👆 مادر چهار دانشجو که هزینه تحصیلشان را با کار فراهم میکند از محرومیت یکی از فرزندانش به خاطر هزینه تحصیل میگوید. میگوید صحبتهایم را به گوش مسئولان برسان. میگویم باشد. و امیدوارم اینها را مسئولان بشنوند و ترتیب اثر بدهند.
مشکل بسیاری از این دانشجویان تهیه پاسپورت تحصیلی است که از ضروریات تحصیل دانشگاهی دانسته میشود و باید با سفر به افغانستان تهیه شود. چیزی که برای این خانوادهها خیلی دشوار است. چطور به افغانستان برود برای تهیه پاسپورت؟ با کدام پول.
مشکل بسیاری از این دانشجویان تهیه پاسپورت تحصیلی است که از ضروریات تحصیل دانشگاهی دانسته میشود و باید با سفر به افغانستان تهیه شود. چیزی که برای این خانوادهها خیلی دشوار است. چطور به افغانستان برود برای تهیه پاسپورت؟ با کدام پول.
اینجا شاید سختترین وضعیت برای مهاجران ما باشد. زندگی در طبیعتی سخت، با فقر مادی شدید، در خانههایی که با گل و چوب ساخته شده و در استانی که ادارات متولی امور مهاجران از هر جایی سختگیرترند. همه تنگناهای مهاجرت به اوج رسیده است.
البته انکار نمیکنم که در مهمانشهرها تسهیلاتی برای مهاجرین وجود دارد و ممنون متولیان مهمانشهر هستم. شاید در بیرون وضعیتهای سختتر هم وجود داشته باشد. استان کرمان در کل مناطق محروم بسیار دارد.
و در همین حال این مهمانشهر کلی دانشجو و تحصیلکرده دارد. این تحصیلکردگان چگونه از این چنبره بیرون آیند اگر از طرف دولتها اقدامی جدی نشود؟
البته انکار نمیکنم که در مهمانشهرها تسهیلاتی برای مهاجرین وجود دارد و ممنون متولیان مهمانشهر هستم. شاید در بیرون وضعیتهای سختتر هم وجود داشته باشد. استان کرمان در کل مناطق محروم بسیار دارد.
و در همین حال این مهمانشهر کلی دانشجو و تحصیلکرده دارد. این تحصیلکردگان چگونه از این چنبره بیرون آیند اگر از طرف دولتها اقدامی جدی نشود؟
خانم تحصیلکرده حقوق از من میپرسد به نظر تو، ما چه کنیم؟ در چنبرهٔ زندگی خانوادگی گرفتار است. میگوید به سمت اروپا برویم؟ ولی چطور برود؟ مگر آسان است؟
میگویم به نسل بعد امیدوار باش. ما یک نسل سوخته بدون تخصص و کارگر داشتیم. حالا یک نسل سوختهٔ متخصص ولی باز هم کارگر یا بیکار داریم.
نسل بعد چه خواهد شد؟ باز هم چنین بلاتکلیف میماند؟
میگویم به نسل بعد امیدوار باش. ما یک نسل سوخته بدون تخصص و کارگر داشتیم. حالا یک نسل سوختهٔ متخصص ولی باز هم کارگر یا بیکار داریم.
نسل بعد چه خواهد شد؟ باز هم چنین بلاتکلیف میماند؟
کانال محمدکاظم کاظمی pinned «👆 مادر چهار دانشجو که هزینه تحصیلشان را با کار فراهم میکند از محرومیت یکی از فرزندانش به خاطر هزینه تحصیل میگوید. میگوید صحبتهایم را به گوش مسئولان برسان. میگویم باشد. و امیدوارم اینها را مسئولان بشنوند و ترتیب اثر بدهند. مشکل بسیاری از این دانشجویان…»
عکس یادگاری پایان جلسهٔ بیدلخوانی و آخرین قاب این سفر.
🔻
در سمت راست من (در عکس) ایمان محمدآبادی گرامی رئیس ادارۀ فرهنگ و ارشاد اسلامی رفسنجان است. رئیس ارشادی که به دیگر رؤسا نمیخورد. شاعر است و اهل فهم و دریافت خوب از مسائل فرهنگی. در عین حال سخت دلبسته و حتی عاشق افغانستان.
🔻
سپاسگزار همه عزیزانی هستم که در این سفر محبتها کردند.
همین طور قدردان زحمات و خدمات مسئولان مهمانشهر مهاجرین رفسنجان هستم که با روی گشاده پذیرای ما بودند. کسی که چنین به مهاجرین ما خدمت میکند، سهمی بزرگ از «لذت خدمت» میبرد، لذتی که هیچ چیز دیگر با آن برابری نمیکند.
🔻
این سفر برایم سفری سراسر لحظات خوش بود، با خاطراتی ماندگار به طوری که حس میکنم نقطۀ عطفی در زندگیام در این سالها خواهد بود.
🔻
در سمت راست من (در عکس) ایمان محمدآبادی گرامی رئیس ادارۀ فرهنگ و ارشاد اسلامی رفسنجان است. رئیس ارشادی که به دیگر رؤسا نمیخورد. شاعر است و اهل فهم و دریافت خوب از مسائل فرهنگی. در عین حال سخت دلبسته و حتی عاشق افغانستان.
🔻
سپاسگزار همه عزیزانی هستم که در این سفر محبتها کردند.
