✳️ نشست علمی–فرهنگی «لهجه و هویت؛ چرا از لهجه خجالت میکشیم؟»
بررسی نقش لهجه در هویت مهاجران افغانستانی و پدیدهی «شرم از لهجه»
🔻 سخنرانان:
دکتر محمدجعفر یاحقی — استاد ممتاز زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه فردوسی مشهد
محمدکاظم کاظمی — شاعر و پژوهشگر ادبی افغانستان
دکتر مسعود تقیآبادی — استاد علوم ارتباطات و رسانه، دانشگاه فردوسی مشهد
🔻 چهارشنبه ۲۶ آذر ۱۴۰۴، ساعت ۱۲:۰۰
🔻تالار قطب علمی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه فردوسی مشهد
🔹 برگزارکننده: انجمن علمی مطالعات افغانستان _ دانشگاه فردوسی مشهد.
#انجمن_علمی_مطالعات_افغانستان
@Association_Of_Afgh_Studies
@aefum
@ssafum
بررسی نقش لهجه در هویت مهاجران افغانستانی و پدیدهی «شرم از لهجه»
🔻 سخنرانان:
دکتر محمدجعفر یاحقی — استاد ممتاز زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه فردوسی مشهد
محمدکاظم کاظمی — شاعر و پژوهشگر ادبی افغانستان
دکتر مسعود تقیآبادی — استاد علوم ارتباطات و رسانه، دانشگاه فردوسی مشهد
🔻 چهارشنبه ۲۶ آذر ۱۴۰۴، ساعت ۱۲:۰۰
🔻تالار قطب علمی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه فردوسی مشهد
🔹 برگزارکننده: انجمن علمی مطالعات افغانستان _ دانشگاه فردوسی مشهد.
#انجمن_علمی_مطالعات_افغانستان
@Association_Of_Afgh_Studies
@aefum
@ssafum
👍6👎1
فراخوان ملی شعر و ادبیات کودک و نوجوان
شاعران و نویسندگان ارجمند میهن
امروزه کودکان و نوجوانان کشور جزو فراموششدهترین اقشار جامعۀ ما اند. نادیدهگرفتن آنها، نادیدهگرفتن آینده است. اگر به فردای بهتر و زیباتر میاندیشیم، باید برای شکوفایی ظرفیتها و استعدادهای کودکان و نوجوانان سرمایهگذاری کنیم.
یکی از کاستیهای جدی در افغانستان و مخصوصا در نظام آموزشی، جایگاه کمرنگ ادبیات کودک و نوجوان است. ما در افغانستان در حوزۀ ادبیات چیزی قابل عرضه برای کودکان و نوجوانان نداریم. متون و مضامین درسی آموزش و پرورش کشور تا حدود زیادی از ادبیات خالیست. پر کردن این کاستی، نیازمند جریانسازی هدفمند در زمینۀ ادبیات کودک و نوجوان است که شاعران و نویسندگان فرهیختۀ کشور باید به این مهم توجه کنند تا زمینۀ تولید و چاپ منابع، نشریهها، مجلهها و متون معیاری برای آموزش ادبیات کودک و نوجوان فراهم شود.
این فراخوان در پی گردآوری محتوای مناسب برای تهیه کتابهای کمکآموزشی ادبیات برای کودکان و نوجوانان است که در برنامههای درسی تقویتی مکاتب گنجانده شود. ازاینرو دست یاری به سوی شاعران و نویسندگان کشور دراز کردیم. خواهشمندیم آثار ادبی مانند شعر، داستان، متن ادبی، حکایت، قصه، لطیفه و طنز و افسانهها و داستانکهای علمی-تخیلی که در زمینۀ ادبیات کودک و نوجوان دارید، به نشانی ایمیل دادهشده بفرستید. اگر اثری در این زمینه ندارید، چه خوب است نخستین اثر خود را برای این فراخوان کودکان و نوجوانان کشور بیافرینید. این کمترین حق کودکان و نوجوانان کشور بر فرهیختگان است که گوشهای از آثار و آفرینشهای ادبی خود را به آنها اختصاص دهند و دنیای زیبای کودکانۀ آنها را در لابلای اشعار و داستانها بازآفرینی کنند. بدون شک، این کار خدمتی ماندگار به نسل آینده و فرهنگ و ادبیات کشور خواهد بود.
