🔴 بخشی از یک سخنرانی شفق بهسودی دربارۀ مسائل روز
عزیزالله شفق بهسودی از فعالان سیاسی افغانستان در سه چهار دهۀ اخیر است. اما او در کنار وجهۀ سیاسی، همواره به به سخنرانیهای پرشور خویش هم شهرت داشته است. این سخنرانی از جهت نگاه واقعبینانه و متعدل او نسبت به اختلافات مذهبی و قومی جامعۀ افغانستان و بلکه جامعۀ اسلامی، قابل توجه است. 👇
عزیزالله شفق بهسودی از فعالان سیاسی افغانستان در سه چهار دهۀ اخیر است. اما او در کنار وجهۀ سیاسی، همواره به به سخنرانیهای پرشور خویش هم شهرت داشته است. این سخنرانی از جهت نگاه واقعبینانه و متعدل او نسبت به اختلافات مذهبی و قومی جامعۀ افغانستان و بلکه جامعۀ اسلامی، قابل توجه است. 👇
Forwarded from خانهٔ آینه
☘ امروز با بیدل
به مناسبت اربعین حسینی
🔺 برو در کربلا، دیگر مپرس از رمز استغنا
🔻 شهید ناز او، از تیغ میخواهد دَم آبی
این بیت بیدل آمیزهای است از عشق و حماسه. شاعر شهدای کربلا را شهید ناز معشوق میداند، ولی شهیدانی که آب را از لب تیغ طلب میکردند.
میدانیم که آبدادن شمشیر، آن را محکمتر و برندهتر میساخته است. بیدل به همین اعتبار، گاهی شمشیر را به جوی آب تشبیه میکند:
کی شود وهم تعلّق مانع وارستگان؟
آب اگر در جوی شمشیر است، میباشد روان
و حالا، شهیدان ناز معشوق، از این آب مینوشند.
نکتۀ دیگر، ایهام در کلمۀ «دم» است که از طرفی «لب» معنی میدهد و شاعر انگار از «لب آب» سخن میگوید و از طرفی به معنی خون است و با شمشیر تناسب دارد. بیدل در چند جای دیگر هم که از شمشیر و تیغ اسم برده، «دم» را به دو معنی به کار برده است:
مزاج خودشکن آزار کس نمیخواهد
کم است ریزش خون، تیغ را ز ریزش دم
میگوید شمشیری که دم (لب) آن ریخته باشد، انگار که ریزش دم (خون) آن هم کمتر میشود.
به هر حال، بیت بسیار حماسی و باشکوه است و در آن زمانهای که اغلب شاعران ما به واقعۀ کربلا از منظر تأثر و اندوه مینگریستهاند، این که شاعری آن را از منظر استغنا و بینیازی ببیند، جالب است. سخن را با یک بیت عاشورایی دیگر از بیدل ختم میکنم.
گلریزی اشک، بوی خون داشت
این سبحه ز خاک کربلا بود
میگوید تسبیحی که از خاک کربلا بسازی، اگر در حین مناجات با گریه کنی، اشک تو هم بوی خون خواهد داشت. این یعنی زنده بودن خون شهیدان کربلا، که امروزه در ادبیات آیینی ما بسیار مطرح است.
#امروز_با_بیدل
#محمدکاظم_کاظمی
@khanehayeneh
به مناسبت اربعین حسینی
🔺 برو در کربلا، دیگر مپرس از رمز استغنا
🔻 شهید ناز او، از تیغ میخواهد دَم آبی
این بیت بیدل آمیزهای است از عشق و حماسه. شاعر شهدای کربلا را شهید ناز معشوق میداند، ولی شهیدانی که آب را از لب تیغ طلب میکردند.
میدانیم که آبدادن شمشیر، آن را محکمتر و برندهتر میساخته است. بیدل به همین اعتبار، گاهی شمشیر را به جوی آب تشبیه میکند:
کی شود وهم تعلّق مانع وارستگان؟
آب اگر در جوی شمشیر است، میباشد روان
و حالا، شهیدان ناز معشوق، از این آب مینوشند.
نکتۀ دیگر، ایهام در کلمۀ «دم» است که از طرفی «لب» معنی میدهد و شاعر انگار از «لب آب» سخن میگوید و از طرفی به معنی خون است و با شمشیر تناسب دارد. بیدل در چند جای دیگر هم که از شمشیر و تیغ اسم برده، «دم» را به دو معنی به کار برده است:
مزاج خودشکن آزار کس نمیخواهد
کم است ریزش خون، تیغ را ز ریزش دم
میگوید شمشیری که دم (لب) آن ریخته باشد، انگار که ریزش دم (خون) آن هم کمتر میشود.
