Forwarded from کانال محمدکاظم کاظمی
🍀🌸 دو مذهب
🔹 قسمت ششم، نقش عالمان دین
نقش عالمان دین
باری کسی به من گفت: «متوجه شدهای که در بین شهرهای مختلف افغانستان، تعصب مذهبی علیه شیعه در هرات بیشتر از بقیه جایهاست؟» این برایم جالب بود. قدری فکر کردم و به او گفتم: «در مقابل هم متوجه شدهای که در ایران هم در قم تعصب شیعی بیشتر است؟» و بعد به این نتیجه رسیدیم که این میتواند به خاطر تمرکز مدارس دینی در این دو شهر باشد. این تنها در افغانستان و ایران نیست. در پاکستان و هندوستان نیز چنین بوده است.
بدین ترتیب علمای دین هر مذهب، با یک نظام اعتقادی و منابع روایی خاصی که آن نظام را تأیید میکند پرورده میشوند و حتی اگر بی تعصب هم باشند، به سبب اختلاف اطلاعات دینی خویش، مخالف همدیگر بار میآیند. اگر تعصب و انگیزههای سیاسی و حکومتی را هم به این بیفزاییم، دیگر چه خواهد شد!
من به خاطر دارم که باری معلم دینی ما در کابل، حکایت نبرد حضرت علی(ع) با عمر بن عبدود در جنگ احزاب را این طور نقل میکرد که «یک نفر کافر در کوچه راه میرفت. حضرت علی فوراً او را به زمین زد و میخواست گردنش را بزند که آن کافر به صورت حضرت آب دهان انداخت و حضرت شمشیر را انداخت و مدتی صبر کرد... تا آخر ماجرا.»
آن معلم ما به ظاهر از حضرت تمجید میکرد و از صبر و اخلاص حضرت میگفت، ولی خواسته یا ناخواسته علی را تحقیر میکرد، این که طرف در کوچه راه میرود، او را به زمین بزنند و بخواهند بکشند... یعنی علی چنین شخصی بوده است؟ یعنی اسلام این طور دینی است؟ به راستی آن معلم ما ـ که معلم درس دینی بود ـ نمیدانست که این جریان مربوط به میدان جنگ و آن کافر، عمر بن عبدود که با هزار پهلوان برابری میکرد؟ نمیدانست که علی چقدر به همان کافر گفت که یا مسلمان شود، یا میدان را ترک کند و برود، و او نپذیرفت؟ نمیدانست که وقتی علی به جنگ عمر بن عبدود رفت، حضرت پیامبر فرمود «اکنون تمام اسلام در برابر تمام کفر ایستاده است» نمیدانست که حضرت پیامبر آن ضربت علی را با عبادت ثقلین برابر دانست؟ آن وقت این عالم دین، میآید و آن صحنه آموزنده و باشکوه تاریخ اسلام را به این صورت تحریف میکند. دانشآموزی که با این آموزهها بزرگ میشود، فکر میکند هر کس را در خیابان دید و او را کافر دانست، باید گردنش را بزند. این گروههای تکفیری مگر از کجا پیدا شدند؟ اینها حاصل چنین نظام آموزشی دینیای هستند.
در طرف مقابل هم همین بیاطلاعیها وجود دارد. شما «تشیع صفوی و تشیع علوی» دکتر شریعتی را بخوانید تا ببینید که از سوی علمای متعصب شیعه چه تحریفهایی نسبت به شخصیت خلفا شده است.
بنابراین میتوان گفت که بخش عمدهای از این اختلافها ناشی از رفتار علمای متعصب بوده است. اما این را هم باید پذیرفت که اگر هم در مقاطعی تقریب و همراهیای میان مسلمانان ایجاد شده است، باز به همت علمای روشناندیش و وحدتطلب بوده است که ما از این قبیل هم بسیار داشتهایم و داریم. در این یک قرن اخیر، به ویژه حدود پنجاه سال قبل، در علمای دو مذهب، یک احساس نیاز شدید برای وحدت و همدلی پدید آمد. استعمار غرب اختلاف جامعۀ مسلمان را به اوج رسانده بود و علمای ضد استعمار ما یکی از راههای رهایی مسلمانان را در همین وحدت میدیدند.
از سمت تشیع کسانی مثل علامه کاشفالغطاء، سید شرفالدین و سید جواد مغنیه و از سمت تسنن کسانی مثل عبدالمجید سلیم، مصطفی عبدالرزاق و به ویژه شیخ محمود شلتوت، بسیاری از موانع وحدت را از میان برداشتند. گام بزرگ، فتوای شیخ شلتوت بود که برای اولین بار در تاریخ، فقه جعفری را در کنار مکاتب فقهی چهارگانۀ اهل سنت به رسمیت شناخت.
ولی در سالهای اخیر متأسفانه در هر دو جامعۀ شیعه و سنی، صدای این علما کمتر به گوش کسی میرسد. سالهاست که در جامعۀ شیعی ـ که من به چشم میبینم ـ تفکر دینی کمرنگ و کمتوان شده است. در مقابل آنچه پررنگتر شده است، مراسم و مناسک مذهبی است و مداحی و مرثیهخوانی.
من مخالف مجالس تبلیغ و وعظ و مدح و مرثیه بزرگان دین نیستم، ولی در یک جامعۀ سالم، همه چیز باید به طور متوازن رشد کند. به نظر میرسد که این رشد، قدری نامتوازن است و حتی در مواردی، گرایشهایی علیه علمای روشننگر دینی هم دیده میشود. امروزه میبینیم که بعضی از گروههای افراطی شیعه حتی به آیتالله مطهری هم دشنام میدهند. به شریعتی که قبلاً هم دشنام میدادند. در سمت تسنن هم امروزه آنچه بیشتر غلبه دارد و در رسانهها ترویج میشود، فتواهای شیخ شلتوت و امثال او نیست، بلکه فتواهای عالمان افراطی وابسته به حکومتهای تفرقهافکن منطقه است.
🔹 قسمت ششم، نقش عالمان دین
نقش عالمان دین
باری کسی به من گفت: «متوجه شدهای که در بین شهرهای مختلف افغانستان، تعصب مذهبی علیه شیعه در هرات بیشتر از بقیه جایهاست؟» این برایم جالب بود. قدری فکر کردم و به او گفتم: «در مقابل هم متوجه شدهای که در ایران هم در قم تعصب شیعی بیشتر است؟» و بعد به این نتیجه رسیدیم که این میتواند به خاطر تمرکز مدارس دینی در این دو شهر باشد. این تنها در افغانستان و ایران نیست. در پاکستان و هندوستان نیز چنین بوده است.
بدین ترتیب علمای دین هر مذهب، با یک نظام اعتقادی و منابع روایی خاصی که آن نظام را تأیید میکند پرورده میشوند و حتی اگر بی تعصب هم باشند، به سبب اختلاف اطلاعات دینی خویش، مخالف همدیگر بار میآیند. اگر تعصب و انگیزههای سیاسی و حکومتی را هم به این بیفزاییم، دیگر چه خواهد شد!
من به خاطر دارم که باری معلم دینی ما در کابل، حکایت نبرد حضرت علی(ع) با عمر بن عبدود در جنگ احزاب را این طور نقل میکرد که «یک نفر کافر در کوچه راه میرفت. حضرت علی فوراً او را به زمین زد و میخواست گردنش را بزند که آن کافر به صورت حضرت آب دهان انداخت و حضرت شمشیر را انداخت و مدتی صبر کرد... تا آخر ماجرا.»
