کانال محمدکاظم کاظمی
2.81K subscribers
2.03K photos
314 videos
99 files
949 links
کانال‌های مرتبط:
آثار (شعرها و نوشته‌های آموزشی)
@asarkazemi
پادکست شعر پارسی
https://castbox.fm/va/5426223
صفحۀ اینستاگرام:
instagram.com/mkazemkazemi
سایت:
www.mkkazemi.com
Download Telegram
🔹 برنامۀ‌ رادیویی ویژۀ محمدکاظم کاظمی
امشب به لطف دوستان برنامۀ راه شب رادیو، این برنامه به زندگی و شعر من اختصاص دارد با یک گفتگوی تلفنی زنده. از ساعت ۰۰:۳۰ بامداد تا ۲:۰۰ بامداد، رادیو ایران، برنامۀ راه شب.
Forwarded from مهاجر نیوز
🏃🏻‍♂️ 🏃🏻‍♂️در كمپين «چرا من حق ندارم از كارت بانكي استفاده كنم» شركت كنيد! 🏃🏻‍♂️🏃🏻‍♂️

👉 🌎 https://my.farsnews.com/c/3758 🌎 👈

سایت «فارس من» سایتی است که برای پیگیری مشکلات افراد حاضر در کشور ایران طراحی شده است. در این سایت یک کمپین ثبت می‌شود و سپس افراد مختلف از این کمپین حمایت می‌کنند.
اگر تعداد افراد حامی بیش از 50 نفر باشند، سایت فارس نیوز یک مصاحبه در این مورد کار می‌کند.
اگر تعداد افراد حامی به 500 نفر برسد یک گزارش خبری در مورد موضوع کار می‌شود.
اگر 5000 هزار نفر از موضوع حمایت کنند سایت فارس نیوز برای مطالبه گری به سراغ مسئولین ارشد كشور می‌رود.
و اگر تعداد حامیان کمپین به 10 هزار نفر برسد پای نمایندگان مجلس به موضوع باز می‌شود.
yon.ir/ir1Zn
🔴 کمپین «چرا من حق ندارم از کارت بانکی استفاده کنم»، به مطالبه‌ی حق داشتن کارت بانکی مهاجران حاضر در ایران می‌پردازد؛ حقی که در یک سال گذشته پایمال شده.
برای حمایت از این کمپین به آدرس زیر بروید و بر روی گزینه‌ی حمایت می‌کنم کلیک کنید:
👉🌎 https://my.farsnews.com/c/3758 🌎👈

🌷 امیدواریم با حمایت شما مخاطبان دیاران از این کمپین گامی برای حل مسئله برداشته شود.🌷
🔹 حضور غافلگیرانه و مهربانانۀ عزیزان شاعر در منزل ما، به بهانۀ سالگرد تولد من. سپاس از همه دوستان گرامی به خاطر محبت‌هایشان.
🔴 اتباعی ؟
🔻زینب بیات
امروز رفتم خرید و بعد از انتخاب نیازهای خانه، کارت عابر بانک را پیش کردم برای صاحب مغازه که حساب و کتاب را انجام دهد و بروم سمت خانه و بعد هم با عجله نرگس را برسانم که کلاسش دیر نشود.
صاحب مغازه، کارت را کشید اما کارت عمل نکرد و پیام داد که کارت شما فعال نیست.
گفتم حتما اشتباهی شده. کارت من که تا سال ۹۸ اعتبار دارد. دوباره بکشید سه باره بکشید اما هر بار همین پیام دریافت شد.
از یک طرف وقت چندانی ندارم و عجله دارم و از طرف دیگر نمی شود که خریدهای مورد نیاز را رها کرد. خرید را نیمه تمام رها کردم و با سرعت خودم را به یکی از شعب بانک تجارت رساندم.
گفتم: آقا چرا کارت من فعال نیست. زمان اعتبار کارت به پایان نرسیده که ؟
کارمند بانک که مشغول کار بود چشم هایش را به سمت من چرخاند و گفت: اتباعی؟
انگار پتکی بر سرم کوبیده باشند. اتباع!
چقدر دیگر باید به خاطر اتباع بودن رنج کشید؟ چقدر دیگر باید به خاطر این کلمه دچار سرگردانی شد؟ چقدر دیگر باید در هر جایی کارهایت گره بخورد و بعد بهت بگویند: اتباعی!
دلم می خواست با بزرگترین پاک کن دنیا، کلمه ی اتباع را از دایره واژگان این کشور حذف کنم.
حس کردم که مرده ام و می خواهند مرا در دل زمین بگذارند. زمین دهان باز می کند و با چشم های خشم آلود و معترض و صدایی زمخت می پرسد: اتباعی؟
و بعد مرا با تمام قوت دور می اندازد و به فضا پرتاب می کند. جنازه ام به شهاب سنگی می خورد و تکه تکه می شود.
-گفتم که اتباعی ؟
کارمند بانک دوباره تکرار کرد.
- ها بله بله اتباع هستم.
-خوب گذرنامه ات، مدرکت همراهت هست؟
-بله نه نه نیست ولی من وسط خرید بودم عجله هم دارم میشه دوباره فعالش کنین.
حالا چرا کارتم غیرفعال شده؟
_گفتم دیگه اتباعی.
-خوب شما نباید به احترام مشتریان تان یک پیامک می فرستادین و بعد غیرفعال می کردین؟
-این کار ما نیست کار بانک مرکزیه، تقصیر ما نیست.
کارمند مشغول کار شد و تلاش کرد کارت را با گرفتن همان اطلاعات همیشگی یک موجود اتباع و ثبت آن در سیستم مشکل را حل کند.
بعد از مدتی معطلی و استرس، بالاخره
کارت را از کارمند بانک گرفتم و از بانک خارج شدم.
یاد شعر لطیف پدرام می افتم‌‌؛
اگر روزنه‌ی متروکی
‌به هوای بارانی گشوده شود
هیچ گوشی آوازش را نمی شنود
غمی لا در لا غربت که رها شود
می موید و می موید
و خشم
شادی را رم می دهد
اگر افغانی بمیرد؟
هیچ گورستانی پناهش نمی دهد

