مسیح علی‌نژاد
55.6K subscribers
11.1K photos
16.2K videos
12 files
3.17K links
ارسال ويديو، عكس و گزارش به اين آي دي
@MasihMedia


📱دریافت عکس و ویدیو در تلگرام و واتساپ:
0019176554910

توییتر: https://twitter.com/AlinejadMasih

اینستاگرام: https://www.instagram.com/masih.alinejad/
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این مردم چه کار کنند؟ میلیونها نفر در ایران دارای شغل‌های دوم و سوم برای امرار معاش هستند که بشیاری از آنها مستقیما با خودرو انجام می‌شود. حالا با گرانی بنزین و سهمیه‌بندی‌های جدید عملا این امکان هم برای بقا از آنان سلب شده است.

این ویدیو معلمی‌ست که در شبکه‌های اجتماعی مورد توجه قرار گرفته است. می‌گوید بیشتر معلم‌ها از جمله خود او به عنوان شغل دوم در اسنپ کار می‌کردند و حالا با گرانی بنزین باید به دنبال شغل سوم باشند.

نه این وضعیت قابل دوام نیست. سهم مردم ایران از زندگی این نیست که آخوند مقابلشان گذاشته است.
💔79❤5🤬4👍2😢2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
«علی زارعی»، آسیب‌دیدهٔ چشمی اعتراضات ۱۴۰۱ که پس از بازگشت به ایران در سال ۱۴۰۵ به اعدام محکوم شده، در پیامی صوتی از زندان قزلحصار خواستار تلاش فعالان حقوق بشر و نهادهای بین‌المللی برای جلوگیری از اجرای حکم اعدامش شده است.

زارعی که در سال ۱۴۰۲ نیز سابقهٔ زندان داشته، در این پیام می‌گوید حکم اعدامش صادر و ابلاغ شده است. او به شرافتش قسم می‌خورد که هرگز تروریست نبوده است و می‌گوید که خانواده‌اش را به ملت شریف ایران می‌سپارد.
او در همین پیام تأکید می‌کند در هر نفسی که می‌کشد به ملت ایران وفادار بوده است.

این کارگر ۲۷ سالهٔ اهل اردبیل، در ۱۵ مهر ۱۴۰۱ در جریان اعتراضات با شلیک گلولهٔ ساچمه‌ای بینایی چشم راستش را از دست داد. برای ادامهٔ درمان به آلمان رفت، اما پس از بازگشت به ایران در ۸ اردیبهشت ۱۴۰۵ بلافاصله توسط وزارت اطلاعات بازداشت شد.

شعبهٔ ۲۳ دادگاه انقلاب تهران او را به اتهام «افساد فی‌الارض» محکوم به اعدام کرده و حکم روز ۱ شهریور ۱۴۰۵ به او ابلاغ شده است. او هم‌اکنون در بند ۳۷ زندان قزلحصار کرج محبوس است.

صدای او باشیم.

#علی_زارعی #زن_زندگی_آزادی
💔92👍22🤬9❤8😢1
پویا بختیاری اگر زنده بود روز ۱۹ شهریور ۳۴ ساله می‌شد.

این هفتمین سال است که مادرش، ناهید شیرپیشه، صدای خنده‌ی پسرش را در روز تولدش نمی‌شنود . او بر سر مزار پویا می‌گوید: «طلوع تو غروب نداشت؛ چون تا ابد بر تارک قله‌ی آزادی ایران می‌درخشی.»

پویا در آخرین روزهای زندگی‌اش گفته بود: «من هم پسر کسی هستم.» و به خیابان رفت.
بله پویا، تو هم پسر کسی بودی و پدر و مادرت بهای دادخواهی را با زندان پرداختند و عقب ننشستند.

پویا به معنای واقعی کلمه جاویدنام است. مثل هزاران جوان دیگر که در راه آزادی کشته شدند و دادخواهان این سرزمین اجازه نمی‌دهند نامشان خاموش و فراموش شود.

#پویا_بختیاری
#ناهید_شیرپیشه
#آبان_۹۸
💔116❤8👍6🤬5😢2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
خواهر امیرمحمد شاه‌کرمی ۱۸ شهریور به همان نقطه از شهر قدس رفت که برادر ۱۴ ساله‌اش در جریان اعتراضات دی‌ماه در آنجا حضور داشت. او عکس امیرمحمد را بالا برد و نامش را فریاد زد.

