M .zamaniyan
Photo
رهنورد زریاب در صفحهٔ اول روزنامه قدس دوشنبه. سپاس از دوستان که سنگ تمام گذاشتند.
morteza kardar
Photo
کار ارزشمند روزنامۀ همشهری، برای مرحوم اعظم رهنورد زریاب. با سپاس جناب مرتضی کاردر و دیگر همکارانشان.
Forwarded from تماشا
به جاودان یاد '' قهار عاصی '' نازنین و غزل زیبا و ماندگارش
'' گل نیست ، ماه نیست.، دل ماست پارسی ''
آیینه ای برای تماشاست پارسی
تاریخ ماست ، در گذر از قرن های دور
روح نجیب ملت ' دارا ' ست پارسی
گاهی پر از ' خجند ' و زمانی پر از ' هرات '
گاهی به رنگ ' یزد و بخارا ' ست پارسی
' کرد و بلوچ و ترکی و تاجیک و ارمنی '
در بین جمع گوهر یکتاست پارسی
' کشمیری ' از روایت خوبان نازدار
' شیراز ' شعر و نرگس بیناست پارسی
ماییم و یک گذشته ی روشن ، در این میان
میراث آن گذشته ی زیباست پارسی
گاهی میان شعر فراوان ' رودکی '
مثل ' قصیده ' های گواراست پارسی
با ' شاهنامه ' آمد و در جان ما نشست
با شعر ' پیر طوس ' هم آواست پارسی
' خیام ' وار از شب میخانه می رسد
مستی فزاست ، لذت صهباست پارسی
از حرف بگذریم ، که تفسیر روشنی ست
از لفظ بگذریم ، که معناست پارسی
راز بلند زمزمه ی شاعران ما
روح هزار ' چامه ی ' غراست پارسی
با ' شمس ' از کرانه ی ' تبریز ' می رسد
سوز همیشه ی دل ' ملاست ' پارسی
از ' مرو تا به شوش و سمرقند و نیمروز '
راز تکلم همه ی ماست پارسی
'' چون قند پارسی ست ، ز بنگاله می رسد
چون طوطیان هند،شکر خاست پارسی ''
بین درخت های فراوان باغ ما
دستی بلند دارد و افراست پارسی
تصویر جاودانه ی مجنون بیقرار
تفسیر عاشقانه ی لیلاست پارسی
با ' سعدی ' از هوای ' گلستانه ' می رسد
لبخند ' حافظانه ی ' فرداست پارسی
در لابلای دفتر و دیوان بی شمار
در بند بند زمزمه پیداست پارسی
باید قبول کرد که رمز هویت است
باید قبول کرد که مبناست پارسی
گرد آمدیم زیر شکوه همیشه اش
چون پرچمی ست ، یکسره بر پاست پارسی
از کوه های دور سرازیر می شود
از رودها بپرس ، که دریاست پارسی
روح بهار ماست ، در آیینه ی فصول
یادآور طراوت گل هاست پارسی
با قوم های مختلفی حرف می زند
هر جا نگاه می کنی آن جاست پارسی
جاری ترین صدای زمان هاست ، تا هنوز
مثل همیشه ، بحر گهر زاست پارسی
تا آفتاب هست و صدا هست ، مال ماست
گنجینه ای ست ، لولوی لالاست پارسی
ققنوس وار از دل خود زاده می شود
ققنوس وار شهره به دنیاست پارسی
'' قهار عاصی '' و غزل جاودانه اش
آیین ماست ، نقش دل ماست پارسی
شعبان کرم دخت
بابلسر آذر نود و نه
کانال شعر من
@katamdokht
'' گل نیست ، ماه نیست.، دل ماست پارسی ''
آیینه ای برای تماشاست پارسی
تاریخ ماست ، در گذر از قرن های دور
روح نجیب ملت ' دارا ' ست پارسی
گاهی پر از ' خجند ' و زمانی پر از ' هرات '
گاهی به رنگ ' یزد و بخارا ' ست پارسی
' کرد و بلوچ و ترکی و تاجیک و ارمنی '
در بین جمع گوهر یکتاست پارسی
' کشمیری ' از روایت خوبان نازدار
' شیراز ' شعر و نرگس بیناست پارسی
ماییم و یک گذشته ی روشن ، در این میان
میراث آن گذشته ی زیباست پارسی
