🍀🌸 دو مذهب
🔹 مقدمه
این یک سلسله بحث در مورد اختلافهای مذهبی میان مسلمانان است. همین اول بگویم که من دینشناس نیستم و بحث من هم یک بحث تخصصی اعتقادی نیست. این نظر یک مسلمان عادی است که کتابهایی خوانده و مطالعات مختصری دارد و مهمتر از آن با اهالی هر دو مذهب شیعه و سنی نشست و برخاست و رفاقت داشته است. من نه میخواهم (و نه اصلاً میتوانم) حقانیت یک مذهب یا باطل بودن دیگری را ثابت کنم. فقط از منظر رفتاری و اجتماعی بحث میکنم.
میدانم که بسیاریها مرا ملامت خواهند کرد. ولی با این حال چرا وارد این بحث میشوم؟ چون میپندارم یکی از خطرهای بزرگ که جامعه اسلام (شیعه و سنی) را تهدید میکند و این تهدید هر روز بیشتر میشود، تفرقه و افراطیگری است. به نظر میرسد که ما از این نظر در آستانه یک بحران بزرگ هستیم. دشمنان دانا و دوستان نادان دست در دست هم نهادهاند و آتش نزاعهای مذهبی میان مسلمانان دوباره روشن شده است و متأسفانه در حال گسترش است.
من فکر میکنم که علمای دین ما برای پیشگیری این بحران وظیفهای سنگین دارند. در واقع نیز خاموش کردن این آتش، کار علماست، نه کار امثال من. ولی از طرفی نمیتوانم احساس وظیفه نکنم، چون فکر میکنم هر کدام ما اگر یک قطره آب هم بپاشیم، غنیمت است. من این را در این لحظه برای خود یک مسئولیت انسانی و اسلامی میبینم و نمیتوانم از آن بگذرم.
این مطلب در هشت قسمت نوشته شده است و آنها را به صورت پیاپی در همینجا خواهید خواند.
#دو_مذهب
#مقدمه
#محمدکاظم_کاظمی
@mkazemkazemi
🔹 مقدمه
این یک سلسله بحث در مورد اختلافهای مذهبی میان مسلمانان است. همین اول بگویم که من دینشناس نیستم و بحث من هم یک بحث تخصصی اعتقادی نیست. این نظر یک مسلمان عادی است که کتابهایی خوانده و مطالعات مختصری دارد و مهمتر از آن با اهالی هر دو مذهب شیعه و سنی نشست و برخاست و رفاقت داشته است. من نه میخواهم (و نه اصلاً میتوانم) حقانیت یک مذهب یا باطل بودن دیگری را ثابت کنم. فقط از منظر رفتاری و اجتماعی بحث میکنم.
میدانم که بسیاریها مرا ملامت خواهند کرد. ولی با این حال چرا وارد این بحث میشوم؟ چون میپندارم یکی از خطرهای بزرگ که جامعه اسلام (شیعه و سنی) را تهدید میکند و این تهدید هر روز بیشتر میشود، تفرقه و افراطیگری است. به نظر میرسد که ما از این نظر در آستانه یک بحران بزرگ هستیم. دشمنان دانا و دوستان نادان دست در دست هم نهادهاند و آتش نزاعهای مذهبی میان مسلمانان دوباره روشن شده است و متأسفانه در حال گسترش است.
من فکر میکنم که علمای دین ما برای پیشگیری این بحران وظیفهای سنگین دارند. در واقع نیز خاموش کردن این آتش، کار علماست، نه کار امثال من. ولی از طرفی نمیتوانم احساس وظیفه نکنم، چون فکر میکنم هر کدام ما اگر یک قطره آب هم بپاشیم، غنیمت است. من این را در این لحظه برای خود یک مسئولیت انسانی و اسلامی میبینم و نمیتوانم از آن بگذرم.
این مطلب در هشت قسمت نوشته شده است و آنها را به صورت پیاپی در همینجا خواهید خواند.
#دو_مذهب
#مقدمه
#محمدکاظم_کاظمی
@mkazemkazemi
🍀🌸 دو مذهب
🔹 قسمت اول. چرا افراد به راحتی تغییر مذهب نمیدهند؟
اگر قدری به تاریخ نزاعهای مذهبی ما بنگریم و قدری هم به رسانههای امروز، درمییابیم که بخش مهمی از انرژی و توان هر دو مذهب صرف بحثهایی برای اثبات حقانیت مذهب خودی و باطل بودن مذهب طرف مقابل شده است. ولی در عمل کسانی که به سبب این بحثها تغییر مذهب دادهاند بسیار نبودهاند. توجه داشته باشید. نمیگویم نبودهاند، بلکه میگویم بسیار نبودهاند.
چرا چنین است؟ بیایید خود را در مقام بحث فرض کنید. فرض کنید که شما یک شیعۀ معتقد و محکم، با یک نفر از اهل سنت بحث میکنید و در نهایت مغلوب میشوید. (شاید اکنون شما بگویید من هیچگاه مغلوب نمیشوم چون برحق هستم. ولی خوب موقتاً این فرض را بکنید تا به نتیجهای برسیم.) واقعاً اگر شما روزی یکی از اهل سنت در مقام بحث شما را شکست بدهد، سنی خواهید شد؟ به احتمال قوی نمیشوید. حداکثر این که خواهید گفت «خوب شاید من اطلاعات قوی و توانایی بحث نداشتم که شکست خوردم. حتماً اگر یک عالم ورزیده ما بود، شکست نمیخورد که هیچ، حتی پیروز هم میشد»
شما آنگاه به احتمال قوی به یک عالم شیعه یا کتاب یا انترنت مراجعه میکنید و میبینید که جواب آن حریف سنی شما چه بوده است. بعد هم به جوابی که شما را قانع کند میرسید، چون عالمان ما هم برای بحث کردن و ردّ موضع طرف مقابل کاملاً ورزیده هستند. پس نهایتاً قضیه برمیگردد به سر جای اول.
