💢 آیا بند"ک"ذیل تبصره 12 بودجه می تواند گره از مشکلات بگشاید؟
داستان دنباله دار #مطالبات بر زمین مانده آموزش وپرورش از جمله حق التدریس معلمان رسمی و پیمانی ، حق الزحمه امتحانات ،حقوق سرباز معلم، کارکنان قراردادی ،حق التدریسی و سرانجام نیروهای تازه به میدان آمده خرید خدمات آموزشی قبل از هرچیز برخاسته ازنگاه ناصواب مجریان به ماهیت هزینه ها در #نظام_بودجه_ریزی کشور است.
🔴 تعریف شدن این مطالبات در ردیف هزینه های مانند اضافه کار کارکنان اداری و سایر که معمولا درساختار بودجه ای دستگاه ها ، بیرون از دایره هزینه های اجتناب ناپذیر قرار می گیرند موجب شده است تا پرداخت آن هنگام اخذ تخصیص یا نقد شدن در خزانه با اما واگرهای جدی مواجه شود.
🔴هرچند قدمت و پیشینه سخن گفتن از #وعده های محقق نشده ای مانند عملیاتی شدن #بودجه ، جایگزین شدن #برنامه_محوری به جای #پروژه_محوری و نهایتا شاخص محور شدن توزیع اعتبارات ملی و استانی در هردوبخش هزینه ای و تملک داراییهای سرمایه ای ممکن است به بیش از دو دهه نیز برسد اما تاکنون درمیدان عمل چنین اتفاقی آنگونه که باید و شاید رخ نداده است.
🔴 معیوب بودن ساختار بودجه به سبب نگاه سنتی به مقوله بودجه ریزی توام با مفروض گرفتن مولفه هایی مانند اتکا به در امدهای نفتی ، افزایش کمی ومعنادار حقوق بگیران دستگاه های دولتی درطول سه دهه گذشته ، ترازمنفی #صندوق_های_بازنشستگی ، بدهیهای کلان دولت به #پیمانکاران و #نظام_بانکی ، سهم اندک دو بخش #خصوصی و #تعاونی از اقتصاد کشور، شفاف نبودن عملکرد شرکتهای های دولتی از جمله عواملی است که چنین اتفاقی را همواره در آستانه تعویق قرار می دهد.
🔴 البته در مورد آموزش و پرورش ، موضوع قدری متفاوت است!!!
#فقدان_نگاه_سرمایه ای درایران به منابع مالی تخصیص یافته به آموزش وپرورش ، بالا نشان دادن قیمت تمام شده #آموزش در کشور ، ناکارآمدی #مدیریت بر منابع انسانی،نداشتن استراتژی با ثبات در الگوی جذب ، تربیت و #نگهداشت_معلم ، گرایش بیش از حد دولت به #خصوصی_سازی در آموزش و پرورش با بکار گیری معلمان خریدخدمات آموزشی سبب شده است تا عملا بیش از 98 درصد از اعتبارات تخصیص یافته ،صرف پرداخت حقوق و دستمزد شود.
🔴 #مطالبات_معوقه موجب شده است آموزش و پرورش هرساله از جمله دستگاه هایی باشد که عملکرد آن بیش از بودجه مصوب آن باشد.
آنچه هر ماه کارت عبور بی چون و چرا، از کمند خزانه را دارد ، حقوق کارکنان رسمی و پیمانی است که به موجب قانون ، تحت عنوان بند "واو" دولت خود را متعهد به پرداخت آن می داند.
اما نبود در امد های اختصاصی قابل توجه در کنار تنوع هزینه های اجتناب ناپذیز از جمله عواملی است که حتی درصورت #شناسه_دار بودن ردیف های اعتباری مانع از آن خواهد شد تا آموزش و پرورش بتواند به راحتی از تله #سازمان_مدیریت و یا #خزانه با توجه به دراولویت بودن حقوق کارکنان ، به سلامت عبور کند.
🔴 به نظرمی رسد با اتفاقی که در مصوبه قانون بودجه سال 1398 افتاده است آموزش و پرورش بتواند ازعهده پرداخت به موقع هزینه های اجتناب ناپذیری مانند #حق_التدریس_شاغلین ، حقوق ماهیانه معلمان #خرید_خدمات آموزشی، کارکنان #شرکتی ، #حق_الزحمه_امتحانات و... بر امده وبر #تعویق یک یا چند ساله برخی از #مطالباتش فائق اید.
♦️در بند "ک"ذیل تبصره 12 قانون بودجه سال 1398 آمده است:
"کلیه پرداخت هایی که مشابه حقوق و دستمزد می باشند مانند #حق_التدریس ، حق الزحمه #شرکتی ، #ساعتی ، #حق_نظارت و #پاداش شوراهای حل اختلاف ، هزینه اجتناب ناپذیر محسوب می شوند که باید به صورت #ماهیانه پرداخت شود"
به نظر می رسد با اجرایی شدن این مصوبه ، بهانه از دستگاه هایی مانند آموزش و پرورش سلب شده تامجبور نباشد معلمان را برای دریافت همان #چندرغاز حق التدریس خویش بیش از #یک_سال در صف انتظار معطل نگهدارد.
شاید باگردش ایام ،به پاس وساطت عمو نوروز! کسی دلش به رحم آمده ثلثی از آن را بپردازد.
🔴 چنین مصوبه ای با قید کلمه " #باید"دولت را مکلف خواهد ساخت برای هزینه های اجتناب ناپذیری مانند حقوق معلمان خرید #خدمات_آموزشی و یا #نیروهای_شرکتی نیز نگاه اولویت دار خویش را پای کار داشته باشد.
🔴 متعجبم از کسانی که قرار بود هرساله حداقل 10 درصد از آموزش و پرورش کشور را به تقلید از مدارس چارتری #آمریکای_شمالی دو دستی تحویل صاحبان مدارس #غیر_دولتی داده تا معلمان خرید خدمات آموزشی را جایگزین #معلمان_رسمی کنند!!!
