💥جناب آقای علی احمدی !
مجلس مقصر نیست .
✍#ابراهیم_سحرخیز
🔴گفتگوی اختصاصی علیرضا علی احمدی با خبرگزاری تسنیم با عنوان"کوتاهی آموزش و پرورش در تغییر تقویم آموزشی مدارس"بهانه ای شد تا دگر باره در کنار این مساله،تلنگری نیز به بزرگترین چالش روز آموزش وپرورش،یعنی جذب ،تربیت و توانمندسازی معلم به عنوان شاخص ترین عنصر موثر و فعال در چرخه یاددهی -یادگیری زده شود.
آنچه موجب شده است تا آموزش وپرورش به مثابه یکی از مهمترین نهاد اثرگذار در تعلیم و تربیت رسمی کشور، به دور از چارچوب های تعیین شده، حدود و ثغورش آماج دخالت های گاه و بیگاه قرارگیرد نادیده گرفتن نقش بی بدیل آموزش و پرورش در راهبرد پیشرفت و تعالی کشور است.
بیش از سی سال است که آموزش و پرورش ایران، در دام روزمرگی، سیاست زدگی، عدم پای بندی به قوانین یا اسناد فرادستی،نداشتن برنامه و افق روشن در عرصه تصمیم سازی و عمل گرفتار آمده است.
این کشتی طوفان زده سالها است که با مشکلاتی مانند بی ثباتی در ساختار ، سونامی کمبود معلم ، نابرابری در شاخص ها، اثربخش نبودن کارکردهای آموزشی ، محدویت در منابع مالی و کالبدی دست و پنجه نرم می کند.
آنچه به تعبیر برخی از منتقدان سبب شده است تا مجلس پا را از گلیم خویش فراتر نهاده،با مصوباتی نسنجیده و تحمیلی،آموزش و پرورش را با جذب وبکارگیری آموزشیاران نهضت سواد آموزی ،مربیان پیش دبستانی و نیروهای خرید خدمات آموزشی غافلگیر کند! عقب نشینی و کوتاهی دولت در ایفای وظایف حاکمیتی خود در مجموعه آموزش و پرورش است.
بیش از سی سال است که دولت با ماندن در برزخی مانند برون سپاری آموزش و پرورش دولتی،اعتقادی به سرمایه گذاری در آموزش و پرورش ندارد.
اگر نبود فشار تقاضا برای آموزش ، دولت روحانی،با سه طلاقه کردن آموزش و پرورش، کار را یکسره کرده ،تمامی آنرا به حراج سپرده بود.
بهتر است بجای متهم کردن مجلس به دخالت ناروا در حوزه تخصصی آموزش و پرورش به مذمت از عملکرد وزرایی بپردازید که با نگاه چرتکه ای ،کالایی و تاجر مآبانه به مساله آموزش و پرورش دنبال وارد کردن لشگری از معلمان بودند که از فرط بیکاری حاضرند با دستمزدی ناچیز حتی کمتر از یک کارگر افغانی ،کلاس های مملو از دانش آموز را برای ما اداره کنند!
با بالا گرفتن تب خصوصی سازی در ایران متاسفانه مدیریت و راهبری در آموزش و پرورش نصیب کسانی شد که جز به بنگاه داری، برون سپاری ،کاستن از هزینه ها ولو به قیمت نابودی کیفیت و کارآیی در آموزش و پرورش به چیز دیگری نمی اندیشیدند!
با گذشت بیش از چهار دهه از انقلاب هنوز وزارتخانه عریض و طویلی مانند آموزش و پرورش فاقد یک استراتژی پایدار و بی ثبات در حوزه تامین و تربیت نیروی انسانی مورد نیاز به عنوان معلم است.
همین قبض و بسط های گاه و بیگاه در عرصه تصمیم گیری موجب شده است تا آموزش و پرورش با سیاست های وصله-پینه ای هر ساله در آستانه بازگشایی مدارس کمبود چند صد هزار نفری معلم را زیر سبیلی در کند.
آموزش و پرورش ما از 12 ماه سال،یازده ماهش را در خواب و بی خبری سپری کرده ،در واپسین ماه مانده به بازگشایی مدارس، یعنی شهریور به یاد پر کردن کلاس های خالی می افتد که قرار است از محل بکارگیری بازنشستگان پررورش ،تحمیل اضافه تدریس بر شاغلین یا در نهایت آموزشیاران نهضت سواد آموزی و نیروهای خرید خدمات آموزشی پرشوند.
این چرخه معیوب و ناصواب چهل سال است که مدام در آموزش و پرورش درحال تکرار شدن است.
البته به جناب علی احمدی بایدعرض کنم علیرغم این انتقاد ها ،اگر همین دخالتهای جسته گریخته مجلس در کار نبود معلوم نبود مدیریت استسلاقی دولت چه بلایی بر سر آموزش و پرورش آورده بود.
یادمان نرفته است که چگونه یک شبه با سکوت شورای عالی آموزش و پرورش حکم به برچیدن مدارس سمپاد می دهند،تا راه برای کوچ ناخواسته واجباری دانش آموزان به مدارس غیر دولتی هموار شود.
جناب آقای علی احمدی !
قرار نیست آموزش و پرورش به بهای برکرسی نشاندن تعطیلات زمستانی با دست بردن در تقویم آموزشی مدارس،تاوان ناکارآمدی مدیرانی را بپردازد که در حل مشکلات کلان شهری مانند تهران در حوزه محیط زیست یا معضل ترافیک عاجزند!
دست بردن در تقویم آموزشی بدون کنترل و مهار متغیرهایی مانند تنوع اقلیمی و جغرافیایی ،نظام ارزشیابی متمرکز و هماهنگ کشوری ،متناسب سازی حجم ، عناوین و جدول دروس هفتگی مدارس ، نقش کودکان در اقتصاد و معیشت خانوار به ویژه در مناطق روستایی،تعطیلات آیینی،مذهبی تاریخی و..عملا میسور نیست.
ناگفته نماند مجلس به لحاظ جایگاه تعریف شده و قانونی این اجازه دارد که راه را بر برخی از مدیران خودکامه در حوزه اجرا سد کند!
قرارنیست به قیمت به کرسی نشستن سلایق شخصی وزرا مجلس را از حیز انتفاع خارج کنیم.
اگر نهیب به هنگام مجلس نبود اکنون بجای معلمان رسمی، یک میلیون معلم خرید خدمات آموزشی، عهده دار آمر آموزش بودند.
✒️ @moalempress1
مجلس مقصر نیست .
✍#ابراهیم_سحرخیز
🔴گفتگوی اختصاصی علیرضا علی احمدی با خبرگزاری تسنیم با عنوان"کوتاهی آموزش و پرورش در تغییر تقویم آموزشی مدارس"بهانه ای شد تا دگر باره در کنار این مساله،تلنگری نیز به بزرگترین چالش روز آموزش وپرورش،یعنی جذب ،تربیت و توانمندسازی معلم به عنوان شاخص ترین عنصر موثر و فعال در چرخه یاددهی -یادگیری زده شود.
آنچه موجب شده است تا آموزش وپرورش به مثابه یکی از مهمترین نهاد اثرگذار در تعلیم و تربیت رسمی کشور، به دور از چارچوب های تعیین شده، حدود و ثغورش آماج دخالت های گاه و بیگاه قرارگیرد نادیده گرفتن نقش بی بدیل آموزش و پرورش در راهبرد پیشرفت و تعالی کشور است.
بیش از سی سال است که آموزش و پرورش ایران، در دام روزمرگی، سیاست زدگی، عدم پای بندی به قوانین یا اسناد فرادستی،نداشتن برنامه و افق روشن در عرصه تصمیم سازی و عمل گرفتار آمده است.
این کشتی طوفان زده سالها است که با مشکلاتی مانند بی ثباتی در ساختار ، سونامی کمبود معلم ، نابرابری در شاخص ها، اثربخش نبودن کارکردهای آموزشی ، محدویت در منابع مالی و کالبدی دست و پنجه نرم می کند.
آنچه به تعبیر برخی از منتقدان سبب شده است تا مجلس پا را از گلیم خویش فراتر نهاده،با مصوباتی نسنجیده و تحمیلی،آموزش و پرورش را با جذب وبکارگیری آموزشیاران نهضت سواد آموزی ،مربیان پیش دبستانی و نیروهای خرید خدمات آموزشی غافلگیر کند! عقب نشینی و کوتاهی دولت در ایفای وظایف حاکمیتی خود در مجموعه آموزش و پرورش است.
بیش از سی سال است که دولت با ماندن در برزخی مانند برون سپاری آموزش و پرورش دولتی،اعتقادی به سرمایه گذاری در آموزش و پرورش ندارد.
اگر نبود فشار تقاضا برای آموزش ، دولت روحانی،با سه طلاقه کردن آموزش و پرورش، کار را یکسره کرده ،تمامی آنرا به حراج سپرده بود.
بهتر است بجای متهم کردن مجلس به دخالت ناروا در حوزه تخصصی آموزش و پرورش به مذمت از عملکرد وزرایی بپردازید که با نگاه چرتکه ای ،کالایی و تاجر مآبانه به مساله آموزش و پرورش دنبال وارد کردن لشگری از معلمان بودند که از فرط بیکاری حاضرند با دستمزدی ناچیز حتی کمتر از یک کارگر افغانی ،کلاس های مملو از دانش آموز را برای ما اداره کنند!
