✳️ ارسال یک پیامک چقدر سخت است؟!
🔸 محمدحسین جعفریان کارشناس ارشد مسائل افغانستان
یک) سه روز است بچه تب دارد. اما امشب بدجور حالش خراب شد...دخترک سهساله را به آغوش میکشد، در سرمای ۵ درجه زیر صفر، اسنپ هم میرسد. جلوی بیمارستان از ته جیب خود و کیف زنش چند اسکناس مچالهشده پیدا میکند و کرایه را میدهد. راننده میگوید توی این کرونا از این به بعد اینترنتی بپردازید. بچه تقریبا از هوش رفته است. پذیرش فرمی میدهد و مبلغی طلب میکند. کارت بانکیاش را میدهد. اما کارت خطا میدهد. یک بار، دو بار و ... او وحشت میکند. ساعت ۳ صبح است. حتی برای برگشتن به خانه هم پولی ندارند. در افکار خود غرق است که صدای مرد را میشنود: افغانستانی هستید؟ امشب شما نفر ششمی. بعد رو به نفربعدی میگوید؛ بعضیوقتها اینطور میشود. کارتهایشان را قطع میکنند.
دو) قبل از بچهها از خواب برخاسته و در صف نانوایی سنگک است. نوبت او میشود. میگوید چهارتا. شاطر نانهای گرم را روی پیشخوان میاندازد. او کارت میکشد و خطا میدهد.دستپاچه میشود. یکی ازپشتسریها غرولند میکنند. آقا پول نداره دیگه. زوری که نمیشه ازش پول درآورد! اما او خوب میداند بیشتر از یک میلیون تومان در کارت هست. شاطر میپرسد: افغانستانی هستی؟ ... و او از خجالت و بلاتکلیفی سنگ میشود. حدس میزند چه اتفاقی افتاده و به پشتسری میگوید: شما بفرمایید!
سه) تصور میکنید این مثالها را تا کجا و چه موقعیتهای عجیب و غریبی میتوان ادامه داد: جنازهای که همه در قبرستان منتظر دفن و کفنش هستند و برای ترخیص جسد از سردخانه کارت کار نمیکند. تمام خریدهای سوپرمارکت را روی پیشخوان گذاشتهاید، اما کارت فعال نیست و مغازهدار همه را باید به قفسهها برگرداند. گروهی مهمان در رستوران داشتهاید و وقت حسابکردن، کارتتان فعال نیست. دندانپزشکی رفتهاید، کار تمام شده و اما قادر به پرداخت وجه نیستید. باخانواده به رستورانی رفتهاید و بعد صرف غذا، شرمزده با خانواده پای پیشخوان گیر کردهاید و کارت کار نمیکند. در این مواقع چطور باید خلاص شد؟ برخی همکاری میکنند. برخی بداخلاقاند. برخی مهرباناند و میبخشند. برخی شماره کارت میدهند، برخی هم بچهتان را گرو نگه میدارند تا پول رستوران را بیاورید. چون شما یک مهاجرید، حتی کارتملی یا شناسنامه هم ندارید تا آن را گرو بگذارید. وقتی گرفتار شدید، پول را باید چطور تهیه کنید. آشنایان و خویشان شما هم مثل خودتان مهاجرند. کارت آنها هم مسدود شده است.آنها هم چیزی برای گرو گذاشتن ندارند.
به خاطر کرونا مدتهاست هیچ عابربانکی پول نقد نمیدهد. گویا تازه برخی شروع کردهاند. مشاغل هم که عمدتا پول نقد نمیگیرند؛ لذا از محل کار، سرشب خسته و کوفته زدهاید بیرون. حتی اگر عابربانکی پیدا کنید که پول بدهد تا بتوانید کرایه تا خانه را بپردازید، کارت شما مسدود است. شما را به خدا یک لحظه به این موقعیتهای پیچیده، اضطرابآور، تاسفبار و سخت فکر کنید. چه بسیار که به قیمت جان کسی تمام شود. وقتی داروی ضروری و نسخه موردنظر را با هزار بیچارگی یافته و اما کارت اعتباریتان خاموش است!
