کانال محمدکاظم کاظمی
2.85K subscribers
2.03K photos
314 videos
99 files
951 links
کانال‌های مرتبط:
آثار (شعرها و نوشته‌های آموزشی)
@asarkazemi
پادکست شعر پارسی
https://castbox.fm/va/5426223
صفحۀ اینستاگرام:
instagram.com/mkazemkazemi
سایت:
www.mkkazemi.com
Download Telegram
🔴 اتباعی ؟
🔻زینب بیات
امروز رفتم خرید و بعد از انتخاب نیازهای خانه، کارت عابر بانک را پیش کردم برای صاحب مغازه که حساب و کتاب را انجام دهد و بروم سمت خانه و بعد هم با عجله نرگس را برسانم که کلاسش دیر نشود.
صاحب مغازه، کارت را کشید اما کارت عمل نکرد و پیام داد که کارت شما فعال نیست.
گفتم حتما اشتباهی شده. کارت من که تا سال ۹۸ اعتبار دارد. دوباره بکشید سه باره بکشید اما هر بار همین پیام دریافت شد.
از یک طرف وقت چندانی ندارم و عجله دارم و از طرف دیگر نمی شود که خریدهای مورد نیاز را رها کرد. خرید را نیمه تمام رها کردم و با سرعت خودم را به یکی از شعب بانک تجارت رساندم.
گفتم: آقا چرا کارت من فعال نیست. زمان اعتبار کارت به پایان نرسیده که ؟
کارمند بانک که مشغول کار بود چشم هایش را به سمت من چرخاند و گفت: اتباعی؟
انگار پتکی بر سرم کوبیده باشند. اتباع!
چقدر دیگر باید به خاطر اتباع بودن رنج کشید؟ چقدر دیگر باید به خاطر این کلمه دچار سرگردانی شد؟ چقدر دیگر باید در هر جایی کارهایت گره بخورد و بعد بهت بگویند: اتباعی!
دلم می خواست با بزرگترین پاک کن دنیا، کلمه ی اتباع را از دایره واژگان این کشور حذف کنم.
حس کردم که مرده ام و می خواهند مرا در دل زمین بگذارند. زمین دهان باز می کند و با چشم های خشم آلود و معترض و صدایی زمخت می پرسد: اتباعی؟
و بعد مرا با تمام قوت دور می اندازد و به فضا پرتاب می کند. جنازه ام به شهاب سنگی می خورد و تکه تکه می شود.
-گفتم که اتباعی ؟
کارمند بانک دوباره تکرار کرد.
- ها بله بله اتباع هستم.
-خوب گذرنامه ات، مدرکت همراهت هست؟
-بله نه نه نیست ولی من وسط خرید بودم عجله هم دارم میشه دوباره فعالش کنین.
حالا چرا کارتم غیرفعال شده؟
_گفتم دیگه اتباعی.
-خوب شما نباید به احترام مشتریان تان یک پیامک می فرستادین و بعد غیرفعال می کردین؟
-این کار ما نیست کار بانک مرکزیه، تقصیر ما نیست.
کارمند مشغول کار شد و تلاش کرد کارت را با گرفتن همان اطلاعات همیشگی یک موجود اتباع و ثبت آن در سیستم مشکل را حل کند.
بعد از مدتی معطلی و استرس، بالاخره
کارت را از کارمند بانک گرفتم و از بانک خارج شدم.
یاد شعر لطیف پدرام می افتم‌‌؛
اگر روزنه‌ی متروکی
‌به هوای بارانی گشوده شود
هیچ گوشی آوازش را نمی شنود
غمی لا در لا غربت که رها شود
می موید و می موید
و خشم
شادی را رم می دهد
اگر افغانی بمیرد؟
هیچ گورستانی پناهش نمی دهد

#اتباع
#بیگانه
#افغانستانی
#مسدود
#کارت_بانکی
@zaynabbayat
✳️ یادداشتی از من دربارۀ مسدود شدن کارت‌های بانکی مهاجرین / منتشر شده در سایت خبرگزاری تسنیم، ۲۸ تیر ۱۳۹۹

🔹 و حالا باز تکرار همان حکایت و همان شکایت
🔻
به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم،‌ محمدکاظم کاظمی، شاعر و پژوهشگر مهاجر افغانستانی، در یادداشتی که برای انتشار در اختیار خبرگزاری تسنیم‌ قرار داده،‌ به بهانه مسدود ساخت کارت‌های بانکی برخی از مهاجرین در روزهای اخیر به نقد برخی عملکردها در مواجهه با این جامعه مهاجر پرداخته است. یادداشت کاظمی به این شرح است:

مسدود ساختن کارت‌های بانکی جمع وسیعی از مهاجران، آن هم در اوج شیوع دوباره بیماری کرونا که تنها راه پرداخت در بسیاری مکان‌ها همین کارت بانکی است، باری دیگر جامعه مهاجر را مضطرب ساخته است. بزرگوارانی که چنین تصمیم‌های قاطعی و غالباً هم پیاپی برای مهاجرین می‌گیرند، خوب است یکبار خودشان را در حالتی تصور کنند که در مطب پزشک، در داروخانه، در بیمارستان، در سفر و یا در هر حالت اضطراری دیگری، در لحظه پرداخت با کارت بانکی، متوجه شوند که حساب بانکی‌شان مسدود شده است و هیچ دسترسی‌‌ای ندارند.