با بالا گرفتن تب خصوصی سازی در ایران متاسفانه مدیریت و راهبری در آموزش و پرورش نصیب کسانی شد که جز به بنگاه داری، برون سپاری ،کاستن از هزینه ها ولو به قیمت نابودی کیفیت و کارآیی در آموزش و پرورش به چیز دیگری نمی اندیشیدند!
با گذشت بیش از چهار دهه از انقلاب هنوز وزارتخانه عریض و طویلی مانند آموزش و پرورش فاقد یک استراتژی پایدار و بی ثبات در حوزه تامین و تربیت نیروی انسانی مورد نیاز به عنوان معلم است.
همین قبض و بسط های گاه و بیگاه در عرصه تصمیم گیری موجب شده است تا آموزش و پرورش با سیاست های وصله-پینه ای هر ساله در آستانه بازگشایی مدارس کمبود چند صد هزار نفری معلم را زیر سبیلی در کند.
آموزش و پرورش ما از 12 ماه سال،یازده ماهش را در خواب و بی خبری سپری کرده ،در واپسین ماه مانده به بازگشایی مدارس، یعنی شهریور به یاد پر کردن کلاس های خالی می افتد که قرار است از محل بکارگیری بازنشستگان پررورش ،تحمیل اضافه تدریس بر شاغلین یا در نهایت آموزشیاران نهضت سواد آموزی و نیروهای خرید خدمات آموزشی پرشوند.
این چرخه معیوب و ناصواب چهل سال است که مدام در آموزش و پرورش درحال تکرار شدن است.
البته به جناب علی احمدی بایدعرض کنم علیرغم این انتقاد ها ،اگر همین دخالتهای جسته گریخته مجلس در کار نبود معلوم نبود مدیریت استسلاقی دولت چه بلایی بر سر آموزش و پرورش آورده بود.
یادمان نرفته است که چگونه یک شبه با سکوت شورای عالی آموزش و پرورش حکم به برچیدن مدارس سمپاد می دهند،تا راه برای کوچ ناخواسته واجباری دانش آموزان به مدارس غیر دولتی هموار شود.
جناب آقای علی احمدی !
قرار نیست آموزش و پرورش به بهای برکرسی نشاندن تعطیلات زمستانی با دست بردن در تقویم آموزشی مدارس،تاوان ناکارآمدی مدیرانی را بپردازد که در حل مشکلات کلان شهری مانند تهران در حوزه محیط زیست یا معضل ترافیک عاجزند!
دست بردن در تقویم آموزشی بدون کنترل و مهار متغیرهایی مانند تنوع اقلیمی و جغرافیایی ،نظام ارزشیابی متمرکز و هماهنگ کشوری ،متناسب سازی حجم ، عناوین و جدول دروس هفتگی مدارس ، نقش کودکان در اقتصاد و معیشت خانوار به ویژه در مناطق روستایی،تعطیلات آیینی،مذهبی تاریخی و..عملا میسور نیست.
ناگفته نماند مجلس به لحاظ جایگاه تعریف شده و قانونی این اجازه دارد که راه را بر برخی از مدیران خودکامه در حوزه اجرا سد کند!
قرارنیست به قیمت به کرسی نشستن سلایق شخصی وزرا مجلس را از حیز انتفاع خارج کنیم.
اگر نهیب به هنگام مجلس نبود اکنون بجای معلمان رسمی، یک میلیون معلم خرید خدمات آموزشی، عهده دار آمر آموزش بودند.
✒️ @moalempress1
💥 جای چنین تصمیمی در آموزش و پرورش خالی است !
✍#ابراهیم_سحرخیز
امروز ، رییس سازمان بهزیستی کشور به بخشنامه ای مبنی بر تعارض منافع مدیران بهزیستی با اهداف سازمانی اشاره داشت که به موجب آن بیش از 100 نفر از مدیران بهزیستی که همزمان با پست مدیریتی خویش ،مراکزی را به صورت خصوصی یا دولتی اداره می کردند از سمت خود کناره گیری نموده اند.
چنین واکنشی فارغ از چرایی و شان حدوث آن ،هرچند اقدامی دیر هنگام اما در نوع خود ،قابل ستایش و درخور تحسین است
البته این تصمیم به جهاتی نیز قابل تامل و حیرت برانگیز است .
چراباید دستگاه های حمایتی از جمله بهزیستی که ماموریت اصلی آن در شرایط بغرنج و پیچیده اقتصادی -اجتماعی امروز امدادرسانی به اقشار آسیب پذیر و مددجویان ناتوان ،نیازمند یا بد سرپرست و بی سرپرست می باشد برخی از مدیرانش همزمان با اشتغال در پست دولتی ،از محل اداره مراکز خصوصی تحت امر خود،علاوه بر حقوق و مزایای دریافتی ، کاسبی راه انداخته ،سازمان را در مسیرمنافع مادی خویش به پیش برانند؟
اما به هر حال چه نیکو گفته اند که"جلوی ضرر را از هر کجایی که بگیری منفعت است "
بر گردیم به آموزش وپرورش ،مجموعه ای که سالهاست در انتظار چنین رخدادی است تا از برخی از اتفاقات پرده بردارد.
کم نبوده یا نیستند مدیرانی که همزمان با اشتغال در پست مدیریتی خود در وزارت آموزش و پرورش ، عملا کارچاق کن یا رونق بخش دکان و حجره خویشند!
اگر در بهزیستی ،بخش هایی مانند مراکز خصوصی مشاوره ،مهد های کودک ، مراکز نگهداری شبانه معلولان ،سالمندان و بیماران روانی و... منافع مدیران را در تقابل و ناسازگاری با کارکردها و منافع سازمانی قرار داده است.
قطعا در آموزش و پرورش نیز ،راه اندازی و توسعه مدارس غیر دولتی ، آموزشگاه های علمی آزاد ، زبان ، کلاس های جبرانی و کنکور ، مراکز یادگیری آموزش از راه دور ، پیش دبستانی ، مراکز خصوصی مشاوره ، هدایت تربیتی و تحصیلی ، مراکزخصوصی چاپ و نشر طرف قرارداد با مجموعه بزرگ چاپ و نشر سازمان پژوهش ، مراکز آموزش نیروی انسانی (آموزش های حین خدمت ) ،مراکز پژوهشی و مطالعاتی طرف تعامل با آموزش و پرورش ،نمایندگی پوشش بیمه معلم و... از جمله مصادیق بارز تعارض منافع برخی از مدیران زیرمجموعه با خود آموزش و پرورش است.
چه کسی این اجازه را به وزیر ،معاون وزیر ، مدیران کل ستادی و صفی ،مشاوران و دیگر مدیران ادارات آموزش و پرورش داده است که همزمان بر پستی سوار شوند که قرار است در پرتو آن ،خواسته یا ناخواسته دکانشان از تصمیم آنها نیز منتفع شود؟!
چرا باید کسی که قرار است بر بیش از 14 درصد از مدارس این کشور که به صورت غیر دولتی اداره می شوند نظارت کرده ، به عنوان قاضی میدان ،به ارزیابی درست و عادلانه از عملکرد آنها بپردازد خود یا همسرش از جمله ذینفعان آن باشد؟!
معاونی که خود رطب خورده مدارس غیر دولتی است چگونه قادر است دیگران را از رطب خوردن منع کند؟
وزیری که خود برزگترین سهامدار در عرصه مدارس غیر دولتی محسوب می شود چگونه می تواند از جایگاه بی رمق و تضعیف شده مدارس دولتی دفاع کند؟!
وزیر تاجر مآبی که از محل مدارس لاکچری خود صاحب در آمدهای نجومی و افسانه ای است چگونه قادر است مشکلات معیشتی معلمان را با گوشت و پوست خود لمس کند؟!
مشاوری که خود یکی از مالکان مراکز آموزش علمی -کاربردی خصوصی است چگونه می خواهد دستیار جناب معاون در ارائه خدمات مشاوره ای مناسب همراستا با منافع هنرستانهای دولتی باشد؟
چرا باید در فلان برهه زمانی ،غالب مجوز های صادره در بخش واگذاری مراکز یادگیری آموزش از راه دور تنها به طیف خاصی از مدیران وقت آموزش و پرورش اختصاص یابد؟!
مبارزه با این قبیل ویژه خواری ها بر عهده کیست؟!
سکونت همزمان مدیراموزش و پرورش در خانه سازمانی علیرغم برخوداری او از مسکن شخصی ، ناظر بر کدام مجوز قانونی است؟!
نمایندگان استانی ناظر بر رتق و فتق امور صندوق دخیره فرهنگیان بر اساس کدام مکانیسم عادلانه،گزینش و منصوب شده اند؟!
به نظر می رسد اکنون نوبت آموزش و پرورش است تا از طریق اتمام حجت با مدیران خود،چنین تصمیمی را به مرحله اجرا بگذارد!
✨✨کانال #اخبارمعلم
✒️ @moalempress1
✍#ابراهیم_سحرخیز
امروز ، رییس سازمان بهزیستی کشور به بخشنامه ای مبنی بر تعارض منافع مدیران بهزیستی با اهداف سازمانی اشاره داشت که به موجب آن بیش از 100 نفر از مدیران بهزیستی که همزمان با پست مدیریتی خویش ،مراکزی را به صورت خصوصی یا دولتی اداره می کردند از سمت خود کناره گیری نموده اند.