آن معلم ما به ظاهر از حضرت تمجید میکرد و از صبر و اخلاص حضرت میگفت، ولی خواسته یا ناخواسته علی را تحقیر میکرد، این که طرف در کوچه راه میرود، او را به زمین بزنند و بخواهند بکشند... یعنی علی چنین شخصی بوده است؟ یعنی اسلام این طور دینی است؟ به راستی آن معلم ما ـ که معلم درس دینی بود ـ نمیدانست که این جریان مربوط به میدان جنگ و آن کافر، عمر بن عبدود که با هزار پهلوان برابری میکرد؟ نمیدانست که علی چقدر به همان کافر گفت که یا مسلمان شود، یا میدان را ترک کند و برود، و او نپذیرفت؟ نمیدانست که وقتی علی به جنگ عمر بن عبدود رفت، حضرت پیامبر فرمود «اکنون تمام اسلام در برابر تمام کفر ایستاده است» نمیدانست که حضرت پیامبر آن ضربت علی را با عبادت ثقلین برابر دانست؟ آن وقت این عالم دین، میآید و آن صحنه آموزنده و باشکوه تاریخ اسلام را به این صورت تحریف میکند. دانشآموزی که با این آموزهها بزرگ میشود، فکر میکند هر کس را در خیابان دید و او را کافر دانست، باید گردنش را بزند. این گروههای تکفیری مگر از کجا پیدا شدند؟ اینها حاصل چنین نظام آموزشی دینیای هستند.
در طرف مقابل هم همین بیاطلاعیها وجود دارد. شما «تشیع صفوی و تشیع علوی» دکتر شریعتی را بخوانید تا ببینید که از سوی علمای متعصب شیعه چه تحریفهایی نسبت به شخصیت خلفا شده است.
بنابراین میتوان گفت که بخش عمدهای از این اختلافها ناشی از رفتار علمای متعصب بوده است. اما این را هم باید پذیرفت که اگر هم در مقاطعی تقریب و همراهیای میان مسلمانان ایجاد شده است، باز به همت علمای روشناندیش و وحدتطلب بوده است که ما از این قبیل هم بسیار داشتهایم و داریم. در این یک قرن اخیر، به ویژه حدود پنجاه سال قبل، در علمای دو مذهب، یک احساس نیاز شدید برای وحدت و همدلی پدید آمد. استعمار غرب اختلاف جامعۀ مسلمان را به اوج رسانده بود و علمای ضد استعمار ما یکی از راههای رهایی مسلمانان را در همین وحدت میدیدند.
از سمت تشیع کسانی مثل علامه کاشفالغطاء، سید شرفالدین و سید جواد مغنیه و از سمت تسنن کسانی مثل عبدالمجید سلیم، مصطفی عبدالرزاق و به ویژه شیخ محمود شلتوت، بسیاری از موانع وحدت را از میان برداشتند. گام بزرگ، فتوای شیخ شلتوت بود که برای اولین بار در تاریخ، فقه جعفری را در کنار مکاتب فقهی چهارگانۀ اهل سنت به رسمیت شناخت.
ولی در سالهای اخیر متأسفانه در هر دو جامعۀ شیعه و سنی، صدای این علما کمتر به گوش کسی میرسد. سالهاست که در جامعۀ شیعی ـ که من به چشم میبینم ـ تفکر دینی کمرنگ و کمتوان شده است. در مقابل آنچه پررنگتر شده است، مراسم و مناسک مذهبی است و مداحی و مرثیهخوانی.
من مخالف مجالس تبلیغ و وعظ و مدح و مرثیه بزرگان دین نیستم، ولی در یک جامعۀ سالم، همه چیز باید به طور متوازن رشد کند. به نظر میرسد که این رشد، قدری نامتوازن است و حتی در مواردی، گرایشهایی علیه علمای روشننگر دینی هم دیده میشود. امروزه میبینیم که بعضی از گروههای افراطی شیعه حتی به آیتالله مطهری هم دشنام میدهند. به شریعتی که قبلاً هم دشنام میدادند. در سمت تسنن هم امروزه آنچه بیشتر غلبه دارد و در رسانهها ترویج میشود، فتواهای شیخ شلتوت و امثال او نیست، بلکه فتواهای عالمان افراطی وابسته به حکومتهای تفرقهافکن منطقه است.
Forwarded from کانال محمدکاظم کاظمی
🍀🌸 دو مذهب
🔹 قسمت هفتم، نقش سیاست
این روشن است که بسیاری از اختلافهای مذهبی ما یا به دست اهل سیاست ایجاد شده، یا تشدید شده است. ستمهای حکومتهای اموی و عباسی و اقمار آنان مثل غزنویان بر شیعیان غیرقابل انکار است. درگیریهای حکومتهای صفوی و عثمانی باز حدیثی مفصل دارد. البته حکومت صفوی از جهت تثبیت مذهب تشیع و ایجاد یک دولت شیعی مقتدر، به تشیع خدمت کرد. ولی جدال این دو حکومت که هر یک قطب اصلی یک مذهب به حساب میآمدند، در مجموع اسلام را تضعیف کرد.
بهرهبرداری استعمارگران، به ویژه انگلیسان از درگیریهای مذهبی مسلمانان تا کنون هم ادامه دارد. در پشت سر بیشتر جریانهای افراطی هر دو سوی، دست انگلیس و دیگر قدرتهای جهانی نهفته است. متأسفانه افراطیان مذهبی هیچ نمیدانند که بزرگترین بهره از این اختلافها را دشمنان اسلام میگیرند، چنان که تا کنون هم گرفتهاند.
اما در خود جهان اسلام هم سیاست در این جدالها بیاثر نیست. امروزه عربستان سعودی با آن گرایش افراطی، بسیار مایل است که نقش مرکزیت اهل سنت دنیا را بیابد، درست در مقابل ایران که در میان اهل تشیع دنیا چنین موقعیتی یافته است. شیعیان کشورهای دیگر، گاهی جور این مجادلات را میکشند.
البته اگر منصفانه بنگریم، باید بپذیریم که نقش عربستان و قدرتهای اقماری آن غالباً تهاجمی بوده است، یعنی یک عزم جدی برای تضعیف جامعۀ شیعی در سراسر دنیا. ولی موضع ایران تدافعی است و نسبتاً ملایم، به گونهای که بیشتر خود را حامی شیعیان میداند و نه مهاجم بر اهل سنت.
در همین مسیر، این را هم باید پذیرفت که در ایران، به نسبت عربستان و بعضی کشورهای دیگر، تلاش عمده حکومت، حفظ آرامش و مناسبات سالم میان اهالی دو مذهب بوده است. به همین دلیل است که شیعیان افراطی از جمهوری اسلامی ایران هم دل خوشی ندارند، چون گویا در این کشور دست خود را برای تهاجمهای رسانهای و تبلیغی بر اهل سنت بسته میبینند. بیسبب نیست که شبکههای تلویزیونی آنان مرتباً به جمهوری اسلامی و سران آن دشنام میدهند و از این که جمهوری اسلامی دشنام دادن به بزرگان مذاهب دیگر، قمه زدن و دیگر رفتارهای تحریکآمیز را ممنوع کرده است، سخت ناراضی هستند.
اما حال که بحث ایران پیش آمد، بد نیست اضافه کنم که به نظر من آنچه در ایران میگذرد، از یک منظر دیگر قابل تأمل است، و آن سیاست فرهنگی و مذهبی کشور است. در این سالها فعالیتهای فرهنگی و مذهبی کشور، توازن خوبی نداشته است. من جوانب این عدم توازن را تا جایی که خودم درک میکنم ذکر میکنم.
۱. کمرنگ شدن شخصیت حضرت پیامبر در برابر دیگر بزرگان دین. شما کافی است که تبلیغات مذهبی رسانهها و مجامع دینی و تبلیغی برای حضرت عباس و حضرت پیامبر را با هم مقایسه کنید.