#اتباع
#بیگانه
#افغانستانی
#مسدود
#کارت_بانکی
@zaynabbayat
Forwarded from بوم رنگ
📌⁣محدودیت های جدید علیه مسلمانان در آمریکا

🔸در ادامه تراول بن، ⁣دولت ترامپ قصد دارد از ابتدای سال ۲۰۲۱ محدودیت های جدیدی علیه اتباع کشورهای مسلمان (که #گرین_کارت ندارند) اعمال کند. به نظر می رسد در صورت اعمال این محدودیت ها، تب #مهاجرت به آمریکا کاملا از بین برود.

🔹فرزندان متولد شده در آمریکا، شهروند این کشور محسوب نمی شوند.

🔹این افراد حق دریافت #گواهی_نامه و خرید و فروش وسایل نقلیه را ندارند.

🔹پیوند اعضا به این افراد ممنوع است.

🔹تحصیل فرزندان شان در برخی مدارس ممنوع است.

🔹فرزندان حق تحصیل در دانشگاه (به جز چند رشته خاص) ندارند.

🔹افتتاح #حساب_بانکی و انجام امور بانکی با محدودیت های شدید مواجه می شود.

🔹این افراد در هر دادگاهی (مستقل ازینکه خواهان باشند یا خوانده) باید ابتدا مبلغی به حساب #دادگاه واریز کنند.

🔹این افراد حق سکونت در ۲۵ ایالت را ندارند، در ۲۱ ایالت با محدودیت مواجه می شوند و تنها در #کالیفرنیا، #نیویورک، #فلوریدا و #تگزاس هیچ نوع محدودیتی ندارند.

🔹در صورتی که ۶ سال از ورودشان به آمریکا نگذشته، تنها اجازه کار در مشاغل زیر دارند: کارگر ساختمان، مزرعه، راه سازی، معدن، کشتارگاه، جمع آوری زباله.

🔰 حالا که به انتهای متن رسیدید، احتمالا متوجه شدید که موارد بالا تنها یک داستان سرایی بود و واقعیت ندارد. البته یک چیز واقعیت دارد: تمام این محدودیت ها (حتی شدیدتر) علیه مهاجران افغان ساکن #ایران اعمال می شود (منبع).

