه CBS، ضمن رد تلویحی پیشنهاد ترامپ برای مذاکره در هفته جاری، یک پیششرط جدید را روی میز گذاشت: «باید اطمینان حاصل کنیم که آمریکا در حین مذاکرات، مجدداً به ما حمله نظامی نخواهد کرد. با این ملاحظات، ما به زمان بیشتری نیاز داریم.»
▪️ عراقچی در عین حال که با بیان جمله کلیشهای «درهای دیپلماسی هرگز بسته نخواهد شد» تلاش کرد چهرهای صلحطلب از ایران به نمایش بگذارد، با قاطعیت بر ادامه برنامه هستهای تاکید کرد. او با رد ادعای ترامپ مبنی بر «انهدام کامل» تاسیسات گفت: «شما نمیتوانید علم و فناوری غنیسازی را با بمباران از بین ببرید.» او همچنین افزود که پس از جنگ، غنیسازی به یک «غرور و افتخار ملی» تبدیل شده و «مردم به سادگی از آن عقبنشینی نخواهند کرد.»
▫️ پیششرطی که عراقچی مطرح کرده، یک مانور دیپلماتیک برای فرار از مذاکره است، نه یک خواسته جدی. درخواست «تضمین عدم حمله» از دولتی که صراحتاً میگوید «در صورت لزوم دوباره حمله میکنیم»، یک خواسته عمداً غیرعقلانی است. هیچ کشوری، به خصوص آمریکا، حاضر نیست بزرگترین اهرم فشار خود (تهدید نظامی) را پیش از شروع مذاکره کنار بگذارد. بنابراین، این شرطگذاری سه هدف واقعی را دنبال میکند: اول، خریدن زمان حیاتی برای ارزیابی خسارتها و آغاز بازسازی پنهانی. دوم، فرار از مذاکره در موضع ضعف مطلق. و سوم، مقصرنمایی؛ با طرح شرطی که میدانند رد میشود، میتوانند در آینده ادعا کنند که این واشنگتن بوده که تمایلی به دیپلماسی نداشته است.
▫️ این اظهارات نشان میدهد که جمهوری اسلامی، در حال حاضر هیچ قصدی برای ورود به یک مذاکره جدی ندارد. تمام این مانورهای دیپلماتیک، پوششی برای یک استراتژی پنهانتر است: تلاش برای بازسازی توان از دست رفته در سکوت، به این امید که در آینده، با دستی پرتر به میز مذاکره بازگردد یا مسیر دیگری را در پیش بگیرد.
@khod2
👍15🤣5❤4😡1
🔘 اسرائیل و چالشهای پس از جنگِ یک «خاورمیانه جدید»
▪️ جنگ ۱۲ روزه با یک نتیجه نظامی غیرقابل انکار به پایان رسید: اسرائیل با نمایش برتری مطلق هوایی و اطلاعاتی، زیرساختهای کلیدی ایران را منهدم و فرماندهان ارشد آن را حذف کرد. این یک پیروزی نظامی بود که بازدارندگی فروپاشیده جمهوری اسلامی را بر همگان آشکار ساخت. اما این پیروزی، به جای پایان دادن به بحران، ماهیت تهدید را تغییر داده و منطقه را با مجموعهای از چالشهای جدید و پیچیدهتری روبرو کرده است.
▫️ چالش اول: از یک تهدید شناختهشده به یک تهدید پنهان
پیروزی اسرائیل، برنامه هستهای «شناختهشده» و «تحت نظارت مشروط» ایران را نابود کرد، اما در مقابل، «انگیزه» و «بهانه» آن را برای حرکت به سمت یک برنامه «پنهانیتر» به شدت تقویت نمود. رژیم ایران که اکنون میداند در یک نبرد متعارف هیچ شانسی ندارد، تمام تمرکز خود را بر روی یک «گریز هستهای» غافلگیرکننده در تأسیسات مخفی و به دور از چشم بازرسان خواهد گذاشت. این، مدیریت تهدید را از یک مسئله فنی و قابل نظارت، به یک چالش اطلاعاتی بسیار دشوارتر تبدیل میکند.
▫️ چالش دوم: هراس شرکای منطقهای از بیثباتی
کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس، قدرتنمایی اسرائیل را دیدند و آن را تحسین کردند، اما آنها بیش از هر چیز خواهان «ثبات» برای تحقق برنامههای اقتصادی کلان خود هستند. کابوس آنها، نه قدرت اسرائیل، که کشیده شدن منطقه به یک جنگ فرسایشی جدید است که میتواند به دلیل اصرار ایران بر انتقام یا یک حمله پیشگیرانه دیگر از سوی اسرائیل رخ دهد. آنها اکنون تلاش میکنند تا با دیپلماسی، از تبعات این «پیروزی بزرگ»، یعنی یک «بیثباتی بالقوه»، جلوگیری کنند. چیزی که جمهوریاسلامی توجهی به آن ندارد و با بدتر شدن وضعیت، کشورهای متضرر هر دو سمت را مقصر این وضعیت خواهند دانست.
▫️ چالش سوم: مدیریت یک دشمن تحقیر شده و غیرعقلانی
پیروزی نظامی، رژیم ایران را در یک موقعیت تحقیرآمیز و خطرناک قرار داده است. یک دشمن شکستخورده که چیزی برای از دست دادن ندارد، میتواند به اقدامات غیرعقلانی و انتحاری دست بزند. واکنشهای هیستریک داخلی، از تصویب قوانین محدودکننده تا سرکوب اقلیتها، نشان از یک سیستم زخمی و پارانویید دارد که ممکن است برای بقای خود، دست به هر قمار خطرناکی بزند؛ قماری که میتواند کل منطقه را به آتش بکشد. اسرائیل در این نبرد پیروز شد، اما اکنون باید با پیامدهای «پیروزی» خود روبرو شود.
مطلب مرتبط:
@khod2
▪️ جنگ ۱۲ روزه با یک نتیجه نظامی غیرقابل انکار به پایان رسید: اسرائیل با نمایش برتری مطلق هوایی و اطلاعاتی، زیرساختهای کلیدی ایران را منهدم و فرماندهان ارشد آن را حذف کرد. این یک پیروزی نظامی بود که بازدارندگی فروپاشیده جمهوری اسلامی را بر همگان آشکار ساخت. اما این پیروزی، به جای پایان دادن به بحران، ماهیت تهدید را تغییر داده و منطقه را با مجموعهای از چالشهای جدید و پیچیدهتری روبرو کرده است.
▫️ چالش اول: از یک تهدید شناختهشده به یک تهدید پنهان
پیروزی اسرائیل، برنامه هستهای «شناختهشده» و «تحت نظارت مشروط» ایران را نابود کرد، اما در مقابل، «انگیزه» و «بهانه» آن را برای حرکت به سمت یک برنامه «پنهانیتر» به شدت تقویت نمود. رژیم ایران که اکنون میداند در یک نبرد متعارف هیچ شانسی ندارد، تمام تمرکز خود را بر روی یک «گریز هستهای» غافلگیرکننده در تأسیسات مخفی و به دور از چشم بازرسان خواهد گذاشت. این، مدیریت تهدید را از یک مسئله فنی و قابل نظارت، به یک چالش اطلاعاتی بسیار دشوارتر تبدیل میکند.
▫️ چالش دوم: هراس شرکای منطقهای از بیثباتی
کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس، قدرتنمایی اسرائیل را دیدند و آن را تحسین کردند، اما آنها بیش از هر چیز خواهان «ثبات» برای تحقق برنامههای اقتصادی کلان خود هستند. کابوس آنها، نه قدرت اسرائیل، که کشیده شدن منطقه به یک جنگ فرسایشی جدید است که میتواند به دلیل اصرار ایران بر انتقام یا یک حمله پیشگیرانه دیگر از سوی اسرائیل رخ دهد. آنها اکنون تلاش میکنند تا با دیپلماسی، از تبعات این «پیروزی بزرگ»، یعنی یک «بیثباتی بالقوه»، جلوگیری کنند. چیزی که جمهوریاسلامی توجهی به آن ندارد و با بدتر شدن وضعیت، کشورهای متضرر هر دو سمت را مقصر این وضعیت خواهند دانست.
▫️ چالش سوم: مدیریت یک دشمن تحقیر شده و غیرعقلانی
پیروزی نظامی، رژیم ایران را در یک موقعیت تحقیرآمیز و خطرناک قرار داده است. یک دشمن شکستخورده که چیزی برای از دست دادن ندارد، میتواند به اقدامات غیرعقلانی و انتحاری دست بزند. واکنشهای هیستریک داخلی، از تصویب قوانین محدودکننده تا سرکوب اقلیتها، نشان از یک سیستم زخمی و پارانویید دارد که ممکن است برای بقای خود، دست به هر قمار خطرناکی بزند؛ قماری که میتواند کل منطقه را به آتش بکشد. اسرائیل در این نبرد پیروز شد، اما اکنون باید با پیامدهای «پیروزی» خود روبرو شود.
مطلب مرتبط:
🔘 آناتومی یک جنگ ابدی: از فرصتسوزی بایدن تا اکوسیستم آخرالزمانی
@khod2
👍15❤4😁1
Forwarded from تازههای علمی
🔺 آیا هوش مصنوعی ما را تنبلتر میکند؟ دو پژوهش جدید پاسخهای نگرانکنندهای دارند
🔹 با فراگیر شدن ابزارهایی مانند ChatGPT، این سوال مهم برای همه پیش آمده: آیا این فناوری ما را باهوشتر میکند یا از نظر فکری تنبلتر؟ دو مطالعه جدید، اولین پاسخهای علمی را به این پرسش ارائه میدهند.
❕ «بدهی شناختی» و «واگذاری شناختی» چیست؟
واگذاری شناختی (Cognitive Offloading): این تمایل ما برای سپردن وظایف فکری به ابزارهای خارجی است (مانند سپردن محاسبات به ماشین حساب). این پدیده جدید نیست.
بدهی شناختی (Cognitive Debt): این مفهوم جدیدتر است و به هزینه انباشتهشوندهای اشاره دارد که تواناییهای ذهنی ما با واگذاری بیش از حد تفکر به AI میپردازند. درست مانند اینکه استفاده مداوم از GPS، حس جهتیابی ما را تضعیف کند.
🔹 در مطالعه اول (که هنوز در مرحله پیشچاپ است)، محققان MIT با استفاده از اسکن مغزی (EEG) دریافتند در افرادی که برای نوشتن مقاله از ChatGPT استفاده میکنند، فعالیت نواحی مغزی مرتبط با توجه، حافظه و استدلال سطح بالا به طور قابل توجهی کاهش مییابد. مقالات آنها نیز از نظر اصالت و عمق، امتیاز کمتری کسب کرد.
🔹 مطالعه دوم که در یک ژورنال معتبر منتشر شده، با بررسی صدها نفر دریافت که یک «همبستگی منفی قوی» بین استفاده مکرر از ابزارهای هوش مصنوعی و عملکرد در آزمونهای «تفکر انتقادی» وجود دارد. به عبارت دیگر، هرچه افراد بیشتر به AI تکیه میکردند، توانایی آنها در تحلیل و استدلال مستقل ضعیفتر بود.
🔹 این مطالعات به معنای ضدیت با هوش مصنوعی نیستند، بلکه یک هشدار جدی هستند. خطر این نیست که AI جایگزین ما شود، بلکه این است که ما به صورت ناآگاهانه، «تفکر کردن» را که مهمترین مهارت ماست، به ماشینها بسپاریم. راه حل، استفاده آگاهانه است: ابتدا خودمان با مسئله درگیر شویم و سپس از AI به عنوان یک ابزار کمکی برای اصلاح و بهبود ایدههایمان استفاده کنیم، نه به عنوان جایگزینی برای فرآیند تفکر.
📌 توجه: یکی از دو مطالعه کلیدی، یک «پیشچاپ» است و هنوز توسط جامعه علمی داوری و تأیید نهایی نشده است. یافتههای آن باید به عنوان یک نتیجه «اولیه» در نظر گرفته شود.
[منبع] [مقاله] [مقاله]
🆔 @Science_Focus
#هوش_مصنوعی #علوم_اعصاب #روانشناسی_شناختی #تفکر_انتقادی #ChatGPT #فناوری
🔹 با فراگیر شدن ابزارهایی مانند ChatGPT، این سوال مهم برای همه پیش آمده: آیا این فناوری ما را باهوشتر میکند یا از نظر فکری تنبلتر؟ دو مطالعه جدید، اولین پاسخهای علمی را به این پرسش ارائه میدهند.
❕ «بدهی شناختی» و «واگذاری شناختی» چیست؟
واگذاری شناختی (Cognitive Offloading): این تمایل ما برای سپردن وظایف فکری به ابزارهای خارجی است (مانند سپردن محاسبات به ماشین حساب). این پدیده جدید نیست.
بدهی شناختی (Cognitive Debt): این مفهوم جدیدتر است و به هزینه انباشتهشوندهای اشاره دارد که تواناییهای ذهنی ما با واگذاری بیش از حد تفکر به AI میپردازند. درست مانند اینکه استفاده مداوم از GPS، حس جهتیابی ما را تضعیف کند.