اما در پرداخت حقوق اندک همین تعداد نیز پس از گذشت #یکسال مانده اند.
ضمنا با اجرایی شدن این مصوبه (بند"ک") دیگر نیازی به ترویج و تبلیغ " از طرح خود ساخته #معلم_تمام_وقت "برای #یارگیری نیست.
چرا که #حق_التدریس شاغلین متفاوت از #اضافه_کار_اداری بوده و درزمره هزینه های اجتناب ناپذیری است که باید سر هرماه #تسویه شود!!!
✍🏻ابراهیم سحرخیز
🔹 #اخبار_معلم🍃
💠 @moalempress1
داستان دنباله دار #مطالبات بر زمین مانده آموزش وپرورش از جمله حق التدریس معلمان رسمی و پیمانی ، حق الزحمه امتحانات ،حقوق سرباز معلم، کارکنان قراردادی ،حق التدریسی و سرانجام نیروهای تازه به میدان آمده خرید خدمات آموزشی قبل از هرچیز برخاسته ازنگاه ناصواب مجریان به ماهیت هزینه ها در #نظام_بودجه_ریزی کشور است.
🔴 تعریف شدن این مطالبات در ردیف هزینه های مانند اضافه کار کارکنان اداری و سایر که معمولا درساختار بودجه ای دستگاه ها ، بیرون از دایره هزینه های اجتناب ناپذیر قرار می گیرند موجب شده است تا پرداخت آن هنگام اخذ تخصیص یا نقد شدن در خزانه با اما واگرهای جدی مواجه شود.
🔴هرچند قدمت و پیشینه سخن گفتن از #وعده های محقق نشده ای مانند عملیاتی شدن #بودجه ، جایگزین شدن #برنامه_محوری به جای #پروژه_محوری و نهایتا شاخص محور شدن توزیع اعتبارات ملی و استانی در هردوبخش هزینه ای و تملک داراییهای سرمایه ای ممکن است به بیش از دو دهه نیز برسد اما تاکنون درمیدان عمل چنین اتفاقی آنگونه که باید و شاید رخ نداده است.
🔴 معیوب بودن ساختار بودجه به سبب نگاه سنتی به مقوله بودجه ریزی توام با مفروض گرفتن مولفه هایی مانند اتکا به در امدهای نفتی ، افزایش کمی ومعنادار حقوق بگیران دستگاه های دولتی درطول سه دهه گذشته ، ترازمنفی #صندوق_های_بازنشستگی ، بدهیهای کلان دولت به #پیمانکاران و #نظام_بانکی ، سهم اندک دو بخش #خصوصی و #تعاونی از اقتصاد کشور، شفاف نبودن عملکرد شرکتهای های دولتی از جمله عواملی است که چنین اتفاقی را همواره در آستانه تعویق قرار می دهد.
🔴 البته در مورد آموزش و پرورش ، موضوع قدری متفاوت است!!!
#فقدان_نگاه_سرمایه ای درایران به منابع مالی تخصیص یافته به آموزش وپرورش ، بالا نشان دادن قیمت تمام شده #آموزش در کشور ، ناکارآمدی #مدیریت بر منابع انسانی،نداشتن استراتژی با ثبات در الگوی جذب ، تربیت و #نگهداشت_معلم ، گرایش بیش از حد دولت به #خصوصی_سازی در آموزش و پرورش با بکار گیری معلمان خریدخدمات آموزشی سبب شده است تا عملا بیش از 98 درصد از اعتبارات تخصیص یافته ،صرف پرداخت حقوق و دستمزد شود.
🔴 #مطالبات_معوقه موجب شده است آموزش و پرورش هرساله از جمله دستگاه هایی باشد که عملکرد آن بیش از بودجه مصوب آن باشد.
آنچه هر ماه کارت عبور بی چون و چرا، از کمند خزانه را دارد ، حقوق کارکنان رسمی و پیمانی است که به موجب قانون ، تحت عنوان بند "واو" دولت خود را متعهد به پرداخت آن می داند.
اما نبود در امد های اختصاصی قابل توجه در کنار تنوع هزینه های اجتناب ناپذیز از جمله عواملی است که حتی درصورت #شناسه_دار بودن ردیف های اعتباری مانع از آن خواهد شد تا آموزش و پرورش بتواند به راحتی از تله #سازمان_مدیریت و یا #خزانه با توجه به دراولویت بودن حقوق کارکنان ، به سلامت عبور کند.
🔴 به نظرمی رسد با اتفاقی که در مصوبه قانون بودجه سال 1398 افتاده است آموزش و پرورش بتواند ازعهده پرداخت به موقع هزینه های اجتناب ناپذیری مانند #حق_التدریس_شاغلین ، حقوق ماهیانه معلمان #خرید_خدمات آموزشی، کارکنان #شرکتی ، #حق_الزحمه_امتحانات و... بر امده وبر #تعویق یک یا چند ساله برخی از #مطالباتش فائق اید.
♦️در بند "ک"ذیل تبصره 12 قانون بودجه سال 1398 آمده است:
"کلیه پرداخت هایی که مشابه حقوق و دستمزد می باشند مانند #حق_التدریس ، حق الزحمه #شرکتی ، #ساعتی ، #حق_نظارت و #پاداش شوراهای حل اختلاف ، هزینه اجتناب ناپذیر محسوب می شوند که باید به صورت #ماهیانه پرداخت شود"
به نظر می رسد با اجرایی شدن این مصوبه ، بهانه از دستگاه هایی مانند آموزش و پرورش سلب شده تامجبور نباشد معلمان را برای دریافت همان #چندرغاز حق التدریس خویش بیش از #یک_سال در صف انتظار معطل نگهدارد.
شاید باگردش ایام ،به پاس وساطت عمو نوروز! کسی دلش به رحم آمده ثلثی از آن را بپردازد.