۲. تشدید شخصیتگرایی و در مقابل کمرنگ شدن تعالیم دینی. یعنی مردم بیشتر به تجلیل شخصیتهای دینی توجه کنند، تا عمل کردن به تعالیم دینی. چنین است که بسیاری کسان «حبّ علی» داشتن را برای شیعه و یا مسلمان بودن خود کافی و مایه نجات در آخرت میدانند، در حالی که انتظار واقعی از یک شیعه، علیوار رفتار کردن است، نه تنها دوست داشتن علی.
۳. کمرنگ شدن نقش عالمان و متفکران دین و در مقابل پررنگ شدن گروههای تبلیغی مثل مداحان و ذاکران اهل بیت.
۴. کمرنگ شدن قرآن و پررنگشدن روایات، حتی اگر روایات معتبری نباشد.
۵. کمرنگ شدن نقش عقل و پررنگ شدن نقش نقل در فهم درست دین. در همین مسیر است که اخباریگری تا حدودی و در میان بعضی از اقشار مذهبی تشدید شده است.
همینجا بگویم که من مخالف تجلیلها و مراسم و برنامههای تبلیغی مذهبی نیستم، ولی تصور میکنم که گرایش عمومی در این سالها در ایران، به سمت شعائر، مناسبتها، تجلیلها و برنامههای ظاهری و عامپسند، بیشتر از حد لازم بوده و به همین میزان به تعالی اخلاقی جامعه که هدف اصلی دین است، کمتر توجه شده است. البته این را هم بگویم که این قضاوت من، نسبی و محدود به اطلاعات و چشمدیدهای خودم است.
مجموعه این عوامل باعث شده است که رفتارهای عامپسندانۀ دینی بیشتر رواج یابد و افراطیان که معمولاً در میان عوام قدرت نفوذ بیشتری دارند، از این موقعیت استفاده کنند، هرچند جمهوری اسلامی خودش این تمایل را نداشته باشد.
من سالهاست که از جامعۀ افغانستان دور هستم و نمیتوانم قضاوت دقیقی بکنم، ولی به نظر میرسد که همین نوع گرایش در سالهای اخیر، کمابیش در کشور ما هم دیده میشود و میبینیم که بعضی تنشهای مذهبی را ایجاد کرده است. این در حالی است که در کشور ما جدالهای مذهبی بسیار اندک بوده و اگر جدالی هم بوده، بیشتر قومی و زبانی بوده است.
#دو_مذهب
#قسمت_هفتم
#محمدکاظم_کاظمی
@mkazemkazemi
🔹 قسمت هفتم، نقش سیاست
این روشن است که بسیاری از اختلافهای مذهبی ما یا به دست اهل سیاست ایجاد شده، یا تشدید شده است. ستمهای حکومتهای اموی و عباسی و اقمار آنان مثل غزنویان بر شیعیان غیرقابل انکار است. درگیریهای حکومتهای صفوی و عثمانی باز حدیثی مفصل دارد. البته حکومت صفوی از جهت تثبیت مذهب تشیع و ایجاد یک دولت شیعی مقتدر، به تشیع خدمت کرد. ولی جدال این دو حکومت که هر یک قطب اصلی یک مذهب به حساب میآمدند، در مجموع اسلام را تضعیف کرد.
بهرهبرداری استعمارگران، به ویژه انگلیسان از درگیریهای مذهبی مسلمانان تا کنون هم ادامه دارد. در پشت سر بیشتر جریانهای افراطی هر دو سوی، دست انگلیس و دیگر قدرتهای جهانی نهفته است. متأسفانه افراطیان مذهبی هیچ نمیدانند که بزرگترین بهره از این اختلافها را دشمنان اسلام میگیرند، چنان که تا کنون هم گرفتهاند.
اما در خود جهان اسلام هم سیاست در این جدالها بیاثر نیست. امروزه عربستان سعودی با آن گرایش افراطی، بسیار مایل است که نقش مرکزیت اهل سنت دنیا را بیابد، درست در مقابل ایران که در میان اهل تشیع دنیا چنین موقعیتی یافته است. شیعیان کشورهای دیگر، گاهی جور این مجادلات را میکشند.
البته اگر منصفانه بنگریم، باید بپذیریم که نقش عربستان و قدرتهای اقماری آن غالباً تهاجمی بوده است، یعنی یک عزم جدی برای تضعیف جامعۀ شیعی در سراسر دنیا. ولی موضع ایران تدافعی است و نسبتاً ملایم، به گونهای که بیشتر خود را حامی شیعیان میداند و نه مهاجم بر اهل سنت.
در همین مسیر، این را هم باید پذیرفت که در ایران، به نسبت عربستان و بعضی کشورهای دیگر، تلاش عمده حکومت، حفظ آرامش و مناسبات سالم میان اهالی دو مذهب بوده است. به همین دلیل است که شیعیان افراطی از جمهوری اسلامی ایران هم دل خوشی ندارند، چون گویا در این کشور دست خود را برای تهاجمهای رسانهای و تبلیغی بر اهل سنت بسته میبینند. بیسبب نیست که شبکههای تلویزیونی آنان مرتباً به جمهوری اسلامی و سران آن دشنام میدهند و از این که جمهوری اسلامی دشنام دادن به بزرگان مذاهب دیگر، قمه زدن و دیگر رفتارهای تحریکآمیز را ممنوع کرده است، سخت ناراضی هستند.
اما حال که بحث ایران پیش آمد، بد نیست اضافه کنم که به نظر من آنچه در ایران میگذرد، از یک منظر دیگر قابل تأمل است، و آن سیاست فرهنگی و مذهبی کشور است. در این سالها فعالیتهای فرهنگی و مذهبی کشور، توازن خوبی نداشته است. من جوانب این عدم توازن را تا جایی که خودم درک میکنم ذکر میکنم.
۱. کمرنگ شدن شخصیت حضرت پیامبر در برابر دیگر بزرگان دین. شما کافی است که تبلیغات مذهبی رسانهها و مجامع دینی و تبلیغی برای حضرت عباس و حضرت پیامبر را با هم مقایسه کنید.
۲. تشدید شخصیتگرایی و در مقابل کمرنگ شدن تعالیم دینی. یعنی مردم بیشتر به تجلیل شخصیتهای دینی توجه کنند، تا عمل کردن به تعالیم دینی. چنین است که بسیاری کسان «حبّ علی» داشتن را برای شیعه و یا مسلمان بودن خود کافی و مایه نجات در آخرت میدانند، در حالی که انتظار واقعی از یک شیعه، علیوار رفتار کردن است، نه تنها دوست داشتن علی.
۳. کمرنگ شدن نقش عالمان و متفکران دین و در مقابل پررنگ شدن گروههای تبلیغی مثل مداحان و ذاکران اهل بیت.
۴. کمرنگ شدن قرآن و پررنگشدن روایات، حتی اگر روایات معتبری نباشد.
۵. کمرنگ شدن نقش عقل و پررنگ شدن نقش نقل در فهم درست دین. در همین مسیر است که اخباریگری تا حدودی و در میان بعضی از اقشار مذهبی تشدید شده است.
همینجا بگویم که من مخالف تجلیلها و مراسم و برنامههای تبلیغی مذهبی نیستم، ولی تصور میکنم که گرایش عمومی در این سالها در ایران، به سمت شعائر، مناسبتها، تجلیلها و برنامههای ظاهری و عامپسند، بیشتر از حد لازم بوده و به همین میزان به تعالی اخلاقی جامعه که هدف اصلی دین است، کمتر توجه شده است. البته این را هم بگویم که این قضاوت من، نسبی و محدود به اطلاعات و چشمدیدهای خودم است.
