🔴 ردّ پا گم شده در برف...
🔹 محمدکاظم کاظمی
فرازی از مثنوی «اُحُد ۳» به مناسبت برف سنگین امروز مشهد
پی آتش، نَفَسم سوخت، ولی شب تازه است
گفت راوی: «شب برف است که بیاندازه است»
گفت راوی: «شب برف است، شب خنجر نیز
ردّ پا گم شده در برفِ گران، رهبر نیز
برف، تنها نه، که با صخره و سنگ افتاده است
و زمین چشمه نزاده است که طوفان زاده است
برفباد است که میبارد و کج میبارد
آسمان خشمی است، از دندۀ لج میبارد
هفت وادی خطر اینجاست، سفر سنگین است
ردّ پا گم شده در برف، روایت این است»
اینک این ما و زمینی که کفِ دست شده
کوچهای، بس که فرو ریخته، بنبست شده
اینک این ما و نه انجیر، که خنجر خورده
خنجر از دستِ نه دشمن، که برادر خورده
اینک این ما و دلی دربهدر و دیگر هیچ
گورِ بیفاتحهای از پدر و دیگر هیچ
اینک این ما و سری، لعنت گردن، بر دوش
هفت زنجیر، که هفتاد من آهن، بر دوش
هفت رود از برِ کوه آمده، خون آورده
اژدها هفت سرِ تازه برون آورده
هفت همسایه سر کینۀ نو دارد باز
در زمین پدرم کشت و درو دارد باز
باز میبینم و فریادِ کسان خمیازه است
پی آتش نفسم سوخت، ولی شب تازه است
(شعر ادامه دارد)
@mkazemkazemi
🔹 محمدکاظم کاظمی
فرازی از مثنوی «اُحُد ۳» به مناسبت برف سنگین امروز مشهد
پی آتش، نَفَسم سوخت، ولی شب تازه است
گفت راوی: «شب برف است که بیاندازه است»
گفت راوی: «شب برف است، شب خنجر نیز
ردّ پا گم شده در برفِ گران، رهبر نیز
برف، تنها نه، که با صخره و سنگ افتاده است
و زمین چشمه نزاده است که طوفان زاده است
برفباد است که میبارد و کج میبارد
آسمان خشمی است، از دندۀ لج میبارد
هفت وادی خطر اینجاست، سفر سنگین است
ردّ پا گم شده در برف، روایت این است»
اینک این ما و زمینی که کفِ دست شده
کوچهای، بس که فرو ریخته، بنبست شده
اینک این ما و نه انجیر، که خنجر خورده
خنجر از دستِ نه دشمن، که برادر خورده
اینک این ما و دلی دربهدر و دیگر هیچ
گورِ بیفاتحهای از پدر و دیگر هیچ
اینک این ما و سری، لعنت گردن، بر دوش
هفت زنجیر، که هفتاد من آهن، بر دوش
هفت رود از برِ کوه آمده، خون آورده
اژدها هفت سرِ تازه برون آورده
هفت همسایه سر کینۀ نو دارد باز
در زمین پدرم کشت و درو دارد باز
باز میبینم و فریادِ کسان خمیازه است
پی آتش نفسم سوخت، ولی شب تازه است
(شعر ادامه دارد)
@mkazemkazemi
دکلمۀ شعر «اُحُد ۳» 👆
این دکلمه بخشی از نواری است که در حوالی سال ۱۳۷۳ به همت شاعر گرانقدر و دوست عزیزم عارف رحمانی از شعرهای من تهیه شد. اینک با سپاس مجدد از آن یار سفرکرده آن را منتشر میکنم. با سپاس از شاعر عزیز حسن خسروی وقار که انتشار این دکلمه را یادآوری کرد.
@mkazemkazemi
این دکلمه بخشی از نواری است که در حوالی سال ۱۳۷۳ به همت شاعر گرانقدر و دوست عزیزم عارف رحمانی از شعرهای من تهیه شد. اینک با سپاس مجدد از آن یار سفرکرده آن را منتشر میکنم. با سپاس از شاعر عزیز حسن خسروی وقار که انتشار این دکلمه را یادآوری کرد.
@mkazemkazemi
🔴 قوالی «آکیا اُدیک دیا»
نصرت فتحعلی خان
✳️ نسخۀ تصویری 👇
دوستی از من پرسید که «این همه وقت که صرف قوالی کردی، صرف چه میکردی که خوشبخت میشدی؟» و این پرسش، شاید پرسش خیلی از عزیزان باشد، کسانی که در تصور خودشان از من، آدمی را میبینند که همه عمرش سرگرم کار است و سرش داخل کتاب.
من به آن دوست گفتم خوشبختی من همین بود که عمرم صرف این چیزهای خوب شد. و اگر اینها نبود، آن زندگی ادبی من هم شکل نمییافت. بسیار وقتها همین آثار موسیقی و انتشار آنهاست که به من روحیۀ کار میدهد.
من که اهل دود و دم نیستم؛ اهل سفر نیستم؛ اهل گعده و گردهمنشینی و مهمانی نیستم. همین خوردن چای و شنیدن موسیقی و ذوقیاتی از این قبیل نباشد، آدم دق میکند.
ولی وقتی اینها باشد، کار هم هست، نوشتن هم هست، ویرایش و صفحهآرایی هم هست.
🔹
پس این قطعه قوالی را نگاه کنید و لذت ببرید. این یکی از آثار فوقالعادۀ نصرت فتحعلی خان است. هم آهنگ عالی است، هم اجرا، هم همخوانیها با راحت فتحعلی خان و هم شور و نشاط حاضران مجلس.
(راحت فتحعلی خان که ذکر خیرش در قطعات دیگر هم رفت، همان جوانی است که در سمت راست نشسته و با همخوانیهایش شوری به آهنگها میدهد. او اکنون خوانندهای جهانی است.)
@mkazemkazemi
نصرت فتحعلی خان
✳️ نسخۀ تصویری 👇
دوستی از من پرسید که «این همه وقت که صرف قوالی کردی، صرف چه میکردی که خوشبخت میشدی؟» و این پرسش، شاید پرسش خیلی از عزیزان باشد، کسانی که در تصور خودشان از من، آدمی را میبینند که همه عمرش سرگرم کار است و سرش داخل کتاب.