همین طور قدردان زحمات و خدمات مسئولان مهمانشهر مهاجرین رفسنجان هستم که با روی گشاده پذیرای ما بودند. کسی که چنین به مهاجرین ما خدمت میکند، سهمی بزرگ از «لذت خدمت» میبرد، لذتی که هیچ چیز دیگر با آن برابری نمیکند.
🔻
این سفر برایم سفری سراسر لحظات خوش بود، با خاطراتی ماندگار به طوری که حس میکنم نقطۀ عطفی در زندگیام در این سالها خواهد بود.
Forwarded from منهایِ یک درخت (amin akbari)
هوالحق
🔹 ويزاي مسافرت به سرزمین بيدل
(منتشر شده در روزنامۀ همشهری در سال گذشته)
#امین_اکبری
دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی در کتاب شاعر آینهها میگوید: «بیدل کشوری است که به دست آوردن ویزای مسافرت بدان، به آسانی حاصل نمیشود، به هرکس اجازه ورود نمیدهد و اگر کسی این ویزا را گرفت، تقاضای اقامت دائم خواهد کرد» با توجه به این سخن دکتر شفیعی میتوان نتیجه گرفت که بیدل در بین شاعران بزرگ زبان فارسی جایگاه منحصر به فردی دارد و نحوه مواجهه ما با شعر او باید متفاوت باشد.
در مسیر فهم و ارتباط با شعر بیدل (ویزا گرفتن برای سفر به کشور بیدل) مشکلات فراوانی وجود دارد که تنها راه گذشتن از آنها ممارست و انس بیش از پیش با دیوان میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی است، ولی حجم بالای دیوان، تعدد قالبهای شعری (و حتی نثر) و سابقه تاریخی کوتاهی که مخاطبان فارسی زبان ایرانی با شعر بیدل و سبک هندی دارند سبب میشود که ما پیش از آن که به سراغ کلیات بیدل برویم نیازمند مطالعه برخی از کتابهای پژوهشی این حوزه و گزیده اشعار این شاعر بزرگ باشیم. در ادامه به اختصار چند کتاب مهم برای آشنایی بیش از پیش با شعر بیدل معرفی میشود، البته این نکته ناگفته نماند که برای فهم ابتدایی شعر بیدل باید با شعر دیگر شاعران سبک هندی نظیر صائب تبریزی آشنا بود و اگر مخاطب با کلیات سبک هندی آشنا نباشد ارتباط با شعر بیدل عملاً ناممکن است. برای ورود به دنیای شعر سبک هندی مطالعه کتابهای «مجموعه رنگین گل» (گزیده شعرهای صائب تبریزی) و «صیادان معنی» (گزیده شعر شاعران سبک هندی) هر دو به تالیف مرحوم محمد قهرمان بسیار راهگشاست. اما معرفی کتابها:
#شاعر_آینه_ها : اولین کتاب پژوهشی در مورد شعر بیدل که توسط یک پژوهشگر ایرانی نوشته شده است، شاعر آینههای دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی است. این کتاب شامل شش مقاله کوتاه در مورد شعر بیدل و یک گزیده کم حجم از غزلها و رباعیات این شاعر است. این کتاب در حالی در اواسط دهه شصت منتشر شد که تا پیش از این شفیعی کدکنی به عنوان یکی از مخالفان شعر سبک هندی و خصوصا شعر بیدل به شمار میرفت و اولین مقاله این کتاب با نام «بیدل دهلوی» که پیشتر در سال 1347 در مجله هنر و مردم منتشر شده است حاوی انتقادات فراوانی به شعر بیدل است، البته دکتر شفیعی در سالهای بعد و با انتشار کتاب شاعر آینهها از این مواضع خود عقبنشینی کرده و در عین تحلیل شعر بیدل، از او به عنوان یکی از بزرگان شعر فارسی یاد میکند. در کل مطالعه این کتاب برای ورود به شعر بیدل لازم است ولی اصلا کافی نیست.
#بیدل_سپهری_سبک_هندی : این کتاب هم یک سال بعد از شاعر آینهها منتشر شد و هنوز هم که هنوز است یکی از مهمترین کتابها در حوزه بیدلشناسی است. سید حسن حسینی در این کتاب علاوه بر معرفی اجمالی و درعین حال دقیق شعر بیدل به اشتراکات سبکی شعر سهراب سپهری با شعر این شاعر بزرگ پرداخته است. هرچند حسینی در بخش تاثیرات شعر بیدل بر شعر سپهری نکات بدیع و قابل تاملی را ذکر میکند ولی بخشهایی که به خود شعر بیدل اختصاص دارد بهترین بخشهای کتاب است و برای کسی که میخواهد به دنیای شعر بیدل وارد شود حاوی نکات مهم و کلیدی است.
ادامه در پیامِ بعد:
@Menhaye_yek_derakht
🔹 ويزاي مسافرت به سرزمین بيدل
(منتشر شده در روزنامۀ همشهری در سال گذشته)
#امین_اکبری
دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی در کتاب شاعر آینهها میگوید: «بیدل کشوری است که به دست آوردن ویزای مسافرت بدان، به آسانی حاصل نمیشود، به هرکس اجازه ورود نمیدهد و اگر کسی این ویزا را گرفت، تقاضای اقامت دائم خواهد کرد» با توجه به این سخن دکتر شفیعی میتوان نتیجه گرفت که بیدل در بین شاعران بزرگ زبان فارسی جایگاه منحصر به فردی دارد و نحوه مواجهه ما با شعر او باید متفاوت باشد.