این سناریو هولناک هرازگاهی برای مهاجران تکرار میشود. گاهی شده کارت اعتباری همه آنها از هر بانکی که بوده، برای اتخاذ تصمیماتی، قطع شده و گاهی نظیر جمعه قبل مثلا بانک تجارت بنابر اعلام بانک مرکزی، عابربانکهای مهاجران را برای بهروزرسانی اطلاعات مشتریان مسدود کرده است وصاحبان کارت این بانک دراین برزخ عظما گرفتار شدند. مشکل اعتراض یا چرایی اتخاذ این سیاستها نیست، به هیچ وجه. حتما باید اطلاعات مشتریان بهروزرسانی شود. اما شما که اوضاع این روزها را میبینید. شما که شاهدید خاصه در این عصر و شرایط، کارت بانکی راه تنفس فرد و خانوادهاش است. چرا از یک هفته نه از دو روز قبل یک پیامک نمیدهید که مشتری محترم، کارت بانکی شما از فلان تاریخ برای این منظور تا بهمان تاریخ مسدود خواهد شد؟ تا صاحب نگونبخت آن کارت برود اندک پولی بردارد و ناگاه اینطور دستش در حنا نماند. فرستادن یک پیامک خیلی کار سختی است؟ فهمیدن اینکه این شیوه رفتار شما چه بدبختیهایی برای این مهاجران پدید میآورد، سخت است؟ شما که متخصص انواع و اقسام پیامکهای تبلیغاتی برای بانکهایتان هستید، چرا از فرستادن یک پیامک اطلاعرسانی در این مواقع بسیار حساس دریغ میکنید؟ چند بار هم تکرار کردهاید و هر بار هم اشک همه این بندگان مظلوم خدا را درآوردهاید. اما باز نوبت بعد همان آش و همان کاسه است. پول پیامکها را هم که از مشتری میگیرید.
ادامه در پست بعد
🔸 محمدحسین جعفریان کارشناس ارشد مسائل افغانستان
یک) سه روز است بچه تب دارد. اما امشب بدجور حالش خراب شد...دخترک سهساله را به آغوش میکشد، در سرمای ۵ درجه زیر صفر، اسنپ هم میرسد. جلوی بیمارستان از ته جیب خود و کیف زنش چند اسکناس مچالهشده پیدا میکند و کرایه را میدهد. راننده میگوید توی این کرونا از این به بعد اینترنتی بپردازید. بچه تقریبا از هوش رفته است. پذیرش فرمی میدهد و مبلغی طلب میکند. کارت بانکیاش را میدهد. اما کارت خطا میدهد. یک بار، دو بار و ... او وحشت میکند. ساعت ۳ صبح است. حتی برای برگشتن به خانه هم پولی ندارند. در افکار خود غرق است که صدای مرد را میشنود: افغانستانی هستید؟ امشب شما نفر ششمی. بعد رو به نفربعدی میگوید؛ بعضیوقتها اینطور میشود. کارتهایشان را قطع میکنند.
دو) قبل از بچهها از خواب برخاسته و در صف نانوایی سنگک است. نوبت او میشود. میگوید چهارتا. شاطر نانهای گرم را روی پیشخوان میاندازد. او کارت میکشد و خطا میدهد.دستپاچه میشود. یکی ازپشتسریها غرولند میکنند. آقا پول نداره دیگه. زوری که نمیشه ازش پول درآورد! اما او خوب میداند بیشتر از یک میلیون تومان در کارت هست. شاطر میپرسد: افغانستانی هستی؟ ... و او از خجالت و بلاتکلیفی سنگ میشود. حدس میزند چه اتفاقی افتاده و به پشتسری میگوید: شما بفرمایید!
سه) تصور میکنید این مثالها را تا کجا و چه موقعیتهای عجیب و غریبی میتوان ادامه داد: جنازهای که همه در قبرستان منتظر دفن و کفنش هستند و برای ترخیص جسد از سردخانه کارت کار نمیکند. تمام خریدهای سوپرمارکت را روی پیشخوان گذاشتهاید، اما کارت فعال نیست و مغازهدار همه را باید به قفسهها برگرداند. گروهی مهمان در رستوران داشتهاید و وقت حسابکردن، کارتتان فعال نیست. دندانپزشکی رفتهاید، کار تمام شده و اما قادر به پرداخت وجه نیستید. باخانواده به رستورانی رفتهاید و بعد صرف غذا، شرمزده با خانواده پای پیشخوان گیر کردهاید و کارت کار نمیکند. در این مواقع چطور باید خلاص شد؟ برخی همکاری میکنند. برخی بداخلاقاند. برخی مهرباناند و میبخشند. برخی شماره کارت میدهند، برخی هم بچهتان را گرو نگه میدارند تا پول رستوران را بیاورید. چون شما یک مهاجرید، حتی کارتملی یا شناسنامه هم ندارید تا آن را گرو بگذارید. وقتی گرفتار شدید، پول را باید چطور تهیه کنید. آشنایان و خویشان شما هم مثل خودتان مهاجرند. کارت آنها هم مسدود شده است.آنها هم چیزی برای گرو گذاشتن ندارند.
