رضا دالمن، دانشجوی کارشناسی ارشد مهندسی کامپیوتر دانشگاه شریف، یک موش عروسکی از درخت آویزان کرد.
همین. نه بمب. نه سلاح. نه حتی یک شعار.
یک موش عروسکی.
برای این کار، شورای انضباطی دانشگاه حکم اخراج و پنج سال محرومیت از تحصیل صادر کرد. در مرحله تجدیدنظر، یک سال «بخشیده» شد و چهار سال ماند!
نکته تلختر اینجاست: رضا پیش از این در دادگاه قضایی تبرئه شده بود. یعنی حتی قوه قضاییه جمهوری اسلامی هم جرمی پیدا نکرد. اما دانشگاه پیدا کرد!
این حکم قرار است به وزارت علوم فرستاده شود تا نهایی شود؛ یعنی رضا تا چهار سال در هیچ دانشگاهی در ایران نمیتواند درس بخواند.
این تداوم همان «انقلاب فرهنگی» است که تمام نمیشود. چهل و چند سال است که جمهوری اسلامی دانشگاه را تبدیل به ابزار سرکوب کرده و هر صدای مخالفی، هر نماد اعتراضی و هر آنچه با آزادیخواهی نسبتی دارد، باید سرکوب و خاموش شود.
همین. نه بمب. نه سلاح. نه حتی یک شعار.
یک موش عروسکی.
برای این کار، شورای انضباطی دانشگاه حکم اخراج و پنج سال محرومیت از تحصیل صادر کرد. در مرحله تجدیدنظر، یک سال «بخشیده» شد و چهار سال ماند!
نکته تلختر اینجاست: رضا پیش از این در دادگاه قضایی تبرئه شده بود. یعنی حتی قوه قضاییه جمهوری اسلامی هم جرمی پیدا نکرد. اما دانشگاه پیدا کرد!
این حکم قرار است به وزارت علوم فرستاده شود تا نهایی شود؛ یعنی رضا تا چهار سال در هیچ دانشگاهی در ایران نمیتواند درس بخواند.
این تداوم همان «انقلاب فرهنگی» است که تمام نمیشود. چهل و چند سال است که جمهوری اسلامی دانشگاه را تبدیل به ابزار سرکوب کرده و هر صدای مخالفی، هر نماد اعتراضی و هر آنچه با آزادیخواهی نسبتی دارد، باید سرکوب و خاموش شود.
💔104🤬30❤8😢6👍5
پژمان زارع یک باور دارد. همین. نه بمب، نه توطئه، نه تهدید. فقط یک باور.
همین کافی بوده که ۵۷ روز در بازداشتگاه اطلاعات شیراز نگهش دارند. بعد بفرستندش به قرنطینه عادلآباد. و حالا سه ماه است که در بلاتکلیفی کامل است. نه محاکمه، نه وکیل، نه حتی یک جلسه رسمی برای اینکه از خودش دفاع کند.
پژمان در بازداشتگاه اطلاعات آسیب دیده. خودش درخواست داده که برای بررسی صدماتش به پزشکی قانونی اعزام شود. رد کردهاند. خواسته وکیل انتخابی خودش را داشته باشد. ندادند. خانوادهاش رفتهاند دادگاه انقلاب که پیگیر پروندهاش بشوند. در را بستند به رویشان!
چند روز دیگر، پسر یکسالهاش تولدش است.
سه ماه است این بچه پدرش را ندیده. سه ماهی که در آن یاد گرفته راه برود، شاید اولین کلمهاش را گفته باشد و پژمان هیچکدام از اینها را ندیده است.
جمهوری اسلامی میگوید پژمان متهم است. اما از چه چیزی؟ او تمام اتهامات را رد کرده. هنوز هیچ جلسهای تشکیل نشده. هیچ مدرکی ارائه نشده. فقط یک شهروند بهایی است. و در این حکومت، همین برای زندان رفتن کافی است.
همین کافی بوده که ۵۷ روز در بازداشتگاه اطلاعات شیراز نگهش دارند. بعد بفرستندش به قرنطینه عادلآباد. و حالا سه ماه است که در بلاتکلیفی کامل است. نه محاکمه، نه وکیل، نه حتی یک جلسه رسمی برای اینکه از خودش دفاع کند.
پژمان در بازداشتگاه اطلاعات آسیب دیده. خودش درخواست داده که برای بررسی صدماتش به پزشکی قانونی اعزام شود. رد کردهاند. خواسته وکیل انتخابی خودش را داشته باشد. ندادند. خانوادهاش رفتهاند دادگاه انقلاب که پیگیر پروندهاش بشوند. در را بستند به رویشان!
چند روز دیگر، پسر یکسالهاش تولدش است.
سه ماه است این بچه پدرش را ندیده. سه ماهی که در آن یاد گرفته راه برود، شاید اولین کلمهاش را گفته باشد و پژمان هیچکدام از اینها را ندیده است.
جمهوری اسلامی میگوید پژمان متهم است. اما از چه چیزی؟ او تمام اتهامات را رد کرده. هنوز هیچ جلسهای تشکیل نشده. هیچ مدرکی ارائه نشده. فقط یک شهروند بهایی است. و در این حکومت، همین برای زندان رفتن کافی است.
😢73🤬40❤8👍1🔥1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
در سکوت و تاریکی قطع اینترنت، پسری پشت پیانو نشست تا برای مادرش بخواند و بنوازد. برای مادری که دیگر نیست.
حالا، بعد از روزها که اینترنت دوباره وصل شد، این ویدیو منتشر شده است.
نسترن زارعمنش در کوچههای نازیآباد تهران به گلوله بسته شد.
دو گلوله. یکی به گردن. یکی به قلب!
او در آغوش همین پسر که پانزدهسال بیشتر نداشت جان سپرد.
نسترن ۳۹ سال داشت.
از او یک دختر دهساله و یک پسر پانزدهساله به جای مانده است.
