کانال محمدکاظم کاظمی
2.81K subscribers
2.03K photos
314 videos
99 files
948 links
کانال‌های مرتبط:
آثار (شعرها و نوشته‌های آموزشی)
@asarkazemi
پادکست شعر پارسی
https://castbox.fm/va/5426223
صفحۀ اینستاگرام:
instagram.com/mkazemkazemi
سایت:
www.mkkazemi.com
Download Telegram
🔹 یلدا ۹۲
🔸 محمدکاظم کاظمی

آخر پاییز شد، جوجه‌شماری کنید
فصل زمستان رسید، فکر بخاری کنید

عمر گرانمایه‌تان می‌گذرد مثل باد
مزرع ناکشته را مزرعه‌داری کنید

نامۀ اعمالتان درهم و برهم شده است
نامۀ اعمال را بازنگاری کنید

فی‌المثل امسال اگر موج جدیدی رسید،
اهل سیاست! کمی موج‌سواری کنید

تاجر اگر بوده‌اید، در نوسانات ارز
دخل دلاری کنید، خرج دلاری کنید

کاسب اگر بوده‌اید، با مدد سطل رنگ
بچۀ گنجشک را بچه قناری کنید

زاهد اگر بوده‌اید از همه اعمال دین
گریه و زاری کنید، گریه و زاری کنید

الغرض ای مردمان، آخر پاییز شد
جوجه اگر نیست، باز تخم‌گذاری کنید
۱ دی ۱۳۹۲

#شب_یلدا
#شعر_کاظمی
@asarkazemi
🔴 شب یلدا
🔹محمدکاظم کاظمی

اینجا، در این تلاقی خون‌ها و شیشه‌ها
شب‌های بد بلندترند از همیشه‌ها

شب‌های بد بلندترند از همیشه‌ها
تا آب این درخت بخشکد به ریشه‌ها

امشب بدون جامه بخوابی بلندتر
بر روی روزنامه بخوابی بلندتر

دار و صلیب و قبر ببینی زیادتر
خواب پلنگ و ببر ببینی زیادتر

وقتی شب از همیشه شود جانگدازتر
خون شما به شیشه شود جانگدازتر
🔸
یلدا حریف این‌همه سختی شود مگر
سیبی که می‌خورید درختی شود مگر

مستوجب عطای بخیلان شوی شبی‌
منظور وعده‌های وکیلان شوی شبی‌:

«من آمدم ترانه بیارم برایتان‌
آجیل و هندوانه بیارم برایتان‌

روزانتان همیشه به جوزا بدل شود
شب‌هایتان همیشه به یلدا بدل شود

آن قصر زرنگار، پس از کوه و جنگل است‌
سختی همیشه در صد و سی سال اول است‌

دیگر کلید بخت به جیب تو می‌شود
یعنی خوراک برّه نصیب تو می‌شود

ما هندوانه هر شب دی پوست می‌کُنیم‌
آن را نثار خوب‌ترین دوست می‌کنیم»
🔸
کوچک زیاد بوده‌ای‌، اینک بزرگ شو
این پوست را رها کن و ای برّه‌! گرگ شو

سال دگر به سیب زمینی بسنده کن‌
با هر چه نزد خویش ببینی بسنده کن‌

امسال اگر بریدۀ نان می‌خوریم ما،
سال دگر خوراک شبان می‌خوریم ما
فروردین 1385

#شب_یلدا
#محمدکاظم_کاظمی
@mkazemkazemi
Forwarded from خبرهای شعر خراسان (محمدکاظم کاظمی)
♦️ ویژه برنامۀ شب یلدا
🔹 شعرخوانی، حافظ خوانی
🔹 تقدیر از علی سمرقندی

✳️ و نقد کتاب «فرصت فراموشی»
🔸 مجموعه شعر ایمان مشایخی

🔻شنبه ۳۰ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۱۷
🔻 مشهد، بین هاشمیه ۲۰ و ۲۲، حوزۀ هنری خراسان رضوی
زینب بیات
معاشران_حافظ
🔵 معاشران، گره از زلف یار باز کنید
شبی خوش است بدین قصه اش دراز کنید
حافظ
🔶 دکلمه: زینب بیات

