کانال محمدکاظم کاظمی
2.82K subscribers
2.03K photos
314 videos
99 files
951 links
کانال‌های مرتبط:
آثار (شعرها و نوشته‌های آموزشی)
@asarkazemi
پادکست شعر پارسی
https://castbox.fm/va/5426223
صفحۀ اینستاگرام:
instagram.com/mkazemkazemi
سایت:
www.mkkazemi.com
Download Telegram
🔴 نی میں جانا جوگی دے نال 7⃣

اجرای هفتم و پایانی

دیگر آتش زدم به مالم. این آخرین اجرا از این آهنگ است که منتشر می‌کنم. اجرای هشتم دیگر چیز تازه‌ای ندارد.

در این اجرا، مقدمۀ آهنگ یک مقدار طولانی است. حدود هفت دقیقه فقط مقدمات است. حوصله‌تان سر نرود.
در عوض در اواخر، آهنگ فوق‌العاده می‌شود، آنگاه که ترکیب راگ‌خوانی فتح‌علی خان و هارمونیه شروع می‌شود و سپس همخوانی او با راحت فتح‌علی خان. این نوع همخوانی از ابتکارهای مرحوم نصرت فتح‌علی خان است که در بعضی آهنگ‌های دیگر هم هست و گاهی بیشتر از این.
از دقیقۀ ۱۳:۳۰ به بعد همخوانی‌ها به اوج می‌رسد. حداقل این قسمت را گوش کنید تا رستگار شوید.

#قوالی
#نصرت_فتح_علی_خان
@mkazemkazemi
Forwarded from خانهٔ آینه
امروز با بیدل

دين، وقتِ شريفى كه به كيش تو گذشت
خلد آنچه به وصل كم و بيش تو گذشت
تا حشر، ذخيره حياتم كافى است
عمر نگذشته‌‌‌اى كه پيش تو گذشت

متناقض‌‌‌نمايى زيبايى است: عمر نگذشته‌اى كه گذشت. ولى فقط جنبه هنرىِ اين متناقض‌‌‌نمايى منظور شاعر نيست، بلكه اين را گوشزد مى‌‌‌كند كه عمرى كه پيش دوست گذشته، انگار كه هيچ نگذشته است، به خاطر حظّى كه آدمى از اين حضور مى‌‌‌برد.
تعبير «وقت شريف» هم صفت و موصوف زيبايى است. شايد كمتر صفتى مثل «شريف» مى‌‌‌توانست اين بار معنايى را به دوش بكشد.
اما اين «تو» در اينجا چه كسى است؟ من گمان مى‌‌‌كنم كه مخاطب اين رباعى، كسى از دانشمندان يا اهل عرفان بوده است، چون اين توصيفها نه به معشوق زمين مى‌‌‌خورد و نه به معشوق برين.
بارى، اين هم از رباعيهايى است كه مى‌‌‌تواند كاربرد تقديمى داشته باشد، مثلاً در مقام سپاسگزارى يك شاگرد از يك استاد. رباعيهاى بيدل به راستى كه قابليت كاربردى بالايى دارند.

(برگرفته از کتاب «مرقع صد رنگ»، صد رباعی از بیدل، نوشتۀ محمدکاظم کاظمی)

#امروز_با_بیدل
#بیدل
@mkazemkazemi
🔴 آهنگ «اکیا اُدیک دیا» از نصرت فتح‌علی خان

این از کارهای عالی نصرت فتح‌علی خان است. همه چیز در آن به حد کمال است؛ هم ملودی، هم کار گروهی، هم فراز و فرود آهنگ و هم همخوانی‌هایی که با راحت فتح‌علی خان دارد.
یک ابتکار نصرت فتح‌علی خان در بعضی آهنگ‌هایش همین همخوانی‌هاست که به صورت راگ‌خوانی او و پاسخ‌دهی آن با آواز راحت فتح‌علی خان رخ می‌دهد. آهنگ را از دقیقۀ ۶ تا ۸ و نیز از دقیقۀ ۱۰ تا ۱۳ گوش کنید تا منظورم را متوجه شوید.
شعر این آهنگ به زبان پنجابی است و من هنوز کسی را نیافته‌ام که آن را ترجمه کند. اگر اردو یود، دوست شاعر پاکستانی ما احمد شهریار زحمتش را می‌کشید.

#قوالی
#نصرت_فتحعلی_خان
@mkazemkazemi
🔴 یک اجرای دیگر از آهنگ «آکیا اُدیک دیا»
نصرت فتح‌علی خان

این هم یک اجرای پرشور و کوتاه‌تر، از قوالی «آکیا اُدیک دیا» با دوگانه‌خوانی بسیار جذاب. حوالی دقیقۀ ۶ را گوش کنید.

