🔹 عباس راه نشین
شاعر گرامی گنابادی
نوروز آمد و شده این سال سال سگ
باید شنید در همه جا قیل و قال سگ
سگ مظهر وفاست خدایا به ما بده
ابن خصلت نکوی که بودست مال سگ
یک استخوان اگر که دهیدش تمام عمر
دارد هوای شخص تو، بود این کمال سگ
یک سگ محافظ است برای هزار میش
صد گرگ می رمد ز مقام و جلال سگ
انسان برو وفا تو بیاموز از سگان
میمون شدست سال همه چون به فال سگ
شخصی شنید شعر من و گفت در جواب
بگذر ز سگ، برو بنشین بی خیال سگ
شاعر گرامی گنابادی
نوروز آمد و شده این سال سال سگ
باید شنید در همه جا قیل و قال سگ
سگ مظهر وفاست خدایا به ما بده
ابن خصلت نکوی که بودست مال سگ
یک استخوان اگر که دهیدش تمام عمر
دارد هوای شخص تو، بود این کمال سگ
یک سگ محافظ است برای هزار میش
صد گرگ می رمد ز مقام و جلال سگ
انسان برو وفا تو بیاموز از سگان
میمون شدست سال همه چون به فال سگ
شخصی شنید شعر من و گفت در جواب
بگذر ز سگ، برو بنشین بی خیال سگ
🔹 عبدالعلی شفق
با اقتباس از غزل محمدکاظم کاظمی.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
سال جدیدماست یعنی که سال سگ
بایـد به سـر کنیم امسال، شـال سگ
سگ در تقابل است یعنی که با شغال
بوزینــه می کند، گـردن مـدال سگ
ماچـون مسافـران از سفره های زشت
پس مانده می خوریم بدترزحال سگ
درگوش سگ دهد گرگان اذان خویش
باچال دیده است گویا که فال سگ
عمـری چـو گوسفنـد، درمسلخیم ما
یعنی کـه زیست ما بـوده مثـال سگ
دشنام مردوزن، سگ گفتن است وبس
پـراست وجـود ما ازاین خصال سگ
صدکاسـه را ببین پـر دوغ کرده اند
کاریـده دَور جـام، جال و جوال سگ
دنـدان وتـاریکی، ماییـم وجـان هم
جنجـال روبــرو هستنـد ز دال سگ
تابـوده ایم بودست، روز بشــر همین
ایکاش به شود احـوال وحـال سگ
عبدالعلی شفق، بامیان۱۳۹۷/۱/۵خ.
با اقتباس از غزل محمدکاظم کاظمی.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
سال جدیدماست یعنی که سال سگ
بایـد به سـر کنیم امسال، شـال سگ
سگ در تقابل است یعنی که با شغال
بوزینــه می کند، گـردن مـدال سگ
ماچـون مسافـران از سفره های زشت
پس مانده می خوریم بدترزحال سگ
درگوش سگ دهد گرگان اذان خویش
باچال دیده است گویا که فال سگ
عمـری چـو گوسفنـد، درمسلخیم ما
یعنی کـه زیست ما بـوده مثـال سگ
دشنام مردوزن، سگ گفتن است وبس
پـراست وجـود ما ازاین خصال سگ
صدکاسـه را ببین پـر دوغ کرده اند
کاریـده دَور جـام، جال و جوال سگ
دنـدان وتـاریکی، ماییـم وجـان هم
جنجـال روبــرو هستنـد ز دال سگ
تابـوده ایم بودست، روز بشــر همین
ایکاش به شود احـوال وحـال سگ
عبدالعلی شفق، بامیان۱۳۹۷/۱/۵خ.