🔹 در مطالعه اول (که هنوز در مرحله پیشچاپ است)، محققان MIT با استفاده از اسکن مغزی (EEG) دریافتند در افرادی که برای نوشتن مقاله از ChatGPT استفاده میکنند، فعالیت نواحی مغزی مرتبط با توجه، حافظه و استدلال سطح بالا به طور قابل توجهی کاهش مییابد. مقالات آنها نیز از نظر اصالت و عمق، امتیاز کمتری کسب کرد.
🔹 مطالعه دوم که در یک ژورنال معتبر منتشر شده، با بررسی صدها نفر دریافت که یک «همبستگی منفی قوی» بین استفاده مکرر از ابزارهای هوش مصنوعی و عملکرد در آزمونهای «تفکر انتقادی» وجود دارد. به عبارت دیگر، هرچه افراد بیشتر به AI تکیه میکردند، توانایی آنها در تحلیل و استدلال مستقل ضعیفتر بود.
🔹 این مطالعات به معنای ضدیت با هوش مصنوعی نیستند، بلکه یک هشدار جدی هستند. خطر این نیست که AI جایگزین ما شود، بلکه این است که ما به صورت ناآگاهانه، «تفکر کردن» را که مهمترین مهارت ماست، به ماشینها بسپاریم. راه حل، استفاده آگاهانه است: ابتدا خودمان با مسئله درگیر شویم و سپس از AI به عنوان یک ابزار کمکی برای اصلاح و بهبود ایدههایمان استفاده کنیم، نه به عنوان جایگزینی برای فرآیند تفکر.
📌 توجه: یکی از دو مطالعه کلیدی، یک «پیشچاپ» است و هنوز توسط جامعه علمی داوری و تأیید نهایی نشده است. یافتههای آن باید به عنوان یک نتیجه «اولیه» در نظر گرفته شود.
[منبع] [مقاله] [مقاله]
🆔 @Science_Focus
#هوش_مصنوعی #علوم_اعصاب #روانشناسی_شناختی #تفکر_انتقادی #ChatGPT #فناوری
Forbes
Is ChatGPT Making Us Stupid?
Just-released research studies are helping us understand what’s going on when we allow ChatGPT to think for us. Without guardrails, generative AI could in fact dull our thinking.
❤13👍9
Forwarded from من خدا هستم
💢سربازان قشون ایران در زمان جنگ ایران و روس تفنگ هایی از فرانسه گرفته بودند و خب وقتی فشنگ تمام کرده بودند، شده بود اون رو خالی مقابل روسها نشونه میرفتن که حداقل ترسی ایجاد کنند.
سپاه و ارتش جمهوری اسلامی که خفت بار ترین شکست ها رو مقابل عراقی که قدرت خاصی هم در دنیا نبود متحمل شدند،و تازه پس از جنگ بود که گفتن اگر جنگ هم زودتر تموم میکردیم بد نبود.
این فکر وقتی به مغز طالبان هم رسید که امریکا بهشون حمله کرد و سلاخیشون کرد و بعد تصمیم گرفتند سازش کنند با امریکا.
جمهوری اسلامی کنونی توانایی جنگ با طالبان رو هم نداره، چه برسه به امریکا ، ولی تا وقتی هم که طمع اون شکست رو هم نچشه از این خواب و خیال بیرون نمیاد که بله ما قدرت منطقه ای هستیم!
این دید جمهوری اسلامی مانع این نیست بترسند و عقب نشینی کنند، ولی حتی مدتی پس از فروکش رفتن هم باز تکرار میشه.
برای همین تا وقتی جمهوری اسلامی هست، مطمعنا روابط با امریکا هیچ وقت عادی نخواهد شد.
@khod2
سپاه و ارتش جمهوری اسلامی که خفت بار ترین شکست ها رو مقابل عراقی که قدرت خاصی هم در دنیا نبود متحمل شدند،و تازه پس از جنگ بود که گفتن اگر جنگ هم زودتر تموم میکردیم بد نبود.
این فکر وقتی به مغز طالبان هم رسید که امریکا بهشون حمله کرد و سلاخیشون کرد و بعد تصمیم گرفتند سازش کنند با امریکا.
جمهوری اسلامی کنونی توانایی جنگ با طالبان رو هم نداره، چه برسه به امریکا ، ولی تا وقتی هم که طمع اون شکست رو هم نچشه از این خواب و خیال بیرون نمیاد که بله ما قدرت منطقه ای هستیم!
این دید جمهوری اسلامی مانع این نیست بترسند و عقب نشینی کنند، ولی حتی مدتی پس از فروکش رفتن هم باز تکرار میشه.
برای همین تا وقتی جمهوری اسلامی هست، مطمعنا روابط با امریکا هیچ وقت عادی نخواهد شد.
@khod2
👍31❤4👎2
در کتابهای تاریخ، شاید با لحنی تلخ و همراه با شگفتی ثبت شود که در یکی از بحرانیترین و خونینترین مقاطع تاریخ معاصر ایران، زمانی که جنگی دوازدهروزه با پیامدهای انسانی گسترده در جریان بود، واکنشِ برجستهترین بخشهای اپوزیسیون جمهوری اسلامی نه در قالب بسیج میدانی، کارزارهای دیپلماتیک یا حمایت مؤثر رسانهای، بلکه در قالب یک تصویر ساده دیجیتال — یک QR Code — نمود یافت؛ کدی که با امید به ایجاد همبستگی یا آگاهی، برای نظامیان ریزشی ارسال شد تا اسکن کنند. این واکنش، در چشم بسیاری، نماد واگرایی عمیق میان ابزارهای مبارزه و سطح بحران، و همچنین گویای شکاف میان روایتهای مقاومت در تبعید و واقعیتهای ملموس میدان نبرد است.
نظر شما چیست و در این بابت چه فکری میکنید؟
@khod2
نظر شما چیست و در این بابت چه فکری میکنید؟
@khod2
❤17👎14😁10👍6🤣2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💢آسیبها به غنی سازی فردو خیلی جدی و زیاد بوده»!
این اظهارات بهت آور عراقچی، درگفتگوبا تلویزیونCBS آمریکا، مطابق با ادعاهای ترامپ در این زمینه است و نشان میدهدکه تهران برای مذاکره با آمریکا، تعطیل برنامه اتمی و پرهیز از آغاز دور تازه جنگ آماده شده. تند روهای حکومت عقب نشسته اند!
@khod2
این اظهارات بهت آور عراقچی، درگفتگوبا تلویزیونCBS آمریکا، مطابق با ادعاهای ترامپ در این زمینه است و نشان میدهدکه تهران برای مذاکره با آمریکا، تعطیل برنامه اتمی و پرهیز از آغاز دور تازه جنگ آماده شده. تند روهای حکومت عقب نشسته اند!
@khod2
👍26👎4❤1
🔘 گام به سوی تاریکی: پزشکیان قانون تعلیق همکاری با آژانس را ابلاغ کرد؛ شمارش معکوس برای «مکانیزم ماشه»
▪️ مسعود پزشکیان، با ابلاغ قانون مصوب مجلس، رسماً «تعلیق همکاری با آژانس بینالمللی انرژی اتمی» را کلید زد. این اقدام که یک گام عملی به سوی تاریکی کامل هستهای است، بلافاصله با واکنش تند اروپا و اسرائیل مواجه شد. وزیر خارجه فرانسه هشدار داد که سه کشور اروپایی آماده فعال کردن «مکانیزم ماشه» (بازگشت خودکار تحریمها) هستند و وزیر خارجه اسرائیل نیز خواستار فعالسازی فوری آن شد. اکنون یک شمارش معکوس جدید و بسیار خطرناکتر آغاز شده است.
▫️ یک قانون دوپهلو: قمار در منطقه خاکستری
این قانون، یک قمار برای «راه رفتن بر لبه تیغ» است. جمهوری اسلامی با این کار، تلاش میکند دو هدف متضاد را همزمان محقق کند. از یک سو، با ابلاغ یک قانون تهاجمی، برای تندروهای داخلی که پس از شکست نظامی به شدت تحقیر شدهاند، خوراک فراهم کرده و یک نمایش قدرت ظاهری اجرا میکند. از سوی دیگر، با مبهم گذاشتن نحوه و زمان اجرا، تلاش میکند توپ را در زمین اروپا بیندازد و آنها را در موقعیت دشواری قرار دهد؛ به این امید که اروپاییها از ترس متهم شدن به «کشتن کامل دیپلماسی»، از فعال کردن فوری مکانیزم ماشه خودداری کنند.
▫️ شمارش معکوس جدید: شمشیر «مکانیزم ماشه» بر فراز ایران
اما این یک بازی بسیار خطرناک است. این اقدام، بهترین و آخرین بهانه را به دست سه کشور اروپایی میدهد تا «مکانیزم ماشه» را فعال کنند. همانطور که وزیر خارجه فرانسه هشدار داد، آنها میتوانند «تنها با ارسال یک نامه رسمی»، تمام تحریمهای تسلیحاتی، هستهای و بانکی سازمان ملل را به صورت خودکار بازگردانند. این کار، ایران را به ذیل فصل هفتم منشور ملل متحد بازمیگرداند و یک انزوای اقتصادی و سیاسی مطلق را بر آن تحمیل میکند.
▫️ بحران نظامی: «مه غلیظ» و خطر حمله پیشگیرانه
همزمان، تعلیق همکاری و ممانعت از دسترسی بازرسان برای ارزیابی خسارات جنگ اخیر، یک «مه غلیظ» بر روی برنامه هستهای ایران ایجاد میکند. این «کوری اطلاعاتی» برای اسرائیل، که اکنون برتری نظامی مطلق در منطقه دارد، غیرقابل تحمل است. وقتی آنها ندانند در تأسیسات ایران چه میگذرد، بدترین سناریو را فرض خواهند کرد: یک «شتاب نهایی» و پنهانی برای ساخت بمب. این وضعیت، ریسک یک حمله پیشگیرانه دیگر را به شدت افزایش میدهد.
▫️ در نهایت، جمهوری اسلامی با این قانون، یک قمار بسیار پرخطر را آغاز کرده است. این رژیم که در جنگ ۱۲ روزه تحقیر شده، اکنون با حرکت به سمت ابهام و تاریکی هستهای، تلاش میکند بازدارندگی از دست رفته خود را بازسازی کند. اما این قمار، به جای ایجاد قدرت، تنها دو گزینه محتمل را پیش روی ایران قرار داده است: فروپاشی اقتصادی تحت تحریمهای جهانی، یا انهدام نظامی در یک حمله پیشگیرانه دیگر.
@khod2
▪️ مسعود پزشکیان، با ابلاغ قانون مصوب مجلس، رسماً «تعلیق همکاری با آژانس بینالمللی انرژی اتمی» را کلید زد. این اقدام که یک گام عملی به سوی تاریکی کامل هستهای است، بلافاصله با واکنش تند اروپا و اسرائیل مواجه شد. وزیر خارجه فرانسه هشدار داد که سه کشور اروپایی آماده فعال کردن «مکانیزم ماشه» (بازگشت خودکار تحریمها) هستند و وزیر خارجه اسرائیل نیز خواستار فعالسازی فوری آن شد. اکنون یک شمارش معکوس جدید و بسیار خطرناکتر آغاز شده است.
▫️ یک قانون دوپهلو: قمار در منطقه خاکستری
این قانون، یک قمار برای «راه رفتن بر لبه تیغ» است. جمهوری اسلامی با این کار، تلاش میکند دو هدف متضاد را همزمان محقق کند. از یک سو، با ابلاغ یک قانون تهاجمی، برای تندروهای داخلی که پس از شکست نظامی به شدت تحقیر شدهاند، خوراک فراهم کرده و یک نمایش قدرت ظاهری اجرا میکند. از سوی دیگر، با مبهم گذاشتن نحوه و زمان اجرا، تلاش میکند توپ را در زمین اروپا بیندازد و آنها را در موقعیت دشواری قرار دهد؛ به این امید که اروپاییها از ترس متهم شدن به «کشتن کامل دیپلماسی»، از فعال کردن فوری مکانیزم ماشه خودداری کنند.
▫️ شمارش معکوس جدید: شمشیر «مکانیزم ماشه» بر فراز ایران
اما این یک بازی بسیار خطرناک است. این اقدام، بهترین و آخرین بهانه را به دست سه کشور اروپایی میدهد تا «مکانیزم ماشه» را فعال کنند. همانطور که وزیر خارجه فرانسه هشدار داد، آنها میتوانند «تنها با ارسال یک نامه رسمی»، تمام تحریمهای تسلیحاتی، هستهای و بانکی سازمان ملل را به صورت خودکار بازگردانند. این کار، ایران را به ذیل فصل هفتم منشور ملل متحد بازمیگرداند و یک انزوای اقتصادی و سیاسی مطلق را بر آن تحمیل میکند.
▫️ بحران نظامی: «مه غلیظ» و خطر حمله پیشگیرانه
همزمان، تعلیق همکاری و ممانعت از دسترسی بازرسان برای ارزیابی خسارات جنگ اخیر، یک «مه غلیظ» بر روی برنامه هستهای ایران ایجاد میکند. این «کوری اطلاعاتی» برای اسرائیل، که اکنون برتری نظامی مطلق در منطقه دارد، غیرقابل تحمل است. وقتی آنها ندانند در تأسیسات ایران چه میگذرد، بدترین سناریو را فرض خواهند کرد: یک «شتاب نهایی» و پنهانی برای ساخت بمب. این وضعیت، ریسک یک حمله پیشگیرانه دیگر را به شدت افزایش میدهد.