یادداشتها:
1. از هر موضوع و مضمونی که مناسب محتوای آموزشی برای کودکان و نوجوانان باشد، استقبال میشود؛ مانند ستایش پروردگار و آفرینش هستی، علم و دانش، مکتب، کتاب، قلم، معلم، پدر و مادر، کودکی و نوجوانی، اخلاق و تربیت، زبان و فرهنگ، محیط زیست، پاکی، آب و اهمیت آن، دوستی و مهربانی، راستی، شادی و نشاط، بیآزاری و ترحم بر حیوانات، صلح و همدیگرپذیری، بهار و طبیعت، شب و روز و جلوههای آنها، اندرز، اخلاق نیکو، پیشرفت و ترقی، زندگی و جلوههای آن، ورزش و تندرستی، بازیهای کودکانه، کمک و همکاری، کار و کوشش، صرفهجویی، وطندوستی، آبادی، باغ و بوستان، شکرگزاری و دیگر موضوعات تعلیمی و آموزنده.
2. مضمون و محتوا خالی از رنگوبوی سیاسی باشد و بر روح و روان دانشآموزان بارمنفی نگذارد.
3. این آثار برای تهیۀ متون کمکدرسی خوانش و نگارش به عنوان نصاب تقویتی به کار گرفته میشوند و به نام خود نویسنده با ذکر منبع آن چاپ خواهد شد.
4. در آینده برآنیم آثار گردآوریشده را در کتابهایی با عنوان «گزیدۀ شعر کودک و نوجوان» و «گزیدۀ داستان کودک و نوجوان» چاپ و منتشر کنیم.
مهلت ارسال آثار: 15/10/1404
شماره تماس، واتساپ و تلگرام: 09901472497 -
ایمیل: (aliamoozgar1991@gmail.com)
شاعران و نویسندگان ارجمند میهن
امروزه کودکان و نوجوانان کشور جزو فراموششدهترین اقشار جامعۀ ما اند. نادیدهگرفتن آنها، نادیدهگرفتن آینده است. اگر به فردای بهتر و زیباتر میاندیشیم، باید برای شکوفایی ظرفیتها و استعدادهای کودکان و نوجوانان سرمایهگذاری کنیم.
یکی از کاستیهای جدی در افغانستان و مخصوصا در نظام آموزشی، جایگاه کمرنگ ادبیات کودک و نوجوان است. ما در افغانستان در حوزۀ ادبیات چیزی قابل عرضه برای کودکان و نوجوانان نداریم. متون و مضامین درسی آموزش و پرورش کشور تا حدود زیادی از ادبیات خالیست. پر کردن این کاستی، نیازمند جریانسازی هدفمند در زمینۀ ادبیات کودک و نوجوان است که شاعران و نویسندگان فرهیختۀ کشور باید به این مهم توجه کنند تا زمینۀ تولید و چاپ منابع، نشریهها، مجلهها و متون معیاری برای آموزش ادبیات کودک و نوجوان فراهم شود.
این فراخوان در پی گردآوری محتوای مناسب برای تهیه کتابهای کمکآموزشی ادبیات برای کودکان و نوجوانان است که در برنامههای درسی تقویتی مکاتب گنجانده شود. ازاینرو دست یاری به سوی شاعران و نویسندگان کشور دراز کردیم. خواهشمندیم آثار ادبی مانند شعر، داستان، متن ادبی، حکایت، قصه، لطیفه و طنز و افسانهها و داستانکهای علمی-تخیلی که در زمینۀ ادبیات کودک و نوجوان دارید، به نشانی ایمیل دادهشده بفرستید. اگر اثری در این زمینه ندارید، چه خوب است نخستین اثر خود را برای این فراخوان کودکان و نوجوانان کشور بیافرینید. این کمترین حق کودکان و نوجوانان کشور بر فرهیختگان است که گوشهای از آثار و آفرینشهای ادبی خود را به آنها اختصاص دهند و دنیای زیبای کودکانۀ آنها را در لابلای اشعار و داستانها بازآفرینی کنند. بدون شک، این کار خدمتی ماندگار به نسل آینده و فرهنگ و ادبیات کشور خواهد بود.
یادداشتها:
1. از هر موضوع و مضمونی که مناسب محتوای آموزشی برای کودکان و نوجوانان باشد، استقبال میشود؛ مانند ستایش پروردگار و آفرینش هستی، علم و دانش، مکتب، کتاب، قلم، معلم، پدر و مادر، کودکی و نوجوانی، اخلاق و تربیت، زبان و فرهنگ، محیط زیست، پاکی، آب و اهمیت آن، دوستی و مهربانی، راستی، شادی و نشاط، بیآزاری و ترحم بر حیوانات، صلح و همدیگرپذیری، بهار و طبیعت، شب و روز و جلوههای آنها، اندرز، اخلاق نیکو، پیشرفت و ترقی، زندگی و جلوههای آن، ورزش و تندرستی، بازیهای کودکانه، کمک و همکاری، کار و کوشش، صرفهجویی، وطندوستی، آبادی، باغ و بوستان، شکرگزاری و دیگر موضوعات تعلیمی و آموزنده.