دو دادخواه دیگر که تا روز برقراری جمهوری اسلامی پیگیر خون به ناحق ریخته شده مادرشان هستند.
حالا، بعد از روزها که اینترنت دوباره وصل شد، این ویدیو منتشر شده است.
نسترن زارعمنش در کوچههای نازیآباد تهران به گلوله بسته شد.
دو گلوله. یکی به گردن. یکی به قلب!
او در آغوش همین پسر که پانزدهسال بیشتر نداشت جان سپرد.
نسترن ۳۹ سال داشت.
از او یک دختر دهساله و یک پسر پانزدهساله به جای مانده است.
دو دادخواه دیگر که تا روز برقراری جمهوری اسلامی پیگیر خون به ناحق ریخته شده مادرشان هستند.
💔139😢14❤12👍3🔥2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
من در کنار زنان شجاع افغانستان میایستم؛ زنانی که فقط بهخاطر «نه» گفتن به حجاب اجباری، با اسلحه، گلوله، کتک و بازداشت روبهرو میشوند.
سعی کردم صورتم را بپوشانم. حتی برای چند ثانیه هم نتوانستم پشت آن تکه پارچه نفس بکشم. تحقیر مطلق بود. اما طالبان از زنان افغانستان میخواهد تمام عمرشان آن را بپوشند.
خطاب به هر سیاستمدار غربی که برقع را بخشی از «فرهنگ» افغانستان مینامد: بهتر است به سخنان زنان افغانستان و ایران گوش دهید؛ زنانی که زیر حکومتهای اسلامی زندگی کردهاند. شما در پارلمان یک کشور آزاد نشستهاید، حقوق میگیرید، حق رأی دارید و تریبون در اختیار دارید، اما این را «فرهنگ» مینامید. این خیانتی آشکار به ماست؛ به ما که زخمی شدهایم اما در برابر ستمگرانمان سر خم نکردهایم.
دست از مشروعیتبخشی به طالبان بردارید. صدای زنان افغانستان باشید؛ زنانی که میخواهند به این رژیم آپارتاید پایان دهند.
سعی کردم صورتم را بپوشانم. حتی برای چند ثانیه هم نتوانستم پشت آن تکه پارچه نفس بکشم. تحقیر مطلق بود. اما طالبان از زنان افغانستان میخواهد تمام عمرشان آن را بپوشند.
خطاب به هر سیاستمدار غربی که برقع را بخشی از «فرهنگ» افغانستان مینامد: بهتر است به سخنان زنان افغانستان و ایران گوش دهید؛ زنانی که زیر حکومتهای اسلامی زندگی کردهاند. شما در پارلمان یک کشور آزاد نشستهاید، حقوق میگیرید، حق رأی دارید و تریبون در اختیار دارید، اما این را «فرهنگ» مینامید. این خیانتی آشکار به ماست؛ به ما که زخمی شدهایم اما در برابر ستمگرانمان سر خم نکردهایم.
دست از مشروعیتبخشی به طالبان بردارید. صدای زنان افغانستان باشید؛ زنانی که میخواهند به این رژیم آپارتاید پایان دهند.
💔145❤45👍33🔥6😱2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
میشود هزار بار این صدا را شنید و هر بار، شور و عشقی که در کلمات «رها بهلولیپور» جاری است را با تمام وجود لمس کرد. با هر جملهاش میتوان گریست، اما این اشکها سستکننده نیستند؛ صیقلدهندهی ارادهاند.
چطور توانستید به این جان زیبا و شیفته شلیک کنید؟
اگر غمگین، ناامید یا خسته از ملال روزگارید، این پیام صوتی رها برای شماست؛ پیامی که دیگر یک فایل صوتی ساده نیست، مانیفستِ خودِ زندگی است.
رها بهلولیپور، دانشجوی ۲۳ سالهی زبان و ادبیات ایتالیایی دانشگاه تهران، شامگاه ۱۸ دی ۱۴۰۴ در میدان فاطمی تهران با شلیک مستقیم دشمنان زندگی جان باخت. دختری که آخرین ردپایش در این جهان، این توئیت بود: «یک لحظه وصل شدهام و فقط میخوام بنویسم زن، زندگی، آزادی. برای همیشه.»
او را کشتند اما زندگی را نمیتوان کشت. او «برای همیشه» در قلب و یاد هر جان شیفتهای در این دنیا، زنده خواهد ماند.
#رها_بهلولی_پور
#زن_زندگی_آزادی
چطور توانستید به این جان زیبا و شیفته شلیک کنید؟
اگر غمگین، ناامید یا خسته از ملال روزگارید، این پیام صوتی رها برای شماست؛ پیامی که دیگر یک فایل صوتی ساده نیست، مانیفستِ خودِ زندگی است.
رها بهلولیپور، دانشجوی ۲۳ سالهی زبان و ادبیات ایتالیایی دانشگاه تهران، شامگاه ۱۸ دی ۱۴۰۴ در میدان فاطمی تهران با شلیک مستقیم دشمنان زندگی جان باخت. دختری که آخرین ردپایش در این جهان، این توئیت بود: «یک لحظه وصل شدهام و فقط میخوام بنویسم زن، زندگی، آزادی. برای همیشه.»
او را کشتند اما زندگی را نمیتوان کشت. او «برای همیشه» در قلب و یاد هر جان شیفتهای در این دنیا، زنده خواهد ماند.
#رها_بهلولی_پور
#زن_زندگی_آزادی
💔128❤26😢10🔥1🤬1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
ویدیو و پیام دریافتی:
«سلام. دارم فیلم برچسبهایی رو براتون میفرستم که توی دو جا ـ شهریار و اندیشه ـ زده بودن. دنیا داره جام جهانی رو جشن میگیره و ما هنوز زیر سایه ننگینِ آیتاللهها زندگی میکنیم. وقتشه ما هم به آزادی برسیم. صدای ما رو به دنیا برسونید.»