🔹 ساحل تراکمه
🔸 غزل پاره
از هرچه جانور شده امسال سال سگ
شاید شنید گوش کسی قیل و قال سگ
وقتی نمی خرند وفا را به نیم جو
پس لااقل به طعنه نپرسید حالِ سگ
باید حیا کنیم که هم نوع می کشیم
وحشی تر است یورشمان از جدال سگ
حالا که باب میل خدایان! نمی شویم
ای کاش می شدیم کمی ایده آلِ سگ
#سال_سگ
#غزل_پاره
#ساحل_تراکمه
🔸 غزل پاره
از هرچه جانور شده امسال سال سگ
شاید شنید گوش کسی قیل و قال سگ
وقتی نمی خرند وفا را به نیم جو
پس لااقل به طعنه نپرسید حالِ سگ
باید حیا کنیم که هم نوع می کشیم
وحشی تر است یورشمان از جدال سگ
حالا که باب میل خدایان! نمی شویم
ای کاش می شدیم کمی ایده آلِ سگ
#سال_سگ
#غزل_پاره
#ساحل_تراکمه
🔹 مهدی حق طلب
میمونمان گذشت ورسیدست سال سگ
ای کاش حالمان نشود مثل حال سگ
نه اشتباه شد، تو بگو مثل سگ شوید
کامروز صد شرف به مقام و جلال سگ
ما نان اگر به سفره نداریم، ای رفیق
یک سال را قباله نوشتند، مال سگ
امروز ما سگیم و سگ انسان شده ست، اه
از ما که بگذریم، ولی خوش به حال سگ
یک عمر گرچه گله چراندیم ما ولی
امروز، گله ما و شبانی خصال سگ
واحسرتا که عمر به تحصیل علم رفت
باید نشست پای همین قیل و قال سگ
از دست ببر و گورخر و خر که هیچ کاش
بر ما چکد نمی زبر و دست و بال سگ
هو هو کنید، سال جدید است دوستان
باشد که حالمان بشود مثل حال سگ
میمونمان گذشت ورسیدست سال سگ
ای کاش حالمان نشود مثل حال سگ
نه اشتباه شد، تو بگو مثل سگ شوید
کامروز صد شرف به مقام و جلال سگ
ما نان اگر به سفره نداریم، ای رفیق
یک سال را قباله نوشتند، مال سگ
امروز ما سگیم و سگ انسان شده ست، اه
از ما که بگذریم، ولی خوش به حال سگ
یک عمر گرچه گله چراندیم ما ولی
امروز، گله ما و شبانی خصال سگ
واحسرتا که عمر به تحصیل علم رفت
باید نشست پای همین قیل و قال سگ
از دست ببر و گورخر و خر که هیچ کاش
بر ما چکد نمی زبر و دست و بال سگ
هو هو کنید، سال جدید است دوستان
باشد که حالمان بشود مثل حال سگ
🔹 سروش الهی
پاچه مان را می دَرَد این سالِ سگ
گربه ای هستیم با احوالِ سگ
ما که چوپان را فَلک کردیم و رفت
گلّه مان امروز در اِشغالِ سگ
چشم هامان غرقِ حیرت مانده است
بس که انسان دیده در اَشکالِ سگ
آب دریا خود نجس شد مولوی
پس دلیلی نیست بر اِبطالِ سگ
هفت جان از سگ به نام ما شد و
هفت شهر از عشق ما شد مالِ سگ
سمنان- ۵ فرودین ۱۳۹۷
پاچه مان را می دَرَد این سالِ سگ
گربه ای هستیم با احوالِ سگ
ما که چوپان را فَلک کردیم و رفت
گلّه مان امروز در اِشغالِ سگ
چشم هامان غرقِ حیرت مانده است
بس که انسان دیده در اَشکالِ سگ
آب دریا خود نجس شد مولوی
پس دلیلی نیست بر اِبطالِ سگ
هفت جان از سگ به نام ما شد و
هفت شهر از عشق ما شد مالِ سگ
سمنان- ۵ فرودین ۱۳۹۷
غزلی از بیدل
زینب بیات
امروز نوبهار است ساغر کشان بیایید
گل جوش باده دارد تا گلستان بیایید
غزلی از بیدل با صدای زینب بیات
#بهار
#بیدل
@zaynabbayat
گل جوش باده دارد تا گلستان بیایید
غزلی از بیدل با صدای زینب بیات
#بهار
#بیدل
@zaynabbayat
Forwarded from خبرهای شعر خراسان (ر رجایی)
🔹انجمن شعر امین
🔹با حضور مرتضی امیری اسفندقه
🔹 مصطفی محدثی خراسانی و...
🔹امروز ساعت ۵ عصر
🔹بولوار شهید مدرس، شهید مدرس ۴،پ ۱۰
حسینیه هنر
🔹با حضور مرتضی امیری اسفندقه
🔹 مصطفی محدثی خراسانی و...
🔹امروز ساعت ۵ عصر
🔹بولوار شهید مدرس، شهید مدرس ۴،پ ۱۰
حسینیه هنر
Forwarded from friends♡
بخش ویژه: در مهربانی با همسایگی
کشورهای واقعی «ما» هستیم
محمدتقي دامردان فرزند محمدظفر، متولد اول فروردین 57؛ سی سال است که در ایران زندگی میکند. دورهی ابتدایی و راهنمایی را در گلشهر و سه سال هنرستان را در رشته گرافیک در هنرستان هنرهای تجسمی پسران مشهد (کوهسنگی) گذرانده به نقاشی و تصویرگری علاقهمند است. از همان دوران هنرجویی در مسابقات طراحی و تصویرگری کتاب کودک تا استان و مرحله کشوری درخشید؛ اما شیرینکامیاش در دنیای هنر با طعم محرومیت از تحصیل تلخ شد.