مجموعه این عوامل باعث شده است که رفتارهای عامپسندانۀ دینی بیشتر رواج یابد و افراطیان که معمولاً در میان عوام قدرت نفوذ بیشتری دارند، از این موقعیت استفاده کنند، هرچند جمهوری اسلامی خودش این تمایل را نداشته باشد.
من سالهاست که از جامعۀ افغانستان دور هستم و نمیتوانم قضاوت دقیقی بکنم، ولی به نظر میرسد که همین نوع گرایش در سالهای اخیر، کمابیش در کشور ما هم دیده میشود و میبینیم که بعضی تنشهای مذهبی را ایجاد کرده است. این در حالی است که در کشور ما جدالهای مذهبی بسیار اندک بوده و اگر جدالی هم بوده، بیشتر قومی و زبانی بوده است.
#دو_مذهب
#قسمت_هفتم
#محمدکاظم_کاظمی
@mkazemkazemi
Forwarded from کانال محمدکاظم کاظمی
🍀🌸 دو مذهب
🔹 قسمت هشتم و پایانی
این سلسله مطالب نه برای اثبات حقانیت یکی از مذهب بود و نه برای بیان ضرورت وحدت دو مذهب، چون اولی کاری است دشوار و در عین حال کم بازده؛ و دومی سخنی است بدیهی.
قصد من بیان وضعیت و تشریح زاویۀ دید و جوّ پرورش اهالی دو مذهب بود، تا روشن شود که به راستی ما هر یک نسبت به همدیگر در کجا ایستادهایم و میتوانیم بدون درگیرشدن در مباحث اعتقادی، چه سلوکی نسبت به هم داشته باشیم.
گفتیم که اهالی هر مذهب در یک جوّ علمی و تبلیغی خاص بارآمدهاند و با زاویه دید مذهب خودشان به امور مینگرند. بنابراین آنچه را از سوی علمای دین و کتابهای دینی به عنوان اصول دین معرفی شده است، میپذیرند. اگر هم در مواردی به شک و تردیدی بربخورند، معمولاً به همان علما و کتابها مراجعه میکنند و آن را برطرف میکنند. چنین است که به طور طبیعی و یا حتی بر اثر مباحثههای دوجانبه، به ندرت رخ میدهد که مذهب خود را به کنار گذارند. به همین دلیل تلاش و صرف انرژی برای اثبات عقاید خویش به نیت تغییر مذهب گروه وسیعی از مذهب مقابل، اگر هم بیهوده نباشد، بسیار کمبازده است. شاید اگر همین توان را صرف دعوت غیرمسلمانان به اسلام کنیم، موفقتر باشیم و رستگارتر.
موضوع دیگر این است که ما باید ببینیم گوهر اصلی دین و هدف بعثت انبیا چه بوده است. باید از اهل سنت و اهل تشیع پرسید که به راستی اگر همه شیعیان سنی بودند، چه کارهایی میکردند؟ حتماً میگویید نماز میخواندند؛ روزه میگرفتند؛ به حج میرفتند؛ به نیازمندان کمک میکردند؛ با دشمنان دین میجنگیدند؛ امر به معروف و نهی از منکر میکردند؛ خلاصه آدمهایی درستکار و پرهیزگار میبودند. خوب اگر همه مسلمانان شیعه بودند چه؟ باز هم همین کارها را میکردند، با مختصر اختلافی در شیوۀ اجرا.
بنابراین وقتی از منظر اخلاق و معنویت بنگریم، میبینیم که پیروان راستین هر دو مذهب در ارتقای اخلاقی و معنوی خویش میکوشند. ارزشهای اخلاقی ما نیز همسو است، با اختلافی اندک در نوع اجرا و عمل. چنین نیست که مثلاً یک مذهب قمار را حرام بداند، دیگری نه تنها حرام نداند، که مایۀ ثواب هم بشمارد. پس میشود گفت که تا وقتی به دستورهای مذهبی و فقهی خود عمل میکنیم، در مسیر هدف کلی اسلام حرکت کردهایم، با هر مذهبی که باشیم.
ما مسلمانها باید ببینیم بیشترین تأکید قرآن (کتاب آسمانی دین ما) بر چیست. در قرآن چه کارهایی از مؤمنان و مؤمنات خواسته شده است. بعد ببینیم که جامعۀ ما چقدر به سفارشهای اصلی و بزرگ دین اولویت میدهد، چقدر به سفارشهای فرعی و کوچک آن.
متأسفانه در جامعۀ شیعه و سنی ما بعضی امور دیگر اولویت یافته است، اموری که یا جزء دستورهای اصلی و اساسی دین نیست یا ممکن است دین ما به آنها سفارش کرده باشد، ولی یک سفارش نسبتاً کمرنگ و جزئی. چنین است که به نظر میرسد که رفتارهای پیروان هر دو مذهب در مواردی نامتوازن است. توجه داشته باشید که میگویم این عدم توازن در «پیروان» است، نه در خود مذاهب یا بزرگانشان. ما تا حدود زیادی، هم از سفارشهای اصلی دین فاصله گرفتهایم و هم از آنچه بزرگان مذاهب ما و فراتر از همه، پیامبر و قرآن گفته اند.
اگر ما هر یک به دستورهای اصیل و اصلی مذهب خویش عمل کنیم، سلوک فردی و اجتماعی ما تا حدود بسیاری شبیه هم خواهد بود. آنگاه حرکت ما همسو است، هرچند با نیات اعتقادی متفاوتی باشد. مثلاً شیعه ممکن است بگوید که تا وقتی به امامت عقیده نداشته باشد، نماز او قبول نیست. ولی او نماز میخواند. سنی این عقیده را ندارد ولی او هم نماز میخواند.
در نهایت هر دو گروه در یک مسیر حرکت میکنند (هر چند با مبانی عقیدتی نسبتاً متفاوت) ولی وقتی حرکت در یک مسیر است، نه برخورد رخ میدهد، نه اختلاف؛ و نه دشمن میتواند در میان اینها رخنه کند.
در قیامت هم البته آنان که هم در عمل و هم در اعتقاد به گوهر اصلی دین نزدیکتر بوده باشند، اجر خواهند برد. ولی ما نباید این دنیا را برای همدیگر جهنم بسازیم، به این امید که در آن دنیا به بهشت برویم. از کجا معلوم؟
#دو_مذهب
#قسمت_هشتم
#محمدکاظم_کاظمی
@mkazemkazemi
🔹 قسمت هشتم و پایانی
این سلسله مطالب نه برای اثبات حقانیت یکی از مذهب بود و نه برای بیان ضرورت وحدت دو مذهب، چون اولی کاری است دشوار و در عین حال کم بازده؛ و دومی سخنی است بدیهی.
قصد من بیان وضعیت و تشریح زاویۀ دید و جوّ پرورش اهالی دو مذهب بود، تا روشن شود که به راستی ما هر یک نسبت به همدیگر در کجا ایستادهایم و میتوانیم بدون درگیرشدن در مباحث اعتقادی، چه سلوکی نسبت به هم داشته باشیم.
گفتیم که اهالی هر مذهب در یک جوّ علمی و تبلیغی خاص بارآمدهاند و با زاویه دید مذهب خودشان به امور مینگرند. بنابراین آنچه را از سوی علمای دین و کتابهای دینی به عنوان اصول دین معرفی شده است، میپذیرند. اگر هم در مواردی به شک و تردیدی بربخورند، معمولاً به همان علما و کتابها مراجعه میکنند و آن را برطرف میکنند. چنین است که به طور طبیعی و یا حتی بر اثر مباحثههای دوجانبه، به ندرت رخ میدهد که مذهب خود را به کنار گذارند. به همین دلیل تلاش و صرف انرژی برای اثبات عقاید خویش به نیت تغییر مذهب گروه وسیعی از مذهب مقابل، اگر هم بیهوده نباشد، بسیار کمبازده است. شاید اگر همین توان را صرف دعوت غیرمسلمانان به اسلام کنیم، موفقتر باشیم و رستگارتر.