🔴 چنین مصوبه ای با قید کلمه " #باید"دولت را مکلف خواهد ساخت برای هزینه های اجتناب ناپذیری مانند حقوق معلمان خرید #خدمات_آموزشی و یا #نیروهای_شرکتی نیز نگاه اولویت دار خویش را پای کار داشته باشد.
🔴 متعجبم از کسانی که قرار بود هرساله حداقل 10 درصد از آموزش و پرورش کشور را به تقلید از مدارس چارتری #آمریکای_شمالی دو دستی تحویل صاحبان مدارس #غیر_دولتی داده تا معلمان خرید خدمات آموزشی را جایگزین #معلمان_رسمی کنند!!!
اما در پرداخت حقوق اندک همین تعداد نیز پس از گذشت #یکسال مانده اند.
ضمنا با اجرایی شدن این مصوبه (بند"ک") دیگر نیازی به ترویج و تبلیغ " از طرح خود ساخته #معلم_تمام_وقت "برای #یارگیری نیست.
چرا که #حق_التدریس شاغلین متفاوت از #اضافه_کار_اداری بوده و درزمره هزینه های اجتناب ناپذیری است که باید سر هرماه #تسویه شود!!!
✍🏻ابراهیم سحرخیز
🔹 #اخبار_معلم🍃
💠 @moalempress1
💢 آیا بند"ک"ذیل تبصره 12 بودجه می تواند گره از مشکلات بگشاید؟
داستان دنباله دار #مطالبات بر زمین مانده آموزش وپرورش از جمله حق التدریس معلمان رسمی و پیمانی ، حق الزحمه امتحانات ،حقوق سرباز معلم، کارکنان قراردادی ،حق التدریسی و سرانجام نیروهای تازه به میدان آمده خرید خدمات آموزشی قبل از هرچیز برخاسته ازنگاه ناصواب مجریان به ماهیت هزینه ها در #نظام_بودجه_ریزی کشور است.
🔴 تعریف شدن این مطالبات در ردیف هزینه های مانند اضافه کار کارکنان اداری و سایر که معمولا درساختار بودجه ای دستگاه ها ، بیرون از دایره هزینه های اجتناب ناپذیر قرار می گیرند موجب شده است تا پرداخت آن هنگام اخذ تخصیص یا نقد شدن در خزانه با اما واگرهای جدی مواجه شود.
🔴هرچند قدمت و پیشینه سخن گفتن از #وعده های محقق نشده ای مانند عملیاتی شدن #بودجه ، جایگزین شدن #برنامه_محوری به جای #پروژه_محوری و نهایتا شاخص محور شدن توزیع اعتبارات ملی و استانی در هردوبخش هزینه ای و تملک داراییهای سرمایه ای ممکن است به بیش از دو دهه نیز برسد اما تاکنون درمیدان عمل چنین اتفاقی آنگونه که باید و شاید رخ نداده است.
🔴 معیوب بودن ساختار بودجه به سبب نگاه سنتی به مقوله بودجه ریزی توام با مفروض گرفتن مولفه هایی مانند اتکا به در امدهای نفتی ، افزایش کمی ومعنادار حقوق بگیران دستگاه های دولتی درطول سه دهه گذشته ، ترازمنفی #صندوق_های_بازنشستگی ، بدهیهای کلان دولت به #پیمانکاران و #نظام_بانکی ، سهم اندک دو بخش #خصوصی و #تعاونی از اقتصاد کشور، شفاف نبودن عملکرد شرکتهای های دولتی از جمله عواملی است که چنین اتفاقی را همواره در آستانه تعویق قرار می دهد.
🔴 البته در مورد آموزش و پرورش ، موضوع قدری متفاوت است!!!
#فقدان_نگاه_سرمایه ای درایران به منابع مالی تخصیص یافته به آموزش وپرورش ، بالا نشان دادن قیمت تمام شده #آموزش در کشور ، ناکارآمدی #مدیریت بر منابع انسانی،نداشتن استراتژی با ثبات در الگوی جذب ، تربیت و #نگهداشت_معلم ، گرایش بیش از حد دولت به #خصوصی_سازی در آموزش و پرورش با بکار گیری معلمان خریدخدمات آموزشی سبب شده است تا عملا بیش از 98 درصد از اعتبارات تخصیص یافته ،صرف پرداخت حقوق و دستمزد شود.
🔴 #مطالبات_معوقه موجب شده است آموزش و پرورش هرساله از جمله دستگاه هایی باشد که عملکرد آن بیش از بودجه مصوب آن باشد.
آنچه هر ماه کارت عبور بی چون و چرا، از کمند خزانه را دارد ، حقوق کارکنان رسمی و پیمانی است که به موجب قانون ، تحت عنوان بند "واو" دولت خود را متعهد به پرداخت آن می داند.
اما نبود در امد های اختصاصی قابل توجه در کنار تنوع هزینه های اجتناب ناپذیز از جمله عواملی است که حتی درصورت #شناسه_دار بودن ردیف های اعتباری مانع از آن خواهد شد تا آموزش و پرورش بتواند به راحتی از تله #سازمان_مدیریت و یا #خزانه با توجه به دراولویت بودن حقوق کارکنان ، به سلامت عبور کند.
🔴 به نظرمی رسد با اتفاقی که در مصوبه قانون بودجه سال 1398 افتاده است آموزش و پرورش بتواند ازعهده پرداخت به موقع هزینه های اجتناب ناپذیری مانند #حق_التدریس_شاغلین ، حقوق ماهیانه معلمان #خرید_خدمات آموزشی، کارکنان #شرکتی ، #حق_الزحمه_امتحانات و... بر امده وبر #تعویق یک یا چند ساله برخی از #مطالباتش فائق اید.
