Forwarded from کانال محمدکاظم کاظمی
Font IR Standard 9301.zip
4.4 MB
مجموعه فونت IR. فونتهای استاندارد فارسی.
Forwarded from آثار محمدکاظم کاظمی
🔹یکی از مزیتهای قلم برتر این است که برای بعضی فونتها علاوه بر نازک و بولد، یک نوع «شبه بولد» هم دارد چنان که در این تصویر میبینید. و این برای کتاب شعر خیلی مناسب است.
#قلم_برتر
@asarkazemi
#قلم_برتر
@asarkazemi
Robaei 970230.pdf
47.9 KB
🔹 فایل پی دی اف رباعیهایی که برای جلسۀ چهارم رباعیخوانی بیدل در نظر گرفته شده است.
نشانی جلسه: مشهد، خیابان گلستان غربی، (کنار سینما هویزه)، سالن آموزش ۲.
حضور برای عموم علاقهمندان آزاد است.
نشانی جلسه: مشهد، خیابان گلستان غربی، (کنار سینما هویزه)، سالن آموزش ۲.
حضور برای عموم علاقهمندان آزاد است.
Forwarded from پشت پرده کتاب
حدادعادل: لازم نیست امیرخانی اجتهاد کند
رئیس فرهنگستان زبان و ادب فارسی در گفت وگو با جام جم:
🔸به دوست عزیزمان جناب آقایامیرخانی عرض میکنم این رسمالخطی که فرهنگستان تصویب کرده حاصل تجربه نه تنها بهترین استادان زبان و ادبیات فارسی معاصر بلکه امروز جهان است. چون بهترین استادان ادبیات فارسی در ایران امروز جمع هستند. یعنی ایرانِ امروز، مرکز و کانون اصلی زبان فارسی است. استادانی که در فرهنگستان بوده و هستند، برگزیدگان این رشته محسوب میشوند. اینها 60 سال از زندگیشان را صرف زبان فارسی کردهاند. با متون کهن و نویسندگان امروز و ادبیات فرنگی آشنا هستند. اگر مجموع کتابهایی را که استادان عضو شورای فرهنگستان چاپ کردهاند شمارش کنیم، شاید از هزار بیشتر باشد. یعنی هر کدام از اینها بهطور متوسط 50کتاب تالیف کردهاند.
🔸استادانی همچون احمد سمیعی، دکتر علیاشرف صادقی، استاد موحد، دکتر فتحا... مجتبایی، بهاءالدین خرمشاهی یا همین مرحوم ابوالحسن نجفی. وقتی این افراد چند سال تحقیق کرده و دستور خط برای زبان فارسی تدوین و با بحث و مشورت و بررسی، چیزی را مصوب کردهاند چرا نباید از آن استفاده شود؟ من نمیگویم قانونی همه مجبورند اطاعت کنند ولی میگویم این افراد که دشمن جامعه و زبان فارسی نیستند. این افراد، عمرشان را در این راه صرف کرده و سزاوارتر این است اگر قانون و قاعده جدیدی هم وضع میشود، توسط این افراد وضع شود.
🔸ما گفتهایم مصلحت خطفارسی در این است که کجا واژهها سرهم و کجا، جدا نوشته شود. برخی جاها هم به سلیقه افراد واگذار میکنیم. مثلا ما نمیپسندیم کلمه همسایه را جدا به شکل «همسایه» بنویسیم. برای این کار استدلال زبانشناسانه و ادبی داریم. این طور نیست که کسی بگوید من واژه «رهبر» را جدا به صورت «رهبر» مینویسم.
🔸اگر ما این واژه را سرهم بنویسیم مانع از این نیست به کلمه پسنهاد فکر نکنیم. ولی ممکن است آن را هم سرهم بنویسیم. استدلال اعضای شورای ما در فرهنگستان این است که این واژهها بسیط شده و معنای عناصری را که در هم ترکیب شده از دست دادهاند. اینجور نیست که معنای این کلمه از جمع دو واژهای درست شود که با هم ترکیب شدهاند. به عنوان مثال شما وقتی دو فلز مس و روی را ذوب و با هم ترکیب میکنید، نتیجه کار یک آلیاژ جدید است که ویژگیها و خصوصیات جدید خود را دارد. این آلیاژ یک هویت جدید پیدا کرده است.
🔸این جدانویسیها ممکن است اشکالات بسیاری پدیدار کند. آقای امیرخانی قطعا اشتباه میکند. افراد دیگر هم به این صورت است. زبان و بخصوص خط چیزی نیست که با پسند و سلیقه هر کسی شکل بگیرد. در این صورت سنگ روی سنگ بند نمیشود. کار را باید به متخصص سپرد. الان کسی مثل استاد شفیعی کدکنی چگونه مینویسد؟ آیا ما قبول داریم دکتر شفیعی کدکنی، استاد به معنی کلمه در زبان و ادب و شعر فارسی است یا نه؟ آیا ایشان با خطفارسی از این تفننها میکند؟ آن کسان دیگری که سلیقه خودشان را اعمال و اعلام میکنند، صلاحیتشان از دکتر شفیعی کدکنی بیشتر است؟ باید به این استادان و بزرگان ادب فارسی و فرهنگستان اعتماد کرد. ضرورتی ندارد هر کسی در این باب اجتهاد کند.
