#برشی_ازکتاب
کرد. 👉 ادامه خط
برای اینکه #تفکر کنیم باید متوجه موضوع اندیشه برانگیز باشیم.
به عبارتی دیگر شک کردن باعث تفکر کردن میشود. #AV
📕معنای تفکر چیست؟ ؛مارتین هایدگر؛ص 11
📖 @khod2
کرد. 👉 ادامه خط
برای اینکه #تفکر کنیم باید متوجه موضوع اندیشه برانگیز باشیم.
به عبارتی دیگر شک کردن باعث تفکر کردن میشود. #AV
📕معنای تفکر چیست؟ ؛مارتین هایدگر؛ص 11
📖 @khod2
Forwarded from نارنجستان قوام
به شایعات دامن نزنیم: نور زلزله (Earthquake light) چیست؟ آیا به هارپ ربطی دارد؟
با زلزلهء اخیر دل و دماغ نوشتن نبود, اما چند نکته لازم به ذکر هست: ایران یکی از زلزله خیزترین نقاط جهان است و گسل های زیادی در ایران بصورت فعال یا غیرفعال وجود دارند. پس پخش کردن شایعاتی مانند هارپ یا آزمایش هسته ای فقط کمبود مطالعه و منطق گوینده رو نشون میده.
چرا نگفتم فقط کمبود مطالعه؛ چون مثلا شایعه آزمایش هسته ای نیاز به دانش فیزکی بالا نداشت, کافی بود کمی منطقی فکر کنیم و بدونیم اگه چنین آزمایشی انجام شده بود اولین کشورهایی که صدایشان در می آمد امریکا, اسراییل و عربستان می بود.
آزمایش هسته ای در عمق کمتر از یک کیلومتر از سطح زمین رخ میدهد و زلزله ای که تولید میکند کمتر از سه ریشتر است. اتفاقا زلزله نگاری سریع ترین راه حدس آزمایش هسته ای است, همانطور که امریکا بلافاصله آزمایش های هسته ای کره شمالی یا باقی کشورها را با کمترین فاصله زمانی تشخیص داده بود. پس یادتان نرود زلزله ای با عمق کمتر از دو کیلومتر و شدت حدود ۳ ریشتر تازه حدس و گمان را به آزمون هسته ای میکشد، نه زمین لرزه ای با عمق ۲۲ کیلیمتر و شدت ۷.۳ ریشتر.
درباره هارپ هم من و هم خیلی از دوستان دیگر دارای تخصص فیزیک بارها و بارها نوشته ایم و گفته ایم که اصلا امکان چنین کاری توسط امواج الکترومغناطیس وجود ندارد. پس به خود قضیه نمی پردازم. در روزهای اخیر یک ویدئو همه گیر شده که تابش های نورانی در فضای منطقه زلزله زده را نشان می دهد. برخی باز پی هارپ را به میان کشیدند. این پدیده تابشی "نور زلزله" (Earthquake light) نام دارد و در زمان آتشفساهن ها یا زمین لرزه ها ممکن است ایجاد شود, به دلیل کوتاه مدت و ناگهانی بودن آن دانشمندان هنوز دلیل دقیق آن را نمی دانند ولی چون این پدیده بین زمین لرزه و فوران آتشفشان ها مشترک است, برخی دانشمندان میگویند که "نور زلزله" با یونیزاسیون اکسیژن به آنیون بواسطه گسست باندهای پراکسی در بعضی از سنگها (دولومیت، ریولیت، ...) و در اثر فشار خیلی زیاد ایجاد می شود. پس هیچ ربطی به هارپ ندارد, این پدیده پس از زلزله سن فرانسیسکو و خیلی از زلزله ها در چین و مکزیک و امریکا و و ژاپن دیده شده و پدیده ای طبیعی است, مگر اینکه بگویید امریکا به بزرگترین شهر تجاری خودش هم با هارپ زلزله داده.