▫️ در نهایت، جمهوری اسلامی با این قانون، یک قمار بسیار پرخطر را آغاز کرده است. این رژیم که در جنگ ۱۲ روزه تحقیر شده، اکنون با حرکت به سمت ابهام و تاریکی هستهای، تلاش میکند بازدارندگی از دست رفته خود را بازسازی کند. اما این قمار، به جای ایجاد قدرت، تنها دو گزینه محتمل را پیش روی ایران قرار داده است: فروپاشی اقتصادی تحت تحریمهای جهانی، یا انهدام نظامی در یک حمله پیشگیرانه دیگر.
@khod2
👍23❤6👏1
🔘 کابوس یک انفجار: اروپا برای فرار از بحران، راه خود را از آمریکا جدا میکند؟
▪️ امانوئل مکرون، رئیسجمهور فرانسه، پس از سه سال سکوت، با ولادیمیر پوتین تماس گرفت تا در مورد بحران ایران گفتگو کند. این تماس یک چرخش دیپلماتیک عادی نیست؛ این اولین نشانه از تغییرات در ائتلاف غرب در برابر ایران است. کاخ الیزه پس از این تماس، سیگنال مهمی را ارسال کرد: فرانسه اکنون آماده است در مورد «حق غنیسازی» ایران گفتگو کند؛ موضعی که در تضاد با سیاست «غنیسازی صفر» آمریکا قرار دارد. اما چه چیزی اروپا را نگران کرده که حاضر است پس از سه سال قطع تماس با مسکو، راه خود را از واشنگتن جدا کرده و به دنبال یک کانال دیپلماتیک موازی باشد؟ پاسخ در دو پیامد ناخواسته و بسیار خطرناک جنگ اخیر نهفته است.
▫️ کابوس اول: تهدید واقعی بستن تنگه هرمز
گزارش اختصاصی رویترز فاش میکند که در جریان جنگ ۱۲ روزه، ایران به صورت عملی برای بستن تنگه هرمز آماده شده و «مینهای دریایی را بر روی شناورها بارگیری کرده بود». این اقدام نشان میدهد که تهدید بستن تنگه، یک بلوف توخالی نیست، بلکه یک گزینه واقعی و عملیاتی برای ایران است. فلج کردن یکپنجم تجارت جهانی نفت و گاز، یک کابوس اقتصادی است که اروپا، برخلاف آمریکا که از نظر انرژی مستقلتر است، به هیچ وجه علاقهای به تحمل آن ندارد. حتی همین خبر تعلیق همکاری ایران با آژانس، قیمت نفت را ۲٪ افزایش داد؛ یک درگیری تمامعیار در هرمز، ضربه بزرگی به اقتصاد جهانی میزند.
▫️ کابوس دوم: بمبی که دیگر به غنیسازی نیاز ندارد
خطرناکتر از هرمز، یک حقیقت فنی است که کمتر به آن پرداخته شده است. تحلیلی تکاندهنده در «بولتن دانشمندان اتمی» تأکید میکند که ذخایر اورانیوم ۶۰٪ ایران، «مستقیماً قابل استفاده در سلاح» است. این بمب، یک کلاهک پیشرفته و کوچک برای نصب روی موشک بالستیک نخواهد بود، بلکه یک دستگاه انفجاری هستهای ابتدایی، بزرگ و سنگین است. اما ترس واقعی دقیقاً همینجاست. چنین بمبی را میتوان به عنوان یک «آزمایش هستهای» در خاک خود ایران منفجر کرد. مهم نیست که بمب چقدر ابتدایی است؛ لحظهای که ایران آن را منفجر کند، به دارنده سلاح هستهای تبدیل میشود. این یک «عمل انجام شده» است که تمام محاسبات استراتژیک را تغییر میدهد و یک «دومینوی هستهای» را در منطقه کلید میزند که در آن، دیگر بازیگران نیز بلافاصله شروع به ساخت بمب خواهند کرد.
▫️ نتیجه: فرار اروپا از استراتژی آشوبناک آمریکا؟
اروپا به این نتیجه رسیده است که استراتژی آمریکا و اسرائیل، نه تنها ایران را مهار نکرده، بلکه آن را به سمت گزینههای دیوانهوار سوق داده است: یا منفجر کردن اقتصاد جهان، یا منفجر کردن یک بمب اتم. در نگاه اول، تماس مکرون یک فرار از استراتژی آمریکا با یک نرمش است اما آنها یک آینده تاریک را میبینند، اقدامات آمریکا و اسرائیل، نه از سر بیبرنامگی، که بخشی از یک «دکترین هرج و مرج محور» عامدانه است. هدف این استراتژی، سوق دادن یک رژیم غیرعقلانی و ضعیفشده به سمت رادیکالترین گزینهها (مانند یک آزمایش هستهای) است. چنین اقدامی از سوی تهران، بهترین بهانه و «مشروعیت» بینالمللی را برای یک اقدام نهایی، مانند اعزام نیروی زمینی برای نابودی کامل تمام زیرساختهای نظامی و تضمین «سقوط رژیم»، (با یا بدون آلترناتیو) را فراهم خواهد کرد.
مطلب مرتبط:
@khod2
▪️ امانوئل مکرون، رئیسجمهور فرانسه، پس از سه سال سکوت، با ولادیمیر پوتین تماس گرفت تا در مورد بحران ایران گفتگو کند. این تماس یک چرخش دیپلماتیک عادی نیست؛ این اولین نشانه از تغییرات در ائتلاف غرب در برابر ایران است. کاخ الیزه پس از این تماس، سیگنال مهمی را ارسال کرد: فرانسه اکنون آماده است در مورد «حق غنیسازی» ایران گفتگو کند؛ موضعی که در تضاد با سیاست «غنیسازی صفر» آمریکا قرار دارد. اما چه چیزی اروپا را نگران کرده که حاضر است پس از سه سال قطع تماس با مسکو، راه خود را از واشنگتن جدا کرده و به دنبال یک کانال دیپلماتیک موازی باشد؟ پاسخ در دو پیامد ناخواسته و بسیار خطرناک جنگ اخیر نهفته است.
▫️ کابوس اول: تهدید واقعی بستن تنگه هرمز
گزارش اختصاصی رویترز فاش میکند که در جریان جنگ ۱۲ روزه، ایران به صورت عملی برای بستن تنگه هرمز آماده شده و «مینهای دریایی را بر روی شناورها بارگیری کرده بود». این اقدام نشان میدهد که تهدید بستن تنگه، یک بلوف توخالی نیست، بلکه یک گزینه واقعی و عملیاتی برای ایران است. فلج کردن یکپنجم تجارت جهانی نفت و گاز، یک کابوس اقتصادی است که اروپا، برخلاف آمریکا که از نظر انرژی مستقلتر است، به هیچ وجه علاقهای به تحمل آن ندارد. حتی همین خبر تعلیق همکاری ایران با آژانس، قیمت نفت را ۲٪ افزایش داد؛ یک درگیری تمامعیار در هرمز، ضربه بزرگی به اقتصاد جهانی میزند.
▫️ کابوس دوم: بمبی که دیگر به غنیسازی نیاز ندارد
خطرناکتر از هرمز، یک حقیقت فنی است که کمتر به آن پرداخته شده است. تحلیلی تکاندهنده در «بولتن دانشمندان اتمی» تأکید میکند که ذخایر اورانیوم ۶۰٪ ایران، «مستقیماً قابل استفاده در سلاح» است. این بمب، یک کلاهک پیشرفته و کوچک برای نصب روی موشک بالستیک نخواهد بود، بلکه یک دستگاه انفجاری هستهای ابتدایی، بزرگ و سنگین است. اما ترس واقعی دقیقاً همینجاست. چنین بمبی را میتوان به عنوان یک «آزمایش هستهای» در خاک خود ایران منفجر کرد. مهم نیست که بمب چقدر ابتدایی است؛ لحظهای که ایران آن را منفجر کند، به دارنده سلاح هستهای تبدیل میشود. این یک «عمل انجام شده» است که تمام محاسبات استراتژیک را تغییر میدهد و یک «دومینوی هستهای» را در منطقه کلید میزند که در آن، دیگر بازیگران نیز بلافاصله شروع به ساخت بمب خواهند کرد.
▫️ نتیجه: فرار اروپا از استراتژی آشوبناک آمریکا؟
اروپا به این نتیجه رسیده است که استراتژی آمریکا و اسرائیل، نه تنها ایران را مهار نکرده، بلکه آن را به سمت گزینههای دیوانهوار سوق داده است: یا منفجر کردن اقتصاد جهان، یا منفجر کردن یک بمب اتم. در نگاه اول، تماس مکرون یک فرار از استراتژی آمریکا با یک نرمش است اما آنها یک آینده تاریک را میبینند، اقدامات آمریکا و اسرائیل، نه از سر بیبرنامگی، که بخشی از یک «دکترین هرج و مرج محور» عامدانه است. هدف این استراتژی، سوق دادن یک رژیم غیرعقلانی و ضعیفشده به سمت رادیکالترین گزینهها (مانند یک آزمایش هستهای) است. چنین اقدامی از سوی تهران، بهترین بهانه و «مشروعیت» بینالمللی را برای یک اقدام نهایی، مانند اعزام نیروی زمینی برای نابودی کامل تمام زیرساختهای نظامی و تضمین «سقوط رژیم»، (با یا بدون آلترناتیو) را فراهم خواهد کرد.
مطلب مرتبط:
🔘 چرا جنگ متوقف شد؟ دو سناریو برای «روز بعد»: فروپاشی کنترلشده یا هرج و مرج استراتژیک؟
@khod2
👍18👎14❤7😱3🤬2
🔘 پوچی «محور مقاومت»: ایران در جنگ تنها ماند؛ چین و روسیه کجا بودند؟
▪️ در هیاهوی جنگ ۱۲ روزه، در حالی که بمبهای اسرائیلی و آمریکایی بر تأسیسات ایران فرود میآمد، یک سکوت کرکننده، بزرگترین حقیقت استراتژیک منطقه را آشکار کرد: سکوت مسکو و پکن. به نوشته «پولیتیکو»، جنگ اخیر، پوچ بودن افسانه «محور اقتدارگرایان» را به نمایش گذاشت و ثابت کرد که جمهوری اسلامی در لحظه حقیقت، به طرز خطرناکی تنهاست.
▪️ در حالی که تهران زیر آتش بود، تنها «کمک» متحدان استراتژیکش، چند بیانیه دیپلماتیک و محکومیت کلامی بود. نه خبری از کمک نظامی بود، نه فشار واقعی بر غرب. وزیر خارجه ایران با دست خالی از مسکو بازگشت. این انزوای مطلق، نشان داد که سیاست «نگاه به شرق»، یک توهم و یک خیابان یکطرفه بوده است.
▫️ اتحاد ایدئولوژیک یا مشارکت مصلحتی؟
برخلاف پروپاگاندای تهران و حتی واشنگتن، هیچ «محور» ایدئولوژیک یکپارچهای وجود ندارد. روابط ایران با روسیه و چین، نه یک اتحاد، که یک «مشارکت مصلحتی» و کاملاً فرصتطلبانه است. روسیه به پهپادهای ارزان ایران برای جنگ خود در اوکراین نیاز دارد، اما هرگز حاضر نیست برای دفاع از ایران، وارد یک جنگ مستقیم با آمریکا شود. چین، بزرگترین مشتری نفت ایران است، اما همزمان، روابط اقتصادی بسیار گستردهتری با کشورهای عربی خلیج فارس دارد و بیش از هرچیز، به «ثبات» در مسیرهای انرژی نیازمند است.
▫️ کابوس استراتژیک تهران
برای جمهوری اسلامی، این یک کابوس استراتژیک است. آنها دریافتند که در یک درگیری واقعی، نه روسیه و نه چین، منافع حیاتی خود را فدای ایران نخواهند کرد. سیاست خارجی نظام که بر پایه دشمنی با غرب و امید به حمایت شرق بنا شده بود، عملاً فروریخته است. این انزوای عمیق، بیش از هر حمله نظامی، شکنندگی و آسیبپذیری رژیم ایران را در برابر هرگونه بحران آینده به نمایش میگذارد.
▫️جنگ اخیر ثابت کرد که «محور مقاومت»، یک افسانه برای مصرف داخلی در تهران و یک «مترسک» برای توجیه بودجههای نظامی در واشنگتن است. در دنیای واقعی، زمانی که کار به اقدام نظامی میکشد، هر کشوری تنها به منافع خود میاندیشد و جمهوری اسلامی، در این بازی بیرحمانه، هیچ دوست واقعی ندارد.
@khod2
▪️ در هیاهوی جنگ ۱۲ روزه، در حالی که بمبهای اسرائیلی و آمریکایی بر تأسیسات ایران فرود میآمد، یک سکوت کرکننده، بزرگترین حقیقت استراتژیک منطقه را آشکار کرد: سکوت مسکو و پکن. به نوشته «پولیتیکو»، جنگ اخیر، پوچ بودن افسانه «محور اقتدارگرایان» را به نمایش گذاشت و ثابت کرد که جمهوری اسلامی در لحظه حقیقت، به طرز خطرناکی تنهاست.
▪️ در حالی که تهران زیر آتش بود، تنها «کمک» متحدان استراتژیکش، چند بیانیه دیپلماتیک و محکومیت کلامی بود. نه خبری از کمک نظامی بود، نه فشار واقعی بر غرب. وزیر خارجه ایران با دست خالی از مسکو بازگشت. این انزوای مطلق، نشان داد که سیاست «نگاه به شرق»، یک توهم و یک خیابان یکطرفه بوده است.