#ویژه #ناگفتهها
https://t.me/joinchat/AAAAADw-3B1gQm2qc7CQ7A
رئیس فرهنگستان زبان و ادب فارسی در گفت وگو با جام جم:
🔸به دوست عزیزمان جناب آقایامیرخانی عرض میکنم این رسمالخطی که فرهنگستان تصویب کرده حاصل تجربه نه تنها بهترین استادان زبان و ادبیات فارسی معاصر بلکه امروز جهان است. چون بهترین استادان ادبیات فارسی در ایران امروز جمع هستند. یعنی ایرانِ امروز، مرکز و کانون اصلی زبان فارسی است. استادانی که در فرهنگستان بوده و هستند، برگزیدگان این رشته محسوب میشوند. اینها 60 سال از زندگیشان را صرف زبان فارسی کردهاند. با متون کهن و نویسندگان امروز و ادبیات فرنگی آشنا هستند. اگر مجموع کتابهایی را که استادان عضو شورای فرهنگستان چاپ کردهاند شمارش کنیم، شاید از هزار بیشتر باشد. یعنی هر کدام از اینها بهطور متوسط 50کتاب تالیف کردهاند.
🔸استادانی همچون احمد سمیعی، دکتر علیاشرف صادقی، استاد موحد، دکتر فتحا... مجتبایی، بهاءالدین خرمشاهی یا همین مرحوم ابوالحسن نجفی. وقتی این افراد چند سال تحقیق کرده و دستور خط برای زبان فارسی تدوین و با بحث و مشورت و بررسی، چیزی را مصوب کردهاند چرا نباید از آن استفاده شود؟ من نمیگویم قانونی همه مجبورند اطاعت کنند ولی میگویم این افراد که دشمن جامعه و زبان فارسی نیستند. این افراد، عمرشان را در این راه صرف کرده و سزاوارتر این است اگر قانون و قاعده جدیدی هم وضع میشود، توسط این افراد وضع شود.
🔸ما گفتهایم مصلحت خطفارسی در این است که کجا واژهها سرهم و کجا، جدا نوشته شود. برخی جاها هم به سلیقه افراد واگذار میکنیم. مثلا ما نمیپسندیم کلمه همسایه را جدا به شکل «همسایه» بنویسیم. برای این کار استدلال زبانشناسانه و ادبی داریم. این طور نیست که کسی بگوید من واژه «رهبر» را جدا به صورت «رهبر» مینویسم.
🔸اگر ما این واژه را سرهم بنویسیم مانع از این نیست به کلمه پسنهاد فکر نکنیم. ولی ممکن است آن را هم سرهم بنویسیم. استدلال اعضای شورای ما در فرهنگستان این است که این واژهها بسیط شده و معنای عناصری را که در هم ترکیب شده از دست دادهاند. اینجور نیست که معنای این کلمه از جمع دو واژهای درست شود که با هم ترکیب شدهاند. به عنوان مثال شما وقتی دو فلز مس و روی را ذوب و با هم ترکیب میکنید، نتیجه کار یک آلیاژ جدید است که ویژگیها و خصوصیات جدید خود را دارد. این آلیاژ یک هویت جدید پیدا کرده است.
🔸این جدانویسیها ممکن است اشکالات بسیاری پدیدار کند. آقای امیرخانی قطعا اشتباه میکند. افراد دیگر هم به این صورت است. زبان و بخصوص خط چیزی نیست که با پسند و سلیقه هر کسی شکل بگیرد. در این صورت سنگ روی سنگ بند نمیشود. کار را باید به متخصص سپرد. الان کسی مثل استاد شفیعی کدکنی چگونه مینویسد؟ آیا ما قبول داریم دکتر شفیعی کدکنی، استاد به معنی کلمه در زبان و ادب و شعر فارسی است یا نه؟ آیا ایشان با خطفارسی از این تفننها میکند؟ آن کسان دیگری که سلیقه خودشان را اعمال و اعلام میکنند، صلاحیتشان از دکتر شفیعی کدکنی بیشتر است؟ باید به این استادان و بزرگان ادب فارسی و فرهنگستان اعتماد کرد. ضرورتی ندارد هر کسی در این باب اجتهاد کند.