در عصر گوگل هستیم, کمی جستجو در گوگل می تواند به سوالات تخصصی شما هم پاسخ دهد و نیاز به باور به شایعات نیست و خیلی وقت ها کمی فکر کردن شکاکانه و موشکافانه و بررسی حالت های مختلف ممکن است کار را خیلی راحت تر کند و حتی نیاز به تخصص هم نداشته باشد.
التماس تفکر
#زلزله #شایعه #هارپ #خردورزی #تفکر
@Ahura_Qavami
با زلزلهء اخیر دل و دماغ نوشتن نبود, اما چند نکته لازم به ذکر هست: ایران یکی از زلزله خیزترین نقاط جهان است و گسل های زیادی در ایران بصورت فعال یا غیرفعال وجود دارند. پس پخش کردن شایعاتی مانند هارپ یا آزمایش هسته ای فقط کمبود مطالعه و منطق گوینده رو نشون میده.
چرا نگفتم فقط کمبود مطالعه؛ چون مثلا شایعه آزمایش هسته ای نیاز به دانش فیزکی بالا نداشت, کافی بود کمی منطقی فکر کنیم و بدونیم اگه چنین آزمایشی انجام شده بود اولین کشورهایی که صدایشان در می آمد امریکا, اسراییل و عربستان می بود.
آزمایش هسته ای در عمق کمتر از یک کیلومتر از سطح زمین رخ میدهد و زلزله ای که تولید میکند کمتر از سه ریشتر است. اتفاقا زلزله نگاری سریع ترین راه حدس آزمایش هسته ای است, همانطور که امریکا بلافاصله آزمایش های هسته ای کره شمالی یا باقی کشورها را با کمترین فاصله زمانی تشخیص داده بود. پس یادتان نرود زلزله ای با عمق کمتر از دو کیلومتر و شدت حدود ۳ ریشتر تازه حدس و گمان را به آزمون هسته ای میکشد، نه زمین لرزه ای با عمق ۲۲ کیلیمتر و شدت ۷.۳ ریشتر.
درباره هارپ هم من و هم خیلی از دوستان دیگر دارای تخصص فیزیک بارها و بارها نوشته ایم و گفته ایم که اصلا امکان چنین کاری توسط امواج الکترومغناطیس وجود ندارد. پس به خود قضیه نمی پردازم. در روزهای اخیر یک ویدئو همه گیر شده که تابش های نورانی در فضای منطقه زلزله زده را نشان می دهد. برخی باز پی هارپ را به میان کشیدند. این پدیده تابشی "نور زلزله" (Earthquake light) نام دارد و در زمان آتشفساهن ها یا زمین لرزه ها ممکن است ایجاد شود, به دلیل کوتاه مدت و ناگهانی بودن آن دانشمندان هنوز دلیل دقیق آن را نمی دانند ولی چون این پدیده بین زمین لرزه و فوران آتشفشان ها مشترک است, برخی دانشمندان میگویند که "نور زلزله" با یونیزاسیون اکسیژن به آنیون بواسطه گسست باندهای پراکسی در بعضی از سنگها (دولومیت، ریولیت، ...) و در اثر فشار خیلی زیاد ایجاد می شود. پس هیچ ربطی به هارپ ندارد, این پدیده پس از زلزله سن فرانسیسکو و خیلی از زلزله ها در چین و مکزیک و امریکا و و ژاپن دیده شده و پدیده ای طبیعی است, مگر اینکه بگویید امریکا به بزرگترین شهر تجاری خودش هم با هارپ زلزله داده.
در عصر گوگل هستیم, کمی جستجو در گوگل می تواند به سوالات تخصصی شما هم پاسخ دهد و نیاز به باور به شایعات نیست و خیلی وقت ها کمی فکر کردن شکاکانه و موشکافانه و بررسی حالت های مختلف ممکن است کار را خیلی راحت تر کند و حتی نیاز به تخصص هم نداشته باشد.
التماس تفکر
#زلزله #شایعه #هارپ #خردورزی #تفکر
@Ahura_Qavami
#میزان_آزادی = #میزان_آزادیخواهی
🆔 @KHOD2
〽️آزادی براىِ همه #ملت_ها سقف دارد
سقفِ آزادی رابطهى مستقیم با قامتِ فکری مردمان دارد.