من به آن دوست گفتم خوشبختی من همین بود که عمرم صرف این چیزهای خوب شد. و اگر اینها نبود، آن زندگی ادبی من هم شکل نمییافت. بسیار وقتها همین آثار موسیقی و انتشار آنهاست که به من روحیۀ کار میدهد.
من که اهل دود و دم نیستم؛ اهل سفر نیستم؛ اهل گعده و گردهمنشینی و مهمانی نیستم. همین خوردن چای و شنیدن موسیقی و ذوقیاتی از این قبیل نباشد، آدم دق میکند.
ولی وقتی اینها باشد، کار هم هست، نوشتن هم هست، ویرایش و صفحهآرایی هم هست.
🔹
پس این قطعه قوالی را نگاه کنید و لذت ببرید. این یکی از آثار فوقالعادۀ نصرت فتحعلی خان است. هم آهنگ عالی است، هم اجرا، هم همخوانیها با راحت فتحعلی خان و هم شور و نشاط حاضران مجلس.
(راحت فتحعلی خان که ذکر خیرش در قطعات دیگر هم رفت، همان جوانی است که در سمت راست نشسته و با همخوانیهایش شوری به آهنگها میدهد. او اکنون خوانندهای جهانی است.)
@mkazemkazemi
🍁 بخشی از یک برنامۀ رادیویی در کانال زینب بیات. در این کانال علاوه بر شعرها و نوشتههای زینب بیات، مصاحبههای رادیویی کارآمدی منتشر میشود. 👇
Forwarded from کانال زینب بیات
🔷دری به خانه ی خورشید بخشی از مباحث ادبی برنامه ی آهنگ زندگی است که این هفته در گفتگو با محمد کاظم کاظمی به اسم گذاری افراد و تلفظ صحیح آنها پرداخته است.👇
@zaynabbayat
@zaynabbayat
🔴 ستارۀ احمد
🔸 به مناسبت سالگرد میلاد پیامبر بزرگ اسلام
🔹 محمدکاظم کاظمی
امشب مگر چه ولوله در آسمان شده است؟
این گنبد سیاه، جواهرنشان شده است
این گنبد سیاه، جواهرنشان شده است
آری، در آن ستارۀ احمد عیان شده است
امروز حال دهکدههامان بهاری است
حتی درختِ یخزده هم شادمان شده است
آن سنگ سرد، پر شده است از گل گلاب
آن چوب خشک، شاخچۀ ارغوان شده است
در خانه تا به چند نشینی؟ که مرد و زن
راهی به سمت برزن و کوی و دکان شده است
عبدالعلی به خانۀ فاروق میرود
زینب دوباره عایشه را میزبان شده است
اما جدال مولوی و شیخ، کم نشد
این جنگ، مثل جنگ انار و دهان شده است
(البته شیخ و مولوی خوب نیز هست
با همدگر به سان دو گل مهربان شده است
این یک به دستِ بسته و آن یک به دست باز
با یک زبان به پیش خدا همزبان شده است
دیروز این به خانۀ آن میهمان شده
امروز آن به خانۀ این میهمان شده است)
القصه، شیخ و مولوی بد، در این مقام،
هر یک به سان کورۀ آتشفشان شده است
منبر برای موعظۀ خلقِ بینواست
منبر برای این دو نفر نردبان شده است
دیدم که هر کدام، به قال و مقال خود
میگفت نیمۀ پرِ این استکان شده است
آری، در این مسابقه، صد بار دیدهایم
هر کس میان باختهها قهرمان شده است
هر کس به مذهب پدر خویش، مفتی است
هر کس به زورخانۀ خود پهلوان شده است
دعوا چه میکنی، که به قال و مقالتان
این شیشه بارهاست به سنگ امتحان شده است
دعوا چه میکنی که در این کاروان چرا
گاهی علی و گاه عمر ساربان شده است
فکری بکن که مقصد این کاروان کجاست؟
در راه او چه دزد پلیدی نهان شده است؟
فکری بکن که مال و منال مسافران
اینک نصیب راهزن بیامان شده است
وهابی از طریقی و غالی به گونهای
آمادهی، جویدن این استخوان شده است
×××
هرچند خون ما و شما را مکیدهاند
هرچند خون ما و شما رایگان شده است
ما هر دو تن دو نیمۀ سیبیم، عین هم
سیبی که پروریدۀ یک باغبان شده است
سیبی که آب خوردۀ رود حقیقت است
رودی که از مدینۀ احمد روان شده است
رودی که شاخه شاخه شد و هر طرف که رفت،
آبِ حیاتِ یک طرفِ این جهان شده است
نهری به قندهار رسید و انار شد
نهری درختِ جنگلِ مازندران شده است
نهری به چابهار رسید و بهار کرد
نهری به رودک آمده و مولیان شده است
یک نهر، سوی مزرع ترکان روانه شد
یک نهر، آبخورد خراسانیان شده است
یک نهر آب شیرین، یک نهر آب شور
راهی به هر کرانۀ این خاکدان شده است
شیرین آن رسید به بنگاله، قند شد
شورَش، ملاحت نمک سیستان شده است
یک نهر، سر نهاده به دامان کوهسار
بند امیر در بغل بامیان شده است
×××
نوری که خورده است به منشور کائنات
از آن طرف برون شده، رنگینکمان شده است
یک آیه آمده است و هزاران مفسّرش
هر یک به واژۀ دگری ترجمان شده است
آیینهای شکسته و هر پارهای از آن
روشنگر کرانی از این بیکران شده است
یک پاره نزد مفتی الازهر آمده
یک پاره سهم مجتهد اصفهان شده است
یا در کتاب احمد حنبل نوشته شد
یا با زبان شیخ کلینی بیان شده است
×××
ختم سخن که، مولوی و شیخِ نازنین!