در مسیر فهم و ارتباط با شعر بیدل (ویزا گرفتن برای سفر به کشور بیدل) مشکلات فراوانی وجود دارد که تنها راه گذشتن از آنها ممارست و انس بیش از پیش با دیوان میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی است، ولی حجم بالای دیوان، تعدد قالبهای شعری (و حتی نثر) و سابقه تاریخی کوتاهی که مخاطبان فارسی زبان ایرانی با شعر بیدل و سبک هندی دارند سبب میشود که ما پیش از آن که به سراغ کلیات بیدل برویم نیازمند مطالعه برخی از کتابهای پژوهشی این حوزه و گزیده اشعار این شاعر بزرگ باشیم. در ادامه به اختصار چند کتاب مهم برای آشنایی بیش از پیش با شعر بیدل معرفی میشود، البته این نکته ناگفته نماند که برای فهم ابتدایی شعر بیدل باید با شعر دیگر شاعران سبک هندی نظیر صائب تبریزی آشنا بود و اگر مخاطب با کلیات سبک هندی آشنا نباشد ارتباط با شعر بیدل عملاً ناممکن است. برای ورود به دنیای شعر سبک هندی مطالعه کتابهای «مجموعه رنگین گل» (گزیده شعرهای صائب تبریزی) و «صیادان معنی» (گزیده شعر شاعران سبک هندی) هر دو به تالیف مرحوم محمد قهرمان بسیار راهگشاست. اما معرفی کتابها:
#شاعر_آینه_ها : اولین کتاب پژوهشی در مورد شعر بیدل که توسط یک پژوهشگر ایرانی نوشته شده است، شاعر آینههای دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی است. این کتاب شامل شش مقاله کوتاه در مورد شعر بیدل و یک گزیده کم حجم از غزلها و رباعیات این شاعر است. این کتاب در حالی در اواسط دهه شصت منتشر شد که تا پیش از این شفیعی کدکنی به عنوان یکی از مخالفان شعر سبک هندی و خصوصا شعر بیدل به شمار میرفت و اولین مقاله این کتاب با نام «بیدل دهلوی» که پیشتر در سال 1347 در مجله هنر و مردم منتشر شده است حاوی انتقادات فراوانی به شعر بیدل است، البته دکتر شفیعی در سالهای بعد و با انتشار کتاب شاعر آینهها از این مواضع خود عقبنشینی کرده و در عین تحلیل شعر بیدل، از او به عنوان یکی از بزرگان شعر فارسی یاد میکند. در کل مطالعه این کتاب برای ورود به شعر بیدل لازم است ولی اصلا کافی نیست.
#بیدل_سپهری_سبک_هندی : این کتاب هم یک سال بعد از شاعر آینهها منتشر شد و هنوز هم که هنوز است یکی از مهمترین کتابها در حوزه بیدلشناسی است. سید حسن حسینی در این کتاب علاوه بر معرفی اجمالی و درعین حال دقیق شعر بیدل به اشتراکات سبکی شعر سهراب سپهری با شعر این شاعر بزرگ پرداخته است. هرچند حسینی در بخش تاثیرات شعر بیدل بر شعر سپهری نکات بدیع و قابل تاملی را ذکر میکند ولی بخشهایی که به خود شعر بیدل اختصاص دارد بهترین بخشهای کتاب است و برای کسی که میخواهد به دنیای شعر بیدل وارد شود حاوی نکات مهم و کلیدی است.
ادامه در پیامِ بعد:
@Menhaye_yek_derakht
Forwarded from منهایِ یک درخت (amin akbari)
آثار محمدکاظم کاظمی در حوزه بیدلپژوهی: کاظمی اگرچه از شاعران مهاجر افغانستانی محسوب میشود ولی سالهاست که در ایران زندگی میکند و به نوعی حیات ادبیاش در محافل شعری کشورمان شکل گرفته است، از این رو رویکرد او در شناساندن شعر بیدل برای ما بسیار راهگشاست. محمدکاظم کاظمی را میتوان فعالترین بیدلپژوه در سالهای اخیر دانست که یادداشتها و مقالات متعددی نوشته است و علاوه بر آن سه کتاب در حوزه بیدلشناسی حاصل فعالیتهای او در این سالهاست که در ادامه این کتابها را معرفی میکنیم.
#مرقع_صدرنگ : دکتر شفیعی بهترین راه شناخت و انس با شعر بیدل را مطالعه رباعیات او میداند چرا که بیدل در رباعیات در عین پایبندی به اصول سبکی خود سادهتر و بیپیرایهتر از غزلیات و سایر قوالب سخن ميگوید. مرقع صدرنگ نیز شامل صد رباعی برگزیده از 4000 رباعی بیدل است که کاظمی نکات ارزشمندی را در ذیل هر رباعی آورده است.
#کلید_در_باز : این کتاب با عنوان ضمنیِ «رهیافتهایی در شعر بیدل» شامل دو بخش است، در بخش اول کتاب هشت مقاله مجزا در رابطه با شعر بیدل است که هرکدام شامل نکات بسیار خوبی در مورد شعر بیدل است و به نوعی چکیده نظرات کاظمی در طول سالهای انس و الفت او با شعر بیدل محسوب میشود. کاظمی در بخش دوم با مبنا قرار دادن نظرات خود در بخش اول کتاب سیزده غزل مشکل بیدل را شرح میکند.