با همتِ بلندِ مردمان سقف بلند میشود و در جامعه ای که قامتِ #تفکر و #همت مردم کوتاه باشد سقفِ آزادى هم بهمان نسبت کوتاه میشود.
وقتی سقفِ آزادی کوتاه باشد آدمهایِ بزرگ سرشان آنقدر به سقف میخورد که حذف میشوند و آدمهای کوتوله اما راحت جولان میدهند.
بعضی از آدمهایِ بزرگ هم برای بقا آنقدر سرشان را خم میکنند که کوتوله میشوند !
آن وقت سقف ها هی پایین و پایین تر می آید و مردم هی بیشتر و بیشتر قوز میکنند تا اینکه تا کمر خم میشوند و دیگر نمیتوانند قد راست کنند !
#آزادی #آگاهی #آبادی
#تظاهرات_سراسرى
#اعتصابات_سراسری
#مبارزه_تا_حکومت_قانون
🆔 @KHOD2 📚 @ktyab
☪ @ISLIE ✍ @arkiv
🆔 @khod10 📬 @khod3bot
🆔 @KHOD2
〽️آزادی براىِ همه #ملت_ها سقف دارد
سقفِ آزادی رابطهى مستقیم با قامتِ فکری مردمان دارد.
با همتِ بلندِ مردمان سقف بلند میشود و در جامعه ای که قامتِ #تفکر و #همت مردم کوتاه باشد سقفِ آزادى هم بهمان نسبت کوتاه میشود.
وقتی سقفِ آزادی کوتاه باشد آدمهایِ بزرگ سرشان آنقدر به سقف میخورد که حذف میشوند و آدمهای کوتوله اما راحت جولان میدهند.
بعضی از آدمهایِ بزرگ هم برای بقا آنقدر سرشان را خم میکنند که کوتوله میشوند !
آن وقت سقف ها هی پایین و پایین تر می آید و مردم هی بیشتر و بیشتر قوز میکنند تا اینکه تا کمر خم میشوند و دیگر نمیتوانند قد راست کنند !
#آزادی #آگاهی #آبادی
#تظاهرات_سراسرى
#اعتصابات_سراسری
#مبارزه_تا_حکومت_قانون
🆔 @KHOD2 📚 @ktyab
☪ @ISLIE ✍ @arkiv
🆔 @khod10 📬 @khod3bot
🆔 @khod2
🔮 #تفکر
می گویند فروید یکی از سه شخصی بود که با سیلی بشر را از خواب چند هزار ساله اش بیدار کردند. اولین ضربه را کوپرنیک نواخت او ثابت کرد که زمین مرکز کائنات نیست بلکه سیاره ی کوچکی است که گرد خورشید می گردد. پس از آن نوبت به چارلز داروین رسید تا به اشرف مخلوقات نشان دهد که چندان اختلافی با سایر جانوران ندارد و سر انجام آخرین سیلی را فروید به گوش انسان زد: عقل پادشاه پادشاه انسان نیست؛ رفتار و گفتار بشر سرچشمه ی مهم تری دارد و آن «ناخودآگاه» است.
زیگموند فروید، در سال 1856، در استان موراویا واقع درامپراتوری اتریش-هنگری به دنیا آمد. این سرزمین هم اکنون بخشی از جمهوری چک است. زیگموند چهار ساله بود که خانواده اش به وین مهاجرت کردند. او بسیار شاگرد با استعدادی بود در طی دوران تحصیل معمولاً شاگرد اول می شد. در طول دوره دبیرستان فروید موفق شد بر چند زبان اروپایی: انگلیسی، فرانسوی، اسپانیایی و ایتالیایی تسلط پیدا کند.