به هر حال، بیت بسیار حماسی و باشکوه است و در آن زمانهای که اغلب شاعران ما به واقعۀ کربلا از منظر تأثر و اندوه مینگریستهاند، این که شاعری آن را از منظر استغنا و بینیازی ببیند، جالب است. سخن را با یک بیت عاشورایی دیگر از بیدل ختم میکنم.
گلریزی اشک، بوی خون داشت
این سبحه ز خاک کربلا بود
میگوید تسبیحی که از خاک کربلا بسازی، اگر در حین مناجات با گریه کنی، اشک تو هم بوی خون خواهد داشت. این یعنی زنده بودن خون شهیدان کربلا، که امروزه در ادبیات آیینی ما بسیار مطرح است.
#امروز_با_بیدل
#محمدکاظم_کاظمی
@khanehayeneh
👆 غزل «هیهات تا که از نظرم رفت دلبرم» بیدل
🔹 دیکلمۀ زینب بیات
🎺 موسیقی زمینه: شهنای مرحوم استاد بسمالله خان
توضیح: این غزل که یک مرثیۀ بسیار عاطفی از بیدل است، به سفارش شاعر گرانقدر، حسینانصارینژاد خوانده شد که داغدار برادر جوانش بود و غزلهای سوگوارۀ بیدل را تسکین دل دردمند خویش مییافت. با سپاس از آن عزیز و آرزوی بخشایش و رحمت الهی برای برادر گرامی ایشان.
#دیکلمه_غزل_بیدل
#_زینب_بیات
@mkazemkazemi
🔹 دیکلمۀ زینب بیات
🎺 موسیقی زمینه: شهنای مرحوم استاد بسمالله خان
توضیح: این غزل که یک مرثیۀ بسیار عاطفی از بیدل است، به سفارش شاعر گرانقدر، حسینانصارینژاد خوانده شد که داغدار برادر جوانش بود و غزلهای سوگوارۀ بیدل را تسکین دل دردمند خویش مییافت. با سپاس از آن عزیز و آرزوی بخشایش و رحمت الهی برای برادر گرامی ایشان.
#دیکلمه_غزل_بیدل
#_زینب_بیات
@mkazemkazemi
Forwarded from خانهٔ آینه
✳️ شرح بیت دهم از غزل اول
🔹بیتکلّف جز خیالات شرار سنگ نیست
🔹 اینقدر چشمی که من بر روی هستی وا شدم
☘🌼 «شرار سنگ» یعنی همان جرقهای که از سنگ آتشزنه میجهد. بیدل با سنگ و شرر بسیار بازیها کرده و مضامین زیبایی آورده است.
در اینجا او جرقه زدن سنگ را باز شدن چشم آن تلقی کرده است. در واقع میشود گفت «چشم بر روی هستی باز کردن» یعنی همان «عمر» و این هم تعبیر جالبی است. طبیعتاً عمر هم مانند شرار سنگ، زودگذر است.
تا نظر باز کردهای، هیچ است
عمر، برق و شرار را ماند
و
برق و شرار، محمل فرصت نمیکشد
عمری نداشتم که بگویم چهسان گذشت
و جالب این است که میگوید «خیالات شرار سنگ»، یعنی درست است که عمر من چون شرار سنگ هست، ولی نه خود شرار، بلکه خیال آن؛ یک مرحله پایینتر.
#شرح_بیدل
#محمدکاظم_کاظمی
#مرضیه_مرادی
@khanehayeneh
🔹بیتکلّف جز خیالات شرار سنگ نیست
🔹 اینقدر چشمی که من بر روی هستی وا شدم
☘🌼 «شرار سنگ» یعنی همان جرقهای که از سنگ آتشزنه میجهد. بیدل با سنگ و شرر بسیار بازیها کرده و مضامین زیبایی آورده است.
در اینجا او جرقه زدن سنگ را باز شدن چشم آن تلقی کرده است. در واقع میشود گفت «چشم بر روی هستی باز کردن» یعنی همان «عمر» و این هم تعبیر جالبی است. طبیعتاً عمر هم مانند شرار سنگ، زودگذر است.
تا نظر باز کردهای، هیچ است
عمر، برق و شرار را ماند
و
برق و شرار، محمل فرصت نمیکشد
عمری نداشتم که بگویم چهسان گذشت
و جالب این است که میگوید «خیالات شرار سنگ»، یعنی درست است که عمر من چون شرار سنگ هست، ولی نه خود شرار، بلکه خیال آن؛ یک مرحله پایینتر.