چنین واکنشی فارغ از چرایی و شان حدوث آن ،هرچند اقدامی دیر هنگام اما در نوع خود ،قابل ستایش و درخور تحسین است
البته این تصمیم به جهاتی نیز قابل تامل و حیرت برانگیز است .
چراباید دستگاه های حمایتی از جمله بهزیستی که ماموریت اصلی آن در شرایط بغرنج و پیچیده اقتصادی -اجتماعی امروز امدادرسانی به اقشار آسیب پذیر و مددجویان ناتوان ،نیازمند یا بد سرپرست و بی سرپرست می باشد برخی از مدیرانش همزمان با اشتغال در پست دولتی ،از محل اداره مراکز خصوصی تحت امر خود،علاوه بر حقوق و مزایای دریافتی ، کاسبی راه انداخته ،سازمان را در مسیرمنافع مادی خویش به پیش برانند؟
اما به هر حال چه نیکو گفته اند که"جلوی ضرر را از هر کجایی که بگیری منفعت است "
بر گردیم به آموزش وپرورش ،مجموعه ای که سالهاست در انتظار چنین رخدادی است تا از برخی از اتفاقات پرده بردارد.
کم نبوده یا نیستند مدیرانی که همزمان با اشتغال در پست مدیریتی خود در وزارت آموزش و پرورش ، عملا کارچاق کن یا رونق بخش دکان و حجره خویشند!
اگر در بهزیستی ،بخش هایی مانند مراکز خصوصی مشاوره ،مهد های کودک ، مراکز نگهداری شبانه معلولان ،سالمندان و بیماران روانی و... منافع مدیران را در تقابل و ناسازگاری با کارکردها و منافع سازمانی قرار داده است.
قطعا در آموزش و پرورش نیز ،راه اندازی و توسعه مدارس غیر دولتی ، آموزشگاه های علمی آزاد ، زبان ، کلاس های جبرانی و کنکور ، مراکز یادگیری آموزش از راه دور ، پیش دبستانی ، مراکز خصوصی مشاوره ، هدایت تربیتی و تحصیلی ، مراکزخصوصی چاپ و نشر طرف قرارداد با مجموعه بزرگ چاپ و نشر سازمان پژوهش ، مراکز آموزش نیروی انسانی (آموزش های حین خدمت ) ،مراکز پژوهشی و مطالعاتی طرف تعامل با آموزش و پرورش ،نمایندگی پوشش بیمه معلم و... از جمله مصادیق بارز تعارض منافع برخی از مدیران زیرمجموعه با خود آموزش و پرورش است.
چه کسی این اجازه را به وزیر ،معاون وزیر ، مدیران کل ستادی و صفی ،مشاوران و دیگر مدیران ادارات آموزش و پرورش داده است که همزمان بر پستی سوار شوند که قرار است در پرتو آن ،خواسته یا ناخواسته دکانشان از تصمیم آنها نیز منتفع شود؟!
چرا باید کسی که قرار است بر بیش از 14 درصد از مدارس این کشور که به صورت غیر دولتی اداره می شوند نظارت کرده ، به عنوان قاضی میدان ،به ارزیابی درست و عادلانه از عملکرد آنها بپردازد خود یا همسرش از جمله ذینفعان آن باشد؟!
معاونی که خود رطب خورده مدارس غیر دولتی است چگونه قادر است دیگران را از رطب خوردن منع کند؟
وزیری که خود برزگترین سهامدار در عرصه مدارس غیر دولتی محسوب می شود چگونه می تواند از جایگاه بی رمق و تضعیف شده مدارس دولتی دفاع کند؟!
وزیر تاجر مآبی که از محل مدارس لاکچری خود صاحب در آمدهای نجومی و افسانه ای است چگونه قادر است مشکلات معیشتی معلمان را با گوشت و پوست خود لمس کند؟!
مشاوری که خود یکی از مالکان مراکز آموزش علمی -کاربردی خصوصی است چگونه می خواهد دستیار جناب معاون در ارائه خدمات مشاوره ای مناسب همراستا با منافع هنرستانهای دولتی باشد؟
چرا باید در فلان برهه زمانی ،غالب مجوز های صادره در بخش واگذاری مراکز یادگیری آموزش از راه دور تنها به طیف خاصی از مدیران وقت آموزش و پرورش اختصاص یابد؟!
مبارزه با این قبیل ویژه خواری ها بر عهده کیست؟!
سکونت همزمان مدیراموزش و پرورش در خانه سازمانی علیرغم برخوداری او از مسکن شخصی ، ناظر بر کدام مجوز قانونی است؟!
نمایندگان استانی ناظر بر رتق و فتق امور صندوق دخیره فرهنگیان بر اساس کدام مکانیسم عادلانه،گزینش و منصوب شده اند؟!
به نظر می رسد اکنون نوبت آموزش و پرورش است تا از طریق اتمام حجت با مدیران خود،چنین تصمیمی را به مرحله اجرا بگذارد!
✨✨کانال #اخبارمعلم
✒️ @moalempress1
💥 باز هم عذری بدتر از گناه !
توجیه ممنوع !
✍#ابراهیم_سحرخیز
🔴 ظاهرا، اللهیار ترکمن در گفتگو با ایرانا در پاسخ به واکنش اعتراض آمیز معلمان در برابر افزایش 2 میلیونی به دریافتی فرهنگیان ، آورده است :" در صدور احکام معلمان ،اشتباهی صورت نگرفته ،خوشبختانه آنقدر اختیار ندارم که سلیقه ای عمل کنم ،قانون مدیریت خدمات کشوری فاقد عنوان حق شغل حرفه ای است".
✔ و اما پاسخ :
🔴 1)- برای به کرسی نشاندن حق شغل حرفه ای معلم به عنوان اصلی ترین رکن تعلیم و تربیت به اندازه کافی ،بهانه و دستاویز قانونی وجود دارد که نیازی به گم کردن سوراخ دعا نباشد که از آن جمله می توان به موارد ذیل اشاره داشت :
الف) - سیاست های کلی تحول در حوزه آموزش و پرورش ابلاغ شده از سال 1391.
ب)-نقشه جامع علمی کشور مصوب شورای عالی انقلاب فرهنگی.
ج)- برنامه ششم توسعه مبنی بر الزام دولت به ارائه لایحه رتبه بندی معلمان .
د)- تاکید سند تحول بنیادین آموزش و پرورش به عنوان مصوبه قطعی شورای عالی انقلاب فرهنگی مبنی بر شکل گیری و استقرار نظام پرداخت ویژه معلمان مبتنی بر سنجش و پایش مستمر صلاحیت حرفه ای معلمان. (نظام رتبه بندی )
🔴2- اگر آموزش و پرورش برای به رسمیت شناختن حق شغل حرفه ای معلمان ،با خلا یا محدودیت در قانون فعلی مدیریت خدمات کشوری مواجه است ، چرا
الف)-از سال 1394 تا کنون با رنگ کردن گنجشگ "امتیاز حق شغل قانون مدیریت خدمات کشوری" ،آن را با نام " قناری بزک کرده رتبه بندی" به معلمان غالب کرده است؟
ب)- اگر دفاع از هویت حرفه ای معلمان از ضرورت و اولویت لازم برخودار بود ، چرا علیرغم تاکید چندباره مجلس ،مبنی بر تجعیل در ارائه لایحه رتبه بندی از سوی دولت ، وزارت آموزش و پرورش با گذشت هفت سال ،با تمسک چند باره به قانون مدیریت خدمات کشوری و سرگرم کردن معلمان به افزایش قطره چکانی برای جبران عقب افتادگی در حقوق ، هربار با ترفند و حیلتی از اجرای قانون استنکاف ورزیده است؟
🔴 3)- از امثال ایشان که علیرغم فروتنی و شکسته نفسی زاید الوصفی !! خود را تنها کارشناس خبره و بلامنازع در حوزه توسعه منابع انسانی می دانند باید پرسید
الف) - شما اگر برای برسمیت شناختن هویت حرفه ای معلم ، ضرورتی قائل بودید، چرا در طول شش سال گذشته ، هیچگاه سعی نکردید پس از خاتمه یافتن دوره پنج ساله اجرای آزمایشی قانون مدیریت خدمات کشوری و ارائه مجدد ان به مجلس شورای اسلامی ، نسبت به رفع این نقیصه از طریق دولت یا سازمان متبوع خود یعنی "برنامه و بودجه " اقدام نمایید ؟
ب)- جای بسی تعجب است تمامی کارکنان دولت از این ظرفیت موهبت گونه یعنی" فوق العاده ویژه "، بیشترین بهره را برای افزایش دستمزد کارکنان خویش برده ،اما وقتی نوبت به معلم می رسد ناگهان آسمان تپیده ، آموزش و پرورش ، خود را مسلوب الید قلمداد می کند؟
🔴 4- اللهیار ترکمن فرموده اند آنقدر اختیار ندارند که سلیقه ای عمل کنند
بد نیست به معلمان گفته شود طرح نغز و بدیع " معلم تمام وقت" با تکلیف شاق ،44 یا 36 ساعت حضور تمام وقت در کلاس درس و مدرسه از کدام بارش مغزی یا آرایه مدیریتی ، نشات گرفته است ؟
سلمنا ،اگر بناچار پذیرفتیم که معلم نیز، کارمندی است مانند دیگر کارمندان ، که باید همچون دیگران، حداقل 2 تا 3 میلیونی به حقوقش افزوده شود.