♦️در بند "ک"ذیل تبصره 12 قانون بودجه سال 1398 آمده است:
"کلیه پرداخت هایی که مشابه حقوق و دستمزد می باشند مانند #حق_التدریس ، حق الزحمه #شرکتی ، #ساعتی ، #حق_نظارت و #پاداش شوراهای حل اختلاف ، هزینه اجتناب ناپذیر محسوب می شوند که باید به صورت #ماهیانه پرداخت شود"
به نظر می رسد با اجرایی شدن این مصوبه ، بهانه از دستگاه هایی مانند آموزش و پرورش سلب شده تامجبور نباشد معلمان را برای دریافت همان #چندرغاز حق التدریس خویش بیش از #یک_سال در صف انتظار معطل نگهدارد.
شاید باگردش ایام ،به پاس وساطت عمو نوروز! کسی دلش به رحم آمده ثلثی از آن را بپردازد.
🔴 چنین مصوبه ای با قید کلمه " #باید"دولت را مکلف خواهد ساخت برای هزینه های اجتناب ناپذیری مانند حقوق معلمان خرید #خدمات_آموزشی و یا #نیروهای_شرکتی نیز نگاه اولویت دار خویش را پای کار داشته باشد.
🔴 متعجبم از کسانی که قرار بود هرساله حداقل 10 درصد از آموزش و پرورش کشور را به تقلید از مدارس چارتری #آمریکای_شمالی دو دستی تحویل صاحبان مدارس #غیر_دولتی داده تا معلمان خرید خدمات آموزشی را جایگزین #معلمان_رسمی کنند!!!
اما در پرداخت حقوق اندک همین تعداد نیز پس از گذشت #یکسال مانده اند.
ضمنا با اجرایی شدن این مصوبه (بند"ک") دیگر نیازی به ترویج و تبلیغ " از طرح خود ساخته #معلم_تمام_وقت "برای #یارگیری نیست.
چرا که #حق_التدریس شاغلین متفاوت از #اضافه_کار_اداری بوده و درزمره هزینه های اجتناب ناپذیری است که باید سر هرماه #تسویه شود!!!
✍🏻ابراهیم سحرخیز
🔹 #اخبار_معلم🍃
💠 @moalempress1
داستان دنباله دار #مطالبات بر زمین مانده آموزش وپرورش از جمله حق التدریس معلمان رسمی و پیمانی ، حق الزحمه امتحانات ،حقوق سرباز معلم، کارکنان قراردادی ،حق التدریسی و سرانجام نیروهای تازه به میدان آمده خرید خدمات آموزشی قبل از هرچیز برخاسته ازنگاه ناصواب مجریان به ماهیت هزینه ها در #نظام_بودجه_ریزی کشور است.
🔴 تعریف شدن این مطالبات در ردیف هزینه های مانند اضافه کار کارکنان اداری و سایر که معمولا درساختار بودجه ای دستگاه ها ، بیرون از دایره هزینه های اجتناب ناپذیر قرار می گیرند موجب شده است تا پرداخت آن هنگام اخذ تخصیص یا نقد شدن در خزانه با اما واگرهای جدی مواجه شود.
🔴هرچند قدمت و پیشینه سخن گفتن از #وعده های محقق نشده ای مانند عملیاتی شدن #بودجه ، جایگزین شدن #برنامه_محوری به جای #پروژه_محوری و نهایتا شاخص محور شدن توزیع اعتبارات ملی و استانی در هردوبخش هزینه ای و تملک داراییهای سرمایه ای ممکن است به بیش از دو دهه نیز برسد اما تاکنون درمیدان عمل چنین اتفاقی آنگونه که باید و شاید رخ نداده است.
🔴 معیوب بودن ساختار بودجه به سبب نگاه سنتی به مقوله بودجه ریزی توام با مفروض گرفتن مولفه هایی مانند اتکا به در امدهای نفتی ، افزایش کمی ومعنادار حقوق بگیران دستگاه های دولتی درطول سه دهه گذشته ، ترازمنفی #صندوق_های_بازنشستگی ، بدهیهای کلان دولت به #پیمانکاران و #نظام_بانکی ، سهم اندک دو بخش #خصوصی و #تعاونی از اقتصاد کشور، شفاف نبودن عملکرد شرکتهای های دولتی از جمله عواملی است که چنین اتفاقی را همواره در آستانه تعویق قرار می دهد.
🔴 البته در مورد آموزش و پرورش ، موضوع قدری متفاوت است!!!
#فقدان_نگاه_سرمایه ای درایران به منابع مالی تخصیص یافته به آموزش وپرورش ، بالا نشان دادن قیمت تمام شده #آموزش در کشور ، ناکارآمدی #مدیریت بر منابع انسانی،نداشتن استراتژی با ثبات در الگوی جذب ، تربیت و #نگهداشت_معلم ، گرایش بیش از حد دولت به #خصوصی_سازی در آموزش و پرورش با بکار گیری معلمان خریدخدمات آموزشی سبب شده است تا عملا بیش از 98 درصد از اعتبارات تخصیص یافته ،صرف پرداخت حقوق و دستمزد شود.
🔴 #مطالبات_معوقه موجب شده است آموزش و پرورش هرساله از جمله دستگاه هایی باشد که عملکرد آن بیش از بودجه مصوب آن باشد.
آنچه هر ماه کارت عبور بی چون و چرا، از کمند خزانه را دارد ، حقوق کارکنان رسمی و پیمانی است که به موجب قانون ، تحت عنوان بند "واو" دولت خود را متعهد به پرداخت آن می داند.
اما نبود در امد های اختصاصی قابل توجه در کنار تنوع هزینه های اجتناب ناپذیز از جمله عواملی است که حتی درصورت #شناسه_دار بودن ردیف های اعتباری مانع از آن خواهد شد تا آموزش و پرورش بتواند به راحتی از تله #سازمان_مدیریت و یا #خزانه با توجه به دراولویت بودن حقوق کارکنان ، به سلامت عبور کند.