قصد وضو کنید که وقت اذان شده است
خلقی به دستِ بسته و خلقی به دستِ باز
آمادۀ گرفتن آن ریسمان شده است
با این همه ستارۀ پرنورِ رنگرنگ
مسجد نشان دیگری از کهکشان شده است
افسوس، یک فدایی داعش در آن میان
آمادۀ معاشقه با حوریان شده است
6 دی 1394
#محمدکاظم_کاظمی
#ستاره_احمد
@mkazemkazemi
🔸 به مناسبت سالگرد میلاد پیامبر بزرگ اسلام
🔹 محمدکاظم کاظمی
امشب مگر چه ولوله در آسمان شده است؟
این گنبد سیاه، جواهرنشان شده است
این گنبد سیاه، جواهرنشان شده است
آری، در آن ستارۀ احمد عیان شده است
امروز حال دهکدههامان بهاری است
حتی درختِ یخزده هم شادمان شده است
آن سنگ سرد، پر شده است از گل گلاب
آن چوب خشک، شاخچۀ ارغوان شده است
در خانه تا به چند نشینی؟ که مرد و زن
راهی به سمت برزن و کوی و دکان شده است
عبدالعلی به خانۀ فاروق میرود
زینب دوباره عایشه را میزبان شده است
اما جدال مولوی و شیخ، کم نشد
این جنگ، مثل جنگ انار و دهان شده است
(البته شیخ و مولوی خوب نیز هست
با همدگر به سان دو گل مهربان شده است
این یک به دستِ بسته و آن یک به دست باز
با یک زبان به پیش خدا همزبان شده است
دیروز این به خانۀ آن میهمان شده
امروز آن به خانۀ این میهمان شده است)
القصه، شیخ و مولوی بد، در این مقام،
هر یک به سان کورۀ آتشفشان شده است
منبر برای موعظۀ خلقِ بینواست
منبر برای این دو نفر نردبان شده است
دیدم که هر کدام، به قال و مقال خود
میگفت نیمۀ پرِ این استکان شده است
آری، در این مسابقه، صد بار دیدهایم
هر کس میان باختهها قهرمان شده است
هر کس به مذهب پدر خویش، مفتی است
هر کس به زورخانۀ خود پهلوان شده است
دعوا چه میکنی، که به قال و مقالتان
این شیشه بارهاست به سنگ امتحان شده است
دعوا چه میکنی که در این کاروان چرا
گاهی علی و گاه عمر ساربان شده است
فکری بکن که مقصد این کاروان کجاست؟
در راه او چه دزد پلیدی نهان شده است؟
فکری بکن که مال و منال مسافران
اینک نصیب راهزن بیامان شده است
وهابی از طریقی و غالی به گونهای
آمادهی، جویدن این استخوان شده است
×××
هرچند خون ما و شما را مکیدهاند
هرچند خون ما و شما رایگان شده است
ما هر دو تن دو نیمۀ سیبیم، عین هم
سیبی که پروریدۀ یک باغبان شده است
سیبی که آب خوردۀ رود حقیقت است
رودی که از مدینۀ احمد روان شده است
رودی که شاخه شاخه شد و هر طرف که رفت،
آبِ حیاتِ یک طرفِ این جهان شده است
نهری به قندهار رسید و انار شد
نهری درختِ جنگلِ مازندران شده است
نهری به چابهار رسید و بهار کرد
نهری به رودک آمده و مولیان شده است
یک نهر، سوی مزرع ترکان روانه شد
یک نهر، آبخورد خراسانیان شده است
یک نهر آب شیرین، یک نهر آب شور
راهی به هر کرانۀ این خاکدان شده است
شیرین آن رسید به بنگاله، قند شد
شورَش، ملاحت نمک سیستان شده است
یک نهر، سر نهاده به دامان کوهسار
بند امیر در بغل بامیان شده است
×××
نوری که خورده است به منشور کائنات
از آن طرف برون شده، رنگینکمان شده است
یک آیه آمده است و هزاران مفسّرش
هر یک به واژۀ دگری ترجمان شده است
آیینهای شکسته و هر پارهای از آن
روشنگر کرانی از این بیکران شده است
یک پاره نزد مفتی الازهر آمده
یک پاره سهم مجتهد اصفهان شده است
یا در کتاب احمد حنبل نوشته شد
یا با زبان شیخ کلینی بیان شده است
×××
ختم سخن که، مولوی و شیخِ نازنین!
قصد وضو کنید که وقت اذان شده است
خلقی به دستِ بسته و خلقی به دستِ باز
آمادۀ گرفتن آن ریسمان شده است
با این همه ستارۀ پرنورِ رنگرنگ
مسجد نشان دیگری از کهکشان شده است
افسوس، یک فدایی داعش در آن میان
آمادۀ معاشقه با حوریان شده است
6 دی 1394
#محمدکاظم_کاظمی
#ستاره_احمد
@mkazemkazemi
Forwarded from کانال زینب بیات
ستاره احمد، با صدای زینب بیات
محمدکاظم کاظمی
🔴 ختم رُسُل مکّی مدنی
یک قوالی زیبا از نصرت فتحعلی خان به مناسبت ایام سالگرد ولادت پیامبر بزرگ اسلام. 👇
نسخۀ تصویری آن را هم به زودی منتشر خواهم کرد.
یک قوالی زیبا از نصرت فتحعلی خان به مناسبت ایام سالگرد ولادت پیامبر بزرگ اسلام. 👇
نسخۀ تصویری آن را هم به زودی منتشر خواهم کرد.
🍀🌸 دو مذهب
🔹 مقدمه
این یک سلسله بحث در مورد اختلافهای مذهبی میان مسلمانان است. همین اول بگویم که من دینشناس نیستم و بحث من هم یک بحث تخصصی اعتقادی نیست. این نظر یک مسلمان عادی است که کتابهایی خوانده و مطالعات مختصری دارد و مهمتر از آن با اهالی هر دو مذهب شیعه و سنی نشست و برخاست و رفاقت داشته است. من نه میخواهم (و نه اصلاً میتوانم) حقانیت یک مذهب یا باطل بودن دیگری را ثابت کنم. فقط از منظر رفتاری و اجتماعی بحث میکنم.
میدانم که بسیاریها مرا ملامت خواهند کرد. ولی با این حال چرا وارد این بحث میشوم؟ چون میپندارم یکی از خطرهای بزرگ که جامعه اسلام (شیعه و سنی) را تهدید میکند و این تهدید هر روز بیشتر میشود، تفرقه و افراطیگری است. به نظر میرسد که ما از این نظر در آستانه یک بحران بزرگ هستیم. دشمنان دانا و دوستان نادان دست در دست هم نهادهاند و آتش نزاعهای مذهبی میان مسلمانان دوباره روشن شده است و متأسفانه در حال گسترش است.