بر روی این برگه عبارت فیفا (فدراسیون جهانی فوتبال) مخفف Free Iran From Ayatollah عنوان شده است که به معنای این است که ایران را از دست آخوند [آیتالله] نجات دهید!
«سلام. دارم فیلم برچسبهایی رو براتون میفرستم که توی دو جا ـ شهریار و اندیشه ـ زده بودن. دنیا داره جام جهانی رو جشن میگیره و ما هنوز زیر سایه ننگینِ آیتاللهها زندگی میکنیم. وقتشه ما هم به آزادی برسیم. صدای ما رو به دنیا برسونید.»
بر روی این برگه عبارت فیفا (فدراسیون جهانی فوتبال) مخفف Free Iran From Ayatollah عنوان شده است که به معنای این است که ایران را از دست آخوند [آیتالله] نجات دهید!
❤100👍33🤬4🔥2
«فروغ خسروی» دکترای تعلیموتربیت دارد.
معلم است و کودکان را درس میدهد.
جمهوری اسلامی او را دو بار از کلاس درس محروم کرد. یک بار بعد از اعتراضات ۸۸ و یک بار دیگر، همین حالا.
این بار حکم اخراجش براساس یک نامهی محرمانه بود. نامهای که حتی به خودش هم نشان ندادند.
نه دادگاه. نه فرایند قانونی. فقط یک دستور از نهادهای امنیتی سپاه!
همان سپاهی که خانهاش را تفتیش کرد.
گوشیاش را برد.
گوشی شوهر سابقش را هم برد.
۱۱ روز در زندان سپیدار او را زندانی کرد و ۱۵ سال حبس برایش بُرید و برای آزادی او وثیقهی ۲ میلیارد تومانی از خانوادهاش طلب کرد.
وقتی او شکایت کرد از ماموران بازپرس پرونده را به نفع نهاد نظامی بست.
این است جمهوری اسلامی:
حاکمیت بسیج شد تا زن معلمی که فقط مرعوب سیستم تبهکار امنیتی نشد را خانهنشین کند.
اسم این زن را یادتان باشد: «فروغ خسروی»
معلم است و کودکان را درس میدهد.
جمهوری اسلامی او را دو بار از کلاس درس محروم کرد. یک بار بعد از اعتراضات ۸۸ و یک بار دیگر، همین حالا.
این بار حکم اخراجش براساس یک نامهی محرمانه بود. نامهای که حتی به خودش هم نشان ندادند.
نه دادگاه. نه فرایند قانونی. فقط یک دستور از نهادهای امنیتی سپاه!
همان سپاهی که خانهاش را تفتیش کرد.
گوشیاش را برد.
گوشی شوهر سابقش را هم برد.
۱۱ روز در زندان سپیدار او را زندانی کرد و ۱۵ سال حبس برایش بُرید و برای آزادی او وثیقهی ۲ میلیارد تومانی از خانوادهاش طلب کرد.
وقتی او شکایت کرد از ماموران بازپرس پرونده را به نفع نهاد نظامی بست.
این است جمهوری اسلامی:
حاکمیت بسیج شد تا زن معلمی که فقط مرعوب سیستم تبهکار امنیتی نشد را خانهنشین کند.
اسم این زن را یادتان باشد: «فروغ خسروی»
🤬83💔18❤9👍4😢1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
فریادهای این زن شجاع افغانستانی را بشنوید. وقتی خبرنگار با هراس از او میپرسد «آیا نمیترسی؟»، او با قدرتی تکاندهنده و الهامبخش، کابوس مستبدان را معنا میکند:
«ما از مرگ نمیترسیم؛ ما نسل نامیرا هستیم!» این صدای نسل جدیدی است که به زانو درنمیآید.
امروز، شجاعت بیمرز و آگاهی عمیق زنان افغانستان و ایران، ضامن و معمار فردای آزاد خاورمیانه است. در حالی که قدرتهای غربی پشت میزهای دیپلماسی با سرکوبگران و قاتلان این مردم مماشات میکنند، این زنان در خط مقدم نبردی جهانی ایستادهاند؛ نبردی برای دموکراسی و آزادی که تمام دنیا از امنیت آن سود خواهد برد.
این یک جنگ تمامعیار روزمره است؛ جنگِ «آزادی» علیه بقایای حکومتهای تروریستی که ایدئولوژی متحجر و واپسگرای خود را به زور اسلحه تحمیل میکنند. اما تاریخ را این فریادها خواهند نوشت، نه توافقهای پنهانی!
«ما از مرگ نمیترسیم؛ ما نسل نامیرا هستیم!» این صدای نسل جدیدی است که به زانو درنمیآید.
امروز، شجاعت بیمرز و آگاهی عمیق زنان افغانستان و ایران، ضامن و معمار فردای آزاد خاورمیانه است. در حالی که قدرتهای غربی پشت میزهای دیپلماسی با سرکوبگران و قاتلان این مردم مماشات میکنند، این زنان در خط مقدم نبردی جهانی ایستادهاند؛ نبردی برای دموکراسی و آزادی که تمام دنیا از امنیت آن سود خواهد برد.
این یک جنگ تمامعیار روزمره است؛ جنگِ «آزادی» علیه بقایای حکومتهای تروریستی که ایدئولوژی متحجر و واپسگرای خود را به زور اسلحه تحمیل میکنند. اما تاریخ را این فریادها خواهند نوشت، نه توافقهای پنهانی!
❤156💔16👍10🔥9🤬2
وحید سرخگل، فعال سیاسی و زندانی محبوس در زندان قزلحصار کرج، نامهای منتشر کرده که باید همه بخوانند.
او که ۱۸ مراد ۱۴۰۲ بازداشت شده است، ماهها در زندان اوین تحت فشار بود و چندین بار از دریافت درمان پزشکی محروم ماند، و از آنجا نامههایی نوشته بود که صدایش را به بیرون برساند. حالا او از قزلحصار مینویسد.