در سال 1873، تحصیلات دانشگاهی خود را با انتخاب رشته پزشکی در دانشگاه وین شروع کرد و پس از هشت سال فارغ التحصیل شد. در سال 1885، با استفاده از بورس تحصیلی برای یک سال به پاریس رفت و دستیار ژان شارکو شد. شارکو در آن دوران به سبب درمان از طریق هیپنوتیزم و تحقیق درباره ی هیستری شهرت داشت. فروید پس از بازگشت به عنوان متخصص اعصاب مطب باز کرد.
پس از به قدرت رسیدن هیتلر، فروید به شدت مورد آزار نازی ها قرار گرفت. در سال 1932 اعضای حزب نازی چندین مرتبه کتاب های فروید را آتش زدند. در سال 1938 پس از اشغال اتریش توسط نیروهای نازی، به انگلیس مهاجرت کرد. فروید از سال 1923 به سرطان گلو و چانه مبتلا شده بود و با این که 33 مرتبه جراحی شده بود عاقبت سرطان بر او فائق شد. او در سال 1939 یک سال پس از مهاجرت به انگلیس درگذشت.
فروید اولین کسی نیست که پی برد روان انسان دارای لایه های ناخودآگاه است بلکه او اولین نفری است که این رشته اطلاعات پراکنده را تبدیل به یک نظریه کرد. بنا بر نظر فروید، رویا شاهراهی است برای دستیابی به ناخودآگاه.
فروید با تفسیر رویا تلاش کرد پی به علت روان رنجوری ببرد. نتیجه ی این پژوهش ها کتاب «تفسیر رویا» شد که از آن به عنوان یکی از دوران سازترین کتاب های قرن بیستم نام می برند.
زندگی پژوهشی فروید سه مرحله داشت. در مرحله ی اول تحقیقات او بیشر جنبه ی بالینی دارد. نتیجه آن آثاری است مانند «تفسیر رویا»در دوره ی دوم بیشتر به مباحث فرهنگی می پردازد که نتیجه ی آن آثاری مانند توتم و تابو است. در سومین دوره تأملات او فلسفی و فرا روانشاختی هستند که از آنها می توان به تمدن و ملالت های آن اشاره کرد.
فروید درباره امکان دستیابی انسان به خوشبختی تردید داشت. او بین غریزه های بشری و نیروی بازدارنده ی جامعه تعارضی جاودانه می دید. اگرچه فروید خوشبختی را هدفی غیر واقع بینانه می دید اما روان کاوی را وسیله ای برای کاهش اضطراب و روان رنجوری بشر می دید.
🆔 @khod2
🔮 #تفکر
می گویند فروید یکی از سه شخصی بود که با سیلی بشر را از خواب چند هزار ساله اش بیدار کردند. اولین ضربه را کوپرنیک نواخت او ثابت کرد که زمین مرکز کائنات نیست بلکه سیاره ی کوچکی است که گرد خورشید می گردد. پس از آن نوبت به چارلز داروین رسید تا به اشرف مخلوقات نشان دهد که چندان اختلافی با سایر جانوران ندارد و سر انجام آخرین سیلی را فروید به گوش انسان زد: عقل پادشاه پادشاه انسان نیست؛ رفتار و گفتار بشر سرچشمه ی مهم تری دارد و آن «ناخودآگاه» است.
زیگموند فروید، در سال 1856، در استان موراویا واقع درامپراتوری اتریش-هنگری به دنیا آمد. این سرزمین هم اکنون بخشی از جمهوری چک است. زیگموند چهار ساله بود که خانواده اش به وین مهاجرت کردند. او بسیار شاگرد با استعدادی بود در طی دوران تحصیل معمولاً شاگرد اول می شد. در طول دوره دبیرستان فروید موفق شد بر چند زبان اروپایی: انگلیسی، فرانسوی، اسپانیایی و ایتالیایی تسلط پیدا کند.
در سال 1873، تحصیلات دانشگاهی خود را با انتخاب رشته پزشکی در دانشگاه وین شروع کرد و پس از هشت سال فارغ التحصیل شد. در سال 1885، با استفاده از بورس تحصیلی برای یک سال به پاریس رفت و دستیار ژان شارکو شد. شارکو در آن دوران به سبب درمان از طریق هیپنوتیزم و تحقیق درباره ی هیستری شهرت داشت. فروید پس از بازگشت به عنوان متخصص اعصاب مطب باز کرد.
