👆 با سپاس از شاعر گرامی، خانم مرضیه مرادی.
من مرهون محبتهای ایشان، همسر گرامیشان جناب مجتبی جعفری و برادر و خواهر فاضلشان جناب دکتر محمد مرادی و خانم معصومه مرادی و همه دوستان دیگر شیراز هستم که همیشه در سفرهای متعدد، از مهماننوازیشان برخوردار بودهام.
من مرهون محبتهای ایشان، همسر گرامیشان جناب مجتبی جعفری و برادر و خواهر فاضلشان جناب دکتر محمد مرادی و خانم معصومه مرادی و همه دوستان دیگر شیراز هستم که همیشه در سفرهای متعدد، از مهماننوازیشان برخوردار بودهام.
Forwarded from تسنیم افغانستان
🔹برای محمدکاظم کاظمی، شاعری که تاجر نیست
🔸مرتضی امیری اسفندقه با اشاره به سالروز تولد محمدکاظم کاظمی، از شاعران افغانستانی، درباره او میگوید: او ناشر ادبیات است نه تاجر ادبیات. کاظمی هیچگاه شعر را در راستای رسیدن به پُست، پَست نکرد. تولدش مبارک است.
📸https://newsmedia.tasnimnews.com/Tasnim/Uploaded/Image/1396/10/20/1396102012010236613003324.jpg
جزئیات در لینک👇👇👇
📌http://tn.ai/1624201
🔸مرتضی امیری اسفندقه با اشاره به سالروز تولد محمدکاظم کاظمی، از شاعران افغانستانی، درباره او میگوید: او ناشر ادبیات است نه تاجر ادبیات. کاظمی هیچگاه شعر را در راستای رسیدن به پُست، پَست نکرد. تولدش مبارک است.
📸https://newsmedia.tasnimnews.com/Tasnim/Uploaded/Image/1396/10/20/1396102012010236613003324.jpg
جزئیات در لینک👇👇👇
📌http://tn.ai/1624201
هدیۀ شاعر گرانقدر و یار مهربان، جناب محمدحسین انصارینژاد گرامی که همیشه مرهون محبتشان بودهام. 👇
Forwarded from عبداللهى محمدمهدى
غزل بغض شبانه
به محمدکاظم کاظمی و مهربانی ها و اندوه غزل هایش
به گوش ،قصه ی بغض شبانه اش نرسید
که آن کلاغ خبرچین به لانه اش نرسید
به قصه های قدیمی کلاغ را می دید
که وقت سوختن آشیانه اش نرسید
میان قصه سراسیمه پهلوان هایش
یکی میان غبار زمانه اش نرسید
کلاغ قصه ی مادربزرگ،شیون کرد
کلاغ مرد ومسافر به خانه اش نرسید
کنار پنجره اش قل قل سماورنیست
که عطرچای هل ورازیانه اش نرسید
دریغ؛ طوطی نقال قهوه خانه خموش
شکرفروش به شور ترانه اش نرسید
پدر که یکسره دلواپس هجوم ملخ..
جز این به مزرعه ی هندوانه اش نرسید
پرنده سر به قفس می زد و به فکر شما
به غیر دغدغه ی آب و دانه اش نرسید
میان گریه خودش را به شهرتان گم کرد
دریغ؛ گمشده ی بی نشانه اش نرسید
انارهای ترک خورده بود در سبدش
کسی به زخم دل دانه دانه اش نرسید
رسید ماه هم آن شب به نیمه و یک مرد
به وقت زمزمه ی شاعرانه اش نرسید
غریب، مثل غزل های کاظمی که کسی
به حزن کابلی بی کرانه اش نرسید
#محمد_حسین_انصاری_نژاد
٩٦/٥/١٠-شيراز
به محمدکاظم کاظمی و مهربانی ها و اندوه غزل هایش
به گوش ،قصه ی بغض شبانه اش نرسید
که آن کلاغ خبرچین به لانه اش نرسید
به قصه های قدیمی کلاغ را می دید
که وقت سوختن آشیانه اش نرسید
میان قصه سراسیمه پهلوان هایش
یکی میان غبار زمانه اش نرسید
کلاغ قصه ی مادربزرگ،شیون کرد
کلاغ مرد ومسافر به خانه اش نرسید
کنار پنجره اش قل قل سماورنیست
که عطرچای هل ورازیانه اش نرسید
دریغ؛ طوطی نقال قهوه خانه خموش
شکرفروش به شور ترانه اش نرسید
پدر که یکسره دلواپس هجوم ملخ..