موضوع دیگر این است که ما باید ببینیم گوهر اصلی دین و هدف بعثت انبیا چه بوده است. باید از اهل سنت و اهل تشیع پرسید که به راستی اگر همه شیعیان سنی بودند، چه کارهایی میکردند؟ حتماً میگویید نماز میخواندند؛ روزه میگرفتند؛ به حج میرفتند؛ به نیازمندان کمک میکردند؛ با دشمنان دین میجنگیدند؛ امر به معروف و نهی از منکر میکردند؛ خلاصه آدمهایی درستکار و پرهیزگار میبودند. خوب اگر همه مسلمانان شیعه بودند چه؟ باز هم همین کارها را میکردند، با مختصر اختلافی در شیوۀ اجرا.
بنابراین وقتی از منظر اخلاق و معنویت بنگریم، میبینیم که پیروان راستین هر دو مذهب در ارتقای اخلاقی و معنوی خویش میکوشند. ارزشهای اخلاقی ما نیز همسو است، با اختلافی اندک در نوع اجرا و عمل. چنین نیست که مثلاً یک مذهب قمار را حرام بداند، دیگری نه تنها حرام نداند، که مایۀ ثواب هم بشمارد. پس میشود گفت که تا وقتی به دستورهای مذهبی و فقهی خود عمل میکنیم، در مسیر هدف کلی اسلام حرکت کردهایم، با هر مذهبی که باشیم.
ما مسلمانها باید ببینیم بیشترین تأکید قرآن (کتاب آسمانی دین ما) بر چیست. در قرآن چه کارهایی از مؤمنان و مؤمنات خواسته شده است. بعد ببینیم که جامعۀ ما چقدر به سفارشهای اصلی و بزرگ دین اولویت میدهد، چقدر به سفارشهای فرعی و کوچک آن.
متأسفانه در جامعۀ شیعه و سنی ما بعضی امور دیگر اولویت یافته است، اموری که یا جزء دستورهای اصلی و اساسی دین نیست یا ممکن است دین ما به آنها سفارش کرده باشد، ولی یک سفارش نسبتاً کمرنگ و جزئی. چنین است که به نظر میرسد که رفتارهای پیروان هر دو مذهب در مواردی نامتوازن است. توجه داشته باشید که میگویم این عدم توازن در «پیروان» است، نه در خود مذاهب یا بزرگانشان. ما تا حدود زیادی، هم از سفارشهای اصلی دین فاصله گرفتهایم و هم از آنچه بزرگان مذاهب ما و فراتر از همه، پیامبر و قرآن گفته اند.
اگر ما هر یک به دستورهای اصیل و اصلی مذهب خویش عمل کنیم، سلوک فردی و اجتماعی ما تا حدود بسیاری شبیه هم خواهد بود. آنگاه حرکت ما همسو است، هرچند با نیات اعتقادی متفاوتی باشد. مثلاً شیعه ممکن است بگوید که تا وقتی به امامت عقیده نداشته باشد، نماز او قبول نیست. ولی او نماز میخواند. سنی این عقیده را ندارد ولی او هم نماز میخواند.
در نهایت هر دو گروه در یک مسیر حرکت میکنند (هر چند با مبانی عقیدتی نسبتاً متفاوت) ولی وقتی حرکت در یک مسیر است، نه برخورد رخ میدهد، نه اختلاف؛ و نه دشمن میتواند در میان اینها رخنه کند.
در قیامت هم البته آنان که هم در عمل و هم در اعتقاد به گوهر اصلی دین نزدیکتر بوده باشند، اجر خواهند برد. ولی ما نباید این دنیا را برای همدیگر جهنم بسازیم، به این امید که در آن دنیا به بهشت برویم. از کجا معلوم؟
#دو_مذهب
#قسمت_هشتم
#محمدکاظم_کاظمی
@mkazemkazemi
Forwarded from کانال محمدکاظم کاظمی
🌸🍀 زیارت سخی در کابل، یادگار دولتمردان سنی افغانستان
در حاشیۀ سلسله مطالب «دو مذهب»
متنی که اینک میخوانید از کتاب «افغانستان به روایتی دیگر» نوشتۀ آقای شاهمحمود نعیمی اقتباس شده است، کتابی که هماکنون در دست ویرایش دارم. در این کتاب دربارۀ خاستگاه زیارت سخی در کابل، این روایت نقل شده است. آنچه در اینجا جالب است، نگاه بسیار تجلیلآمیز دولتمردان وقت افغانستان به حضرت علی(ع) است، کسانی که هم از اهل سنت بودهاند و هم پشتون بودهاند.
البته اینطور مطالب برای ما مردم افغانستان که با سلوک و نگاه اهل سنت آشناییم تازگی ندارد، ولی برای دوستان ایرانی ما میتواند جالب باشد.
🔻 نقل از کتاب «افغانستان به روایتی دیگر» نوشتۀ شاهمحمود نعیمی، با اندکی تلخیص:
«یکی دیگر از ماندگارهای متأخر کابل زیارت سخی شاه مردان است. زیارت سخی در دامنۀ کوه علیآباد کابل، با دو گنبد سبزرنگ، مکانی است که مردم را از گوشه و کنار برای زیارت و عبادت به سوی خویش میکشاند.
در سال ۱۱۸۲ ق که شاهولی خان (اعتمادالدوله) به فرمان احمد شاه ابدالی خرقۀ مبارک و متبرک پیامبر بزرگوار اسلام را از فیضآباد به اعزاز و اکرام زیاد جانب قندهار انتقال میداد، آن را برای اولین بار در همین منطقه برای زیارت اهالی شهر کابل توقف داد. حاملین خرقۀ معظمه، طوری که بازگو کردهاند، دو شب متواتر عیناً میبینند که سبزپوشی در کنار خرقۀ مبارک نماز میخواند. در شب سوم همان سبزپوش را مشاهده میکنند که شمشیر خود را از غلاف بیرون کشیده بر روی سنگی قرار داد و از تیغ دوسر و سیمای دلارایش هویداست که حضرت علی بن ابیطالب(ع) است. او با جمعی از مؤمنان به نماز میایستد و پس از ارشاد آنان به تقوی الهی و پرهیزکاری، میفرماید که در این مکان به نام من بقعهای بسازید. طبق این روایت، حاملان خرقۀ مبارک صبح مشاهده میکنند که از هیبت ذوالفقار، سنگی که ذوالفقار بر آن نهاده بوده، شق شده است. این سنگ که در مشرق صحن زیارت موقعیت دارد، از همان روز به سنگ ذوالفقار شهرت یافته است و امروزه مردم نیت کرده و از بین آن عبور میکنند.
هنگامی که حاملان خرقۀ متبرک رسول خدا از جریان به احمد شاه ابدالی خبر دادند، او عَلَمی در این مکان استوار کرد که در وسط صحن مبارک قرار دارد. گنبد اول این زیارت به دستور احمد شاه بابا اعمار شد و به اتفاق نظر مسلمین به زیارت سخی شاه مردان مسمی شد که تا به امروز زیارتگاه عام و خاص است. در سال ۱۹۱۹ حیات بیگم مادر امانالله خان جهت دستیابی استقلال افغانستان به شاه ولایتمآب توسل جست و پس از برآوردهشدن حاجتش به شکرانۀ خداوند، گنبد دوم را بنا کرد و ترمیم اساسی داخل و خارج این آستان متبرک را به اتمام رسانید.