خوب با این فرض، انتظار ندارید که حریف سنی شما هم اگر شکست بخورد همین کار را بکند؟ او هم در دل خواهد گفت «حتماً من اطلاعات نداشتم که شکست خوردم.» و بعد هم اگر هنوز دغدغهای و نگرانیای داشته باشد، به یک عالم یا کتاب اهل سنت مراجعه میکند و خود را آرام میسازد.
به همین دلیل است که با همه انرژیای که برای اثبات حقانیت یک مذهب و ردّ مذهب دیگر صرف شده است، بازده کار بسیار نبوده است. البته بسیاری اشخاص تغییر مذهب دادهاند، ولی بدنه اصلی جامعه اهل سنت دنیا، همان است و بدنه اصلی شیعه نیز همان.
حالا یک موضوع دیگر. واقعیت این است که این بحثها هم اگر اثری دارد، بر شیعه و سنی افراطی ندارد. آنانی که بر اثر این بحثها احتمالاً تغییر مذهب میدهند، افراد معتدل هستند. خوب این آدم معتدل اگر در مذهب خود باقی میماند هم چندان فرقی نمیکرد. ما خیلی تلاش کردهایم و مثلاً رنگ نارنجی را سرخ ساختهایم. یا سبز پستهای را سبز چمنی ساختهایم. زیاد فرق نمیکند. مهم این است که بتوان سیاه را سفید ساخت.
من در قسمت بعدی بحث میگویم که به نظر من چرا اگر یک شیعه یا سنی معتدل در نهایت تغییر مذهب دهد، چندان فرقی نمیکند و مشکلات اصلی ما همچنان بر جای خود هست. اینجا اجمالاً بگویم که مشکل اصلی ما دو مذهب داشتن نیست، بلکه افراطیگری در هر مذهب است.
#دو_مذهب
#قسمت_اول
#محمدکاظم_کاظمی
@mkazemkazemi
🔹 قسمت اول. چرا افراد به راحتی تغییر مذهب نمیدهند؟
اگر قدری به تاریخ نزاعهای مذهبی ما بنگریم و قدری هم به رسانههای امروز، درمییابیم که بخش مهمی از انرژی و توان هر دو مذهب صرف بحثهایی برای اثبات حقانیت مذهب خودی و باطل بودن مذهب طرف مقابل شده است. ولی در عمل کسانی که به سبب این بحثها تغییر مذهب دادهاند بسیار نبودهاند. توجه داشته باشید. نمیگویم نبودهاند، بلکه میگویم بسیار نبودهاند.
چرا چنین است؟ بیایید خود را در مقام بحث فرض کنید. فرض کنید که شما یک شیعۀ معتقد و محکم، با یک نفر از اهل سنت بحث میکنید و در نهایت مغلوب میشوید. (شاید اکنون شما بگویید من هیچگاه مغلوب نمیشوم چون برحق هستم. ولی خوب موقتاً این فرض را بکنید تا به نتیجهای برسیم.) واقعاً اگر شما روزی یکی از اهل سنت در مقام بحث شما را شکست بدهد، سنی خواهید شد؟ به احتمال قوی نمیشوید. حداکثر این که خواهید گفت «خوب شاید من اطلاعات قوی و توانایی بحث نداشتم که شکست خوردم. حتماً اگر یک عالم ورزیده ما بود، شکست نمیخورد که هیچ، حتی پیروز هم میشد»
شما آنگاه به احتمال قوی به یک عالم شیعه یا کتاب یا انترنت مراجعه میکنید و میبینید که جواب آن حریف سنی شما چه بوده است. بعد هم به جوابی که شما را قانع کند میرسید، چون عالمان ما هم برای بحث کردن و ردّ موضع طرف مقابل کاملاً ورزیده هستند. پس نهایتاً قضیه برمیگردد به سر جای اول.
خوب با این فرض، انتظار ندارید که حریف سنی شما هم اگر شکست بخورد همین کار را بکند؟ او هم در دل خواهد گفت «حتماً من اطلاعات نداشتم که شکست خوردم.» و بعد هم اگر هنوز دغدغهای و نگرانیای داشته باشد، به یک عالم یا کتاب اهل سنت مراجعه میکند و خود را آرام میسازد.
به همین دلیل است که با همه انرژیای که برای اثبات حقانیت یک مذهب و ردّ مذهب دیگر صرف شده است، بازده کار بسیار نبوده است. البته بسیاری اشخاص تغییر مذهب دادهاند، ولی بدنه اصلی جامعه اهل سنت دنیا، همان است و بدنه اصلی شیعه نیز همان.
حالا یک موضوع دیگر. واقعیت این است که این بحثها هم اگر اثری دارد، بر شیعه و سنی افراطی ندارد. آنانی که بر اثر این بحثها احتمالاً تغییر مذهب میدهند، افراد معتدل هستند. خوب این آدم معتدل اگر در مذهب خود باقی میماند هم چندان فرقی نمیکرد. ما خیلی تلاش کردهایم و مثلاً رنگ نارنجی را سرخ ساختهایم. یا سبز پستهای را سبز چمنی ساختهایم. زیاد فرق نمیکند. مهم این است که بتوان سیاه را سفید ساخت.
من در قسمت بعدی بحث میگویم که به نظر من چرا اگر یک شیعه یا سنی معتدل در نهایت تغییر مذهب دهد، چندان فرقی نمیکند و مشکلات اصلی ما همچنان بر جای خود هست. اینجا اجمالاً بگویم که مشکل اصلی ما دو مذهب داشتن نیست، بلکه افراطیگری در هر مذهب است.
#دو_مذهب
#قسمت_اول
#محمدکاظم_کاظمی
@mkazemkazemi
🍀🌸 دو مذهب
🔹 قسمت دوم، دو همسایه
فرض کنیم که شما همسایهای از مذهب دیگر دارید. مثلاً شما شیعه هستید و یک همسایه سنی دارید. یا برعکس. و فرض کنید که هم شما دیندار هستید و هم او. هر یک هم به دستورهای دین، آنگونه که مذهب شما معرفی کرده است، پایبند هستید. حالا، شما چه نوع رفتاری دارید؟ بگذارید بخشی از آن را بشمرم.
