🔹 کاردستی «پدرساز»
این کاردستی را برای نرگس ساختم. البته طرح از خود او بود و بخشهایی از آن را هم خودش ساخت.
به یاد زمانی افتادم که مرحوم پدرم برای ما کاردستی میساخت و آنچه من در اینجا ساختهام در مقابل آنها بسیار ابتدایی است. پدرم عجیب ذوق و سلیقهای در این کارها داشت. بسیاری از کاردستیهای او متحرک بودند. مثلاً دو تا مرغ مقوایی بودند که با چرخاندن اهرمی که در پایین تعبیه شده بود، به نوبت به زمین نوک میزدند. یا یک تانک ساخته بود که لولۀ توپ آن بالا و پایین میشد. یا تفنگچهای که گلوله شلیک میکرد؛ و گلولههایش نخود بود. دریغ که نه اثری از آن کاردستیها باقی ماند و نه عکسی از آنها. فقط خاطرهاش برایم مانده است که امشب با آنچه برای نرگس ساختم، زنده شد. روحش شاد که من هر چه یاد گرفتم در قدم اول از او یاد گرفتم. از شعر و نقد شعر بگیرید تا تعمیر وسایل خانه.
#کاردستی
#نرگس_کاظمی
#محمدعلی_کاظمی
@mkazemkazemi
این کاردستی را برای نرگس ساختم. البته طرح از خود او بود و بخشهایی از آن را هم خودش ساخت.
به یاد زمانی افتادم که مرحوم پدرم برای ما کاردستی میساخت و آنچه من در اینجا ساختهام در مقابل آنها بسیار ابتدایی است. پدرم عجیب ذوق و سلیقهای در این کارها داشت. بسیاری از کاردستیهای او متحرک بودند. مثلاً دو تا مرغ مقوایی بودند که با چرخاندن اهرمی که در پایین تعبیه شده بود، به نوبت به زمین نوک میزدند. یا یک تانک ساخته بود که لولۀ توپ آن بالا و پایین میشد. یا تفنگچهای که گلوله شلیک میکرد؛ و گلولههایش نخود بود. دریغ که نه اثری از آن کاردستیها باقی ماند و نه عکسی از آنها. فقط خاطرهاش برایم مانده است که امشب با آنچه برای نرگس ساختم، زنده شد. روحش شاد که من هر چه یاد گرفتم در قدم اول از او یاد گرفتم. از شعر و نقد شعر بگیرید تا تعمیر وسایل خانه.
#کاردستی
#نرگس_کاظمی
#محمدعلی_کاظمی
@mkazemkazemi