گاهی میان شعر فراوان ' رودکی '
مثل ' قصیده ' های گواراست پارسی
با ' شاهنامه ' آمد و در جان ما نشست
با شعر ' پیر طوس ' هم آواست پارسی
' خیام ' وار از شب میخانه می رسد
مستی فزاست ، لذت صهباست پارسی
از حرف بگذریم ، که تفسیر روشنی ست
از لفظ بگذریم ، که معناست پارسی
راز بلند زمزمه ی شاعران ما
روح هزار ' چامه ی ' غراست پارسی
با ' شمس ' از کرانه ی ' تبریز ' می رسد
سوز همیشه ی دل ' ملاست ' پارسی
از ' مرو تا به شوش و سمرقند و نیمروز '
راز تکلم همه ی ماست پارسی
'' چون قند پارسی ست ، ز بنگاله می رسد
چون طوطیان هند،شکر خاست پارسی ''
بین درخت های فراوان باغ ما
دستی بلند دارد و افراست پارسی
تصویر جاودانه ی مجنون بیقرار
تفسیر عاشقانه ی لیلاست پارسی
با ' سعدی ' از هوای ' گلستانه ' می رسد
لبخند ' حافظانه ی ' فرداست پارسی
در لابلای دفتر و دیوان بی شمار
در بند بند زمزمه پیداست پارسی
باید قبول کرد که رمز هویت است
باید قبول کرد که مبناست پارسی
گرد آمدیم زیر شکوه همیشه اش
چون پرچمی ست ، یکسره بر پاست پارسی
از کوه های دور سرازیر می شود
از رودها بپرس ، که دریاست پارسی
روح بهار ماست ، در آیینه ی فصول
یادآور طراوت گل هاست پارسی
با قوم های مختلفی حرف می زند
هر جا نگاه می کنی آن جاست پارسی
جاری ترین صدای زمان هاست ، تا هنوز
مثل همیشه ، بحر گهر زاست پارسی
تا آفتاب هست و صدا هست ، مال ماست
گنجینه ای ست ، لولوی لالاست پارسی
ققنوس وار از دل خود زاده می شود
ققنوس وار شهره به دنیاست پارسی
'' قهار عاصی '' و غزل جاودانه اش
آیین ماست ، نقش دل ماست پارسی
شعبان کرم دخت
بابلسر آذر نود و نه
کانال شعر من
@katamdokht
👍1
تماشا
به جاودان یاد '' قهار عاصی '' نازنین و غزل زیبا و ماندگارش '' گل نیست ، ماه نیست.، دل ماست پارسی '' آیینه ای برای تماشاست پارسی تاریخ ماست ، در گذر از قرن های دور روح نجیب ملت ' دارا ' ست پارسی گاهی پر از ' خجند ' و زمانی پر از ' هرات ' گاهی به رنگ…
استقبال ارزشمند شاعر گرامی شعبان کرمدخت، از غزل شادروان عبدالقهار عاصی. 👆
🔹 و اینک جشنوارۀ پانزدهم
پانزدهمین جشنوارۀ بینالمللی شعر فجر، با دبیری دکتر مریم جلالی به کار خود شروع کرد.
دکتر مریم جلالی عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی است و صاحب آثار علمی بسیار، بهویژه در حوزۀ ادبیات کودک و نوجوان. ایشان نخستین بانویی است که سکاندار جشنوارۀ شعر فجر شده است.
آنان که باری این مسئولیت را برعهده داشتهاند، از ظرایف و دشواریهای خاص دبیری جشنواره باخبرند. امیدواریم که با دانش و درایت ایشان، این پانزدهمین جشنواره نیز به فرجامی نیک برسد.
#مریم_جلالی
#جشنواره_شعر_فجر
@mkazemkazemi
پانزدهمین جشنوارۀ بینالمللی شعر فجر، با دبیری دکتر مریم جلالی به کار خود شروع کرد.
دکتر مریم جلالی عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی است و صاحب آثار علمی بسیار، بهویژه در حوزۀ ادبیات کودک و نوجوان. ایشان نخستین بانویی است که سکاندار جشنوارۀ شعر فجر شده است.