شما نماز میخوانید
شما روزه میگیرید
شما به حج میروید
شما بخشی از داراییتان را ـ به هر عنوانی ـ به مستحقان میدهید.
شما قرآن میخوانید
شما یتیمنوازی میکنید
شما به پدر و مادر خود احسان میکنید
شما به همسایهتان سلام میدهید، او را آزار نمیدهید.
شما پاکدامن هستید
شما دروغ نمیگویید، شما غیبت نمیکنید، شما تهمت نمیزنید
شما ربا نمیخورید، شراب نمیخورید، قمار نمیزنید
در مجموع شما یک انسان «درستکار» هستید.
خوب، حالا آن همسایهتان ـ که از نظر فقهی مذهبی دیگر دارد ـ چه کارها میکند و چه کارها نمیکند؟ من نیازی نیست این فهرست بلند و بالا را تکرار کنم. او هم به همه این خصایل اخلاقی و رفتاری آراسته است. او هم مثل شما انسانی است «درستکار».
اگر این دو همسایه به مذاهب خود پایبند باشند، هیچیک دارای صفتی نیست که بتوان آن را «یک صفت زشت» به شمار آورد. اختلافهای فقهی هست، ولی اینها را نمیتوان «ناپسند» و «زشت» دانست. مثلاً همسایه سنی همانند شیعه به پاک بودن محل نماز معتقد است. ولی از نظر او محل سجده ضرور نیست که حتماً از خاک و برآمده از خاک (سنگ، چوب، برگ و امثال آن) باشد. او بر روی زمین خالی هم سجده میکند. همسایۀ شیعه فقط سجده بر روی بعضی چیزها را جایز میداند. حالا میتوان گفت که یکی از این دو تن، از نظر عرف عام و از نظر اخلاق و رفتارهای انسانی کاری «ناپسند» انجام داده است؟
ببینید، قمار زدن را همه انسانهای منصف و درستکار دنیا ناپسند میدانند. ولی نمیتوان گفت که سجده کردن یا سجده نکردن بر مهر این حالت را دارد.
پس میتوان گفت که اگر هدف اصلی دین را تعالی معنوی و اخلاقی انسانها بدانیم و بر آن باشیم که پیامبران آمدهاند تا انسانها را اهل معنویت، درستکار، شریف و پاکدامن بار بیاورند، شیعه و سنیای که به آموزههای مذهب خود وفادارند، در مسیر هدف کلی اسلام هستند. به عبارت دیگر اگر جامعه بشری تماماً مسلمان باشد (چه شیعه و چه سنی) و این آدمها به این دستورهای دین عمل کنند، ما یک جامعۀ «پسندیده» خواهیم داشت. نمیگویم الزاماً جامعهای ایدآل و کاملاً سعادتمند و برحق، چون ممکن است در بعضی امور جزئی کوتاهیهایی در بعضی از آنان باشد. ولی میشود گفت که اسلام ـ چه در قرائت شیعی و چه در قرائت سنی ـ چیزی ناپسند به دنیا عرضه نکرده است و بر عکس بسیار چیزهای پسندیده عرضه کرده است.
این یادداشت را برای این نوشتم که بدانیم مسلمان بودن چه ارزش بزرگی است. و هر یک از این مذاهب ـ اگر طبق حقیقت خود عمل کنند ـ میتوانند انسانهایی درستکار و با خلق و خوی و رفتار پسندیده بار بیاورند.
ولی ما چرا این قدر خود را از همدیگر دور میپنداریم؟ چون هدف اصلی دین را که همان تعالی معنوی و اخلاقی انسانهاست کمرنگ ساختهایم. اخلاق و معنویت برای ما ارزش اصلیاش را از دست داده است، در حالی که بیشترین توصیههای قرآن و پیامبر و دیگر بزرگان دین، توصیههای اخلاقی و معنوی است.
من از همه دوستان میخواهم که قدری در آموزههای قرآن درنگ کنند و ببینند که قرآن بیش از هر چیزی، بر چه اموری تأکید دارد. بعد ببینند که آیا شیعه و سنی در این امور با هم اختلافی چشمگیر دارند؟
#دو_مذهب
#قسمت_دوم
#محمدکاظم_کاظمی
@mkazemkazemi
🔹 قسمت دوم، دو همسایه
فرض کنیم که شما همسایهای از مذهب دیگر دارید. مثلاً شما شیعه هستید و یک همسایه سنی دارید. یا برعکس. و فرض کنید که هم شما دیندار هستید و هم او. هر یک هم به دستورهای دین، آنگونه که مذهب شما معرفی کرده است، پایبند هستید. حالا، شما چه نوع رفتاری دارید؟ بگذارید بخشی از آن را بشمرم.
شما نماز میخوانید
شما روزه میگیرید
شما به حج میروید
شما بخشی از داراییتان را ـ به هر عنوانی ـ به مستحقان میدهید.
شما قرآن میخوانید
شما یتیمنوازی میکنید
شما به پدر و مادر خود احسان میکنید
شما به همسایهتان سلام میدهید، او را آزار نمیدهید.
شما پاکدامن هستید
شما دروغ نمیگویید، شما غیبت نمیکنید، شما تهمت نمیزنید
شما ربا نمیخورید، شراب نمیخورید، قمار نمیزنید
در مجموع شما یک انسان «درستکار» هستید.
خوب، حالا آن همسایهتان ـ که از نظر فقهی مذهبی دیگر دارد ـ چه کارها میکند و چه کارها نمیکند؟ من نیازی نیست این فهرست بلند و بالا را تکرار کنم. او هم به همه این خصایل اخلاقی و رفتاری آراسته است. او هم مثل شما انسانی است «درستکار».