سرخگل در این نامه از آنچه «فشار، تحقیر، ضربوشتم و محرومیتهای گسترده» علیه بازداشتشدگان اعتراضات اخیر مینامد پرده برمیدارد. او مینویسد:
«در زندان اوین، گرگی ددمنش چون یوسفی، معاون بهاصطلاح "سلامت"، قلادهدار مأمورانی شده است که با زندانیان سیاسی گویی با بردگان رفتار میکنند و جز توهین، تحقیر و سوق دادن آنان به سمت مخدرهای صنعتی ــ که یقین داریم برنامهریزیشده است ــ مشغلهای دیگر ندارند.»
او از شرایط زندانیان قزلحصار اینگونه مینویسد:
«زندانیان سیاسی از بدو ورود مورد ضربوشتم قرار گرفتهاند. برخی از آنان بیش از ۴ ماه را در سلولهای انفرادیای گذراندهاند که چندین برابر ظرفیت خود زندانی در آنها نگهداری میشد؛ بدون تماس، بدون هواخوری و حتی بدون دسترسی کافی به آب برای نظافت.»
ادامه👇
او که ۱۸ مراد ۱۴۰۲ بازداشت شده است، ماهها در زندان اوین تحت فشار بود و چندین بار از دریافت درمان پزشکی محروم ماند، و از آنجا نامههایی نوشته بود که صدایش را به بیرون برساند. حالا او از قزلحصار مینویسد.
سرخگل در این نامه از آنچه «فشار، تحقیر، ضربوشتم و محرومیتهای گسترده» علیه بازداشتشدگان اعتراضات اخیر مینامد پرده برمیدارد. او مینویسد:
«در زندان اوین، گرگی ددمنش چون یوسفی، معاون بهاصطلاح "سلامت"، قلادهدار مأمورانی شده است که با زندانیان سیاسی گویی با بردگان رفتار میکنند و جز توهین، تحقیر و سوق دادن آنان به سمت مخدرهای صنعتی ــ که یقین داریم برنامهریزیشده است ــ مشغلهای دیگر ندارند.»
او از شرایط زندانیان قزلحصار اینگونه مینویسد:
«زندانیان سیاسی از بدو ورود مورد ضربوشتم قرار گرفتهاند. برخی از آنان بیش از ۴ ماه را در سلولهای انفرادیای گذراندهاند که چندین برابر ظرفیت خود زندانی در آنها نگهداری میشد؛ بدون تماس، بدون هواخوری و حتی بدون دسترسی کافی به آب برای نظافت.»
ادامه👇
🤬70😢7💔5❤2🔥1
ادامه👆
اکنون همین زندانیان در سالنی نگه داشته میشوند مجاور بندهای جرائم قتل و تجاوز، «بدون حق تلفن روزانه، با محدودیت در هواخوری، محرومیت برخی از حق ملاقات کابینی و با دهها کمبود دیگر که حتی آب آشامیدنی مناسب را نیز شامل میشود.»
سرخگل مینویسد مسئولان ارشد زندان از این وضعیت بیخبر نیستند: «آنان بازیگران تئاتری حکومتیاند؛ سناریویی که در آن از فرزندان همین خاکِ به تاراجرفته برای ایجاد ترس در دل مردمان سرزمینم استفاده میشود.»
او در پایان از رسانهها، نهادهای حقوق بشری و مردم ایران میخواهد صدای زندانیان سیاسی باشند و مینویسد:
« در حالی که هر روز خطری تازه بر جان برادران و خواهرانمان سایه میاندازد و طنابهایی که گردنها را کبود و نفسها را بند میآورند، همچنان قربانی میگیرند، نباید درگیر نمایشهای حکومتی شویم.
از تمامی رسانههایی که واقعاً دغدغه ایران دارند و نه سرگرم لودگیهای حزبیاند، از نهادهای بینالمللی و حقوق بشری، و از مردم فهیم و ترسگریز ایران درخواست میکنم برای وضعیت زندانیان سیاسی ــ از بازداشتشدگان جنگ دوازدهروزه گرفته تا معترضان بازداشتشده در اعتراضات اخیر و جنگ کنونی ــ چارهای مؤثر بیندیشند.
این جوانان شیردل، فریاد و نعره سکوتِ مردمی بوده و هستند که سالها ظلم دیده و سرکوب شدهاند.»
اکنون همین زندانیان در سالنی نگه داشته میشوند مجاور بندهای جرائم قتل و تجاوز، «بدون حق تلفن روزانه، با محدودیت در هواخوری، محرومیت برخی از حق ملاقات کابینی و با دهها کمبود دیگر که حتی آب آشامیدنی مناسب را نیز شامل میشود.»
سرخگل مینویسد مسئولان ارشد زندان از این وضعیت بیخبر نیستند: «آنان بازیگران تئاتری حکومتیاند؛ سناریویی که در آن از فرزندان همین خاکِ به تاراجرفته برای ایجاد ترس در دل مردمان سرزمینم استفاده میشود.»
او در پایان از رسانهها، نهادهای حقوق بشری و مردم ایران میخواهد صدای زندانیان سیاسی باشند و مینویسد:
« در حالی که هر روز خطری تازه بر جان برادران و خواهرانمان سایه میاندازد و طنابهایی که گردنها را کبود و نفسها را بند میآورند، همچنان قربانی میگیرند، نباید درگیر نمایشهای حکومتی شویم.
از تمامی رسانههایی که واقعاً دغدغه ایران دارند و نه سرگرم لودگیهای حزبیاند، از نهادهای بینالمللی و حقوق بشری، و از مردم فهیم و ترسگریز ایران درخواست میکنم برای وضعیت زندانیان سیاسی ــ از بازداشتشدگان جنگ دوازدهروزه گرفته تا معترضان بازداشتشده در اعتراضات اخیر و جنگ کنونی ــ چارهای مؤثر بیندیشند.
این جوانان شیردل، فریاد و نعره سکوتِ مردمی بوده و هستند که سالها ظلم دیده و سرکوب شدهاند.»