#یلدا
#حافظ_خوانی
@zaynabbayat
✳️ خبر خوبِ این که دبیری علمی چهاردهمین جشنوارۀ بین‌المللی شعر فجر به سعید بیابانکی سپرده شد.
من باری جشنوارۀ شعر فجر را به قطاری تشبیه کرده بودم و دبیر آن را به راهبر قطار. البته این قطار بر ریلی حرکت می‌کند که برایش تعیین شده است و کسی نمی‌تواند این مسیر را به دلخواه خود عوض کند.
این را از این روی می‌گویم که در هر جشنواره، عزیزان شاعر توقعات گاه معقول و به‌جایی داشته‌اند که از اختیار دبیر خارج بوده است. ولی این را هم می‌دانم که با وجود مشخص بودن مسیر، راهبری چنین قطاری را می‌باید به کسی سپرد که آگاهی، شناخت، تجربه و دوراندیشی کافی را دارد تا آن را از کوه و کتل‌های دشوارگذار به سلامت عبور دهد؛ گاه شتاب بگیرد و گاه با تأمل بگذرد و همواره نیز چشمش بر ریل باشد.
انسانی جامع و متعادل به کار است که عزم و حزم را توأماً داشته باشد. سعید بیابانکی چنین است شاعری توانمند و ادیبی خوش‌سخن، با صورتی نیک و سیرتی خوش، که سال‌ها تجربۀ گردانندگی و مدیریت محافل و مجامع ادبی را داشته است. امیدوارم که در کنار دبیر اجرایی این جشنواره، جناب مهدی قزلی، این قطار را به نیک‌ترین وجهی به چهاردهمین ایستگاه برساند.

🔻 محمدکاظم کاظمی
🔹 زمستان کابل‌
🔸 محمدکاظم کاظمی

این شعر را سال‌ها پیش نوشته بودم. و اینک با واقعۀ دردناک مرگ کولبر نوجوان به یاد آن افتادم.

ای ابرِ سردکوشِ زمستان‌! در کیسۀ دریده چه داری‌؟
باز آمدی چه سرب و چه سنگی بر شهر بی‌سپیده بباری‌؟

ای ماه‌، محرم شب این شهر! یک دم نقاب ابر برافکن‌
تا شهریان خفته به یخ را در کوچه و گذر بشماری‌

یخ‌بسته شد نفس به گلو هم‌، خون کسان به کوچه و جو هم‌
آن سویِ کوهِ ساکت و سنگی‌، ای آفتاب‌! گرمِ چه کاری‌؟

کودک نشست و اسپک چوبی سوزاندۀ اجاق تهی شد
مردان هنوز بر سر چالش‌، مردان هنوز گرم سواری‌

گفتند «برف شعر سپید است‌، یا نقل آستانۀ عید است‌
اینها به یمن خون شهید است‌» زن گفت «خون شوهرم‌، آری‌!»

می‌گفت «جای برف چه می‌شد ای آسمان‌! ستاره بپاشی‌
تا یک بغل ستاره بریزم یک امشبی میان بخاری‌

تا یک بغل ستارۀ روشن مرگ لجوج را بفریبد
تا خواب نان گرم ببینند این کودکان خفته به خواری‌

تا خواب روز عید ببینند، تصویر یک شهید ببینند
در جشنِ بی‌سرود گل سرخ‌، در دشتِ لاله‌های بهاری»

رفتار سرد برفِ شب و روز، برخورد گرم سربِ نهان‌سوز
این است تا رسیدن نوروز تقدیر شهر سوخته‌، باری‌