با قیچی شدن کارتش همانطور که –پیاده- آمده بود –پیاده- به وطن برگشت؛ از افغانستان به مشهد، از مشهد به افغانستان... با ورود طالبان و ناامن شدن افغانستان دوباره به مشهد ...و مدتی در قم، حالا ساکن کرمان است همانطور پیاده... پیاده... پیاده. با زخم کارهای سخت کمتوان شده روزهایش را توی یک مغازه تابلونویسی به شاگردی میگذراند اگرچه دستی به قلممو دارد ولی از آن هم میپرهیزد چراکه امروزه هزینههای نقاشی زندگیاش را سخت میکند. حضورش در جلسات شعر و داستان خوشآیند است. چند وقت است خوشنویسی میکند.
کارهای سخت بین مهرههای کمرش فاصله انداخته و او از فاصلهها خاطرهی خوبی ندارد؛ از فاصلهها میترسد میگوید: دردی که در فاصله است در مرگ نیست...
اولین بار او را در رونمایی کتاب «افغانیکِشی» محمدرضا ذوالعلی دیدم. با دخترش آمده بود یادداشتی بر اثر نوشته بود و خوب یادداشتی بود و این شد پایهی آشنایی ما.
🔖 ۲۵۰۰ کلمه
⏰ زمان مطالعه: ۱۷ دقيقه
📌 ادامۀ مطلب را شمارهی سوم فصلنامه اندیشه ⬆️ بخوانید.
⤵️https://t.me/joinchat/AAAAAEOaL8JKCt8Uji9NpQ
اندیشه
فصلنامه فرهنگی و اجتماعی اندیشه
کشورهای واقعی «ما» هستیم
محمدتقي دامردان فرزند محمدظفر، متولد اول فروردین 57؛ سی سال است که در ایران زندگی میکند. دورهی ابتدایی و راهنمایی را در گلشهر و سه سال هنرستان را در رشته گرافیک در هنرستان هنرهای تجسمی پسران مشهد (کوهسنگی) گذرانده به نقاشی و تصویرگری علاقهمند است. از همان دوران هنرجویی در مسابقات طراحی و تصویرگری کتاب کودک تا استان و مرحله کشوری درخشید؛ اما شیرینکامیاش در دنیای هنر با طعم محرومیت از تحصیل تلخ شد.
با قیچی شدن کارتش همانطور که –پیاده- آمده بود –پیاده- به وطن برگشت؛ از افغانستان به مشهد، از مشهد به افغانستان... با ورود طالبان و ناامن شدن افغانستان دوباره به مشهد ...و مدتی در قم، حالا ساکن کرمان است همانطور پیاده... پیاده... پیاده. با زخم کارهای سخت کمتوان شده روزهایش را توی یک مغازه تابلونویسی به شاگردی میگذراند اگرچه دستی به قلممو دارد ولی از آن هم میپرهیزد چراکه امروزه هزینههای نقاشی زندگیاش را سخت میکند. حضورش در جلسات شعر و داستان خوشآیند است. چند وقت است خوشنویسی میکند.
کارهای سخت بین مهرههای کمرش فاصله انداخته و او از فاصلهها خاطرهی خوبی ندارد؛ از فاصلهها میترسد میگوید: دردی که در فاصله است در مرگ نیست...
اولین بار او را در رونمایی کتاب «افغانیکِشی» محمدرضا ذوالعلی دیدم. با دخترش آمده بود یادداشتی بر اثر نوشته بود و خوب یادداشتی بود و این شد پایهی آشنایی ما.
🔖 ۲۵۰۰ کلمه
⏰ زمان مطالعه: ۱۷ دقيقه
📌 ادامۀ مطلب را شمارهی سوم فصلنامه اندیشه ⬆️ بخوانید.
⤵️https://t.me/joinchat/AAAAAEOaL8JKCt8Uji9NpQ
اندیشه
فصلنامه فرهنگی و اجتماعی اندیشه
friends♡
Photo
🔹یادی از هنرمند مهاجر، محمدتقی دامردان، در فصلنامۀ اندیشه. 👆
دامردان یکی از صدها نخبۀ افغانستان است که زمان رشد و بالندگیشان با بدترین ایام برای مهاجران ما مواجه شد، زمانی که کارتها را قیچی کردند، خانوادهها را با اثاثیهشان به کامیونها بار زدند و رد مرز کردند؛ دوران سیاهی که اثرات آن تا هنوز بر یک نسل از مهاجران ما باقی مانده است، از جمله محمدتقی دامردان که میتوانست یکی از نقاشان توانای افغانستان باشد و امروز در سطح کشور نام و نشانی داشته باشد.