من فکر میکنم که علمای دین ما برای پیشگیری این بحران وظیفهای سنگین دارند. در واقع نیز خاموش کردن این آتش، کار علماست، نه کار امثال من. ولی از طرفی نمیتوانم احساس وظیفه نکنم، چون فکر میکنم هر کدام ما اگر یک قطره آب هم بپاشیم، غنیمت است. من این را در این لحظه برای خود یک مسئولیت انسانی و اسلامی میبینم و نمیتوانم از آن بگذرم.
این مطلب در هشت قسمت نوشته شده است و آنها را به صورت پیاپی در همینجا خواهید خواند.
#دو_مذهب
#مقدمه
#محمدکاظم_کاظمی
@mkazemkazemi
🔹 مقدمه
این یک سلسله بحث در مورد اختلافهای مذهبی میان مسلمانان است. همین اول بگویم که من دینشناس نیستم و بحث من هم یک بحث تخصصی اعتقادی نیست. این نظر یک مسلمان عادی است که کتابهایی خوانده و مطالعات مختصری دارد و مهمتر از آن با اهالی هر دو مذهب شیعه و سنی نشست و برخاست و رفاقت داشته است. من نه میخواهم (و نه اصلاً میتوانم) حقانیت یک مذهب یا باطل بودن دیگری را ثابت کنم. فقط از منظر رفتاری و اجتماعی بحث میکنم.
میدانم که بسیاریها مرا ملامت خواهند کرد. ولی با این حال چرا وارد این بحث میشوم؟ چون میپندارم یکی از خطرهای بزرگ که جامعه اسلام (شیعه و سنی) را تهدید میکند و این تهدید هر روز بیشتر میشود، تفرقه و افراطیگری است. به نظر میرسد که ما از این نظر در آستانه یک بحران بزرگ هستیم. دشمنان دانا و دوستان نادان دست در دست هم نهادهاند و آتش نزاعهای مذهبی میان مسلمانان دوباره روشن شده است و متأسفانه در حال گسترش است.
من فکر میکنم که علمای دین ما برای پیشگیری این بحران وظیفهای سنگین دارند. در واقع نیز خاموش کردن این آتش، کار علماست، نه کار امثال من. ولی از طرفی نمیتوانم احساس وظیفه نکنم، چون فکر میکنم هر کدام ما اگر یک قطره آب هم بپاشیم، غنیمت است. من این را در این لحظه برای خود یک مسئولیت انسانی و اسلامی میبینم و نمیتوانم از آن بگذرم.
این مطلب در هشت قسمت نوشته شده است و آنها را به صورت پیاپی در همینجا خواهید خواند.
#دو_مذهب
#مقدمه
#محمدکاظم_کاظمی
@mkazemkazemi
🍀🌸 دو مذهب
🔹 قسمت اول. چرا افراد به راحتی تغییر مذهب نمیدهند؟
اگر قدری به تاریخ نزاعهای مذهبی ما بنگریم و قدری هم به رسانههای امروز، درمییابیم که بخش مهمی از انرژی و توان هر دو مذهب صرف بحثهایی برای اثبات حقانیت مذهب خودی و باطل بودن مذهب طرف مقابل شده است. ولی در عمل کسانی که به سبب این بحثها تغییر مذهب دادهاند بسیار نبودهاند. توجه داشته باشید. نمیگویم نبودهاند، بلکه میگویم بسیار نبودهاند.
چرا چنین است؟ بیایید خود را در مقام بحث فرض کنید. فرض کنید که شما یک شیعۀ معتقد و محکم، با یک نفر از اهل سنت بحث میکنید و در نهایت مغلوب میشوید. (شاید اکنون شما بگویید من هیچگاه مغلوب نمیشوم چون برحق هستم. ولی خوب موقتاً این فرض را بکنید تا به نتیجهای برسیم.) واقعاً اگر شما روزی یکی از اهل سنت در مقام بحث شما را شکست بدهد، سنی خواهید شد؟ به احتمال قوی نمیشوید. حداکثر این که خواهید گفت «خوب شاید من اطلاعات قوی و توانایی بحث نداشتم که شکست خوردم. حتماً اگر یک عالم ورزیده ما بود، شکست نمیخورد که هیچ، حتی پیروز هم میشد»
شما آنگاه به احتمال قوی به یک عالم شیعه یا کتاب یا انترنت مراجعه میکنید و میبینید که جواب آن حریف سنی شما چه بوده است. بعد هم به جوابی که شما را قانع کند میرسید، چون عالمان ما هم برای بحث کردن و ردّ موضع طرف مقابل کاملاً ورزیده هستند. پس نهایتاً قضیه برمیگردد به سر جای اول.
خوب با این فرض، انتظار ندارید که حریف سنی شما هم اگر شکست بخورد همین کار را بکند؟ او هم در دل خواهد گفت «حتماً من اطلاعات نداشتم که شکست خوردم.» و بعد هم اگر هنوز دغدغهای و نگرانیای داشته باشد، به یک عالم یا کتاب اهل سنت مراجعه میکند و خود را آرام میسازد.
به همین دلیل است که با همه انرژیای که برای اثبات حقانیت یک مذهب و ردّ مذهب دیگر صرف شده است، بازده کار بسیار نبوده است. البته بسیاری اشخاص تغییر مذهب دادهاند، ولی بدنه اصلی جامعه اهل سنت دنیا، همان است و بدنه اصلی شیعه نیز همان.
حالا یک موضوع دیگر. واقعیت این است که این بحثها هم اگر اثری دارد، بر شیعه و سنی افراطی ندارد. آنانی که بر اثر این بحثها احتمالاً تغییر مذهب میدهند، افراد معتدل هستند. خوب این آدم معتدل اگر در مذهب خود باقی میماند هم چندان فرقی نمیکرد. ما خیلی تلاش کردهایم و مثلاً رنگ نارنجی را سرخ ساختهایم. یا سبز پستهای را سبز چمنی ساختهایم. زیاد فرق نمیکند. مهم این است که بتوان سیاه را سفید ساخت.
من در قسمت بعدی بحث میگویم که به نظر من چرا اگر یک شیعه یا سنی معتدل در نهایت تغییر مذهب دهد، چندان فرقی نمیکند و مشکلات اصلی ما همچنان بر جای خود هست. اینجا اجمالاً بگویم که مشکل اصلی ما دو مذهب داشتن نیست، بلکه افراطیگری در هر مذهب است.