▫️ اتحاد ایدئولوژیک یا مشارکت مصلحتی؟
برخلاف پروپاگاندای تهران و حتی واشنگتن، هیچ «محور» ایدئولوژیک یکپارچهای وجود ندارد. روابط ایران با روسیه و چین، نه یک اتحاد، که یک «مشارکت مصلحتی» و کاملاً فرصتطلبانه است. روسیه به پهپادهای ارزان ایران برای جنگ خود در اوکراین نیاز دارد، اما هرگز حاضر نیست برای دفاع از ایران، وارد یک جنگ مستقیم با آمریکا شود. چین، بزرگترین مشتری نفت ایران است، اما همزمان، روابط اقتصادی بسیار گستردهتری با کشورهای عربی خلیج فارس دارد و بیش از هرچیز، به «ثبات» در مسیرهای انرژی نیازمند است.
▫️ کابوس استراتژیک تهران
برای جمهوری اسلامی، این یک کابوس استراتژیک است. آنها دریافتند که در یک درگیری واقعی، نه روسیه و نه چین، منافع حیاتی خود را فدای ایران نخواهند کرد. سیاست خارجی نظام که بر پایه دشمنی با غرب و امید به حمایت شرق بنا شده بود، عملاً فروریخته است. این انزوای عمیق، بیش از هر حمله نظامی، شکنندگی و آسیبپذیری رژیم ایران را در برابر هرگونه بحران آینده به نمایش میگذارد.
▫️جنگ اخیر ثابت کرد که «محور مقاومت»، یک افسانه برای مصرف داخلی در تهران و یک «مترسک» برای توجیه بودجههای نظامی در واشنگتن است. در دنیای واقعی، زمانی که کار به اقدام نظامی میکشد، هر کشوری تنها به منافع خود میاندیشد و جمهوری اسلامی، در این بازی بیرحمانه، هیچ دوست واقعی ندارد.
@khod2
POLITICO
Opinion | War With Iran Exposes the Emptiness of the ‘Axis of Autocracy’
The U.S. and Israeli battering of Iran — without any allies coming to its aid — undercuts a key piece of conventional wisdom from the foreign policy establishment.
👍24❤8👌3
🔘 خدا با کیست؟ از «ماموریت الهی» ترامپ تا «جهاد مقدس» جمهوری اسلامی
▪️ در فیلم «نجات سرباز رایان»، در میانه جهنم نبرد، فرمانده فریاد میزند: «نترسید، خدا با ماست!» و سربازی در جواب زمزمه میکند: «اگر خدا با ماست، پس کی با آنهاست که اینطور ما را تکهپاره میکنند؟». این دیالوگ، خلاصه تراژیک جنگی است که امروز میان دو ایدئولوژی در جریان است؛ جنگی که در آن، هر دو طرف ادعا میکنند در حال اجرای یک «ماموریت الهی» هستند. اما چرا ادعای نمایندگان خدا اغلب منجر به توجیه خشونت میشود؟
▫️ جبهه اول: جنگ صلیبی آخرالزمانی در واشنگتن
دونالد ترامپ پس از حمله به ایران، پنج بار در هفت ثانیه نام خدا را بر زبان آورد. این یک استفاده ابزاری و هوشمندانه برای جلب رضایت پایگاه قدرتمند مسیحیان اوانجلیست اوست. این گروه، همانطور که تحلیلگران در الجزیره و CNN اشاره میکنند، یک جنگ در خاورمیانه با محوریت اسرائیل را نه یک فاجعه، که یک «ضرورت الهی» برای تحقق پیشگوییهای آخرالزمانی و بازگشت مسیح میدانند. از این منظر، ترامپ نه یک رئیسجمهور، که «برگزیده خدا» برای به راه انداختن این نبرد مقدس است.
▫️ جبهه دوم: جنگ مقدس در تهران
در آن سوی میدان، جمهوری اسلامی قرار دارد که تمام فلسفه وجودیاش بر یک پایه ایدئولوژیک بنا شده است. اینجا دیگر رهبر یک سیاستمدار نیست که از دین استفاده ابزاری کند؛ او خود را نایب امام زمان و نماینده خدا بر روی زمین میداند. بنابراین، دکترین نظامی او، «اراده الهی» و هر جنگی، یک «دفاع مقدس» تلقی میشود. در این جهانبینی، خسارتهای مادی بیاهمیتاند؛ کشتهشدگان «شهیدان اقتدار» نام میگیرند و شکست در میدان نبرد، با پروپاگاندا به یک «تقدیر الهی» تبدیل میشود. این تقدسبخشی، یک کارکرد داخلی بسیار خطرناک دارد: سرکوب هر صدای مخالفی. وقتی جنگ «مقدس» است، هرکس که آن را زیر سوال ببرد یا از صلح سخن بگوید، نه یک منتقد، که یک «محارب» است. صدور فتوای قتل ترامپ و نتانیاهو توسط مراجع تقلید، اوج این استفاده از فقه برای توجیه خشونت است.
▫️ نتیجه: وقتی خدا فقط یک ابزار میشود
این بزرگترین تراژدی است. این جنگها میان خیر و شر نیستند؛ این یک جنگ میان دو توهم است که هر دو ادعای نمایندگی خدا را دارند. هر دو طرف از نام خدا برای توجیه خشونت، سرکوب و قدرتطلبی خود استفاده میکنند. شاید کفر، نه انکار وجود خدا، که ادعای دانستن نیت او و سخن گفتن از جانب او باشد. در نهایت، این جنگ، یک جنگ الهی نیست. این یک جنگ کاملاً انسانی است؛ جنگی که توسط انسانهایی با نیازهای بسیار زمینی برای قدرت و بقا به راه افتاده و تنها قربانیان آن، انسانهای دیگری هستند که در هر دو سوی میدان، زیر پرچمهایی که نام خدا بر روی آنها حک شده، تکهپاره میشوند. جنگ ایران و عراق با صدها هزار کشته و میلیونها آواره، ثابت کرد که «دفاع مقدس» و «جهاد الهی» میتواند ابزار تحمیق و ویرانی شود و نه راهی به سوی صلح و عدالت.
▫️ اما شاید تراژدی واقعی، عمیقتر از این باشد. اگر خدایی وجود داشته باشد که نظارهگر است و اجازه میدهد نامش چنین بیرحمانه ابزار کشتار، سرکوب و قدرتطلبی شود، آنگاه قربانیان این نبرد، تنها آنهایی نیستند که در میدان جنگ تکهپاره میشوند. قربانی اصلی، خودِ «ایمان» است و خدایی که ناتوان از حفاظت از اعتبارش است. اگر نام خدا بر پرچمها حک شود، آیا درستتر نیست که این پرچمها علیه جنگافروزی به اهتزاز درآیند؟ وقتی چنین نیست چرا ما باور میکنیم که این خدا ارزش ایمان و جان انسانها را دارد؟
@khod2
▪️ در فیلم «نجات سرباز رایان»، در میانه جهنم نبرد، فرمانده فریاد میزند: «نترسید، خدا با ماست!» و سربازی در جواب زمزمه میکند: «اگر خدا با ماست، پس کی با آنهاست که اینطور ما را تکهپاره میکنند؟». این دیالوگ، خلاصه تراژیک جنگی است که امروز میان دو ایدئولوژی در جریان است؛ جنگی که در آن، هر دو طرف ادعا میکنند در حال اجرای یک «ماموریت الهی» هستند. اما چرا ادعای نمایندگان خدا اغلب منجر به توجیه خشونت میشود؟
▫️ جبهه اول: جنگ صلیبی آخرالزمانی در واشنگتن
دونالد ترامپ پس از حمله به ایران، پنج بار در هفت ثانیه نام خدا را بر زبان آورد. این یک استفاده ابزاری و هوشمندانه برای جلب رضایت پایگاه قدرتمند مسیحیان اوانجلیست اوست. این گروه، همانطور که تحلیلگران در الجزیره و CNN اشاره میکنند، یک جنگ در خاورمیانه با محوریت اسرائیل را نه یک فاجعه، که یک «ضرورت الهی» برای تحقق پیشگوییهای آخرالزمانی و بازگشت مسیح میدانند. از این منظر، ترامپ نه یک رئیسجمهور، که «برگزیده خدا» برای به راه انداختن این نبرد مقدس است.
▫️ جبهه دوم: جنگ مقدس در تهران
در آن سوی میدان، جمهوری اسلامی قرار دارد که تمام فلسفه وجودیاش بر یک پایه ایدئولوژیک بنا شده است. اینجا دیگر رهبر یک سیاستمدار نیست که از دین استفاده ابزاری کند؛ او خود را نایب امام زمان و نماینده خدا بر روی زمین میداند. بنابراین، دکترین نظامی او، «اراده الهی» و هر جنگی، یک «دفاع مقدس» تلقی میشود. در این جهانبینی، خسارتهای مادی بیاهمیتاند؛ کشتهشدگان «شهیدان اقتدار» نام میگیرند و شکست در میدان نبرد، با پروپاگاندا به یک «تقدیر الهی» تبدیل میشود. این تقدسبخشی، یک کارکرد داخلی بسیار خطرناک دارد: سرکوب هر صدای مخالفی. وقتی جنگ «مقدس» است، هرکس که آن را زیر سوال ببرد یا از صلح سخن بگوید، نه یک منتقد، که یک «محارب» است. صدور فتوای قتل ترامپ و نتانیاهو توسط مراجع تقلید، اوج این استفاده از فقه برای توجیه خشونت است.
▫️ نتیجه: وقتی خدا فقط یک ابزار میشود
این بزرگترین تراژدی است. این جنگها میان خیر و شر نیستند؛ این یک جنگ میان دو توهم است که هر دو ادعای نمایندگی خدا را دارند. هر دو طرف از نام خدا برای توجیه خشونت، سرکوب و قدرتطلبی خود استفاده میکنند. شاید کفر، نه انکار وجود خدا، که ادعای دانستن نیت او و سخن گفتن از جانب او باشد. در نهایت، این جنگ، یک جنگ الهی نیست. این یک جنگ کاملاً انسانی است؛ جنگی که توسط انسانهایی با نیازهای بسیار زمینی برای قدرت و بقا به راه افتاده و تنها قربانیان آن، انسانهای دیگری هستند که در هر دو سوی میدان، زیر پرچمهایی که نام خدا بر روی آنها حک شده، تکهپاره میشوند. جنگ ایران و عراق با صدها هزار کشته و میلیونها آواره، ثابت کرد که «دفاع مقدس» و «جهاد الهی» میتواند ابزار تحمیق و ویرانی شود و نه راهی به سوی صلح و عدالت.
▫️ اما شاید تراژدی واقعی، عمیقتر از این باشد. اگر خدایی وجود داشته باشد که نظارهگر است و اجازه میدهد نامش چنین بیرحمانه ابزار کشتار، سرکوب و قدرتطلبی شود، آنگاه قربانیان این نبرد، تنها آنهایی نیستند که در میدان جنگ تکهپاره میشوند. قربانی اصلی، خودِ «ایمان» است و خدایی که ناتوان از حفاظت از اعتبارش است. اگر نام خدا بر پرچمها حک شود، آیا درستتر نیست که این پرچمها علیه جنگافروزی به اهتزاز درآیند؟ وقتی چنین نیست چرا ما باور میکنیم که این خدا ارزش ایمان و جان انسانها را دارد؟
@khod2
Al Jazeera
Did God want Trump to bomb Iran?
Invoking God to bomb Iran, Trump is reviving a deadly tradition of religiously justified US violence.
👍30❤12👎1👌1
🔘 رونمایی از نقشه راه واشنگتن: چگونه آمریکا میخواهد «کار ایران را تمام کند»؟
▪️ در حالی که تحلیلگران سرگرم بحث در مورد آتشبس و مذاکرات احتمالی هستند، یک سند راهبردی که در نشریه معتبر «فارین افرز» توسط «جیمز جفری»، از دیپلماتهای کهنهکار و بلندپایه آمریکایی، منتشر شده، از «بازی نهایی» واشنگتن برای ایران و خاورمیانه پرده برمیدارد. این مقاله نشان میدهد که تمام وقایع اخیر، تنها مقدمهای برای یک طرح بزرگتر با هدف «مهار دائمی» و «تضعیف ساختاری» ایران بوده است.
▫️ یک فرصت تاریخی برای آمریکا
جفری استدلال میکند که پس از جنگ اخیر، ایران و نیروهای نیابتیاش (حماس و حزبالله) در ضعیفترین موقعیت تاریخ خود قرار دارند. او این وضعیت را یک «فرصت تاریخی» برای آمریکا میداند تا کاری را که در دهههای گذشته موفق به انجام آن نشده بود، به سرانجام برساند و با «تمام کردن کار ایران»، به یک ثبات پایدار در خاورمیانه دست یابد.
▫️ کالبدشکافی استراتژی «تمام کردن کار»
این استراتژی، سه رکن اصلی دارد:
۱. فشار بیوقفه: مذاکره به تنهایی بیفایده است. فشار اقتصادی و در صورت لزوم، نظامی، باید تا زمانی که ایران به طور کامل از برنامه هستهای تسلیحاتی خود دست بکشد، ادامه یابد.