اگر قرار است، 44 ساعتی را در چهار دیواری مدرسه ،بنا دستور بخشنامه من و شما ، اتراق کند پس مرحمت فرموده :
الف )- حق شغل انان را پرو پیمان بپردازید.
ب)- چشم بسته مانند دیگر ستادی ها ، علاوه بر حقوق ،تا معادل سقف 100 تا 175 ساعتی هم اضافه کاری بپردازید.
ج )-هزینه ایاب و ذهاب ،غذا ،کارانه و... او را نیز بی کم و کاست بطور ماهیانه پرداخت نمایید.
🔴 5- فراموش نکنید که علت محدثه و مبقیه (چرایی و ضرورت ماندگاری ) دستگاه عریض وطویل و سرمایه بر آموزش و پرورش دو چیز است .
الف )- دانش آموز به عنوان موضوع اصلی تعلیم و تربیت
ب)- معلم به عنوان رکن اصلی در راهبری و هدایت فرایند یاددهی - یادگیری .
🔴 بدیهی است وجود دیگر عوامل از شخص شخیص وزیر گرفته تا سایر مقامات ، حضورشان تنها درصورتی محلی از اعراب و اعتنا خواهد داشت که در مدار راهبری و حرکت واقعی معلم ، خللی حادث نشود.
قرار نیست افسران خط مقدم آموزش و پرورش ، بعنی معلمان عزیز ، در مقایسه با دیگر همکاران محترم ستادی ، از حقوق واقعی خود به بهانه های واهی محروم کنیم .
✨✨کانال #اخبارمعلم
✒️ @moalempress1
توجیه ممنوع !
✍#ابراهیم_سحرخیز
🔴 ظاهرا، اللهیار ترکمن در گفتگو با ایرانا در پاسخ به واکنش اعتراض آمیز معلمان در برابر افزایش 2 میلیونی به دریافتی فرهنگیان ، آورده است :" در صدور احکام معلمان ،اشتباهی صورت نگرفته ،خوشبختانه آنقدر اختیار ندارم که سلیقه ای عمل کنم ،قانون مدیریت خدمات کشوری فاقد عنوان حق شغل حرفه ای است".
✔ و اما پاسخ :
🔴 1)- برای به کرسی نشاندن حق شغل حرفه ای معلم به عنوان اصلی ترین رکن تعلیم و تربیت به اندازه کافی ،بهانه و دستاویز قانونی وجود دارد که نیازی به گم کردن سوراخ دعا نباشد که از آن جمله می توان به موارد ذیل اشاره داشت :
الف) - سیاست های کلی تحول در حوزه آموزش و پرورش ابلاغ شده از سال 1391.
ب)-نقشه جامع علمی کشور مصوب شورای عالی انقلاب فرهنگی.
ج)- برنامه ششم توسعه مبنی بر الزام دولت به ارائه لایحه رتبه بندی معلمان .
د)- تاکید سند تحول بنیادین آموزش و پرورش به عنوان مصوبه قطعی شورای عالی انقلاب فرهنگی مبنی بر شکل گیری و استقرار نظام پرداخت ویژه معلمان مبتنی بر سنجش و پایش مستمر صلاحیت حرفه ای معلمان. (نظام رتبه بندی )
🔴2- اگر آموزش و پرورش برای به رسمیت شناختن حق شغل حرفه ای معلمان ،با خلا یا محدودیت در قانون فعلی مدیریت خدمات کشوری مواجه است ، چرا
الف)-از سال 1394 تا کنون با رنگ کردن گنجشگ "امتیاز حق شغل قانون مدیریت خدمات کشوری" ،آن را با نام " قناری بزک کرده رتبه بندی" به معلمان غالب کرده است؟
ب)- اگر دفاع از هویت حرفه ای معلمان از ضرورت و اولویت لازم برخودار بود ، چرا علیرغم تاکید چندباره مجلس ،مبنی بر تجعیل در ارائه لایحه رتبه بندی از سوی دولت ، وزارت آموزش و پرورش با گذشت هفت سال ،با تمسک چند باره به قانون مدیریت خدمات کشوری و سرگرم کردن معلمان به افزایش قطره چکانی برای جبران عقب افتادگی در حقوق ، هربار با ترفند و حیلتی از اجرای قانون استنکاف ورزیده است؟
🔴 3)- از امثال ایشان که علیرغم فروتنی و شکسته نفسی زاید الوصفی !! خود را تنها کارشناس خبره و بلامنازع در حوزه توسعه منابع انسانی می دانند باید پرسید
الف) - شما اگر برای برسمیت شناختن هویت حرفه ای معلم ، ضرورتی قائل بودید، چرا در طول شش سال گذشته ، هیچگاه سعی نکردید پس از خاتمه یافتن دوره پنج ساله اجرای آزمایشی قانون مدیریت خدمات کشوری و ارائه مجدد ان به مجلس شورای اسلامی ، نسبت به رفع این نقیصه از طریق دولت یا سازمان متبوع خود یعنی "برنامه و بودجه " اقدام نمایید ؟
ب)- جای بسی تعجب است تمامی کارکنان دولت از این ظرفیت موهبت گونه یعنی" فوق العاده ویژه "، بیشترین بهره را برای افزایش دستمزد کارکنان خویش برده ،اما وقتی نوبت به معلم می رسد ناگهان آسمان تپیده ، آموزش و پرورش ، خود را مسلوب الید قلمداد می کند؟
🔴 4- اللهیار ترکمن فرموده اند آنقدر اختیار ندارند که سلیقه ای عمل کنند
بد نیست به معلمان گفته شود طرح نغز و بدیع " معلم تمام وقت" با تکلیف شاق ،44 یا 36 ساعت حضور تمام وقت در کلاس درس و مدرسه از کدام بارش مغزی یا آرایه مدیریتی ، نشات گرفته است ؟
سلمنا ،اگر بناچار پذیرفتیم که معلم نیز، کارمندی است مانند دیگر کارمندان ، که باید همچون دیگران، حداقل 2 تا 3 میلیونی به حقوقش افزوده شود.
اگر قرار است، 44 ساعتی را در چهار دیواری مدرسه ،بنا دستور بخشنامه من و شما ، اتراق کند پس مرحمت فرموده :
الف )- حق شغل انان را پرو پیمان بپردازید.
ب)- چشم بسته مانند دیگر ستادی ها ، علاوه بر حقوق ،تا معادل سقف 100 تا 175 ساعتی هم اضافه کاری بپردازید.
ج )-هزینه ایاب و ذهاب ،غذا ،کارانه و... او را نیز بی کم و کاست بطور ماهیانه پرداخت نمایید.
🔴 5- فراموش نکنید که علت محدثه و مبقیه (چرایی و ضرورت ماندگاری ) دستگاه عریض وطویل و سرمایه بر آموزش و پرورش دو چیز است .
الف )- دانش آموز به عنوان موضوع اصلی تعلیم و تربیت
ب)- معلم به عنوان رکن اصلی در راهبری و هدایت فرایند یاددهی - یادگیری .
🔴 بدیهی است وجود دیگر عوامل از شخص شخیص وزیر گرفته تا سایر مقامات ، حضورشان تنها درصورتی محلی از اعراب و اعتنا خواهد داشت که در مدار راهبری و حرکت واقعی معلم ، خللی حادث نشود.
قرار نیست افسران خط مقدم آموزش و پرورش ، بعنی معلمان عزیز ، در مقایسه با دیگر همکاران محترم ستادی ، از حقوق واقعی خود به بهانه های واهی محروم کنیم .
✨✨کانال #اخبارمعلم
✒️ @moalempress1
💥این روزها به چه کسانی زیادی خوش می گذرد؟
✍#ابراهیم_سحرخیز
🔴سرانجام بر هیچکس معلوم نشد چرا این مصوبه مشحون از ماده تبصره و الحاقیه قانون"مدیریت خدمات کشوری"که با فرمان دوباره دولت از مجلس لاریجانی اذن ماندگاری یافت،برای دیگر دستگاه ها و کارکنان مشمول آن چشمه ای حیات بخش و گوارا بود مگر برای معلمان شاغل و بازنشسته!
🔴 از دیر باز برخی از نمایندگان و دولتمردان طوطی وار،چنان از وجناتش می گفتند که آدمی را مست و مدهوش می ساختاما وقتی نوبت به خود که رسید نافرمانی کرده اناالحق بر زبان جاری ساخته بر آن شوریده ،تن به قوانین ویژه دادند تا نجومی ستانده ویژه خواری کنند.
🔴 آنچه مدام در بوق و کرنا می کردند این جمله بود که" معلمان چون زبده و اشرف مخلوقاتند زین پس ضریب افرایش حقوق و مزایای آنان بیش از دیگر عائله دولت بوده و با ضریب مضاعف 1/1 محاسبه خواهد شد.
اما امروز پس از گذشت سالها معلمان درهمان برزخ بهشت و دوزخی که این قانون برپا کرده است سخت مستاصلاز اینجا مانده از آنجا رانده به امان خدا رها شده اند!