اگر این دو همسایه به مذاهب خود پایبند باشند، هیچیک دارای صفتی نیست که بتوان آن را «یک صفت زشت» به شمار آورد. اختلافهای فقهی هست، ولی اینها را نمیتوان «ناپسند» و «زشت» دانست. مثلاً همسایه سنی همانند شیعه به پاک بودن محل نماز معتقد است. ولی از نظر او محل سجده ضرور نیست که حتماً از خاک و برآمده از خاک (سنگ، چوب، برگ و امثال آن) باشد. او بر روی زمین خالی هم سجده میکند. همسایۀ شیعه فقط سجده بر روی بعضی چیزها را جایز میداند. حالا میتوان گفت که یکی از این دو تن، از نظر عرف عام و از نظر اخلاق و رفتارهای انسانی کاری «ناپسند» انجام داده است؟
ببینید، قمار زدن را همه انسانهای منصف و درستکار دنیا ناپسند میدانند. ولی نمیتوان گفت که سجده کردن یا سجده نکردن بر مهر این حالت را دارد.
پس میتوان گفت که اگر هدف اصلی دین را تعالی معنوی و اخلاقی انسانها بدانیم و بر آن باشیم که پیامبران آمدهاند تا انسانها را اهل معنویت، درستکار، شریف و پاکدامن بار بیاورند، شیعه و سنیای که به آموزههای مذهب خود وفادارند، در مسیر هدف کلی اسلام هستند. به عبارت دیگر اگر جامعه بشری تماماً مسلمان باشد (چه شیعه و چه سنی) و این آدمها به این دستورهای دین عمل کنند، ما یک جامعۀ «پسندیده» خواهیم داشت. نمیگویم الزاماً جامعهای ایدآل و کاملاً سعادتمند و برحق، چون ممکن است در بعضی امور جزئی کوتاهیهایی در بعضی از آنان باشد. ولی میشود گفت که اسلام ـ چه در قرائت شیعی و چه در قرائت سنی ـ چیزی ناپسند به دنیا عرضه نکرده است و بر عکس بسیار چیزهای پسندیده عرضه کرده است.
این یادداشت را برای این نوشتم که بدانیم مسلمان بودن چه ارزش بزرگی است. و هر یک از این مذاهب ـ اگر طبق حقیقت خود عمل کنند ـ میتوانند انسانهایی درستکار و با خلق و خوی و رفتار پسندیده بار بیاورند.
ولی ما چرا این قدر خود را از همدیگر دور میپنداریم؟ چون هدف اصلی دین را که همان تعالی معنوی و اخلاقی انسانهاست کمرنگ ساختهایم. اخلاق و معنویت برای ما ارزش اصلیاش را از دست داده است، در حالی که بیشترین توصیههای قرآن و پیامبر و دیگر بزرگان دین، توصیههای اخلاقی و معنوی است.
من از همه دوستان میخواهم که قدری در آموزههای قرآن درنگ کنند و ببینند که قرآن بیش از هر چیزی، بر چه اموری تأکید دارد. بعد ببینند که آیا شیعه و سنی در این امور با هم اختلافی چشمگیر دارند؟
#دو_مذهب
#قسمت_دوم
#محمدکاظم_کاظمی
@mkazemkazemi
🔴 ختم رُسُل مکی مدنی 👆
🔹 نصرت فتحعلی خان
نسخۀ تصویری
یک اجرای پرشور از این قوالی زیبا برای حضرت پیامبر که سخت مناسب این ایام است.
۱۴۰ مگابایت اینترنت بیزبانتان را مصرف میکند. ولی اگر آثار نصرتفتحعلی خان را دوست دارید، این را از دست ندهید، بلکه رستگار شوید.
🔹
دوست شاعر ما جناب احمد شهریار هم شاید تا شب ترجمه شعرهای این قوالی را برساند.
@mkazemkazemi
🔹 نصرت فتحعلی خان
نسخۀ تصویری
یک اجرای پرشور از این قوالی زیبا برای حضرت پیامبر که سخت مناسب این ایام است.
۱۴۰ مگابایت اینترنت بیزبانتان را مصرف میکند. ولی اگر آثار نصرتفتحعلی خان را دوست دارید، این را از دست ندهید، بلکه رستگار شوید.
🔹
دوست شاعر ما جناب احمد شهریار هم شاید تا شب ترجمه شعرهای این قوالی را برساند.
@mkazemkazemi
🍀🌸 دو مذهب
🔹 قسمت سوم، اهل سنت و اهل بیت
ارادت اهل سنت به علی(ع) و خاندان او برای بسیاری از شیعیان قابل درک نیست. اهل سنت امام علی را یکی از «چهار یار» میدانند. همچنین او را از «عشره مبشره» میشمارند، یعنی ده یار بهشتی حضرت رسول (به باور آنان). البته شیعه حدیث عشره مبشره را قبول ندارد و من در این مورد بحث نمیکنم. اینقدر هست که در دیدگاه اهل سنت، علی(ع) یکی از چهار شخصیت برتر جهان اسلام و یکی از ده انسان در تاریخ اسلام است که پیامبر بهشت را برایشان تضمین کرده است.
اما قضیه به همینجا ختم نمیشود. بسیاری از اهل سنت، علی را از نظر مقام معنوی از بعضی دیگر خلفا هم برتر میدانند. این همه ستایشی که در آثار شاعران اهل سنت نسبت به علی هست، نسبت به سه خلیفه دیگر نیست. مثلاً بیدل که به خلفای دیگر فقط در چند جای و به صورت پراکنده اشاره میکند، برای علی(ع) سه قصیدۀ باشکوه دارد، که این بیت معروف، از یکی از همان قصاید است:
لب بت گر به تصدیق کمالش «یا علی» گوید،
به نوری آشنا گردد که آرد کعبه ایمانش
لقب «شیر خدا» و «شاه مردان» برای حضرت علی یک لقب فقط شیعی نیست. بیدل خود در همین قصیده میگوید
در این مرتع شکار مکر روباهان شد آن غافل
که آگاهی ندادند از کنام شیر یزدانش
کدامین شیر یزدان؟ مرتضی، آن صفدر غالب
که میخوانند مردان حقیقت شاه مردانش
و باز مولاناست که میگوید
زین همرهان سستعناصر دلم گرفت
شیر خدا و رستم دستانم آرزوست
باز از بیدل بشنویم:
بیدل، به هر کجا رگ ابری نشان دهند
در ماتم حسین و حسن گریه میکند
از سنایی:
سر برآر از گلشن تحقیق تا در کوی دین
کشتگان زنده بینی، انجمن در انجمن
در یکی صف، کشتگان بینی به تیغی چون حسین
در دگر صف، خستگان یابی به زهری چون حسن
از اقبال لاهوری:
مریم از یک نسبت عیسی عزیز
از سه نسبت حضرت زهرا عزیز
نور چشم رحمت للعالمین
آن امام اولین و آخرین
آن که جان در پیکر گیتی دمید
روزگار تازه آئین آفرید
برای بسیاری از شیعیانی که نسبت به این مسایل وقوف ندارند، این همه توصیف و تمجید قابل هضم نیست. با خود میگویند «شاید این شاعران هم شیعه بودهاند، ولی تقیه میکردهاند» ولی کسی که با عموم جامعۀ اهل سنت تماس دارد و این ارادت را در تک تک آنان میبیند، میداند که این نه تقیه، بلکه یک ارادت قلبی است در طول دورانها و در همه مکانها.