در ضمن برای دانلود آهنگ‌های نصرت فتح‌علی خان می‌توانید به این نشانی بروید.
http://folkpunjab.org/nusrat-fateh-ali-khan/

#قوالی
#نصرت_فتحعلی_خان
@mkazemkazemi
🔴 ردّ پا گم شده در برف...
🔹 محمدکاظم کاظمی

فرازی از مثنوی «اُحُد ۳» به مناسبت برف سنگین امروز مشهد

پی آتش‌، نَفَسم سوخت‌، ولی شب تازه‌ است‌
گفت راوی: «شب برف است که بی‌اندازه ‌است»

گفت راوی: «شب برف است‌، شب خنجر نیز
ردّ پا گم شده در برفِ گران‌، رهبر نیز

برف‌، تنها نه‌، که با صخره و سنگ افتاده ‌است‌
و زمین چشمه نزاده ‌است که طوفان زاده ‌است‌

برفباد است که می‌بارد و کج می‌بارد
آسمان خشمی است‌، از دندۀ لج می‌بارد

هفت وادی خطر اینجاست‌، سفر سنگین است‌
ردّ پا گم شده در برف‌، روایت این است»

اینک این ما و زمینی که کفِ دست شده‌
کوچه‌ای‌، بس که فرو ریخته‌، بن‌بست شده‌

اینک این ما و نه انجیر، که خنجر خورده‌
خنجر از دستِ نه دشمن‌، که برادر خورده‌

اینک این ما و دلی دربه‌در و دیگر هیچ‌
گورِ بی‌فاتحه‌ای از پدر و دیگر هیچ‌

اینک این ما و سری‌، لعنت گردن‌، بر دوش‌
هفت زنجیر، که هفتاد من آهن‌، بر دوش‌

هفت رود از برِ کوه آمده‌، خون آورده‌
اژدها هفت سرِ تازه برون آورده‌

هفت همسایه سر کینۀ نو دارد باز
در زمین پدرم کشت و درو دارد باز

باز می‌بینم و فریادِ کسان خمیازه ‌است‌
پی آتش نفسم سوخت‌، ولی شب تازه ‌است‌
(شعر ادامه دارد)
@mkazemkazemi
دکلمۀ شعر «اُ‌حُد ۳» 👆

این دکلمه بخشی از نواری است که در حوالی سال ۱۳۷۳ به همت شاعر گرانقدر و دوست عزیزم عارف رحمانی از شعرهای من تهیه شد. اینک با سپاس مجدد از آن یار سفرکرده آن را منتشر می‌کنم. با سپاس از شاعر عزیز حسن خسروی وقار که انتشار این دکلمه را یادآوری کرد.

@mkazemkazemi
🔴 قوالی «آکیا اُدیک دیا»
نصرت فتح‌علی خان

✳️ نسخۀ تصویری 👇

دوستی از من پرسید که «این همه وقت که صرف قوالی کردی، صرف چه می‌کردی که خوشبخت می‌شدی؟» و این پرسش، شاید پرسش خیلی از عزیزان باشد، کسانی که در تصور خودشان از من، آدمی را می‌بینند که همه عمرش سرگرم کار است و سرش داخل کتاب.
من به آن دوست گفتم خوشبختی من همین بود که عمرم صرف این چیزهای خوب شد. و اگر این‌ها نبود، آن زندگی ادبی من هم شکل نمی‌یافت. بسیار وقت‌ها همین آثار موسیقی و انتشار آن‌هاست که به من روحیۀ کار می‌دهد.
من که اهل دود و دم نیستم؛ اهل سفر نیستم؛ اهل گعده و گردهم‌نشینی و مهمانی نیستم. همین خوردن چای و شنیدن موسیقی و ذوقیاتی از این قبیل نباشد، آدم دق می‌کند.
ولی وقتی این‌ها باشد، کار هم هست، نوشتن هم هست، ویرایش و صفحه‌آرایی هم هست.
🔹
پس این قطعه قوالی را نگاه کنید و لذت ببرید. این یکی از آثار فوق‌العادۀ نصرت فتح‌علی خان است. هم آهنگ عالی است، هم اجرا، هم هم‌خوانی‌ها با راحت فتح‌علی خان و هم شور و نشاط حاضران مجلس.
(راحت فتح‌علی خان که ذکر خیرش در قطعات دیگر هم رفت، همان جوانی است که در سمت راست نشسته و با همخوانی‌هایش شوری به آهنگ‌ها می‌دهد. او اکنون خواننده‌ای جهانی است.)
@mkazemkazemi
🍁 بخشی از یک برنامۀ رادیویی در کانال زینب بیات. در این کانال علاوه بر شعرها و نوشته‌های زینب بیات، مصاحبه‌های رادیویی کارآمدی منتشر می‌شود. 👇
🔷دری به خانه ی خورشید بخشی از مباحث ادبی برنامه ی آهنگ زندگی است که این هفته در گفتگو با محمد کاظم کاظمی به اسم گذاری افراد و تلفظ صحیح آنها پرداخته است.👇
@zaynabbayat
🔴 ستارۀ احمد