@b00mrang
🔹 زیستن در حصار موانع
بدون هیچ پیامکی، بدون هیچ اخطاری، بدون هیچ اطلاعی. ظهر جمعه به عابربانک می‌روی که پولی به دختر دانشجویت در تهران بفرستی، و با این جمله مواجه می‌شوی. هیچ مهم نیست که تو ممکن است در سفر باشی و به بانک دسترسی نداشته باشی؛ هیچ مهم نیست که در بیمارستان و در پی پرداخت پول معالجه‌ات باشی.
جالب این که برای واریز پول هیچ مسدود شدنی در کار نیست و فقط برای برداشت مسدود شده است.
این اتفاقی است که بارها می‌افتد به خاطر یک دستور برای ایجاد یک ممنوعیت یا محدودیت تازه.
چون تو از «اتباع بیگانه» هستی. همین.
@mkazemkazemi
🔹 توضیحاتی دربارۀ داستان کارت‌های عابربانک مهاجرین
🔸 محمدکاظم کاظمی

در مورد یادداشت «زیستن در حصار موانع» این نکات را گفتنی می‌دانم.
🔻
۱. از مسئولان روابط عمومی بانک تجارت سخت سپاسگزارم که با حفظ احترام و حسن سلوک تمام، تلفن زدند و در این مورد توضیح دادند که این مسدود شدن کارت‌های عابربانک به دستور مراجع بالاتر بوده است.
البته من هم این را بیفزایم که هرچند قرعۀ کار من این بار به نام بانک تجارت خورده بود، من گاه از سوی بعضی بانک‌های دیگر هم با این رویداد مواجه شده‌ام و آن هم به دفعات.
🔻
۲. انعکاس این قضیه در فضای مجازی و رسانه‌ها بسیار وسیع بود، وسیع‌تر از آنچه تصورش را می‌كردم. ممنون و قدردان همه کسانی هستم که به هر شکلی اظهار همدردی کردند و بسیاری‌ها نیز دست به کار شدند و به مطالبه‌گری در این مورد پرداختند. همین محبت‌ها و همدردی‌هاست که به ما دلگرمی و امید می‌دهد. امید به رفع تنگناها هرچند سخت است و در این سال‌ها تنگناها غالبا بیشتر شده است.
🔻
۳. یک توضیح ضروری دیگر در مورد عبارت «جواز اقامت» است. از سوی بعضی دوستانی که پیگیر این ماجرا بودند، این سخن نیز مطرح می‌شد که طبق فرمودۀ مسئولان، این انسداد کارت‌های بانکی شامل کسانی می‌شود که «جواز اقامت» ندارند.
متأسفانه از عبارت «جواز اقامت» چنین برداشت می‌شود که هر کسی که جواز اقامت ندارد بی‌مدرک است و اقامتش غیرقانونی است و باطل شدن کارت او طبیعی و بلکه لازم است.
ولی من این نکته را بیفزایم که مهاجران صاحب مدرک افغانستان در ایران دو دسته‌اند. یکی گروهی که گذرنامه و «جواز اقامت» دارند و یکی گروهی که «کارت شناسایی» دارند. گفتنی است که این دارندگان کارت شناسایی هم از نظر اقامتی در ایران ریشه‌دار هستند و اقامتشان از دارندگان جواز اقامت از جهاتی مطمئن‌تر است. من خودم ۲۵ سال با کارت شناسایی زندگی کرده‌ام و با آن دانشگاه خوانده‌ام.
این را از این جهت عرض کردم که تصور نشود هر کسی که به اعتبار نداشتن «جواز اقامت» کارت بانکی‌اش باطل می‌شود در واقع یک مهاجر غیرقانونی بوده است. او هم قانونی است، ولی اسم مدرک شناسایی او جواز اقامت نیست.
حالا طبق شنیده‌ها قرار است که کارت‌های بانکی این گروه مسدود شود، کسانی که بخش عظیمی از مهاجران بامدرک را تشکیل می‌دهند. بسیاری از این‌ها قریب به سی سال است که در ایران زیسته‌اند و بسیاری حتی در این کشور به دنیا آمده‌اند. غصه اصلی ما محرومیت این گروه وسیع کارت‌دار است نه فقط دارندگان جواز اقامت.

خدا کند این شنیده‌ها راست نباشد.
@mkazemkazemi
Forwarded from کانال بصیر احمد حسین زاده (بصیراحمد حسین زاده)
سومین جشنواره ادبی ریحانه ویژه شعر و داستان
شاعران و نویسندگان افغانستان می توانند در این جشنواره شرکت کنند.
@hosinzadee
🔴 ثبت‌نام آغاز شد.
برای آگاهی از شرایط ثبت‌نام در کارگاه‌های غیرحضوری به شناسهٔ زیر پیام دهید.
@S12_n

@najvayeghalam
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 غزلی از محمدکاظم کاظمی که روایت 365 روز از زندگی یک شاعر است.