۲. غنیسازی صفر، برای همیشه: هدف، نه یک توافق موقت، که گرفتن حق هرگونه غنیسازی اورانیوم از ایران «برای همیشه» است تا امکان بازگشت به نقطه فعلی وجود نداشته باشد.
۳. حمله مستقیم به ایران در پاسخ به نیروهای نیابتی: این خطرناکترین بخش دکترین جدید است. بر اساس این اصل، آمریکا باید در پاسخ به هرگونه اقدام از سوی نیروهای نیابتی ایران در منطقه، به جای خود آن گروهها، مستقیماً به ایران حمله کند تا هزینه اقداماتش را به داخل مرزهایش بازگرداند.
▫️ آینده ایران در این نقشه راه
این دکترین، هیچ جایی برای یک ایران قدرتمند یا حتی نرمال باقی نمیگذارد. هدف، نه «تغییر رژیم» و نه «توافق»، بلکه تبدیل ایران به یک کشور «مهار شده» و «بیخطر» است که دیگر توانایی به چالش کشیدن منافع آمریکا و متحدانش در منطقه را نداشته باشد. این نقشه راه به ما میگوید که تحریمها قرار نیست برداشته شوند و سایه جنگ، تا زمان تحقق این هدف، بر سر ایران باقی خواهد ماند.
@khod2
▪️ در حالی که تحلیلگران سرگرم بحث در مورد آتشبس و مذاکرات احتمالی هستند، یک سند راهبردی که در نشریه معتبر «فارین افرز» توسط «جیمز جفری»، از دیپلماتهای کهنهکار و بلندپایه آمریکایی، منتشر شده، از «بازی نهایی» واشنگتن برای ایران و خاورمیانه پرده برمیدارد. این مقاله نشان میدهد که تمام وقایع اخیر، تنها مقدمهای برای یک طرح بزرگتر با هدف «مهار دائمی» و «تضعیف ساختاری» ایران بوده است.
▫️ یک فرصت تاریخی برای آمریکا
جفری استدلال میکند که پس از جنگ اخیر، ایران و نیروهای نیابتیاش (حماس و حزبالله) در ضعیفترین موقعیت تاریخ خود قرار دارند. او این وضعیت را یک «فرصت تاریخی» برای آمریکا میداند تا کاری را که در دهههای گذشته موفق به انجام آن نشده بود، به سرانجام برساند و با «تمام کردن کار ایران»، به یک ثبات پایدار در خاورمیانه دست یابد.
▫️ کالبدشکافی استراتژی «تمام کردن کار»
این استراتژی، سه رکن اصلی دارد:
۱. فشار بیوقفه: مذاکره به تنهایی بیفایده است. فشار اقتصادی و در صورت لزوم، نظامی، باید تا زمانی که ایران به طور کامل از برنامه هستهای تسلیحاتی خود دست بکشد، ادامه یابد.
۲. غنیسازی صفر، برای همیشه: هدف، نه یک توافق موقت، که گرفتن حق هرگونه غنیسازی اورانیوم از ایران «برای همیشه» است تا امکان بازگشت به نقطه فعلی وجود نداشته باشد.
۳. حمله مستقیم به ایران در پاسخ به نیروهای نیابتی: این خطرناکترین بخش دکترین جدید است. بر اساس این اصل، آمریکا باید در پاسخ به هرگونه اقدام از سوی نیروهای نیابتی ایران در منطقه، به جای خود آن گروهها، مستقیماً به ایران حمله کند تا هزینه اقداماتش را به داخل مرزهایش بازگرداند.
▫️ آینده ایران در این نقشه راه
این دکترین، هیچ جایی برای یک ایران قدرتمند یا حتی نرمال باقی نمیگذارد. هدف، نه «تغییر رژیم» و نه «توافق»، بلکه تبدیل ایران به یک کشور «مهار شده» و «بیخطر» است که دیگر توانایی به چالش کشیدن منافع آمریکا و متحدانش در منطقه را نداشته باشد. این نقشه راه به ما میگوید که تحریمها قرار نیست برداشته شوند و سایه جنگ، تا زمان تحقق این هدف، بر سر ایران باقی خواهد ماند.
@khod2
Foreign Affairs
How Trump Can Finish the Job in Iran—and the Middle East
Keeping the pressure on Tehran will stabilize the region.
👍26❤10😭8👎5😁2🔥1
🔘 بمبهای آمریکا در ایران؛ انعکاس صدا در پکن و پیونگیانگ
▪️ مقالهای تحلیلی از آسوشیتدپرس (AP) استدلال میکند که حمله آمریکا به تاسیسات هستهای ایران، فراتر از یک اقدام نظامی در خاورمیانه بود؛ این یک «پیام مستقیم» به چین و کره شمالی، ارسال کرد. به گفته تحلیلگران، این حمله نشان داد که دونالد ترامپ، برخلاف تصورات قبلی، از به کارگیری نیروی نظامی برای رسیدن به اهدافش هراسی ندارد.
▪️ این تحلیل تاکید میکند که پکن و پیونگیانگ اکنون مجبورند محاسبات استراتژیک خود را بازبینی کنند. چین، که پیشتر ترامپ را «ریسکگریز» میدانست، اکنون باید احتمال یک واکنش غیرمنتظره و شدید از سوی آمریکا در صورت حمله به تایوان را در نظر بگیرد. کره شمالی نیز از این واقعه درسهای خود را خواهد گرفت و بیشتر به روسیه نزدیک خواهد شد.
▫️ از بازیگر منطقهای تا سوژه آزمایشگاهی: مهمترین پیامد استراتژیک جنگ اخیر برای جمهوری اسلامی، نه تخریب تاسیسات، که تنزل جایگاه آن از یک «بازیگر» به یک «مورد مطالعاتی» (Case Study) است. در حالی که رژیم هنوز درک نکرده از کجا خورده و چه شد، پایتختهای بزرگ جهان در حال تحلیل این شکست هستند تا رفتار آمریکا در بحرانهای آینده (بهویژه تایوان) را پیشبینی کنند. جمهوری اسلامی اکنون بیش از آنکه یک تهدید باشد، یک «داده» برای تحلیل است.
▫️درس کره شمالی از شکست ایران: برخلاف تصور اولیه، حمله به ایران برنامه هستهای کره شمالی را تضعیف نمیکند، بلکه آن را تقویت میکند. برداشت رهبر کرهشمالی این است: «اگر سلاح هستهای قابل استفاده و مستقر شده نداشته باشی، آسیبپذیری». کیم جونگ اون اکنون با مشاهده سرنوشت ایران، بیش از هر زمان دیگری به این نتیجه میرسد که تنها تضمین بقای رژیم او، زرادخانه هستهای است و مذاکره برای خلع سلاح، یک تله است.
▫️ چین، لرزههای حمله به فردو را حس میکند: حمله موفق آمریکا به سایتهای به شدت حفاظتشده ایران، «ابهام استراتژیک» واشنگتن در قبال تایوان را به شکل نگرانکنندهای برای چین تغییر میدهد. پکن دیگر نمیتواند مطمئن باشد که در صورت تهاجم به تایوان، واکنش آمریکا به حمایت تسلیحاتی محدود خواهد شد. این حمله نشان داد که دولت ترامپ برای «حذف تهدید»، تحمل ریسک بالایی دارد و ممکن است اهدافی را در خاک اصلی چین هدف قرار دهد؛ سناریویی که پیش از این دور از ذهن تلقی میشد.
@khod2
▪️ مقالهای تحلیلی از آسوشیتدپرس (AP) استدلال میکند که حمله آمریکا به تاسیسات هستهای ایران، فراتر از یک اقدام نظامی در خاورمیانه بود؛ این یک «پیام مستقیم» به چین و کره شمالی، ارسال کرد. به گفته تحلیلگران، این حمله نشان داد که دونالد ترامپ، برخلاف تصورات قبلی، از به کارگیری نیروی نظامی برای رسیدن به اهدافش هراسی ندارد.
▪️ این تحلیل تاکید میکند که پکن و پیونگیانگ اکنون مجبورند محاسبات استراتژیک خود را بازبینی کنند. چین، که پیشتر ترامپ را «ریسکگریز» میدانست، اکنون باید احتمال یک واکنش غیرمنتظره و شدید از سوی آمریکا در صورت حمله به تایوان را در نظر بگیرد. کره شمالی نیز از این واقعه درسهای خود را خواهد گرفت و بیشتر به روسیه نزدیک خواهد شد.
▫️ از بازیگر منطقهای تا سوژه آزمایشگاهی: مهمترین پیامد استراتژیک جنگ اخیر برای جمهوری اسلامی، نه تخریب تاسیسات، که تنزل جایگاه آن از یک «بازیگر» به یک «مورد مطالعاتی» (Case Study) است. در حالی که رژیم هنوز درک نکرده از کجا خورده و چه شد، پایتختهای بزرگ جهان در حال تحلیل این شکست هستند تا رفتار آمریکا در بحرانهای آینده (بهویژه تایوان) را پیشبینی کنند. جمهوری اسلامی اکنون بیش از آنکه یک تهدید باشد، یک «داده» برای تحلیل است.
▫️درس کره شمالی از شکست ایران: برخلاف تصور اولیه، حمله به ایران برنامه هستهای کره شمالی را تضعیف نمیکند، بلکه آن را تقویت میکند. برداشت رهبر کرهشمالی این است: «اگر سلاح هستهای قابل استفاده و مستقر شده نداشته باشی، آسیبپذیری». کیم جونگ اون اکنون با مشاهده سرنوشت ایران، بیش از هر زمان دیگری به این نتیجه میرسد که تنها تضمین بقای رژیم او، زرادخانه هستهای است و مذاکره برای خلع سلاح، یک تله است.
▫️ چین، لرزههای حمله به فردو را حس میکند: حمله موفق آمریکا به سایتهای به شدت حفاظتشده ایران، «ابهام استراتژیک» واشنگتن در قبال تایوان را به شکل نگرانکنندهای برای چین تغییر میدهد. پکن دیگر نمیتواند مطمئن باشد که در صورت تهاجم به تایوان، واکنش آمریکا به حمایت تسلیحاتی محدود خواهد شد. این حمله نشان داد که دولت ترامپ برای «حذف تهدید»، تحمل ریسک بالایی دارد و ممکن است اهدافی را در خاک اصلی چین هدف قرار دهد؛ سناریویی که پیش از این دور از ذهن تلقی میشد.
🔸 ابهام استراتژیک (Strategic Ambiguity): یک دکترین در سیاست خارجی آمریکا، بهویژه در مورد تایوان، که بر اساس آن واشنگتن عمداً موضع خود را شفاف نمیکند که آیا در صورت حمله چین، به صورت نظامی از تایوان دفاع خواهد کرد یا خیر. هدف از این سیاست، بازداشتن چین از حمله (به دلیل ترس از مداخله آمریکا) و همزمان، بازداشتن تایوان از اعلام استقلال کامل (به دلیل عدم اطمینان از حمایت آمریکا) است. حمله اخیر به ایران، این ابهام را به نفع احتمال دخالت آمریکا سنگینتر کرده است.
@khod2
AP News
American bombs in Iran also reverberate in China and North Korea
President Donald Trump campaigned on keeping the United States out of foreign wars, but it didn’t take long to convince him to come to the direct aid of Israel.
❤12👍12👎4🔥3😁1
🔘 بررسی رسانههای چینی زبان: امپراتور لباس بر تن ندارد، کالبدشکافی بیرحمانه چینیها از شکست ایران؛ «بازیگری، حماقت و توهم»
▪️ برخی تصور میکنند رسانههای انگلیسی زبان و به اصطلاح «غربی» دروغ میگویند و حقیقت همان چیزی است که صدا و سیما و جریانهای طرفدار نظام میگویند. اما از هر زاویه و شکلی بررسی کنید این یک واقعیت است که جمهوری اسلامی شکست خورد. اگر در ایران هم یک جریان رسانهای آزاد بود باز هم همین را تاکید میکردند و تیترها به جای پیروزی از دلایل شکست میگفتند. همانطور که تحلیلهای منتشر شده در پلتفرمهای جریان اصلی چین، تصویری از یک حکومت «منزوی»، «آشفته» و «متوهم» ارائه میدهند که در یک «تئاتر»، شکست خورده است.
▪️ یک تحلیلگر برجسته چینی، عملکرد نظامی ایران را «نرم» و پاسخهای موشکی را فاقد «تعداد و دقت» لازم برای ایجاد خسارت موثر توصیف میکند. او پا را فراتر گذاشته و میگوید:
▫️ چرا ایران تنها ماند و شکست خورد؟ کالبدشکافی یک استراتژی معیوب از دید چینیها
تحلیلگران تندروی چینی، برخلاف تبلیغات داخلی رژیم، دلایل «شکست ایران» را نه توطئه، بلکه مجموعهای از «حماقتها و توهمات» در سیاستگذاری جمهوری اسلامی میدانند:
۱. حماقت در سیاست هستهای: یک مقاله با لحنی سرزنشآمیز میپرسد چرا ایران از سرنوشت قذافی درس نگرفت که پس از کنار گذاشتن برنامه اتمیاش، تکهتکه شد؟ و چرا تجربه کیم جونگ-اون را نادیده گرفت که با ساختن بمب اتم، ترامپ را وادار به «تعظیم» در مرز کره شمالی کرد؟ از دید آنها، سیاست هستهای بیهدف ایران نه تنها امنیت نیاورد، بلکه کشور را به یک «هدف شفاف» برای دشمنانش تبدیل کرد.