از نکات قابل توجه دربارۀ این زیارتگاه مراسم شکوهمندی است که هرساله عید نوروز در آنجا برگزار میشود و هزاران نفر اعم از شیعه و سنی در آن شرکت میکنند. در این مراسم لوای باعظمت شاه ولایتمآب برافراشته میشود»
🔹
البته این نیز گفتنی است که قریب به دو سال پیش، یک عملیات انتحاری در این زیارتگاه، حدود پنجاه نفر از زیارتکنندگان را کشت. و این رویدادها یعنی عملیات انتحاری در مراکز مذهبی افغانستان همه مربوط به یکی دو دهۀ اخیر است.
#دو_مذهب
@mkazemkazemi
در حاشیۀ سلسله مطالب «دو مذهب»
متنی که اینک میخوانید از کتاب «افغانستان به روایتی دیگر» نوشتۀ آقای شاهمحمود نعیمی اقتباس شده است، کتابی که هماکنون در دست ویرایش دارم. در این کتاب دربارۀ خاستگاه زیارت سخی در کابل، این روایت نقل شده است. آنچه در اینجا جالب است، نگاه بسیار تجلیلآمیز دولتمردان وقت افغانستان به حضرت علی(ع) است، کسانی که هم از اهل سنت بودهاند و هم پشتون بودهاند.
البته اینطور مطالب برای ما مردم افغانستان که با سلوک و نگاه اهل سنت آشناییم تازگی ندارد، ولی برای دوستان ایرانی ما میتواند جالب باشد.
🔻 نقل از کتاب «افغانستان به روایتی دیگر» نوشتۀ شاهمحمود نعیمی، با اندکی تلخیص:
«یکی دیگر از ماندگارهای متأخر کابل زیارت سخی شاه مردان است. زیارت سخی در دامنۀ کوه علیآباد کابل، با دو گنبد سبزرنگ، مکانی است که مردم را از گوشه و کنار برای زیارت و عبادت به سوی خویش میکشاند.
در سال ۱۱۸۲ ق که شاهولی خان (اعتمادالدوله) به فرمان احمد شاه ابدالی خرقۀ مبارک و متبرک پیامبر بزرگوار اسلام را از فیضآباد به اعزاز و اکرام زیاد جانب قندهار انتقال میداد، آن را برای اولین بار در همین منطقه برای زیارت اهالی شهر کابل توقف داد. حاملین خرقۀ معظمه، طوری که بازگو کردهاند، دو شب متواتر عیناً میبینند که سبزپوشی در کنار خرقۀ مبارک نماز میخواند. در شب سوم همان سبزپوش را مشاهده میکنند که شمشیر خود را از غلاف بیرون کشیده بر روی سنگی قرار داد و از تیغ دوسر و سیمای دلارایش هویداست که حضرت علی بن ابیطالب(ع) است. او با جمعی از مؤمنان به نماز میایستد و پس از ارشاد آنان به تقوی الهی و پرهیزکاری، میفرماید که در این مکان به نام من بقعهای بسازید. طبق این روایت، حاملان خرقۀ مبارک صبح مشاهده میکنند که از هیبت ذوالفقار، سنگی که ذوالفقار بر آن نهاده بوده، شق شده است. این سنگ که در مشرق صحن زیارت موقعیت دارد، از همان روز به سنگ ذوالفقار شهرت یافته است و امروزه مردم نیت کرده و از بین آن عبور میکنند.
هنگامی که حاملان خرقۀ متبرک رسول خدا از جریان به احمد شاه ابدالی خبر دادند، او عَلَمی در این مکان استوار کرد که در وسط صحن مبارک قرار دارد. گنبد اول این زیارت به دستور احمد شاه بابا اعمار شد و به اتفاق نظر مسلمین به زیارت سخی شاه مردان مسمی شد که تا به امروز زیارتگاه عام و خاص است. در سال ۱۹۱۹ حیات بیگم مادر امانالله خان جهت دستیابی استقلال افغانستان به شاه ولایتمآب توسل جست و پس از برآوردهشدن حاجتش به شکرانۀ خداوند، گنبد دوم را بنا کرد و ترمیم اساسی داخل و خارج این آستان متبرک را به اتمام رسانید.
از نکات قابل توجه دربارۀ این زیارتگاه مراسم شکوهمندی است که هرساله عید نوروز در آنجا برگزار میشود و هزاران نفر اعم از شیعه و سنی در آن شرکت میکنند. در این مراسم لوای باعظمت شاه ولایتمآب برافراشته میشود»
🔹
البته این نیز گفتنی است که قریب به دو سال پیش، یک عملیات انتحاری در این زیارتگاه، حدود پنجاه نفر از زیارتکنندگان را کشت. و این رویدادها یعنی عملیات انتحاری در مراکز مذهبی افغانستان همه مربوط به یکی دو دهۀ اخیر است.
#دو_مذهب
@mkazemkazemi
کانال محمدکاظم کاظمی
🍀🌸 دو مذهب 🔹 مقدمه این یک سلسله بحث در مورد اختلافهای مذهبی میان مسلمانان است. همین اول بگویم که من دینشناس نیستم و بحث من هم یک بحث تخصصی اعتقادی نیست. این نظر یک مسلمان عادی است که کتابهایی خوانده و مطالعات مختصری دارد و مهمتر از آن با اهالی هر دو…
بازنشر سلسله مطالب «دو مذهب» از همین کانال.
در ضمن این سلسله مطالب در سه قسمت در سایت محمدکاظم کاظمی نیز منتشر شده است.
http://www.mkkazemi.com/category/farhangi_ejtamaei/
#دو_مذهب
#محمدکاظم_کاظمی
در ضمن این سلسله مطالب در سه قسمت در سایت محمدکاظم کاظمی نیز منتشر شده است.
http://www.mkkazemi.com/category/farhangi_ejtamaei/
#دو_مذهب
#محمدکاظم_کاظمی
Forwarded from آثار محمدکاظم کاظمی
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔹شعرخوانی در محفل یادبود هشت شاعر خراسانی
🔸 مؤسسۀ توانبخشی همدم، جمعه ۲۴ آبان ۱۳۹۸
🔻 این اولین بار بود که در حضور جناب دکتر شفیعی شعر خواندم و این برایم مایۀ مباهات است.
#شعر_کاظمی
#ستارۀ_احمد
#مؤسسۀ_همدم
@asarkazemi
🔸 مؤسسۀ توانبخشی همدم، جمعه ۲۴ آبان ۱۳۹۸
🔻 این اولین بار بود که در حضور جناب دکتر شفیعی شعر خواندم و این برایم مایۀ مباهات است.
#شعر_کاظمی
#ستارۀ_احمد
#مؤسسۀ_همدم
@asarkazemi
Forwarded from صدای تایباد
تایباد در خبرگزاری
خبرگزاری بین المللی فارس، بخش افغانستان
خبرنگار: غزل حسین زاده
مشاهده خبر
@sedayetaybad
خبرگزاری بین المللی فارس، بخش افغانستان
خبرنگار: غزل حسین زاده
مشاهده خبر
@sedayetaybad
Farsnews
فرهنگ و تمدن مشترک شاعران ایران و افغانستان را گرد هم آورد
به گزارش خبرنگار سایت افغانستان خبرگزاری فارس، نشست همزبانی با حضور شاعران و نویسندگان ایرانی با محوریت شاعران هرات و تایباد از سوی انجمن ادبی مهر در دانشگاه آزاد شهر تایباد برگزار شد.
http://newspaper.hamshahrionline.ir/id/88959/%D8%B4%D8%B9%D8%B1-%D8%B1%DB%8C%D8%B4%D9%87-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF.html
مصاحبۀ مفصل روزنامۀ همشهری با من، منتشر شده در روزنامۀ همشهری امروز
با سپاس از خانم نیلوفر ذوالفقاری گرامی.