#گزیده_غزلیات_بیدل : اما مهمترین کتاب این فهرست، گزیده غزلیات بیدل به کوشش محمدکاظم کاظمی کاربردیترین کتابی ست که تا به امروز در مورد شعر بیدل منتشر شده است. کاظمی در این کتاب علاوه بر انتخاب و بهگزین 470 غزل از میان غزلیات بیدل که در حدود 3000 غزل است توضیحات بسیار خوبی را در ذیل هر غزل آورده است که کمک بسیار زیادی به آشنایی با شعر بیدل میکند. امتیاز دیگر این کتاب بخش فرهنگ لغات و اصطلاحات شعر بیدل است که در انتهای کتاب آمده و نکات مهمی را درباره شعر این شاعر بزرگ متذکر شده است.
#بیدل
#صائب
#محمد_قهرمان
#محمدرضا_شفیعی_کدکنی
#سیدحسن_حسینی
#محمدکاظم_کاظمی
#امین_اکبری
@Menhaye_yek_derakht
#مرقع_صدرنگ : دکتر شفیعی بهترین راه شناخت و انس با شعر بیدل را مطالعه رباعیات او میداند چرا که بیدل در رباعیات در عین پایبندی به اصول سبکی خود سادهتر و بیپیرایهتر از غزلیات و سایر قوالب سخن ميگوید. مرقع صدرنگ نیز شامل صد رباعی برگزیده از 4000 رباعی بیدل است که کاظمی نکات ارزشمندی را در ذیل هر رباعی آورده است.
#کلید_در_باز : این کتاب با عنوان ضمنیِ «رهیافتهایی در شعر بیدل» شامل دو بخش است، در بخش اول کتاب هشت مقاله مجزا در رابطه با شعر بیدل است که هرکدام شامل نکات بسیار خوبی در مورد شعر بیدل است و به نوعی چکیده نظرات کاظمی در طول سالهای انس و الفت او با شعر بیدل محسوب میشود. کاظمی در بخش دوم با مبنا قرار دادن نظرات خود در بخش اول کتاب سیزده غزل مشکل بیدل را شرح میکند.
#گزیده_غزلیات_بیدل : اما مهمترین کتاب این فهرست، گزیده غزلیات بیدل به کوشش محمدکاظم کاظمی کاربردیترین کتابی ست که تا به امروز در مورد شعر بیدل منتشر شده است. کاظمی در این کتاب علاوه بر انتخاب و بهگزین 470 غزل از میان غزلیات بیدل که در حدود 3000 غزل است توضیحات بسیار خوبی را در ذیل هر غزل آورده است که کمک بسیار زیادی به آشنایی با شعر بیدل میکند. امتیاز دیگر این کتاب بخش فرهنگ لغات و اصطلاحات شعر بیدل است که در انتهای کتاب آمده و نکات مهمی را درباره شعر این شاعر بزرگ متذکر شده است.
#بیدل
#صائب
#محمد_قهرمان
#محمدرضا_شفیعی_کدکنی
#سیدحسن_حسینی
#محمدکاظم_کاظمی
#امین_اکبری
@Menhaye_yek_derakht
منهایِ یک درخت
هوالحق 🔹 ويزاي مسافرت به سرزمین بيدل (منتشر شده در روزنامۀ همشهری در سال گذشته) #امین_اکبری دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی در کتاب شاعر آینهها میگوید: «بیدل کشوری است که به دست آوردن ویزای مسافرت بدان، به آسانی حاصل نمیشود، به هرکس اجازه ورود نمیدهد و اگر…
مطلبی از جناب محمدامین اکبری دربارۀ بیدل و کتابهای مناسب برای ورود به سرزمین شعر او.
با سپاس از ایشان.
با سپاس از ایشان.
🔹 سلسله نشستهای بیدلخوانی
🔸 با حضور محمدکاظم کاظمی
🔻 سهشنبهها، ساعت ۱۷:۳۰
🔻 مشهد، مدرس ۱۰، فرهنگسرای بهشت
🔸 جلسۀ اول، سهشنبه ۲ مهر ۹۸
مباحث این جلسه:
پیوند عشق و عرفان، در سایۀ شرح غزلی از بیدل
حلوههای «آینه» در شعر بیدل
معرفی کتاب «شاعر آینهها»
@khane_adabiyat_mashhad
🔸 با حضور محمدکاظم کاظمی
🔻 سهشنبهها، ساعت ۱۷:۳۰
🔻 مشهد، مدرس ۱۰، فرهنگسرای بهشت
🔸 جلسۀ اول، سهشنبه ۲ مهر ۹۸
مباحث این جلسه:
پیوند عشق و عرفان، در سایۀ شرح غزلی از بیدل
حلوههای «آینه» در شعر بیدل
معرفی کتاب «شاعر آینهها»
@khane_adabiyat_mashhad
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جهانی نقش بستی، لیک ننمودی به کس، بیدل
به این حیرت چه مکتوبی، که نتوان خواند عنوانت
🔹 پارهای کوتاه از بحث عشق و عرفان در شعر بیدل
🔹 در اولین جلسه از بیدلخوانی فرهنگسرای بهشت مشهد.
🔻 سهشنبه ۲ مهر ۱۳۹۸
@mkazemkazemi
به این حیرت چه مکتوبی، که نتوان خواند عنوانت
🔹 پارهای کوتاه از بحث عشق و عرفان در شعر بیدل
🔹 در اولین جلسه از بیدلخوانی فرهنگسرای بهشت مشهد.