#شعر_کاظمی

@asarkazemi
🔹 پدرم، محمدعلی کاظمی
🔸 به بهانۀ یازدهمین سالگرد درگذشت او

پدرم در کنار پدرش بزرگ شد و دستیار او در کار تجارت بود. ولی ذوق بازاری نداشت و سمت کارهای اجتماعی و فنی رفت. در مسایل فنی مثل یک مهندس می‌فهمید. تعمیر ماشین، تعمیر وسایل برقی، برق کشی، لوله‌کشی، نجاری، حفر چاه، امور ساختمان، جوشکاری، خلاصه هر کار فنی‌ای که بگویید، بلد بود.
در عین حال اهل قلم و ادب هم بود. با متون کهن ادب بسیار آشنا بود و در کل آدم بااطلاع و صاحب مطالعه‌اای بود. اولین منتقد شعرهای من پدرم است.
خیلی اهل عمل و فعالیت بود و ذهن تشکیلاتی داشت. حتی در هفتاد سالگی با جمعی از تاجران هراتی یک شرکت گاز در هرات تأسیس کرد و خودش همه امور فنی آن را پیگیری کرد و حتی ساختمان آن را نظارت کرد. در کابل هم ساختن یک مسجد یعنی مسجد فاطمیه را پیگیری کرد. همه کارهای مسجد با نظارت او بود. در مشهد هم با وجود کهولت، از افراد صاحب نفوذ و سرشناس جامعه مهاجر بود که گاهی با نهادها و مسئولان ایرانی سروکار داشتند به خاطر امور مهاجرین.
(این متن، بخشی از زندگی‌نامۀ خودنوشت من است، آنجا که به پدرم و فعالیت‌هایش پرداخته‌ام.)
#محمدعلی_کاظمی
@mkazemkazemi
‍ ‍ 💎 بزرگ مردا که تو بودی
🔻زینب بیات

امروز یازدهمین سالگرد درگذشت حاج محمدعلی کاظمی پدر بزرگوار همسرم محمد کاظم کاظمی است.
چه خاطرات خوبی ازش دارم.
خاطراتی که در ذهنم ریشه دوانده اند و گرد و غبار زمان نمی تواند آنها را محو کند.
مردی با هوش و ذکاوت و تدبیر، مهربان و خوش گفتار، خوش تیپ و مرتب و اهل آداب معاشرت، طرفدار حق و حقیقت، گشاده دست و اهل خیر و به دنبال گره گشایی از کار مردم....
گاهی که بین عده ای از هموطنان ما اختلافی در می گرفت. یکی از اولین کسانی که برای حل مسأله پا پیش می گذاشت. حاج محمد علی کاظمی بود‌.
در بین مردم محبوب بود و همچنان ذکر خیرشان در بین مردم جاری است. به قول یکی از اقوام که می گوید:
«یادشان بخیر، فکر نمی‌کنم از مصاحبت و همنشینی با هیچکسی به اندازه آقای کاظمی لذت برده باشم. کمتر کسی را دیده ام که به اندازه آقای کاظمی آداب معاشرت بداند.»
نظم و انضباط در همه کارها از کارهای بزرگ تا جزیی ترین مسایل بسیار برای شان اهمیت داشت. صدای شان همیشه در گوشم هست که به بچه ها می گفتند: بَچِم کفش هایتان را جفت یک کنار دربیارین.
خانه ما طبقه بالا و پایین بود. می توانستم زود زود بهشان سربزنم. اگر روزی مرا نمی دیدند. نگران حالم می شدند و امکان نداشت به دیدنم نیایند و احوالم را نپرسند. یک روز رفتم دیدم در آشپزخانه می خواهند اجاق گاز را تمیز کنند. گفتم پدرجان، اجاق گاز که تمیز است.
یک نقطه ی کوچک سیاه را به من نشان دادند.
گفتم: این که چیزی نیست. بعدش هم اجازه بدین من تمیز کنم.
گفتند: بچم همین یک نقطه سیاه برای من یک خلجان روحی ست.
این جمله در ذهنم ماند: « همین یک نقطه سیاه برایم یک خلجان روحی است.»
چقدر سپید باید باشی که حتی یک نقطه ی سیاه کوچک را تحمل نتوانی. و تبدیل شوی به مجموعه‌ای از خاطرات خوب، که هرچه بهش فکر کنی حتی یک خاطره ناخوشایند در ذهنت نگذاشته باشد. نه یک رفتار نامناسب و نه کلامی که دلت را آزرده باشد.
حتی حالا که نیستی وقتی به تو فکر می کنم حس خوبی می دهی.
از بین فرزندانم ساره بیشترین توفیق را در گذراندن دوران کودکی کنار پدربزرگ داشت.
او برایش تنها پدربزرگ نبود. معلم هم بود و هم بازی.
یک روز یادم هست. ساره نقش زیبای خفته را در بازی گرفته بود و پدربزرگ شده بود شاهزاده جوان که می خواست با یک بوسه او را از خواب بیدار کند.
در بین فرزندانم تنها نرگس از دیدار پدربزرگ محروم ماند. حسرتی بزرگ برای نرگس کوچک.
سالی که نرگس قرار به دنیا آمدن داشت پدربزرگ قرار رفتن داشت. حالا یازده سال است که پدربزرگ رفته است و نرگس در آستانه‌ی یازده سالگی با زبان هنر با پدر بزرگ حرف می زند. و چهره‌ی پدربزرگ را طراحی کرده است.
روح شان شاد و یادشان گرامی
🌸🌸🌸🌸