بگذارید کمی از چشمدیدهایم بگویم. حقیقت این است که با همه فراگیری رسانهها، ما پیروان دو مذهب از معتقدات، رفتارها و باورهای همدیگر خبر نداریم. تصوری که بسیاری از شیعیان دارند، این است که اهل سنت دشمن یا لااقل بدخواه امیرالمؤمنین علی(ع) و خاندان او هستند.
بر اساس همین تصور نادرست است که مثلاً باری یکی از اهالی مطبوعات ایران وقتی شعرهای قهار عاصی برای امام علی و امام حسین را دیده بود، در روزنامهای نوشته بود که «او سنی بود، اما دلی شیعی و عاشق داشت.» آن دوست ایرانی ما خبر نداشت که این قضیه «اما» به کار ندارد. اتفاقاً من در همان زمان با یکی از فضلای اهل سنت برخورد کردم که این مطلب را دیده بود و از این تعبیر ناراضی بود. میگفت «مگر این دوست نویسنده ما انتظار داشته است که جز این باشد؟ مگر او نمیداند که ما چه مقام والایی برای آن حضرت قائلیم؟» و درست میگفت.
همان طور که اهل تشیع به پنجتن ارادت تمام دارند، اهل سنت به «چهار یار» ارادت دارند و این چهار یار یعنی «ابوبکر، عمر، عثمان و علی». آنها این چهار خلیفه را ـ که خلفای راشدین نامیده میشوند ـ تنها خلفای برحق میدانند و عقیده دارند که خلافت اسلامی درست بعد از خلفای راشدین بود که به انحراف کشیده شد، یعنی در عصر امویان و عباسیان. ما که در کابل بودیم، حدیثی از حضرت پیامبر اکرم در کتابهای درسی ما در افغانستان نقل میشد که ایشان فرمودهاند بعد از من امت اسلام فقط سی سال زمامداران سالمی خواهد داشت (نقل به مضمون میکنم) و سی سال یعنی دوران خلفای راشدین.
#دو_مذهب
#قسمت_سوم
#محمدکاظم_کاظمی
@mkazemkazemi
🔹 قسمت سوم، اهل سنت و اهل بیت
ارادت اهل سنت به علی(ع) و خاندان او برای بسیاری از شیعیان قابل درک نیست. اهل سنت امام علی را یکی از «چهار یار» میدانند. همچنین او را از «عشره مبشره» میشمارند، یعنی ده یار بهشتی حضرت رسول (به باور آنان). البته شیعه حدیث عشره مبشره را قبول ندارد و من در این مورد بحث نمیکنم. اینقدر هست که در دیدگاه اهل سنت، علی(ع) یکی از چهار شخصیت برتر جهان اسلام و یکی از ده انسان در تاریخ اسلام است که پیامبر بهشت را برایشان تضمین کرده است.
اما قضیه به همینجا ختم نمیشود. بسیاری از اهل سنت، علی را از نظر مقام معنوی از بعضی دیگر خلفا هم برتر میدانند. این همه ستایشی که در آثار شاعران اهل سنت نسبت به علی هست، نسبت به سه خلیفه دیگر نیست. مثلاً بیدل که به خلفای دیگر فقط در چند جای و به صورت پراکنده اشاره میکند، برای علی(ع) سه قصیدۀ باشکوه دارد، که این بیت معروف، از یکی از همان قصاید است:
لب بت گر به تصدیق کمالش «یا علی» گوید،
به نوری آشنا گردد که آرد کعبه ایمانش
لقب «شیر خدا» و «شاه مردان» برای حضرت علی یک لقب فقط شیعی نیست. بیدل خود در همین قصیده میگوید
در این مرتع شکار مکر روباهان شد آن غافل
که آگاهی ندادند از کنام شیر یزدانش
کدامین شیر یزدان؟ مرتضی، آن صفدر غالب
که میخوانند مردان حقیقت شاه مردانش
و باز مولاناست که میگوید
زین همرهان سستعناصر دلم گرفت
شیر خدا و رستم دستانم آرزوست
باز از بیدل بشنویم:
بیدل، به هر کجا رگ ابری نشان دهند
در ماتم حسین و حسن گریه میکند
از سنایی:
سر برآر از گلشن تحقیق تا در کوی دین
کشتگان زنده بینی، انجمن در انجمن
در یکی صف، کشتگان بینی به تیغی چون حسین
در دگر صف، خستگان یابی به زهری چون حسن
از اقبال لاهوری:
مریم از یک نسبت عیسی عزیز
از سه نسبت حضرت زهرا عزیز
نور چشم رحمت للعالمین
آن امام اولین و آخرین
آن که جان در پیکر گیتی دمید
روزگار تازه آئین آفرید
برای بسیاری از شیعیانی که نسبت به این مسایل وقوف ندارند، این همه توصیف و تمجید قابل هضم نیست. با خود میگویند «شاید این شاعران هم شیعه بودهاند، ولی تقیه میکردهاند» ولی کسی که با عموم جامعۀ اهل سنت تماس دارد و این ارادت را در تک تک آنان میبیند، میداند که این نه تقیه، بلکه یک ارادت قلبی است در طول دورانها و در همه مکانها.