به خاطر کرونا مدتهاست هیچ عابربانکی پول نقد نمیدهد. گویا تازه برخی شروع کردهاند. مشاغل هم که عمدتا پول نقد نمیگیرند؛ لذا از محل کار، سرشب خسته و کوفته زدهاید بیرون. حتی اگر عابربانکی پیدا کنید که پول بدهد تا بتوانید کرایه تا خانه را بپردازید، کارت شما مسدود است. شما را به خدا یک لحظه به این موقعیتهای پیچیده، اضطرابآور، تاسفبار و سخت فکر کنید. چه بسیار که به قیمت جان کسی تمام شود. وقتی داروی ضروری و نسخه موردنظر را با هزار بیچارگی یافته و اما کارت اعتباریتان خاموش است!
این سناریو هولناک هرازگاهی برای مهاجران تکرار میشود. گاهی شده کارت اعتباری همه آنها از هر بانکی که بوده، برای اتخاذ تصمیماتی، قطع شده و گاهی نظیر جمعه قبل مثلا بانک تجارت بنابر اعلام بانک مرکزی، عابربانکهای مهاجران را برای بهروزرسانی اطلاعات مشتریان مسدود کرده است وصاحبان کارت این بانک دراین برزخ عظما گرفتار شدند. مشکل اعتراض یا چرایی اتخاذ این سیاستها نیست، به هیچ وجه. حتما باید اطلاعات مشتریان بهروزرسانی شود. اما شما که اوضاع این روزها را میبینید. شما که شاهدید خاصه در این عصر و شرایط، کارت بانکی راه تنفس فرد و خانوادهاش است. چرا از یک هفته نه از دو روز قبل یک پیامک نمیدهید که مشتری محترم، کارت بانکی شما از فلان تاریخ برای این منظور تا بهمان تاریخ مسدود خواهد شد؟ تا صاحب نگونبخت آن کارت برود اندک پولی بردارد و ناگاه اینطور دستش در حنا نماند. فرستادن یک پیامک خیلی کار سختی است؟ فهمیدن اینکه این شیوه رفتار شما چه بدبختیهایی برای این مهاجران پدید میآورد، سخت است؟ شما که متخصص انواع و اقسام پیامکهای تبلیغاتی برای بانکهایتان هستید، چرا از فرستادن یک پیامک اطلاعرسانی در این مواقع بسیار حساس دریغ میکنید؟ چند بار هم تکرار کردهاید و هر بار هم اشک همه این بندگان مظلوم خدا را درآوردهاید. اما باز نوبت بعد همان آش و همان کاسه است. پول پیامکها را هم که از مشتری میگیرید.
ادامه در پست بعد
ادامهٔ پست قبل 👆
دردتان چیست؟ چرا به خاطر یک کلیک کردن، میلیونها نفر را تا این درجه از شرم و تخفیف و استیصال میرسانید و بی محابا تکرار هم میکنید؟! امیدوارم خداوند مدیران و مسؤولان مربوطه را به چنین وضع فجیعی دچار کند تا درآن لحظه تلخ و درماندگی، بدانند این مظلومان چه میکشند. کاش یکی از این رفتار خجالت بکشد.
منتشرشده در روزنامهٔ جام جم، شمارهٔ ۵۸۶۶
دردتان چیست؟ چرا به خاطر یک کلیک کردن، میلیونها نفر را تا این درجه از شرم و تخفیف و استیصال میرسانید و بی محابا تکرار هم میکنید؟! امیدوارم خداوند مدیران و مسؤولان مربوطه را به چنین وضع فجیعی دچار کند تا درآن لحظه تلخ و درماندگی، بدانند این مظلومان چه میکشند. کاش یکی از این رفتار خجالت بکشد.