▫️
تقی دامردان سالهاست که در کرمان به کارهای سخت مشغول است و در عین حال هنر و ادبیات را از یاد نبرده است. او را از یاد نبریم.
دامردان یکی از صدها نخبۀ افغانستان است که زمان رشد و بالندگیشان با بدترین ایام برای مهاجران ما مواجه شد، زمانی که کارتها را قیچی کردند، خانوادهها را با اثاثیهشان به کامیونها بار زدند و رد مرز کردند؛ دوران سیاهی که اثرات آن تا هنوز بر یک نسل از مهاجران ما باقی مانده است، از جمله محمدتقی دامردان که میتوانست یکی از نقاشان توانای افغانستان باشد و امروز در سطح کشور نام و نشانی داشته باشد.
▫️
تقی دامردان سالهاست که در کرمان به کارهای سخت مشغول است و در عین حال هنر و ادبیات را از یاد نبرده است. او را از یاد نبریم.
کانال محمدکاظم کاظمی
تقی دامردان را می بینم، هنرمند طراح و خوشنویس ما که سالهاست در کرمان است و مشغول مشاغل سخت. و در عین حال فعال و باانگیره. 👇
در سال ۱۳۹۵ و در سفر کرمان دیداری با دامردان گرامی نصیب شد. در اینجا از او ذکر خیری شده و در ادامه چند عکس از عکسهایی که او از زندگی مهاجران ما در کرمان گرفته است، منتشر شده است. 👆
Forwarded from کانال محمدکاظم کاظمی
✳️ در این ایام متعلق به امیر مؤمنان، قطعاتی از قوالیهای نصرت فتحعلی خان برای آن حضرت را منتشر میکنم، با درود بر روح این هنرمند بزرگ.
یکی از ابتکارهای نصرت فتحعلی خان استفاده از سازهای غربی در قوالی بود که البته منتقدانی نیز داشت. حقیقت این است که اینها گاهی خوش افتاده و گاهی خوش نیفتاده است. در این قطعه که میشنوید صدای گیتار لطف دیگری به آهنگ داده است. 👆
یکی از ابتکارهای نصرت فتحعلی خان استفاده از سازهای غربی در قوالی بود که البته منتقدانی نیز داشت. حقیقت این است که اینها گاهی خوش افتاده و گاهی خوش نیفتاده است. در این قطعه که میشنوید صدای گیتار لطف دیگری به آهنگ داده است. 👆
🔹 چند اجرا از قوالی «حقعلی» نصرت فتحعلی خان. 👇
قطعۀ بالایی را حدود یک سال پیش در کانال منتشر کرده بودم و میسر نشده بود که اجراهای دیگری از قوالی زیبای «حق علی» را تقدیم دوستان کنم. حال کار را ادامه میدهم با انتشار پنج نسخۀ دیگر از این قوالی، باشد که رستگار شوید.
شاید انتشار اجراهای مختلف از یک آهنگ کاری مکرر به حساب آید ولی حقیقت این است که در آثار نصرتفتحعلی خان هر اجرا از یک قوالی یک حال و هوا و لطف خاص دارد که ممکن است در دیگری نباشد. میشود گفت که اینها به نوعی چند آهنگ مختلف است.
فوقش در هر مورد ۲۳ دقیقه! وقت میگذارید یک آهنگ گوش میکنید. از این بالاتر که نیست. هست؟
قطعۀ بالایی را حدود یک سال پیش در کانال منتشر کرده بودم و میسر نشده بود که اجراهای دیگری از قوالی زیبای «حق علی» را تقدیم دوستان کنم. حال کار را ادامه میدهم با انتشار پنج نسخۀ دیگر از این قوالی، باشد که رستگار شوید.
شاید انتشار اجراهای مختلف از یک آهنگ کاری مکرر به حساب آید ولی حقیقت این است که در آثار نصرتفتحعلی خان هر اجرا از یک قوالی یک حال و هوا و لطف خاص دارد که ممکن است در دیگری نباشد. میشود گفت که اینها به نوعی چند آهنگ مختلف است.