🔻 سهشنبه ۲ مهر ۱۳۹۸
@mkazemkazemi
🔹 عکس یادگاری اولین جلسهٔ بیدلخوانی فرهنگسرای بهشت.
سه شنبه ۲ مهر ۹۸
با سپاس از شاعر گرانقدر مجتبی ابوالقاسمی و دیگر عزیزان.
این سلسله جلسات سهشنبهها ساعت ۱۷:۳۰ تا ۱۹ برگزار خواهد شد.
مشهد، مدرس ۱۰، فرهنگسرای بهشت.
@mkazemkazemi
سه شنبه ۲ مهر ۹۸
با سپاس از شاعر گرانقدر مجتبی ابوالقاسمی و دیگر عزیزان.
این سلسله جلسات سهشنبهها ساعت ۱۷:۳۰ تا ۱۹ برگزار خواهد شد.
مشهد، مدرس ۱۰، فرهنگسرای بهشت.
@mkazemkazemi
Forwarded from مهدی مسائلی، مطالعات و یادداشت (مهدی مسائلی)
⚡️نگاه واقعبینانه به تصوف
✍مهدی مسائلی
انتشار خبر تحریم ساخت فیلم شمس تبریزی توسط دو تن از مراجع تقلید قم مباحثهها و موضعگیریهای فراوانی را به دنبال داشته است. این موضوع بهانهای شد که بنده نیز چند نکتهای را درباره تعامل با تصوف بیان کنم. بعضی از این نکات را پیش از این در یادداشتهایم بیان کرده بودم.
۱. بخواهیم یا نخواهیم تصوف نمایندهای از عرفان اسلام در برابر سایر عرفانهاست، همانگونه که فلسفه اسلامی هماورد فلسفه الحادی و مادی است. در سفری که چندی پیش به کشمیر داشتم نقش عرفان و اهلطریقت را در اسلام آوردن مردم این منطقه از هند بسیار پررنگتر از شمشیر اهلشریعت دیدم. مردم کشمیر اسلام خود را مدیون عارفِ اهلطریقت میر سید علی همدانی میدانند که با جمعی از مریدان به این منطقه مهاجرت میکند و نمونهای از عرفان اسلامی را عرضه میدارد که توانست عرفانِ قوی هندوها را کنار بزند.
۲. تصوف نام یک مرام و جماعت واحد نیست. در تصوف نیز شاید به اندازه خودِ اسلام، فرقه و طریقت وجود دارد. همانگونه که داعش را نباید نمایشگر شریعت اسلام دانست، عقاید و رفتارهای بعضی از فرق تصوف را نباید به همه آنها نسبت داد. فرقههای گوناگون تصوف در پایبندی به شریعتی و سیر و سلوک عرفانی بسیار با هم متفاوت هستند.
۳. یکی از خطاهایی که در مقابله با تصوف صورت میگیرد خِلطِ تصوفِ فرقهای و تصوفِ غیر فرقهای و یکسان انگاری آنهاست.
تصوف فرقهای مسلمانان را از بدنه امت اسلامی جدا میکند، مکان عبادی و آداب دینی آنها را به مرور تغییر میدهد و خانقاه، تکیه یا زاویه را جایگزین مسجد میکند. تصوف فرقهای به اندازه اقطابش مسلمانان را به گروههای فراوان تقسیم میکند و تازه در هر زمان نیز به تعداد شیوخ مدعی رهبری هر فرقه، انشعابهای جدید در آنها ادامه دارد.
ولی تصوف غیر فرقهای اینگونه نیست و همان مسیری را میرود که باقی امت اسلامی به دنبال آن میروند و قصد تقسیمبندی و تفرقه میان امت اسلامی را ندارد.
البته میتوان ایراداتی در زمینه عرفان و سیرسلوک به آن داشت و آن را نقد کرد؛ منتها نباید با همان روشی که با تصوف فرقهای برخورد میشود با تصوف غیرفرقهای تعامل کرد.
از این گذشته نباید هرکسی را که گزاره عرفانی مشترکی با تصوف غیرفرقهای دارد، به عنوانِ صوفی معرفی کرد و در ادامه چالش برخورد با تصوف فرقهای را درباره آن مطرح کرد.
متاسفانه این همان روشی است که بعضی به وسیله آن بزرگان علمای شیعه همچون امام خمینی را به تصوف منتسب میکنند.
۴.ایجاد فضای دو قطبی میان علمای شیعه و صوفیان نه تنها جلوی نفوذ تصوف فرقهای را نمیگیرد، بلکه با برانگیختن تعصبات و لجاجتها، افرادِ تحت تأثیر تصوف را به سمت فرقهای شدن و جداسازی بیشتر از جامعه شیعه سوق میدهد.
حتی اگر کلیت آموزه عرفان حاکم بر تمامی فرقههای آن را یک انحراف بدانیم، باید به نقد و اصلاح آن بپردازیم و نه نفی کلی آن.
۵. آنچه معمولا درباره انحرافات تصوف فرقهای مورد توجه قرار میگیرد در جامعه شیعه نیز به صورتهای دیگری وجود دارد بلکه هر روز درحال گسترش بیشتر است. با این تفاوت که نگاه مذهبی مانع موضعگیری در مقابل آنهاست.
مثلاً اگر صوفیان با ذکر خداوند به شور رسیده و حرکات موزون و رقص سماع دارند، بعضی از شیعیان نیز با ذکر امام حسین(ع) به شور رسیده و رفتارهایشان بسیار شبیه رقص سماع صوفیان است.