پس از به قدرت رسیدن هیتلر، فروید به شدت مورد آزار نازی ها قرار گرفت. در سال 1932 اعضای حزب نازی چندین مرتبه کتاب های فروید را آتش زدند. در سال 1938 پس از اشغال اتریش توسط نیروهای نازی، به انگلیس مهاجرت کرد. فروید از سال 1923 به سرطان گلو و چانه مبتلا شده بود و با این که 33 مرتبه جراحی شده بود عاقبت سرطان بر او فائق شد. او در سال 1939 یک سال پس از مهاجرت به انگلیس درگذشت.
فروید اولین کسی نیست که پی برد روان انسان دارای لایه های ناخودآگاه است بلکه او اولین نفری است که این رشته اطلاعات پراکنده را تبدیل به یک نظریه کرد. بنا بر نظر فروید، رویا شاهراهی است برای دستیابی به ناخودآگاه.
فروید با تفسیر رویا تلاش کرد پی به علت روان رنجوری ببرد. نتیجه ی این پژوهش ها کتاب «تفسیر رویا» شد که از آن به عنوان یکی از دوران سازترین کتاب های قرن بیستم نام می برند.
زندگی پژوهشی فروید سه مرحله داشت. در مرحله ی اول تحقیقات او بیشر جنبه ی بالینی دارد. نتیجه آن آثاری است مانند «تفسیر رویا»در دوره ی دوم بیشتر به مباحث فرهنگی می پردازد که نتیجه ی آن آثاری مانند توتم و تابو است. در سومین دوره تأملات او فلسفی و فرا روانشاختی هستند که از آنها می توان به تمدن و ملالت های آن اشاره کرد.
فروید درباره امکان دستیابی انسان به خوشبختی تردید داشت. او بین غریزه های بشری و نیروی بازدارنده ی جامعه تعارضی جاودانه می دید. اگرچه فروید خوشبختی را هدفی غیر واقع بینانه می دید اما روان کاوی را وسیله ای برای کاهش اضطراب و روان رنجوری بشر می دید.
🆔 @khod2
Forwarded from تازههای علمی
🔺 آیا هوش مصنوعی ما را تنبلتر میکند؟ دو پژوهش جدید پاسخهای نگرانکنندهای دارند
🔹 با فراگیر شدن ابزارهایی مانند ChatGPT، این سوال مهم برای همه پیش آمده: آیا این فناوری ما را باهوشتر میکند یا از نظر فکری تنبلتر؟ دو مطالعه جدید، اولین پاسخهای علمی را به این پرسش ارائه میدهند.
❕ «بدهی شناختی» و «واگذاری شناختی» چیست؟
واگذاری شناختی (Cognitive Offloading): این تمایل ما برای سپردن وظایف فکری به ابزارهای خارجی است (مانند سپردن محاسبات به ماشین حساب). این پدیده جدید نیست.
بدهی شناختی (Cognitive Debt): این مفهوم جدیدتر است و به هزینه انباشتهشوندهای اشاره دارد که تواناییهای ذهنی ما با واگذاری بیش از حد تفکر به AI میپردازند. درست مانند اینکه استفاده مداوم از GPS، حس جهتیابی ما را تضعیف کند.
🔹 در مطالعه اول (که هنوز در مرحله پیشچاپ است)، محققان MIT با استفاده از اسکن مغزی (EEG) دریافتند در افرادی که برای نوشتن مقاله از ChatGPT استفاده میکنند، فعالیت نواحی مغزی مرتبط با توجه، حافظه و استدلال سطح بالا به طور قابل توجهی کاهش مییابد. مقالات آنها نیز از نظر اصالت و عمق، امتیاز کمتری کسب کرد.