#شرح_بیدل
#محمدکاظم_کاظمی
#مرضیه_مرادی
@khanehayeneh
http://www.mkkazemi.com/
مطالبی دربارۀ شعر رضوی، در سایت محمدکاظم کاظمی
مطالبی دربارۀ شعر رضوی، در سایت محمدکاظم کاظمی
🔹 شعر «قطار ۳۶۵» محمدکاظم کاظمی، با صدای شاعر. 👆
🔸 موسیقی زمینه: شهنای استاد بسمالله خان.
🔹 متن شعر
سیصد و شصت و پنج روز غریب با قطاری از این مسیر گذشت
سیصد و شصت و پنج صبح و غروب بر سر این چنار پیر گذشت
سیصد و شصت و پنج صبح سپید، صبحخیزی به صد هزار امید
سیصد و شصت و پنج شام سیاه عین سلول یک اسیر، گذشت
ساعتی در ضیافت حافظ، ساعتی با روایت بیدل
ساعتی در برابر جنگل ساعتی در دل کویر گذشت
ساعتی نور و رنگ و موسیقی، ساعتی آه و اشک و دلتنگی
ساعتی شوق یک تبسم گرم، ساعتی صبرِ ناگزیر، گذشت
رشتههای سپید مویم را هر زمانی بلندتر دیدم،
گفتم: «ای وای، ماه نو آمد... ولی این روزها چه دیر گذشت!»
زندگی یک قطار مضطرب است، به همین اضطراب، عادت کن
اگر از ابتدای آبان رفت، اگر از انتهای تیر گذشت
مشهد، ۵ آبان ۱۳۹۵
#قطار_۳۶۵
#شعر_محمدکاظم_کاظمی
@mkazemkazemi
🔸 موسیقی زمینه: شهنای استاد بسمالله خان.
🔹 متن شعر
سیصد و شصت و پنج روز غریب با قطاری از این مسیر گذشت
سیصد و شصت و پنج صبح و غروب بر سر این چنار پیر گذشت
سیصد و شصت و پنج صبح سپید، صبحخیزی به صد هزار امید
سیصد و شصت و پنج شام سیاه عین سلول یک اسیر، گذشت
ساعتی در ضیافت حافظ، ساعتی با روایت بیدل
ساعتی در برابر جنگل ساعتی در دل کویر گذشت
ساعتی نور و رنگ و موسیقی، ساعتی آه و اشک و دلتنگی
ساعتی شوق یک تبسم گرم، ساعتی صبرِ ناگزیر، گذشت
رشتههای سپید مویم را هر زمانی بلندتر دیدم،
گفتم: «ای وای، ماه نو آمد... ولی این روزها چه دیر گذشت!»
زندگی یک قطار مضطرب است، به همین اضطراب، عادت کن
اگر از ابتدای آبان رفت، اگر از انتهای تیر گذشت
مشهد، ۵ آبان ۱۳۹۵
#قطار_۳۶۵
#شعر_محمدکاظم_کاظمی
@mkazemkazemi
❤1
کانال محمدکاظم کاظمی
🔴 نی میں جانا جوگی دے نال 4⃣ اجرای چهارم از قوالی زیبای نصرت فتحعلی خان اجرای سوم را منتشر نکردم. چندان جالب نبود. یعنی چیز ویژهای نداشت که در دیگر اجراها نباشد. اما این اجرای چهارم از همه سرزندهتر است. در اینجا چیزی که برجسته است و آدمی را مسحور میکند،…
آهنگی از نصرت فتحعلی خان
🔴 نی میں جانا جوگی دے نال 6⃣
اجرای ششم، با موسیقی غربی
نصرت فتحعلی خان بعضی آهنگهایش را با سازهای غربی هم اجرا کرده است و البته این کار او منتقدانی هم داشته است که عقیده داشتهاند او موسیقی قوالی را از حالت سنتیاش خارج کرده و هویتی غربی به آن بخشیده است.
ولی این غیر قابل انکار است که خیلی از مخاطبان، شاید این را بپسندند و یا حتی اینها برای کسانی که با موسیقی غربی عادت داند، پل آشنایی با قوالیهای سنتی باشد.
من بدون هیچ قضاوت قاطعی این اجرا را منتشر میکنم و مشتاقم که نظر عزیزان را بدانم.
(گفتنی است که اجرای پنجم این قوالی چیز تازهای نداشت و انتشار آن ضرور به نظر نیامد.)
#قوالی
#نصرت_فتح_علی_خان
@mkazemkazemi
🔴 نی میں جانا جوگی دے نال 6⃣
اجرای ششم، با موسیقی غربی
نصرت فتحعلی خان بعضی آهنگهایش را با سازهای غربی هم اجرا کرده است و البته این کار او منتقدانی هم داشته است که عقیده داشتهاند او موسیقی قوالی را از حالت سنتیاش خارج کرده و هویتی غربی به آن بخشیده است.