#دو_مذهب
#قسمت_اول
#محمدکاظم_کاظمی
@mkazemkazemi
🔹 قسمت اول. چرا افراد به راحتی تغییر مذهب نمیدهند؟
اگر قدری به تاریخ نزاعهای مذهبی ما بنگریم و قدری هم به رسانههای امروز، درمییابیم که بخش مهمی از انرژی و توان هر دو مذهب صرف بحثهایی برای اثبات حقانیت مذهب خودی و باطل بودن مذهب طرف مقابل شده است. ولی در عمل کسانی که به سبب این بحثها تغییر مذهب دادهاند بسیار نبودهاند. توجه داشته باشید. نمیگویم نبودهاند، بلکه میگویم بسیار نبودهاند.
چرا چنین است؟ بیایید خود را در مقام بحث فرض کنید. فرض کنید که شما یک شیعۀ معتقد و محکم، با یک نفر از اهل سنت بحث میکنید و در نهایت مغلوب میشوید. (شاید اکنون شما بگویید من هیچگاه مغلوب نمیشوم چون برحق هستم. ولی خوب موقتاً این فرض را بکنید تا به نتیجهای برسیم.) واقعاً اگر شما روزی یکی از اهل سنت در مقام بحث شما را شکست بدهد، سنی خواهید شد؟ به احتمال قوی نمیشوید. حداکثر این که خواهید گفت «خوب شاید من اطلاعات قوی و توانایی بحث نداشتم که شکست خوردم. حتماً اگر یک عالم ورزیده ما بود، شکست نمیخورد که هیچ، حتی پیروز هم میشد»
شما آنگاه به احتمال قوی به یک عالم شیعه یا کتاب یا انترنت مراجعه میکنید و میبینید که جواب آن حریف سنی شما چه بوده است. بعد هم به جوابی که شما را قانع کند میرسید، چون عالمان ما هم برای بحث کردن و ردّ موضع طرف مقابل کاملاً ورزیده هستند. پس نهایتاً قضیه برمیگردد به سر جای اول.
خوب با این فرض، انتظار ندارید که حریف سنی شما هم اگر شکست بخورد همین کار را بکند؟ او هم در دل خواهد گفت «حتماً من اطلاعات نداشتم که شکست خوردم.» و بعد هم اگر هنوز دغدغهای و نگرانیای داشته باشد، به یک عالم یا کتاب اهل سنت مراجعه میکند و خود را آرام میسازد.
به همین دلیل است که با همه انرژیای که برای اثبات حقانیت یک مذهب و ردّ مذهب دیگر صرف شده است، بازده کار بسیار نبوده است. البته بسیاری اشخاص تغییر مذهب دادهاند، ولی بدنه اصلی جامعه اهل سنت دنیا، همان است و بدنه اصلی شیعه نیز همان.
حالا یک موضوع دیگر. واقعیت این است که این بحثها هم اگر اثری دارد، بر شیعه و سنی افراطی ندارد. آنانی که بر اثر این بحثها احتمالاً تغییر مذهب میدهند، افراد معتدل هستند. خوب این آدم معتدل اگر در مذهب خود باقی میماند هم چندان فرقی نمیکرد. ما خیلی تلاش کردهایم و مثلاً رنگ نارنجی را سرخ ساختهایم. یا سبز پستهای را سبز چمنی ساختهایم. زیاد فرق نمیکند. مهم این است که بتوان سیاه را سفید ساخت.
من در قسمت بعدی بحث میگویم که به نظر من چرا اگر یک شیعه یا سنی معتدل در نهایت تغییر مذهب دهد، چندان فرقی نمیکند و مشکلات اصلی ما همچنان بر جای خود هست. اینجا اجمالاً بگویم که مشکل اصلی ما دو مذهب داشتن نیست، بلکه افراطیگری در هر مذهب است.
#دو_مذهب
#قسمت_اول
#محمدکاظم_کاظمی
@mkazemkazemi
🍀🌸 دو مذهب
🔹 قسمت دوم، دو همسایه
فرض کنیم که شما همسایهای از مذهب دیگر دارید. مثلاً شما شیعه هستید و یک همسایه سنی دارید. یا برعکس. و فرض کنید که هم شما دیندار هستید و هم او. هر یک هم به دستورهای دین، آنگونه که مذهب شما معرفی کرده است، پایبند هستید. حالا، شما چه نوع رفتاری دارید؟ بگذارید بخشی از آن را بشمرم.
شما نماز میخوانید
شما روزه میگیرید
شما به حج میروید
شما بخشی از داراییتان را ـ به هر عنوانی ـ به مستحقان میدهید.
شما قرآن میخوانید
شما یتیمنوازی میکنید
شما به پدر و مادر خود احسان میکنید
شما به همسایهتان سلام میدهید، او را آزار نمیدهید.
شما پاکدامن هستید
شما دروغ نمیگویید، شما غیبت نمیکنید، شما تهمت نمیزنید
شما ربا نمیخورید، شراب نمیخورید، قمار نمیزنید
در مجموع شما یک انسان «درستکار» هستید.
خوب، حالا آن همسایهتان ـ که از نظر فقهی مذهبی دیگر دارد ـ چه کارها میکند و چه کارها نمیکند؟ من نیازی نیست این فهرست بلند و بالا را تکرار کنم. او هم به همه این خصایل اخلاقی و رفتاری آراسته است. او هم مثل شما انسانی است «درستکار».
اگر این دو همسایه به مذاهب خود پایبند باشند، هیچیک دارای صفتی نیست که بتوان آن را «یک صفت زشت» به شمار آورد. اختلافهای فقهی هست، ولی اینها را نمیتوان «ناپسند» و «زشت» دانست. مثلاً همسایه سنی همانند شیعه به پاک بودن محل نماز معتقد است. ولی از نظر او محل سجده ضرور نیست که حتماً از خاک و برآمده از خاک (سنگ، چوب، برگ و امثال آن) باشد. او بر روی زمین خالی هم سجده میکند. همسایۀ شیعه فقط سجده بر روی بعضی چیزها را جایز میداند. حالا میتوان گفت که یکی از این دو تن، از نظر عرف عام و از نظر اخلاق و رفتارهای انسانی کاری «ناپسند» انجام داده است؟
ببینید، قمار زدن را همه انسانهای منصف و درستکار دنیا ناپسند میدانند. ولی نمیتوان گفت که سجده کردن یا سجده نکردن بر مهر این حالت را دارد.