مصاحبۀ مفصل روزنامۀ همشهری با من، منتشر شده در روزنامۀ همشهری امروز
با سپاس از خانم نیلوفر ذوالفقاری گرامی.
شعر در من ریشه دارد
محمدکاظم کاظمی، شاعر فارسیزبان افغان از همان 17سالگی که زادگاهش را به مقصد ایران ترک کرد، دیگر به افغانستان بازنگشت اما همیشه نگاهش به افغانستان خیره بود، طوری که چند سال بعد با مثنوی «بازگشت» نگاه جامعه فارسیزبان و علاقهمندان به شعر را هم به طرف کشورش…
Forwarded from خانهٔ ویراستار
آیا فارسی را دوست دارید؟
آیا فارسی را پاس میدارید؟
دعوتتان میکنیم چشمانتان را جلا بدهید و کامتان را شیرین کنید با دیدن مجموعۀ فارسی را پاس بداریم، حاصل تلاش احمد عبدالهزاده مهنه، دوست عزیزم. این مجموعه در ۲۶ قسمت تهیه شده و از شبکۀ اول سیما پخش میشود:
۱. چطور شکسته بنویسیم؟
۲. «شامل» یا «مشمول»؟
۳. «زندگی» یا «زندهگی»؟
۴. شما هم از درس فارسی فراری بودید؟!
۵. «ناخدا» یعنی کسی که خدا نیست؟!
۶. چرا دشوارنویسی؟!
۷. شاهنامهنخوانی!
۸. «خواستن» یا «خاستن»؟
۹. نیمفاصله؛ نیموجبیِ پرکاربرد!
۱۰. اوکِی اوکِیه؟!
۱۱. این «یک» سیب است!
۱۲. باشگاه لاغریِ ویرایش!
لطفاً این فهرست را با دوستانتان به اشتراک بگذارید. از این تلاشها حمایت کنیم تا بذر پارسیدوستی زودتر جوانه بزند.
خانۀ ویراستار، سرای پارسیدوستان.
@heydarisani_ir
آیا فارسی را پاس میدارید؟
دعوتتان میکنیم چشمانتان را جلا بدهید و کامتان را شیرین کنید با دیدن مجموعۀ فارسی را پاس بداریم، حاصل تلاش احمد عبدالهزاده مهنه، دوست عزیزم. این مجموعه در ۲۶ قسمت تهیه شده و از شبکۀ اول سیما پخش میشود:
۱. چطور شکسته بنویسیم؟
۲. «شامل» یا «مشمول»؟
۳. «زندگی» یا «زندهگی»؟
۴. شما هم از درس فارسی فراری بودید؟!
۵. «ناخدا» یعنی کسی که خدا نیست؟!
۶. چرا دشوارنویسی؟!
۷. شاهنامهنخوانی!
۸. «خواستن» یا «خاستن»؟
۹. نیمفاصله؛ نیموجبیِ پرکاربرد!
۱۰. اوکِی اوکِیه؟!
۱۱. این «یک» سیب است!
۱۲. باشگاه لاغریِ ویرایش!
لطفاً این فهرست را با دوستانتان به اشتراک بگذارید. از این تلاشها حمایت کنیم تا بذر پارسیدوستی زودتر جوانه بزند.
خانۀ ویراستار، سرای پارسیدوستان.
@heydarisani_ir
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔸 بازتاب گفتگوی محمدکاظم کاظمی با روزنامۀ همشهری در شبکۀ آموزش.
با تشکر از جناب محمدرضا یزدانپرست.
این گفتگو به کوشش خانم نیلوفر ذوالفقاری انجام شد و در روزنامۀ همشهری پنجشنبه ۷ آذر ۹۸ منتشر شد.
@mkazemkazemi
با تشکر از جناب محمدرضا یزدانپرست.
این گفتگو به کوشش خانم نیلوفر ذوالفقاری انجام شد و در روزنامۀ همشهری پنجشنبه ۷ آذر ۹۸ منتشر شد.
@mkazemkazemi
Forwarded from سهنقطه
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📣
سهنقطه نُهتایی شد.
📌نهمین شماره ماهنامه #سه_نقطه حاوی یک پرونده ویژه با موضوع #اینستاگرام منتشر شد. سهنقطه در این شماره به اینیستاگرام، عِنستاگرام، اینستَگرَم و اینستاگرام پرداخته است.
📌در سهنقطه نهم نوشتههای #امرالله_احمدجو، #محمدحسین_جعفریان، #مجید_خسروانجم، #حامد_داراب، #محسن_رضوانی، #رضا_سعیدی_ورنوسفادرانی، #محمد_صمدی، #غلامرضا_طریقی، #محمود_فرجامی، #احسان_محمدی، #افشار_مقدم، #هادی_مقدم_دوست، #سیداکبر_موسوی، #رضا_نساجی و دیگر نویسندگان را میخوانید.
📌همچنین در نیمخط (ضمیمه محترمه متصله سهنقطه)، گفتگو با چهار فعال اینستاگرامی #آرش_حسامی، #جواد_خواجوی، #سیدمحمدمهدی_صدرالساداتی و #آذر_ماهی_صفت را درباره چرایی و چگونگی و چرا اینگونگیِ فعالیت اینستاگرامیشان میخوانید.
📌سهنقطه با همکاری و همراهی جمعی از نویسندگانِ اینکاره، و به مدیرمسئولی #امید_مهدی_نژاد منتشر میشود.
📌نهمین شماره سهنقطه به قیمت [همچنان] ۲۹۰۰۰ تومان، از دکههای مطبوعاتی و کتابفروشیهای منتخب، و از طریق فروشگاه اینترنتی ادببوک [به نشانی ذیل] قابل خریداری است:
https://adabbook.com/مجله-سه-نقطه-شماره-9
👁🗨
@SeNoghteMag
سهنقطه نُهتایی شد.
📌نهمین شماره ماهنامه #سه_نقطه حاوی یک پرونده ویژه با موضوع #اینستاگرام منتشر شد. سهنقطه در این شماره به اینیستاگرام، عِنستاگرام، اینستَگرَم و اینستاگرام پرداخته است.
📌در سهنقطه نهم نوشتههای #امرالله_احمدجو، #محمدحسین_جعفریان، #مجید_خسروانجم، #حامد_داراب، #محسن_رضوانی، #رضا_سعیدی_ورنوسفادرانی، #محمد_صمدی، #غلامرضا_طریقی، #محمود_فرجامی، #احسان_محمدی، #افشار_مقدم، #هادی_مقدم_دوست، #سیداکبر_موسوی، #رضا_نساجی و دیگر نویسندگان را میخوانید.
📌همچنین در نیمخط (ضمیمه محترمه متصله سهنقطه)، گفتگو با چهار فعال اینستاگرامی #آرش_حسامی، #جواد_خواجوی، #سیدمحمدمهدی_صدرالساداتی و #آذر_ماهی_صفت را درباره چرایی و چگونگی و چرا اینگونگیِ فعالیت اینستاگرامیشان میخوانید.
📌سهنقطه با همکاری و همراهی جمعی از نویسندگانِ اینکاره، و به مدیرمسئولی #امید_مهدی_نژاد منتشر میشود.
