🔹 دربارۀ قالب «غزلپاره»
▪️ بخشی از مقدمۀ محمدکاظم کاظمی بر کتاب تازه منتشرشدۀ «غزلپاره» از ساحل تراکمه
این مطلب با تفصیل بیشتری در سایت محمدکاظم کاظمی هم منتشر شده است.
http://www.mkkazemi.com/1396/08/28/ghazalpareh/
▫️
اگر بپذیریم که هر یک از قالبهای شعر قابلیت خاصی دارد و برای موقعیت ویژهای متناسبتر است، از آن سوی هم میشود انتظار داشت که برای بیان موقعیتهای مختلف، قالبهای متفاوتی از شعر لازم باشند تا بتوانند همۀ محدودۀ نیازهای احساسی و فکری انسان را بپوشانند.
▫️
از آن روی که قالبهای شعر بر اساس ترتیب قافیهها و در موارد اندکی با شاخص وزن مشخص میشوند، میشود گفت که عمده چیزی که یک قالب را برجسته میسازد، عیار موسیقی کناری در آن است.
قالب غزل از این نظر در تعادل است، یعنی نه سرشار از قافیه است و نه چنان خلوت که قافیههای شعر را از یاد ببری. درست در جای خاصی، قافیههایی با ساختار واحد تکرار میشوند. افزون بر این، غزل از مزیت بزرگ مقفّیبودن بیت اول برخوردار است، بر خلاف قطعه.
صحبت از قطعه شد. به راستی این قالب خوشدست که گاهی برای شعرهای نسبتاً کوتاه به کار میآید، چرا در شعر فارسی هیچ وقت جدی گرفته نشد؟ چرا حتی قطعههای شش بیتی و هفت بیتی که میشد در حد یک غزل قابل طرح باشند، هیچ وقت درست دیده نشدند؟ به نظرم هیچ دلیلی وجود ندارد جز بیبهره بودن قطعه از قافیۀ مصراع اول، که مقدمۀ شعر است و ما بسیار وقتها شعر را با مطلع آن میشناسیم. قطعه در اولین بیت خودش ضعف قافیه را فریاد میزند، در حالی که غزل در اولین بیت چنین وانمود میکند که قافیهای غنی دارد، هرچند در بیتهای دیگر عیار قافیه به نصف کاهش مییابد. در واقع غزل با انرژیای شروع میشود که تا مدتی انسان را درگیر خود میسازد.
پس تا اینجا به یک نتیجۀ روشن رسیدیم و آن برتری مقفا بودن بیت اول است. همین چیزی است که باعث شد رباعی و دوبیتی با همه کوتاهی و محدودیت خود از قطعه جلو بزنند.
اما باز رباعی و دوبیتی یک محدودیت کُشندۀ دیگر دارند، این که تعداد بیتهایشان الزاماً دو است، نه بیشتر و نه کمتر.
▫️
غزل از دیر باز با تعداد ابیات حدود شش تا ده _ پانزده شناخته میشده است، هرچند غزل پنجبیتی و گاه حتی بیست و چند بیتی هم داشتهایم. از این بیشتر هم البته به نوعی دست ما باز است، قالب قصیده را داریم که برای صدها بیت هم آمادگی دارد.
ملاحظه میکنیم که بیشتر فضاهای لازم به وسیلۀ قالبهای مختلف پوشانده شده است. در شکل چهارپاره، شعر میتواند حتی یک بند داشته باشد که در این صورت میشود قطعۀ دوبیتی. قطعه از دو بیت تا حدود سی چهل بیت یا بیشتر هم امکان وقوع دارد. مثنوی میتواند یک بیتی باشد که میشود تکبیت مقفا. میتواند دوبیتی باشد و یا بیشتر.
▫️
و حال به کانون بحث و نیاز خودمان میرسیم، این که یک جای خالی وجود دارد، این که بخواهی شعری بگویی که از جنس غزل باشد، ولی کوتاهتر از پنج بیت. این فضا تا کنون در شعر فارسی خالی مانده است. انگار یک نقطۀ نامکشوف در شعر ماست، و این چیزی است که میشود «غزلپاره» با تعریفی که خانم ساحل تراکمه به دست داده است.