اگر ذکرِ خداوند به صوفیان این قدرت و جسارت را میدهد که کارهای خارقالعاده انجام دهند و مثلاً نیزه و اجسام برنده در تن فرو کرده و با آتش بازی کنند، ذکر امام حسین(ع) نیز به بعضی از شیعیان این قدرت و جسارت را میدهد که قمه بر سر بکوبند، تیغ بر پشت زنند و در آتش بدوند.
اگر صوفیان از مسجد اعراض کرده و مکانهای متفاوتی با عنوان خانقاه برای ذکر برپا کنند، شیعیان نیز مکانهایی با عنوان حسینیه، فاطمیه، مهدیه، زینبیه و... به پا کردهاند.
اگر قطبها و سرذاکرهای صوفیان جای علما گرفتهاند و آنها را عالمگریز کردهاند، مداحان نیز مُراد بعضی از جوانان شیعه شدهاند و حتی به جای علما در جایگاه حکم و فتوا نشستهاند.
اگر در میان صوفیان باطن گرایی بر تقیّد به ظواهر شریعت برتری مییابد و گناهان مریدان به آسانی بخشیده میشود، همین وضع در میان بعضی از جامعه هیأتی نیز وجود دارد.
در چنین شرایطی اصلاح مرام تشیع و نمایش چهره اصیل آن، ضرورت و اولویتی بیش از در افتادن با انحرافات تصوف دارد.
............
@azadpajooh
✍مهدی مسائلی
انتشار خبر تحریم ساخت فیلم شمس تبریزی توسط دو تن از مراجع تقلید قم مباحثهها و موضعگیریهای فراوانی را به دنبال داشته است. این موضوع بهانهای شد که بنده نیز چند نکتهای را درباره تعامل با تصوف بیان کنم. بعضی از این نکات را پیش از این در یادداشتهایم بیان کرده بودم.
۱. بخواهیم یا نخواهیم تصوف نمایندهای از عرفان اسلام در برابر سایر عرفانهاست، همانگونه که فلسفه اسلامی هماورد فلسفه الحادی و مادی است. در سفری که چندی پیش به کشمیر داشتم نقش عرفان و اهلطریقت را در اسلام آوردن مردم این منطقه از هند بسیار پررنگتر از شمشیر اهلشریعت دیدم. مردم کشمیر اسلام خود را مدیون عارفِ اهلطریقت میر سید علی همدانی میدانند که با جمعی از مریدان به این منطقه مهاجرت میکند و نمونهای از عرفان اسلامی را عرضه میدارد که توانست عرفانِ قوی هندوها را کنار بزند.
۲. تصوف نام یک مرام و جماعت واحد نیست. در تصوف نیز شاید به اندازه خودِ اسلام، فرقه و طریقت وجود دارد. همانگونه که داعش را نباید نمایشگر شریعت اسلام دانست، عقاید و رفتارهای بعضی از فرق تصوف را نباید به همه آنها نسبت داد. فرقههای گوناگون تصوف در پایبندی به شریعتی و سیر و سلوک عرفانی بسیار با هم متفاوت هستند.
۳. یکی از خطاهایی که در مقابله با تصوف صورت میگیرد خِلطِ تصوفِ فرقهای و تصوفِ غیر فرقهای و یکسان انگاری آنهاست.
تصوف فرقهای مسلمانان را از بدنه امت اسلامی جدا میکند، مکان عبادی و آداب دینی آنها را به مرور تغییر میدهد و خانقاه، تکیه یا زاویه را جایگزین مسجد میکند. تصوف فرقهای به اندازه اقطابش مسلمانان را به گروههای فراوان تقسیم میکند و تازه در هر زمان نیز به تعداد شیوخ مدعی رهبری هر فرقه، انشعابهای جدید در آنها ادامه دارد.
ولی تصوف غیر فرقهای اینگونه نیست و همان مسیری را میرود که باقی امت اسلامی به دنبال آن میروند و قصد تقسیمبندی و تفرقه میان امت اسلامی را ندارد.
البته میتوان ایراداتی در زمینه عرفان و سیرسلوک به آن داشت و آن را نقد کرد؛ منتها نباید با همان روشی که با تصوف فرقهای برخورد میشود با تصوف غیرفرقهای تعامل کرد.
از این گذشته نباید هرکسی را که گزاره عرفانی مشترکی با تصوف غیرفرقهای دارد، به عنوانِ صوفی معرفی کرد و در ادامه چالش برخورد با تصوف فرقهای را درباره آن مطرح کرد.
متاسفانه این همان روشی است که بعضی به وسیله آن بزرگان علمای شیعه همچون امام خمینی را به تصوف منتسب میکنند.
۴.ایجاد فضای دو قطبی میان علمای شیعه و صوفیان نه تنها جلوی نفوذ تصوف فرقهای را نمیگیرد، بلکه با برانگیختن تعصبات و لجاجتها، افرادِ تحت تأثیر تصوف را به سمت فرقهای شدن و جداسازی بیشتر از جامعه شیعه سوق میدهد.
حتی اگر کلیت آموزه عرفان حاکم بر تمامی فرقههای آن را یک انحراف بدانیم، باید به نقد و اصلاح آن بپردازیم و نه نفی کلی آن.
۵. آنچه معمولا درباره انحرافات تصوف فرقهای مورد توجه قرار میگیرد در جامعه شیعه نیز به صورتهای دیگری وجود دارد بلکه هر روز درحال گسترش بیشتر است. با این تفاوت که نگاه مذهبی مانع موضعگیری در مقابل آنهاست.