🔴 وقتی نوبت به افزایش های 2 تا 3 میلیونی می رسد ناگهان از سازمان مدیریت و خزانه دولت توامان با یکدیگر پیغام می رسد که دست نگهدارید و سهم معلمان را از این افزایش به صفر برسانیدکه آنان چون در زمره کارکنان آموزشی به حساب می ایند طبعا از این افزایش ویژه محرومند باید صبوری پیشه کنند تا بهار 99 از راه رسیده عمو نوروز از همیان بودجه سال آتی بین 200 تا 600 هزار تومانی به حساب آنان از بابت همان" رتبه بندی مالوف و معروف عیدی عنایت کناد!
وقتی کار به ساعات کاری و حضور در مدرسه می رسد مناقشه بالا گرفته ،مقامات وزارتخانه پس از مکاشفات طولانی و غور در قوانین متعدده با استمداد از علمای ذو فنون سرانجام به همین قانون کذایی ، متوسل شده کلی ادله و تبصره قطار می کنند که معلم نیز کارمندی است تمام وقت که ناگزیر باید 44 ساعتی را در مدرسه آماده باش ،گوش به فرمان ستاد باشد.
اول وی را به مرگ رفته تا به تب راضی اش سازند سرانجام کوتاه آمده به 30 تا 36 ساعت راضی می شوند تا شاید با این کشف به طریقی ،جای خالی 350 هزار معلم را در اینده پر کنند.
وقتی معلمان از معاون ذیربط می پرسند چرا به دیگران 2 تا 3 میلیون ، به ما که می رسد کم فروشی کرده تنها به کمتر از 600 تا 800 هزار تومان ناقابل رضایت می دهید ؟
تنها پاسخی که در فضای مجازی حواله می دهند آن است : "چون به شما در تعطیلات، زیادی خوش می گذرد!".
اتفاقا باید گفت این روزها به کسانی زیاد خوش می گذرد که از کرونا جسته و حقوق 6 میلیونی آنها یک شبه با جهش 3/8 میلیونی به بیش از 9/8 میلیون رسیده یا با پوشیدن ردای مشاورت وزیر بر قامت بلند خویش ، حداقل20 میلیونی به حساب مبارکشان واریز می شود.
بگذریم وقتی چراغ خاموش به حقوق و مزایای هیات علمی دانشگاه ها افزوده می شود حضرات ابرو بالا انداخته ،می گویند این بار نیز معلمان را به این بارعام راهی نیست زیرا فقط استادان مشمول آیین نامه اعضای هیات علمی دانشگاه ها بوده که از قانون خاص خود یعنی هیات امنای دانشگاه ها تبعیت کرده و ارتباطی به دستگاه آموزش و پرورش ندارد.
اینجا دیگر خبری ازهمطرازی دکتر معلمان و صاحبان تحصیلات عالیه با دیگر استادان و پژوهشگران نیست !
یکی نیست به این حضرات بگوید شورای عالی انقلاب فرهنگی شما دو مصوبه بر زمین مانده دارد که کسی به آن نیم نگاهی هم نمی کند.
1- نقشه جامع علمی کشور که معلمان را در زمره استادان ،پژوهشگران و فن آوران به شمار آورده وآنان را کارمند تمام وقت محروم شده از اجر و مزد نمی داند.
2- سیاست های کلی تحول با استناد به راهکارهای مندرج در سند تحول وزارت آموزش و پرورش را تحت عنوان "نظام رتبه بندی " مکلف به استقرار ساختاری در پرداخت وجبران خدمات می داند که با معلمان به گونه ای رفتار کرده تا علاوه بر ایجاد رقابت شغلی سالم ،شوق انگیز و سازنده بستر لازم را برای جبران هر چه شایسته از خدمات این قشر فرهیخته فراهم آورد.
درپایان ذکر این نکته خالی از فایده نیست تا گفته شود به دستور العمل "چگونگی برخوداری دستگاه های اجرایی از افزایش امتیازات فصل دهم قانون مدیریت خدمات کشوری" که این روزها در شبکه های اجتماعی دست به دست می شود حداقل دو پرسش اساسی وارد است
1- مطابق با بند4 این دستورالعمل انجام این کار صرفا منوط به عدم ایجاد هرگونه بار مالی مازاد بر اعتبار مصوب و تخصیص یافته در سالجاری است .
حال باید دید همیشه بدهکاری مانند آموزش و پرورش از کجا چنین بضاعتی یافته است تا به هر نفر حداقل 2 میلیون بیفزاید ؟
2- آیا حضرات تضمین می دهند در اعتبار پیش بینی شده در بند الحاقی به تبصره 12 بودجه سال 99 بابت رتبه بندی به هر معلم پس از اعمال افزایش 15 درصدی سال آینده بطور میانگین 2/3
میلیون پرداخت شود؟
✨✨کانال #اخبارمعلم
✒️ @moalempress1
✍#ابراهیم_سحرخیز
🔴سرانجام بر هیچکس معلوم نشد چرا این مصوبه مشحون از ماده تبصره و الحاقیه قانون"مدیریت خدمات کشوری"که با فرمان دوباره دولت از مجلس لاریجانی اذن ماندگاری یافت،برای دیگر دستگاه ها و کارکنان مشمول آن چشمه ای حیات بخش و گوارا بود مگر برای معلمان شاغل و بازنشسته!
🔴 از دیر باز برخی از نمایندگان و دولتمردان طوطی وار،چنان از وجناتش می گفتند که آدمی را مست و مدهوش می ساختاما وقتی نوبت به خود که رسید نافرمانی کرده اناالحق بر زبان جاری ساخته بر آن شوریده ،تن به قوانین ویژه دادند تا نجومی ستانده ویژه خواری کنند.
🔴 آنچه مدام در بوق و کرنا می کردند این جمله بود که" معلمان چون زبده و اشرف مخلوقاتند زین پس ضریب افرایش حقوق و مزایای آنان بیش از دیگر عائله دولت بوده و با ضریب مضاعف 1/1 محاسبه خواهد شد.
اما امروز پس از گذشت سالها معلمان درهمان برزخ بهشت و دوزخی که این قانون برپا کرده است سخت مستاصلاز اینجا مانده از آنجا رانده به امان خدا رها شده اند!
🔴 وقتی نوبت به افزایش های 2 تا 3 میلیونی می رسد ناگهان از سازمان مدیریت و خزانه دولت توامان با یکدیگر پیغام می رسد که دست نگهدارید و سهم معلمان را از این افزایش به صفر برسانیدکه آنان چون در زمره کارکنان آموزشی به حساب می ایند طبعا از این افزایش ویژه محرومند باید صبوری پیشه کنند تا بهار 99 از راه رسیده عمو نوروز از همیان بودجه سال آتی بین 200 تا 600 هزار تومانی به حساب آنان از بابت همان" رتبه بندی مالوف و معروف عیدی عنایت کناد!
وقتی کار به ساعات کاری و حضور در مدرسه می رسد مناقشه بالا گرفته ،مقامات وزارتخانه پس از مکاشفات طولانی و غور در قوانین متعدده با استمداد از علمای ذو فنون سرانجام به همین قانون کذایی ، متوسل شده کلی ادله و تبصره قطار می کنند که معلم نیز کارمندی است تمام وقت که ناگزیر باید 44 ساعتی را در مدرسه آماده باش ،گوش به فرمان ستاد باشد.
اول وی را به مرگ رفته تا به تب راضی اش سازند سرانجام کوتاه آمده به 30 تا 36 ساعت راضی می شوند تا شاید با این کشف به طریقی ،جای خالی 350 هزار معلم را در اینده پر کنند.
وقتی معلمان از معاون ذیربط می پرسند چرا به دیگران 2 تا 3 میلیون ، به ما که می رسد کم فروشی کرده تنها به کمتر از 600 تا 800 هزار تومان ناقابل رضایت می دهید ؟
تنها پاسخی که در فضای مجازی حواله می دهند آن است : "چون به شما در تعطیلات، زیادی خوش می گذرد!".
اتفاقا باید گفت این روزها به کسانی زیاد خوش می گذرد که از کرونا جسته و حقوق 6 میلیونی آنها یک شبه با جهش 3/8 میلیونی به بیش از 9/8 میلیون رسیده یا با پوشیدن ردای مشاورت وزیر بر قامت بلند خویش ، حداقل20 میلیونی به حساب مبارکشان واریز می شود.
بگذریم وقتی چراغ خاموش به حقوق و مزایای هیات علمی دانشگاه ها افزوده می شود حضرات ابرو بالا انداخته ،می گویند این بار نیز معلمان را به این بارعام راهی نیست زیرا فقط استادان مشمول آیین نامه اعضای هیات علمی دانشگاه ها بوده که از قانون خاص خود یعنی هیات امنای دانشگاه ها تبعیت کرده و ارتباطی به دستگاه آموزش و پرورش ندارد.
اینجا دیگر خبری ازهمطرازی دکتر معلمان و صاحبان تحصیلات عالیه با دیگر استادان و پژوهشگران نیست !
یکی نیست به این حضرات بگوید شورای عالی انقلاب فرهنگی شما دو مصوبه بر زمین مانده دارد که کسی به آن نیم نگاهی هم نمی کند.
1- نقشه جامع علمی کشور که معلمان را در زمره استادان ،پژوهشگران و فن آوران به شمار آورده وآنان را کارمند تمام وقت محروم شده از اجر و مزد نمی داند.