👍67🤬11😢10❤3💔1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آرش یزدانی بیستوهفت سال داشت.
شب هجدهم دیماه ۱۴۰۴، در محدوده هفتحوض نارمک تهران به خیابان آمده بود. همانجایی که هزاران نفر دیگر هم بودند. مردمانی که آزادی و کرامت انسانی خود را طلب میکردند. آرش آنجا بود، و طبق روایتهایی که رسیده، وقتی یک دختر مجروح شد، آرش تلاش کرد جانش را نجات دهد.
اما گلوله جنگی امانش نداد.
گلولهای که به قصد هشدار شلیک نشد. برای کشتن شلیک شد. گلوله جنگی همان نوعی که برای میدان نبرد طراحی شده، نه برای مردم بیدفاع در خیابانهای یک شهر.
آرش فرزند ارشد خانوادهاش بود. وقتی ویدیوی آرش را میبینم _ شوخیهایش، خندهاش، آن لحظهای که شعر میخواند _ قلبم آتش میگیرد و یک چیز مدام توی ذهنم میچرخد: چرا کشتید؟ این جوان بیستوهفتساله که شعر میخواند. که میخندید. که نگران آدمهای اطرافش بود؛ چرا باید کشته میشد؟
جواب سادهٔ تلخی دارد:
آنها میترسند. از چشمهایی که میبینند. از دلهایی که احساس میکنند. از آدمهایی که زیبایی را میشناسند.
و تماشای تو زیبا بود... اما نگذاشتند.
#آرش_یزدانی
شب هجدهم دیماه ۱۴۰۴، در محدوده هفتحوض نارمک تهران به خیابان آمده بود. همانجایی که هزاران نفر دیگر هم بودند. مردمانی که آزادی و کرامت انسانی خود را طلب میکردند. آرش آنجا بود، و طبق روایتهایی که رسیده، وقتی یک دختر مجروح شد، آرش تلاش کرد جانش را نجات دهد.
اما گلوله جنگی امانش نداد.
گلولهای که به قصد هشدار شلیک نشد. برای کشتن شلیک شد. گلوله جنگی همان نوعی که برای میدان نبرد طراحی شده، نه برای مردم بیدفاع در خیابانهای یک شهر.
آرش فرزند ارشد خانوادهاش بود. وقتی ویدیوی آرش را میبینم _ شوخیهایش، خندهاش، آن لحظهای که شعر میخواند _ قلبم آتش میگیرد و یک چیز مدام توی ذهنم میچرخد: چرا کشتید؟ این جوان بیستوهفتساله که شعر میخواند. که میخندید. که نگران آدمهای اطرافش بود؛ چرا باید کشته میشد؟
جواب سادهٔ تلخی دارد:
آنها میترسند. از چشمهایی که میبینند. از دلهایی که احساس میکنند. از آدمهایی که زیبایی را میشناسند.
و تماشای تو زیبا بود... اما نگذاشتند.
#آرش_یزدانی
❤81😢16🤬8💔6🔥1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جام جهانی شروع شد. بدون صهبا.
صهبا رشتیان کمکداور فوتبال زنان اصفهان بود و در مسابقات استانی قضاوت میکرد. رویایش داوری و پرچم زدن در جام جهانی فوتبال بود. او لیسانس انیمیشن داشت و نقاشی و طراحی نیز دوست داشت. صهبا دو رویای بززگ داشت: داوری در جام جهانی، کار برای والتدیزنی.
شب ۱۹ دی در اعتراضات اصفهان، قاتلی از جنس همانها که این شبها در میادین پرچم تکان میدهند مستقیم با گلوله جنگی به پهلویش شلیک کرد.
او فقط ۲۳ سال داشت.
مادرش گفت:
«صهبا پر از رویا بود. آرزوی داوری در جام جهانی را داشت. همه چیز را گذاشت و رفت. صهبا خودش رویا شد.»
حالا جام جهانی شروع شده است. بدون صهبا. بدون بسیاری از آنان که عاشق فوتبال بودند.
فیفا سکوت کرده است. جیانی اینفانتینو حتی یک کلمه نگفته است.
اما ما هستیم. و صهبا را فراموش نمیکنیم. ما هستیم که دنیا صهبا و صهباها را فراموش نکند.
#صهبا_رشتیان
صهبا رشتیان کمکداور فوتبال زنان اصفهان بود و در مسابقات استانی قضاوت میکرد. رویایش داوری و پرچم زدن در جام جهانی فوتبال بود. او لیسانس انیمیشن داشت و نقاشی و طراحی نیز دوست داشت. صهبا دو رویای بززگ داشت: داوری در جام جهانی، کار برای والتدیزنی.
شب ۱۹ دی در اعتراضات اصفهان، قاتلی از جنس همانها که این شبها در میادین پرچم تکان میدهند مستقیم با گلوله جنگی به پهلویش شلیک کرد.
او فقط ۲۳ سال داشت.
مادرش گفت:
«صهبا پر از رویا بود. آرزوی داوری در جام جهانی را داشت. همه چیز را گذاشت و رفت. صهبا خودش رویا شد.»
حالا جام جهانی شروع شده است. بدون صهبا. بدون بسیاری از آنان که عاشق فوتبال بودند.
فیفا سکوت کرده است. جیانی اینفانتینو حتی یک کلمه نگفته است.
اما ما هستیم. و صهبا را فراموش نمیکنیم. ما هستیم که دنیا صهبا و صهباها را فراموش نکند.
#صهبا_رشتیان
💔184❤22😢13🤬8👍2
«میترسیم برچسب اسلاموفوبیا بخوریم!»
این پاسخِ دانشجویان آمریکایی است وقتی میپرسم: چرا صدای زنان ایران وافغانستان نیستید؟
برای فلسطین خیابان را بند میآورید. برای اوکراین گلو پاره میکنید. اما وقتی نوبت به زنی میرسد که به خاطر یک تار موی آزاد، شلاق خورده یا کشته شده، ناگهان همه چیز پیچیده میشود. این پیچیدگی نیست. این ترس نیست. این انتخاب است.