آنان که باری این مسئولیت را برعهده داشتهاند، از ظرایف و دشواریهای خاص دبیری جشنواره باخبرند. امیدواریم که با دانش و درایت ایشان، این پانزدهمین جشنواره نیز به فرجامی نیک برسد.
#مریم_جلالی
#جشنواره_شعر_فجر
@mkazemkazemi
🔹 چای با همسایۀ مهاجر
🔸 گفتگو با محمدکاظم کاظمی
🔸 به صورت زنده از اینستاگرام
🔸 پنجشنبه ۲۷ آذر ۹۹، ساعت ۲۰
🔸 برگزارکننده: بنیاد حرکت انسانی
🔻 نشانی اینستاگرام:
@harkatensani
🔸 گفتگو با محمدکاظم کاظمی
🔸 به صورت زنده از اینستاگرام
🔸 پنجشنبه ۲۷ آذر ۹۹، ساعت ۲۰
🔸 برگزارکننده: بنیاد حرکت انسانی
🔻 نشانی اینستاگرام:
@harkatensani
🔹 بنیاد فرهنگی قلم سبز افغانستان برگزار میکند
پنجمین شب شعر یلدا با حضور شاعران افغانستان و ایران.
یکشنبه ۳۰ آذر ۹۹، ساعت ۲۱
@gpafg_official
لایو برنامه در صفحۀ اینستاگرامی آقای فیروز اکبری نواندیش
@firouzakbari_nowandish
پنجمین شب شعر یلدا با حضور شاعران افغانستان و ایران.
یکشنبه ۳۰ آذر ۹۹، ساعت ۲۱
@gpafg_official
لایو برنامه در صفحۀ اینستاگرامی آقای فیروز اکبری نواندیش
@firouzakbari_nowandish
Forwarded from کانال محمدکاظم کاظمی
🔴 شب یلدا
🔹محمدکاظم کاظمی
اینجا، در این تلاقی خونها و شیشهها
شبهای بد بلندترند از همیشهها
شبهای بد بلندترند از همیشهها
تا آب این درخت بخشکد به ریشهها
امشب بدون جامه بخوابی بلندتر
بر روی روزنامه بخوابی بلندتر
دار و صلیب و قبر ببینی زیادتر
خواب پلنگ و ببر ببینی زیادتر
وقتی شب از همیشه شود جانگدازتر
خون شما به شیشه شود جانگدازتر
🔸
یلدا حریف اینهمه سختی شود مگر
سیبی که میخورید درختی شود مگر
مستوجب عطای بخیلان شوی شبی
منظور وعدههای وکیلان شوی شبی:
«من آمدم ترانه بیارم برایتان
آجیل و هندوانه بیارم برایتان
روزانتان همیشه به جوزا بدل شود
شبهایتان همیشه به یلدا بدل شود
آن قصر زرنگار، پس از کوه و جنگل است
سختی همیشه در صد و سی سال اول است
دیگر کلید بخت به جیب تو میشود
یعنی خوراک برّه نصیب تو میشود
ما هندوانه هر شب دی پوست میکُنیم
آن را نثار خوبترین دوست میکنیم»
🔸
کوچک زیاد بودهای، اینک بزرگ شو
این پوست را رها کن و ای برّه! گرگ شو
سال دگر به سیب زمینی بسنده کن
با هر چه نزد خویش ببینی بسنده کن
امسال اگر بریدۀ نان میخوریم ما،
سال دگر خوراک شبان میخوریم ما
فروردین 1385
#شب_یلدا
#محمدکاظم_کاظمی
@mkazemkazemi
🔹محمدکاظم کاظمی
اینجا، در این تلاقی خونها و شیشهها
شبهای بد بلندترند از همیشهها
شبهای بد بلندترند از همیشهها
تا آب این درخت بخشکد به ریشهها
امشب بدون جامه بخوابی بلندتر
بر روی روزنامه بخوابی بلندتر
دار و صلیب و قبر ببینی زیادتر
خواب پلنگ و ببر ببینی زیادتر
وقتی شب از همیشه شود جانگدازتر