ولی این غیر قابل انکار است که خیلی از مخاطبان، شاید این را بپسندند و یا حتی اینها برای کسانی که با موسیقی غربی عادت داند، پل آشنایی با قوالیهای سنتی باشد.
من بدون هیچ قضاوت قاطعی این اجرا را منتشر میکنم و مشتاقم که نظر عزیزان را بدانم.
(گفتنی است که اجرای پنجم این قوالی چیز تازهای نداشت و انتشار آن ضرور به نظر نیامد.)
#قوالی
#نصرت_فتح_علی_خان
@mkazemkazemi
🔴 نی میں جانا جوگی دے نال 7⃣
اجرای هفتم و پایانی
دیگر آتش زدم به مالم. این آخرین اجرا از این آهنگ است که منتشر میکنم. اجرای هشتم دیگر چیز تازهای ندارد.
در این اجرا، مقدمۀ آهنگ یک مقدار طولانی است. حدود هفت دقیقه فقط مقدمات است. حوصلهتان سر نرود.
در عوض در اواخر، آهنگ فوقالعاده میشود، آنگاه که ترکیب راگخوانی فتحعلی خان و هارمونیه شروع میشود و سپس همخوانی او با راحت فتحعلی خان. این نوع همخوانی از ابتکارهای مرحوم نصرت فتحعلی خان است که در بعضی آهنگهای دیگر هم هست و گاهی بیشتر از این.
از دقیقۀ ۱۳:۳۰ به بعد همخوانیها به اوج میرسد. حداقل این قسمت را گوش کنید تا رستگار شوید.
#قوالی
#نصرت_فتح_علی_خان
@mkazemkazemi
اجرای هفتم و پایانی
دیگر آتش زدم به مالم. این آخرین اجرا از این آهنگ است که منتشر میکنم. اجرای هشتم دیگر چیز تازهای ندارد.
در این اجرا، مقدمۀ آهنگ یک مقدار طولانی است. حدود هفت دقیقه فقط مقدمات است. حوصلهتان سر نرود.
در عوض در اواخر، آهنگ فوقالعاده میشود، آنگاه که ترکیب راگخوانی فتحعلی خان و هارمونیه شروع میشود و سپس همخوانی او با راحت فتحعلی خان. این نوع همخوانی از ابتکارهای مرحوم نصرت فتحعلی خان است که در بعضی آهنگهای دیگر هم هست و گاهی بیشتر از این.
از دقیقۀ ۱۳:۳۰ به بعد همخوانیها به اوج میرسد. حداقل این قسمت را گوش کنید تا رستگار شوید.
#قوالی
#نصرت_فتح_علی_خان
@mkazemkazemi
Forwarded from خانهٔ آینه
☘ امروز با بیدل
دين، وقتِ شريفى كه به كيش تو گذشت
خلد آنچه به وصل كم و بيش تو گذشت
تا حشر، ذخيره حياتم كافى است
عمر نگذشتهاى كه پيش تو گذشت
متناقضنمايى زيبايى است: عمر نگذشتهاى كه گذشت. ولى فقط جنبه هنرىِ اين متناقضنمايى منظور شاعر نيست، بلكه اين را گوشزد مىكند كه عمرى كه پيش دوست گذشته، انگار كه هيچ نگذشته است، به خاطر حظّى كه آدمى از اين حضور مىبرد.
تعبير «وقت شريف» هم صفت و موصوف زيبايى است. شايد كمتر صفتى مثل «شريف» مىتوانست اين بار معنايى را به دوش بكشد.
اما اين «تو» در اينجا چه كسى است؟ من گمان مىكنم كه مخاطب اين رباعى، كسى از دانشمندان يا اهل عرفان بوده است، چون اين توصيفها نه به معشوق زمين مىخورد و نه به معشوق برين.
بارى، اين هم از رباعيهايى است كه مىتواند كاربرد تقديمى داشته باشد، مثلاً در مقام سپاسگزارى يك شاگرد از يك استاد. رباعيهاى بيدل به راستى كه قابليت كاربردى بالايى دارند.