امیرمحمد ۱۸ دی، در اعتراضات شهر قدس بازداشت شد.
۲۰ دی، خانواده با تلفنش تماس گرفت. مأموران گفتند «بازداشت است و زنده است». دادگستری هم زنده بودنش را تأیید کرد.
۶۰ روز بعد، پیکر او با کد «ناشناس ۱۱۷۵۴» در سردخانه کهریزک به خانواده تحویل داده شد؛ پیکری که جای گلوله بر شقیقه‌اش و آثار ضرب‌وشتم بر پهلو و قفسه سینه‌اش دیده می‌شد.

به پدر و مادری که ۶۰ روز امید داشتند پسرشان زنده است، پیکر یک نوجوان ۱۴ ساله را با کد ناشناس تحویل دادند.
او یک کودک بود.

حالا نام برادرش را خواهرش فریاد زد تا فراموش نکنیم: امیرمحمد شاه‌کرمی.

#امیرمحمد_شاه_کرمی
💔114😢20🤬11❤5
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
همسر صالح میرهاشمی کنار مزارش به پویش «یک شمع، یک نام، یک یاد» پیوست. مزار او را با دسته‌گلی آراست و به یادش شمع روشن کرد.

صالح میرهاشمی کاراته‌کار دان چهار، مربی و صاحب باشگاه، اهل اصفهان. سه ماه پس از ازدواج، در جریان اعتراضات ۲۵ آبان ۱۴۰۱ بازداشت شد.
۴۷ روز خانواده‌اش از او بی‌خبر بود. در پرونده‌ای موسوم به «خانه اصفهان»، همراه با مجید کاظمی و سعید یعقوبی، با اعترافات اجباری و دادگاهی چند جلسه‌ای به «محاربه» محکوم شد؛ در حالی که به گفته خانواده‌اش حتی هیچ سلاحی در پرونده وجود نداشت.

مسئولان زندان به خانواده قول داده بودند تا صد روز حکم اجرا نشود. سحرگاه ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۲، صالح را به دار آویختند. پدرش با احضار به دادگاه، از اعدام پسرش باخبر شد. همسر و مادر و خواهرانش را هم راه ندادند به خاکسپاری بیایند.

امروز، همسرش کنار همان مزار شمع روشن کرده؛ تا نام صالح فراموش نشود.

#صالح_میرهاشمی
❤76💔26😢6🤬4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این شمع، فقط یادبود یک مرگ نیست؛ یادآور زندگی است.
علی محمدی، ۱۹ ساله، کُردِ یارسانِ اهل نورآباد دلفان، شامگاه ۱۸ دی ۱۴۰۴ در اعتراضات قرچک، هنگام کمک‌رسانی به یک زخمی، هدف گلوله جنگی مأموران جمهوری اسلامی قرار گرفت؛ گلوله به بازوی چپ و قلبش خورد. حتی پیکرش را به خانواده تحویل ندادند؛ او را میان صدها پیکر در کهریزک شناسایی کردند و کنار مزار پدرش در نورآباد دلفان به خاک سپردند.

خواهرش در ادامه پویش «یک شمع، یک نام، یک یاد» شمعی به یاد برادرش روشن کرده و یاد جاویدنامان دیگری را هم گرامی می‌دارد:

جواد جلیلوند، ۴۵ ساله، پدرِ پندار ۶ ساله و پناه ۶ ماهه، با شلیک به سرش در کرج کشته شد.
امیر بیاتی، ۳۵ ساله، مهندس مکانیک که پذیرش و ویزای کارشناسی ارشدش از دانشگاهی در کانادا تازه رسیده بود.
سیاوش منصوری‌نژاد، ۳۰ ساله، مکانیک، با گلوله جنگی در سینه، در مهرشهر کرج.
ابوالفضل آروین‌طلب، ۱۷ ساله، با شلیک مستقیم به قلبش، در کرج.
«نامتان زنده، یادتان جاودان.»

پشت هر عدد، یک انسان بود؛ با خانواده، عشق، آرزو و زندگی‌ای که ناتمام ماند. یک شمع روشن کنید، یک نام بگویید، یک ویدیو منتشر کنید.

#علی_محمدی
💔96❤14🤬4😢4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
۲۵ سال پیش در چنین شبی، مردم ایران کاری کردند که دنیا هرگز در تلویزیون ندید.
در حالی که در گوشه‌هایی از خاورمیانه شیرینی پخش می‌کردند، در تهران برای ۲۹۷۷ قربانی آمریکایی شمع روشن کردند. هزاران جوان خیابان میرداماد را پر کردند و فریاد زدند: مرگ بر تروریست.