🔴 به نظرمی رسد با اتفاقی که در مصوبه قانون بودجه سال 1398 افتاده است آموزش و پرورش بتواند ازعهده پرداخت به موقع هزینه های اجتناب ناپذیری مانند #حق_التدریس_شاغلین ، حقوق ماهیانه معلمان #خرید_خدمات آموزشی، کارکنان #شرکتی ، #حق_الزحمه_امتحانات و... بر امده وبر #تعویق یک یا چند ساله برخی از #مطالباتش فائق اید.
♦️در بند "ک"ذیل تبصره 12 قانون بودجه سال 1398 آمده است:
"کلیه پرداخت هایی که مشابه حقوق و دستمزد می باشند مانند #حق_التدریس ، حق الزحمه #شرکتی ، #ساعتی ، #حق_نظارت و #پاداش شوراهای حل اختلاف ، هزینه اجتناب ناپذیر محسوب می شوند که باید به صورت #ماهیانه پرداخت شود"
به نظر می رسد با اجرایی شدن این مصوبه ، بهانه از دستگاه هایی مانند آموزش و پرورش سلب شده تامجبور نباشد معلمان را برای دریافت همان #چندرغاز حق التدریس خویش بیش از #یک_سال در صف انتظار معطل نگهدارد.
شاید باگردش ایام ،به پاس وساطت عمو نوروز! کسی دلش به رحم آمده ثلثی از آن را بپردازد.
🔴 چنین مصوبه ای با قید کلمه " #باید"دولت را مکلف خواهد ساخت برای هزینه های اجتناب ناپذیری مانند حقوق معلمان خرید #خدمات_آموزشی و یا #نیروهای_شرکتی نیز نگاه اولویت دار خویش را پای کار داشته باشد.
🔴 متعجبم از کسانی که قرار بود هرساله حداقل 10 درصد از آموزش و پرورش کشور را به تقلید از مدارس چارتری #آمریکای_شمالی دو دستی تحویل صاحبان مدارس #غیر_دولتی داده تا معلمان خرید خدمات آموزشی را جایگزین #معلمان_رسمی کنند!!!
اما در پرداخت حقوق اندک همین تعداد نیز پس از گذشت #یکسال مانده اند.
ضمنا با اجرایی شدن این مصوبه (بند"ک") دیگر نیازی به ترویج و تبلیغ " از طرح خود ساخته #معلم_تمام_وقت "برای #یارگیری نیست.
چرا که #حق_التدریس شاغلین متفاوت از #اضافه_کار_اداری بوده و درزمره هزینه های اجتناب ناپذیری است که باید سر هرماه #تسویه شود!!!
✍🏻ابراهیم سحرخیز
🔹 #اخبار_معلم🍃
💠 @moalempress1
🔴 قتل #فرهنگ
✍️ دکتر حسین آخانی؛ استاد محیط زیست دانشگاه تهران
✅ پرده اول:
🔹 سال 1362 من از جمله پذیرفته شدگان اولین کنکور سراسری بعد از انقلاب فرهنگی بودم.
کنکوری بسیار سخت، دو مرحلهای با ظرفیتهای عجیب.
من در رشته علوم گیاهی دانشگاه شهید بهشتی پذیرفته شدم.
سخنران مراسم افتتاحیه نیز کسی نبود جز محمد علی نجفی، که در آن زمان وزیر فرهنگ و آموزش عالی بود.
🔹 هنوز بعد از 36 سال قیافه نجفی در ذهنم است.
همیشه به او غبطه میخوردم که قیافهاش در همه این سالها تغییر چندانی نکرده است؛ ماشاالله خوب جوان مانده است.
سالهای سال نجفی در کلیدی ترین جایگاههای کشوری، بخصوص فرهنگ و آموزش عالی بود.
کسی که 9 سال وزیر آموزش و پرورش، آنهم در دهه 60 و 70 بوده باشد، از بالاترین سطح اعتماد برخوردار بوده است.
🔹 در آخرین پست او در شهرداری تهران، از شهر انسان محور صحبت میکرد.
برای ما که سالها تشنه شهرداری بودیم که به جای پل و بتن از انسان حرف بزند، رفتنش امیدمان را هم به باد داد.
🔹 از دیروز که خبر کشته شدن همسرش و سپس اعتراف به قتل او را شنیدم، مانند بسیاری از هموطنان و بخصوص به عنوان یک فرهنگی که کلید چراغ اتاق درسش را او روشن کرده است، در بهت و شوکم.
کسی به درستی نمیداند چه مجموعه عواملی باعث شده است که محمد علی کلید دار فرهنگ کشور به درجهای از فشار روانی برسد که به یک جانی تبدیل شود.
✅ پرده دوم:
🔹 درست در روزی که مهمترین شلیک گلوله تاریخ تهران رخ داد به مدرسه پسرم رفته بودم تا ثبت نام او را در کلاس هفتم پیگیری کنم.
چندی پیش که در موعد ثبت نام او به دفتر مدرسه مراجعه کردم، با کمال تعجب از من 16 میلیون تومان شهریه خواستند.
من با احتساب پول سرویس و نهار حساب کردم که هزینه تحصیل پسرم در این مدرسه حدود 26 میلیون تومان برای 8 ماه است.
به عبارتی هزینه یک ماه تحصیل او ماهی سه میلیون و دویست و پنجاه هزار تومان است.
این در حالی است که دولت برای کل هزینه تز دکتری یک دانشجو در دانشگاه تهران فقط یک میلیون و دویست و پنجاه هزار تومان میدهد!
🔹 از ثبت نام منصرف شدم.
به عنوان عضو انجمن اولیاء و مربیان اعتراض کردم.
به آنها توضیح دادم که این عادلانه نیست.
این مبلغ حدود نیمی از حقوق من #استاد_تمام_دانشگاه با 20 سال سابقه است.