#ویژه #ناگفتهها
https://t.me/joinchat/AAAAADw-3B1gQm2qc7CQ7A
Telegram
پشت پرده کتاب
با ادمین کانال در ارتباط باشید @ketab_poshteparde
پشت پرده کتاب
حدادعادل: لازم نیست امیرخانی اجتهاد کند رئیس فرهنگستان زبان و ادب فارسی در گفت وگو با جام جم: 🔸به دوست عزیزمان جناب آقایامیرخانی عرض میکنم این رسمالخطی که فرهنگستان تصویب کرده حاصل تجربه نه تنها بهترین استادان زبان و ادبیات فارسی معاصر بلکه امروز جهان…
🔹 رسمالخط فارسی و نظر جناب دکتر حداد عادل دربارۀ رضا امیرخانی
🔸 محمدکاظم کاظمی
یادداشتی که در پست قبل خواندید، نظر جناب دکتر غلامعلی حداد عادل رئیس فرهنگستان زبان و ادب فارسی دربارۀ اجتهادهای نویسندۀ نامدار رضا امیرخانی در رسمالخط فارسی است، به ویژه جدانویسی ترکیبها که امیرخانی به آن شهره است.
من باری در جایی دربارۀ این ابتکارهای رضا امیرخانی نظرم را گفتهام و من هم در کل با این میزان جدانویسی ترکیبها موافق نیستم. و همچنان برآنم که بهتر است ما از رسمالخط معیار که به نظرم همان رسمالخط فرهنگستان است تبعیت کنیم.
🔻
ولی از جانبی به نظرم سخنان جناب دکتر حداد در مواردی خالی از خلل نمینماید، به خصوص ایشان در بند اول نوشتۀشان بیش از این که بر جنبۀ علمی قضیه تکیه کنند، به اعتبار و سابقه و سن و سال اعضای محترم فرهنگستان تکیه کردهاند. این که ایشان نوشتهاند که این استادان شصت سال سابقۀ دانشوری دارند، خود این نکته را هم بیان میکند که بدنۀ فرهنگستان در کل قدری کهنسال شده است و میباید قدری بیش از این از نیرو و فکر جوان استفاده کند، البته در سایۀ آن بزرگان.
🔻
موضوع دیگری که قابل ذکر است، این است که فرهنگستان زبان و ادب فارسی میباید بیش از آنچه اکنون هست، از حضور و نظر و دیدگاههای اهل قلم، به خصوص شاعران و نویسندگان استفاده کند. به نظر من دیدگاههای آقای امیرخانی یک وجه ادبی پررنگ دارد. یعنی بیش از این که مبتنی بر دانش زبانشناسی باشد، ناظر به خصایص ادبی زبان است. درست است که در رسمالخط ما نباید خیلی تابع ذوق باشیم، ولی در عین حال باید بپذیریم که شاعران و نویسندگان که از جملۀ کاربران جدی زباناند نیز گاهی در این امور حق اظهار نظر دارند. فرهنگستان از حضور شاعران و نویسندگان تقریباً خالی است. در میان اعضای پیوستۀ فرهنگستان فقط هوشنگ مرادی کرمانی و دکتر محمدرضا ترکی به نویسندگی و شاعری مشهورند. به نظر من استبعادی ندارد اگر امثال رضا امیرخانی هم در این ترکیب حضور داشته باشند، یا طرف مشورت فرهنگستان قرار گیرند.
🔻
اما در مورد جناب دکتر شفیعی کدکنی که در یادداشت جناب حداد به روش ایشان استناد شده است، این نکته گفتنی است که دکتر شفیعی کدکنی از کسانیاند که تقیدی به قواعد و قوانین رسمالخط ندارند. در واقع ایشان یک مثال نقض در مورد سخنان جناب دکتر حداد هستند. ایشان باری در محفلی که من نیز حضور داشتم، به صراحت بیان کردند که حتی در یک پاراگراف هم خود را ملزم به یکدستنویسی کلمات نمیدانند و آن مقدار از پایبندی به رسمالخط هم که در کارشان دیده میشود، حاصل ویرایش ویراستاران کتابهایشان است.
🔻
به هر حال به نظر شخصی من اجتهادهای جناب امیرخانی به دلایلی قابل نقد است و من، کسی را به پیروی از این شیوه توصیه نمیکنم، ولی معتقدم که نظریات ایشان به عنوان یک نویسندۀ توانمند، میتواند در فرهنگستان مطرح شود. نه تنها نظرهای ایشان، بلکه بسیاری از شاعران، نویسندگان و پژوهشندگان جوانی که حضورشان در فرهنگستان شاید حتی در قوانین و قواعد رسمالخط اثرهایی مثبت بگذارد.
🔻
باری، این را بپذیریم که باید یک مرجع علمی و قانونی برای رسمالخط فارسی وجود داشته باشد و ما از آن تبعیت کنیم. این مرجع به نظرم میباید فرهنگستان زبان و ادب فارسی باشد و اهل قلم و اهل نظر هم باید پیشنهادهای خود را از مسیر فرهنگستان به جامعه منتقل کنند، نه الزاماً از طریق آثار خویش. البته فرهنگستان هم میباید انعطافپذیری و چابکی بیشتری داشته باشد،به ویژه از نظر حضور نیرو و فکر جوان.