بگذارید کمی از چشمدیدهایم بگویم. حقیقت این است که با همه فراگیری رسانهها، ما پیروان دو مذهب از معتقدات، رفتارها و باورهای همدیگر خبر نداریم. تصوری که بسیاری از شیعیان دارند، این است که اهل سنت دشمن یا لااقل بدخواه امیرالمؤمنین علی(ع) و خاندان او هستند.
بر اساس همین تصور نادرست است که مثلاً باری یکی از اهالی مطبوعات ایران وقتی شعرهای قهار عاصی برای امام علی و امام حسین را دیده بود، در روزنامهای نوشته بود که «او سنی بود، اما دلی شیعی و عاشق داشت.» آن دوست ایرانی ما خبر نداشت که این قضیه «اما» به کار ندارد. اتفاقاً من در همان زمان با یکی از فضلای اهل سنت برخورد کردم که این مطلب را دیده بود و از این تعبیر ناراضی بود. میگفت «مگر این دوست نویسنده ما انتظار داشته است که جز این باشد؟ مگر او نمیداند که ما چه مقام والایی برای آن حضرت قائلیم؟» و درست میگفت.
همان طور که اهل تشیع به پنجتن ارادت تمام دارند، اهل سنت به «چهار یار» ارادت دارند و این چهار یار یعنی «ابوبکر، عمر، عثمان و علی». آنها این چهار خلیفه را ـ که خلفای راشدین نامیده میشوند ـ تنها خلفای برحق میدانند و عقیده دارند که خلافت اسلامی درست بعد از خلفای راشدین بود که به انحراف کشیده شد، یعنی در عصر امویان و عباسیان. ما که در کابل بودیم، حدیثی از حضرت پیامبر اکرم در کتابهای درسی ما در افغانستان نقل میشد که ایشان فرمودهاند بعد از من امت اسلام فقط سی سال زمامداران سالمی خواهد داشت (نقل به مضمون میکنم) و سی سال یعنی دوران خلفای راشدین.
#دو_مذهب
#قسمت_سوم
#محمدکاظم_کاظمی
@mkazemkazemi
این هم متن و ترجمه قوالی "ختم رسل مکی مدنی" نصرت فتح علی خان به لطف شاعر گرامی احمد شهریار. 👇
Forwarded from ..
ترجمه شعر مکی مدنی
اردو: اے ختم رسل مکی مدنی، کونین میں تم سا کوئی نہیں
ترجمه: ای ختم رسل مکی مدنی کسی در دو عالم همانند تو نیست
اردو: اے سیدے مکی مدنی
ترجمه: ای سیدی مکی مدنی
اردو: مسلک نشینِ عالمِ امکاں تمہی تو ہو
ترجمه: فقط تویی که مسلک نشینِ عالمِ امکانی
اردو: اس انجمن کی شمعِ فروزاں تمہی تو ہو
ترجمه: فقط تویی که شمعِ فروزانِ این انجمنی
اردو: عام ہیں رحمتیں زمانے پر
رحمتوں کا کوئی حساب نہیں
تیرے قربان یا رسول اللہ
تیرا کونین میں جواب نہیں
ترجمه: رحمتهای زمانه عامند
رحمتها هیچ حدوحسابی ندارند
فدای تو یا رسول الله
که در دوعالم کسی مانند تو نیست
اردو: دنیا و آخرت کا سہارا تمہاری ذات
دونوں جہاں کے والی و سلطاں تمہی تو ہو
ترجمه: ذات تو امید دنیا و آخرت است
فقط تو والی و سلطان هر دو جهانی
اردو: اے نور مجسم تیرے سوا محبوب خدا کا کوئی نہیں
ترجمه: ای نورِ مجسم! بجز تو کسی محبوبِ خدا نیست
اردو: اے مدینے والے آقا تم سا کوئی نہیں
ترجمه: ای آقای مدینه! کسی مانند تو نیست
اردو: چولا تیرا قرآن ہے قرآن کے صدقے
اے سید عالم میں تری شان کے صدقے
ترجمه: عبای تو قرآن است، من به فدای قرآن
ای سید عالم! من به فدای این شان و منزلت تو
اردو: نہ ہوا آپ سا پیدا کوئی ممتاز نبی
مرحبا سید مکی مدنی العربی
ترجمه: پیغمبری ممتازتر از تو به دنیا نیامده است
مرحبا! سید مکی، مدنی العربی
اردو: ناز کرتی ہے ترے نام پہ والا حسبی
فخر کرتی ہے تری ذات پہ عالی نسبی
امتیں اور بھی گزری ہیں، رسول اور بھی ہیں
نہ کہیں تیری سی امت نہ کوئی تجھ سے نبی
ترجمه: والا حسبی به نام تو می نازد
عالی نسبی به ذاتِ تو می بالد
امت های زیادی بوده اند، و رسولانی بسیاری
نه کسی امتی مانند تو را داشته و نه رسولی مانند تو (بوده است)
اوصاف تو سب نے پائے ہیں پر حسنِ سراپا کوئی نہیں
آدم سے جناب عیسی تک سرکار کے جیسا کوئی نہیں
ترجمه: اوصاف به همه تعلق گرفته است، اما حسنِ مجسم هیچ کسی نیست
از آدم تا جناب عیسی هیچ کسی مانند سرور نیست
ہوجائے اگر اک چشمِ کرم محشر میں ہماری لاج رہے
اے شافعِ محشر تیرے سوا بخشش کا وسیلہ کوئی نہیں
ترجمه: به روز حشر اگر نگاهی به ماکنی، آبروی ما حفظ شود
ای شافعِ محشر! بجز تو کسی وسیله بخشش نیست
یہ شان تمہاری ہے آقا تم عرشِ بریں پر پہنچے ہو
ذیشان نبی ہیں سب لیکن معراج کا دولہا کوئی نہیں
ترجمه: آقا! این شان و منزلت فقط از آن توست که تو بر عرش برین رسیده ای
تمامی انبیا ذی شان هستند، اما داماد معراج (بجز تو) کسی نیست