🔸 به مناسبت سالگرد میلاد پیامبر بزرگ اسلام
🔹 محمدکاظم کاظمی

امشب مگر چه ولوله‌ در آسمان شده است؟
این گنبد سیاه، جواهرنشان شده است

این گنبد سیاه، جواهرنشان شده است
آری، در آن ستارۀ احمد عیان شده است

امروز حال دهکده‌هامان بهاری است
حتی درختِ یخ‌زده هم شادمان شده است

آن سنگ سرد، پر شده است از گل گلاب
آن چوب خشک، شاخچۀ ارغوان شده است

در خانه تا به چند نشینی؟ که مرد و زن
راهی به سمت برزن و کوی و دکان شده است

عبدالعلی به خانۀ فاروق می‌رود
زینب دوباره عایشه را میزبان شده است

اما جدال مولوی و شیخ، کم نشد
این جنگ، مثل جنگ انار و دهان شده است

(البته شیخ و مولوی خوب نیز هست
با همدگر به سان دو گل مهربان شده است

این یک به دستِ بسته و آن یک به دست باز
با یک زبان به پیش خدا همزبان شده است

دیروز این به خانۀ آن میهمان شده
امروز آن به خانۀ این میهمان شده است)

القصه، شیخ و مولوی بد، در این مقام،
هر یک به سان کورۀ آتشفشان شده است

منبر برای موعظۀ خلقِ بی‌نواست
منبر برای این دو نفر نردبان شده است

دیدم که هر کدام، به قال و مقال خود
می‌گفت نیمۀ پرِ این استکان شده است

آری، در این مسابقه، صد بار دیده‌ایم
هر کس میان باخته‌ها قهرمان شده است

هر کس به مذهب پدر خویش، مفتی است
هر کس به زورخانۀ خود پهلوان شده است

دعوا چه می‌کنی، که به قال و مقالتان
این شیشه بارهاست به سنگ امتحان شده است

دعوا چه می‌کنی که در این کاروان چرا
گاهی علی و گاه عمر ساربان شده است

فکری بکن که مقصد این کاروان کجاست؟
در راه او چه دزد پلیدی‌ نهان شده است؟

فکری بکن که مال و منال مسافران
اینک نصیب راهزن بی‌‌امان شده است

وهابی از طریقی و غالی به گونه‌ای
آماده‌ی، جویدن این استخوان شده است
×××
هرچند خون ما و شما را مکیده‌اند
هرچند خون ما و شما رایگان شده است

ما هر دو تن دو نیمۀ سیبیم، عین هم
سیبی که پروریدۀ یک باغبان شده است

سیبی که آب خوردۀ رود حقیقت است
رودی که از مدینۀ احمد روان شده است

رودی که شاخه شاخه شد و هر طرف که رفت،
آبِ حیاتِ یک طرفِ این جهان شده است

نهری به قندهار رسید و انار شد
نهری درختِ جنگلِ مازندران شده است

نهری به چابهار رسید و بهار کرد
نهری به رودک آمده و مولیان شده است

یک نهر، سوی مزرع ترکان روانه شد
یک نهر، آبخورد خراسانیان شده است

یک نهر آب شیرین، یک نهر آب شور
راهی به هر کرانۀ این خاکدان شده است

شیرین آن رسید به بنگاله، قند شد
شورَش، ملاحت نمک سیستان شده است

یک نهر، سر نهاده به دامان کوهسار
بند امیر در بغل بامیان شده است
×××
نوری که خورده است به منشور کائنات
از آن طرف برون شده، رنگین‌کمان شده است

یک آیه آمده است و هزاران مفسّرش
هر یک به واژۀ دگری ترجمان شده است

آیینه‌ای شکسته و هر پاره‌ای از آن
روشنگر کرانی از این بیکران شده است

یک پاره نزد مفتی الازهر آمده
یک پاره سهم مجتهد اصفهان شده است

یا در کتاب احمد حنبل نوشته شد
یا با زبان شیخ کلینی بیان شده است
×××
ختم سخن که، مولوی و شیخِ نازنین!
قصد وضو کنید که وقت اذان شده است

خلقی به دستِ بسته و خلقی به دستِ باز
آمادۀ گرفتن آن ریسمان شده است

با این همه ستارۀ پرنورِ رنگ‌رنگ
مسجد نشان دیگری از کهکشان شده است

افسوس، یک فدایی داعش در آن میان
آمادۀ معاشقه با حوریان شده است
6 دی 1394

#محمدکاظم_کاظمی
#ستاره_احمد
@mkazemkazemi
دکلمه شعر "ستاره احمد" در کانال زینب بیات. 👇
🔴 ختم رُسُل مکّی مدنی
یک قوالی زیبا از نصرت فتح‌علی خان به مناسبت ایام سالگرد ولادت پیامبر بزرگ اسلام. 👇
نسخۀ تصویری آن را هم به زودی منتشر خواهم کرد.