#حداد_عادل
#رضا_امیرخانی
#فرهنگستان
#رسم_الخط
@mkazemkazemi
🔸 محمدکاظم کاظمی
یادداشتی که در پست قبل خواندید، نظر جناب دکتر غلامعلی حداد عادل رئیس فرهنگستان زبان و ادب فارسی دربارۀ اجتهادهای نویسندۀ نامدار رضا امیرخانی در رسمالخط فارسی است، به ویژه جدانویسی ترکیبها که امیرخانی به آن شهره است.
من باری در جایی دربارۀ این ابتکارهای رضا امیرخانی نظرم را گفتهام و من هم در کل با این میزان جدانویسی ترکیبها موافق نیستم. و همچنان برآنم که بهتر است ما از رسمالخط معیار که به نظرم همان رسمالخط فرهنگستان است تبعیت کنیم.
🔻
ولی از جانبی به نظرم سخنان جناب دکتر حداد در مواردی خالی از خلل نمینماید، به خصوص ایشان در بند اول نوشتۀشان بیش از این که بر جنبۀ علمی قضیه تکیه کنند، به اعتبار و سابقه و سن و سال اعضای محترم فرهنگستان تکیه کردهاند. این که ایشان نوشتهاند که این استادان شصت سال سابقۀ دانشوری دارند، خود این نکته را هم بیان میکند که بدنۀ فرهنگستان در کل قدری کهنسال شده است و میباید قدری بیش از این از نیرو و فکر جوان استفاده کند، البته در سایۀ آن بزرگان.
🔻
موضوع دیگری که قابل ذکر است، این است که فرهنگستان زبان و ادب فارسی میباید بیش از آنچه اکنون هست، از حضور و نظر و دیدگاههای اهل قلم، به خصوص شاعران و نویسندگان استفاده کند. به نظر من دیدگاههای آقای امیرخانی یک وجه ادبی پررنگ دارد. یعنی بیش از این که مبتنی بر دانش زبانشناسی باشد، ناظر به خصایص ادبی زبان است. درست است که در رسمالخط ما نباید خیلی تابع ذوق باشیم، ولی در عین حال باید بپذیریم که شاعران و نویسندگان که از جملۀ کاربران جدی زباناند نیز گاهی در این امور حق اظهار نظر دارند. فرهنگستان از حضور شاعران و نویسندگان تقریباً خالی است. در میان اعضای پیوستۀ فرهنگستان فقط هوشنگ مرادی کرمانی و دکتر محمدرضا ترکی به نویسندگی و شاعری مشهورند. به نظر من استبعادی ندارد اگر امثال رضا امیرخانی هم در این ترکیب حضور داشته باشند، یا طرف مشورت فرهنگستان قرار گیرند.
🔻
اما در مورد جناب دکتر شفیعی کدکنی که در یادداشت جناب حداد به روش ایشان استناد شده است، این نکته گفتنی است که دکتر شفیعی کدکنی از کسانیاند که تقیدی به قواعد و قوانین رسمالخط ندارند. در واقع ایشان یک مثال نقض در مورد سخنان جناب دکتر حداد هستند. ایشان باری در محفلی که من نیز حضور داشتم، به صراحت بیان کردند که حتی در یک پاراگراف هم خود را ملزم به یکدستنویسی کلمات نمیدانند و آن مقدار از پایبندی به رسمالخط هم که در کارشان دیده میشود، حاصل ویرایش ویراستاران کتابهایشان است.
🔻
به هر حال به نظر شخصی من اجتهادهای جناب امیرخانی به دلایلی قابل نقد است و من، کسی را به پیروی از این شیوه توصیه نمیکنم، ولی معتقدم که نظریات ایشان به عنوان یک نویسندۀ توانمند، میتواند در فرهنگستان مطرح شود. نه تنها نظرهای ایشان، بلکه بسیاری از شاعران، نویسندگان و پژوهشندگان جوانی که حضورشان در فرهنگستان شاید حتی در قوانین و قواعد رسمالخط اثرهایی مثبت بگذارد.
🔻
باری، این را بپذیریم که باید یک مرجع علمی و قانونی برای رسمالخط فارسی وجود داشته باشد و ما از آن تبعیت کنیم. این مرجع به نظرم میباید فرهنگستان زبان و ادب فارسی باشد و اهل قلم و اهل نظر هم باید پیشنهادهای خود را از مسیر فرهنگستان به جامعه منتقل کنند، نه الزاماً از طریق آثار خویش. البته فرهنگستان هم میباید انعطافپذیری و چابکی بیشتری داشته باشد،به ویژه از نظر حضور نیرو و فکر جوان.