پس میتوان گفت که اگر هدف اصلی دین را تعالی معنوی و اخلاقی انسانها بدانیم و بر آن باشیم که پیامبران آمدهاند تا انسانها را اهل معنویت، درستکار، شریف و پاکدامن بار بیاورند، شیعه و سنیای که به آموزههای مذهب خود وفادارند، در مسیر هدف کلی اسلام هستند. به عبارت دیگر اگر جامعه بشری تماماً مسلمان باشد (چه شیعه و چه سنی) و این آدمها به این دستورهای دین عمل کنند، ما یک جامعۀ «پسندیده» خواهیم داشت. نمیگویم الزاماً جامعهای ایدآل و کاملاً سعادتمند و برحق، چون ممکن است در بعضی امور جزئی کوتاهیهایی در بعضی از آنان باشد. ولی میشود گفت که اسلام ـ چه در قرائت شیعی و چه در قرائت سنی ـ چیزی ناپسند به دنیا عرضه نکرده است و بر عکس بسیار چیزهای پسندیده عرضه کرده است.
این یادداشت را برای این نوشتم که بدانیم مسلمان بودن چه ارزش بزرگی است. و هر یک از این مذاهب ـ اگر طبق حقیقت خود عمل کنند ـ میتوانند انسانهایی درستکار و با خلق و خوی و رفتار پسندیده بار بیاورند.
ولی ما چرا این قدر خود را از همدیگر دور میپنداریم؟ چون هدف اصلی دین را که همان تعالی معنوی و اخلاقی انسانهاست کمرنگ ساختهایم. اخلاق و معنویت برای ما ارزش اصلیاش را از دست داده است، در حالی که بیشترین توصیههای قرآن و پیامبر و دیگر بزرگان دین، توصیههای اخلاقی و معنوی است.
من از همه دوستان میخواهم که قدری در آموزههای قرآن درنگ کنند و ببینند که قرآن بیش از هر چیزی، بر چه اموری تأکید دارد. بعد ببینند که آیا شیعه و سنی در این امور با هم اختلافی چشمگیر دارند؟
#دو_مذهب
#قسمت_دوم
#محمدکاظم_کاظمی
@mkazemkazemi
🔹 قسمت دوم، دو همسایه
فرض کنیم که شما همسایهای از مذهب دیگر دارید. مثلاً شما شیعه هستید و یک همسایه سنی دارید. یا برعکس. و فرض کنید که هم شما دیندار هستید و هم او. هر یک هم به دستورهای دین، آنگونه که مذهب شما معرفی کرده است، پایبند هستید. حالا، شما چه نوع رفتاری دارید؟ بگذارید بخشی از آن را بشمرم.
شما نماز میخوانید
شما روزه میگیرید
شما به حج میروید
شما بخشی از داراییتان را ـ به هر عنوانی ـ به مستحقان میدهید.
شما قرآن میخوانید
شما یتیمنوازی میکنید
شما به پدر و مادر خود احسان میکنید
شما به همسایهتان سلام میدهید، او را آزار نمیدهید.
شما پاکدامن هستید
شما دروغ نمیگویید، شما غیبت نمیکنید، شما تهمت نمیزنید
شما ربا نمیخورید، شراب نمیخورید، قمار نمیزنید
در مجموع شما یک انسان «درستکار» هستید.
خوب، حالا آن همسایهتان ـ که از نظر فقهی مذهبی دیگر دارد ـ چه کارها میکند و چه کارها نمیکند؟ من نیازی نیست این فهرست بلند و بالا را تکرار کنم. او هم به همه این خصایل اخلاقی و رفتاری آراسته است. او هم مثل شما انسانی است «درستکار».
اگر این دو همسایه به مذاهب خود پایبند باشند، هیچیک دارای صفتی نیست که بتوان آن را «یک صفت زشت» به شمار آورد. اختلافهای فقهی هست، ولی اینها را نمیتوان «ناپسند» و «زشت» دانست. مثلاً همسایه سنی همانند شیعه به پاک بودن محل نماز معتقد است. ولی از نظر او محل سجده ضرور نیست که حتماً از خاک و برآمده از خاک (سنگ، چوب، برگ و امثال آن) باشد. او بر روی زمین خالی هم سجده میکند. همسایۀ شیعه فقط سجده بر روی بعضی چیزها را جایز میداند. حالا میتوان گفت که یکی از این دو تن، از نظر عرف عام و از نظر اخلاق و رفتارهای انسانی کاری «ناپسند» انجام داده است؟
ببینید، قمار زدن را همه انسانهای منصف و درستکار دنیا ناپسند میدانند. ولی نمیتوان گفت که سجده کردن یا سجده نکردن بر مهر این حالت را دارد.
پس میتوان گفت که اگر هدف اصلی دین را تعالی معنوی و اخلاقی انسانها بدانیم و بر آن باشیم که پیامبران آمدهاند تا انسانها را اهل معنویت، درستکار، شریف و پاکدامن بار بیاورند، شیعه و سنیای که به آموزههای مذهب خود وفادارند، در مسیر هدف کلی اسلام هستند. به عبارت دیگر اگر جامعه بشری تماماً مسلمان باشد (چه شیعه و چه سنی) و این آدمها به این دستورهای دین عمل کنند، ما یک جامعۀ «پسندیده» خواهیم داشت. نمیگویم الزاماً جامعهای ایدآل و کاملاً سعادتمند و برحق، چون ممکن است در بعضی امور جزئی کوتاهیهایی در بعضی از آنان باشد. ولی میشود گفت که اسلام ـ چه در قرائت شیعی و چه در قرائت سنی ـ چیزی ناپسند به دنیا عرضه نکرده است و بر عکس بسیار چیزهای پسندیده عرضه کرده است.
این یادداشت را برای این نوشتم که بدانیم مسلمان بودن چه ارزش بزرگی است. و هر یک از این مذاهب ـ اگر طبق حقیقت خود عمل کنند ـ میتوانند انسانهایی درستکار و با خلق و خوی و رفتار پسندیده بار بیاورند.
