کشکول|محسن مهدیان
2.65K subscribers
484 photos
185 videos
6 files
279 links
روزنامه نگارم.
@mohsen_mahdian
اینجا هم از فعالیت های گروه جهادی محبین می نویسم.
@jahadi_mohebin
دغدغه رسانه ایم:
#خبرخوب
Download Telegram
🔹روحانی اصلاح کرد؛ اما...
🔷حرفهای جامانده از مقبولیت و مشروعیت

🔸تفاوت امام و رهبری با آیت الله مصباح

روحانی حرفش را اصلاح کرد؛ اینکه امامت از حکومت جداست. اما حرف نیمه تمام از این ماجرا زیاد مانده و مهمترینش اینکه بالاخره نقش مردم چیست؟
نقد روحانی نباید به انکار داشته های محکم و مسلم انقلاب اسلامی منجر می شد. مردمسالاری دینی سرمایه امام و رهبری برای استمرار این انقلاب است و مثل گوهر گرانبها باید در گنجینه جبهه انقلاب بماند.
مردم سالاری دینی را انقلابی ترها باید سردست بگیرند.

🔴به زبان ساده یکبار با هم مرور کنیم؛
مشروعیت حکومت به چیست؟
اولا مشروعیت یعنی چی؟ مشروعیت به معنای حقانیت حکومت است. حالا این حقانیت و مشروعیت به چیست؟ یکی وجه الهی "حکومت و حاکم" برای اعمال ولایت و دیگری پذیرش مردم.

👈اینجا بحث اختلافی است. برخی می گویند حاکم که می تواند امام معصوم یا فقیه جامع الشرایط باشد، مشروعیتش الهی است و برای تحقق و عینیت حکومتش نیاز به مردم دارد و دسته دوم کسانی هستند که می گویند مشروعیت دو جزء دارد؛ یکی نصب الهی و دیگری خواست مردم.

1⃣نگاه اول معتقد به تقسیم بندی مقبولیت(جنبه مردمی) و مشروعیت(جنبه الهی) است و نظر #آیت‌الله_مصباح در این بخش برجسته است.
2⃣نگاه دوم مربوط به #حضرت_امام و #آقا ست و معتقد است نصب الهی و رای مردم در کنار هم مشروعیت ساز است.

در نگاه آیت الله مصباح #مقبولیت یک حکومت موجب #کارآمدی آن حکومت می شود و نقش پذیرش مردم را فراتر از کارآمدی نمی دانند.
اما کسانی که معتقدند رای مردم جزئی از مشروعیت حاکم است، رای مردم را #بیعت می دانند.

👈آقا می فرمایند: " مشروعیت ولایت و حکومت به بیعت مردم وابسته است ...لذا شما می‌بینید که امیرالمؤمنین با اینکه خود را از لحاظ واقع منسوب پیغمبر و صاحب حق واقعی برای زمامداری میداند، آنوقتی که کار به رأی مردم و انتخاب مردم میکشد، روی نظر مردم و رأی مردم تکیه میکند. یعنی آن را معتبر میشمارد و بیعت در نظام اسلامی یک شرط برای حقانیت زمامداریِ زمامدار است." خطبه نمازجمعه 22 خرداد1366

👈یا حضرت امام در‌ تاریخ 29‌ دی ماه 1366 در پاسخ به استفتائی‌ که می پرسند: در چه صورت فقیه جامع الشرائط بر جامعه اسلامی ولایت دارد؟ می فرمانید:" تولی امور مسلمین‌ و تشکیل‌ حکومت، بستگی دارد به آرای اکـثریت مـسلمین که در قانون اساسی هم از آن یاد‌ شده است و در صدر اسلام تعبیر می‌شده به بیعت"

بیعت از بیع یعنی خرید و فروش می آید. ساده تر اینکه در معامله یک فروشنده داریم و یک خریدار. تا خریدار تقاضا نکند، معامله وجه شرعی پیدا نمی کند.