خون شما به شیشه شود جانگدازتر
🔸
یلدا حریف اینهمه سختی شود مگر
سیبی که میخورید درختی شود مگر
مستوجب عطای بخیلان شوی شبی
منظور وعدههای وکیلان شوی شبی:
«من آمدم ترانه بیارم برایتان
آجیل و هندوانه بیارم برایتان
روزانتان همیشه به جوزا بدل شود
شبهایتان همیشه به یلدا بدل شود
آن قصر زرنگار، پس از کوه و جنگل است
سختی همیشه در صد و سی سال اول است
دیگر کلید بخت به جیب تو میشود
یعنی خوراک برّه نصیب تو میشود
ما هندوانه هر شب دی پوست میکُنیم
آن را نثار خوبترین دوست میکنیم»
🔸
کوچک زیاد بودهای، اینک بزرگ شو
این پوست را رها کن و ای برّه! گرگ شو
سال دگر به سیب زمینی بسنده کن
با هر چه نزد خویش ببینی بسنده کن
امسال اگر بریدۀ نان میخوریم ما،
سال دگر خوراک شبان میخوریم ما
فروردین 1385
#شب_یلدا
#محمدکاظم_کاظمی
@mkazemkazemi
🔹 رسانۀ کارا؛ حلقۀ گمشدۀ همدلی تهران _ کابل
یادداشت بسیار خوب محمدحسین جعفریان در جام جم آنلاین. خواندن آن را به همه علاقهمندان ارتباط دو ملت پیشنهاد میکنم.
https://jamejamonline.ir/fa/news/1296699/
یادداشت بسیار خوب محمدحسین جعفریان در جام جم آنلاین. خواندن آن را به همه علاقهمندان ارتباط دو ملت پیشنهاد میکنم.
https://jamejamonline.ir/fa/news/1296699/
جدیدترین اخبار ایران و جهان خبرگزاری جام جم
رسانه کارا ؛ حلقه گمشده همدلی تهران - کابل
خداوند نگهدار استاد واصف باختری باشد. او را نیمای افغانستان میخوانند. نقل میکرد، دهه 50 خورشیدی به جشنوارهای پژوهشی در هندوستان دعوت بوده و بین انبوه مهمانان از سراسر جهان، همسایه ایشان دانشمندی از ایران بوده... باید میدیدید شوق استاد را از این تصادف،…
▪️ واقعۀ تلخ تویسرکان دلهای همه را به درد آورده است
بستگان مقتولان این واقعه و نیز مردم شریف این شهر، جامعۀ مهاجر را در غم خود شریک بدانید. من به عنوان عضوی کوچک از این جامعه، اظهار همدردی میکنم و انتظار دارم که دیگر مردم و به خصوص مسئولان حکومتی کشور ما نیز در این جریان احساس وظیفه کنند. امیدواریم که مسئولان امور امنیتی و قضایی نیز با اطلاعرسانی شفاف و برخورد کارشناسانه و مدبرانه با موضوع، از حاشیهها و عوارض احتمالی این قضیه بکاهند.
@mkazemkazemi
بستگان مقتولان این واقعه و نیز مردم شریف این شهر، جامعۀ مهاجر را در غم خود شریک بدانید. من به عنوان عضوی کوچک از این جامعه، اظهار همدردی میکنم و انتظار دارم که دیگر مردم و به خصوص مسئولان حکومتی کشور ما نیز در این جریان احساس وظیفه کنند. امیدواریم که مسئولان امور امنیتی و قضایی نیز با اطلاعرسانی شفاف و برخورد کارشناسانه و مدبرانه با موضوع، از حاشیهها و عوارض احتمالی این قضیه بکاهند.