منتشرشده در روزنامهٔ جام جم، شمارهٔ ۵۸۶۶
Forwarded from Ali Tavakkoli🌷
🌸دهه فجر مبارک باد
♦️ششمین جلسه محفل ادبی بامداد سخن ویژه چهل و دومین سالروز پیروزی انقلاب اسلامی و با همکاری دبیرستان شاهد یاس نبی برگزار میشود.
♦️میهمان جلسه: استاد محمّدکاظم کاظمی(شاعر و منتقد ادبی)
♦️موضوع جلسه:ادبیات انقلاب(شعر)
زمان:دوشنبه ۱۳ بهمن ماه راس ساعت ۱۲
آدرس لینک:
http://Www.skyroom.online/ch/khrpl/ketabkhani
🌸لطفا بعنوان میهمان وارد شوید.
♦️ششمین جلسه محفل ادبی بامداد سخن ویژه چهل و دومین سالروز پیروزی انقلاب اسلامی و با همکاری دبیرستان شاهد یاس نبی برگزار میشود.
♦️میهمان جلسه: استاد محمّدکاظم کاظمی(شاعر و منتقد ادبی)
♦️موضوع جلسه:ادبیات انقلاب(شعر)
زمان:دوشنبه ۱۳ بهمن ماه راس ساعت ۱۲
آدرس لینک:
http://Www.skyroom.online/ch/khrpl/ketabkhani
🌸لطفا بعنوان میهمان وارد شوید.
✳️ مینا نصر و فرزند عزیز او را دریابیم
🔻 مینا نصر شاعر خوب افغانستان، صاحب مجموعه شعر «اتفاق گلدانها»، با حادثهای دردناک برای فرزندش مواجه شده است. بر اثر یک حادثۀ آتشسوزی، فرزند عزیز او دچار سوختگی شدیدی شده و تا کنون چند عمل جراحی سنگین را گذرانده است. او یک عمل سنگین و پرخرج دیگر پیش روی دارد.
🔻 عزیزانی که مایلاند و میتوانند باری از دوش این شاعر گرامی بردارند، مبلغ مورد نظر خود را به این شماره کارت واریز کنند و به من اطلاع دهند.
🔸 کارت بانک تجارت به اسم محمدکاظم کاظمی
5859831025953620
🔸 عزیزانی که در خارج از ایران هستند با تلگرام یا واتساپ به این شماره به من پیام بدهند تا راهی برای انتقال بیابیم.
+989156149921
🔻 مینا نصر شاعر خوب افغانستان، صاحب مجموعه شعر «اتفاق گلدانها»، با حادثهای دردناک برای فرزندش مواجه شده است. بر اثر یک حادثۀ آتشسوزی، فرزند عزیز او دچار سوختگی شدیدی شده و تا کنون چند عمل جراحی سنگین را گذرانده است. او یک عمل سنگین و پرخرج دیگر پیش روی دارد.
🔻 عزیزانی که مایلاند و میتوانند باری از دوش این شاعر گرامی بردارند، مبلغ مورد نظر خود را به این شماره کارت واریز کنند و به من اطلاع دهند.
🔸 کارت بانک تجارت به اسم محمدکاظم کاظمی
5859831025953620
🔸 عزیزانی که در خارج از ایران هستند با تلگرام یا واتساپ به این شماره به من پیام بدهند تا راهی برای انتقال بیابیم.
+989156149921
Forwarded from خبرهای شعر خراسان (محمدکاظم کاظمی)
⏰ ساعت برنامه: ۱۸:۳۰ تا ۲۰
نشانی برنامه در اسکایروم
https://www.skyroom.online/ch/tehranplir/farhangi
نشانی برنامه در اسکایروم
https://www.skyroom.online/ch/tehranplir/farhangi
✳️ محفل شعر بهارستان
🔹 به صورت زنده از اینستاگرام
🔸 با اجرای زینب بیات و محمدکاظم کاظمی
🔻 پنجشنبه ۲۳ بهمن ۹۹، ساعت ۲۱ تا ۲۲
🔻 نشانی اینستاگرام:
@mkazemkazemi
🔹 به صورت زنده از اینستاگرام
🔸 با اجرای زینب بیات و محمدکاظم کاظمی
🔻 پنجشنبه ۲۳ بهمن ۹۹، ساعت ۲۱ تا ۲۲
🔻 نشانی اینستاگرام:
@mkazemkazemi
سلام بر شما.کتابی در دست انتشار دارم که حاوی نقدهایی بر آثار هشت شاعر معاصر ایران، در جریان شعر انقلاب است. برای این کتاب میان سه اسم مردد هستم. شما کدام اسم را برای این کتاب میپسندید؟
اگر نامی جز اینها در نظر دارید میتوانید به من پیام بدهید.