#حداد_عادل
#رضا_امیرخانی
#فرهنگستان
#رسم_الخط
@mkazemkazemi
Robaei 970306.pdf
53.2 KB
فایل پیدیاف رباعیهایی که در جلسۀ این هفته خوانده خواهد شد.
یکشنبه ۶ خرداد ۹۷
مشهد، پردیس سینمایی هویزه، سالن آموزش ۲
یکشنبه ۶ خرداد ۹۷
مشهد، پردیس سینمایی هویزه، سالن آموزش ۲
Forwarded from طعم شاعرانگی
چند تکبیت از غزلیات بیدل که امروز در کنار بررسی رباعیات، به آنها اشاره شد:
آنجا که ادب قابل دیدارپرستی است
وا کردن مژگان، کم از آغوش نباشد
در دیر محبت که ادب آینهدار است
خاموش به آن شعله که خاموش نباشد
🔹
ادباظهارم و با وصل توام کاری هست
عرض آغوش ندارم دل افگاری هست
با همه کلفت دوری به همین خرسندیم
که در آیینهی ما حسرت دیداری هست
🔹
نفسی چند جدا از نظرت میگردم
باز میآیم و بر گرد سرت میگردم
هستیام گرد خرام است، چه صحرا و چه باغ
هر کجا مهر تو تابد سحرت میگردم
به نمی از عرق شرم غبارم بنشان
که من گمشدهدل دربهدرت میگردم
🔹
عید است غبار سر راه تو توان شد
قربانی قربان نگاه تو توان شد
سهل است شفاعتگری جرم دو عالم
گر قابل یک ذره گناه تو توان شد
🔹
خواری جزای پای ز دامن کشیدن است
دریاب اشکِ از مژه بیرون دویده را
🔹
نهان از تو میباختم با تو عشقی
تو فهمیده بودی نفهمیده بودم
🔹
به باغی که چون صبح خندیده بودم
ز هر برگ گل دامنی چیده بودم
به زاهد نگفتم ز درد محبت
که نشنیده بود آن چه من دیده بودم
ادب نیست در راه او پا نهادن
اگر سر نمیبود، لغزیده بودم
🔹
آبرو خواهی، مقیم آستان خویش باش
اشک را از دیده پا بیرون نهادن خواری است
🔹
همان چون سایه ما و سجدهی شکر جبینسایی
که تا آن آستان، بیزحمتِ پا میبرد ما را
چو کار نارسای عاجزان با این همه پستی
به جز دست دعا دیگر که بالا میبرد ما را؟
ندارد نشئهی آزادی ما، ساغر دیگر
غبار دامن افشاندن، به صحرا میبرد ما را
🔹
به سودای هوس عمری در این بازار گردیدم
کنون گرد سرم گردان، که من بسیار گردیدم
🔹
در خاک تربتم نفسی میزند غبار
بیدل هنوز زندهی عشقم، نمردهام!
🔹
خرمن هستی به برق وهم عقبا سوختیم
آه از آن آتش که ما در یادش اینجا سوختیم
وصل هم آبی نزد بر آتشِ سعیِ طلب
همچو خوابِ دیدهی ماهی به دریا سوختیم
شب که شمع جلوهات آتشفروز ناز بود،
ما و بیدل با پر پروانه یکجا سوختیم
🔹
نفس را از طواف دل چه مقدار است برگشتن
اگر برگردم از کویت، همین مقدار میگردم
🔹
جنس موهوم هوس شیفتهی ارزش نیست
قیمت ما همه این بس که به بازار توایم
#بیدل
#طعم_شعر
@tamsher
@tamnaqd
آنجا که ادب قابل دیدارپرستی است
وا کردن مژگان، کم از آغوش نباشد
در دیر محبت که ادب آینهدار است
خاموش به آن شعله که خاموش نباشد
🔹
ادباظهارم و با وصل توام کاری هست
عرض آغوش ندارم دل افگاری هست
با همه کلفت دوری به همین خرسندیم
که در آیینهی ما حسرت دیداری هست
🔹
نفسی چند جدا از نظرت میگردم
باز میآیم و بر گرد سرت میگردم
هستیام گرد خرام است، چه صحرا و چه باغ
هر کجا مهر تو تابد سحرت میگردم
به نمی از عرق شرم غبارم بنشان
که من گمشدهدل دربهدرت میگردم
🔹
عید است غبار سر راه تو توان شد
قربانی قربان نگاه تو توان شد
سهل است شفاعتگری جرم دو عالم
گر قابل یک ذره گناه تو توان شد
🔹
خواری جزای پای ز دامن کشیدن است
دریاب اشکِ از مژه بیرون دویده را
🔹
نهان از تو میباختم با تو عشقی
تو فهمیده بودی نفهمیده بودم
🔹
به باغی که چون صبح خندیده بودم
ز هر برگ گل دامنی چیده بودم
به زاهد نگفتم ز درد محبت
که نشنیده بود آن چه من دیده بودم
ادب نیست در راه او پا نهادن
اگر سر نمیبود، لغزیده بودم
🔹
آبرو خواهی، مقیم آستان خویش باش
اشک را از دیده پا بیرون نهادن خواری است
🔹
همان چون سایه ما و سجدهی شکر جبینسایی
که تا آن آستان، بیزحمتِ پا میبرد ما را
چو کار نارسای عاجزان با این همه پستی
به جز دست دعا دیگر که بالا میبرد ما را؟
ندارد نشئهی آزادی ما، ساغر دیگر
غبار دامن افشاندن، به صحرا میبرد ما را
🔹
به سودای هوس عمری در این بازار گردیدم
کنون گرد سرم گردان، که من بسیار گردیدم
🔹
در خاک تربتم نفسی میزند غبار
بیدل هنوز زندهی عشقم، نمردهام!