جز این به مزرعه ی هندوانه اش نرسید
پرنده سر به قفس می زد و به فکر شما
به غیر دغدغه ی آب و دانه اش نرسید
میان گریه خودش را به شهرتان گم کرد
دریغ؛ گمشده ی بی نشانه اش نرسید
انارهای ترک خورده بود در سبدش
کسی به زخم دل دانه دانه اش نرسید
رسید ماه هم آن شب به نیمه و یک مرد
به وقت زمزمه ی شاعرانه اش نرسید
غریب، مثل غزل های کاظمی که کسی
به حزن کابلی بی کرانه اش نرسید
#محمد_حسین_انصاری_نژاد
٩٦/٥/١٠-شيراز
Forwarded from سید اکبر میرجعفری
Instagram
سیداکبر میرجعفری
: (به مناسبت میلاد عزیز گرامی محمد کاظم کاظمی) ... و با خشم بالا گرفتی سرت را که حتی ندیدی سر دیگرت را دم در که رفتی زدی با خشونت به فرق سرم ضربۀ آخرت را (همان لحظه گفتم که جا می گذاری کلید در و قرص خواب آورت را) * به هر در زدم تا به دستش بیارم دل خواهرت…
Forwarded from غزاله شریفیان
به مناسبت سالروز تولد استاد عزیز و گرانقدر محمدکاظم کاظمی که چه در عرصه ی شعر و ادب و نقد، و چه در زمینه ی اخلاق حقیقتا استاد هستند و سال هاست که بسیار از این بزرگ مرد شریف آموخته ام.
خداش در همه حال از بلا نگه دارد.
به خنده پاک کنید اشک این مسافر را
که کم ندیده جهان گریه های شاعر را
پیاده آمده و آشناست با این خاک
امام ما نکند رد دعای زائر را
قلم بدست گرفته است بلکه جمع کند
خیال های پریشان و هرچه خاطر را
چگونه وصف کند سر بیدلی ها را
چگونه شرح دهد درد عصر حاضر را
میان این همه اوراق نام او کافی ست
که آبرو بدهد شاعر معاصر
در این دیار زمستان خدا نگه دارد
همین پرنده ی خوش نغمه ی مهاجر را
غزاله شریفیان
20 دی ماه 96
#غزاله_شریفیان
#استاد_کاظمی
#غزل
خداش در همه حال از بلا نگه دارد.
به خنده پاک کنید اشک این مسافر را
که کم ندیده جهان گریه های شاعر را
پیاده آمده و آشناست با این خاک
امام ما نکند رد دعای زائر را
قلم بدست گرفته است بلکه جمع کند
خیال های پریشان و هرچه خاطر را
چگونه وصف کند سر بیدلی ها را
چگونه شرح دهد درد عصر حاضر را
میان این همه اوراق نام او کافی ست
که آبرو بدهد شاعر معاصر
در این دیار زمستان خدا نگه دارد
همین پرنده ی خوش نغمه ی مهاجر را
غزاله شریفیان
20 دی ماه 96
#غزاله_شریفیان
#استاد_کاظمی
#غزل
Forwarded from کانال بصیر احمد حسین زاده
مراسم جشن تولد 50 سالگی محمد کاظم کاظمی
شاعران خراسانی جلسه آفتابگردان ها عصر امروز در حسینیه هنر مشهد، 50 سالگی تولد استاد کاظمی را جشن گرفتند.
عکس: جواد شیخ الاسلامی
@hosinzadee
شاعران خراسانی جلسه آفتابگردان ها عصر امروز در حسینیه هنر مشهد، 50 سالگی تولد استاد کاظمی را جشن گرفتند.
عکس: جواد شیخ الاسلامی
@hosinzadee
Forwarded from کانال بصیر احمد حسین زاده
🔴امشب حسینیه هنر مشهد در کنار استاد کاظمی
عکس: جواد شیخ الاسلامی
🔵گزارش تصویری مراسم جشن 50 سالگی آقای کاظمی فردا منتشر خواهد شد.
@hosinzadee
عکس: جواد شیخ الاسلامی
🔵گزارش تصویری مراسم جشن 50 سالگی آقای کاظمی فردا منتشر خواهد شد.