پاسخ پلیس باتون بود و خاموش کردن شمع‌ها. شمع یک زن را بارها خاموش کردند. او هر بار روشنش کرد و گفت: امشب من برای آمریکایی‌ها و برای انسانیت عزادارم.

جمهوری اسلامی از آمریکا متنفر بود. مردم ایران برای قربانیان آمریکایی عزاداری کردند. رژیم و مردم ایران هیچ‌وقت یکی نبودند.
💔156❤21👍19🤬7
سودا ابراهیمی شمس‌آبادی، زندانی سیاسی ۳۲ ساله مبتلا به ام‌اس، با اتهام «افساد فی‌الارض» به اعدام محکوم شده است. جرمش؟ عکاسی از فاصله دور از محل اصابت یک موشک و فرستادن آن برای یک رسانه فارسی‌زبان خارج از کشور.
به همین سادگی یک زن و یک شهروند عادی را می‌خواهند اعدام کنند.

او نهم فروردین، همزمان با جنگ، بازداشت شد. دادگاه انقلاب بندرعباس حکم داد: اعدام و مصادره کلیه اموال.

این زن مبتلا به ام‌اس است. به پسوریازیس، نارکولپسی و کولیک معده هم مبتلاست.
و در این وضعیت حالا باید نگران طناب دار هم باشد.
صدای او باشیم.
💔117🤬34❤15😢7👍3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
علیرضا سپاهی یک بار تا پای طناب دار رفت و برگشت.
پای طناب دار سکته قلبی کرد، او را به بیمارستان بردند. حالا حالش کمی بهتر شده است. جمهوری اسلامی او را بار دیگر به سلول انفرادی برده تا جنایت نیمه‌تمام را تمام کند.

علیرضا ۲۵ ساله است، معترض دی ۱۴۰۴ در اصفهان و یکی از متهمین پرونده «میدان علیخانی». شعبه ۳۹ دیوان عالی حکم اعدامش را نقض کرد و پرونده را برای رسیدگی مجدد فرستاد. دادگاه انقلاب اصفهان بدون حتی یک جلسه، درخواست اعاده دادرسی را رد کرد و پرونده را برای اجرای حکم ارسال کرد. همین روزها او را از بند عمومی زندان دستگرد به انفرادی بردند. انفرادی در ایران یعنی آخرین ایستگاه پیش از چوبه دار.

وکیلش هرگز به کاملِ پرونده دسترسی نداشت.
فیلم دوربین‌ها می‌گوید او در میدان علیخانی نبوده است. قاضی مرتضی براتی نگاهش هم نکرد.
دادگاهش با ویدئوکنفرانس داخل زندان برگزار شد.
اعترافاتش زیر شکنجه گرفته شد. مادرش مقابل چشمانش شکنجه شد و خودش و بستگانش مقابل خانواده کتک خوردند.

پنج هم‌پرونده‌اش را تا امروز کشته‌اند. از جمله پسرعمویش ابوالفضل سپاهی که در همان میدان علیخانی به دار آویخته شد.

صدای علیرضا باشیم.
💔87🤬33❤9😢6👍1
دیوان عالی کشور درخواست اعاده دادرسی ارغوان فلاحی را رد کرد و با این کار حالا این زن ۲۴ ساله در خطر اجرای حکم اعدام قرار دارد.

ارغوان متولد ۱۳۸۰ است. آبان ۱۴۰۱ همراه پدرش بازداشت شد و قاضی افشاری برایش دو سال زندان گرفت. حکمش را گذراند و آزاد شد. اما آزادی‌اش دیری نپایید.

چند روز پس از ترور دو قاضی دیوان عالی کشور، دوباره بازداشت شد. ماه‌ها در بندهای ۲۰۹ و ۲۴۱ اوین زیر نظر حفاظت اطلاعات قوه قضاییه بود. طبق گزارش هرانا، زیر شکنجه‌های شدید روانی تلاش می‌کردند اعتراف اجباری درباره ترور آن دو قاضی از او بگیرند.

از اوین به تهران بزرگ، از تهران بزرگ به قرچک، و دوباره به اوین. تیرماه ۱۴۰۵ قاضی صلواتی در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب روی پرونده‌اش اتهام «بغی» نوشت و حکم اعدام صادر کرد. مردادماه شعبه ۴۱ دیوان عالی آن را تأیید کرد. و این هفته درخواست اعاده دادرسی هم رد شد.