اردو: اے ختم رسل مکی مدنی، کونین میں تم سا کوئی نہیں
ترجمه: ای ختم رسل مکی مدنی کسی در دو عالم همانند تو نیست
اردو: اے سیدے مکی مدنی
ترجمه: ای سیدی مکی مدنی
اردو: مسلک نشینِ عالمِ امکاں تمہی تو ہو
ترجمه: فقط تویی که مسلک نشینِ عالمِ امکانی
اردو: اس انجمن کی شمعِ فروزاں تمہی تو ہو
ترجمه: فقط تویی که شمعِ فروزانِ این انجمنی
اردو: عام ہیں رحمتیں زمانے پر
رحمتوں کا کوئی حساب نہیں
تیرے قربان یا رسول اللہ
تیرا کونین میں جواب نہیں
ترجمه: رحمتهای زمانه عامند
رحمتها هیچ حدوحسابی ندارند
فدای تو یا رسول الله
که در دوعالم کسی مانند تو نیست
اردو: دنیا و آخرت کا سہارا تمہاری ذات
دونوں جہاں کے والی و سلطاں تمہی تو ہو
ترجمه: ذات تو امید دنیا و آخرت است
فقط تو والی و سلطان هر دو جهانی
اردو: اے نور مجسم تیرے سوا محبوب خدا کا کوئی نہیں
ترجمه: ای نورِ مجسم! بجز تو کسی محبوبِ خدا نیست
اردو: اے مدینے والے آقا تم سا کوئی نہیں
ترجمه: ای آقای مدینه! کسی مانند تو نیست
اردو: چولا تیرا قرآن ہے قرآن کے صدقے
اے سید عالم میں تری شان کے صدقے
ترجمه: عبای تو قرآن است، من به فدای قرآن
ای سید عالم! من به فدای این شان و منزلت تو
اردو: نہ ہوا آپ سا پیدا کوئی ممتاز نبی
مرحبا سید مکی مدنی العربی
ترجمه: پیغمبری ممتازتر از تو به دنیا نیامده است
مرحبا! سید مکی، مدنی العربی
اردو: ناز کرتی ہے ترے نام پہ والا حسبی
فخر کرتی ہے تری ذات پہ عالی نسبی
امتیں اور بھی گزری ہیں، رسول اور بھی ہیں
نہ کہیں تیری سی امت نہ کوئی تجھ سے نبی
ترجمه: والا حسبی به نام تو می نازد
عالی نسبی به ذاتِ تو می بالد
امت های زیادی بوده اند، و رسولانی بسیاری
نه کسی امتی مانند تو را داشته و نه رسولی مانند تو (بوده است)
اوصاف تو سب نے پائے ہیں پر حسنِ سراپا کوئی نہیں
آدم سے جناب عیسی تک سرکار کے جیسا کوئی نہیں
ترجمه: اوصاف به همه تعلق گرفته است، اما حسنِ مجسم هیچ کسی نیست
از آدم تا جناب عیسی هیچ کسی مانند سرور نیست
ہوجائے اگر اک چشمِ کرم محشر میں ہماری لاج رہے
اے شافعِ محشر تیرے سوا بخشش کا وسیلہ کوئی نہیں
ترجمه: به روز حشر اگر نگاهی به ماکنی، آبروی ما حفظ شود
ای شافعِ محشر! بجز تو کسی وسیله بخشش نیست
یہ شان تمہاری ہے آقا تم عرشِ بریں پر پہنچے ہو
ذیشان نبی ہیں سب لیکن معراج کا دولہا کوئی نہیں
ترجمه: آقا! این شان و منزلت فقط از آن توست که تو بر عرش برین رسیده ای
تمامی انبیا ذی شان هستند، اما داماد معراج (بجز تو) کسی نیست
کانال محمدکاظم کاظمی
نصرت فتحعلی خان – ختم رُسُل مکی مدنی
نسخۀ صوتی آهنگ «ختم رُسُل مکی مدنی» که ترجمهاش را در پست قبلی میبینید.
🔴 شب یلدا
🔹محمدکاظم کاظمی
اینجا، در این تلاقی خونها و شیشهها
شبهای بد بلندترند از همیشهها
شبهای بد بلندترند از همیشهها
تا آب این درخت بخشکد به ریشهها
امشب بدون جامه بخوابی بلندتر
بر روی روزنامه بخوابی بلندتر
دار و صلیب و قبر ببینی زیادتر
خواب پلنگ و ببر ببینی زیادتر
وقتی شب از همیشه شود جانگدازتر
خون شما به شیشه شود جانگدازتر
🔸
یلدا حریف اینهمه سختی شود مگر
سیبی که میخورید درختی شود مگر
مستوجب عطای بخیلان شوی شبی
منظور وعدههای وکیلان شوی شبی:
«من آمدم ترانه بیارم برایتان
آجیل و هندوانه بیارم برایتان
روزانتان همیشه به جوزا بدل شود
شبهایتان همیشه به یلدا بدل شود
آن قصر زرنگار، پس از کوه و جنگل است
سختی همیشه در صد و سی سال اول است
دیگر کلید بخت به جیب تو میشود
یعنی خوراک برّه نصیب تو میشود
ما هندوانه هر شب دی پوست میکُنیم
آن را نثار خوبترین دوست میکنیم»
🔸
کوچک زیاد بودهای، اینک بزرگ شو
این پوست را رها کن و ای برّه! گرگ شو
سال دگر به سیب زمینی بسنده کن
با هر چه نزد خویش ببینی بسنده کن
امسال اگر بریدۀ نان میخوریم ما،
سال دگر خوراک شبان میخوریم ما
فروردین 1385
#شب_یلدا
#محمدکاظم_کاظمی
@mkazemkazemi
🔹محمدکاظم کاظمی
اینجا، در این تلاقی خونها و شیشهها
شبهای بد بلندترند از همیشهها
شبهای بد بلندترند از همیشهها
تا آب این درخت بخشکد به ریشهها
امشب بدون جامه بخوابی بلندتر
بر روی روزنامه بخوابی بلندتر
دار و صلیب و قبر ببینی زیادتر
خواب پلنگ و ببر ببینی زیادتر
وقتی شب از همیشه شود جانگدازتر
خون شما به شیشه شود جانگدازتر