@zaynabbayat
🔹طراحی چهره پدربزرگ
🔸محمدعلی کاظمی
🔻نرگس کاظمی
@zaynabbayat
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔴 #محمد_کاظم_کاظمی

🎞سخنرانی استاد محمدکاظم کاظمی پیرامون شعر وادبیات آیینی در اختتامیه‌ی ششمین کنگره‌ی شعر و ادبیات عاشورایی افغانستان «واژه‌های تشنه»

🔸️کاری از گروه رسانه‌ای انجمن هنر و ادبیات آیینی افغانستان

#دبیرخانه_دائمی_کنگره_شعر_و_ادبیات_عاشورایی_افغانستان
#انجمن_هنر_و_ادبیات_آیینی_افغانستان

https://t.me/adabiatayniafg
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 دعوت سعید بیابانکی، دبیر علمی چهاردهمین جشنواره بین‌المللی شعر فجر
برای شرکت در «بخش ویژه شعر جوان»

🔹 شاعران جوان زیر 25 سال (متولدین سال 1373) می‌توانند تا 15 دی ماه با ارسال 5 شعر در موضوع آزاد و 1 شعر در بخش «بر خوانِ فارسی» (پاسداشت زبان فارسی) در بخش ویژه جشنواره شعر فجر شرکت کنند.

📎 اطلاعات بیشتر در:
adabiatirani.ir/2tv1VFk

👈🏻 تنها مسیر ارسال آثار:
javan.adabiatirani.com
🔸طلوع شعر فجر از زاینده‌رود؛

اصفهان میزبان افتتاحیه جشنواره بین‌المللی شعر فجر شد

🔹چراغ چهاردهمین جشنواره بین‌المللی شعر فجر، عصر پنج‌شنبه 12 دی‌ماه در اصفهان روشن خواهد شد.
🔹مهدی قزلی دبیر اجرایی چهاردهمین جشنواره بین‌المللی شعر فجر با اعلام این خبر گفت: امسال نیز همانند سال‌های گذشته، محفل افتتاحیه با حضور و شعرخوانی دبیران ادوار مختلف این رویداد ادبی برگزار خواهد شد.

🔹وی افزود: در این محفل علاوه بر سعید بیابانکی دبیر چهاردهمین جشنواره بین‌المللی شعر فجر، محمدعلی بهمنی، پرویز بیگی حبیب‌آبادی، عبدالجبار کاکایی، اسماعیل امینی، محمود اکرامی‌فر، محمدکاظم کاظمی و جواد محقق به عنوان دبیران دوره‌های گذشته حضور خواهند داشت.

🔹قزلی در ادامه گفت: همچنین در این محفل خسرو احتشامی، فضل الله شیرانی (سخا) و محمد مستقیمی (راهی) از شاعران پیشکسوت اصفهان شعرخوانی خواهند کرد.

🔹علاقمندان برای حضور در این محفل ادبی می‌توانند پنج‌شنبه ۱۲ دی ساعت ۱۷:۳۰ به نشانی: اصفهان، خیابان آمادگاه، روبروی هتل عباسی، تالار سوره حوزه هنری مراجعه کنند.