2- سیاست های کلی تحول با استناد به راهکارهای مندرج در سند تحول وزارت آموزش و پرورش را تحت عنوان "نظام رتبه بندی " مکلف به استقرار ساختاری در پرداخت وجبران خدمات می داند که با معلمان به گونه ای رفتار کرده تا علاوه بر ایجاد رقابت شغلی سالم ،شوق انگیز و سازنده بستر لازم را برای جبران هر چه شایسته از خدمات این قشر فرهیخته فراهم آورد.
درپایان ذکر این نکته خالی از فایده نیست تا گفته شود به دستور العمل "چگونگی برخوداری دستگاه های اجرایی از افزایش امتیازات فصل دهم قانون مدیریت خدمات کشوری" که این روزها در شبکه های اجتماعی دست به دست می شود حداقل دو پرسش اساسی وارد است
1- مطابق با بند4 این دستورالعمل انجام این کار صرفا منوط به عدم ایجاد هرگونه بار مالی مازاد بر اعتبار مصوب و تخصیص یافته در سالجاری است .
حال باید دید همیشه بدهکاری مانند آموزش و پرورش از کجا چنین بضاعتی یافته است تا به هر نفر حداقل 2 میلیون بیفزاید ؟
2- آیا حضرات تضمین می دهند در اعتبار پیش بینی شده در بند الحاقی به تبصره 12 بودجه سال 99 بابت رتبه بندی به هر معلم پس از اعمال افزایش 15 درصدی سال آینده بطور میانگین 2/3
میلیون پرداخت شود؟
✨✨کانال #اخبارمعلم
✒️ @moalempress1
💥جناب نوبخت !
خزانه دولت فقط برای ما بازنشستگان، خالی است ؟!
✍ #ابراهیم_سحرخیر
🔴عقل اگر سلیم باشد و صاحب تشخیص ، نیاز به اقامه برهان و احتجاج چند باره نیست.
اگر کشور با مشکلات بزرگی مانند سقوط قیمت نفت ،رکود تورمی ،تحریم ، کاهش محسوس درآمدهای غیر نفتی و سرانجام بیماری عالم گیر کرونا و آثار زیانبار اقتصادی-اجتماعی آن دست و پنجه نرم می کند که می تواند چالش بزرگی بر سر راه تحقق برنامه یکساله دولت یعنی بودجه باشد کسی منکر آن نیست.
دراینکه دولت بر اساس گزارش های تحلیلی از عملکرد بودجه از جمله تفریغ سالیانه توسط مراجع ذیصلاحی مانند دیوان محاسبات ، در چند سال گذشته با ناترازی منابع در آمدی و هزینه ای یا همان کسری بودجه روبرو بوده هم تردیدی نیست.
🔴 آنچه مردم به ویژه بخش بزرگی از بازنشستگان را آزرده خاطر ساخته است اتخاذ سیاستهای یک بام و چند هوایی یا همان رفتار های دوگانه دولت در مواجهه با حقوق بگیران است.
اینکه ناگهان، شب عیدی ،دل به دریا زده ،از محل امتیازات فصل دهم قانون مدیریت خدمات کشوری ، به یکباره قریب به پنجاه درصد، دریافتی شاغلان را افزایش می دهید اتفاق مبارکی است.
اگر دیگر دستگاه های خروج کرده بر قانون مدیریت خدمات کشوری، از جمله وزارت فخیمه خارجه ، نفت ، نیرو ،سازمان پولساز مالیاتی و...به یمن مرحمت پیدا و پنهان شما در شورای حقوق و دستمزد، دریافت های چند ده میلیونی داشته باشند، عسر و حرجی نیست.
چرا که آنها برای خود تافته ای جدابافته اند وایالتی خودگردان!
🔴 اما تبعیض و تفاوت فاحش در بین دریافتی عائله شاغل و بازنشسته دولت به حدی است که در مقام قیاس و تمثیل آدمی را به یاد این بیت از اشعار بابای سوخته دل همدانی می اندازد که گفت :
"یکی را می دهی صد ناز و نعمت "
"یکی را نان جو ،آلوده در خون"
حال و روز امروز بیش از 850 هزار معلم بازنشسته که هریک دو فرزند تحصیل کرده بیکار نیز در گوشه دلش جای داده است برای خیلی از مدیران بی دردی که از فرط مکنت و رفاه ، اغلب فرزندان نازک نارنجی خود را به آمریکا، انگلستان یا کانادا کوچ داده اند ،هنوز هم غریب و ناشناخته مانده است.
هنوز پای هیچ کاشفی به این سرزمین ناشناخته باز نشده است.
🔴 گویا در نزد این حضرات ،تفاوت بین دریافتی 3 میلیونی یک معلم بازنشسته با مدرک کارشناسی ارشد با دریافتی 20 میلیونی یک فوق دیپلم شاغل در وزارت نفت یا نیرو ،از نظر آماری معنا نیست ! از آنجا که جیب سازمان مدیریت و برنامه ریزی برای بازنشستگان خالی است بنابراین چاره کار تنها در سوختن و ساختن است.
🔴 جناب نوبخت ،معاذیر شما را حتی کودکان نیز حاضرنیستند باور کنند.
اگر خزانه خالی است ،افزایش پنجاه درصدی بیش از 3/5 میلیون حقوق بگیر شاغل ،در دو سال اخیر ، از کدام محل تامین و تخصیص یافته است؟
🔴 جناب نوبخت !
بیش از 2/5 بازنشسته پس از سالها تلاش و تجربه در بخش های مختلف ،خوب می دانند که توزیع قطره چکانی 5 تا 10 هزار میلیاردتومانی با نام دهن پرکن "همسان سازی حقوق بازنشستگان به یک شوخی فریبنده شباهت دارد که حتی قابلیت تسکین موقت هم ندارد چه رسد به همسان سازی واقعی حقوق !
🔴 مجلس مطیع و از حیز انتفاع افتاده ای مانند مجلس دهم نیز ، متاسفانه از آن همه بند و تبصره به ظاهر گنجانده شده در برنامه به بایگانی سپرده شده ششم توسعه، هرگز طرفی نبست!
جناب نوبخت
سازمان تحت امر شما چنان مغلق و پیچیده عمل می کند که پس از گذشت یکسال،بر کسی معلوم نشد همان 5000 میلیارد ناچیزسال قبل،بین چه کسانی و چگونه توزیع گردید.
از هر بازنشسته که سوال شد نصیب شما ازاین 5000 چقدر بود؟
همه با تعجب همان پاسخی را می دادند که شصت میلیون نفر در کوچه و خیابان به نرسیدن بسته حمایتی ناشی ازافزایش بنزین 3000 تومانی دادند.
شاید هم نصیب اجنه شده باشد که ما از آن بی خبر ماندیم! شفافیت یعنی همین ! مثل همان راه اندازی سامانه شفاف سازی دریافتی حقوق مدیران!
🔴 مطمئنم که با 10 هزار میلیارد وعده داده شده سال 99 نیز آبی برای بازنشستگان گرم نخواهد شد.
چگونه می توان شکاف سه تا چهار برابری بین دریافتی امروز معلمان بازنشسته را با کارکنان ستادی آموزش و پرورش با شعار همسان سازی تنها به 15 درصد کاهش داد.
بنظر می رسد با این روند نادرست، درآینده نزدیک باید مستمری ومعیشت 850 هزار معلم بازنشسته را از صندوق بازنشستگی کشوری منفک کرده به نهاد حمایتی کمیته امداد یا بهزیست سپرد تا بیش از این منتظر التفاوت و کرامت جناب نوبخت نمانند!
✨✨کانال #اخبارمعلم
✒️ @moalempress1
خزانه دولت فقط برای ما بازنشستگان، خالی است ؟!
✍ #ابراهیم_سحرخیر
🔴عقل اگر سلیم باشد و صاحب تشخیص ، نیاز به اقامه برهان و احتجاج چند باره نیست.
اگر کشور با مشکلات بزرگی مانند سقوط قیمت نفت ،رکود تورمی ،تحریم ، کاهش محسوس درآمدهای غیر نفتی و سرانجام بیماری عالم گیر کرونا و آثار زیانبار اقتصادی-اجتماعی آن دست و پنجه نرم می کند که می تواند چالش بزرگی بر سر راه تحقق برنامه یکساله دولت یعنی بودجه باشد کسی منکر آن نیست.
دراینکه دولت بر اساس گزارش های تحلیلی از عملکرد بودجه از جمله تفریغ سالیانه توسط مراجع ذیصلاحی مانند دیوان محاسبات ، در چند سال گذشته با ناترازی منابع در آمدی و هزینه ای یا همان کسری بودجه روبرو بوده هم تردیدی نیست.
🔴 آنچه مردم به ویژه بخش بزرگی از بازنشستگان را آزرده خاطر ساخته است اتخاذ سیاستهای یک بام و چند هوایی یا همان رفتار های دوگانه دولت در مواجهه با حقوق بگیران است.
اینکه ناگهان، شب عیدی ،دل به دریا زده ،از محل امتیازات فصل دهم قانون مدیریت خدمات کشوری ، به یکباره قریب به پنجاه درصد، دریافتی شاغلان را افزایش می دهید اتفاق مبارکی است.
اگر دیگر دستگاه های خروج کرده بر قانون مدیریت خدمات کشوری، از جمله وزارت فخیمه خارجه ، نفت ، نیرو ،سازمان پولساز مالیاتی و...به یمن مرحمت پیدا و پنهان شما در شورای حقوق و دستمزد، دریافت های چند ده میلیونی داشته باشند، عسر و حرجی نیست.