@mkkazemi
اگر نامی جز اینها در نظر دارید میتوانید به من پیام بدهید.
@mkkazemi
Anonymous Poll
25%
هشت رود
19%
هشت خوان
26%
هشت صدا
35%
نامی دیگر
👍1
کتابفروشی تلگرامی "کتاب بلخ" با فروش کتاب های قدیمی و کمیاب تاریخی، ادبی، فلسفی، رمان و هنر، این فرصت را فراهم آورده که ارزان تر از جاهای دیگر، به این گونه کتاب ها دسترسی داشته باشید.
همچنین در این کانال، کتاب های روز با ۳۵٪ تخفیف عرضه می شود.
لینک تلگرام:
@balkhbook
لینک اینستاگرامی:
www.instagram.com/balkhbook
همچنین در این کانال، کتاب های روز با ۳۵٪ تخفیف عرضه می شود.
لینک تلگرام:
@balkhbook
لینک اینستاگرامی:
www.instagram.com/balkhbook
اختتامیه پانزدهمین دوره جشنواره بین المللی شعر فجر
📅 یکشنبه (۲۶ بهمن ماه)
⏰ساعت ۱۰
🏡در تالار وحدت برگزار می شود.
📲پخش زنده از آپارات خانه کتاب و ادبیات ایران به نشانی http://www.aparat.com/khaneketab
@avayeqalam
📅 یکشنبه (۲۶ بهمن ماه)
⏰ساعت ۱۰
🏡در تالار وحدت برگزار می شود.
📲پخش زنده از آپارات خانه کتاب و ادبیات ایران به نشانی http://www.aparat.com/khaneketab
@avayeqalam
🔹 خانۀ پرماجرا
بالاخره بعد از ۶۶ ماه، یک مرحله از «مسئلۀ خانۀ ما» تقریباً حل شد و سند خانه که باطل شده بود، دوباره امضا شد.
تابستان ۱۳۹۴ بود که با حکم دادگاه از خانهای که خریده بودیم، بیرون انداخته شدیم، چون خانه ورثه یافته بود، همسری دوم از صاحب قدیم آن خانه که سهم ارث او داده نشده بود و او خانه را به زور دادگاه توقیف کرد، آن هم در حالی که خانه سند محضری هم خورده بود. (البته به اسم دایی ایرانی من سند خورده بود، چون ما اتباع خارجی حق خرید ملک نداریم.)
محمدحسین جعفریان تا ماجرا را شنید، گفت «محمدکاظم، باید وکیل بگیری و دنبالش بدوی. به نتیجه میرسی، ولی کارَت درآمده است.» و کار ما درآمد با چند سال خانهبهدوشی و در نهایت پرداخت سهم ارث و حتی مهریۀ آن خانم، با قرض و قوله و سپس وکیل و دادگاه و مستأجری و بدهکاری و از همه مهمتر درگیریهای ذهنی که کارهای نوشتنی مرا سالها به عقب انداخت و پنج سال اخیر مرا از نظر کارهای قلمی کمثمرترین دورۀ عمرم ساخت.
و حال در این مرحله باید سپاسگزار همه باشم، زینب جان صبور و متحمل؛ اعضای خانوادۀ او و خواهر و برادر خودم و دوستان و آشنایان که ما را تنها نگذاشتند. و نیز از سید یاسر عقیلی وکیل وظیفهشناس و به طور ویژه عفت کاظمی دوست شاعر و حقوقدان ما که در این پنج سال، همچون یک خواهر عزیز در کنار ما بود و بسیاری از امور حقوقی و اداری را پیش برد.
و اما چند نتیجۀ اخلاقی.
یک. در امور ملکی و مالی، حتماً کار را به یک وکیل بسپارید تا سابقۀ ملک و وضعیت سندهای مالی را ارزیابی کند.
دو. بدانید که در مسائل حقوقی و دعواهای مالی، از قاضی و دادگاه چندان آبی گرم نمیشود چون اگر هم پولی دستتان را بگیرد بعد از این روند طولانی، ارزش آن به خاک برابر شده است. پس با توافق و حتی پرداخت سهم اشخاص، آنها را راضی کنید، کاری که ما در نهایت کردیم هرچند با خسارت مالی بسیار. در این مرحله هم البته کار را به وکیلان معتمد بسپارید.