#غزلپاره
#محمدکاظم_کاظمی
#ساحل_تراکمه
@mkazemkazemi
▪️ بخشی از مقدمۀ محمدکاظم کاظمی بر کتاب تازه منتشرشدۀ «غزلپاره» از ساحل تراکمه
این مطلب با تفصیل بیشتری در سایت محمدکاظم کاظمی هم منتشر شده است.
http://www.mkkazemi.com/1396/08/28/ghazalpareh/
▫️
اگر بپذیریم که هر یک از قالبهای شعر قابلیت خاصی دارد و برای موقعیت ویژهای متناسبتر است، از آن سوی هم میشود انتظار داشت که برای بیان موقعیتهای مختلف، قالبهای متفاوتی از شعر لازم باشند تا بتوانند همۀ محدودۀ نیازهای احساسی و فکری انسان را بپوشانند.
▫️
از آن روی که قالبهای شعر بر اساس ترتیب قافیهها و در موارد اندکی با شاخص وزن مشخص میشوند، میشود گفت که عمده چیزی که یک قالب را برجسته میسازد، عیار موسیقی کناری در آن است.
قالب غزل از این نظر در تعادل است، یعنی نه سرشار از قافیه است و نه چنان خلوت که قافیههای شعر را از یاد ببری. درست در جای خاصی، قافیههایی با ساختار واحد تکرار میشوند. افزون بر این، غزل از مزیت بزرگ مقفّیبودن بیت اول برخوردار است، بر خلاف قطعه.
صحبت از قطعه شد. به راستی این قالب خوشدست که گاهی برای شعرهای نسبتاً کوتاه به کار میآید، چرا در شعر فارسی هیچ وقت جدی گرفته نشد؟ چرا حتی قطعههای شش بیتی و هفت بیتی که میشد در حد یک غزل قابل طرح باشند، هیچ وقت درست دیده نشدند؟ به نظرم هیچ دلیلی وجود ندارد جز بیبهره بودن قطعه از قافیۀ مصراع اول، که مقدمۀ شعر است و ما بسیار وقتها شعر را با مطلع آن میشناسیم. قطعه در اولین بیت خودش ضعف قافیه را فریاد میزند، در حالی که غزل در اولین بیت چنین وانمود میکند که قافیهای غنی دارد، هرچند در بیتهای دیگر عیار قافیه به نصف کاهش مییابد. در واقع غزل با انرژیای شروع میشود که تا مدتی انسان را درگیر خود میسازد.
پس تا اینجا به یک نتیجۀ روشن رسیدیم و آن برتری مقفا بودن بیت اول است. همین چیزی است که باعث شد رباعی و دوبیتی با همه کوتاهی و محدودیت خود از قطعه جلو بزنند.
اما باز رباعی و دوبیتی یک محدودیت کُشندۀ دیگر دارند، این که تعداد بیتهایشان الزاماً دو است، نه بیشتر و نه کمتر.
▫️
غزل از دیر باز با تعداد ابیات حدود شش تا ده _ پانزده شناخته میشده است، هرچند غزل پنجبیتی و گاه حتی بیست و چند بیتی هم داشتهایم. از این بیشتر هم البته به نوعی دست ما باز است، قالب قصیده را داریم که برای صدها بیت هم آمادگی دارد.
ملاحظه میکنیم که بیشتر فضاهای لازم به وسیلۀ قالبهای مختلف پوشانده شده است. در شکل چهارپاره، شعر میتواند حتی یک بند داشته باشد که در این صورت میشود قطعۀ دوبیتی. قطعه از دو بیت تا حدود سی چهل بیت یا بیشتر هم امکان وقوع دارد. مثنوی میتواند یک بیتی باشد که میشود تکبیت مقفا. میتواند دوبیتی باشد و یا بیشتر.
▫️
و حال به کانون بحث و نیاز خودمان میرسیم، این که یک جای خالی وجود دارد، این که بخواهی شعری بگویی که از جنس غزل باشد، ولی کوتاهتر از پنج بیت. این فضا تا کنون در شعر فارسی خالی مانده است. انگار یک نقطۀ نامکشوف در شعر ماست، و این چیزی است که میشود «غزلپاره» با تعریفی که خانم ساحل تراکمه به دست داده است.
#غزلپاره
#محمدکاظم_کاظمی
#ساحل_تراکمه
@mkazemkazemi