Forwarded from خانهٔ آینه
☘🌼 شرح بیت پنجم از غزل اول
🔹 بینقابیهای گُل بی التفات صبح نیست
🔹 آنقدر وا گشت آغوشت که من رسوا شدم
☘ کاظمی: میگوید همین که تو مثل گل نقاب دریدی، انگار صبحدم شد، صبحدمی که مرا که در تاریکی نهفته بودم رسوا و آشکار کرد. میدانیم که در شعر ما باز شدن گل با صبحدم همراه است. به بیان دیگر باز شدن گل را باز شدن آغوش معشوق دانسته است. یعنی تو به سمت من آغوش باز کردی و مرا رسوا ساختی.
🌼 مرادی: من نظرم چیز دیگری است. میگوید اگر گل دریدگی کرد، به علت توجه صبح بود. در واقع صبح، گل را در آغوش کشید تا گل دریده شد. و تو چون صبحدمی هستی که به من توجه کردی و من مثل گل باز شدم.
☘ کاظمی: بله برداشت شما درست است. یعنی صبح معشوق است و گل شاعر. من برعکس گرفته بودم. حال که میبینم، کلمۀ «التفات» به معنی توجه و عنایت، کلید همان معنایی است که شما برداشت کردید. باز شدن گل هم رسوایی آن است، یعنی آنچه در درون داشته، آشکار شده است.
#شرح_بیدل
#محمدکاظم_کاظمی
#مرضیه_مرادی
@khanehayeneh
🔹 بینقابیهای گُل بی التفات صبح نیست
🔹 آنقدر وا گشت آغوشت که من رسوا شدم
☘ کاظمی: میگوید همین که تو مثل گل نقاب دریدی، انگار صبحدم شد، صبحدمی که مرا که در تاریکی نهفته بودم رسوا و آشکار کرد. میدانیم که در شعر ما باز شدن گل با صبحدم همراه است. به بیان دیگر باز شدن گل را باز شدن آغوش معشوق دانسته است. یعنی تو به سمت من آغوش باز کردی و مرا رسوا ساختی.
🌼 مرادی: من نظرم چیز دیگری است. میگوید اگر گل دریدگی کرد، به علت توجه صبح بود. در واقع صبح، گل را در آغوش کشید تا گل دریده شد. و تو چون صبحدمی هستی که به من توجه کردی و من مثل گل باز شدم.
☘ کاظمی: بله برداشت شما درست است. یعنی صبح معشوق است و گل شاعر. من برعکس گرفته بودم. حال که میبینم، کلمۀ «التفات» به معنی توجه و عنایت، کلید همان معنایی است که شما برداشت کردید. باز شدن گل هم رسوایی آن است، یعنی آنچه در درون داشته، آشکار شده است.
#شرح_بیدل
#محمدکاظم_کاظمی
#مرضیه_مرادی
@khanehayeneh
Forwarded from خانهٔ آینه
✳️ شرح بیت دهم از غزل اول
🔹بیتکلّف جز خیالات شرار سنگ نیست
🔹 اینقدر چشمی که من بر روی هستی وا شدم
☘🌼 «شرار سنگ» یعنی همان جرقهای که از سنگ آتشزنه میجهد. بیدل با سنگ و شرر بسیار بازیها کرده و مضامین زیبایی آورده است.
در اینجا او جرقه زدن سنگ را باز شدن چشم آن تلقی کرده است. در واقع میشود گفت «چشم بر روی هستی باز کردن» یعنی همان «عمر» و این هم تعبیر جالبی است. طبیعتاً عمر هم مانند شرار سنگ، زودگذر است.
تا نظر باز کردهای، هیچ است
عمر، برق و شرار را ماند
و
برق و شرار، محمل فرصت نمیکشد
عمری نداشتم که بگویم چهسان گذشت
و جالب این است که میگوید «خیالات شرار سنگ»، یعنی درست است که عمر من چون شرار سنگ هست، ولی نه خود شرار، بلکه خیال آن؛ یک مرحله پایینتر.
#شرح_بیدل
#محمدکاظم_کاظمی
#مرضیه_مرادی
@khanehayeneh
🔹بیتکلّف جز خیالات شرار سنگ نیست
🔹 اینقدر چشمی که من بر روی هستی وا شدم
☘🌼 «شرار سنگ» یعنی همان جرقهای که از سنگ آتشزنه میجهد. بیدل با سنگ و شرر بسیار بازیها کرده و مضامین زیبایی آورده است.
در اینجا او جرقه زدن سنگ را باز شدن چشم آن تلقی کرده است. در واقع میشود گفت «چشم بر روی هستی باز کردن» یعنی همان «عمر» و این هم تعبیر جالبی است. طبیعتاً عمر هم مانند شرار سنگ، زودگذر است.
تا نظر باز کردهای، هیچ است
عمر، برق و شرار را ماند
و
برق و شرار، محمل فرصت نمیکشد
عمری نداشتم که بگویم چهسان گذشت
و جالب این است که میگوید «خیالات شرار سنگ»، یعنی درست است که عمر من چون شرار سنگ هست، ولی نه خود شرار، بلکه خیال آن؛ یک مرحله پایینتر.
#شرح_بیدل
#محمدکاظم_کاظمی
#مرضیه_مرادی
@khanehayeneh