@mkazemkazemi
🔹 پرتره بر اساس عکسی از من
🔻 کار مریم حسنخانی
🔻 ابعاد A3 سیاهقلم به سبک هایپررئال
🔻 عزیزان میتوانند برای سفارش نقاشی و نیز آموزش مجازی نقاشی، به خانم مریم حسنخانی این نشانیها پیام بدهند
تلگرام
@asime_sar71
اینستاگرام
@maryam_hassan_khany
🔻 کار مریم حسنخانی
🔻 ابعاد A3 سیاهقلم به سبک هایپررئال
🔻 عزیزان میتوانند برای سفارش نقاشی و نیز آموزش مجازی نقاشی، به خانم مریم حسنخانی این نشانیها پیام بدهند
تلگرام
@asime_sar71
اینستاگرام
@maryam_hassan_khany
Forwarded from آثار محمدکاظم کاظمی
🔹 پدر و عینالوقایع
خاطرهای از پدرم محمدعلی کاظمی، در دوازدهمین سالگرد درگذشت او
🔻
مهدی جان از اقوام ما بود و در عین حال از رفقای نزدیک پدرم در جوانیاش. حوالی سال ۱۳۶۰ بود و مهدی جان از ایران آمده بود و با خود کتابی آورده بود؛ نسخهای خطی از کتاب «عینالوقایع» از یوسف ریاضی، که یک کتاب تاریخی ارزشمند از دورۀ قاجاریه است. عینالوقایع در آن سالها بسیار کمیاب بود و آن کتاب هم به زحمت به دست مهدی جان افتاده بود. او هم آن را با خود به کابل آورده بود و کتاب مدتی نزد ما به امانت ماند.
روزی بناگهان تلفن آمد و خبر درگذشت ناگهانی مهدی جان به ما رسید. کتاب «عینالوقایع» نزد پدرم ماند. پدرم از همان اول با دیدن مُهر کتابخانۀ «دانشکدۀ ادبیات دانشگاه فردوسی مشهد» روی کتاب حساس شده بود و فهمیده بود که این کتاب در اصل مال یک کتابخانه است و تصمیم گرفت که کتاب را به منبع اصلی آن برگرداند.
وقتی ما در سال ۱۳۶۳ به ایران مهاجرت کردیم، پدرم کتاب را با خود به ایران آورد و در مشهد به دنبال صاحب آن گشت. او کتاب را باید به آقای اکبر عشیق برمیگرداند و با جدیت، در پی یافتن ایشان برآمد. بالاخره با هر زحمتی بود، آقای عشیق را پیدا کرد. ایشان در آن زمان هنوز درگیر پایاننامۀ ارشد خود بود و مدرک تحصیلیاش را نمیدادند، به خاطر کتابی که از کتابخانۀ دانشکده به امانت گرفته بود و این کتاب، همان «عینالوقایع» بود. حالا این کتاب به چه صورت از آقای عشیق به مهدی جان رسیده بود، من نمیدانم. و پدرم از کجا دانست که باید دنبال آقای عشیق بگردد، باز هم نمیدانم. شاید از مهدی جان چیزی شنیده بود یا پیامی از ایران در این مورد به او رسیده بود.
بالاخره آقای عشیق به خانۀ ما آمد و کتاب را با تشکر از پدرم تحویل گرفت و برد به دانشکده تحویل داد و مدرکش را گرفت.
اکنون که دو تن از این سه تن درگذشتهاند، به یاد این ماجرا افتادم. آنچه مرا به یاد این جریان انداخت، تقارن دو چیز با هم بود، این که در ایام دوازدهمین سالگرد درگذشت پدرم، مشغول صفحهآرایی کتابی از آقای عشیق هستم که تصحیح یک نسخۀ خطی است. آقای عشیق از پژوهشگران برجستۀ ادبیات و تاریخ کشور ماست.
🔻
حیرت میکنم از احساس مسئولیتی که پدرم داشت در رساندن یک امانت به صاحب آن، حتی اگر کتاب در یک مملکت به دست او رسیده باشد و او چهار سال بعد در کشوری دیگر و پس از ماهها پیگیری آن را به صاحبش برگرداند.
#محمدعلی_کاظمی
#علیاکبر_عشیق
#عین_الوقایع
@asarkazemi
خاطرهای از پدرم محمدعلی کاظمی، در دوازدهمین سالگرد درگذشت او
🔻
مهدی جان از اقوام ما بود و در عین حال از رفقای نزدیک پدرم در جوانیاش. حوالی سال ۱۳۶۰ بود و مهدی جان از ایران آمده بود و با خود کتابی آورده بود؛ نسخهای خطی از کتاب «عینالوقایع» از یوسف ریاضی، که یک کتاب تاریخی ارزشمند از دورۀ قاجاریه است. عینالوقایع در آن سالها بسیار کمیاب بود و آن کتاب هم به زحمت به دست مهدی جان افتاده بود. او هم آن را با خود به کابل آورده بود و کتاب مدتی نزد ما به امانت ماند.