(برگرفته از کتاب «مرقع صد رنگ»، صد رباعی از بیدل، نوشتۀ محمدکاظم کاظمی)
#امروز_با_بیدل
#بیدل
@mkazemkazemi
دين، وقتِ شريفى كه به كيش تو گذشت
خلد آنچه به وصل كم و بيش تو گذشت
تا حشر، ذخيره حياتم كافى است
عمر نگذشتهاى كه پيش تو گذشت
متناقضنمايى زيبايى است: عمر نگذشتهاى كه گذشت. ولى فقط جنبه هنرىِ اين متناقضنمايى منظور شاعر نيست، بلكه اين را گوشزد مىكند كه عمرى كه پيش دوست گذشته، انگار كه هيچ نگذشته است، به خاطر حظّى كه آدمى از اين حضور مىبرد.
تعبير «وقت شريف» هم صفت و موصوف زيبايى است. شايد كمتر صفتى مثل «شريف» مىتوانست اين بار معنايى را به دوش بكشد.
اما اين «تو» در اينجا چه كسى است؟ من گمان مىكنم كه مخاطب اين رباعى، كسى از دانشمندان يا اهل عرفان بوده است، چون اين توصيفها نه به معشوق زمين مىخورد و نه به معشوق برين.
بارى، اين هم از رباعيهايى است كه مىتواند كاربرد تقديمى داشته باشد، مثلاً در مقام سپاسگزارى يك شاگرد از يك استاد. رباعيهاى بيدل به راستى كه قابليت كاربردى بالايى دارند.
(برگرفته از کتاب «مرقع صد رنگ»، صد رباعی از بیدل، نوشتۀ محمدکاظم کاظمی)
#امروز_با_بیدل
#بیدل
@mkazemkazemi
🔴 آهنگ «اکیا اُدیک دیا» از نصرت فتحعلی خان
این از کارهای عالی نصرت فتحعلی خان است. همه چیز در آن به حد کمال است؛ هم ملودی، هم کار گروهی، هم فراز و فرود آهنگ و هم همخوانیهایی که با راحت فتحعلی خان دارد.
یک ابتکار نصرت فتحعلی خان در بعضی آهنگهایش همین همخوانیهاست که به صورت راگخوانی او و پاسخدهی آن با آواز راحت فتحعلی خان رخ میدهد. آهنگ را از دقیقۀ ۶ تا ۸ و نیز از دقیقۀ ۱۰ تا ۱۳ گوش کنید تا منظورم را متوجه شوید.
شعر این آهنگ به زبان پنجابی است و من هنوز کسی را نیافتهام که آن را ترجمه کند. اگر اردو یود، دوست شاعر پاکستانی ما احمد شهریار زحمتش را میکشید.
#قوالی
#نصرت_فتحعلی_خان
@mkazemkazemi
این از کارهای عالی نصرت فتحعلی خان است. همه چیز در آن به حد کمال است؛ هم ملودی، هم کار گروهی، هم فراز و فرود آهنگ و هم همخوانیهایی که با راحت فتحعلی خان دارد.
یک ابتکار نصرت فتحعلی خان در بعضی آهنگهایش همین همخوانیهاست که به صورت راگخوانی او و پاسخدهی آن با آواز راحت فتحعلی خان رخ میدهد. آهنگ را از دقیقۀ ۶ تا ۸ و نیز از دقیقۀ ۱۰ تا ۱۳ گوش کنید تا منظورم را متوجه شوید.
شعر این آهنگ به زبان پنجابی است و من هنوز کسی را نیافتهام که آن را ترجمه کند. اگر اردو یود، دوست شاعر پاکستانی ما احمد شهریار زحمتش را میکشید.
#قوالی
#نصرت_فتحعلی_خان
@mkazemkazemi
🔴 یک اجرای دیگر از آهنگ «آکیا اُدیک دیا»
نصرت فتحعلی خان
این هم یک اجرای پرشور و کوتاهتر، از قوالی «آکیا اُدیک دیا» با دوگانهخوانی بسیار جذاب. حوالی دقیقۀ ۶ را گوش کنید.
در ضمن برای دانلود آهنگهای نصرت فتحعلی خان میتوانید به این نشانی بروید.
http://folkpunjab.org/nusrat-fateh-ali-khan/
#قوالی
#نصرت_فتحعلی_خان
@mkazemkazemi
نصرت فتحعلی خان
این هم یک اجرای پرشور و کوتاهتر، از قوالی «آکیا اُدیک دیا» با دوگانهخوانی بسیار جذاب. حوالی دقیقۀ ۶ را گوش کنید.
در ضمن برای دانلود آهنگهای نصرت فتحعلی خان میتوانید به این نشانی بروید.
http://folkpunjab.org/nusrat-fateh-ali-khan/
#قوالی
#نصرت_فتحعلی_خان
@mkazemkazemi
Folk Punjab
Nusrat Fateh Ali Khan
Download free MP3 songs of Nusrat Fateh Ali Khan