🔹
خرمن هستی به برق وهم عقبا سوختیم
آه از آن آتش که ما در یادش اینجا سوختیم
وصل هم آبی نزد بر آتشِ سعیِ طلب
همچو خوابِ دیدهی ماهی به دریا سوختیم
شب که شمع جلوهات آتشفروز ناز بود،
ما و بیدل با پر پروانه یکجا سوختیم
🔹
نفس را از طواف دل چه مقدار است برگشتن
اگر برگردم از کویت، همین مقدار میگردم
🔹
جنس موهوم هوس شیفتهی ارزش نیست
قیمت ما همه این بس که به بازار توایم
#بیدل
#طعم_شعر
@tamsher
@tamnaqd
🔸 نگاهی به «دیوان پروین اعتصامی»
از مجموعۀ متون ادب فارسی
چاپ انتشارات بهنشر
🔹 محمدکاظم کاظمی
کودکی کوزهای شکست و گریست
که مرا پای خانهرفتن نیست
چه کنم اوستاد اگر پرسد؟
کوزۀ آب از اوست، از من نیست.
پروین اعتصامی از دیرباز شاعر محبوب من بوده است، از آن زمان که در سنین ده دوازده سالگی در کابل، گزیدهای مختصر از شعرهایش را که از فرط استفاده، ورق ورق شده بود میخواندم و بسیاری از آن شعرها را حفظ میکردم و در مشاعرههای مدرسه به کار میبستم. از این گذشته در نخستین سالهای شاعری، سبک پروین اعتصامی پایه و بنیاد شعرهایی که در آن سالها نوشتم. عجیب نیست اگر بگویم که من با شعر پروین اعتصامی به دنیای شعر وارد شدم و تا سالها و بلکه تا امروز از شاعرانی بوده است که همان قرب و منزلت والا را برایم دارد.
شاید آن هنگام که پس از مدتی جستجو در پی شعرهای پروین اعتصامی، که از بزرگترها شنیده بودم، آن گزیده شعر کمحجم و با کیفیت چاپ پایین را در بین کتابهایمان در کابل یافتم، اگر این دیوان کنونی پروین را دیده بودم، از شادی بال درمیآوردم که به مجموعۀ کامل آثار او با کیفیت چاپ مطلوب دست یافتهام.
باری، کتابی که اکنون بر سر دست دارم، «دیوان پروین اعتصامی» شامل قصاید، مثنویات، تمثیلات و مقطعات است، که در سلسلۀ «مجموعۀ متون ادب فارسی» به وسیلۀ انتشارات بهنشر منتشر شده است. این دیوان با دو دیباچۀ عالمانه، یکی از ملکالشعرا بهار و دیگری از دکتر عبدالحسین زرینکوب همراه شده است که مدخلی خوب بر شعر پروین میتوانند بود. به خصوص در مقدمۀ دکتر زرینکوب سرچشمۀ الهام بعضی شعرهای پروین اعتصامی هم بیان شده است و البته این مطلب همانند همه نوشتههای آن استاد فقید سرشار است از سلاست و متانت و داوریهای دقیق و منصفانه. ایشان میگوید «تنوع قالبها، مضمونهای مأخوذ از حیات هرروزینه و شیوۀ مناظرهپردازی بین اشیای بیجان که مختصات عمدۀ شعر او را رنگ تازهای میدهد، دنیای اندیشۀ او را پر از شور و احساس شاعرانه نشان میدهد و این همه در کلام او از جوش فکر و از تازگی و اصالت راستین حاکی است.»
کتاب در چند بخش «قصیدهها»، «مثنویها»، «غزلها»، «قطعهها»، «مسمطها» و «پراکندهها» تدوین شده است و از این نظر ترکیب خوبی دارد. شعرها به ترتیب الفبایی حروف قافیه و ردیف مرتب شده و این خیلی خوب است. همین طور فهرست کامل و جامعی دارد که دسترسی به شعرها را سهل میسازد.