🔸
یلدا حریف اینهمه سختی شود مگر
سیبی که میخورید درختی شود مگر
مستوجب عطای بخیلان شوی شبی
منظور وعدههای وکیلان شوی شبی:
«من آمدم ترانه بیارم برایتان
آجیل و هندوانه بیارم برایتان
روزانتان همیشه به جوزا بدل شود
شبهایتان همیشه به یلدا بدل شود
آن قصر زرنگار، پس از کوه و جنگل است
سختی همیشه در صد و سی سال اول است
دیگر کلید بخت به جیب تو میشود
یعنی خوراک برّه نصیب تو میشود
ما هندوانه هر شب دی پوست میکُنیم
آن را نثار خوبترین دوست میکنیم»
🔸
کوچک زیاد بودهای، اینک بزرگ شو
این پوست را رها کن و ای برّه! گرگ شو
سال دگر به سیب زمینی بسنده کن
با هر چه نزد خویش ببینی بسنده کن
امسال اگر بریدۀ نان میخوریم ما،
سال دگر خوراک شبان میخوریم ما
فروردین 1385
#شب_یلدا
#محمدکاظم_کاظمی
@mkazemkazemi
🔴 یلدا ۹۲
🔹محمدکاظم کاظمی
آخر پاییز شد، جوجهشماری کنید
فصل زمستان رسید، فکر بخاری کنید
عمر گرانمایهتان میگذرد مثل باد
مزرع ناکشته را مزرعهداری کنید
نامۀ اعمالتان درهم و برهم شده است
نامۀ اعمال را بازنگاری کنید
فیالمثل امسال اگر موج جدیدی رسید،
اهل سیاست! کمی موجسواری کنید
تاجر اگر بودهاید، در نوسانات ارز
دخل دلاری کنید، خرج دلاری کنید
کاسب اگر بودهاید، با مدد سطل رنگ
بچۀ گنجشک را بچه قناری کنید
زاهد اگر بودهاید از همه اعمال دین
گریه و زاری کنید، گریه و زاری کنید
الغرض ای مردمان، آخر پاییز شد
جوجه اگر نیست، باز تخمگذاری کنید
۱ دی ۱۳۹۲
#شعر_یلدا
#محمدکاظم_کاظمی
@mkazemkazemi
🔹محمدکاظم کاظمی
آخر پاییز شد، جوجهشماری کنید
فصل زمستان رسید، فکر بخاری کنید
عمر گرانمایهتان میگذرد مثل باد
مزرع ناکشته را مزرعهداری کنید
نامۀ اعمالتان درهم و برهم شده است
نامۀ اعمال را بازنگاری کنید
فیالمثل امسال اگر موج جدیدی رسید،
اهل سیاست! کمی موجسواری کنید
تاجر اگر بودهاید، در نوسانات ارز
دخل دلاری کنید، خرج دلاری کنید
کاسب اگر بودهاید، با مدد سطل رنگ
بچۀ گنجشک را بچه قناری کنید
زاهد اگر بودهاید از همه اعمال دین
گریه و زاری کنید، گریه و زاری کنید
الغرض ای مردمان، آخر پاییز شد
جوجه اگر نیست، باز تخمگذاری کنید
۱ دی ۱۳۹۲
#شعر_یلدا
#محمدکاظم_کاظمی
@mkazemkazemi
بخشی از برنامه آهنگ زندگی رادیو دری به مناسبت یلدا. مصاحبه و شعر محمدکاظم کاظمی. 👇
Forwarded from حمید محمدی محمدی
خبرگزاری صدای افغان(آوا) | اخبار افغانستان و جهان | Afghan voice agency
تجلیل از نویسنده فقید افغانستان در نهمین دوره جایزه ادبی جلال آلاحمد
نهمین دوره جایزه ادبی جلال آلاحمد از داکتر محمد اکرم عثمان، داستاننویس و پژوهشگر فقید افغانستان به عنوان «خادم زبان فارسی» در مراسم اختتامیه خود تجلیل میکند.
🔴 امروز، ساعت ۱۵، تهران، تالار وحدت
🔹 تجلیل از داستاننویسان افغانستان در جایزۀ ادبی جلالآلاحمد
امسال و در نهمین دورۀ این جایزۀ مهم، آثار برجستۀ ادبیات داستانی افغانستان هم حضور دارند. چند تن از داستاننویسان بزرگ ما به این برنامه دعوت شدهاند. من نیز قرار است به نمایندگی از خانوادۀ شادروان محمداکرم عثمان، لوح تقدیر او را دریافت کنم.
از همه عزیزان میخواهم که اطلاعرسانی کنند، تا با حضور پررنگ ما در این مراسم، نویسندگان افغانستانی که برای دریافت جایزه بالا میروند با تشویق حداکثری در تالار نهصد نفری وحدت رو به رو شوند.
@mkazemkazemi
🔹 تجلیل از داستاننویسان افغانستان در جایزۀ ادبی جلالآلاحمد
امسال و در نهمین دورۀ این جایزۀ مهم، آثار برجستۀ ادبیات داستانی افغانستان هم حضور دارند. چند تن از داستاننویسان بزرگ ما به این برنامه دعوت شدهاند. من نیز قرار است به نمایندگی از خانوادۀ شادروان محمداکرم عثمان، لوح تقدیر او را دریافت کنم.
از همه عزیزان میخواهم که اطلاعرسانی کنند، تا با حضور پررنگ ما در این مراسم، نویسندگان افغانستانی که برای دریافت جایزه بالا میروند با تشویق حداکثری در تالار نهصد نفری وحدت رو به رو شوند.
@mkazemkazemi
🇦🇫 گام به گام با مراسم جایزه جلال. با اولین حضور افغانستان در این جایزه.
رهنورد زریاب، حسین فخری، زبیر هجران، سید رضا محمدی از کابل آمده اند.
دکتر محمدسرور مولایی، ابوطالب مظفری و من از تهران و مشهد.
دکتر محمدسرور مولایی، ابوطالب مظفری و من از تهران و مشهد.