سه. صبوری پیشه کنید و بدانید که هیچ چیزی به اندازۀ سلامتی و آرامش شما اهمیت ندارد.
بالاخره بعد از ۶۶ ماه، یک مرحله از «مسئلۀ خانۀ ما» تقریباً حل شد و سند خانه که باطل شده بود، دوباره امضا شد.
تابستان ۱۳۹۴ بود که با حکم دادگاه از خانهای که خریده بودیم، بیرون انداخته شدیم، چون خانه ورثه یافته بود، همسری دوم از صاحب قدیم آن خانه که سهم ارث او داده نشده بود و او خانه را به زور دادگاه توقیف کرد، آن هم در حالی که خانه سند محضری هم خورده بود. (البته به اسم دایی ایرانی من سند خورده بود، چون ما اتباع خارجی حق خرید ملک نداریم.)
محمدحسین جعفریان تا ماجرا را شنید، گفت «محمدکاظم، باید وکیل بگیری و دنبالش بدوی. به نتیجه میرسی، ولی کارَت درآمده است.» و کار ما درآمد با چند سال خانهبهدوشی و در نهایت پرداخت سهم ارث و حتی مهریۀ آن خانم، با قرض و قوله و سپس وکیل و دادگاه و مستأجری و بدهکاری و از همه مهمتر درگیریهای ذهنی که کارهای نوشتنی مرا سالها به عقب انداخت و پنج سال اخیر مرا از نظر کارهای قلمی کمثمرترین دورۀ عمرم ساخت.
و حال در این مرحله باید سپاسگزار همه باشم، زینب جان صبور و متحمل؛ اعضای خانوادۀ او و خواهر و برادر خودم و دوستان و آشنایان که ما را تنها نگذاشتند. و نیز از سید یاسر عقیلی وکیل وظیفهشناس و به طور ویژه عفت کاظمی دوست شاعر و حقوقدان ما که در این پنج سال، همچون یک خواهر عزیز در کنار ما بود و بسیاری از امور حقوقی و اداری را پیش برد.
و اما چند نتیجۀ اخلاقی.
یک. در امور ملکی و مالی، حتماً کار را به یک وکیل بسپارید تا سابقۀ ملک و وضعیت سندهای مالی را ارزیابی کند.
دو. بدانید که در مسائل حقوقی و دعواهای مالی، از قاضی و دادگاه چندان آبی گرم نمیشود چون اگر هم پولی دستتان را بگیرد بعد از این روند طولانی، ارزش آن به خاک برابر شده است. پس با توافق و حتی پرداخت سهم اشخاص، آنها را راضی کنید، کاری که ما در نهایت کردیم هرچند با خسارت مالی بسیار. در این مرحله هم البته کار را به وکیلان معتمد بسپارید.
سه. صبوری پیشه کنید و بدانید که هیچ چیزی به اندازۀ سلامتی و آرامش شما اهمیت ندارد.
Forwarded from خانهٔ آینه
🔸 شبی با بیدل
🔹 محمدکاظم کاظمی
🔻 یکشنبهها، ساعت ۲۱:۰۰ تا ۲۱:۳۰
🔻 به صورت زنده از اینستاگرام
@mkazemkazemi
✳️ متن غزل امشب
قیامت کرد گل، در پیرهن بالیدنت نازم
جهان شد صبح محشر، زیر لب خندیدنت نازم
در آغوش نگه گِرد سر بیتابیات گردم
به تحریک نفس چون بوی گل لرزیدنت نازم
عتاب بحرِ رحمت جوشِ عفوی دیگر است آنجا
گناه بیگناهی چند نابخشیدنت نازم
تغافل در لباس بینقابی؟ اختراع است این!