🔹 مطالعه دوم که در یک ژورنال معتبر منتشر شده، با بررسی صدها نفر دریافت که یک «همبستگی منفی قوی» بین استفاده مکرر از ابزارهای هوش مصنوعی و عملکرد در آزمونهای «تفکر انتقادی» وجود دارد. به عبارت دیگر، هرچه افراد بیشتر به AI تکیه میکردند، توانایی آنها در تحلیل و استدلال مستقل ضعیفتر بود.
🔹 این مطالعات به معنای ضدیت با هوش مصنوعی نیستند، بلکه یک هشدار جدی هستند. خطر این نیست که AI جایگزین ما شود، بلکه این است که ما به صورت ناآگاهانه، «تفکر کردن» را که مهمترین مهارت ماست، به ماشینها بسپاریم. راه حل، استفاده آگاهانه است: ابتدا خودمان با مسئله درگیر شویم و سپس از AI به عنوان یک ابزار کمکی برای اصلاح و بهبود ایدههایمان استفاده کنیم، نه به عنوان جایگزینی برای فرآیند تفکر.
📌 توجه: یکی از دو مطالعه کلیدی، یک «پیشچاپ» است و هنوز توسط جامعه علمی داوری و تأیید نهایی نشده است. یافتههای آن باید به عنوان یک نتیجه «اولیه» در نظر گرفته شود.
[منبع] [مقاله] [مقاله]
🆔 @Science_Focus
#هوش_مصنوعی #علوم_اعصاب #روانشناسی_شناختی #تفکر_انتقادی #ChatGPT #فناوری
🔹 با فراگیر شدن ابزارهایی مانند ChatGPT، این سوال مهم برای همه پیش آمده: آیا این فناوری ما را باهوشتر میکند یا از نظر فکری تنبلتر؟ دو مطالعه جدید، اولین پاسخهای علمی را به این پرسش ارائه میدهند.
❕ «بدهی شناختی» و «واگذاری شناختی» چیست؟
واگذاری شناختی (Cognitive Offloading): این تمایل ما برای سپردن وظایف فکری به ابزارهای خارجی است (مانند سپردن محاسبات به ماشین حساب). این پدیده جدید نیست.
بدهی شناختی (Cognitive Debt): این مفهوم جدیدتر است و به هزینه انباشتهشوندهای اشاره دارد که تواناییهای ذهنی ما با واگذاری بیش از حد تفکر به AI میپردازند. درست مانند اینکه استفاده مداوم از GPS، حس جهتیابی ما را تضعیف کند.
🔹 در مطالعه اول (که هنوز در مرحله پیشچاپ است)، محققان MIT با استفاده از اسکن مغزی (EEG) دریافتند در افرادی که برای نوشتن مقاله از ChatGPT استفاده میکنند، فعالیت نواحی مغزی مرتبط با توجه، حافظه و استدلال سطح بالا به طور قابل توجهی کاهش مییابد. مقالات آنها نیز از نظر اصالت و عمق، امتیاز کمتری کسب کرد.
🔹 مطالعه دوم که در یک ژورنال معتبر منتشر شده، با بررسی صدها نفر دریافت که یک «همبستگی منفی قوی» بین استفاده مکرر از ابزارهای هوش مصنوعی و عملکرد در آزمونهای «تفکر انتقادی» وجود دارد. به عبارت دیگر، هرچه افراد بیشتر به AI تکیه میکردند، توانایی آنها در تحلیل و استدلال مستقل ضعیفتر بود.
🔹 این مطالعات به معنای ضدیت با هوش مصنوعی نیستند، بلکه یک هشدار جدی هستند. خطر این نیست که AI جایگزین ما شود، بلکه این است که ما به صورت ناآگاهانه، «تفکر کردن» را که مهمترین مهارت ماست، به ماشینها بسپاریم. راه حل، استفاده آگاهانه است: ابتدا خودمان با مسئله درگیر شویم و سپس از AI به عنوان یک ابزار کمکی برای اصلاح و بهبود ایدههایمان استفاده کنیم، نه به عنوان جایگزینی برای فرآیند تفکر.