ارغوان تنها نیست. او یکی از دست‌کم هشت زنی است که همین حالا با حکم قطعی اعدام زیر سایه طناب دار به سر می‌برند: پخشان عزیزی، زهرا شهباز طبری، ارغوان فلاحی، مریم هداوند، مهناز چاردولی، لیلا ابوالحسنی، ترانه رحیمی و سودا ابراهیمی.
صدایشان باشیم.
💔72🤬28❤5😢5👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
وحید پهلوان، ۳۷ ساله، اهل تهران و ساکن پاکدشت روز پنجشنبه ۱۸ دی‌ماه ۱۴۰۴ به قتل رسید. روزی که مردم پاکدشت هم مثل بسیاری از شهرهای دیگر ایران به خیابان آمده بودند.

مأموران حکومتی مستقیم شلیک کردند.
گلوله جنگی به پهلوی او اصابت کرد.
همان‌جا، میان مردمی که برای آزادی آمده بودند، جان داد.

او تکنیسین دستگاه‌های سنگین بود و حتی جمعه‌ها کار می‌کرد. آن روز جمعه ظهر به خانه می‌آید و کمی استراحت می‌کند. حدود ساعت هفت و نیم غروب می‌رود که کنار مردم باشد که هرگز باز نمی‌گردد.
خانواده او ده روز تمام در زندان‌ها به دنبالش می‌گشتند تا اینکه در نهایت او را در کهریزک یافتند.
همان‌جایی که در آن شب‌های سیاه دی‌ماه، صدها پیکر بی‌جان، بدون نام و بدون صدا، روی هم انباشته شده بودند.

نامش را بلند می‌گوییم تا بدانند که هیچ‌یک از جاویدنامان وطن فراموش نخواهند شد.

#وحید_پهلوان
❤62💔29😢7👍3🤬2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یک استوری طنز با موضوع ارائه غذای رایگان برای افراد با حجاب باعث شد یک گله عرزشی و حامی حکومت شبانه به محل رستوران سحرخیزان در بلوار قلی‌پور رشت حمله کنند.
آنها شیشه‌ها را شکستند، تابلو و المان‌های رستوران را تخریب کردند، روی در ورودی شعار نوشتند و محل را ترک کردند. به بهانه «بی‌حجابی مشتری».

اما ماجرا با وحشی‌گری حامیان حکومت تمام نشد. کمتر از ۲۴ ساعت بعد به جای تحت پیگرد قرار گرفتن حمله‌کنندگان، مدیر رستوران بازداشت شد و واحد صنفی به دستور دادستان مرکز گیلان با نصب بنر مهر و موم، پلمب شد. اتهام؟ انتشار محتوایی که «موجب هتک حرمت جامعه متدین» شده است.

رسانه‌های حکومتی فقط بخش قضایی را بازتاب دادند و حمله شبانه را حذف کردند. انگار هیچ اتفاقی نیفتاده بود!

این روش همیشگی جمهوری اسلامی است: هم اوباش می‌فرستد، هم دادستان می‌فرستد.
یکی شیشه می‌شکند، دیگری پلمب و زندانی می‌کند.
به خیالشان ترس در دل مردم می‌اندازند غافل از اینکه حجاب اجباری جسد متعفنی‌ست که دیگر زنده نخواهد شد. فقط باید همراه جمهوری اسلامی دفن شود.

#رشت
#حجاب_اجباری
🤬110❤18💔7👍4😢1
در آستانه سالروز قتل ژینا و شروع انقلاب مهسا، یا همان خیزش «زن، زندگی، آزادی»، پدر مهسا (ژینا) امینی با انتشار یک استوری در اینستاگرام خود، نامه‌ سرگشاده‌ای خطاب به دخترش منتشر کرد. در ابتدای این نامه آمده است:

«ژینای نازنینم، چهار سال گذشته، اما داغت نه کهنه شده و نه حتی برای دمی آرام گرفته. برای ما، تو هنوز همان فرشته‌ای هستی که با هر لبخند، با هر نگاه، دست مهربانی روزگار را بر زندگی ما می‌کشیدی.»

امجد امینی پدر ژینا در ادامه می‌نویسد:

«در این چهار سال، بارها با خود اندیشیده‌ایم که ما یک دختر داشتیم و او را از ما گرفتند؛ اما مهر مردم، هزاران فرزند دیگر را به خانواده ما آورد. در میان این همه رنج، چیزی که هرگز فراموش نمی‌کنیم، همدلی و مهری است که میان مردم این سرزمین تکثیر شد.»