اعتراض من تنها به مبلغ شهریه نبود، به این بود که اگر پسر من همین امروز دارای مدرک دکتری بود آیا میتوانست شغلی پیدا کند که به او ماهی سه میلیون تومان بدهند؟
برای من سوال است که پسر من وقتی میبیند پدرش برای آموزش مدرسه راهنمایی او باید نیمی از حقوقش را بدهد، آیا او هرگز خودش را موظف به خدمت و مدیون به این سرزمین میداند؟
🔹 چه کسانی #آموزش در این کشور را از مسیری که #قانون_اساسی برای آن تعریف کرده بود خارج کردند؟
حتی رئیس جمهور به صراحت از دادن هزینههای آموزش طفره میرود و از نظر او خوب است که مردم هزینههای مدارس را خودشان بدهند.
🔹 آقای رئیس جمهور:
آنچه سه شنبه 7 خرداد 1398 در برج آرمیتا اتفاق افتاد، دروی محصول سیستمی سراسر ناقص، معیوب و آمریکایی زده در آموزش و اقتصاد است که در آن به جای آنکه دولت هزینه زیر ساختهای آموزشی، پژوهشی، خدمات عمومی مانند حمل و نقل عمومی، بهداشت و محیط زیست را از محل درآمد نفت و یا مالیات بدهد، آن را صرف سد سازی، جاده سازی، خودروسازی و ساختمان سازی و یا واردات توسط پیمانکاران و نورچشمیهایی میکند که تنها تخصص آنها کشیدن نقشه برای بالاکشیدن درآمدهای نفتی است؛ نو کیسه گانی که با بیت المال سرمایههای نجومی درست کردند و باعث اختلاف طبقاتی شدید و فساد گسترده شدند.
در عوض #معلمان برای آنکه کسری نان شبشان را جبران کنند، مجبورند مسافرکشی کنند!
.
🔹 به عنوان یک فرهنگی که بیش از 20 کشور دنیا را گشته و به جز 6 سال کودکی همه عمرم در فضاهای آموزشی، فرهنگی و علمی بوده است به صراحت میگویم روش جاری در آموزش و پرورش و دانشگاه در ادامه دکترین توسعه سازندگی، فرهنگ ما را به کلی نابود کرد.
تبدیل محیطهای فرهنگی و آموزشی به بنگاههای اقتصادی و بی محتوی و سپردن مدیریت آنها به نور چشمیهایی که گاهی مدارک خودشان مسئله دار بود، بدترین خیانتی بود که در کشور اتفاق افتاد.
🔹 آنچه سه شنبه محمد علی نجفی شلیک کرد، شلیک به قلب «میترا استاد» نبود، او گذشته خود را شلیک کرد.
او قلب «چراغی » را نشانه گرفت که ما سالها در زیر نور آن درس میخوانیم.
شاید حرف او این بود که در فرهنگی که او ساخته است به زیباترین احساس انسانی نیز اعتمادی نیست. همین.
✅ کمپین سراسری فرهنگیان کشور
🆔 @Peygirii
🔹🔷🔹
✨✨کانال #اخبارمعلم
✒️ @moalempress1
✍️ دکتر حسین آخانی؛ استاد محیط زیست دانشگاه تهران
✅ پرده اول:
🔹 سال 1362 من از جمله پذیرفته شدگان اولین کنکور سراسری بعد از انقلاب فرهنگی بودم.
کنکوری بسیار سخت، دو مرحلهای با ظرفیتهای عجیب.
من در رشته علوم گیاهی دانشگاه شهید بهشتی پذیرفته شدم.
سخنران مراسم افتتاحیه نیز کسی نبود جز محمد علی نجفی، که در آن زمان وزیر فرهنگ و آموزش عالی بود.
🔹 هنوز بعد از 36 سال قیافه نجفی در ذهنم است.
همیشه به او غبطه میخوردم که قیافهاش در همه این سالها تغییر چندانی نکرده است؛ ماشاالله خوب جوان مانده است.
سالهای سال نجفی در کلیدی ترین جایگاههای کشوری، بخصوص فرهنگ و آموزش عالی بود.
کسی که 9 سال وزیر آموزش و پرورش، آنهم در دهه 60 و 70 بوده باشد، از بالاترین سطح اعتماد برخوردار بوده است.
🔹 در آخرین پست او در شهرداری تهران، از شهر انسان محور صحبت میکرد.
برای ما که سالها تشنه شهرداری بودیم که به جای پل و بتن از انسان حرف بزند، رفتنش امیدمان را هم به باد داد.
🔹 از دیروز که خبر کشته شدن همسرش و سپس اعتراف به قتل او را شنیدم، مانند بسیاری از هموطنان و بخصوص به عنوان یک فرهنگی که کلید چراغ اتاق درسش را او روشن کرده است، در بهت و شوکم.
کسی به درستی نمیداند چه مجموعه عواملی باعث شده است که محمد علی کلید دار فرهنگ کشور به درجهای از فشار روانی برسد که به یک جانی تبدیل شود.
✅ پرده دوم:
🔹 درست در روزی که مهمترین شلیک گلوله تاریخ تهران رخ داد به مدرسه پسرم رفته بودم تا ثبت نام او را در کلاس هفتم پیگیری کنم.
چندی پیش که در موعد ثبت نام او به دفتر مدرسه مراجعه کردم، با کمال تعجب از من 16 میلیون تومان شهریه خواستند.
من با احتساب پول سرویس و نهار حساب کردم که هزینه تحصیل پسرم در این مدرسه حدود 26 میلیون تومان برای 8 ماه است.
به عبارتی هزینه یک ماه تحصیل او ماهی سه میلیون و دویست و پنجاه هزار تومان است.
این در حالی است که دولت برای کل هزینه تز دکتری یک دانشجو در دانشگاه تهران فقط یک میلیون و دویست و پنجاه هزار تومان میدهد!