جهانی را به شور آوردن و نشنیدنت نازم
تحیّر عذرخواه است از خیال گردش چشمی
که با این سرگرانی، گردِ دل گردیدنت نازم
نبود ای اشک! این دشتِ ندامت قابلِ جولان
در اوّلگام از سر تا قدم لغزیدنت نازم
نفس در آینه بیش از دمی صورتنمیبندد
در این وحشتسرا چون حیرت آرامیدنت نازم
متاع کاروان ما همین یک پنبۀ گوش است
اثردلاّل عبرت چون جرس نالیدنت نازم
نفس در عرضِ وحشت نازِ آزادی نمیخواهد
قبا، عریانی و آنگاه دامنچیدنت نازم
کیام من تا بنازم بر خود از اندیشۀ نازت؟
به خود نازیدنت نازم، به خود نازیدنت نازم
عتاب از چین پیشانی ترحّمخرمن است اینجا
تبسّمکردن و تیغ غضب نامیدنت نازم
تکلّم اینقدر الفتپرستِ خامشی تا کی؟
قیامت در نقاب برگ گل دزدیدنت نازم
رموز قطره جز دریا کسی دیگر چه میداند؟
دلت در دست و از من حالِ دل پرسیدنت نازم
تغافل صد نگه میپرسد احوال من «بیدل»
مژهنگشوده سوی خاکساران دیدنت نازم
@khanehayeneh
🔹 محمدکاظم کاظمی
🔻 یکشنبهها، ساعت ۲۱:۰۰ تا ۲۱:۳۰
🔻 به صورت زنده از اینستاگرام
@mkazemkazemi
✳️ متن غزل امشب
قیامت کرد گل، در پیرهن بالیدنت نازم
جهان شد صبح محشر، زیر لب خندیدنت نازم
در آغوش نگه گِرد سر بیتابیات گردم
به تحریک نفس چون بوی گل لرزیدنت نازم
عتاب بحرِ رحمت جوشِ عفوی دیگر است آنجا
گناه بیگناهی چند نابخشیدنت نازم
تغافل در لباس بینقابی؟ اختراع است این!
جهانی را به شور آوردن و نشنیدنت نازم
تحیّر عذرخواه است از خیال گردش چشمی
که با این سرگرانی، گردِ دل گردیدنت نازم
نبود ای اشک! این دشتِ ندامت قابلِ جولان
در اوّلگام از سر تا قدم لغزیدنت نازم
نفس در آینه بیش از دمی صورتنمیبندد
در این وحشتسرا چون حیرت آرامیدنت نازم
متاع کاروان ما همین یک پنبۀ گوش است
اثردلاّل عبرت چون جرس نالیدنت نازم
نفس در عرضِ وحشت نازِ آزادی نمیخواهد
قبا، عریانی و آنگاه دامنچیدنت نازم
کیام من تا بنازم بر خود از اندیشۀ نازت؟
به خود نازیدنت نازم، به خود نازیدنت نازم
عتاب از چین پیشانی ترحّمخرمن است اینجا
تبسّمکردن و تیغ غضب نامیدنت نازم
تکلّم اینقدر الفتپرستِ خامشی تا کی؟
قیامت در نقاب برگ گل دزدیدنت نازم
رموز قطره جز دریا کسی دیگر چه میداند؟
دلت در دست و از من حالِ دل پرسیدنت نازم
تغافل صد نگه میپرسد احوال من «بیدل»
مژهنگشوده سوی خاکساران دیدنت نازم
@khanehayeneh
حقعلی، ترکیبی
نصرت فتحعلی خان
✳️ قوالی حقعلی
🔹 نصرت فتحعلی خان
«حقعلی» یکی از قوالیهای معروف مرحوم نصرت فتحعلی خان است. او آن را در جایهای گوناگون و به شکلهای مختلف اجرا کرده است. من در همین کانال قبلاً اجراهای مختلف این قوالی را منتشر کردهام. آنچه اکنون منتشر میکنم یک قطعۀ ترکیبی است که من از دو اجرای مختلف ایجاد کردهام که در هر کدام، بخشی از کار به نظرم جالبتر بوده است.
#نصرت_فتحعلی_خان
#قوالی
#حق_علی
#ترکیبی
@mkazemkazemi
🔹 نصرت فتحعلی خان
«حقعلی» یکی از قوالیهای معروف مرحوم نصرت فتحعلی خان است. او آن را در جایهای گوناگون و به شکلهای مختلف اجرا کرده است. من در همین کانال قبلاً اجراهای مختلف این قوالی را منتشر کردهام. آنچه اکنون منتشر میکنم یک قطعۀ ترکیبی است که من از دو اجرای مختلف ایجاد کردهام که در هر کدام، بخشی از کار به نظرم جالبتر بوده است.