ادامه👇
💔112❤12🤬3😢1
ادامه👆
در انتهای این نامه آمده است:
«باور داریم راز سربه‌مهری که تو و همه عزیزان خفته در این خاک با خود دارید، برای همیشه پنهان نخواهد ماند.»
پدر ژینا، نامه‌اش را با این بیت به پایان برد:

«یارب چه‌ها به سینه این خاکدان در است
کس نیست واقف این همه راز نهفته را»

ژینا ۲۲ ساله بود که روز ۲۵ شهریور ۱۴۰۱، دو روز پس از بازداشت به دست گشت ارشاد به خاطر ضرباتی که به سرش وارد کردند، جان عزیزش را از دست داد. مرگ او شراره انقلابی شد که چهار سال بعد، هنوز زنده است و حکومت قاتلان، هنوز نتوانسته آن را خاموش کند.

#مهسا_امینی
#زن_زندگی_آزادی
💔92❤10🤬4👍2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
روی صحنه‌ی ونیز؛ بدون حجاب اجباری و با جایزه‌ی بهترین بازیگر زن در دست.
اما اولین کلماتش نه درباره‌ی سینما، که برای ایران، مردمش و به خصوص زنان ایران بود.

​لاله مرزبان، شنبه‌شب برای نقش‌آفرینی در فیلم «مراقب» (ساخته محسن قرایی)، برنده جایزه بهترین بازیگر زن بخش «افق‌ها» در هشتاد و سومین جشنواره فیلم ونیز شد. او هنگام دریافت جایزه، با صدایی که بازتاب صدای میلیون‌ها زن ایرانی بود، گفت:

​«کشورم امروز یکی از بزرگ‌ترین سرکوب‌های تاریخ خود را تجربه می‌کند. می‌خواهم این جایزه را به زنان کشورم تقدیم کنم؛ زنانی که بالاترین بها را پرداخته‌اند، اما همچنان رویاها، امیدها و شجاعتشان را به دوش می‌کشند. باور دارم که روزی، رویاهای تک‌تک ما محقق خواهد شد.»

​ادامه👇
❤135🤬12👍6
ادامه👆
در حاشیه‌ی جشنواره، وقتی خبرنگاری از او پرسید که «آیا می‌تواند به ایران برگردد؟»، پاسخ داد:
​«هر کدام از ما که در ایران به عنوان بازیگر، پزشک یا صرفاً به عنوان یک "زن" زاده شده‌ایم، داریم تلاش می‌کنیم فقط یک قدم جلوتر بایستیم؛ یک قدم تلاش برای رسیدن به کوچک‌ترین خواسته‌هایمان. سهم من همین‌قدر است و سهم هرکس دیگری هم به اندازه خودش. اگر هر کداممان بتوانیم قدمی برداریم، شاید فرزندان و آینده‌ی ما، زندگی راحت‌تری داشته باشند.»

​سؤالِ بازگشت به هیچ‌وجه یک موضوع ساده نیست. محسن قرایی، کارگردان فیلم، پیش‌تر گفته بود که در صورت بازگشت به ایران با خطر زندان روبه‌رو است و خانواده‌اش تهدید به مرگ شده‌اند.
رسانه‌های حکومتی و عرزشی حالا شروع به تهدید و خط و نشان کشیدن برای این بازیگر زن سینمای ایران کرده‌اند. چرا که او نخواست سکوت کند.

​او وقتی جایزه را به زنان ایران تقدیم کرد، در واقع دستِ تک‌تکشان را در مقابل جهان بالا برد؛ همان زنانی که برای بدیهی‌ترین آزادی‌ها، سنگین‌ترین هزینه‌ها را داده‌اند.

​#لاله_مرزبان #جشنواره_ونیز #زن_زندگی_آزادی
❤136🤬10👍5
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این وضعیت یک خانواده در ایران است.
این مرد پدر چند فرزند است که می‌گوید ناچار شده برای وعده غذایی خودش و بچه‌هایش پوست کدو بپزد چرا که قبلا کدوها را خورده بودند. او می‌گوید نان‌خشک‌ها را آب زده تا نرم شود و پلوی چهار روز مانده را با سیب‌زمینی و پیاز و پوست کدو آماده کرده تا فرزندانش گرسنه نمانند.