۲. توهم در دیپلماسی: دویدن وزیر خارجه ایران به سمت اروپا و روسیه در اوج جنگ، به عنوان «اتلاف منابع دیپلماتیک» و «گدایی کمک» از کسانی که هیچ منفعتی در نجات ایران ندارند، توصیف شده است. یک تحلیلگر به صراحت میگوید: «روسیه به آشوب در خاورمیانه نیاز دارد تا فشار از روی اوکراین برداشته شود. چرا باید به ایران کمک کند؟» این نشان میدهد که رژیم حتی در شناسایی دوست و دشمن نیز دچار توهم است.
۳. انزوای استراتژیک: مهمترین متحدان اعراب و مسلمان ایران کجا بودند؟ تحلیل چینی به تندی مینویسد: «دنیای اسلام پراکنده، کُند و بیعمل بود... آنها حتی نتوانستند تصمیم بگیرند چگونه به ایران کمک کنند.» این اعتراف به «انزوای مطلق» ایران، افسانه «امت اسلامی» و «محور مقاومت» را به طور کامل باطل میکند.
▫️ جنگ شناختی: دو رژیم معتاد به خشونت دولتی
یک تحلیل عمیقتر در رسانههای هنگکنگ، ایران و اسرائیل را دو روی یک سکه میداند: هر دو در «جنگ شناختی» بازندهاند زیرا به «خشونت دولتی» معتاد شدهاند. با این تفاوت کلیدی که:
خشونت ایران رو به داخل است: سرکوب بیرحمانه مردم، زنان و اقلیتها، مشروعیت داخلی و بینالمللی رژیم را نابود کرده و آن را در عرصه افکار عمومی جهان به یک دیکتاتوری منفور تبدیل کرده است.
خشونت اسرائیل رو به خارج است: کشتار غیرنظامیان و اشغال سرزمینهای دیگران، اسرائیل را به یک «رژیم تروریست دولتی» تبدیل کرده که حتی حمایت متحدان غربیاش را نیز به تدریج از دست میدهد.
این نگاه نشان میدهد که از دید ناظران بیطرف، هر دو رژیم به دلیل ماهیت سرکوبگرانه خود، در بلندمدت محکوم به شکست هستند.
🔰 منابع:
military.china.com
hk01.com
news.cn
163.com
inewsweek.cn
guancha.cn
@khod2
▪️ برخی تصور میکنند رسانههای انگلیسی زبان و به اصطلاح «غربی» دروغ میگویند و حقیقت همان چیزی است که صدا و سیما و جریانهای طرفدار نظام میگویند. اما از هر زاویه و شکلی بررسی کنید این یک واقعیت است که جمهوری اسلامی شکست خورد. اگر در ایران هم یک جریان رسانهای آزاد بود باز هم همین را تاکید میکردند و تیترها به جای پیروزی از دلایل شکست میگفتند. همانطور که تحلیلهای منتشر شده در پلتفرمهای جریان اصلی چین، تصویری از یک حکومت «منزوی»، «آشفته» و «متوهم» ارائه میدهند که در یک «تئاتر»، شکست خورده است.
▪️ یک تحلیلگر برجسته چینی، عملکرد نظامی ایران را «نرم» و پاسخهای موشکی را فاقد «تعداد و دقت» لازم برای ایجاد خسارت موثر توصیف میکند. او پا را فراتر گذاشته و میگوید:
«تنها اسرائیل بود که واقعاً میجنگید. آمریکا و ایران انگار در حال بازیگری (演戏 = نمایش بازی کردن) بودند، با این تفاوت که ترامپ با افشای هماهنگیهای پشت پرده، نمایش رژیم ایران را رسوا کرد.».
▫️ چرا ایران تنها ماند و شکست خورد؟ کالبدشکافی یک استراتژی معیوب از دید چینیها
تحلیلگران تندروی چینی، برخلاف تبلیغات داخلی رژیم، دلایل «شکست ایران» را نه توطئه، بلکه مجموعهای از «حماقتها و توهمات» در سیاستگذاری جمهوری اسلامی میدانند:
۱. حماقت در سیاست هستهای: یک مقاله با لحنی سرزنشآمیز میپرسد چرا ایران از سرنوشت قذافی درس نگرفت که پس از کنار گذاشتن برنامه اتمیاش، تکهتکه شد؟ و چرا تجربه کیم جونگ-اون را نادیده گرفت که با ساختن بمب اتم، ترامپ را وادار به «تعظیم» در مرز کره شمالی کرد؟ از دید آنها، سیاست هستهای بیهدف ایران نه تنها امنیت نیاورد، بلکه کشور را به یک «هدف شفاف» برای دشمنانش تبدیل کرد.
۲. توهم در دیپلماسی: دویدن وزیر خارجه ایران به سمت اروپا و روسیه در اوج جنگ، به عنوان «اتلاف منابع دیپلماتیک» و «گدایی کمک» از کسانی که هیچ منفعتی در نجات ایران ندارند، توصیف شده است. یک تحلیلگر به صراحت میگوید: «روسیه به آشوب در خاورمیانه نیاز دارد تا فشار از روی اوکراین برداشته شود. چرا باید به ایران کمک کند؟» این نشان میدهد که رژیم حتی در شناسایی دوست و دشمن نیز دچار توهم است.
۳. انزوای استراتژیک: مهمترین متحدان اعراب و مسلمان ایران کجا بودند؟ تحلیل چینی به تندی مینویسد: «دنیای اسلام پراکنده، کُند و بیعمل بود... آنها حتی نتوانستند تصمیم بگیرند چگونه به ایران کمک کنند.» این اعتراف به «انزوای مطلق» ایران، افسانه «امت اسلامی» و «محور مقاومت» را به طور کامل باطل میکند.
▫️ جنگ شناختی: دو رژیم معتاد به خشونت دولتی
یک تحلیل عمیقتر در رسانههای هنگکنگ، ایران و اسرائیل را دو روی یک سکه میداند: هر دو در «جنگ شناختی» بازندهاند زیرا به «خشونت دولتی» معتاد شدهاند. با این تفاوت کلیدی که:
خشونت ایران رو به داخل است: سرکوب بیرحمانه مردم، زنان و اقلیتها، مشروعیت داخلی و بینالمللی رژیم را نابود کرده و آن را در عرصه افکار عمومی جهان به یک دیکتاتوری منفور تبدیل کرده است.
خشونت اسرائیل رو به خارج است: کشتار غیرنظامیان و اشغال سرزمینهای دیگران، اسرائیل را به یک «رژیم تروریست دولتی» تبدیل کرده که حتی حمایت متحدان غربیاش را نیز به تدریج از دست میدهد.
این نگاه نشان میدهد که از دید ناظران بیطرف، هر دو رژیم به دلیل ماهیت سرکوبگرانه خود، در بلندمدت محکوم به شکست هستند.
🔸کلمه 演戏 (Yǎnxì) / بازیگری: یک مفهوم کلیدی در تحلیل چینی که به معنای «نمایش بازی کردن» و «نقش اجرا کردن» است. استفاده از این واژه برای توصیف پاسخ نظامی ایران، به این معناست که آنها اقدامات رژیم را نه یک واکنش نظامی جدی، بلکه یک نمایش ضعیف برای حفظ آبرو میدانند.
🔸 اصطلاح 失道寡助 (Shī dào guǎ zhù) / آنکه راه را گم کند، یارانش کم میشوند: یک ضربالمثل کلاسیک چینی به نقل از منسیوس که در یکی از تحلیلها به کار رفته است. این ضربالمثل به این ایده اشاره دارد که یک حاکم یا یک کشور که از مسیر عدالت و عقلانیت خارج شود، به طور طبیعی دوستان و حامیان خود را از دست خواهد داد و منزوی خواهد شد؛ توصیف دقیقی از وضعیت امروز جمهوری اسلامی.
🔰 منابع:
military.china.com
hk01.com
news.cn
163.com
inewsweek.cn
guancha.cn
@khod2
China
伊朗官员:已掌握以色列弱点 情报战升级_军事频道_中华网
“光脚的不怕穿鞋的”,这句古老的谚语在当今中东局势中显得尤为贴切。最近,伊朗发出了一条冷冰冰的信息——“我们清楚你们秘密核设施的具体位置”——彻底打破了以色列的安全底线
👍21❤19👎2👌2🤣1
🔘 پاسخ به مغالطه گاردین: سکوت از ترس است، نه اتحاد با جلاد
▪️ در مقالهای که اخیراً در روزنامه گاردین منتشر شده، نویسندهای به نام حسین حمدیه ادعا میکند که حمله ۱۲ روزه اسرائیل، باعث ایجاد «اتحاد ملی» در ایران شده و مردم، حتی مخالفان نظام، را حول مفهوم «وطن» در برابر غرب متحد کرده است. این روایت، یک دروغ خطرناک، روایت ناشیانه و توهینی به حافظه تاریخی و شعور مردم ایران است که دهههاست زیر چکمه سرکوب همین رژیم جان میدهند. کانال «من خدا هستم» همواره چنین مقالههایی را نقد کرده و این نمونه یک مقاله سراسر دروغ و مغالطه است.
▫️ دروغ اول: اتحاد ملی یا سکوت از سر وحشت؟
نویسنده مقاله، سکوت مردم را به پای «همبستگی» و «غرور ملی» مینویسد. این یک سادهانگاری وقیحانه است. این سکوت، نه از رضایت، که از وحشت است. در همان روزهای جنگ، خیابانها مملو از نیروهای امنیتی مسلح، ایستهای بازرسی و فضای سنگین امنیتی بود. اینترنت قطع یا به شدت محدود شد. رژیم برای جبران تحقیر خارجی، ماشین سرکوب داخلی را با تمام توان روشن کرد.
نمونه بارز آن، قتل دو جوان همدانی، مهدی عبایی و علیرضا کرباسی، به دست نیروهای بسیج و مراسم تشییع جنازه آنهاست که به صحنه اعتراض علیه کل نظام تبدیل شد. آیا این نشانه «اتحاد با حکومت» است؟ مردمی که از دهه ۷۰ تا خیزش ۱۴۰۱ و اعتراضات جاری ۱۴۰۴، بیوقفه در خیابان هزینه دادهاند، چگونه ممکن است یکشبه با قاتلان فرزندان خود متحد شوند؟
▫️ دروغ دوم: ملت پشت کدام «پرچم» جمع شده است؟
مقاله به اثر روانی «Rally 'round the flag» (اتحاد حول پرچم) اشاره میکند، اما نمیگوید کدام پرچم؟ پرچم «ایران» که جمهوری اسلامی با سوءمدیریت، فساد سیستماتیک و ماجراجوییهای خارجی در حال نابودی کامل آن است؟ یا پرچم «جمهوری اسلامی» که نماد سرکوب، فقر و انزواست؟ این اتحادهای اجباری، تاریخ انقضای کوتاهی دارند. مردم روسیه نیز در جنگ جهانی اول پشت «تزار» متحد شدند، اما بلافاصله پس از جنگ، همان تزار را به شکلی خونین سرنگون کردند. در ایران نیز، این «اتحاد» توهمی بیش نیست و تنها یک اقلیت فاشیست و تندرو که از «افغانستیزی»، «یهودستیزی»، «بهاییستیزی» و هزار مدل ستیز دیگر و نفرتپراکنی تغذیه میکنند، به بهانه جنگ، بلندگوی خود را یافتهاند.
▫️ دروغ سوم: سکوت رسانههای غربی یا دروغ رسانههای حکومتی؟
نویسنده مدعی است رسانههای غربی در قبال تلفات غیرنظامیان ایرانی «سکوت» کردهاند. این یک دروغ بزرگ است. اتفاقاً این رسانههای غربی بودند که اخبار تلفات را پوشش میدادند. (بسیار بهتر از رسانههای داخل ایران) در مقابل، این رسانههای جمهوری اسلامی بودند که به مردم خود دروغ گفتند و هرگز اعلام نکردند که موشکهایشان مستقیماً به یک بیمارستان در بئرشبع و یک شهر عربنشین در اسرائیل (طمره) اصابت کرده و غیرنظامیان را کشته است.
نویسنده همچنین حملات اسرائیل را «کور» و «بیهدف» میخواند. این در حالیست که اسرائیل با داشتن «برتری هوایی مطلق»، میتوانست زیرساختهای حیاتی ایران مانند سدها، بندرها، کارخانهها، یا پالایشگاهها را هدف قرار دهد و یک فاجعه انسانی خلق کند، اما این کار را نکرد. حملات جز مواردی انگشت شمار (حملات «نمادین» به میدان قدس و زندان اوین)، دقیقاً بر روی مراکز فرماندهی، هستهای و نظامی متمرکز بود؛ یک جراحی برای فلج کردن رژیم، نه «کشتار مردم».
▫️ این مقاله، یک تلاش ناشیانه برای سفیدشویی چهره رژیمی است که بزرگترین دشمن «ایران» و «ایرانی» است. این نوشته، صدای مردم سرکوبشده ایران نیست، بلکه پژواک پروپاگاندای رژیمی است که میخواهد شکست نظامی و نفرت عمیق داخلی را پشت نقاب دروغین «وحدت ملی» پنهان کند.