کتاب طرح جلدی جذاب، با رنگی مفرّح و کیفیت چاپ و صحافی خوبی دارد ، به گونهای که میشود آن را زینت و در عین حال مایۀ غنای همه کتابخانههایی دانست که در آنها متون ادب فارسی گرد آمده است.
شعرها و دیباچههای کتاب با خط نستعلیق خوشنویسی شدهاند و از این نظر هم میشود کتاب را یک اثر هنری نیز به حساب آورد. به این باید افزود طراحی اسلیمی حاشیۀ صفحات را که با آن خط نستعلیق خوش نشسته است. البته این واقعیت را هم باید پذیرفت که متونی که با خط نستعلیق نوشته میشوند، از نظر خوشخوان بودن و سهولت مطالعه، به متون حروفچینی شده نمیرسند، به خصوص برای نسل جوان. از این زاویه به نظر من در دیگر کارهایی که در این سلسله منتشر خواهند شد، میشود تجدید نظر و تأملی کرد.
باری، این کتاب مرا به دورانی از زندگیام برد که بیشتر با شعر پروین اعتصامی محشور بودم و مرور در شعرهای آن، بسیاری از شعرهایی را که از آن زمان بر حافظهام نقش بسته بود، دوباره زنده کرد.
#به_نشر
#کتاب_هدیه_بدهیم
@behtarinhaye_nashr
از مجموعۀ متون ادب فارسی
چاپ انتشارات بهنشر
🔹 محمدکاظم کاظمی
کودکی کوزهای شکست و گریست
که مرا پای خانهرفتن نیست
چه کنم اوستاد اگر پرسد؟
کوزۀ آب از اوست، از من نیست.
پروین اعتصامی از دیرباز شاعر محبوب من بوده است، از آن زمان که در سنین ده دوازده سالگی در کابل، گزیدهای مختصر از شعرهایش را که از فرط استفاده، ورق ورق شده بود میخواندم و بسیاری از آن شعرها را حفظ میکردم و در مشاعرههای مدرسه به کار میبستم. از این گذشته در نخستین سالهای شاعری، سبک پروین اعتصامی پایه و بنیاد شعرهایی که در آن سالها نوشتم. عجیب نیست اگر بگویم که من با شعر پروین اعتصامی به دنیای شعر وارد شدم و تا سالها و بلکه تا امروز از شاعرانی بوده است که همان قرب و منزلت والا را برایم دارد.
شاید آن هنگام که پس از مدتی جستجو در پی شعرهای پروین اعتصامی، که از بزرگترها شنیده بودم، آن گزیده شعر کمحجم و با کیفیت چاپ پایین را در بین کتابهایمان در کابل یافتم، اگر این دیوان کنونی پروین را دیده بودم، از شادی بال درمیآوردم که به مجموعۀ کامل آثار او با کیفیت چاپ مطلوب دست یافتهام.
باری، کتابی که اکنون بر سر دست دارم، «دیوان پروین اعتصامی» شامل قصاید، مثنویات، تمثیلات و مقطعات است، که در سلسلۀ «مجموعۀ متون ادب فارسی» به وسیلۀ انتشارات بهنشر منتشر شده است. این دیوان با دو دیباچۀ عالمانه، یکی از ملکالشعرا بهار و دیگری از دکتر عبدالحسین زرینکوب همراه شده است که مدخلی خوب بر شعر پروین میتوانند بود. به خصوص در مقدمۀ دکتر زرینکوب سرچشمۀ الهام بعضی شعرهای پروین اعتصامی هم بیان شده است و البته این مطلب همانند همه نوشتههای آن استاد فقید سرشار است از سلاست و متانت و داوریهای دقیق و منصفانه. ایشان میگوید «تنوع قالبها، مضمونهای مأخوذ از حیات هرروزینه و شیوۀ مناظرهپردازی بین اشیای بیجان که مختصات عمدۀ شعر او را رنگ تازهای میدهد، دنیای اندیشۀ او را پر از شور و احساس شاعرانه نشان میدهد و این همه در کلام او از جوش فکر و از تازگی و اصالت راستین حاکی است.»
کتاب در چند بخش «قصیدهها»، «مثنویها»، «غزلها»، «قطعهها»، «مسمطها» و «پراکندهها» تدوین شده است و از این نظر ترکیب خوبی دارد. شعرها به ترتیب الفبایی حروف قافیه و ردیف مرتب شده و این خیلی خوب است. همین طور فهرست کامل و جامعی دارد که دسترسی به شعرها را سهل میسازد.
کتاب طرح جلدی جذاب، با رنگی مفرّح و کیفیت چاپ و صحافی خوبی دارد ، به گونهای که میشود آن را زینت و در عین حال مایۀ غنای همه کتابخانههایی دانست که در آنها متون ادب فارسی گرد آمده است.