باید روایتها را تغییر دهیم تا نسل جوان دست از حمایت از حماس و حزبالله وجمهوری اسلامی بردارد. برای این کار ترجیح میدهم سفر کنم و با تک تک دانشجویان از نزدیک حرف بزنم. بدون قضاوت اول گوش کنم و بعد تجربههای زیستهمان زیر قوانین شریعت را به آنها منتقل کنم.
بگذارید صریح بگویم: کسی که از زنانِ مقابل اسلحه و شکنجه دفاع میکند، باعث اسلام هراسی نمی شود این خود قوانین اعدام و شکنجه است که ترسهای حقیقی ما از شریعت واسلام
گرایی را رقم زده. کسی که در برابر این جنایت سکوت میکند، شریک جرم است.
ادامه👇
این پاسخِ دانشجویان آمریکایی است وقتی میپرسم: چرا صدای زنان ایران وافغانستان نیستید؟
برای فلسطین خیابان را بند میآورید. برای اوکراین گلو پاره میکنید. اما وقتی نوبت به زنی میرسد که به خاطر یک تار موی آزاد، شلاق خورده یا کشته شده، ناگهان همه چیز پیچیده میشود. این پیچیدگی نیست. این ترس نیست. این انتخاب است.
باید روایتها را تغییر دهیم تا نسل جوان دست از حمایت از حماس و حزبالله وجمهوری اسلامی بردارد. برای این کار ترجیح میدهم سفر کنم و با تک تک دانشجویان از نزدیک حرف بزنم. بدون قضاوت اول گوش کنم و بعد تجربههای زیستهمان زیر قوانین شریعت را به آنها منتقل کنم.
بگذارید صریح بگویم: کسی که از زنانِ مقابل اسلحه و شکنجه دفاع میکند، باعث اسلام هراسی نمی شود این خود قوانین اعدام و شکنجه است که ترسهای حقیقی ما از شریعت واسلام
گرایی را رقم زده. کسی که در برابر این جنایت سکوت میکند، شریک جرم است.
ادامه👇
👍140❤23🔥12🤬1💔1
ادامه👆
حجاب اجباری فرهنگ ایران و افغانستان و خاورمیانه نیست. فرهنگ ایران هزاران سال پیش از این حکومت وجود داشته. حجاب اجباری نماد اشغال یک حکومت اسلامی واپسگرای ضد حقوق بشر است؛ این حجاب شده پرچم یک رژیم تروریستی که تن زنان را به میدان نبرد بدل کرده تا قدرتش را به رخ بکشد و ایدئولوژی خود را جهانی کند.
من به دانشگاههای آمریکا نیامدهام تا محبوب باشم. می توانید از من و حرفهایم خوشتان نیاید اما آمدهام تا یک آینه جلوی صورتتان بگیرم:
آزادیخواهیِ گزینشی، آزادیخواهی نیست. تسلیم شدن در برابر قوانین بردهداری و عادی سازی تبعیض و کشتار زیر سایه حکومتهای اسلامی است.
اگر برخی از چپها میتوانند فاشیسم مذهبی را نادیده بگیرند، باید از خودش بپرسد دقیقاً چه چیزی را دارد محافظت میکند؟
اگر بخشی از راستها میگویند «آمریکا اول» است و نمیخواهند با آخوند و طالب و اسلامگرایان این رژیمهای اسلامی که دست به قتلعام مردم خودش میزند وارد جنگ شوند، نمیدانند که با عادی سازی دیکتاتورها، و مشروعیت بخشیدن به طالبان و جمهوری اسلامی، فردا بادید در خاک خودشان با این تروریستها بجنگند. سکوت راه چاره نیست.
نسل جوان آمریکا باید انتخاب کند: یا با زنانی که جانشان را برای آزادی میدهند ایستادهاند، یا پشت واژهها پنهان میشوند و تاریخ، قضاوتشان خواهد کرد.
حجاب اجباری فرهنگ ایران و افغانستان و خاورمیانه نیست. فرهنگ ایران هزاران سال پیش از این حکومت وجود داشته. حجاب اجباری نماد اشغال یک حکومت اسلامی واپسگرای ضد حقوق بشر است؛ این حجاب شده پرچم یک رژیم تروریستی که تن زنان را به میدان نبرد بدل کرده تا قدرتش را به رخ بکشد و ایدئولوژی خود را جهانی کند.
من به دانشگاههای آمریکا نیامدهام تا محبوب باشم. می توانید از من و حرفهایم خوشتان نیاید اما آمدهام تا یک آینه جلوی صورتتان بگیرم:
آزادیخواهیِ گزینشی، آزادیخواهی نیست. تسلیم شدن در برابر قوانین بردهداری و عادی سازی تبعیض و کشتار زیر سایه حکومتهای اسلامی است.
اگر برخی از چپها میتوانند فاشیسم مذهبی را نادیده بگیرند، باید از خودش بپرسد دقیقاً چه چیزی را دارد محافظت میکند؟
اگر بخشی از راستها میگویند «آمریکا اول» است و نمیخواهند با آخوند و طالب و اسلامگرایان این رژیمهای اسلامی که دست به قتلعام مردم خودش میزند وارد جنگ شوند، نمیدانند که با عادی سازی دیکتاتورها، و مشروعیت بخشیدن به طالبان و جمهوری اسلامی، فردا بادید در خاک خودشان با این تروریستها بجنگند. سکوت راه چاره نیست.
نسل جوان آمریکا باید انتخاب کند: یا با زنانی که جانشان را برای آزادی میدهند ایستادهاند، یا پشت واژهها پنهان میشوند و تاریخ، قضاوتشان خواهد کرد.