حالا اثر عملی ایندو نگاه کجاست و چیست؟
مقبولیت یک معیار کمی است و مشروعیت کیفی. یعنی در مشروعیت حضور آگاهانه مردم چه در تاسیس و چه استمرار حکومت شرط است. ولی در مقبولیت نظر مردم تنها بجهت کارامدی حکومت معیارست. نتیجه این حرف چنین است که اگر جایی بدون نظر مردم هم کارامدی وجود داشت نیازی به رای مردم نیست.

با این توضیح لیست مفصلی از آثار این تفاوت در عرصه سیاسی کشور می توان فهرست کرد.یکی از مهمترینش مشارکت حداکثری است. در نظریه کارآمدی و مقبولیت یکبار مردم حکومت را خواستند و تمام. اما در نظریه مشروعیت حضور حداکثری مردم در همه شوون ارجح است ولو اینکه در کوتاه مدت کارآمد هم نباشد.
لذا چون مشروعیت نظام اهمیت دارد بحث #مشارکت_حداکثری از سوی رهبری مطرح می شود.یعنی مهمتر از نتیجه انتخابات مشارکت برای رهبری اهمیت دارد . حال آنکه اگر کارامدی ملاک بود آنگاه مشارکت کمتر و البته انتخاب نامزد کارآمدتر شاید ارجح بود.

رهبری در دیدار با دانشجویان در رمضان امسال تعبیر بسیار کلیدی داشتند که مصیبت آنروزی است که مردم به صندوق رای پشت کنند و در ادامه به جریان انقلابی تاکید داشتند که بروید روی مردم کار کنید و نباید کسی از حضور حداکثری مردم نگران باشد.

خلاصه اینکه اشتباه روحانی در بیان و غرض سیاسی بکنار؛ اما مراقبت کنیم داشته های اصیل انقلاب را صیانت کنیم. همه این انقلاب به مردمی بودنش گره خورده است. نگهبانی از این گنج گرانبها با جبهه انقلاب است.


🔸نقدهایتان را با جان و دل می خوانم
@mohsen_mahdian
تحلیل های روز سیاسی را اینجا می نویسم👇

http://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
💠فیلسوف اصولگراها چه کسی است؟

یک جریان سیاسی به نظام گفتمانی اش زنده است. مبانی معرفتی هرجریانی، نظام دهنده فعالیت های سیاسی و اجتماعی آن محسوب می شود. فهم اندیشه ای باید منطبق بر یک چارچوب نظام یافته باشد.
جریانی که سیاست اش با اقتصادش با فرهنگش و غیره هماهنگی ندارد یعنی در نظام اندیشه ای دچار چندپارگی اساسی است. با هویت اندیشه ای چهل تکه نمی شود موثر بود و مذبذب بودن اجتناب ناپذیر است.
جریان اصولگرائی برای هرنوع تغییر و اصلاحی، ابتدا باید به نظام اندیشه ایش رجوع کند و آن موقف را سروسامان دهد.

انشقاق ها و اختلافات سیاسی جریان اصولگرائی تقریبا روشن است. اغلب نیز در بزنگاه ها مثل فتنه ها نمایان می شود. اما این بهم ریختگی در حوزه های دیگر از جمله اقتصاد نیز قابل مشاهده است. اصولگراها در اقتصاد از بازار آزاد شروع می شوند و تا اقتصاد دولتی و کاملا مدیریت شده و نهادگرا و در انتها به گرایشات کاملا چپ نیز می رسند. از اقتصاد بازار آزاد جناح راست دانشگاهی تا اقتصاد بازاری موتلفه اسلامی.
مگر می شود با اقتصاد لیبرال از فرهنگ اسلامی سخن گفت؟ حوزه فرهنگ نیز چنین است. همه طیفی الحمدالله هستند؛ مثلا از آزادی خواهان تا عدالت طلبان. از دشمنان ایدئولوژیک تمدن غرب تا دلباختگان مظاهرش.