مثلاً اگر صوفیان با ذکر خداوند به شور رسیده و حرکات موزون و رقص سماع دارند، بعضی از شیعیان نیز با ذکر امام حسین(ع) به شور رسیده و رفتارهایشان بسیار شبیه رقص سماع صوفیان است.
اگر ذکرِ خداوند به صوفیان این قدرت و جسارت را میدهد که کارهای خارقالعاده انجام دهند و مثلاً نیزه و اجسام برنده در تن فرو کرده و با آتش بازی کنند، ذکر امام حسین(ع) نیز به بعضی از شیعیان این قدرت و جسارت را میدهد که قمه بر سر بکوبند، تیغ بر پشت زنند و در آتش بدوند.
اگر صوفیان از مسجد اعراض کرده و مکانهای متفاوتی با عنوان خانقاه برای ذکر برپا کنند، شیعیان نیز مکانهایی با عنوان حسینیه، فاطمیه، مهدیه، زینبیه و... به پا کردهاند.
اگر قطبها و سرذاکرهای صوفیان جای علما گرفتهاند و آنها را عالمگریز کردهاند، مداحان نیز مُراد بعضی از جوانان شیعه شدهاند و حتی به جای علما در جایگاه حکم و فتوا نشستهاند.
اگر در میان صوفیان باطن گرایی بر تقیّد به ظواهر شریعت برتری مییابد و گناهان مریدان به آسانی بخشیده میشود، همین وضع در میان بعضی از جامعه هیأتی نیز وجود دارد.
در چنین شرایطی اصلاح مرام تشیع و نمایش چهره اصیل آن، ضرورت و اولویتی بیش از در افتادن با انحرافات تصوف دارد.
............
@azadpajooh
Forwarded from خبرهای شعر خراسان (محمدکاظم کاظمی)
♦️ نقد کتاب «نام من فراموشی است»
🔸 مجموعه شعر بهنام کیانی
🔻شنبه ۶ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۱۷
🔻 بین هاشمیه ۲۰ و ۲۲، حوزۀ هنری خراسان رضوی
🔸 مجموعه شعر بهنام کیانی
🔻شنبه ۶ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۱۷
🔻 بین هاشمیه ۲۰ و ۲۲، حوزۀ هنری خراسان رضوی
Forwarded from کانال زینب بیات
💎 نرگسانه
🔸غلام سیاه _ غلام سفید
🔻زینب بیات
نرگس: مامان، در داستانهای کربلا که خواندم و گاهی شنیدم میگن که در بین یاران امام یک غلام سیاه هم بود و امام حتی آن غلام سیاه را مورد لطف قرار داد.
مامان: خوب نکته اش؟
نرگس: مامان این به نظرم نژادپرستیه که میگن غلام سیاه چون اگر قراره بگن غلام سیاه باید غلام سفید هم بگن.
🔹اشاره و دقت نرگس به اینکه چرا رنگ پوست یک نفر باید مهم باشد مرا به این واداشت که در اینترنت جستجویی بکنم و دربارۀ این یار امام به نام «جون» بیشتر بخوانم. آنچه که در اکثر سایتها یافتم تأسف و تعجب مرا بیشتر هم کرد. چون نه تنها سیاه بودن غلام به شدت مورد تأکید قرار گرفته بود بلکه اشاره به بدبو بودن و داشتن نژادی پست هم اشاره شده بود. و در پاورقی تمام این مطالب منبع نقل نوشته بود: بحارالانوار
خودم را در برابر سؤالات بیپاسخ زیادی یافتم. جدا از اینکه چگونه رنگ پوست یک یار امام به صورت جدی اهمیت پیدا میکند بدبوبودن ایشان را چطور می شود توجیه کرد؟ آیا کلاً سیاهپوستبودن باعث بویناک بودن میشود؟ اگر چنین است پس باید همه سیاه پوستهای جهان از جمله نلسون ماندلا هم چنین میبودند.
بر اساس آنچه که در این منابع نقل میشود جون موقع رفتن به میدان جهاد خود به بوی بد و رنگ سیاه و نژاد فرومایۀ خود اشاره میکند و وقتی که به شهادت میرسد و امام بر بالای سرش میآید، برای اینکه رنگ پوست او سفید شود و بوی بد او به بوی خوش تبدیل شود دعا میکند. وقتی قبیلۀ بنی اسد برای تدفین شهدا رفتند، بوی خوشی از بدن جون به مشام می رسید و رنگ پوستش هم سفید شده بود.
اگر سیاه بودن در حد یک نقص مطرح باشد که دعای امام و شهادت، بتواند آن را تغییر دهد، مسئلۀ نقص در دستگاه خلقت خدا پیش میآید. و اگر برای امام رنگ پوست افراد مهم بوده که برای سفید شدن رنگ پوست دعا میکند یعنی می توان در سیرۀ امامان رگههایی از نژادپرستی را پیدا کرد؟
به یاد بلال حبشی می افتم مؤذن پیامبر که در هیچ جایی اشاره به بدبودن او نشده و در هیچ جایی پیامبر برای او دعا نکرده که الهی که سفید شوی.