افتتاحیه محافل سیزدهمین جشنواره بین‌المللی شعر فجر

📌 گتوند - خوزستان

@bicheshmdasht2
با سپاس از شاعر گرامی جناب موسی عصمتی. 👆
🔹 از صفحۀ اینستاگرام آقای نصرالله پژمان‌فر نمایندۀ محترم مردم مشهد و کلات در مجلس شورای اسلامی و عضو کمیسیون فرهنگی مجلس.
با سپاس از ایشان و همه کسانی که به این موضوع، از منظر انسانی می‌نگرند.
🔺 یادداشتی از خانم مریم شیعه‌زاده در نشریه شهرآرا مترو. با سپاس از ایشان.
📜

📌تهیه‌کننده محترم تماس گرفت و با صدایی آرام و لحنی معنوی، توضیح داد که برای پخش در ایام فاطمیه شبکه فلان، بنا دارند شعرخوانی چند شاعر را ضبط کنند و گفت شماره مرا از فلانی گرفته و گویا چند شعر فاطمی دارم و از من پرسید آیا شعرم را در فلانجا هم خوانده‌ام یا نه، و خلاصه اینکه دعوت کرد که افتخار بدهم و فلان‌روز در فلان استودیو حاضر شوم و‌ شعرهای فاطمی‌ام را برای دوربین‌شان بخوانم. بعد از پرسش از چند و چون کار، سؤال کردم آیا برای شاعران دستمزدی یا هدیه‌ای در نظر گرفته‌اند یا خیر. با صدایی آرام و لحنی معنوی، از اجر معنوی گفت و از بودجه محدود سازمان [؟!] و در پایان گفت اگر لازم است با من خودشان از جیب حساب خواهند کرد.
محترمانه و با لحنی معنوی از ایشان عذرخواهی و با ایشان خداحافظی کردم.

آنچه در ادامه می‌آید پاسخی به ایشان و امثال ایشان است:

📌شعر در تلویزیون بی‌احترام و بی‌قدر است. مثل خیلی چیزهای دیگر. برعکسِ مثلا فوتبال، و خیلی چیزهای دیگر. چرا؟ چون بی‌شعور و از فرهنگ بیگانه‌اند؟ نه لزوماً. چون در تلویزیون ملاک احترام پول است. چیزی در تلویزیون محترم است که برایش پول خرج شده باشد و چیزی محترم‌تر، که از آن بشود پول هم درآورد. تلویزیون تا برای چیزی پول خرج نکند، متوجه ارزش و اعتبار آن چیز نمی‌شود. تلویزیون پول را می‌شناسد، نه ارزش و اعتبار را.

📌محمد صالح‌علاء می‌گفت من ترانه‌هایم را گران می‌فروختم. چون تهیه‌کننده می‌گفت حالا که اینقدر پول به ترانه داده‌ایم، پس بدهیم آهنگش را هم فلانی بسازد و بگوییم ارکستر بزرگ هم بگیرند و اصلا بدهیم فلانی هم بخواند. قیمت ترانه بود که کیفیتش اجرا را تضمین می‌کرد، نه هیچ چیز دیگر. تهیه‌کننده جز پول را نمی‌فهمید و برای ارتقای کیفی کار، هیچ چاره‌ای جز بالا بردن قیمت ترانه و وادار کردن تهیه‌کننده به پول خرج کردن به‌نفع کیفیت کار نبود.

📌برای تلویزیون، چیزی که بابتش پولی پرداخت نشده، صرفا برنامه‌پرکن است. تازه پیش خودشان فکر می‌کنند این بابا که بدون اینکه چیزی بگیرد پا شده آمده جلوی دوربین، لابد از خداش هم هست. اصلا توی سرش هم می‌زنیم. اما وقتی پول خرج می‌کنند، با خودشان می‌گویند پس لابد یک خبری هست، احترام بگذاریم. تهیه‌کننده می‌دود به استقبالت، مدیر تولید استاد استاد می‌کند، تصویربردار تصویر بهتری ازت می‌گیرد (باور کنید)، مجری توی حرفت نمی‌پرد... و همه دست در دست هم تلاش می‌کنند حالا که پولش را داده‌اند، احترام بگذارند و کار را باکیفیت اجرا کنند.