فوقش در هر مورد ۲۳ دقیقه! وقت میگذارید یک آهنگ گوش میکنید. از این بالاتر که نیست. هست؟
Forwarded from خانهٔ آینه
🍀 امروز با بیدل
یا علی
🔻
لب بت گر به تصدیق کمالش «یاعلی» گوید
به نوری آشنا گردد، که آرَد کعبه ایمانش
🔺
این بیت بیدل بر سردر آرامگاه منسوب به حضرت علی(ع) در شهر مزارشریف افغانستان درج شده است. شاعر میگوید آن حضرت چنان مقام والایی دارد که اگر بت هم لب به تصدیق او بگشاید، با چنان نوری از حقیقت آشنا میشود که کعبه هم به او ایمان خواهد آورد. یک اغراق شاعرانۀ بسیار قوی.
من بسیار به کسانی برخورد کردهام که از دیدن شعرهایی در وصف مولا علی در آثار بیدل و دیگر شاعران اهل سنت شگفتزده شدهاند و احیاناً آن را حمل بر تشیع این شاعران کردهاند. اما اگر قدری با سلوک اجتماعی و دینی مذاهب مختلف اسلام آشنا شویم، از این که اهالی یک مذهب به آن حضرت ارادت تمام نداشته باشند تعجب میکنیم. بسیاری از آنان حتی اگر هم در خلافت ظاهری، حضرت را صاحب اولویت نمیدانند، در مقام معنوی و عرفانی، برتر از همه اصحاب حضرت پیامبر(ص) میشمارند. مؤید این سخن، نگاه میرزا عبدالقادر بیدل به آن حضرت است. او سه قصیدۀ باشکوه برای آن حضرت سروده و در غزلیات و رباعیاتش تجلیلهای عظیمی از ایشان دارد که برای هیچیک از اصحاب پیامبر ندارد. این هم یک بیت زیبای دیگر از این شاعر:
موج طوفان میزند جوی به دریا متصل
جوهر دیگر بود در دست حیدر تیغ را
ما «شمشیر آبدار» بسیار شنیدهایم. حالا شاعر شمشیر را به اعتبار «آب داشتن» آن به جوی تشبیه کرده است، ولی میگوید این جوی اگر آبرویی دارد، از دریایی است که به آن وصل است، یعنی وجود شریف آن حضرت. به همین دلیل است که شمشیر فقط در دست علی است که این جوهره را دارد.
#خانه_آینه
#امروز_با_بیدل
#یا_علی
@khanehayeneh
یا علی
🔻
لب بت گر به تصدیق کمالش «یاعلی» گوید
به نوری آشنا گردد، که آرَد کعبه ایمانش
🔺
این بیت بیدل بر سردر آرامگاه منسوب به حضرت علی(ع) در شهر مزارشریف افغانستان درج شده است. شاعر میگوید آن حضرت چنان مقام والایی دارد که اگر بت هم لب به تصدیق او بگشاید، با چنان نوری از حقیقت آشنا میشود که کعبه هم به او ایمان خواهد آورد. یک اغراق شاعرانۀ بسیار قوی.
من بسیار به کسانی برخورد کردهام که از دیدن شعرهایی در وصف مولا علی در آثار بیدل و دیگر شاعران اهل سنت شگفتزده شدهاند و احیاناً آن را حمل بر تشیع این شاعران کردهاند. اما اگر قدری با سلوک اجتماعی و دینی مذاهب مختلف اسلام آشنا شویم، از این که اهالی یک مذهب به آن حضرت ارادت تمام نداشته باشند تعجب میکنیم. بسیاری از آنان حتی اگر هم در خلافت ظاهری، حضرت را صاحب اولویت نمیدانند، در مقام معنوی و عرفانی، برتر از همه اصحاب حضرت پیامبر(ص) میشمارند. مؤید این سخن، نگاه میرزا عبدالقادر بیدل به آن حضرت است. او سه قصیدۀ باشکوه برای آن حضرت سروده و در غزلیات و رباعیاتش تجلیلهای عظیمی از ایشان دارد که برای هیچیک از اصحاب پیامبر ندارد. این هم یک بیت زیبای دیگر از این شاعر:
موج طوفان میزند جوی به دریا متصل
جوهر دیگر بود در دست حیدر تیغ را
ما «شمشیر آبدار» بسیار شنیدهایم. حالا شاعر شمشیر را به اعتبار «آب داشتن» آن به جوی تشبیه کرده است، ولی میگوید این جوی اگر آبرویی دارد، از دریایی است که به آن وصل است، یعنی وجود شریف آن حضرت. به همین دلیل است که شمشیر فقط در دست علی است که این جوهره را دارد.
#خانه_آینه
#امروز_با_بیدل
#یا_علی
@khanehayeneh