🔹 از ثبت نام منصرف شدم.
به عنوان عضو انجمن اولیاء و مربیان اعتراض کردم.
به آنها توضیح دادم که این عادلانه نیست.
این مبلغ حدود نیمی از حقوق من #استاد_تمام_دانشگاه با 20 سال سابقه است.
اعتراض من تنها به مبلغ شهریه نبود، به این بود که اگر پسر من همین امروز دارای مدرک دکتری بود آیا میتوانست شغلی پیدا کند که به او ماهی سه میلیون تومان بدهند؟
برای من سوال است که پسر من وقتی میبیند پدرش برای آموزش مدرسه راهنمایی او باید نیمی از حقوقش را بدهد، آیا او هرگز خودش را موظف به خدمت و مدیون به این سرزمین میداند؟
🔹 چه کسانی #آموزش در این کشور را از مسیری که #قانون_اساسی برای آن تعریف کرده بود خارج کردند؟
حتی رئیس جمهور به صراحت از دادن هزینههای آموزش طفره میرود و از نظر او خوب است که مردم هزینههای مدارس را خودشان بدهند.
🔹 آقای رئیس جمهور:
آنچه سه شنبه 7 خرداد 1398 در برج آرمیتا اتفاق افتاد، دروی محصول سیستمی سراسر ناقص، معیوب و آمریکایی زده در آموزش و اقتصاد است که در آن به جای آنکه دولت هزینه زیر ساختهای آموزشی، پژوهشی، خدمات عمومی مانند حمل و نقل عمومی، بهداشت و محیط زیست را از محل درآمد نفت و یا مالیات بدهد، آن را صرف سد سازی، جاده سازی، خودروسازی و ساختمان سازی و یا واردات توسط پیمانکاران و نورچشمیهایی میکند که تنها تخصص آنها کشیدن نقشه برای بالاکشیدن درآمدهای نفتی است؛ نو کیسه گانی که با بیت المال سرمایههای نجومی درست کردند و باعث اختلاف طبقاتی شدید و فساد گسترده شدند.
در عوض #معلمان برای آنکه کسری نان شبشان را جبران کنند، مجبورند مسافرکشی کنند!
.
🔹 به عنوان یک فرهنگی که بیش از 20 کشور دنیا را گشته و به جز 6 سال کودکی همه عمرم در فضاهای آموزشی، فرهنگی و علمی بوده است به صراحت میگویم روش جاری در آموزش و پرورش و دانشگاه در ادامه دکترین توسعه سازندگی، فرهنگ ما را به کلی نابود کرد.
تبدیل محیطهای فرهنگی و آموزشی به بنگاههای اقتصادی و بی محتوی و سپردن مدیریت آنها به نور چشمیهایی که گاهی مدارک خودشان مسئله دار بود، بدترین خیانتی بود که در کشور اتفاق افتاد.
🔹 آنچه سه شنبه محمد علی نجفی شلیک کرد، شلیک به قلب «میترا استاد» نبود، او گذشته خود را شلیک کرد.
او قلب «چراغی » را نشانه گرفت که ما سالها در زیر نور آن درس میخوانیم.
شاید حرف او این بود که در فرهنگی که او ساخته است به زیباترین احساس انسانی نیز اعتمادی نیست. همین.
✅ کمپین سراسری فرهنگیان کشور
🆔 @Peygirii
🔹🔷🔹
✨✨کانال #اخبارمعلم
✒️ @moalempress1
Forwarded from کانال فارسی INEE برای آموزشگران در شرایط اضطرار ایران
روایت یک معلم ریاضی
آغازی برای بازگشت به یادگیری پس از بحران
(قسمت اول)
سال گذشته وقتی دانشآموزانم را میدیدم، تقریبا میدانستم با چه کسانی طرفم.
میدانستم چه کسی پرحرف است، چه کسی خجالتی است، چه کسی در ریاضی اعتماد به نفس بیشتری دارد، چه کسی زود ناامید میشود و چه کسی همیشه داوطلب جواب دادن است و ...
اما امسال، وقتی دوباره درِ کلاس را باز میکنم، یک سؤال مهم در ذهنم هست:
آیا واقعاً هنوز همان دانشآموزان سال قبل، روبهروی من نشستهاند؟
سال گذشته برای خیلی از بچهها فقط یک سال تحصیلی معمولی نبود. جنگ و ناامنی، اخبار نگرانکننده، اختلال در روند آموزش، فشارهای اقتصادی و نگرانیهای خانوادگی و ... بخشی از تجربه زندگی آنها بود.
سعی می کنم یادم بماند که تجربههای سخت، فقط خاطره نمیسازند، بلکه میتوانند بر احساس امنیت، ارتباط با دیگران و آمادگی فرد برای یادگیری هم اثر بگذارند.
پس من به عنوان یک معلم امسال نمیخواهم اولین سؤالم این باشد:
❌️"چقدر از برنامه درسی عقب هستیم؟"
قبل از آن میخواهم از خودم بپرسم:
✅️"چه چیزی بر این بچه گذشته و امروز با چه شرایطی وارد کلاس من شده است؟"
✔️ممکن است دانشآموزی که سال قبل بسیار فعال بود، امسال ساکت تر باشد.
✔️ممکن است کسی که همیشه منظم بود، الان آنگونه نباشد.
✔️ممکن است دانشآموزی که قبلاً با اشتیاق درس میخواند، حالا انرژی و تمرکز کمتری داشته باشد.
و...
من نباید خیلی زود برای این تغییرها یک برچسب آماده داشته باشم، مثلا:
○بیانگیزه است!
○تنبل شده است!
○مسئولیتپذیر نیست!
○و...
چون من هنوز داستان او را نمیدانم.
رفتار دانشآموز، تمام داستان او نیست.
⛔️البته این به معنای نادیده گرفتن رفتارهای نامناسب یا پایین آوردن انتظارات آموزشی نیست، اتفاقاً برعکس.