📌 توجه: یکی از دو مطالعه کلیدی، یک «پیشچاپ» است و هنوز توسط جامعه علمی داوری و تأیید نهایی نشده است. یافتههای آن باید به عنوان یک نتیجه «اولیه» در نظر گرفته شود.
[منبع] [مقاله] [مقاله]
🆔 @Science_Focus
#هوش_مصنوعی #علوم_اعصاب #روانشناسی_شناختی #تفکر_انتقادی #ChatGPT #فناوری
Forbes
Is ChatGPT Making Us Stupid?
Just-released research studies are helping us understand what’s going on when we allow ChatGPT to think for us. Without guardrails, generative AI could in fact dull our thinking.
❤13👍9
Forwarded from تازههای علمی
🔺 روانشناسی اطلاعات نادرست: چرا برای برخی، حمایت از یک ادعای غلط یک «نمایش قدرت» است؟
🔹 چرا برخی افراد نه تنها اطلاعات نادرست را باور میکنند، بلکه از ادعاهایی که به سادگی قابل رد شدن هستند، سرسختانه دفاع میکنند؟ یک پژوهش جدید در روانشناسی اجتماعی نشان میدهد که برای این گروه، موضوع بر سر درستی یا نادرستی یک واقعیت نیست، بلکه بر سر پیروزی در یک «جنگ روانی» و به نمایش گذاشتن قدرت است.
❕ «نمایش نمادین قدرت» چیست؟
محققان این ذهنیت را «نمایش نمادین قدرت» (Symbolic Show of Strength) مینامند. افرادی که این ذهنیت را دارند، مسائل را نه بر اساس واقعیتهای عینی، بلکه در چارچوب یک نبرد نمادین برای غلبه بر «دشمن» میبینند. در این چارچوب، پذیرش یک واقعیت ارائهشده از سوی طرف مقابل، به معنای «تسلیم شدن» و «ضعف» است. بنابراین، مقاومت در برابر آن واقعیت، حتی اگر کاملاً درست باشد، یک «پیروزی» و نمایش قدرت محسوب میشود. در این منطق، هرچه یک ادعا آشکارا نادرستتر باشد، حمایت از آن نمایش قدرت بزرگتری است، زیرا نشان میدهد فرد تا چه حد حاضر است در برابر نفوذ خارجی مقاومت کند.
🔹 در این پژوهش که روی بیش از ۵۵۰۰ نفر در ۸ کشور انجام شد، مشخص شد قویترین عامل پیشبینیکننده برای باور به اطلاعات نادرست در مورد کووید-۱۹، همین ذهنیت «نمایش نمادین قدرت» بوده است. این عامل حتی از گرایش سیاسی افراد نیز قویتر بود. این ذهنیت همچنین با نگرشهای اقتدارگرایانه (باور به اینکه برخی گروهها باید بر دیگران مسلط باشند) ارتباط قوی داشت.
❕ چرا راستیآزمایی (Fact-checking) روی این گروه بیاثر است؟
این نظریه توضیح میدهد که چرا ارائه مدارک و شواهد برای رد یک ادعای نادرست، اغلب تأثیری بر این افراد ندارد. از دیدگاه آنها، کسی که در حال راستیآزمایی است، در حال «واکنش نشان دادن» است و بنابراین در موضع ضعف قرار دارد. در مقابل، فردی که بر ادعای نادرست خود پافشاری میکند، نشان میدهد که تحت تأثیر قرار نمیگیرد و بنابراین «قوی» به نظر میرسد. در این بازی، حقیقت عینی بیربط است.
🔹 محققان برای مثال، به ادعای نادرست دونالد ترامپ در مورد آمار جرم و جنایت اشاره میکنند. در حالی که رسانهها بر رد کردن این ادعا با آمار و ارقام متمرکز بودند، از دیدگاه ذهنیت نمادین، نفس پافشاری بر این ادعای قابل رد، خود یک نمایش قدرت بود. این پژوهش تأکید میکند که برای مقابله با اطلاعات نادرست، باید درک کنیم که برای برخی افراد، این یک بازی بر سر واقعیت نیست، بلکه یک نمایش بر سر قدرت است.