📌نهمین شماره سهنقطه به قیمت [همچنان] ۲۹۰۰۰ تومان، از دکههای مطبوعاتی و کتابفروشیهای منتخب، و از طریق فروشگاه اینترنتی ادببوک [به نشانی ذیل] قابل خریداری است:
https://adabbook.com/مجله-سه-نقطه-شماره-9
👁🗨
@SeNoghteMag
Forwarded from خبرهای شعر خراسان (محمدکاظم کاظمی)
🔸انجمن ادبی گوهرشاد تقدیم میکند
🔹 ششمین نشست شاعر ماه: خاقانی شروانی
▪️ با حضور محمدکاظم کاظمی
✅ ویژۀ بانوان
🔻 شنبه ۱۶ آذر ۱۳۹۸
🔺 ساعت ۱۶:۳۰
🔸 حرم مطهر، بنیاد پژوهشهای اسلامی، اتاق ۲۳۶
#شاعر_ماه
🔹 ششمین نشست شاعر ماه: خاقانی شروانی
▪️ با حضور محمدکاظم کاظمی
✅ ویژۀ بانوان
🔻 شنبه ۱۶ آذر ۱۳۹۸
🔺 ساعت ۱۶:۳۰
🔸 حرم مطهر، بنیاد پژوهشهای اسلامی، اتاق ۲۳۶
#شاعر_ماه
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
تقی فتوت شاعر پیشکسوت خراسانی، در انجمن شعر رضوی.
دوشنبه ۱۱ آذر ۱۳۹۸
تقی فتوت را میشود شیخالشعرای مشهد دانست به اعتبار سن او که از نود درگذشته است. من اول بار او را در انجمن فرخ دیدم، شاید در سال ۱۳۶۷ و از آن زمان شعرخوانی محکم و پرطنین او در گوشم هست، تا به امروز که در انجمن شعر رضوی شعرش را میشنویم.
خداوند سایۀ او و دیگر اقرانش را بر سر شعر فارسی همچنان مستدام بدارد.
دوشنبه ۱۱ آذر ۱۳۹۸
تقی فتوت را میشود شیخالشعرای مشهد دانست به اعتبار سن او که از نود درگذشته است. من اول بار او را در انجمن فرخ دیدم، شاید در سال ۱۳۶۷ و از آن زمان شعرخوانی محکم و پرطنین او در گوشم هست، تا به امروز که در انجمن شعر رضوی شعرش را میشنویم.
خداوند سایۀ او و دیگر اقرانش را بر سر شعر فارسی همچنان مستدام بدارد.
Forwarded from کانال زینب بیات
💠 عمو صادق
🔻زینب بیات
عمو صادق، یک عموی دوست داشتنی است. شاعر و نویسنده، صمیمی و مهربان.
عمو صادق گنابادی است. از اهالی خراسان بزرگ و دلبسته همزبانان خویش. او افغانستانی ها را دوست دارد. و همیشه در اتفاقاتی که مرتبط با مردم افغانستان است حساس است و واکنش نشان می دهد.
چند سال پیش در گناباد مهمانش شدیم. طعم قوروتی سفره اش بی نظیر بود.
در جریان بازدید از قنات قصبهی گناباد یکی از دوستان عمو صادق به نام ابولحسن دلشاد تعریف کرد که سالها پیش چطور آب قنات قصبه کم شده بود و از دست کسی کاری ساخته نبود تا اینکه یک افغانستانی به نام عبدالغفور با به خطر انداختن جانش رفت در دل یکی از میله چاههای محل بندش. و مسیر آب را باز کرد.
مریم و نرگس ما به عمو صادق گراهام بل هم می گویند.
گراهام بل با اختراع تلفن، دنیا را به وصل کرد و عمو صادق با کلمات و واژه هایش مردم را به هم وصل می کند. او محو کننده ی مرزهای ساختگی در قلمرو خراسان بزرگ است.
جناب صادق ایزدی، همان عمو صادق داستان ماست.مطلبی از کانال عمو صادق را با هم بخوانیم.👇👇👇
#خراسان_بزرگ
#صادق_ایزدی
#دلهای_نزدیک
@zaynabbayat
🔻زینب بیات
عمو صادق، یک عموی دوست داشتنی است. شاعر و نویسنده، صمیمی و مهربان.
عمو صادق گنابادی است. از اهالی خراسان بزرگ و دلبسته همزبانان خویش. او افغانستانی ها را دوست دارد. و همیشه در اتفاقاتی که مرتبط با مردم افغانستان است حساس است و واکنش نشان می دهد.
چند سال پیش در گناباد مهمانش شدیم. طعم قوروتی سفره اش بی نظیر بود.
در جریان بازدید از قنات قصبهی گناباد یکی از دوستان عمو صادق به نام ابولحسن دلشاد تعریف کرد که سالها پیش چطور آب قنات قصبه کم شده بود و از دست کسی کاری ساخته نبود تا اینکه یک افغانستانی به نام عبدالغفور با به خطر انداختن جانش رفت در دل یکی از میله چاههای محل بندش. و مسیر آب را باز کرد.
مریم و نرگس ما به عمو صادق گراهام بل هم می گویند.
گراهام بل با اختراع تلفن، دنیا را به وصل کرد و عمو صادق با کلمات و واژه هایش مردم را به هم وصل می کند. او محو کننده ی مرزهای ساختگی در قلمرو خراسان بزرگ است.
جناب صادق ایزدی، همان عمو صادق داستان ماست.مطلبی از کانال عمو صادق را با هم بخوانیم.👇👇👇
#خراسان_بزرگ
#صادق_ایزدی
#دلهای_نزدیک
@zaynabbayat
Forwarded from عمو صادق
وقتی مرزها انسانیت را سر می برد
حتما خبرش به شما رسیده است که جوان ناشنوایی از ایلام بدلیل نداشتن مدرک به طرف افغانستان رد مرز شده است
و اکنون با تلاش طرف ایرانی و افغانستانی به ایران بازگشته است
در تمام این مدت خبر, با تمرکز بر یک خطا ی اداری کاری پوشش داده شده است بدین معنا که خطایی اداری و کاری صورت گرفته است و حالا هم با بازگشتن این جوان به ایران داستان تمام شده است
و اما متاسفانه این حادثه را کسی با عینک انسانی ندیده است
گیرم که تشخیص نیروهای محترم نیروی انتظامی جمهوری اسلامی نسبت به افغانستانی بودن این جوان درست می بود
آیا انسانی است که جوانی ناشنوا صرف نظر که شناسنامه اش متعلق به کجاست , از سرزمینی که متعلق به خداست رانده شود
آیا نباید دست نگه داشت شاید برایش کس و کاری یا مدرکی مبنی بر جواز اقامت در ایران پیدا شود
آیا در کشوری که داعیه دفاع از مظلومان جهان را دارد نباید جا و مکانی برای این جور افراد باشد تا فارغ از هر نوع ملیت نگه داری و مراقبت شوند
@amu_saadegh
حتما خبرش به شما رسیده است که جوان ناشنوایی از ایلام بدلیل نداشتن مدرک به طرف افغانستان رد مرز شده است
و اکنون با تلاش طرف ایرانی و افغانستانی به ایران بازگشته است
در تمام این مدت خبر, با تمرکز بر یک خطا ی اداری کاری پوشش داده شده است بدین معنا که خطایی اداری و کاری صورت گرفته است و حالا هم با بازگشتن این جوان به ایران داستان تمام شده است
و اما متاسفانه این حادثه را کسی با عینک انسانی ندیده است
گیرم که تشخیص نیروهای محترم نیروی انتظامی جمهوری اسلامی نسبت به افغانستانی بودن این جوان درست می بود
آیا انسانی است که جوانی ناشنوا صرف نظر که شناسنامه اش متعلق به کجاست , از سرزمینی که متعلق به خداست رانده شود
آیا نباید دست نگه داشت شاید برایش کس و کاری یا مدرکی مبنی بر جواز اقامت در ایران پیدا شود
آیا در کشوری که داعیه دفاع از مظلومان جهان را دارد نباید جا و مکانی برای این جور افراد باشد تا فارغ از هر نوع ملیت نگه داری و مراقبت شوند
@amu_saadegh