من همچنان از دانشآموزم یادگیری، تلاش، مسئولیتپذیری و احترام میخواهم، اما تلاش می کنم قبل از قضاوت، مشاهده کنم. قبل از برچسب زدن، او را درک کنم.
برای من، شروع امسال یعنی کمی مکث.
یعنی چند روز اول فقط برای جلو رفتن در کتاب نیست.
برای دوباره دیدن بچههاست.
برای گوش دادن به آنها.
برای توجه کردن به تغییرهایشان.
برای ساختن دوباره رابطه.
من قرار نیست روانشناس دانشآموزانم باشم. قرار نیست مشکلات زندگی آنها را حل کنم، اما میتوانم معلمی باشم که متوجه است که امسال شرایط متفاوت است و همان نسخه سالهای قبل کارش را بدون فکر دوباره اجرا نمیکند.
💡شاید مهمترین تصمیم حرفهای من در آغاز این سال همین باشد:
قبل از اینکه بگویم (بچهها باید چه کار کنند؟)، از خودم بپرسم (من باید چه چیزی را درباره این بچهها دوباره بفهمم؟)
چون دانشآموزی که امروز وارد کلاس من میشود، فقط ادامهی دانشآموز سال گذشته نیست. ممکن است آنقدر تغییر کرده باشد که نیاز است او را دوباره بشناسم.
🌱پس من امسال، کلاس را دقیقاً از همان جایی که سال قبل تمام کردم ادامه نمیدهم.
اول دوباره دانشآموزانم را میبینم، بعد تصمیم میگیرم چگونه به آنها آموزش بدهم.
#آموزش_در _بحران
#آموزش _بدون _وقفه
#آموزش _در_شرایط اضطرار
#INEE_lran
آغازی برای بازگشت به یادگیری پس از بحران
(قسمت اول)
سال گذشته وقتی دانشآموزانم را میدیدم، تقریبا میدانستم با چه کسانی طرفم.
میدانستم چه کسی پرحرف است، چه کسی خجالتی است، چه کسی در ریاضی اعتماد به نفس بیشتری دارد، چه کسی زود ناامید میشود و چه کسی همیشه داوطلب جواب دادن است و ...
اما امسال، وقتی دوباره درِ کلاس را باز میکنم، یک سؤال مهم در ذهنم هست:
آیا واقعاً هنوز همان دانشآموزان سال قبل، روبهروی من نشستهاند؟
سال گذشته برای خیلی از بچهها فقط یک سال تحصیلی معمولی نبود. جنگ و ناامنی، اخبار نگرانکننده، اختلال در روند آموزش، فشارهای اقتصادی و نگرانیهای خانوادگی و ... بخشی از تجربه زندگی آنها بود.
سعی می کنم یادم بماند که تجربههای سخت، فقط خاطره نمیسازند، بلکه میتوانند بر احساس امنیت، ارتباط با دیگران و آمادگی فرد برای یادگیری هم اثر بگذارند.
پس من به عنوان یک معلم امسال نمیخواهم اولین سؤالم این باشد:
❌️"چقدر از برنامه درسی عقب هستیم؟"
قبل از آن میخواهم از خودم بپرسم:
✅️"چه چیزی بر این بچه گذشته و امروز با چه شرایطی وارد کلاس من شده است؟"
✔️ممکن است دانشآموزی که سال قبل بسیار فعال بود، امسال ساکت تر باشد.
✔️ممکن است کسی که همیشه منظم بود، الان آنگونه نباشد.
✔️ممکن است دانشآموزی که قبلاً با اشتیاق درس میخواند، حالا انرژی و تمرکز کمتری داشته باشد.
و...
من نباید خیلی زود برای این تغییرها یک برچسب آماده داشته باشم، مثلا:
○بیانگیزه است!
○تنبل شده است!
○مسئولیتپذیر نیست!
○و...
چون من هنوز داستان او را نمیدانم.
رفتار دانشآموز، تمام داستان او نیست.
⛔️البته این به معنای نادیده گرفتن رفتارهای نامناسب یا پایین آوردن انتظارات آموزشی نیست، اتفاقاً برعکس.
من همچنان از دانشآموزم یادگیری، تلاش، مسئولیتپذیری و احترام میخواهم، اما تلاش می کنم قبل از قضاوت، مشاهده کنم. قبل از برچسب زدن، او را درک کنم.
برای من، شروع امسال یعنی کمی مکث.
یعنی چند روز اول فقط برای جلو رفتن در کتاب نیست.
برای دوباره دیدن بچههاست.
برای گوش دادن به آنها.
برای توجه کردن به تغییرهایشان.
برای ساختن دوباره رابطه.
من قرار نیست روانشناس دانشآموزانم باشم. قرار نیست مشکلات زندگی آنها را حل کنم، اما میتوانم معلمی باشم که متوجه است که امسال شرایط متفاوت است و همان نسخه سالهای قبل کارش را بدون فکر دوباره اجرا نمیکند.
💡شاید مهمترین تصمیم حرفهای من در آغاز این سال همین باشد:
قبل از اینکه بگویم (بچهها باید چه کار کنند؟)، از خودم بپرسم (من باید چه چیزی را درباره این بچهها دوباره بفهمم؟)
چون دانشآموزی که امروز وارد کلاس من میشود، فقط ادامهی دانشآموز سال گذشته نیست. ممکن است آنقدر تغییر کرده باشد که نیاز است او را دوباره بشناسم.
🌱پس من امسال، کلاس را دقیقاً از همان جایی که سال قبل تمام کردم ادامه نمیدهم.
اول دوباره دانشآموزانم را میبینم، بعد تصمیم میگیرم چگونه به آنها آموزش بدهم.
#آموزش_در _بحران
#آموزش _بدون _وقفه
#آموزش _در_شرایط اضطرار
#INEE_lran
👍16❤8⚡2👎1👏1