روزی بناگهان تلفن آمد و خبر درگذشت ناگهانی مهدی جان به ما رسید. کتاب «عینالوقایع» نزد پدرم ماند. پدرم از همان اول با دیدن مُهر کتابخانۀ «دانشکدۀ ادبیات دانشگاه فردوسی مشهد» روی کتاب حساس شده بود و فهمیده بود که این کتاب در اصل مال یک کتابخانه است و تصمیم گرفت که کتاب را به منبع اصلی آن برگرداند.
وقتی ما در سال ۱۳۶۳ به ایران مهاجرت کردیم، پدرم کتاب را با خود به ایران آورد و در مشهد به دنبال صاحب آن گشت. او کتاب را باید به آقای اکبر عشیق برمیگرداند و با جدیت، در پی یافتن ایشان برآمد. بالاخره با هر زحمتی بود، آقای عشیق را پیدا کرد. ایشان در آن زمان هنوز درگیر پایاننامۀ ارشد خود بود و مدرک تحصیلیاش را نمیدادند، به خاطر کتابی که از کتابخانۀ دانشکده به امانت گرفته بود و این کتاب، همان «عینالوقایع» بود. حالا این کتاب به چه صورت از آقای عشیق به مهدی جان رسیده بود، من نمیدانم. و پدرم از کجا دانست که باید دنبال آقای عشیق بگردد، باز هم نمیدانم. شاید از مهدی جان چیزی شنیده بود یا پیامی از ایران در این مورد به او رسیده بود.
بالاخره آقای عشیق به خانۀ ما آمد و کتاب را با تشکر از پدرم تحویل گرفت و برد به دانشکده تحویل داد و مدرکش را گرفت.
اکنون که دو تن از این سه تن درگذشتهاند، به یاد این ماجرا افتادم. آنچه مرا به یاد این جریان انداخت، تقارن دو چیز با هم بود، این که در ایام دوازدهمین سالگرد درگذشت پدرم، مشغول صفحهآرایی کتابی از آقای عشیق هستم که تصحیح یک نسخۀ خطی است. آقای عشیق از پژوهشگران برجستۀ ادبیات و تاریخ کشور ماست.
🔻
حیرت میکنم از احساس مسئولیتی که پدرم داشت در رساندن یک امانت به صاحب آن، حتی اگر کتاب در یک مملکت به دست او رسیده باشد و او چهار سال بعد در کشوری دیگر و پس از ماهها پیگیری آن را به صاحبش برگرداند.
#محمدعلی_کاظمی
#علیاکبر_عشیق
#عین_الوقایع
@asarkazemi
🌞"دیداربا روشنان خرد و آب"🌊
📌نشست چهارم
📍"براین رواق مقرنس"
تأملی در آفاق شعر "علی معلم دامغانی" و نقش و جایگاه او در شعر معاصر
⏳شنبه ششم دیماه ۱۳۹۹
🕕ساعت ۱۸
📍مهمان ویژه: استاد محمدکاظم کاظمی
📺پخش از
Www.skyroom.online/ch/
tehranpl.ir/fahangi
#کتابخانه_عمومی_حضرت_فاطمه
#کتابخانههای_عمومی_استان_تهران
#دیدار_با_روشنان_خرد_و_آب
#مصطفی_محدثی_خراسانی
#علی_معلم_دامغانی
#محمدکاظم_کاظمی
#محفل_ادبی
#در_خانه_بمانیم
https://www.instagram.com/p/CJMOOwRh2QB/?igshid=kyzz6t6n7xe8
📌نشست چهارم
📍"براین رواق مقرنس"
تأملی در آفاق شعر "علی معلم دامغانی" و نقش و جایگاه او در شعر معاصر
⏳شنبه ششم دیماه ۱۳۹۹
🕕ساعت ۱۸
📍مهمان ویژه: استاد محمدکاظم کاظمی
📺پخش از
Www.skyroom.online/ch/
tehranpl.ir/fahangi
#کتابخانه_عمومی_حضرت_فاطمه
#کتابخانههای_عمومی_استان_تهران
#دیدار_با_روشنان_خرد_و_آب
#مصطفی_محدثی_خراسانی
#علی_معلم_دامغانی
#محمدکاظم_کاظمی
#محفل_ادبی
#در_خانه_بمانیم
https://www.instagram.com/p/CJMOOwRh2QB/?igshid=kyzz6t6n7xe8
Instagram
کانال محمدکاظم کاظمی
🌞"دیداربا روشنان خرد و آب"🌊 📌نشست چهارم 📍"براین رواق مقرنس" تأملی در آفاق شعر "علی معلم دامغانی" و نقش و جایگاه او در شعر معاصر ⏳شنبه ششم دیماه ۱۳۹۹ 🕕ساعت ۱۸ 📍مهمان ویژه: استاد محمدکاظم کاظمی 📺پخش از Www.skyroom.online/ch/ tehranpl.ir/fahangi #کتا…
امروز ساعت ۱۸ در اسکایروم
علاقهمندان میتوانند با لینکی که در متن پیام ارائه شده است و به صورت مهمان در جلسه شرکت کنند.