سوال این جاست که آیا دین اسلام برای سعادت و رستگاری همه بشریت نازل نشده؟ و آیا در همین قرآن اشاره نشده که ما شما را رنگارنگ آفریدیم تا شناخته شوید؟
مطمئن هستم که اگر همۀ مسایل نوشته شده در این مورد را به نرگس بگویم دیگر اصلاً برایش قابل پذیرش نیست؛ او که حتی به اشاره به رنگ پوست یک یار امام هم انتقاد کرد.
چطور می شود وقتی که علمای حدیث، از جمله خود علامه مجلسی مدعی نیستند که همه احادیث بحارالانوار معتبر و مستند است، باز هم علما و روضهخوانهای ما به سراغ آن می روند و هر آنچه را که در آن نقل شده با اطمینان کامل در بین مردم روایت می کنند.
باز وقتی بیشتر دچار تاسف میشوی که این مطالب را از زبان روضهخوانهای محترم با شدت و حدت بیشتری و افزودن چاشنیهایی میشنوی و مردمی که میشنوند و شاید هم میپذیرند؛ البته به جز کودکان و نسل جوان که امروزه برای هر چیزی یک علامت سؤال جدی دارند و به این راحتی نمی شود هر چیزی را به خوردشان داد.
#جون_یار_امام
#روضه_خوانی
#بحارالانوار
#تحریفات_کربلا
#نژادپرستی
#سوال
#نرگس_کاظمی
@zaynabbayat
🔸غلام سیاه _ غلام سفید
🔻زینب بیات
نرگس: مامان، در داستانهای کربلا که خواندم و گاهی شنیدم میگن که در بین یاران امام یک غلام سیاه هم بود و امام حتی آن غلام سیاه را مورد لطف قرار داد.
مامان: خوب نکته اش؟
نرگس: مامان این به نظرم نژادپرستیه که میگن غلام سیاه چون اگر قراره بگن غلام سیاه باید غلام سفید هم بگن.
🔹اشاره و دقت نرگس به اینکه چرا رنگ پوست یک نفر باید مهم باشد مرا به این واداشت که در اینترنت جستجویی بکنم و دربارۀ این یار امام به نام «جون» بیشتر بخوانم. آنچه که در اکثر سایتها یافتم تأسف و تعجب مرا بیشتر هم کرد. چون نه تنها سیاه بودن غلام به شدت مورد تأکید قرار گرفته بود بلکه اشاره به بدبو بودن و داشتن نژادی پست هم اشاره شده بود. و در پاورقی تمام این مطالب منبع نقل نوشته بود: بحارالانوار
خودم را در برابر سؤالات بیپاسخ زیادی یافتم. جدا از اینکه چگونه رنگ پوست یک یار امام به صورت جدی اهمیت پیدا میکند بدبوبودن ایشان را چطور می شود توجیه کرد؟ آیا کلاً سیاهپوستبودن باعث بویناک بودن میشود؟ اگر چنین است پس باید همه سیاه پوستهای جهان از جمله نلسون ماندلا هم چنین میبودند.
بر اساس آنچه که در این منابع نقل میشود جون موقع رفتن به میدان جهاد خود به بوی بد و رنگ سیاه و نژاد فرومایۀ خود اشاره میکند و وقتی که به شهادت میرسد و امام بر بالای سرش میآید، برای اینکه رنگ پوست او سفید شود و بوی بد او به بوی خوش تبدیل شود دعا میکند. وقتی قبیلۀ بنی اسد برای تدفین شهدا رفتند، بوی خوشی از بدن جون به مشام می رسید و رنگ پوستش هم سفید شده بود.
اگر سیاه بودن در حد یک نقص مطرح باشد که دعای امام و شهادت، بتواند آن را تغییر دهد، مسئلۀ نقص در دستگاه خلقت خدا پیش میآید. و اگر برای امام رنگ پوست افراد مهم بوده که برای سفید شدن رنگ پوست دعا میکند یعنی می توان در سیرۀ امامان رگههایی از نژادپرستی را پیدا کرد؟
به یاد بلال حبشی می افتم مؤذن پیامبر که در هیچ جایی اشاره به بدبودن او نشده و در هیچ جایی پیامبر برای او دعا نکرده که الهی که سفید شوی.
سوال این جاست که آیا دین اسلام برای سعادت و رستگاری همه بشریت نازل نشده؟ و آیا در همین قرآن اشاره نشده که ما شما را رنگارنگ آفریدیم تا شناخته شوید؟
مطمئن هستم که اگر همۀ مسایل نوشته شده در این مورد را به نرگس بگویم دیگر اصلاً برایش قابل پذیرش نیست؛ او که حتی به اشاره به رنگ پوست یک یار امام هم انتقاد کرد.
چطور می شود وقتی که علمای حدیث، از جمله خود علامه مجلسی مدعی نیستند که همه احادیث بحارالانوار معتبر و مستند است، باز هم علما و روضهخوانهای ما به سراغ آن می روند و هر آنچه را که در آن نقل شده با اطمینان کامل در بین مردم روایت می کنند.
باز وقتی بیشتر دچار تاسف میشوی که این مطالب را از زبان روضهخوانهای محترم با شدت و حدت بیشتری و افزودن چاشنیهایی میشنوی و مردمی که میشنوند و شاید هم میپذیرند؛ البته به جز کودکان و نسل جوان که امروزه برای هر چیزی یک علامت سؤال جدی دارند و به این راحتی نمی شود هر چیزی را به خوردشان داد.
#جون_یار_امام
#روضه_خوانی
#بحارالانوار
#تحریفات_کربلا
#نژادپرستی
#سوال
#نرگس_کاظمی
@zaynabbayat
❤1