@hosinzadee
🔴 با پویا لنگری، شاعر جوان مهاجر
پویا لنگری شاعر جوان مهاجر و ساکن قم است. او با وجود ناتوانی جسمی و دشواریهایی که از این ناحیه در زندگیاش دارد، در کار شعر و ادبیات است و با جدیت و علاقهمندی فعالیتهای ادبی را تعقیب میکند.
پارسال و در افتتاحیۀ جشنوارۀ شعر فجر در کاشان، افتخار داشتیم که در خدمت این عزیز باشیم، به عنوان یک مهمان ویژه از شهر قم. و این عکس حاصل همان دیدار است. 👆
پویا لنگری شاعر جوان مهاجر و ساکن قم است. او با وجود ناتوانی جسمی و دشواریهایی که از این ناحیه در زندگیاش دارد، در کار شعر و ادبیات است و با جدیت و علاقهمندی فعالیتهای ادبی را تعقیب میکند.
پارسال و در افتتاحیۀ جشنوارۀ شعر فجر در کاشان، افتخار داشتیم که در خدمت این عزیز باشیم، به عنوان یک مهمان ویژه از شهر قم. و این عکس حاصل همان دیدار است. 👆
Forwarded from کانال بصیر احمد حسین زاده
🔴استاد کاظمی با چهره ای متفاوت
این عکس از مراسم 50 سالگی تولد کاظم کاظمی است که دیشب گرفتم و به عنوان هدیه جشن تولد به این دوست سالها ی آوارگی خود تقدیم می کنم،
تولدت مبارک عزیز.
@hosinzadee
این عکس از مراسم 50 سالگی تولد کاظم کاظمی است که دیشب گرفتم و به عنوان هدیه جشن تولد به این دوست سالها ی آوارگی خود تقدیم می کنم،
تولدت مبارک عزیز.
@hosinzadee
شعری از شاعر گرامی حسین مؤدب که در جلسۀ دیروز آفتابگردانها خوانده شد. البته این شعر سرودۀ سال ۱۳۹۴ ایشان است. با سپاس فراوان. 👇
Forwarded from حسین مؤدب
🌹 به استاد عزیزم #محمدکاظم_کاظمی 🌹
مرد مردان ساده و بی ادعایی کاظمی
در میان جمع و از ایشان سوایی کاظمی
شعر می گویند با سیگار و قلیان شاعران
شعر می گوید فقط با قند و چایی، کاظمی!
با دو چرخه می رود از بس به هر جا، عاقبت
در میارد سر ز لیگ آسیایی ، کاظمی
بر اساس آخرین اسناد تاریخ کهن
بوده است استاد مرحوم سنایی، کاظمی!
نادر و سیمین اگر از هم جدا گردیده اند
بوده بی تقصیر اندر این جدایی! کاظمی!
پادشاه مصر اگر می شد یقینا می رسید
دست ما حالا به شکل مومیایی کاظمی!
یک نفر باشد اگر فرضا داداش مادرش
می زند او را صدا با لفظ دایی! کاظمی!!
مرد مردان، بیدل دلدار این دوران تویی
یکه تاز عرصه ی شعری خدایی کاظمی
غایبی و باز هم حاضر یراق صحنه ای
رهبری بی خود نمیپرسد : کجایی کاظمی؟!*
ما اگر حواریون باشیم و پروانه یقین
تو مسیحایی و شمع جمع مایی کاظمی!
#حسین_مؤدب
#دی_ماه_1394
#طنز
#تولد_استاد_کاظمی
*در دیدار نیمه ی رمضان سال 94 هنگام شعرخوانی ها مقام معظم رهبری سراغ استاد کاظمی را گرفتند که ایشان حضور نداشتند.
🆔 @hmoaddab
مرد مردان ساده و بی ادعایی کاظمی
در میان جمع و از ایشان سوایی کاظمی
شعر می گویند با سیگار و قلیان شاعران
شعر می گوید فقط با قند و چایی، کاظمی!
با دو چرخه می رود از بس به هر جا، عاقبت
در میارد سر ز لیگ آسیایی ، کاظمی
بر اساس آخرین اسناد تاریخ کهن
بوده است استاد مرحوم سنایی، کاظمی!
نادر و سیمین اگر از هم جدا گردیده اند
بوده بی تقصیر اندر این جدایی! کاظمی!
پادشاه مصر اگر می شد یقینا می رسید
دست ما حالا به شکل مومیایی کاظمی!
یک نفر باشد اگر فرضا داداش مادرش
می زند او را صدا با لفظ دایی! کاظمی!!