ولی ما چرا این قدر خود را از همدیگر دور میپنداریم؟ چون هدف اصلی دین را که همان تعالی معنوی و اخلاقی انسانهاست کمرنگ ساختهایم. اخلاق و معنویت برای ما ارزش اصلیاش را از دست داده است، در حالی که بیشترین توصیههای قرآن و پیامبر و دیگر بزرگان دین، توصیههای اخلاقی و معنوی است.
من از همه دوستان میخواهم که قدری در آموزههای قرآن درنگ کنند و ببینند که قرآن بیش از هر چیزی، بر چه اموری تأکید دارد. بعد ببینند که آیا شیعه و سنی در این امور با هم اختلافی چشمگیر دارند؟
#دو_مذهب
#قسمت_دوم
#محمدکاظم_کاظمی
@mkazemkazemi
🔴 ختم رُسُل مکی مدنی 👆
🔹 نصرت فتحعلی خان
نسخۀ تصویری
یک اجرای پرشور از این قوالی زیبا برای حضرت پیامبر که سخت مناسب این ایام است.
۱۴۰ مگابایت اینترنت بیزبانتان را مصرف میکند. ولی اگر آثار نصرتفتحعلی خان را دوست دارید، این را از دست ندهید، بلکه رستگار شوید.
🔹
دوست شاعر ما جناب احمد شهریار هم شاید تا شب ترجمه شعرهای این قوالی را برساند.
@mkazemkazemi
🔹 نصرت فتحعلی خان
نسخۀ تصویری
یک اجرای پرشور از این قوالی زیبا برای حضرت پیامبر که سخت مناسب این ایام است.
۱۴۰ مگابایت اینترنت بیزبانتان را مصرف میکند. ولی اگر آثار نصرتفتحعلی خان را دوست دارید، این را از دست ندهید، بلکه رستگار شوید.
🔹
دوست شاعر ما جناب احمد شهریار هم شاید تا شب ترجمه شعرهای این قوالی را برساند.
@mkazemkazemi
🍀🌸 دو مذهب
🔹 قسمت سوم، اهل سنت و اهل بیت
ارادت اهل سنت به علی(ع) و خاندان او برای بسیاری از شیعیان قابل درک نیست. اهل سنت امام علی را یکی از «چهار یار» میدانند. همچنین او را از «عشره مبشره» میشمارند، یعنی ده یار بهشتی حضرت رسول (به باور آنان). البته شیعه حدیث عشره مبشره را قبول ندارد و من در این مورد بحث نمیکنم. اینقدر هست که در دیدگاه اهل سنت، علی(ع) یکی از چهار شخصیت برتر جهان اسلام و یکی از ده انسان در تاریخ اسلام است که پیامبر بهشت را برایشان تضمین کرده است.
اما قضیه به همینجا ختم نمیشود. بسیاری از اهل سنت، علی را از نظر مقام معنوی از بعضی دیگر خلفا هم برتر میدانند. این همه ستایشی که در آثار شاعران اهل سنت نسبت به علی هست، نسبت به سه خلیفه دیگر نیست. مثلاً بیدل که به خلفای دیگر فقط در چند جای و به صورت پراکنده اشاره میکند، برای علی(ع) سه قصیدۀ باشکوه دارد، که این بیت معروف، از یکی از همان قصاید است:
لب بت گر به تصدیق کمالش «یا علی» گوید،
به نوری آشنا گردد که آرد کعبه ایمانش
لقب «شیر خدا» و «شاه مردان» برای حضرت علی یک لقب فقط شیعی نیست. بیدل خود در همین قصیده میگوید
در این مرتع شکار مکر روباهان شد آن غافل
که آگاهی ندادند از کنام شیر یزدانش
کدامین شیر یزدان؟ مرتضی، آن صفدر غالب
که میخوانند مردان حقیقت شاه مردانش
و باز مولاناست که میگوید
زین همرهان سستعناصر دلم گرفت
شیر خدا و رستم دستانم آرزوست
باز از بیدل بشنویم:
بیدل، به هر کجا رگ ابری نشان دهند
در ماتم حسین و حسن گریه میکند
از سنایی:
سر برآر از گلشن تحقیق تا در کوی دین
کشتگان زنده بینی، انجمن در انجمن
در یکی صف، کشتگان بینی به تیغی چون حسین
در دگر صف، خستگان یابی به زهری چون حسن
از اقبال لاهوری:
مریم از یک نسبت عیسی عزیز
از سه نسبت حضرت زهرا عزیز
نور چشم رحمت للعالمین
آن امام اولین و آخرین
آن که جان در پیکر گیتی دمید
روزگار تازه آئین آفرید
برای بسیاری از شیعیانی که نسبت به این مسایل وقوف ندارند، این همه توصیف و تمجید قابل هضم نیست. با خود میگویند «شاید این شاعران هم شیعه بودهاند، ولی تقیه میکردهاند» ولی کسی که با عموم جامعۀ اهل سنت تماس دارد و این ارادت را در تک تک آنان میبیند، میداند که این نه تقیه، بلکه یک ارادت قلبی است در طول دورانها و در همه مکانها.
بگذارید کمی از چشمدیدهایم بگویم. حقیقت این است که با همه فراگیری رسانهها، ما پیروان دو مذهب از معتقدات، رفتارها و باورهای همدیگر خبر نداریم. تصوری که بسیاری از شیعیان دارند، این است که اهل سنت دشمن یا لااقل بدخواه امیرالمؤمنین علی(ع) و خاندان او هستند.
بر اساس همین تصور نادرست است که مثلاً باری یکی از اهالی مطبوعات ایران وقتی شعرهای قهار عاصی برای امام علی و امام حسین را دیده بود، در روزنامهای نوشته بود که «او سنی بود، اما دلی شیعی و عاشق داشت.» آن دوست ایرانی ما خبر نداشت که این قضیه «اما» به کار ندارد. اتفاقاً من در همان زمان با یکی از فضلای اهل سنت برخورد کردم که این مطلب را دیده بود و از این تعبیر ناراضی بود. میگفت «مگر این دوست نویسنده ما انتظار داشته است که جز این باشد؟ مگر او نمیداند که ما چه مقام والایی برای آن حضرت قائلیم؟» و درست میگفت.