2. مضمون و محتوا خالی از رنگوبوی سیاسی باشد و بر روح و روان دانشآموزان بارمنفی نگذارد.
3. این آثار برای تهیۀ متون کمکدرسی خوانش و نگارش به عنوان نصاب تقویتی به کار گرفته میشوند و به نام خود نویسنده با ذکر منبع آن چاپ خواهد شد.
4. در آینده برآنیم آثار گردآوریشده را در کتابهایی با عنوان «گزیدۀ شعر کودک و نوجوان» و «گزیدۀ داستان کودک و نوجوان» چاپ و منتشر کنیم.
مهلت ارسال آثار: 15/10/1404
شماره تماس، واتساپ و تلگرام: 09901472497 -
ایمیل: (aliamoozgar1991@gmail.com)
Telegram
کانال محمدکاظم کاظمی
👍4
Forwarded from روایت revayataf
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
▪️شعرخوانی استاد محمد کاظم کاظمی در برنامه "لهجه و هویت" در دانشگاه فردوسی مشهد
▪️ پایگاه خبری_تحلیلی روایت
وب سایت | X | فیسبوک | انستاگرام | کانال واتساپ | کانال یوتیوب
@revayataf
▪️ پایگاه خبری_تحلیلی روایت
وب سایت | X | فیسبوک | انستاگرام | کانال واتساپ | کانال یوتیوب
@revayataf
❤11
✳️ دو رویّه در بحثهای هویتی
🔹محمدکاظم کاظمی
در ماههای اخیر در فضای مجازی و رسانهای، شاهد چند فقره بحث در مسائل فرهنگی و تاریخی بودهایم که هرچند اینها در حوزههای مختلف ملی، مذهبی و سیاسی رخ داده است، در همه یک چیز مشترک بوده است و آن نحوهٔ مواجههٔ مدافعان یک فکر یا هویت، از منتقدان آن بوده است.
به راستی وقتی یک تفکر یا گزارهٔ حتی بدیهی از سوی کسی نقد میشود، ما چه رویهای در پیش میگیریم و باید در پیش بگیریم؟
🔻 رویّهٔ اول
آن امر را بخشی از هویت دینی، تاریخی یا فرهنگی خویش بدانیم و بحث در آن مورد را توهین به خود و هویت جمعی خود بپنداریم و با آن انتقاد و انتقادکننده از در انکار، برخورد قلمی، توهین و ارعاب برآییم. طبیعتاً وقتی بحث را هویتی و به تعبیری «ناموسی» (چنان که در یک بحث دینی این مسئله مطرح شد) بسازیم و تشکیک در آن را «ممنوع» و «خط قرمز» بپنداریم گروه وسیعی از کسانی که احساساتشان هم جریحهدار شده است، با ما همراه میشوند دمار از روزگار آن منتقد درمیآورند. یا او را طرد میکنیم، یا به عذرخواهی و توبه وامیداریم و یا حداقل او را و دیگرانی را که ممکن است این فکر در ذهنشان جوانه زده یا این شائبه برایشان ایجاد شده است، مرعوب میسازیم به گونهای که آن عرصه دیگر از هر تهاجمی در امان بماند.
اما آن فکر، آن انتقاد یا شائبه و شبهه خودش چه میشود؟ از بین میرود؟ نه، بلکه به پستوی ذهن آن شخص و دیگران میرود و بدون این که پاسخی یافته باشد، زندگی می کند و باز از جایی دیگر سر برمیآورد (چون پاسخ نیافته است) و باز باید یک لشکر دیگر برای مواجهه با آن بسیج کنیم.
یکی از فعالان فضای مجازی ایراد گرفته است که چرا فردوسی در ابتدای داستان، انتهای آن را فاش کرده یا به تعبیری لو داده است. لحن ایشان هم تند و حتی از نظر بعضیها توهینآمیز بوده است. گیرم که ما او را به قوهٔ قهریه ساکت ساختیم یا طرد کردیم. این ایراد در ذهن بسیاری از آدمها وجود دارد و میچرخد.
اما این تنها عارضهٔ این قضیه نیست. با این برخوردها، ما به عنوان اهالی یک حوزهٔ هویتی، تصویری مخدوش از خود هم به دیگران ارائه کردهایم. تصویر آدمهایی عصبی، کمتحمل، نابردبار و ناسازگار با اندیشههای گوناگون. فردا دیگران از منِ مذهبی که به خاطر تشکیک یک شخص در امری تاریخی (گیرم از منظر من هویتی و ناموسی) او را کافر و گمراه و هزار چیز دیگر مینامم، چه تصویری دارد؟
🔻رویّهٔ دوم
ما صرف نظر از نوع لحن و بیان و حتی تعرض و توهینی که ممکن است از سوی آن منتقد احساس کردهباشیم، هستهٔ بحث او را میگیریم، ارزیابی میکنیم و حلاجی میکنیم. اگر به نتیجهٔ روشنی رسیدیم، آن را بیان میکنیم و پاسخ میدهیم. به این صورت هم روش خردورزانهای در پیش گرفتهایم و هم آن گره برای همیشه گشوده شده و پاسخ مطلوب خود را یافته است.
من در پاسخ آن ایراد به داستانسرایی فردوسی، میتوانم این را بگویم که اتفاقاً در یک سطح دیگر همین که انتهای داستان را در ابتدا بازگو میکنی، خواننده را به نوعی دیگر در تعلیق و درگیری قرار میدهد. این که چطور شد که قهرمان پسرش را کشت؟ چطور شد که تاجبخش پادشاهان، این بار تیر دوسر به چشم پادشاهزاده زد؟ اینجا در طول داستان یک تعلیق دیگر جریان دارد که از آن اولی ممکن است گیراتر باشد. (در این مورد سید ابوطالب مظفری در مقالهای با عنوان «سخنگفتن پهلوانی» در فصلنامهٔ در دری، مفصل بحث کرده و از منظر خود دلایل برتری این شیوهٔ داستانسرایی را بیان کرده است.)
وقتی ما این را بیان کنیم، این مسئله هم برای شخص منتقد حل شده است، هم برای افراد بسیاری که این سخن را دیده باشند.
مزیت دیگر این است که به خشکمغزی و ناشکیبایی متهم نشدهایم. شخص مقابل توهین کرده است؟ گیرم که چنین باشد. ما این را بدانیم که توهینکنندگان محبوب نیستند. چه دیگری، چه ما.
🔻 خط قرمزها برای کیست؟
و همینجا این نکته را هم بیفزایم که گیرم اگر مسئلهای برای ما هویتی و ناموسی و خط قرمز است، ما خود مختاریم که در آن مسئله بحث نکنیم و وارد نشویم (هرچند همین هم به نظر من پسندیده نیست) ولی این را نمیشود به دیگران هم تکلیف کرد. چون ممکن است برای آن اشخاص چنین نباشد. برای کسی که دلبستهٔ فرهنگ ملی است، ممکن است بحث در مورد فردوسی یا کوروش هویتی و ناموسی باشد. برای کسی که دلبستهٔ فرهنگ دینی است ممکن است بحث در مورد قرآن و پیامبر چنین باشد. برای کسی دیگر ممکن است رهبران سیاسی خط قرمز باشد. ما نباید خط قرمزی را که خود در موضوعی داریم، بر دیگری تحمیل کنیم. همان طور که خود ممکن است در حوزهای بحث و انتقاد داشته باشیم که برای دیگران خط قرمز باشد. میدانید که یک زمانی در تاریخ اسلام، بحثکردن در مورد حدوث و قِدم قرآن خط قرمز بود و چه خونها که بر سر این ماجرا ریخته شد؟
@mkazemkazemi
🔹محمدکاظم کاظمی
در ماههای اخیر در فضای مجازی و رسانهای، شاهد چند فقره بحث در مسائل فرهنگی و تاریخی بودهایم که هرچند اینها در حوزههای مختلف ملی، مذهبی و سیاسی رخ داده است، در همه یک چیز مشترک بوده است و آن نحوهٔ مواجههٔ مدافعان یک فکر یا هویت، از منتقدان آن بوده است.
به راستی وقتی یک تفکر یا گزارهٔ حتی بدیهی از سوی کسی نقد میشود، ما چه رویهای در پیش میگیریم و باید در پیش بگیریم؟
🔻 رویّهٔ اول
آن امر را بخشی از هویت دینی، تاریخی یا فرهنگی خویش بدانیم و بحث در آن مورد را توهین به خود و هویت جمعی خود بپنداریم و با آن انتقاد و انتقادکننده از در انکار، برخورد قلمی، توهین و ارعاب برآییم. طبیعتاً وقتی بحث را هویتی و به تعبیری «ناموسی» (چنان که در یک بحث دینی این مسئله مطرح شد) بسازیم و تشکیک در آن را «ممنوع» و «خط قرمز» بپنداریم گروه وسیعی از کسانی که احساساتشان هم جریحهدار شده است، با ما همراه میشوند دمار از روزگار آن منتقد درمیآورند. یا او را طرد میکنیم، یا به عذرخواهی و توبه وامیداریم و یا حداقل او را و دیگرانی را که ممکن است این فکر در ذهنشان جوانه زده یا این شائبه برایشان ایجاد شده است، مرعوب میسازیم به گونهای که آن عرصه دیگر از هر تهاجمی در امان بماند.
اما آن فکر، آن انتقاد یا شائبه و شبهه خودش چه میشود؟ از بین میرود؟ نه، بلکه به پستوی ذهن آن شخص و دیگران میرود و بدون این که پاسخی یافته باشد، زندگی می کند و باز از جایی دیگر سر برمیآورد (چون پاسخ نیافته است) و باز باید یک لشکر دیگر برای مواجهه با آن بسیج کنیم.
یکی از فعالان فضای مجازی ایراد گرفته است که چرا فردوسی در ابتدای داستان، انتهای آن را فاش کرده یا به تعبیری لو داده است. لحن ایشان هم تند و حتی از نظر بعضیها توهینآمیز بوده است. گیرم که ما او را به قوهٔ قهریه ساکت ساختیم یا طرد کردیم. این ایراد در ذهن بسیاری از آدمها وجود دارد و میچرخد.
اما این تنها عارضهٔ این قضیه نیست. با این برخوردها، ما به عنوان اهالی یک حوزهٔ هویتی، تصویری مخدوش از خود هم به دیگران ارائه کردهایم. تصویر آدمهایی عصبی، کمتحمل، نابردبار و ناسازگار با اندیشههای گوناگون. فردا دیگران از منِ مذهبی که به خاطر تشکیک یک شخص در امری تاریخی (گیرم از منظر من هویتی و ناموسی) او را کافر و گمراه و هزار چیز دیگر مینامم، چه تصویری دارد؟
🔻رویّهٔ دوم
ما صرف نظر از نوع لحن و بیان و حتی تعرض و توهینی که ممکن است از سوی آن منتقد احساس کردهباشیم، هستهٔ بحث او را میگیریم، ارزیابی میکنیم و حلاجی میکنیم. اگر به نتیجهٔ روشنی رسیدیم، آن را بیان میکنیم و پاسخ میدهیم. به این صورت هم روش خردورزانهای در پیش گرفتهایم و هم آن گره برای همیشه گشوده شده و پاسخ مطلوب خود را یافته است.
من در پاسخ آن ایراد به داستانسرایی فردوسی، میتوانم این را بگویم که اتفاقاً در یک سطح دیگر همین که انتهای داستان را در ابتدا بازگو میکنی، خواننده را به نوعی دیگر در تعلیق و درگیری قرار میدهد. این که چطور شد که قهرمان پسرش را کشت؟ چطور شد که تاجبخش پادشاهان، این بار تیر دوسر به چشم پادشاهزاده زد؟ اینجا در طول داستان یک تعلیق دیگر جریان دارد که از آن اولی ممکن است گیراتر باشد. (در این مورد سید ابوطالب مظفری در مقالهای با عنوان «سخنگفتن پهلوانی» در فصلنامهٔ در دری، مفصل بحث کرده و از منظر خود دلایل برتری این شیوهٔ داستانسرایی را بیان کرده است.)
وقتی ما این را بیان کنیم، این مسئله هم برای شخص منتقد حل شده است، هم برای افراد بسیاری که این سخن را دیده باشند.
مزیت دیگر این است که به خشکمغزی و ناشکیبایی متهم نشدهایم. شخص مقابل توهین کرده است؟ گیرم که چنین باشد. ما این را بدانیم که توهینکنندگان محبوب نیستند. چه دیگری، چه ما.
🔻 خط قرمزها برای کیست؟
و همینجا این نکته را هم بیفزایم که گیرم اگر مسئلهای برای ما هویتی و ناموسی و خط قرمز است، ما خود مختاریم که در آن مسئله بحث نکنیم و وارد نشویم (هرچند همین هم به نظر من پسندیده نیست) ولی این را نمیشود به دیگران هم تکلیف کرد. چون ممکن است برای آن اشخاص چنین نباشد. برای کسی که دلبستهٔ فرهنگ ملی است، ممکن است بحث در مورد فردوسی یا کوروش هویتی و ناموسی باشد. برای کسی که دلبستهٔ فرهنگ دینی است ممکن است بحث در مورد قرآن و پیامبر چنین باشد. برای کسی دیگر ممکن است رهبران سیاسی خط قرمز باشد. ما نباید خط قرمزی را که خود در موضوعی داریم، بر دیگری تحمیل کنیم. همان طور که خود ممکن است در حوزهای بحث و انتقاد داشته باشیم که برای دیگران خط قرمز باشد. میدانید که یک زمانی در تاریخ اسلام، بحثکردن در مورد حدوث و قِدم قرآن خط قرمز بود و چه خونها که بر سر این ماجرا ریخته شد؟
@mkazemkazemi
❤5
Forwarded from خراسان آنلاین
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
👤محمدکاظم کاظمی، شاعر و نویسنده افغانستانی در #خراسان_گپ در پاسخ به این سوال که واژه یلدا واژه فارسی نیست و اصالتاً این واژه سوریانی و مربوط به روم باستان است، بنابراین بهتر است یلدا بگوییم یا چله گفت :
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤6👍2
خراسان آنلاین
با سپاس از عزیزان دستاندرکار «خراسان آنلاین»
👍3❤1
Forwarded from افغانستانیها
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🍁 گفتوگوی خراسانآنلاین با محمدکاظم کاظمی
00:00 «یلدا» بگوییم یا «شب چله»؟
04:54 «یلدا» در متون کهن ادبی
12:20 دربارهٔ شعر «شب یلدا» (۱۳۸۵)
14:01 شب یلدا در افغانستان
17:18 یلدا چرا در افغانستان پررنگتر شده است؟
18:55 یلدا و نوروز امروز در افغانستان ممنوع است
28:35 از مردم افغانستان چه خبر؟
30:57 مردم افغانستان به مقاومت فرهنگیِ خود ادامه میدهند
31:46 فرق «افغانی» با «افغانستانی» چیست؟
33:21 یک ویژگیِ مشخص مردم ایران چیست؟
34:37 حال زبان فارسی چطور است؟
🎥 از: یوتیوب خراسانآنلاین (۱۴۰۴/۹/۲۷)
#️⃣ #فرهنگ #شب_چله #شب_یلدا
00:00 «یلدا» بگوییم یا «شب چله»؟
04:54 «یلدا» در متون کهن ادبی
12:20 دربارهٔ شعر «شب یلدا» (۱۳۸۵)
14:01 شب یلدا در افغانستان
17:18 یلدا چرا در افغانستان پررنگتر شده است؟
18:55 یلدا و نوروز امروز در افغانستان ممنوع است
28:35 از مردم افغانستان چه خبر؟
30:57 مردم افغانستان به مقاومت فرهنگیِ خود ادامه میدهند
31:46 فرق «افغانی» با «افغانستانی» چیست؟
33:21 یک ویژگیِ مشخص مردم ایران چیست؟
34:37 حال زبان فارسی چطور است؟
🎥 از: یوتیوب خراسانآنلاین (۱۴۰۴/۹/۲۷)
#️⃣ #فرهنگ #شب_چله #شب_یلدا
❤3👍1
افغانستانیها
🍁 گفتوگوی خراسانآنلاین با محمدکاظم کاظمی 00:00 «یلدا» بگوییم یا «شب چله»؟ 04:54 «یلدا» در متون کهن ادبی 12:20 دربارهٔ شعر «شب یلدا» (۱۳۸۵) 14:01 شب یلدا در افغانستان 17:18 یلدا چرا در افغانستان پررنگتر شده است؟ 18:55 یلدا و نوروز امروز در افغانستان…
متن کامل گفتوگوی من با خراسان آنلاین.
با سپاس از دوستان عزیز «خراسانآنلاین» و نیز کانال «افغانستانیها»
با سپاس از دوستان عزیز «خراسانآنلاین» و نیز کانال «افغانستانیها»
❤7
Forwarded from کانال محمدکاظم کاظمی
🔴 شب یلدا
🔹محمدکاظم کاظمی
اینجا، در این تلاقی خونها و شیشهها
شبهای بد بلندترند از همیشهها
شبهای بد بلندترند از همیشهها
تا آب این درخت بخشکد به ریشهها
امشب بدون جامه بخوابی بلندتر
بر روی روزنامه بخوابی بلندتر
دار و صلیب و قبر ببینی زیادتر
خواب پلنگ و ببر ببینی زیادتر
وقتی شب از همیشه شود جانگدازتر
خون شما به شیشه شود جانگدازتر
🔸
یلدا حریف اینهمه سختی شود مگر
سیبی که میخورید درختی شود مگر
مستوجب عطای بخیلان شوی شبی
منظور وعدههای وکیلان شوی شبی:
«من آمدم ترانه بیارم برایتان
آجیل و هندوانه بیارم برایتان
روزانتان همیشه به جوزا بدل شود
شبهایتان همیشه به یلدا بدل شود
آن قصر زرنگار، پس از کوه و جنگل است
سختی همیشه در صد و سی سال اول است
دیگر کلید بخت به جیب تو میشود
یعنی خوراک برّه نصیب تو میشود
ما هندوانه هر شب دی پوست میکُنیم
آن را نثار خوبترین دوست میکنیم»
🔸
کوچک زیاد بودهای، اینک بزرگ شو
این پوست را رها کن و ای برّه! گرگ شو
سال دگر به سیب زمینی بسنده کن
با هر چه نزد خویش ببینی بسنده کن
امسال اگر بریدۀ نان میخوریم ما،
سال دگر خوراک شبان میخوریم ما
فروردین 1385
#شب_یلدا
#محمدکاظم_کاظمی
@mkazemkazemi
🔹محمدکاظم کاظمی
اینجا، در این تلاقی خونها و شیشهها
شبهای بد بلندترند از همیشهها
شبهای بد بلندترند از همیشهها
تا آب این درخت بخشکد به ریشهها
امشب بدون جامه بخوابی بلندتر
بر روی روزنامه بخوابی بلندتر
دار و صلیب و قبر ببینی زیادتر
خواب پلنگ و ببر ببینی زیادتر
وقتی شب از همیشه شود جانگدازتر
خون شما به شیشه شود جانگدازتر
🔸
یلدا حریف اینهمه سختی شود مگر
سیبی که میخورید درختی شود مگر
مستوجب عطای بخیلان شوی شبی
منظور وعدههای وکیلان شوی شبی:
«من آمدم ترانه بیارم برایتان
آجیل و هندوانه بیارم برایتان
روزانتان همیشه به جوزا بدل شود
شبهایتان همیشه به یلدا بدل شود
آن قصر زرنگار، پس از کوه و جنگل است
سختی همیشه در صد و سی سال اول است
دیگر کلید بخت به جیب تو میشود
یعنی خوراک برّه نصیب تو میشود
ما هندوانه هر شب دی پوست میکُنیم
آن را نثار خوبترین دوست میکنیم»
🔸
کوچک زیاد بودهای، اینک بزرگ شو
این پوست را رها کن و ای برّه! گرگ شو
سال دگر به سیب زمینی بسنده کن
با هر چه نزد خویش ببینی بسنده کن
امسال اگر بریدۀ نان میخوریم ما،
سال دگر خوراک شبان میخوریم ما
فروردین 1385
#شب_یلدا
#محمدکاظم_کاظمی
@mkazemkazemi
❤11👍1
Forwarded from آثار محمدکاظم کاظمی
🔹 یلدا ۹۲
🔸 محمدکاظم کاظمی
آخر پاییز شد، جوجهشماری کنید
فصل زمستان رسید، فکر بخاری کنید
عمر گرانمایهتان میگذرد مثل باد
مزرع ناکشته را مزرعهداری کنید
نامۀ اعمالتان درهم و برهم شده است
نامۀ اعمال را بازنگاری کنید
فیالمثل امسال اگر موج جدیدی رسید،
اهل سیاست! کمی موجسواری کنید
تاجر اگر بودهاید، در نوسانات ارز
دخل دلاری کنید، خرج دلاری کنید
کاسب اگر بودهاید، با مدد سطل رنگ
بچۀ گنجشک را بچه قناری کنید
زاهد اگر بودهاید از همه اعمال دین
گریه و زاری کنید، گریه و زاری کنید
الغرض ای مردمان، آخر پاییز شد
جوجه اگر نیست، باز تخمگذاری کنید
۱ دی ۱۳۹۲
#شب_یلدا
#شعر_کاظمی
@asarkazemi
🔸 محمدکاظم کاظمی
آخر پاییز شد، جوجهشماری کنید
فصل زمستان رسید، فکر بخاری کنید
عمر گرانمایهتان میگذرد مثل باد
مزرع ناکشته را مزرعهداری کنید
نامۀ اعمالتان درهم و برهم شده است
نامۀ اعمال را بازنگاری کنید
فیالمثل امسال اگر موج جدیدی رسید،
اهل سیاست! کمی موجسواری کنید
تاجر اگر بودهاید، در نوسانات ارز
دخل دلاری کنید، خرج دلاری کنید
کاسب اگر بودهاید، با مدد سطل رنگ
بچۀ گنجشک را بچه قناری کنید
زاهد اگر بودهاید از همه اعمال دین
گریه و زاری کنید، گریه و زاری کنید
الغرض ای مردمان، آخر پاییز شد
جوجه اگر نیست، باز تخمگذاری کنید
۱ دی ۱۳۹۲
#شب_یلدا
#شعر_کاظمی
@asarkazemi
❤14👍1
Forwarded from بریل های ناگزیر اشعار موسی عصمتی
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
تیزر فیلم مستند "خودم میبینم"
بر اساس زندگی و شعر موسی عصمتی
مستند "خودم میبینم" روایتی است از زندگی پرفراز و نشیب موسی عصمتی؛ شاعر و معلم ادبیاتی که در دوازده سالگی ، نابینا شد این فیلم داستان کشف نور در دل تاریکی است؛ پرتره ای از شاعری که سروده مشهورش،《 پدرم را خدا بیامرزد》 پس از فاجعه معدن طبس، به صدای درد میلیون ها نفر بدل شد .
کارگردان :مهدی لاری| تهیه کننده نوید نیلچی | نویسنده: محمد میرزاده _بازیگران سپهر قزوینی ، مژده محمدی، علی دانشمند| مدیر فیلمبرداری: حسین بیات، مدیر صدابرداری: حسین نیکجه ،منشی صحنه الناز ميرزا | طراح صحنه و لباس: فاطمه کمیزی | طراح گریم :حمید جمشیدی راد |دستیاران تصویر: مهدی درزی، مهدی خالدی| دستیار صدا: علیرضا ساری |تدوین: حسین نیکجه | مدیر تولید: محمد میرزاده ،طراح پوستر: داود بیات | تیزر: امیرحسین گتمیری
تهیه شده در گروه هنری صور
لینک پیوستن به کانال اشعار #موسی_عصمتی 👇
https://t.me/braillehayenagozir
بر اساس زندگی و شعر موسی عصمتی
مستند "خودم میبینم" روایتی است از زندگی پرفراز و نشیب موسی عصمتی؛ شاعر و معلم ادبیاتی که در دوازده سالگی ، نابینا شد این فیلم داستان کشف نور در دل تاریکی است؛ پرتره ای از شاعری که سروده مشهورش،《 پدرم را خدا بیامرزد》 پس از فاجعه معدن طبس، به صدای درد میلیون ها نفر بدل شد .
کارگردان :مهدی لاری| تهیه کننده نوید نیلچی | نویسنده: محمد میرزاده _بازیگران سپهر قزوینی ، مژده محمدی، علی دانشمند| مدیر فیلمبرداری: حسین بیات، مدیر صدابرداری: حسین نیکجه ،منشی صحنه الناز ميرزا | طراح صحنه و لباس: فاطمه کمیزی | طراح گریم :حمید جمشیدی راد |دستیاران تصویر: مهدی درزی، مهدی خالدی| دستیار صدا: علیرضا ساری |تدوین: حسین نیکجه | مدیر تولید: محمد میرزاده ،طراح پوستر: داود بیات | تیزر: امیرحسین گتمیری
تهیه شده در گروه هنری صور
لینک پیوستن به کانال اشعار #موسی_عصمتی 👇
https://t.me/braillehayenagozir
❤6
بریل های ناگزیر اشعار موسی عصمتی
تیزر فیلم مستند "خودم میبینم" بر اساس زندگی و شعر موسی عصمتی مستند "خودم میبینم" روایتی است از زندگی پرفراز و نشیب موسی عصمتی؛ شاعر و معلم ادبیاتی که در دوازده سالگی ، نابینا شد این فیلم داستان کشف نور در دل تاریکی است؛ پرتره ای از شاعری که سروده مشهورش،《…
✳️ به این میبالم که افتخار حضور و همراهی در مستند «خودم میبینم» را داشتهام. از جناب محمد میرزاده و همکاران ایشان در تهیهٔ این مستند بسیار سپاسگزارم.
به امید انتشار و پخش عمومی این مستند.
به امید انتشار و پخش عمومی این مستند.
❤6