شعرها و دیباچههای کتاب با خط نستعلیق خوشنویسی شدهاند و از این نظر هم میشود کتاب را یک اثر هنری نیز به حساب آورد. به این باید افزود طراحی اسلیمی حاشیۀ صفحات را که با آن خط نستعلیق خوش نشسته است. البته این واقعیت را هم باید پذیرفت که متونی که با خط نستعلیق نوشته میشوند، از نظر خوشخوان بودن و سهولت مطالعه، به متون حروفچینی شده نمیرسند، به خصوص برای نسل جوان. از این زاویه به نظر من در دیگر کارهایی که در این سلسله منتشر خواهند شد، میشود تجدید نظر و تأملی کرد.
باری، این کتاب مرا به دورانی از زندگیام برد که بیشتر با شعر پروین اعتصامی محشور بودم و مرور در شعرهای آن، بسیاری از شعرهایی را که از آن زمان بر حافظهام نقش بسته بود، دوباره زنده کرد.
#به_نشر
#کتاب_هدیه_بدهیم
@behtarinhaye_nashr
Forwarded from کانال استاد سرآهنگ
1️⃣0️⃣0️⃣
🔹 عیار حسن ز صاحبنظر شود پیدا
شعر: صائب. کیفیت: متوسط
عیار حسن ز صاحبنظر شود پیدا
که قیمت گهر از دیدهور شود پیدا
آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند
آیا بود که گوشۀ چشمی به ما کنند؟
دهد ثمر ز رگ و ریشۀ درخت خبر
نهفتههای پدر از پسر شود پیدا
گندم خال تو از جنّت رویت چیدم
تا نگوید پدر من: پسرم بیهنر است
ز صد هزار پسر همچو ماه مصر، یکی
چنان شود که چراغ پدر کند روشن
(ناتمام)
#استاد_سرآهنگ
#محمدحسین_سرآهنگ
#عیار_حسن
@ostad_sarahang
🔹 عیار حسن ز صاحبنظر شود پیدا
شعر: صائب. کیفیت: متوسط
عیار حسن ز صاحبنظر شود پیدا
که قیمت گهر از دیدهور شود پیدا
آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند
آیا بود که گوشۀ چشمی به ما کنند؟
دهد ثمر ز رگ و ریشۀ درخت خبر
نهفتههای پدر از پسر شود پیدا
گندم خال تو از جنّت رویت چیدم
تا نگوید پدر من: پسرم بیهنر است
ز صد هزار پسر همچو ماه مصر، یکی
چنان شود که چراغ پدر کند روشن
(ناتمام)
#استاد_سرآهنگ
#محمدحسین_سرآهنگ
#عیار_حسن
@ostad_sarahang
کانال محمدکاظم کاظمی
محمدحسین سرآهنگ – عیار حسن
آهنگی از استاد محمدحسین سرآهنگ، در کانال استاد سرآهنگ، پس از ماهها. متن شعر آن هم در پست قبل از آهنگ منتشر شده است. یک آهنگ عالی از یکی از شعرهای بسیار زیبای بیدل هم در حال آماده شدن است.👆
گروه کلید در باز، ویژۀ شعر بیدل
قابل توجه دوستان علاقهمند به بیدل، به ویژه عزیزانی که در جلسات بیدلخوانی ما شرکت میکنند و علاقهمند حضور در گروهی ویژۀ شعر بیدل هستند.
این لینک عضویت در گروه «کلید در باز» است
https://t.me/joinchat/BYo5fj4WmReCHcfL_pUJyA
قابل توجه دوستان علاقهمند به بیدل، به ویژه عزیزانی که در جلسات بیدلخوانی ما شرکت میکنند و علاقهمند حضور در گروهی ویژۀ شعر بیدل هستند.
این لینک عضویت در گروه «کلید در باز» است
https://t.me/joinchat/BYo5fj4WmReCHcfL_pUJyA
Telegram
کلیدِ درِ باز ... لطفا به گروه جدید بیایید
🔸 این گروه خاص میرزا عبدالقادر بیدل و شعر اوست.
🔸 گلچین مطالب گروه در «کانال کلید در باز» هم منتشر میشود: @bidelkelid
🔸 گلچین مطالب گروه در «کانال کلید در باز» هم منتشر میشود: @bidelkelid
پارهای از سخنان دیدار امسال شاعران
آیتالله خامنهای
🔹 پارهای از سخنان رهبر انقلاب اسلامی در دیدار امشب شاعران با ایشان، که به درستی و دقت، شاعر شعر را حدس زدهاند. این مقدار از وقوف در شعر فارسی را من در دیگر کسی از دولتمردان ندیدهام.
@mkazemkazemi
@mkazemkazemi
Audio
متن کامل غزل «کیم من، شخص نومیدی سرشتی، عبرتایجادی» که بیت مورد اشاره آیتالله خامنهای در آن است. من این غزل را دو سال پیش دکلمه کرده بودم.
@mkazemkazemi
@mkazemkazemi