@adabiatirani
شروع افتتاحیهٔ چهاردهمین جشنوارهٔ شعر فجر با سخنان دبیر جشنواره سعید بیابانکی.
بخشی از شعر محمدعلی بهمنی
🔹 زمستان ۹۸
🔻 محمدکاظم کاظمی

جهان مبهوت وضع بی‌مثال ماست، ای مردم
چه میلادی، چه شمسی، سال، سال ماست، ای مردم

چه میلادی، چه شمسی، سال، سال ماست، ای مردم
و این دنیا مجال عشق و حال ماست، ای مردم

برادر دست در جیب برادر می‌کند بی‌غم
و این آیینهٔ رزق حلال ماست، ای مردم

بگو یلدا بلندای عزیزش را نگه دارد
که حتی خانهٔ همسایه مال ماست ای مردم

بگو برف زمستان شهر مسکین را کفن سازد
که سردی بستر خواب و خیال ماست ای مردم

زمستان می‌رود آهسته و نوروز می‌آید
ولی چیزی که می‌ماند زغال ماست، ای مردم

زمستانی دگر شومینه با ما کارها دارد
که عشق و حال‌مان، عین زوال ماست ای مردم

دی ۱۳۹۸
اول سال میلادی
⭕️ فراخوان چهاردهمین جشنواره بین‌المللی شعر فجر منتشر شد

▫️جشنواره بین‌المللی شعر فجر با آرمان بالندگی گونه‌های شعر امروز از سال 1385 هر ساله میزبان کاروان شعر پارسی بوده است و به یاری‌ خدا چهاردهمین دوره این جشنواره نیز در سال 1398 برگزار خواهد شد.

▫️در این دوره آثاری که در سال 1397 به زبان فارسی و با مجوز وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی منتشر شده‌ باشد در گروه‌های زیر مورد ارزیابی قرار می‌گیرد:

1️⃣ شعر بزرگسال
2️⃣ شعر کودک و نوجوان
3️⃣ درباره شعر


▫️برگزیدگان جشنواره، زمستان امسال در آیین اختتامیه معرفی خواهند شد و به برگزیدگان، علاوه بر جایزه نقدی، لوح یادبود و نشان جشنواره بین‌المللی شعر فجر اهدا خواهد شد.

چه کتاب‌هایی می‌توانند در این جشنواره شرکت کنند؟
کتاب‌هایی که با مجوز وزارت فرهنگ و ارشاد جمهوری اسلامی ایران، برای اولین بار در سال 1397 در داخل کشور به چاپ رسیده و در یکی از سه گروه ادبی بالا قرار بگیرند.

👈🏻 نکات مهم:
🔸آثار باید تالیفی و به زبان فارسی باشد.
🔸مجموعه شعر باید به صورت مستقل منتشر شده باشد. مجموعه‌های مشترک و گزیده آثار داوری نمی‌شوند.
🔸آثاری که در سال‌های قبل با عنوانی دیگر یا توسط ناشری دیگر به چاپ رسیده یا به صورت گزیده آثار قبلی باشد، داوری نمی‌شود.
🔸دبیرخانه تنها آثار ارسالی از سوی مولف یا ناشر را در روند داوری بررسی خواهد کرد.


👈🏻مهلت و شیوه ارسال اثر:
آخرین مهلت ارسال اثر به دبیرخانه، 15 دی ماه 1398 است. ناشران، شاعران و پژوهشگران می‌توانند دو نسخه از آثار خود را به این نشانی ارسال کنند:
📌 تهران، خیابان کریم‌خان‌زند، خیابان سنایی، کوچه شهید اعرابی (5)، پلاک 6، بنیاد شعر و ادبیات داستانی ایرانیان؛ دبیرخانه چهاردهمین جشنواره بین‌المللی شعر فجر

💢 شاعران، مؤلفان و ناشران برای کسب اطلاعات بیشتر می‌توانند به وب‌سایتِ رسمی بنیاد شعر و ادبیات داستانی ایرانیان به نشانی adabiatirani.com مراجعه کنند یا با دبیرخانه تماس بگیرند.
☎️ تلفن: 88318646-021 (داخلی205)

adabiatirani.ir/2M7WDWz
کانال محمدکاظم کاظمی
Video
🔹 شعرخوانی من در افتتاحیهٔ چهاردهمین جشنوارهٔ شعر فجر در اصفهان.
تالار سوره، ۱۲ دی ۱۳۹۸
با سپاس از دوست گرامی غلام عباس حسینی، دانشجوی علوم سیاسی دانشگاه اصفهان به خاطر ارسال این فیلم.