این وضعیت تاسف‌بار حالا دارد تبدیل به صحنه‌های ثابت از زندگی میلیونها ایرانی‌ می‌شود. سفره‌های این مردم هر روز کوچک و کوچک‌تر می‌شود.
این ارمغان جمهوری اسلامی‌ست برای مردمی‌ست که کشورشان از نظر منابع طبیعی یکی از غنی‌ترین کشورهای جهان است.

#فقر #گرانی
🤬89💔32😢6❤2😱1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
«هیچ دوربینی تصویر من را در حال خرابکاری ثبت نکرده است.»
این جمله را بابک شهبازی از دل زندان نوشت؛ تکنسین سرمایش و گرمایش مراکز داده، پدر دو فرزند. جرمش چه بود؟ به گفته سازمان حقوق بشر ایران، نامه‌ای به زلنسکی که در آن گفته بود آماده است کنار اوکراینی‌ها بایستد. برای جمهوری اسلامی همین کافی بود تا او را «جاسوس موساد» بخوانند.

دی ۱۴۰۲ بازداشت شد. بیش از چهار ماه انفرادی، بعد چهل روز بازجویی در خانه‌ی امن اطلاعات. خودش در نامه‌اش نوشت: «یک پرونده حدود ۲۰۰ صفحه‌ای که با زور و نیرنگ من را مجبور کردند بنویسم، آوردند تا امضا و اثر انگشت بزنم و من هم چون هیچ‌کدام از آن کارها را انجام نداده بودم، امضا و اثر انگشت نزدم.» بازجو حتی صفحه‌هایی با دستخط خودش میان برگه‌ها گذاشته بود که با اختلاف دستخط، مجبور شد پس بگیرد.

قاضی صلواتی خودش در دادگاه اعلام کرد هیچ سندی از «کارگذاری بمب و شنود» پیدا نشده. تست دروغ‌سنج هم بی‌گناهی‌اش را تأیید کرد. سه بار اعاده دادرسی‌اش را رد کردند. وکیلش میلادی پناهی‌پور گفت: «در کمتر از چهار ماه پنج رأی مختلف علیه موکلش صادر شده.»

ادامه👇
💔78🤬11❤7👍2😢1
ادامه👆
فشار فقط به بابک نرسید؛ مأموران دختر نوجوانش را هم تهدید کردند که «لیدر اعتراضات ۸۸» بوده است.

سحرگاه ۲۶ شهریور، با فریب هم‌بندی‌هایش، به بند اعدام قزلحصار بردند و اعدامش کردند. خاکسپاری و مراسم چهلمش در بهشت سکینه‌ی کرج زیر سنگین‌ترین تدابیر امنیتی برگزار شد.

شهروند ایران بود که فقط نامه‌ای از سر سادگی و طینت پاک خود به زلنسکی نوشته بود که حاضر است در اوکراین علیه متجاوزین روس بجنگد.
نوکران و چاکران روسیه، برایش پرونده جاسوسی و خرابکاری درست کردند. شهروند ایران را کشتند به خاطر پیام ساده‌ای که در شبکه‌های اجتماعی نوشته شده بود.
نامش را تکرار کنیم.

#بابک_شهبازی
💔89🤬23❤5👍2😢2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کوثر افتخاری، دختر شجاعی که در جریان جنبش زن، زندگی، آزادی در خیابان ولیعصر تهران از ناحیه چشم هدف شلیک مزدوران خامنه‌ای قرار گرفت و یک چشمش را از دست داد، این بار با داستان خود دنیا را به تحسین واداشت.

مستند «چشم ناظر» به کارگردانی عباس غزالی، روایت زندگی و تجربه‌های کوثر افتخاری، بود که در چهاردهمین جشنواره بین‌المللی «علیه سکوت، همه صداها» در مکزیک برنده جایزه شد. این مستند به عنوان فیلم برگزیده بخش «مرزها، مهاجرت‌ها و تبعیدها» انتخاب شد.

تبریک به او که جمهوری اسلامی یک چشمش را گرفت اما شجاعت، امید و انگیزه‌اش را برای ادامه دادن هرگز نتوانست بگیرد. زنی قوی و شجاع که درد از دست دادن چشم و رنج جلای وطن را به موتور محرکه‌ای قدرتمند تبدیل کرد و حالا صدایش از مرزها عبور کرده است.
صدای او خاموش شدنی نیست.

#کوثر_افتخاری #زن_زندگی_آزادی
❤115👍5🤬2💔2