👍149❤36🔥14🤬2💔1
این عکسِ ۱۵ سالگی «چیمن حسینزاده» است؛ دختری اهل بوکان که عاشق ترانههای داریوش بود. این تصویر متعلق به دو دهه پیش است؛ زمانی که چیمن هنوز نمیدانست تراژدیِ واقعیِ زندگی، بسیار غمناکتر از سوزِ صدای داریوش است.
همان روزها، مردی که خود را مهندس و اهل بلوچستان معرفی میکرد، به خواستگاریاش آمد. خانواده موافقت کردند و چیمنِ نوجوان عروس شد. چند ماه بعد، شوهرش به بهانه دیدار با اقوام، او را به افغانستان برد. در همان بدو ورود، مدارک هویتیِ ایرانیِ چیمن را سوزاند؛ و این آغازِ اسارتِ بیست سالهی او در غربت بود.
چیمن در تمام این سالهای اجبار و تنهایی، در روستای «غلدوری» ولایت سرپل افغانستان ماند، قابله و مامای روستا شد، چهار پسر و دو دختر به دنیا آورد، اما هرگز تسلیم تقدیرِ تحمیلیاش نشد.
تا اینکه روزِ حادثه سر رسید؛ وقتی که «مفتی محمدالله»، مسئول اداره حج و اوقاف طالبان، پشت درِ خانهاش ایستاد. او آمده بود تا «سارا»، دختر ۱۵ سالهی چیمن را به زور به عقد خود درآورد. سارا دقیقاً همسن و سالِ همین روزهای مادرش در این عکس بود.
ادامه👇
همان روزها، مردی که خود را مهندس و اهل بلوچستان معرفی میکرد، به خواستگاریاش آمد. خانواده موافقت کردند و چیمنِ نوجوان عروس شد. چند ماه بعد، شوهرش به بهانه دیدار با اقوام، او را به افغانستان برد. در همان بدو ورود، مدارک هویتیِ ایرانیِ چیمن را سوزاند؛ و این آغازِ اسارتِ بیست سالهی او در غربت بود.
چیمن در تمام این سالهای اجبار و تنهایی، در روستای «غلدوری» ولایت سرپل افغانستان ماند، قابله و مامای روستا شد، چهار پسر و دو دختر به دنیا آورد، اما هرگز تسلیم تقدیرِ تحمیلیاش نشد.
تا اینکه روزِ حادثه سر رسید؛ وقتی که «مفتی محمدالله»، مسئول اداره حج و اوقاف طالبان، پشت درِ خانهاش ایستاد. او آمده بود تا «سارا»، دختر ۱۵ سالهی چیمن را به زور به عقد خود درآورد. سارا دقیقاً همسن و سالِ همین روزهای مادرش در این عکس بود.
ادامه👇
💔82🤬22❤6🔥1😢1
ادامه👆
اما چیمن که عمقِ تاریکیِ این تفکر را با گوشت و پوستش لمس کرده بود، ایستاد. در چشمهای مأمور طالبان نگاه کرد و گفت: «نه! نمیگذارم دخترم هم به سرنوشت من دچار شود»
پاسخِ طالبان به فريادِ زنانی که تسلیم نمیشوند، همیشه باروت و خون است. آن عضو طالبان اسلحه کشید و هر دو را _ مادر و دختر را _ با شلیک گلوله به قتل رساند.
خانوادهی چیمن در بوکان، سه هفته بعد از فاجعه خبردار شدند. جمهوری اسلامی، که چیمن شهروند رسمیاش بود، حتی یک کلمه هم نگفت. یک قدم هم بر نداشت. چرا؟ چون آخوندِ حاکم بر ایران، برادرِ عقیدتی و همریشهی فکریِ طالبان است؛ هر دو از یک جنساند و زن را تنها به عنوان برده، مطیع و مالِکیتِ مرد میخواهند.
دوست قدیمی چیمن این عکس را برایم فرستاد و نوشت: «این عکسِ پانزده سالگیِ اوست؛ وقتی با هم دوست بودیم و او عاشق ترانههای داریوش بود...» و حالا قلب من از این همه مظلومیت و شجاعت آتش گرفته است.
داستان چیمن، داستانِ زنیست که فریب خورد، اسیر شد، اما در اوج اسارت، شرافتِ ایستادگی را انتخاب کرد. او و دخترش قربانیِ آپارتاید جنسیتیِ حاکمانِ عمامهبهسرِ ایران و افغانستان شدند.
ما نباید بگذاریم رنج آنها همراه با پیکرشان در زیر خاک دفن شود. مبارزه با طالبان و ملایان، دو روی یک سکه است. تلاشی حیاتی برای پایان دادن به این چرخهی خونینِ رنج، جنایت و زنکشی.
#چیمن_حسینزاده
#خشونت_علیه_زنان
#زن_کشی #طالبان
اما چیمن که عمقِ تاریکیِ این تفکر را با گوشت و پوستش لمس کرده بود، ایستاد. در چشمهای مأمور طالبان نگاه کرد و گفت: «نه! نمیگذارم دخترم هم به سرنوشت من دچار شود»
پاسخِ طالبان به فريادِ زنانی که تسلیم نمیشوند، همیشه باروت و خون است. آن عضو طالبان اسلحه کشید و هر دو را _ مادر و دختر را _ با شلیک گلوله به قتل رساند.
خانوادهی چیمن در بوکان، سه هفته بعد از فاجعه خبردار شدند. جمهوری اسلامی، که چیمن شهروند رسمیاش بود، حتی یک کلمه هم نگفت. یک قدم هم بر نداشت. چرا؟ چون آخوندِ حاکم بر ایران، برادرِ عقیدتی و همریشهی فکریِ طالبان است؛ هر دو از یک جنساند و زن را تنها به عنوان برده، مطیع و مالِکیتِ مرد میخواهند.
دوست قدیمی چیمن این عکس را برایم فرستاد و نوشت: «این عکسِ پانزده سالگیِ اوست؛ وقتی با هم دوست بودیم و او عاشق ترانههای داریوش بود...» و حالا قلب من از این همه مظلومیت و شجاعت آتش گرفته است.