پیشنهاد من به همه کسانی که محدودیت‌های مهاجرین برایشان قابل درک نیست، این است که بیایید یک کاری کنید. برای مدتی گواهینامه‌تان را کنار بگذارید و سوار خودرو نشوید؛ سیم‌کارت تلفن‌تان را بیرون بیندازید؛ کارت ملی‌تان را از دسترس خارج کنید؛ دفترچه بیمه را مخفی کنید و آنگاه برای مدتی، مثلاً یک ماه یا حتی یک هفته، سعی کنید «زندگی» کنید. آنگاه می‌دانید که یک مهاجر چطور زندگی می‌کند.

بگذریم از این که اگر بخواهید زیستن در مهاجرت را در این کشور به خوبی و کمال تجربه کنید، باید از استخدام اداره‌تان هم در بیایید، یارانه هم نگیرید و حتی بسیاری از مشاغل دیگر را هم کنار بگذارید. نمی‌گویم شما ملزم به این هستید. شما اتباع این کشورید و برخورداری از همه این‌ها حق‌تان است. فقط می‌گویم که آنگاه می‌توانید رنج ممنوعیت‌های فراوان و پیوسته را حداقل در خیالتان تصور کنید.

البته می‌پذیرم که بسیاری از مهاجرین همین اکنون کارت بانکی در دست دارند و گوشی همراه در اختیار دارند و مشغول کار هم هستند. بسیاری هم گواهینامه رانندگی دارند؛ ولی همواره سایه ممنوعیت، محدودیت و قطع ناگهانی این امتیازها برسرشان است. خیلی از آنان ناچارند که به وسایل دیگری به این تسهیلات لازم زندگی دست یابند، از جمله یاری گرفتن از دوستان و اقوام ایرانی، که این خودش تبعاتی دارد متأسفانه و بخشی از جامعه ایران را درگیر مسائل مهاجرین می‌سازد.

باری، من در مورد جنبه فنی این موضوع و ضرورت‌های احتمالی‌ای که مسئولان برای این قضیه حس می‌کنند بحث نمی‌کنم، چون این قضیه مستلزم وقوف و اطلاع و آگاهی از همه جوانب آن است؛ ولی از کسانی که در همه این جوانب وقوف دارند، می‌شود این را توقع داشت که ممنوعیت، اولین راهکار حل مسائل نباشد.

من بارها در مورد دستورهای عجیبی که در مورد مهاجرین مطرح شده و ممنوعیت‌های باورناپذیری که اعمال شده است، از کسانی که مطلع در امور بوده‌اند پرسیده‌ام و پاسخ آن‌ها غالباً همین نگرانی‌هایی بوده است که مسئولان از جنبه‌های اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و امنیتی داشته‌اند. این نگرانی‌ها گاهی به‌جا بوده و گاهی هم واقعاً مسائل جای نگرانی نداشته است. یا اگر هم داشته است، راهکارش در اولین گام، ممنوعیت نبوده است. مثلاً برای یکی از هموطنان ما که فشار خون داشت و پزشک اهدای خون را به او توصیه کرده بود، این مشکل وجود داشت که اهدای خون از سوی یک مهاجر ممنوع بود و این دوست ما مانده بود که کجا برود تا خونش را بگیرند. می‌گفتند که خون مهاجر برای ما قابل قبول نیست و البته همین نگرانی هم بی‌مورد بود. چون این شخص از کودکی در ایران زیسته بود. دوست ما می‌گفت که گفتم شما خون را بگیرید و بعد آن را دور بریزید؛ ولی گفتند که مجاز به همین کار هم نیستیم. یا باری دیگر از کسی شنیدم که علت محدودیت در اعطای گواهینامه برای مهاجرین، جلوگیری از وقایع تروریستی است. ولی باز برای من جای پرسش داشت که اگر کسی بخواهد با خودرو بمب‌گذاری شده خودش را منفجر کند، از جریمه شدن به خاطر گواهینامه می‌ترسد؟

این‌ها یک نمونه کوچک است و بسیار از این قبیل ما در این سال‌ها دیده‌ایم که شرح آن در این یادداشت نمی‌گنجد. در غالب این امور، «نه» و «ممنوعیت» اولین راهکار بوده است؛ در حالی که می‌توانست آخرین راهکار باشد. به نظرم مسئولان محترم می‌توانند با درایت، وقوف و تجربه‌ای که دارند، راهکارهایی بسنجند که کمترین توابع و عوارض را برای همه جامعه داشته باشد و در عین حال، از رنج فرساینده گروهی از انسان‌هایی که در این کشور زندگی می‌کنند، بکاهد.

#کارت_بانکی
#مهاجرت
#محمدکاظم_کاظمی

@mkazemkazemi