💠این بهم ریختگی ناشی از چیست؟ مگر ممکن است اصولگرائی تکلیفش با اقتصاد آزاد روشن نباشد؟ مگر ممکن است نسبت عدالت و آزادی را نداند؟ مگر میسر است بدون تعیین تکلیف در حوزه جایگاه مردم، سراغ سیاست برود؟ مگر میسر است بدون ارزیابی اختیارات حکومت و ولی فقیه اندازه و نسبت خودش را تشخیص دهد؟ مگر بدون تعیین تکلیف با نظام تمدنی غرب می تواند به جنگ امپریالیسم سرمایه داری برود؟

💠بر این اساس سوال ساده این است که اصولگراها با کدام نظام اندیشه وارد سیاست شده اند؟ برای اینکه مصداقی تر و روی زمین بحث کنیم فیلسوف اصولگرا چه کسی است؟ از شخصیت می شود به شاخص رسید.

💠فیلسوف اصولگراها #آیت‌الله_مصباح یزدی است؟ یعنی نظام اندیشه ای اصولگرایی منطبق بر طرح ولایت دهه 70 است؟ یعنی کلیدی ترین نگاه سیاسی آیت مصباح درباره جایگاه مردم در حکومت را پذیرفتند؟ یعنی نقش مردم در حکومت را صرفا از جهت کارآمدی می بینند نه مشروعیت دینی؟ با اختلاف آیت الله مصباح و رهبری انقلاب در این حوزه کنار آمدند؟

💠فیلسوف اصولگرا ها #آیت‌الله_میرباقری است؟ یعنی نظام اندیشه ای اصولگرائی منطبق بر فرهنگستان علوم است؟ یعنی فلسفه و عرفانی که امام، آنجا را محل جوشش اندیشه ای انقلاب می داند و معتقد است انقلاب اسلامی، سفرچهارم صدرائی است، برنمی تابند و امام را بی ارتباط به نظام اندیشه ای فلسفی و عرفانیش تحلیل می کنند و منتظر فلسفه "شدن" فرهنگستان ماندند؟

💠فیلسوف اصولگراها #آیت‌الله_حکیمی است؟ یعنی نظام اندیشه ای اصولگرائی منطبق برمجلدات الحیات است؟ یعنی مبنا را صرفا رسیدن به عدالت با قرائت تفکیکی ها می دانند؟ معتقدند اگر به عدالت نرسیدیم و تلاشمان نیز میسر نشد حکومت جور و ظلمیم؟ یعنی این وضعیت برخی شاگران افسرده و منتسب به آیت الله حکیمی را می پسندند؟

فیلسوف اصولگرا چه کسی است؟ به نظر می رسد همین سوال ساده سالهاست که پاسخش روی منبر بزرگان و دوره های مطالعاتی شان دست به دست می شود. غرض مان تائید و تکذیب هیچ اندیشه ای نیست و خدای ناکرده بنای مان زیر سوال بردن سرمایه های تاریخی و گرانبهای انقلاب نیست. مساله این است که طی سالهای گذشته گروه های مختلف انقلابی از جهت اینکه تکلیف شان در حوزه شناختی انقلاب اسلامی روشن نبوده است کلون هر دری را کوبیدند و هنوز تشنه معرفتند.

معمولا اصولگراهای سنتی به این سوال تلخ یک پاسخ کلیشه ای دارند و آنهم اینکه نظام اندیشه جریان انقلابی از مبانی معرفتی امام ورهبری اخذ شده است. اگر چنین است این سطح از اختلاف در حوزه های کلیدی و اساسی برای چیست؟ روشن است که دست جریان انقلابی در دست امام ورهبری نیست؛ در دست هربزرگ دیگری است اما به اندیشه امام ورهبری راه ندارد.

راه چاره نواصولگراها این است که به خویشتن رجوع کنند. بسیاری از اختلافات سیاسی ریشه در همین پراکندگی اندیشه ای دارد. برای انقلابی گری راهی نداریم جز اینکه ببینیم امام و رهبری چه خواستند و چطور اندیشیدند؟ باید کرسی های صحیفه خوانی راه بندازیم و سخنان و کتاب های امام و رهبری را کلمه به کلمه هجی کنیم.
منبع: صبح نو
نقدتان لطف شماست👇
@mohsen_mahdian

تحلیل های روز را اینجا می نویسم👇
http://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw