کانال محمدکاظم کاظمی
2.82K subscribers
2.03K photos
314 videos
99 files
951 links
کانال‌های مرتبط:
آثار (شعرها و نوشته‌های آموزشی)
@asarkazemi
پادکست شعر پارسی
https://castbox.fm/va/5426223
صفحۀ اینستاگرام:
instagram.com/mkazemkazemi
سایت:
www.mkkazemi.com
Download Telegram
🏠 داستان خانۀ ما
(در پیوند با تصویر پست بالا و توضیح ماجرا)

بهار ۱۳۹۱ بود و سه سال از زمانی می‌گذشت که ما در خانه‌ای که با دشواری‌های فراوان خریده بودیم، مستقر شده بودیم. یک روز دیدم از ادارۀ‌ ثبت احوال مأمور آمد و معلوم شد که معاملۀ این خانه در چند دست قبل مخدوش بوده است. یعنی بعضی از ورثه، خانۀ‌ میراثی را بدون پرداخت حق بعضی دیگر، فروخته‌اند و خانه سه دست گشته و به ما رسیده است. و حالا آن ورثه محروم، شکایت کرده‌اند و سند خانه باطل شده است و قرار است آن را به مزایده بگذارند، که سهم آنان را بپردازند.
▫️
خلاصه کار در ظرف سه ماه اجرایی شد. حکم تخلیه صادر شد و در مرداد ۹۴ با حکم دادگاه خانه توقیف شد. ما به اضطرار، ظرف چند روز سرپناهی یافتیم و خانۀ خودمان را با همه زحمتی که برایش کشیده بودیم و تازه از بدهی‌هایش خلاص شده بودیم، تحویل دادگاه دادیم.
▫️
قصه طولانی است. وکیل بگیر و دادگاه برو و فروشندگان قبلی را پیدا کن و... اکنون بعد از سی ماه کار به اینجا رسیده است که توانسته‌ایم خانۀ‌ خودمان را پس بگیریم با تحمل هزینۀ‌ای بسیار در حدی که با این پول می‌شد یک آپارتمان خرید. در واقع ما سهم آن ورثه را که مبلغ سنگینی هم بود، پرداختیم و خانه را متصرف شدیم. البته داستان پایان نیافته و هنوز ادامه دارد، تا این روند لاک‌پشتی دادگاه‌ها طی شود و آبی به جوی برگردد و خسارتی که دیده‌ایم تأمین شود.
▫️
در این مدت سختی‌ها، اضطراب‌ها، نگرانی‌ها و هزینه‌های خاص این شرایط را گذراندیم. از این پس هم کار بسیار سهل نخواهد بود، چون ما حدود نیمی از خانه را در عمل دوباره می‌خریم و باز باید سال‌ها این خسارت جبران شود. ولی خدا را همیشه شکر می‌کنم که ضرر جانی نبود و مالی بود؛ و ما مقصر نبودیم بلکه صاحب حق بودیم و اکنون هم به شکر خدا به نظر می‌رسد که قسمت سخت ماجرا گذشته است.
▫️
در این مدت بسیاری‌ها همراهی‌مان کردند. بیش از همه همسر عزیزم زینب که از دست رفتن خانه‌ای را که بیشترش به کوشش خود او و با کار و پشتکار خود او فراهم شده بود، دید و هیچ‌گاه توکل و صبر و آرامش خود را به کنار نگذاشت. همچنان پشت و پناه روحی من و مادرم بود.
خواهر و برادرانم از دل و جان مایه گذاشتند، هم‌چنین شوهر خواهرم هادی ساعی که خداوند همیشه پشت و پناه او باد. و همین طور خواهران و برادران همسرم که هر آنچه در توانشان بود در این مدت در طبق اخلاص گذاشتند.
دوستان گرامی عابس قدسی، وحید جلیلی، غفار یعقوبی، سعیده موسوی‌زاده، وکیل محترم جواد عطاری بهار و بسیار عزیزان دیگر، هر کدام به شکلی یاری کردند. به یاد می‌آورم ‌روزی را که از طرفی من به نمایندگی از مهاجرین افغانستان به برنامۀ ماه عسل دعوت شده بودم و از طرفی افسر با حکم تخلیه به درِ خانه آمده بود. آقای جلیلی گفت: تو با خاطرجمعی برو به برنامه شرکت کن و کار را به ما بسپار؛ و توانست برای تخلیه مهلت بگیرد تا من در برنامه شرکت کنم.
و باید به طور ویژه سپاسگزار شاعر گرامی خانم عفت کاظمی و همسرشان وکیل محترم سید یاسر عقیلی باشم که بعد از این که جریان به بن‌بست خورده بود، کار را به دست گرفتند و با جدیت تمام، تا بدین جا پیش بردند که ما خانه‌مان را دوباره تصرف کنیم. و امید است که با همت آنان و لطف خداوند، مسیر طولانی این پرونده به پایان برسد.
به هر حال ما هنوز در نیمۀ راه هستیم. هم باید امور سند خانه به انجام برسد و هم هزینۀ سنگینی که ما برای تصرف مجدد خانه کرده‌ایم جبران شود.
▫️
اکنون و در نقطۀ عطف ماجرا که استرداد خانه است، این داستان را به تفصیل و با جزئیات نوشتم، تا هم دوستانی که در این مدت نگران بودند خاطرجمع شوند و هم عزیزانی که گاه و بیگاه این موضوع برایشان مایۀ پرسش بود، در جریان قرار گیرند.
#خانۀ_کاظمی
#محمدکاظم_کاظمی
@mkazemkazemi