همان طور که اهل تشیع به پنجتن ارادت تمام دارند، اهل سنت به «چهار یار» ارادت دارند و این چهار یار یعنی «ابوبکر، عمر، عثمان و علی». آنها این چهار خلیفه را ـ که خلفای راشدین نامیده میشوند ـ تنها خلفای برحق میدانند و عقیده دارند که خلافت اسلامی درست بعد از خلفای راشدین بود که به انحراف کشیده شد، یعنی در عصر امویان و عباسیان. ما که در کابل بودیم، حدیثی از حضرت پیامبر اکرم در کتابهای درسی ما در افغانستان نقل میشد که ایشان فرمودهاند بعد از من امت اسلام فقط سی سال زمامداران سالمی خواهد داشت (نقل به مضمون میکنم) و سی سال یعنی دوران خلفای راشدین.
#دو_مذهب
#قسمت_سوم
#محمدکاظم_کاظمی
@mkazemkazemi
🔹 قسمت سوم، اهل سنت و اهل بیت
ارادت اهل سنت به علی(ع) و خاندان او برای بسیاری از شیعیان قابل درک نیست. اهل سنت امام علی را یکی از «چهار یار» میدانند. همچنین او را از «عشره مبشره» میشمارند، یعنی ده یار بهشتی حضرت رسول (به باور آنان). البته شیعه حدیث عشره مبشره را قبول ندارد و من در این مورد بحث نمیکنم. اینقدر هست که در دیدگاه اهل سنت، علی(ع) یکی از چهار شخصیت برتر جهان اسلام و یکی از ده انسان در تاریخ اسلام است که پیامبر بهشت را برایشان تضمین کرده است.
اما قضیه به همینجا ختم نمیشود. بسیاری از اهل سنت، علی را از نظر مقام معنوی از بعضی دیگر خلفا هم برتر میدانند. این همه ستایشی که در آثار شاعران اهل سنت نسبت به علی هست، نسبت به سه خلیفه دیگر نیست. مثلاً بیدل که به خلفای دیگر فقط در چند جای و به صورت پراکنده اشاره میکند، برای علی(ع) سه قصیدۀ باشکوه دارد، که این بیت معروف، از یکی از همان قصاید است:
لب بت گر به تصدیق کمالش «یا علی» گوید،
به نوری آشنا گردد که آرد کعبه ایمانش
لقب «شیر خدا» و «شاه مردان» برای حضرت علی یک لقب فقط شیعی نیست. بیدل خود در همین قصیده میگوید
در این مرتع شکار مکر روباهان شد آن غافل
که آگاهی ندادند از کنام شیر یزدانش
کدامین شیر یزدان؟ مرتضی، آن صفدر غالب
که میخوانند مردان حقیقت شاه مردانش
و باز مولاناست که میگوید
زین همرهان سستعناصر دلم گرفت
شیر خدا و رستم دستانم آرزوست
باز از بیدل بشنویم:
بیدل، به هر کجا رگ ابری نشان دهند
در ماتم حسین و حسن گریه میکند
از سنایی:
سر برآر از گلشن تحقیق تا در کوی دین
کشتگان زنده بینی، انجمن در انجمن
در یکی صف، کشتگان بینی به تیغی چون حسین
در دگر صف، خستگان یابی به زهری چون حسن
از اقبال لاهوری:
مریم از یک نسبت عیسی عزیز
از سه نسبت حضرت زهرا عزیز
نور چشم رحمت للعالمین
آن امام اولین و آخرین
آن که جان در پیکر گیتی دمید
روزگار تازه آئین آفرید
برای بسیاری از شیعیانی که نسبت به این مسایل وقوف ندارند، این همه توصیف و تمجید قابل هضم نیست. با خود میگویند «شاید این شاعران هم شیعه بودهاند، ولی تقیه میکردهاند» ولی کسی که با عموم جامعۀ اهل سنت تماس دارد و این ارادت را در تک تک آنان میبیند، میداند که این نه تقیه، بلکه یک ارادت قلبی است در طول دورانها و در همه مکانها.
بگذارید کمی از چشمدیدهایم بگویم. حقیقت این است که با همه فراگیری رسانهها، ما پیروان دو مذهب از معتقدات، رفتارها و باورهای همدیگر خبر نداریم. تصوری که بسیاری از شیعیان دارند، این است که اهل سنت دشمن یا لااقل بدخواه امیرالمؤمنین علی(ع) و خاندان او هستند.
بر اساس همین تصور نادرست است که مثلاً باری یکی از اهالی مطبوعات ایران وقتی شعرهای قهار عاصی برای امام علی و امام حسین را دیده بود، در روزنامهای نوشته بود که «او سنی بود، اما دلی شیعی و عاشق داشت.» آن دوست ایرانی ما خبر نداشت که این قضیه «اما» به کار ندارد. اتفاقاً من در همان زمان با یکی از فضلای اهل سنت برخورد کردم که این مطلب را دیده بود و از این تعبیر ناراضی بود. میگفت «مگر این دوست نویسنده ما انتظار داشته است که جز این باشد؟ مگر او نمیداند که ما چه مقام والایی برای آن حضرت قائلیم؟» و درست میگفت.
همان طور که اهل تشیع به پنجتن ارادت تمام دارند، اهل سنت به «چهار یار» ارادت دارند و این چهار یار یعنی «ابوبکر، عمر، عثمان و علی». آنها این چهار خلیفه را ـ که خلفای راشدین نامیده میشوند ـ تنها خلفای برحق میدانند و عقیده دارند که خلافت اسلامی درست بعد از خلفای راشدین بود که به انحراف کشیده شد، یعنی در عصر امویان و عباسیان. ما که در کابل بودیم، حدیثی از حضرت پیامبر اکرم در کتابهای درسی ما در افغانستان نقل میشد که ایشان فرمودهاند بعد از من امت اسلام فقط سی سال زمامداران سالمی خواهد داشت (نقل به مضمون میکنم) و سی سال یعنی دوران خلفای راشدین.
#دو_مذهب
#قسمت_سوم
#محمدکاظم_کاظمی
@mkazemkazemi
این هم متن و ترجمه قوالی "ختم رسل مکی مدنی" نصرت فتح علی خان به لطف شاعر گرامی احمد شهریار. 👇