مرد مردان، بیدل دلدار این دوران تویی
یکه تاز عرصه ی شعری خدایی کاظمی
غایبی و باز هم حاضر یراق صحنه ای
رهبری بی خود نمیپرسد : کجایی کاظمی؟!*
ما اگر حواریون باشیم و پروانه یقین
تو مسیحایی و شمع جمع مایی کاظمی!
#حسین_مؤدب
#دی_ماه_1394
#طنز
#تولد_استاد_کاظمی
*در دیدار نیمه ی رمضان سال 94 هنگام شعرخوانی ها مقام معظم رهبری سراغ استاد کاظمی را گرفتند که ایشان حضور نداشتند.
🆔 @hmoaddab
Forwarded from siamak bahramparvar
کفران-کاظمی-بهرام پرور
<unknown>
غزل مثنوی کفران
اثر : محمد کاظم کاظمی
خوانش : سیامک بهرام پرور
به مناسبت زادروز محمدکاظم کاظمی
@siamakbahramparvar
اثر : محمد کاظم کاظمی
خوانش : سیامک بهرام پرور
به مناسبت زادروز محمدکاظم کاظمی
@siamakbahramparvar
Forwarded from اخبار مشهد
🎂وطندار "وطن فارسی" ۵۰ ساله شد
اخبار مشهد زادروز "محمدکاظم کاظمی" شاعر افغانستانی تبار ساکن مشهد را به شاعران خراسان و همزبانان افغانستانی ساکن مشهد تبریک میگوید.
خانهآباد استاد🌹
@AkhbarMashhad
اخبار مشهد زادروز "محمدکاظم کاظمی" شاعر افغانستانی تبار ساکن مشهد را به شاعران خراسان و همزبانان افغانستانی ساکن مشهد تبریک میگوید.
خانهآباد استاد🌹
@AkhbarMashhad
نمیتوانم در برابر این همه محبت و مهر دوستان بیتفاوت بمانم. تک تک این پیامها در واقع دریچهای از مهربانی است که بین افرادی از دو کشور ایران و افغانستان گشوده میشود و برای من خوشحالکننده است که سهمی کوچک در باز شدن این پنجرهها دارم. این هم حاصل محبت دوستان گرامی ما در کانال «اخبار مشهد». 👆
Forwarded from کانال بصیر احمد حسین زاده
🔴گزارش تصویری مراسم جشن تولد 50 سالگی محمد کاظم کاظمی در جلسه شعر آفتابگردانهای مشهد.
🔵عکس: بصیراحمد حسین زاده
تصاویر بیشتر👇
http://parstoday.com/dari/news/uncategorised-i62361
@hosinzadee
🔵عکس: بصیراحمد حسین زاده
تصاویر بیشتر👇
http://parstoday.com/dari/news/uncategorised-i62361
@hosinzadee
Forwarded from حسین پورقلی یام
غزلی تقدیم به استاد محمد کاظم کاظمی
هر چه را از داغ داری عرضه دار ای روزگار
آتشم از داغ آتش را نمی شاید فرار
هان قرارم را بگیر و حال خوبم را ببر
تا بگیرم بر مدار بی قراریها قرار
نی نخواهم کنج راحت از مرام چرخ گرد
سایه ای از کوه بر کف کس ندارد انتظار
دست حاجت می برد درماندگی را پیش تر
استران هی دست می یازند بر پای سوار
رقص سرخی آسمانی خلق بیند از چو ما
چون که کامل گشت نقش فرش معدوم است دار
گر بپوشاند دمی بال و پر این سار خاک
باز پر گیرد دو چندان از تن هر خاک سار
#سهیل_ سعادت
هر چه را از داغ داری عرضه دار ای روزگار
آتشم از داغ آتش را نمی شاید فرار
هان قرارم را بگیر و حال خوبم را ببر
تا بگیرم بر مدار بی قراریها قرار
نی نخواهم کنج راحت از مرام چرخ گرد
سایه ای از کوه بر کف کس ندارد انتظار
دست حاجت می برد درماندگی را پیش تر
استران هی دست می یازند بر پای سوار
رقص سرخی آسمانی خلق بیند از چو ما
چون که کامل گشت نقش فرش معدوم است دار
گر بپوشاند دمی بال و پر این سار خاک
باز پر گیرد دو چندان از تن هر خاک سار
#سهیل_ سعادت