📌من که بارها بی‌هیچ توقعی در فلان محفل دانشجویی و فلان هیئت عزاداری و فلان جمع دوستانه شعر خوانده‌ام، اتهام پول‌دوستی را به جان می‌خرم و به تلویزیون و تهیه‌کننده تلویزیون ـ حساب آنها که می‌شناسم‌شان سوا ـ حال مفت نمی‌دهم. نه اینکه چندرغاز حق‌البوق تهیه‌کننده و تلویزیون دردی از من دوا کند، نه. این کار را می‌کنم که آنها که جز پول ملاکی برای تشخیص ندارند، شاخک‌هاشان بجنبد و حالی‌شان شود که پس لابد خبری است و پس لابد شعر برنامه‌پرکن و شاعر عشق دوربین نیست. به‌ناچار بفهمند شعر و شاعر شأن دارند و به‌ناچار همیت بدهند و به‌ناچار احترام بگذارند، حتی اگر نفهمند چرا باید احترام گذاشت.

📌په‌نون:
برنامه‌های زنده مناسبتی داستانی دیگر دارند. یک شاعر و یک دلقکِ تقلیدصداکار مهمان برنامه‌اند ـ حالا کار نداریم که شاعر چرا باید اجازه بدهد همطراز دلقک بنشانندش. برای شاعر پانصدهزارتومان هزینه شده و برای دلقک پنج میلیون تومان. پس طبیعی است که مجری شعر شاعر را قطع کند تا دلقک ادا دربیاورد. برای شاعر هزینه شده، درست، اما خب، برای دلقک ده‌برابر بیشتر هزینه‌شده. اینجا حساب اولویت‌هاست، نه فقط هزینه‌ها.
برنامه‌های زنده مناسبتی، مسابقه بی‌شعوری و بی‌احترامی‌اند.

📌‏په‌نون دو:
دسته‌ای‌شان هم با ذکر عباراتی مثل اجر معنوی (درواقع با سوءاستفاده از معنویات) سعی می‌کنند خود را از این فرایند مبرا بنمایانند. اما ما که می‌دانیم ۸۷ درصدشان هزینه شاعر را در برآورد دیده‌اند، اما پیچانده‌اند و گذاشته‌اند توی جیب‌شان، که اگر لازم شد از جیب‌شان خرج کنند.

👁‍🗨
OmidMahdinejad
👆 من در ذیل این مطلب امید مهدی‌نژاد افزونۀ «رادیو» را هم می‌افزایم.
برای عزیزان خیلی طبیعی شده است صرف کردن مدت بسیاری از وقت شاعر جماعت، در حالی که در مدت این نیم ساعت یا چهل دقیقه که آدمی را به بیگاری می‌گیرند، این شخص می‌تواند چند صفحه از کتابی را که سر دست دارد ویرایش کند یا هر کار دیگری که بالاخره برای او از جنس «کار» به حساب می‌آید پیش ببرد.
چند روز پیش عزیزانی حدود چهل دقیقه وقت مرا گرفتند، برای پنج شش دقیقه بحث دربارۀ شعر. وقتی می‌گوییم که وقت ندارم هم از ضرورت فرهنگی این کار سخن می‌گویند. نمی‌دانند که شاید کاری که ممکن است آن شاعر به جای آن برنامۀ‌ رادیو انجام می‌دهد برای فرهنگ و ادبیات ضروری‌تر باشد.
Forwarded from خانهٔ آینه
🍀 امروز با بیدل فوتبالی

🔹 ز مو انگشت حیرانی به لب دارند چینی‌ها
🔻
ترک برداشتن ظرف چینی را «مو برداشتن» می‌گویند و بیدل از این نکته بسیار استفاده کرده است. هر جا در شعر بیدل «مو» و چینی می‌بینیم، ارتباطی به این موضوع دارد. ولی در عین حال مردم چین هم در این بیت‌ها در نظر است به اعتبار که چینی‌های آن زمان سرشان را می‌تراشیده‌اند. بیدل به این هم بسیار اشاره دارد.
و این هم یک مصراع دیگر که بیدل برای شکست چینی‌ها گفته است.

🔹 هر چینی از این بزم، شکست دگر آورد
در این صفحۀ اینستاگرامی عکس‌های بسیار زیبا و دیده‌نشده‌ای از افغانستان خواهید دید. 👆
در این جاهاست که تصویری خلاف آنچه در اغلب رسانه‌ها دیده می‌شود از این کشور می‌توان یافت.