چرا که آنها برای خود تافته ای جدابافته اند وایالتی خودگردان!
🔴 اما تبعیض و تفاوت فاحش در بین دریافتی عائله شاغل و بازنشسته دولت به حدی است که در مقام قیاس و تمثیل آدمی را به یاد این بیت از اشعار بابای سوخته دل همدانی می اندازد که گفت :
"یکی را می دهی صد ناز و نعمت "
"یکی را نان جو ،آلوده در خون"
حال و روز امروز بیش از 850 هزار معلم بازنشسته که هریک دو فرزند تحصیل کرده بیکار نیز در گوشه دلش جای داده است برای خیلی از مدیران بی دردی که از فرط مکنت و رفاه ، اغلب فرزندان نازک نارنجی خود را به آمریکا، انگلستان یا کانادا کوچ داده اند ،هنوز هم غریب و ناشناخته مانده است.
هنوز پای هیچ کاشفی به این سرزمین ناشناخته باز نشده است.
🔴 گویا در نزد این حضرات ،تفاوت بین دریافتی 3 میلیونی یک معلم بازنشسته با مدرک کارشناسی ارشد با دریافتی 20 میلیونی یک فوق دیپلم شاغل در وزارت نفت یا نیرو ،از نظر آماری معنا نیست ! از آنجا که جیب سازمان مدیریت و برنامه ریزی برای بازنشستگان خالی است بنابراین چاره کار تنها در سوختن و ساختن است.
🔴 جناب نوبخت ،معاذیر شما را حتی کودکان نیز حاضرنیستند باور کنند.
اگر خزانه خالی است ،افزایش پنجاه درصدی بیش از 3/5 میلیون حقوق بگیر شاغل ،در دو سال اخیر ، از کدام محل تامین و تخصیص یافته است؟
🔴 جناب نوبخت !
بیش از 2/5 بازنشسته پس از سالها تلاش و تجربه در بخش های مختلف ،خوب می دانند که توزیع قطره چکانی 5 تا 10 هزار میلیاردتومانی با نام دهن پرکن "همسان سازی حقوق بازنشستگان به یک شوخی فریبنده شباهت دارد که حتی قابلیت تسکین موقت هم ندارد چه رسد به همسان سازی واقعی حقوق !
🔴 مجلس مطیع و از حیز انتفاع افتاده ای مانند مجلس دهم نیز ، متاسفانه از آن همه بند و تبصره به ظاهر گنجانده شده در برنامه به بایگانی سپرده شده ششم توسعه، هرگز طرفی نبست!
جناب نوبخت
سازمان تحت امر شما چنان مغلق و پیچیده عمل می کند که پس از گذشت یکسال،بر کسی معلوم نشد همان 5000 میلیارد ناچیزسال قبل،بین چه کسانی و چگونه توزیع گردید.
از هر بازنشسته که سوال شد نصیب شما ازاین 5000 چقدر بود؟
همه با تعجب همان پاسخی را می دادند که شصت میلیون نفر در کوچه و خیابان به نرسیدن بسته حمایتی ناشی ازافزایش بنزین 3000 تومانی دادند.
شاید هم نصیب اجنه شده باشد که ما از آن بی خبر ماندیم! شفافیت یعنی همین ! مثل همان راه اندازی سامانه شفاف سازی دریافتی حقوق مدیران!
🔴 مطمئنم که با 10 هزار میلیارد وعده داده شده سال 99 نیز آبی برای بازنشستگان گرم نخواهد شد.
چگونه می توان شکاف سه تا چهار برابری بین دریافتی امروز معلمان بازنشسته را با کارکنان ستادی آموزش و پرورش با شعار همسان سازی تنها به 15 درصد کاهش داد.
بنظر می رسد با این روند نادرست، درآینده نزدیک باید مستمری ومعیشت 850 هزار معلم بازنشسته را از صندوق بازنشستگی کشوری منفک کرده به نهاد حمایتی کمیته امداد یا بهزیست سپرد تا بیش از این منتظر التفاوت و کرامت جناب نوبخت نمانند!
✨✨کانال #اخبارمعلم
✒️ @moalempress1
💥 کارنامه وزیر آموزش و پرورش
#ابراهیم_سحرخیز
◾️ در دو سال پایانی دولت دوازدهم ، حاجی میرزایی همواره یکی از سوژه های پرمخاطب و رسانه ای در شبکه های اجتماعی بود که با مصاحبه های گاه و بیگاه و پر ابهام خود، خشم معلمان را بر می انگیخت.
از آنجا که آقای وزیر ، بیش از حد میل به دیده شدن داشت حتی در روزهای تعطیل و غیر کاری نیز که به دوربین ها دسترسی نداشت با گذاشتن توئیت های معنادار و جانبدارانه در صفحه شخصی خود ، جبرات مافات می کرد.!
وقتی هم حرف و حدیث ها بالا می گرفت ، با یک معذرت خواهی ساده ،سر و ته ماجرا را به هم آورده ، یا تقیه کرده ،گناه را به گردن اصحاب رسانه می انداخت که با گزینش یا تقطیع مطالب ، زمینه را برای این کج فهمی یا برداشت ناصواب فراهم کرده اند .
◾️ از گزاره های ضد و نقیض در چند و چون حضور معلمان و دانش آموز در مدرسه در اوج همه گیری بیماری کرونا بگیر ، تا نحوه برگزاری امتحانات هماهنگ پایانی ، تاخیر یا تعجیل در آزمون ورودی دانشگاه ها ، کسر شدن یا نشدن تفاوت تطبیق از حقوق معلمان ، پیدا شدن رد 2030 در چرایی و توجیه ردیف های اعتباری بودجه ، قصه هزار و یک شب رتبه بندی معلمان ، ابتر ماندن پروژه مبارزه با تعارض منافع ، یکی به میخ و یکی به نعل زدن در رویارویی با مانایی و رسالت دانشگاه فرهنگیان، اجبار و تهدید دانش آموزان و معلمان به عضویت در سامانه شاد ، خط و نشان کشیدن برای کم فروشی در آموزش ، ارائه آماری متفاوت از شمار دانش آموزان بازمانده از تحصیل، افزایش چند برابری حقوق معلمان پابه پای استادان و اعضای هیات علمی دانشگاه ها !!! تا بالاخره صادرکردن کارنامه برای معلمان ، تنها بخش اندکی از کلیدواژه ها یا سوژه هایی است که حاجی میرزایی در دوسال گذشته، حسابی به آنها پرداخته است.
◾️البته صادر شدن کارنامه برای ارزیابی از کارآیی و اثر بخشی تلاش و فعالیت یکساله معلمان مطالبه عجیب و دور از انتظاری نیست.
چرا که خواه ناخواه، هرساله این ارزیابی در نمرات ارزشیابی مدیر مدرسه از عملکرد معلم، منعکس و در سوابق پرسنلی او ثبت و ضبط می شود.
حتی فراتر از آن ، والدین و دانش آموزان در دوره های مختلف تحصیلی با مشارکت گروه ها و انجمن های علمی -آموزشی فعالیت یک ساله معلم را همواره زیر ذره بین نگاه خود داشته و دارند.
اما ایکاش نهاد های نظارتی از دفتر رییس جمهور گرفته تا شورای عالی آموزش و پرورش ،کمیسیونهای تخصصی مجلس ، سازمان بازرسی با مشارکت طیفی، متشکل از نماینده معلمان نیز، کارنامه هرساله آقای وزیر را در معرض قضاوت مخاطبان قرار می دادند تا معلوم می شد ایشان در حوزه راهبری قریب به شانزده میلیون دانش آموز در گستره کشور پهناوری مانند ایران ،چند مرده حلاجند؟!
◾️ البته بخت با جناب وزیر یار بوده که دوره پایانی صدراتش با جابجایی ناگهانی از دبیری هیات دولت به طبقه چهارم ساختمان شماره یک آموزش و پرورش مصادف شد با همه گیری بیماری کرونا ، نو شدن مجلس ، واپسین ماه های عمر دولت روحانی ، کند شدن حربه استیضاح ، تند شدن آتش تحریم ها ،اوج گرفتن گرانی ها ، سقوط بورس و کساد شدن کاسبی ها و ده ها مساله دیگر ،که آموزش و پرورش را به کنج فراموشی سپرد.
اگر چنین نبود ، کارنامه آقای وزیر حتی با چند تک ماده یا ارفاق نیز ، نمی توانست در معدل، نمره قبولی اخذ کند.
البته حاجی میرزایی اساسا وعده ای نداد یا برنامه ای برای ارائه در آینده نداشت تا قابل اندازه گیری و بارم بندی برای نمره دادن باشد.
دیگر وزرای آموزش و پرورش در دولت روحانی نیز با کپی پیس کردن صفحاتی از سند تحول ، رقیمه ای را به عنوان برنامه به مجلس تقدیم کردند که حتی به یک خط سطر آن عمل نکردند.
#اخبار_معلم👇🏻🍃
💠 @moalempress1
‼️نامه ای به دبیرکل شورای عالی آموزش و پرورش.
🔶 لطفا سفسطه نکنید!