@khod2
▪️ در مقالهای که اخیراً در روزنامه گاردین منتشر شده، نویسندهای به نام حسین حمدیه ادعا میکند که حمله ۱۲ روزه اسرائیل، باعث ایجاد «اتحاد ملی» در ایران شده و مردم، حتی مخالفان نظام، را حول مفهوم «وطن» در برابر غرب متحد کرده است. این روایت، یک دروغ خطرناک، روایت ناشیانه و توهینی به حافظه تاریخی و شعور مردم ایران است که دهههاست زیر چکمه سرکوب همین رژیم جان میدهند. کانال «من خدا هستم» همواره چنین مقالههایی را نقد کرده و این نمونه یک مقاله سراسر دروغ و مغالطه است.
▫️ دروغ اول: اتحاد ملی یا سکوت از سر وحشت؟
نویسنده مقاله، سکوت مردم را به پای «همبستگی» و «غرور ملی» مینویسد. این یک سادهانگاری وقیحانه است. این سکوت، نه از رضایت، که از وحشت است. در همان روزهای جنگ، خیابانها مملو از نیروهای امنیتی مسلح، ایستهای بازرسی و فضای سنگین امنیتی بود. اینترنت قطع یا به شدت محدود شد. رژیم برای جبران تحقیر خارجی، ماشین سرکوب داخلی را با تمام توان روشن کرد.
نمونه بارز آن، قتل دو جوان همدانی، مهدی عبایی و علیرضا کرباسی، به دست نیروهای بسیج و مراسم تشییع جنازه آنهاست که به صحنه اعتراض علیه کل نظام تبدیل شد. آیا این نشانه «اتحاد با حکومت» است؟ مردمی که از دهه ۷۰ تا خیزش ۱۴۰۱ و اعتراضات جاری ۱۴۰۴، بیوقفه در خیابان هزینه دادهاند، چگونه ممکن است یکشبه با قاتلان فرزندان خود متحد شوند؟
▫️ دروغ دوم: ملت پشت کدام «پرچم» جمع شده است؟
مقاله به اثر روانی «Rally 'round the flag» (اتحاد حول پرچم) اشاره میکند، اما نمیگوید کدام پرچم؟ پرچم «ایران» که جمهوری اسلامی با سوءمدیریت، فساد سیستماتیک و ماجراجوییهای خارجی در حال نابودی کامل آن است؟ یا پرچم «جمهوری اسلامی» که نماد سرکوب، فقر و انزواست؟ این اتحادهای اجباری، تاریخ انقضای کوتاهی دارند. مردم روسیه نیز در جنگ جهانی اول پشت «تزار» متحد شدند، اما بلافاصله پس از جنگ، همان تزار را به شکلی خونین سرنگون کردند. در ایران نیز، این «اتحاد» توهمی بیش نیست و تنها یک اقلیت فاشیست و تندرو که از «افغانستیزی»، «یهودستیزی»، «بهاییستیزی» و هزار مدل ستیز دیگر و نفرتپراکنی تغذیه میکنند، به بهانه جنگ، بلندگوی خود را یافتهاند.
▫️ دروغ سوم: سکوت رسانههای غربی یا دروغ رسانههای حکومتی؟
نویسنده مدعی است رسانههای غربی در قبال تلفات غیرنظامیان ایرانی «سکوت» کردهاند. این یک دروغ بزرگ است. اتفاقاً این رسانههای غربی بودند که اخبار تلفات را پوشش میدادند. (بسیار بهتر از رسانههای داخل ایران) در مقابل، این رسانههای جمهوری اسلامی بودند که به مردم خود دروغ گفتند و هرگز اعلام نکردند که موشکهایشان مستقیماً به یک بیمارستان در بئرشبع و یک شهر عربنشین در اسرائیل (طمره) اصابت کرده و غیرنظامیان را کشته است.
نویسنده همچنین حملات اسرائیل را «کور» و «بیهدف» میخواند. این در حالیست که اسرائیل با داشتن «برتری هوایی مطلق»، میتوانست زیرساختهای حیاتی ایران مانند سدها، بندرها، کارخانهها، یا پالایشگاهها را هدف قرار دهد و یک فاجعه انسانی خلق کند، اما این کار را نکرد. حملات جز مواردی انگشت شمار (حملات «نمادین» به میدان قدس و زندان اوین)، دقیقاً بر روی مراکز فرماندهی، هستهای و نظامی متمرکز بود؛ یک جراحی برای فلج کردن رژیم، نه «کشتار مردم».
▫️ این مقاله، یک تلاش ناشیانه برای سفیدشویی چهره رژیمی است که بزرگترین دشمن «ایران» و «ایرانی» است. این نوشته، صدای مردم سرکوبشده ایران نیست، بلکه پژواک پروپاگاندای رژیمی است که میخواهد شکست نظامی و نفرت عمیق داخلی را پشت نقاب دروغین «وحدت ملی» پنهان کند.
🔸 اثر «اتحاد حول پرچم» (Rally 'round the flag effect): یک مفهوم در علوم سیاسی است که به افزایش کوتاهمدت حمایت عمومی از رهبران یک کشور در دوران بحرانهای بینالمللی یا جنگ اشاره دارد. این پدیده معمولاً در دموکراسیها مشاهده میشود و در نظامهای سرکوبگر که مردم اساساً با حاکمیت بیگانه هستند، یا رخ نمیدهد یا بسیار شکننده و کوتاهمدت است و پس از رفع خطر خارجی، خشم فروخورده با شدتی بیشتر بازمیگردد.
@khod2
the Guardian
Iran’s devastation has hardened hearts towards the west – even for those with no love of the state | Hossein Hamdieh
The double standards and hypocrisy used to justify Israel’s aggression will not be forgotten here, or in other countries, says Hossein Hamdieh, a social researcher based in Tehran
👍37❤10👎4💯2
🔘 روایت اسرائیل از جنگ؛ کالبدشکافی یک پیروزی با دو خطا
▪️ مقاله تفصیلی روزنامه «تایمز آو اسرائیل» را میتوان دقیقترین روایت منتشر شده از عملیات ۱۲ روزه دانست؛ یک بیانیه استراتژیک که جزئیات عملیات «شیر خیزان» را با دقت شرح میدهد. بر اساس این روایت، ایران تنها چند هفته تا دستیابی به بمب اتم فاصله داشت و اسرائیل برای جلوگیری از «نابودی حتمی»، یک حمله غافلگیرانه و پیشدستانه را در ۱۳ ژوئن آغاز کرد.
▪️ مقاله با جزئیات توضیح میدهد که چگونه در ساعات اولیه، فرماندهان ارشد سپاه و دانشمندان هستهای حذف شدند، سایتهای نطنز و اصفهان ویران گشتند و تأسیسات فردو با بمبهای آمریکایی منهدم شد. این منبع اذعان میکند که در پاسخ، موشکهای ایرانی ۲۸ کشته در اسرائیل برجای گذاشتند، اما این هزینه را در برابر «نجات اسرائیل» ناچیز میداند و نتیجه میگیرد که برنامه هستهای و نظامی ایران برای سالها به عقب رانده شده است.
▪️ این مقاله با جزئیات فنی دقیق و لحنی که گویی خواننده را به درون اتاق جنگ اسرائیل میبرد، رویدادها را بازگو میکند. توضیح میدهد که چگونه نیروی هوایی اسرائیل با تکنیکهای جدید، مسیر ۱۸۰۰ کیلومتری تا تهران را «کوتاه» کرد و به «غافلگیری مطلق» دست یافت. به نحوه شناسایی و هدف قرار دادن فرماندهان در نقاطی مشخص مانند «یک اتاق در طبقه بالای یک آپارتمان» اشاره میکند و روایت میکند که امیرعلی حاجیزاده، لحظاتی قبل از حمله، خطر را حس کرده و به پناهگاهی امن گریخته بود، اما موساد او را در همان پناهگاه پیدا و حذف کرد. اوج این روایت، فلج شدن کامل ماشین جنگی ایران است: در حالی که اسرائیل خود را برای پاسخ فوری با حداقل ۳۰۰ موشک آماده کرده بود، جمهوری اسلامی برای ۱۸ ساعت مطلقاً هیچ واکنشی نتوانست نشان دهد؛ گواهی بر یک فروپاشی کامل در سیستم فرماندهی و کنترل.
▫️ تحلیل عمیق: دو نقطه کور در روایت فاتحان
این روایت، با وجود تمام جزئیات، یک سند تبلیغاتی هوشمندانه است که در دو نقطه کلیدی، حقیقت را به نفع خود خم میکند:
۱. خطای اول: بزرگنمایی یا کجفهمی تهدید؟ خطر «بمب احمقانه»
مقاله اسرائیل، ایران را یک «تهدید هستهای قریبالوقوع» و بسیار پیشرفته نشان میدهد. این تصویر با عملکرد آشفته و «نمایشی» ایران در جنگ همخوانی ندارد. اما این تحلیل یک لایه عمیقتر را نادیده میگیرد. طبق تحلیل کارشناسان «بولتن دانشمندان اتمی»، ایران حتی بدون توانایی غنیسازی بیشتر، با ذخایر اورانیوم ۶۰ درصدی خود، ماده اولیه کافی برای ساخت چند «بمب ابتدایی» را در اختیار دارد. این بمبها شاید پیچیده نباشند، اما همچنان هستهای هستند.
اینجاست که حمله اسرائیل، به یک «پیشگویی خودکامبخش» خطرناک تبدیل میشود. با نابود کردن برنامه صنعتی و زمانبر ایران، اسرائیل ممکن است یک رژیم زخمی و تحقیر شده را به سمت یک گزینه وسوسهانگیز سوق داده باشد: ساختن یک «بمب احمقانه» و عجولانه. سلاحی که شاید روی موشک سوار نشود، اما میتواند با کشتی یا کامیون حمل شود. بنابراین خطای اسرائیل، صرفاً «بزرگنمایی» نبود، بلکه «کجفهمی» ماهیت خطر بود. آنها برای مقابله با یک ارتش منظم آماده شده بودند، اما ممکن است ناخواسته شرایط را برای یک اقدام تروریستی-هستهای توسط یک رژیم دیوانه و بیعقل در حال مرگ را فراهم کرده باشند.
۲. خطای دوم: ریاکاری و نادیده گرفتن افراطگرایی در آینه
روایت اسرائیلی، جنگ را تقابل یک اسرائیل «عقلانی و مجبور» با یک رژیم «افراطی و آخرالزمانی» در ایران تصویر میکند. این یک فرافکنی هوشمندانه است که یک واقعیت مهم را پنهان میکند: دولت خود اسرائیل نیز تحت سیطره وزرای افراطی و تندرویی مانند «اسموتریچ» و «بنگویر» قرار دارد که با دیدگاههای مسیحایی و نژادپرستانه، آتش درگیری را شعلهورتر میکنند. مقاله تایمز آو اسرائیل در حالی انگشت اتهام را به سمت افراطیون ایران میگیرد که نقش جریانهای مشابه در کابینه جنگی خود را به طور کامل نادیده میگیرد. این استاندارد دوگانه، ادعای اسرائیل مبنی بر اقدام از روی «ناچاری محض» را تضعیف میکند و نشان میدهد که این جنگ، تا حدی، برخورد دو ایدئولوژی افراطی نیز بوده است.
@khod2
▪️ مقاله تفصیلی روزنامه «تایمز آو اسرائیل» را میتوان دقیقترین روایت منتشر شده از عملیات ۱۲ روزه دانست؛ یک بیانیه استراتژیک که جزئیات عملیات «شیر خیزان» را با دقت شرح میدهد. بر اساس این روایت، ایران تنها چند هفته تا دستیابی به بمب اتم فاصله داشت و اسرائیل برای جلوگیری از «نابودی حتمی»، یک حمله غافلگیرانه و پیشدستانه را در ۱۳ ژوئن آغاز کرد.
▪️ مقاله با جزئیات توضیح میدهد که چگونه در ساعات اولیه، فرماندهان ارشد سپاه و دانشمندان هستهای حذف شدند، سایتهای نطنز و اصفهان ویران گشتند و تأسیسات فردو با بمبهای آمریکایی منهدم شد. این منبع اذعان میکند که در پاسخ، موشکهای ایرانی ۲۸ کشته در اسرائیل برجای گذاشتند، اما این هزینه را در برابر «نجات اسرائیل» ناچیز میداند و نتیجه میگیرد که برنامه هستهای و نظامی ایران برای سالها به عقب رانده شده است.
▪️ این مقاله با جزئیات فنی دقیق و لحنی که گویی خواننده را به درون اتاق جنگ اسرائیل میبرد، رویدادها را بازگو میکند. توضیح میدهد که چگونه نیروی هوایی اسرائیل با تکنیکهای جدید، مسیر ۱۸۰۰ کیلومتری تا تهران را «کوتاه» کرد و به «غافلگیری مطلق» دست یافت. به نحوه شناسایی و هدف قرار دادن فرماندهان در نقاطی مشخص مانند «یک اتاق در طبقه بالای یک آپارتمان» اشاره میکند و روایت میکند که امیرعلی حاجیزاده، لحظاتی قبل از حمله، خطر را حس کرده و به پناهگاهی امن گریخته بود، اما موساد او را در همان پناهگاه پیدا و حذف کرد. اوج این روایت، فلج شدن کامل ماشین جنگی ایران است: در حالی که اسرائیل خود را برای پاسخ فوری با حداقل ۳۰۰ موشک آماده کرده بود، جمهوری اسلامی برای ۱۸ ساعت مطلقاً هیچ واکنشی نتوانست نشان دهد؛ گواهی بر یک فروپاشی کامل در سیستم فرماندهی و کنترل.