[منبع]
🆔 @Science_Focus
#روانشناسی #روانشناسی_سیاسی #اطلاعات_نادرست #شناخت_اجتماعی #تفکر_انتقادی
🔹 چرا برخی افراد نه تنها اطلاعات نادرست را باور میکنند، بلکه از ادعاهایی که به سادگی قابل رد شدن هستند، سرسختانه دفاع میکنند؟ یک پژوهش جدید در روانشناسی اجتماعی نشان میدهد که برای این گروه، موضوع بر سر درستی یا نادرستی یک واقعیت نیست، بلکه بر سر پیروزی در یک «جنگ روانی» و به نمایش گذاشتن قدرت است.
❕ «نمایش نمادین قدرت» چیست؟
محققان این ذهنیت را «نمایش نمادین قدرت» (Symbolic Show of Strength) مینامند. افرادی که این ذهنیت را دارند، مسائل را نه بر اساس واقعیتهای عینی، بلکه در چارچوب یک نبرد نمادین برای غلبه بر «دشمن» میبینند. در این چارچوب، پذیرش یک واقعیت ارائهشده از سوی طرف مقابل، به معنای «تسلیم شدن» و «ضعف» است. بنابراین، مقاومت در برابر آن واقعیت، حتی اگر کاملاً درست باشد، یک «پیروزی» و نمایش قدرت محسوب میشود. در این منطق، هرچه یک ادعا آشکارا نادرستتر باشد، حمایت از آن نمایش قدرت بزرگتری است، زیرا نشان میدهد فرد تا چه حد حاضر است در برابر نفوذ خارجی مقاومت کند.
🔹 در این پژوهش که روی بیش از ۵۵۰۰ نفر در ۸ کشور انجام شد، مشخص شد قویترین عامل پیشبینیکننده برای باور به اطلاعات نادرست در مورد کووید-۱۹، همین ذهنیت «نمایش نمادین قدرت» بوده است. این عامل حتی از گرایش سیاسی افراد نیز قویتر بود. این ذهنیت همچنین با نگرشهای اقتدارگرایانه (باور به اینکه برخی گروهها باید بر دیگران مسلط باشند) ارتباط قوی داشت.
❕ چرا راستیآزمایی (Fact-checking) روی این گروه بیاثر است؟
این نظریه توضیح میدهد که چرا ارائه مدارک و شواهد برای رد یک ادعای نادرست، اغلب تأثیری بر این افراد ندارد. از دیدگاه آنها، کسی که در حال راستیآزمایی است، در حال «واکنش نشان دادن» است و بنابراین در موضع ضعف قرار دارد. در مقابل، فردی که بر ادعای نادرست خود پافشاری میکند، نشان میدهد که تحت تأثیر قرار نمیگیرد و بنابراین «قوی» به نظر میرسد. در این بازی، حقیقت عینی بیربط است.
🔹 محققان برای مثال، به ادعای نادرست دونالد ترامپ در مورد آمار جرم و جنایت اشاره میکنند. در حالی که رسانهها بر رد کردن این ادعا با آمار و ارقام متمرکز بودند، از دیدگاه ذهنیت نمادین، نفس پافشاری بر این ادعای قابل رد، خود یک نمایش قدرت بود. این پژوهش تأکید میکند که برای مقابله با اطلاعات نادرست، باید درک کنیم که برای برخی افراد، این یک بازی بر سر واقعیت نیست، بلکه یک نمایش بر سر قدرت است.
[منبع]
🆔 @Science_Focus
#روانشناسی #روانشناسی_سیاسی #اطلاعات_نادرست #شناخت_اجتماعی #تفکر_انتقادی
The Conversation
Winning with misinformation: New research identifies link between endorsing easily disproven claims and prioritizing symbolic strength
Conversations around misinformation that assume everyone cares about literal truth may be missing the point.
👍11❤5👎3