داستان چیمن، داستانِ زنیست که فریب خورد، اسیر شد، اما در اوج اسارت، شرافتِ ایستادگی را انتخاب کرد. او و دخترش قربانیِ آپارتاید جنسیتیِ حاکمانِ عمامهبهسرِ ایران و افغانستان شدند.
ما نباید بگذاریم رنج آنها همراه با پیکرشان در زیر خاک دفن شود. مبارزه با طالبان و ملایان، دو روی یک سکه است. تلاشی حیاتی برای پایان دادن به این چرخهی خونینِ رنج، جنایت و زنکشی.
#چیمن_حسینزاده
#خشونت_علیه_زنان
#زن_کشی #طالبان
🤬91💔66😢8❤3🔥1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اینجا تورنتو کاناداست. یک زن روسی در تجمع حامیان جمهوری اسلامی، به پوشش و لباس یک زن ایرانی گیر میدهد. زن ایرانی نسبت به پرچم جمهوری اسلامی ابراز انزجار کرده بود و این زن روس در پاسخ به او میگوید که شکمش معلوم است و این پوشش تحریک آمیز و نامناسب است.
بله جمهوری اسلامی هر پولی که دستش بیاید را خرج چنین کارهایی میکند حتی اگر این کار راه اندازی گشت ارشاد در تورنتو باشد.
رفتار زن روس نه تناقض است، نه حماقت.
این یک شغل است.
دلارهای رژیم خرج این آدمها میشود.
هرچه بیشتر دلار داشته باشند کشورهای غربی شاهد صحنههای تاسفبار بیشتری از این دست در خاک خود خواهند بود.
بله جمهوری اسلامی هر پولی که دستش بیاید را خرج چنین کارهایی میکند حتی اگر این کار راه اندازی گشت ارشاد در تورنتو باشد.
رفتار زن روس نه تناقض است، نه حماقت.
این یک شغل است.
دلارهای رژیم خرج این آدمها میشود.
هرچه بیشتر دلار داشته باشند کشورهای غربی شاهد صحنههای تاسفبار بیشتری از این دست در خاک خود خواهند بود.
🤬128👍18❤7🔥1😱1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این ویدیو از افغانستان است، اما ما ایرانیان این صحنهها را با تمام گوشت و پوست خود تجربه کردهایم. این خطکشیها، این تازیانهها و بهانههای واهی برای پایمال کردن کرامت یک زن، برای ما غریبه نیست.
خیابانی که در آن، انسانیت یک زن به جرم چند تار مو یا نوع پوشش، زیر تحقیر، آزار و مشت و لگد له میشود.
در کابل نامش «طالبان» است و در تهران، «جمهوری اسلامی و گشت ارشاد».
اما جنس هر دو یکی است؛ منطق تحقیرشان یکی است و دروغی که پشت آن پنهان میشوند هم یکی. میگویند مأمور خدایند و سند مالکیت جان و تن زنان را از آسمان آوردهاند تا آنها را به زنجیر بکشند.
زنان ایران و افغانستان دهههاست که در دو جغرافیای متفاوت، اما زیر سایه یک ایدئولوژیِ واحد دست و پنجه نرم میکنند. رژیمهایی که آزادی زن را بزرگترین تهدید برای بقای خود میبینند و برای همین، تمام ابزار سرکوبشان _ از مفتش و محتسب تا گشت ارشاد و احکام شرعی_ را بسیج کردهاند. طالبان و حکام تهران در یک اصل کاملاً با هم متحدند: زن باید بترسد، زن باید محو شود، زن نباید دیده شود.
ادامه👇
خیابانی که در آن، انسانیت یک زن به جرم چند تار مو یا نوع پوشش، زیر تحقیر، آزار و مشت و لگد له میشود.
در کابل نامش «طالبان» است و در تهران، «جمهوری اسلامی و گشت ارشاد».
اما جنس هر دو یکی است؛ منطق تحقیرشان یکی است و دروغی که پشت آن پنهان میشوند هم یکی. میگویند مأمور خدایند و سند مالکیت جان و تن زنان را از آسمان آوردهاند تا آنها را به زنجیر بکشند.
زنان ایران و افغانستان دهههاست که در دو جغرافیای متفاوت، اما زیر سایه یک ایدئولوژیِ واحد دست و پنجه نرم میکنند. رژیمهایی که آزادی زن را بزرگترین تهدید برای بقای خود میبینند و برای همین، تمام ابزار سرکوبشان _ از مفتش و محتسب تا گشت ارشاد و احکام شرعی_ را بسیج کردهاند. طالبان و حکام تهران در یک اصل کاملاً با هم متحدند: زن باید بترسد، زن باید محو شود، زن نباید دیده شود.
ادامه👇
💔87🤬33😢6❤3🔥1
ادامه👆
اما این زنان چه در کوچه پسکوچههای کابل و چه در خیابانهای ایران تسلیم نشدهاند. آنها آگاهانه درگیر یک مبارزه مشترک برای هدفی بزرگاند؛ مبارزهای که مرزها را درنوردیده است. این سنگرِ اول است؛ این زنان در خط مقدم نبرد با بنیادگرایی، پنجه در پنجه هیولا انداختهاند و فردایی روشن و امن را مقاومت این زنان است که خواهد ساخت.
اما این زنان چه در کوچه پسکوچههای کابل و چه در خیابانهای ایران تسلیم نشدهاند. آنها آگاهانه درگیر یک مبارزه مشترک برای هدفی بزرگاند؛ مبارزهای که مرزها را درنوردیده است. این سنگرِ اول است؛ این زنان در خط مقدم نبرد با بنیادگرایی، پنجه در پنجه هیولا انداختهاند و فردایی روشن و امن را مقاومت این زنان است که خواهد ساخت.
💔63👍7❤2🔥1