#نصرت_فتحعلی_خان
#قوالی
#حق_علی
#ترکیبی
@mkazemkazemi
کانال محمدکاظم کاظمی
نصرت فتحعلی خان – حق علی
دیگر اجراهای قوالی «حقعلی» را از اینجا 👆 به بعد در همین کانال میتوانید بیابید.
زنده باد زندگی
رادیو دری
🔷 ترا از شیشه میسازد مرا از چوب میسازد
خدا کارش درست است این و آن را خوب میسازد
🔻برشی از برنامه زنده باد زندگی رادیو دری
اگرچه این گفتگو در روز مادر و روز زن انجام شد. اما شنیدن آن در روز پدر و روز مرد خالی از لطف نیست.
🔺مجریان برنامه: حکیم بینش_زینب بیات
🔶تهیهکننده: وحیده حسینیان
🔹نویسنده: علی عطایی
⏱ زمان پخش: هر روز ساعت 9 تا 10 صبح به وقت ایران (10_11افغانستان)
#زن_مرد
#عشق
#اشتغال_زنان
#همدلی
#محمد_کاظم_کاظمی
#زینب_بیات
📻 راههای شنیدن رادیودری _زنده باد زندگی
▶️ parstoday.com/dari
◀️ نرم افرار ایران صدا
◀️ گیرندههای دیجیتال در ایران
@zaynabbayat
خدا کارش درست است این و آن را خوب میسازد
🔻برشی از برنامه زنده باد زندگی رادیو دری
اگرچه این گفتگو در روز مادر و روز زن انجام شد. اما شنیدن آن در روز پدر و روز مرد خالی از لطف نیست.
🔺مجریان برنامه: حکیم بینش_زینب بیات
🔶تهیهکننده: وحیده حسینیان
🔹نویسنده: علی عطایی
⏱ زمان پخش: هر روز ساعت 9 تا 10 صبح به وقت ایران (10_11افغانستان)
#زن_مرد
#عشق
#اشتغال_زنان
#همدلی
#محمد_کاظم_کاظمی
#زینب_بیات
📻 راههای شنیدن رادیودری _زنده باد زندگی
▶️ parstoday.com/dari
◀️ نرم افرار ایران صدا
◀️ گیرندههای دیجیتال در ایران
@zaynabbayat
✳️ محفل شعر بهارستان
🔹 به صورت زنده از اینستاگرام
🔹 با اجرای زینب بیات و محمدکاظم کاظمی
🔻 پنجشنبه ۷ اسفند ۹۹، ساعت ۲۱ تا ۲۲
نشانی اینستاگرام
@mkazemkazemi
🔹 به صورت زنده از اینستاگرام
🔹 با اجرای زینب بیات و محمدکاظم کاظمی
🔻 پنجشنبه ۷ اسفند ۹۹، ساعت ۲۱ تا ۲۲
نشانی اینستاگرام
@mkazemkazemi
🔹 شب شعر هشتم بنیاد مولانای بلخی در لندن
لینک فیلم این برنامه:
https://www.facebook.com/777294514/posts/10159427149889515/?d=n
لینک فیلم این برنامه:
https://www.facebook.com/777294514/posts/10159427149889515/?d=n
Facebook
Log in to Facebook
Log in to Facebook to start sharing and connecting with your friends, family and people you know.
✳️ علی دهباشی در جدال با کرونا
بعضی آدمها به تنهایی کار یک نهاد فرهنگی را میکنند. میتوان آنها را وزارتخانههایی سیار دانست. و علی دهباشی از این آدمهاست. کسی که چند دهۀ متوالی با تلاش و همتی تحسینآفرین و به شکل خستگیناپذیر برای دانش و ادب این وطن فرهنگی کار کرده و کارنامهای شگفتانگیز بر جای نهاده است.
او این روزها با بیماری کرونا دست و گریبان است. خدا نگهدارش باشد.
#علی دهباشی
@mkazemkazemi
بعضی آدمها به تنهایی کار یک نهاد فرهنگی را میکنند. میتوان آنها را وزارتخانههایی سیار دانست. و علی دهباشی از این آدمهاست. کسی که چند دهۀ متوالی با تلاش و همتی تحسینآفرین و به شکل خستگیناپذیر برای دانش و ادب این وطن فرهنگی کار کرده و کارنامهای شگفتانگیز بر جای نهاده است.
او این روزها با بیماری کرونا دست و گریبان است. خدا نگهدارش باشد.
#علی دهباشی
@mkazemkazemi