▫️ تحلیل عمیق: دو نقطه کور در روایت فاتحان
این روایت، با وجود تمام جزئیات، یک سند تبلیغاتی هوشمندانه است که در دو نقطه کلیدی، حقیقت را به نفع خود خم میکند:
۱. خطای اول: بزرگنمایی یا کجفهمی تهدید؟ خطر «بمب احمقانه»
مقاله اسرائیل، ایران را یک «تهدید هستهای قریبالوقوع» و بسیار پیشرفته نشان میدهد. این تصویر با عملکرد آشفته و «نمایشی» ایران در جنگ همخوانی ندارد. اما این تحلیل یک لایه عمیقتر را نادیده میگیرد. طبق تحلیل کارشناسان «بولتن دانشمندان اتمی»، ایران حتی بدون توانایی غنیسازی بیشتر، با ذخایر اورانیوم ۶۰ درصدی خود، ماده اولیه کافی برای ساخت چند «بمب ابتدایی» را در اختیار دارد. این بمبها شاید پیچیده نباشند، اما همچنان هستهای هستند.
اینجاست که حمله اسرائیل، به یک «پیشگویی خودکامبخش» خطرناک تبدیل میشود. با نابود کردن برنامه صنعتی و زمانبر ایران، اسرائیل ممکن است یک رژیم زخمی و تحقیر شده را به سمت یک گزینه وسوسهانگیز سوق داده باشد: ساختن یک «بمب احمقانه» و عجولانه. سلاحی که شاید روی موشک سوار نشود، اما میتواند با کشتی یا کامیون حمل شود. بنابراین خطای اسرائیل، صرفاً «بزرگنمایی» نبود، بلکه «کجفهمی» ماهیت خطر بود. آنها برای مقابله با یک ارتش منظم آماده شده بودند، اما ممکن است ناخواسته شرایط را برای یک اقدام تروریستی-هستهای توسط یک رژیم دیوانه و بیعقل در حال مرگ را فراهم کرده باشند.
۲. خطای دوم: ریاکاری و نادیده گرفتن افراطگرایی در آینه
روایت اسرائیلی، جنگ را تقابل یک اسرائیل «عقلانی و مجبور» با یک رژیم «افراطی و آخرالزمانی» در ایران تصویر میکند. این یک فرافکنی هوشمندانه است که یک واقعیت مهم را پنهان میکند: دولت خود اسرائیل نیز تحت سیطره وزرای افراطی و تندرویی مانند «اسموتریچ» و «بنگویر» قرار دارد که با دیدگاههای مسیحایی و نژادپرستانه، آتش درگیری را شعلهورتر میکنند. مقاله تایمز آو اسرائیل در حالی انگشت اتهام را به سمت افراطیون ایران میگیرد که نقش جریانهای مشابه در کابینه جنگی خود را به طور کامل نادیده میگیرد. این استاندارد دوگانه، ادعای اسرائیل مبنی بر اقدام از روی «ناچاری محض» را تضعیف میکند و نشان میدهد که این جنگ، تا حدی، برخورد دو ایدئولوژی افراطی نیز بوده است.
@khod2
Timesofisrael
Israel was facing destruction at the hands of Iran. This is how close it came, and how it saved itself
Iran was a decision and a few weeks away from nuclear weapons. But unlike Gaza 2023, Israel had been watching
👍17❤10👎3👏3😱1
درخواست خواندن سرود ای ایران توسط موشی
و ریدن به شعر ای ایران توسط هفت تیر کش اعظم صرفا یک پیام دارد :
من فعلا گه خوردم
من خیلی وطن پرستم 🙃
ایران مهمتر از عاشوراست 😶
من و دوس داشته باشین 🙂
به آنان که حجاب را دیوار برلین میدیدند
و انقلاب زنانه راه انداختند
باید سلامی دوباره کرد
@khod2
و ریدن به شعر ای ایران توسط هفت تیر کش اعظم صرفا یک پیام دارد :
من فعلا گه خوردم
من خیلی وطن پرستم 🙃
ایران مهمتر از عاشوراست 😶
من و دوس داشته باشین 🙂
به آنان که حجاب را دیوار برلین میدیدند
و انقلاب زنانه راه انداختند
باید سلامی دوباره کرد
@khod2
😁43👌16💯4❤2👎1
۴دهه رژیم ، آدم کشت از جوان و پیرتا زن و مرد
۴دهه محیط زیست را نابود کرد
۴دهه بزرگترین اختلاس های تاریخ را رقم زد
۴دهه فقر و فلاکت را به چند نسل هدیه داد
۴دهه شکنجه و تجاوز کرد
۴دهه ایران و ایرانی را نابود کرد
۴دهه دنیا را تهدید کرد و مزدور گرفت
اما اپوز داخل و خارج همچنان میگه تقصیر پهلویه و به پهلوی فحش میده ، واسه مردن سپاهیا کف و خون بالا میاره .
خودمان منتقد پهلوی هستیم ولی شما ما را از نقد هم پشیمان میکنید .
جماعت ابله خونشور
@khod2
۴دهه محیط زیست را نابود کرد
۴دهه بزرگترین اختلاس های تاریخ را رقم زد
۴دهه فقر و فلاکت را به چند نسل هدیه داد
۴دهه شکنجه و تجاوز کرد
۴دهه ایران و ایرانی را نابود کرد
۴دهه دنیا را تهدید کرد و مزدور گرفت
اما اپوز داخل و خارج همچنان میگه تقصیر پهلویه و به پهلوی فحش میده ، واسه مردن سپاهیا کف و خون بالا میاره .
خودمان منتقد پهلوی هستیم ولی شما ما را از نقد هم پشیمان میکنید .
جماعت ابله خونشور
@khod2
👍62👌10💯3❤2
🔘 بازی دوگانه نتانیاهو در غزه: مذاکره برای توافقی که «غیرقابلقبول» است؟
▪️ در یک نمایش سیاسی کلاسیک، دفتر نخستوزیر اسرائیل ضمن «غیرقابلقبول» خواندن تغییرات درخواستی حماس در طرح آتشبس، اعلام کرد که هیئتی را برای مذاکره به قطر اعزام میکند. این تناقض آشکار در حالی رخ میدهد که حماس با انتشار بیانیهای، پاسخ خود را به طرح پیشنهادی «مثبت» خوانده و از آمادگی کامل برای ورود به «مذاکرات فوری» خبر داده است.
▪️ این تحولات در آستانه سفر کلیدی بنیامین نتانیاهو به واشنگتن برای دیدار با دونالد ترامپ صورت میگیرد. ترامپ که به دنبال پایان دادن به جنگ غزه و کسب یک پیروزی دیپلماتیک دیگر پس از جنگ با ایران است، هفته گذشته با لحنی دستوری در شبکههای اجتماعی نوشت:
▫️ تئاتر سیاسی برای مصرف داخلی، اطاعت برای ارباب خارجی
۱. فشار ترامپ و سفر دستوری به واشنگتن: نتانیاهو که پیروزی اخیر بر ایران را مدیون حمایت آمریکاست، اکنون در موضع ضعف قرار دارد. سفر او به واشنگتن بیش از آنکه یک «دور افتخار» باشد، یک جلسه برای هماهنگی و اجرای دستورات ترامپ برای پایان دادن به جنگ غزه است. ترامپ به دنبال پاکسازی کامل منطقه و تثبیت دستاوردهای خود است.
۲. نمایش قدرت برای راستگرایان: اعلام اینکه شروط حماس «غیرقابلقبول» است، یک مانور سیاسی برای آرام کردن شرکای راست افراطی در کابینه نتانیاهو (مانند بنگویر) است که تهدید کردهاند در صورت هرگونه توافقی که به نابودی کامل حماس منجر نشود، دولت را ترک خواهند کرد. نتانیاهو با این حرفها پایگاه داخلی خود را حفظ میکند، اما با اعزام تیم مذاکرهکننده، در عمل به خواست آمریکا تن میدهد.
۳. حماس در انزوای مطلق: برخلاف مذاکرات گذشته، حماس این بار بدون هیچ حامی استراتژیک قدرتمندی پای میز مذاکره نشسته است. با فلج شدن ایران، نابودی حزبالله و سقوط رژیم اسد، این گروه در یک خلاء کامل قرار دارد و تنها اهرم فشارش، جان حدود ۲۰ گروگان زنده اسرائیلی است که برای تضمین بقای رهبران خود به آن چنگ زده است.
🔸 مفهوم کلیدی: مرگ راهحل دو دولتی و تولد «امارت الخلیل»
در میانه مذاکرات غزه، یک تحول تاریخی در کرانه باختری در حال وقوع است. گروهی از شیوخ قدرتمند قبایل الخلیل در نامهای به دولت اسرائیل، رسماً خواستار جدایی از تشکیلات خودگردان فلسطین، تأسیس «امارت الخلیل» و پیوستن به پیمان ابراهیم شدهاند. شیخ جعبری، رهبر این حرکت، به وال استریت ژورنال گفته است: «دولت فلسطین هرگز، حتی تا ۱۰۰۰ سال دیگر، تشکیل نخواهد شد.» این حرکت نشاندهنده فروپاشی کامل رویای «دو دولت برای دو ملت» و ظهور یک پارادایم جدید است: مدیریت محلی منازعه از طریق پیمانهای مستقیم با اسرائیل و دور زدن کامل ساختارهای سیاسی سنتی فلسطین.
@khod2
▪️ در یک نمایش سیاسی کلاسیک، دفتر نخستوزیر اسرائیل ضمن «غیرقابلقبول» خواندن تغییرات درخواستی حماس در طرح آتشبس، اعلام کرد که هیئتی را برای مذاکره به قطر اعزام میکند. این تناقض آشکار در حالی رخ میدهد که حماس با انتشار بیانیهای، پاسخ خود را به طرح پیشنهادی «مثبت» خوانده و از آمادگی کامل برای ورود به «مذاکرات فوری» خبر داده است.
▪️ این تحولات در آستانه سفر کلیدی بنیامین نتانیاهو به واشنگتن برای دیدار با دونالد ترامپ صورت میگیرد. ترامپ که به دنبال پایان دادن به جنگ غزه و کسب یک پیروزی دیپلماتیک دیگر پس از جنگ با ایران است، هفته گذشته با لحنی دستوری در شبکههای اجتماعی نوشت:
«معامله را در غزه انجام دهید. گروگانها را برگردانید!!!»
▫️ تئاتر سیاسی برای مصرف داخلی، اطاعت برای ارباب خارجی
۱. فشار ترامپ و سفر دستوری به واشنگتن: نتانیاهو که پیروزی اخیر بر ایران را مدیون حمایت آمریکاست، اکنون در موضع ضعف قرار دارد. سفر او به واشنگتن بیش از آنکه یک «دور افتخار» باشد، یک جلسه برای هماهنگی و اجرای دستورات ترامپ برای پایان دادن به جنگ غزه است. ترامپ به دنبال پاکسازی کامل منطقه و تثبیت دستاوردهای خود است.
۲. نمایش قدرت برای راستگرایان: اعلام اینکه شروط حماس «غیرقابلقبول» است، یک مانور سیاسی برای آرام کردن شرکای راست افراطی در کابینه نتانیاهو (مانند بنگویر) است که تهدید کردهاند در صورت هرگونه توافقی که به نابودی کامل حماس منجر نشود، دولت را ترک خواهند کرد. نتانیاهو با این حرفها پایگاه داخلی خود را حفظ میکند، اما با اعزام تیم مذاکرهکننده، در عمل به خواست آمریکا تن میدهد.
۳. حماس در انزوای مطلق: برخلاف مذاکرات گذشته، حماس این بار بدون هیچ حامی استراتژیک قدرتمندی پای میز مذاکره نشسته است. با فلج شدن ایران، نابودی حزبالله و سقوط رژیم اسد، این گروه در یک خلاء کامل قرار دارد و تنها اهرم فشارش، جان حدود ۲۰ گروگان زنده اسرائیلی است که برای تضمین بقای رهبران خود به آن چنگ زده است.
🔸 مفهوم کلیدی: مرگ راهحل دو دولتی و تولد «امارت الخلیل»
در میانه مذاکرات غزه، یک تحول تاریخی در کرانه باختری در حال وقوع است. گروهی از شیوخ قدرتمند قبایل الخلیل در نامهای به دولت اسرائیل، رسماً خواستار جدایی از تشکیلات خودگردان فلسطین، تأسیس «امارت الخلیل» و پیوستن به پیمان ابراهیم شدهاند. شیخ جعبری، رهبر این حرکت، به وال استریت ژورنال گفته است: «دولت فلسطین هرگز، حتی تا ۱۰۰۰ سال دیگر، تشکیل نخواهد شد.» این حرکت نشاندهنده فروپاشی کامل رویای «دو دولت برای دو ملت» و ظهور یک پارادایم جدید است: مدیریت محلی منازعه از طریق پیمانهای مستقیم با اسرائیل و دور زدن کامل ساختارهای سیاسی سنتی فلسطین.
@khod2
❤26👍12
ای مسلمانان ایران بدانید
علم کردن نام ایران در عزاداری های رژیم
همان قرآن به نیزه کردن معاویه است
@khod2
علم کردن نام ایران در عزاداری های رژیم
همان قرآن به نیزه کردن معاویه است
@khod2
👍137👌18🤣7🤬2👎1