لینک ورود
https://www.skyroom.online/ch/tehranpl.ir/farhangi
علاقهمندان میتوانند با لینکی که در متن پیام ارائه شده است و به صورت مهمان در جلسه شرکت کنند.
لینک ورود
https://www.skyroom.online/ch/tehranpl.ir/farhangi
🔹 محفل ادبی ارغوان
🔹 نشست هفتم، نقد و بررسی کتاب «زنگار» از مریم حسینی تکیهای.
🔻 به دبیری فریبا یوسفی
🔻 با حضور افسانه غیاثوند، مریم حسینی تکیهای، محمدکاظم کاظمی
✳️ شنبه ۲۰ دی ۱۳۹۹، ساعت ۱۶
✳️ در فضای اسکای روم با این لینک ورود:
https://skyroom.online/ch/tehranpl.ir/arqavan
🔹 نشست هفتم، نقد و بررسی کتاب «زنگار» از مریم حسینی تکیهای.
🔻 به دبیری فریبا یوسفی
🔻 با حضور افسانه غیاثوند، مریم حسینی تکیهای، محمدکاظم کاظمی
✳️ شنبه ۲۰ دی ۱۳۹۹، ساعت ۱۶
✳️ در فضای اسکای روم با این لینک ورود:
https://skyroom.online/ch/tehranpl.ir/arqavan
Forwarded from سچک
استاد عزیزم استاد محمد کاظم کاظمی تولد تان مبارک.
♦️یک اتفاق، تقدیم به استاد
🔹سیدحکیم بینش
این جای پا در دور و بر یک اتفاق است
این سو گذارت رهگذر یک اتفاق است
یک شب پیاده آمدی، یک شب پیاده...
هرگام تو یک شعر تر، یک اتفاق است
این هم که هرجا میرسی با شعرهایت
میپاشی از لبها شکر یک اتفاق است
گلشهر من این قصههای سنگ و خشتت
در کودکان در به در یک اتفاق است
شمشیر میرقصد در این جغرافیا و
هر لحظه در چشمان تر یک اتفاق است
لفظ دری را در کمانت میگذاری
تعیین «مرز پر گهر» یک اتفاق است
یک شهر را همراه خود کردی، مسافر
برگرد بنگر پشت سر، یک اتفاق است
از صبح چندین بار زنگ خانه خورده
این که تو باشی پشت در یک اتفاق است
دیماه ۱۳۹۹
@sachak
♦️یک اتفاق، تقدیم به استاد
🔹سیدحکیم بینش
این جای پا در دور و بر یک اتفاق است
این سو گذارت رهگذر یک اتفاق است
یک شب پیاده آمدی، یک شب پیاده...
هرگام تو یک شعر تر، یک اتفاق است
این هم که هرجا میرسی با شعرهایت
میپاشی از لبها شکر یک اتفاق است
گلشهر من این قصههای سنگ و خشتت
در کودکان در به در یک اتفاق است
شمشیر میرقصد در این جغرافیا و
هر لحظه در چشمان تر یک اتفاق است
لفظ دری را در کمانت میگذاری
تعیین «مرز پر گهر» یک اتفاق است
یک شهر را همراه خود کردی، مسافر
برگرد بنگر پشت سر، یک اتفاق است
از صبح چندین بار زنگ خانه خورده
این که تو باشی پشت در یک اتفاق است
دیماه ۱۳۹۹
@sachak