✍🏻 #ابراهیم_سحرخیز
◾️انتظار نداشتم جنابعالی در کسوت دبیرکل شورای عالی آموزش و پرورش، در تحلیلی جانبدارانه و ناصواب از ناکامی های امروز آموزش وپرورش ،در سخنانی نسنجیده و عاری از پشتوانه علمی و پژوهشی ، تنها به قاضی رفته ، ناشیانه تمام کاستی های دوره ابتدایی از جمله سقوط چند پله ای ایران در آزمون بین المللی پرلز در سال 2015 را به پایه ششم یا تعطیلی پنجشنبه ها نسبت دهید.
◾️ ایکاش پس از بیان مساله، با اشاره به تمام فرضیات محتمل ، مخاطبان خود را به یک یاچند مطالعه پژوهی ارجاع می دادید تا سپس با استناد به یافته های آن ، چنین حکمی انشا می شد.
◾️ لابد می دانید آزمون بین المللی پرلز ناظر بر سنجش مهارت های خواندن و نوشتن دانش آموزان در پایه چهارم دوره ابتدایی است که با توجه به اهداف آن ، نمونه مورد مطالعه به صورت کاملا تصادفی از بین جامعه هدف انتخاب می شود.
نتایج حاصل از این آزمون در سال 2015، از آن حکایت دارد که بیش از 35 درصد از دانش آموزان ایرانی از مهار لازم برای خواندن و نوشتن بی بهره اند.
◾️ آنگاه در سفسطه ای آشکار ، متهم اصلی یعنی ارزشیابی توصیفی را ناگهان از سبد متغیر های مستقل خود حذف کرده ، سعی دارید با گل و بلبل نشان دادن عصر زمام داری خود ، چرایی این فاجعه اسفبار را به علت موهومی مانند پایه ششم ابتدایی نسبت داده ، خود را معصوم یا منزه از خطا جلوه دهید!
◾️ نیک می دانید به لطف و عنایت مدیران کاردان دولت روحانی! ،آموزش و پرورش برای فرار از هزینه ها و پرکردن صدها هزار کلاس خالی از معلم ، میانگین تراکم دانش آموزی را در بیش از 65 درصد از کلاس های دوره ابتدایی ، به آستانه انفجار آمیز، 35 نفر رسانیده است!
توقع دارید با این ارزشیابی فشل ، ارتقاء آسان و خود بخودی به پایه های بالاتر ، آموزگاران روزمزد خرید خدمات آموزشی ، کلاس های متراکم 40 نفره ، علامه حلی ، زکریای رازی یا خواجه نصیر و ابن سینا تربیت کنید؟!
نه جانم ! با این ارزشیابی توصیفی ، 2015 که جای خود دارد در 2030 نیز بخش قابل ملاحظه ای از دانش آموزان دوره ابتدایی از املای درست نام خویش عاجزند.سال 2015 معادل با سال 1393 هجری شمشی است.
اگر نخستین سال استقرار نظام جدید آموزشی، یعنی سال تحصیلی 91-92 را مبدا مطالعات خود قرار دهیم ،چرا باید دانش آموزان پایه چهارم در سال 1393 را دانش آموختگان نظام جدیدی بدانید که درآزمون پرلز2015 شرکت کرده اند؟!
◾️با پوزش ، پای این استدلال چنان چوبین و بی تمکین است که آدمی را ناخواسته به یاد آن مثل معروف می اندازد که " گنه کرد در بلخ آهنگری، به شوشتر زدند گردن مسگری!".
لابد کمبود 200 هزار نفری معلم ، افت دو نمره ای معدل دانش آموزان در ازمون نهایی پایه دوازدهم ، رنگ باختن مدال دانش آموزان ایرانی در المپیادهای علمی ، بی نصیب ماندن دانش اموزان مدارس عادی دولتی از راه یابی به دانشگاه های سر آمد کشور در کنکور ، پایین آمدن سن اعتیاد به مصرف موادمخدر دربین دانش آموزان ، بلاتکلیف ماندن نظام ارزشیابی، افزایش طلاق و تورم نیز برخاسته از این میهمان ناخوانده یعنی پایه ششم ابتدایی یا تعطیلی پنج شنبه هاست ؟!
◾️ لابد به خاطر مبارکتان هست که مدارس خاص دولتی درکنار دیگر مدارس پولی یا همان غیردولتی ،سالهاست که در دوره ابتدایی، دانش آموزان را روزانه بیش از پنج ساعت در مدرسه تحت الحفظ نگه می دارند تا برای سر کیسه کردن مردم ، به حد کافی بهانه داشته باشند.
بر آنها حرجی نیست اما اگر یک مدیر آموزگار یا معلم کلاس چند پایه دبستانی در یک روستای صعب العبور ،پنج شنبه ها را تعطیل کند، باید تاوان سقوط ایران به قعر جدول 2015 را برعهده بگیرد.
◾️شوربختانه تجربه نشان می دهد شورای عالی آموزش و پرورش دربرخی از قضاوتها، از مسیر انصاف و اعتدال خارج شده ، نگاه وزیر را بر آینده آموزش و پرورش ترجیح داده است.
براساس کدام یافته متقن پژوهشی به امر وزیر، یک شبه با لغو مصوبه پیشین خود، به تعطیل شدن مجتمع های روستایی فرمان دادید اما امروز حاضر نیستید در اصلاح عواقب خسارت بار ارزشیابی توصیفی ، تردید به دل راه داده یا لااقل درنگ کنید؟!
◾ از جنابعالی انتظار نداشتم در رمزگشایی از یک پدیده چند عاملی مانند "پایین آمدن رتبه دانش آموزان ایرانی در آزمون پرلز "خیلی از متغیر های مداخله گر ،تعدیل کننده یا حتی مستقل را به میل خود حذف کرده ، به تاسی از برخی از دولتمردان بی تدبیر امروز ، گناه را به گردن دولت قبل از خود انداخته تا برای خود وجاهت ومقبولیت خریداری کنید.
تنها هنر هشت ساله دولت روحانی در آموزش و پرورش تامین و پرداخت حقوق بخور و نمیر معلمان بوده و بس!
◾️هرگز خود را مطلق اندیش و عقل کل ندانید!
لااقل مناظره ای برپا کرده ، به حریف نیز اجازه دهید تا نظر خود را ابراز کند.
#اخبار_معلم👇🏻🍃
💠 @moalempress1
🔶 لطفا سفسطه نکنید!
✍🏻 #ابراهیم_سحرخیز
◾️انتظار نداشتم جنابعالی در کسوت دبیرکل شورای عالی آموزش و پرورش، در تحلیلی جانبدارانه و ناصواب از ناکامی های امروز آموزش وپرورش ،در سخنانی نسنجیده و عاری از پشتوانه علمی و پژوهشی ، تنها به قاضی رفته ، ناشیانه تمام کاستی های دوره ابتدایی از جمله سقوط چند پله ای ایران در آزمون بین المللی پرلز در سال 2015 را به پایه ششم یا تعطیلی پنجشنبه ها نسبت دهید.
◾️ ایکاش پس از بیان مساله، با اشاره به تمام فرضیات محتمل ، مخاطبان خود را به یک یاچند مطالعه پژوهی ارجاع می دادید تا سپس با استناد به یافته های آن ، چنین حکمی انشا می شد.
◾️ لابد می دانید آزمون بین المللی پرلز ناظر بر سنجش مهارت های خواندن و نوشتن دانش آموزان در پایه چهارم دوره ابتدایی است که با توجه به اهداف آن ، نمونه مورد مطالعه به صورت کاملا تصادفی از بین جامعه هدف انتخاب می شود.
نتایج حاصل از این آزمون در سال 2015، از آن حکایت دارد که بیش از 35 درصد از دانش آموزان ایرانی از مهار لازم برای خواندن و نوشتن بی بهره اند.
◾️ آنگاه در سفسطه ای آشکار ، متهم اصلی یعنی ارزشیابی توصیفی را ناگهان از سبد متغیر های مستقل خود حذف کرده ، سعی دارید با گل و بلبل نشان دادن عصر زمام داری خود ، چرایی این فاجعه اسفبار را به علت موهومی مانند پایه ششم ابتدایی نسبت داده ، خود را معصوم یا منزه از خطا جلوه دهید!
◾️ نیک می دانید به لطف و عنایت مدیران کاردان دولت روحانی! ،آموزش و پرورش برای فرار از هزینه ها و پرکردن صدها هزار کلاس خالی از معلم ، میانگین تراکم دانش آموزی را در بیش از 65 درصد از کلاس های دوره ابتدایی ، به آستانه انفجار آمیز، 35 نفر رسانیده است!
توقع دارید با این ارزشیابی فشل ، ارتقاء آسان و خود بخودی به پایه های بالاتر ، آموزگاران روزمزد خرید خدمات آموزشی ، کلاس های متراکم 40 نفره ، علامه حلی ، زکریای رازی یا خواجه نصیر و ابن سینا تربیت کنید؟!
نه جانم ! با این ارزشیابی توصیفی ، 2015 که جای خود دارد در 2030 نیز بخش قابل ملاحظه ای از دانش آموزان دوره ابتدایی از املای درست نام خویش عاجزند.سال 2015 معادل با سال 1393 هجری شمشی است.
اگر نخستین سال استقرار نظام جدید آموزشی، یعنی سال تحصیلی 91-92 را مبدا مطالعات خود قرار دهیم ،چرا باید دانش آموزان پایه چهارم در سال 1393 را دانش آموختگان نظام جدیدی بدانید که درآزمون پرلز2015 شرکت کرده اند؟!
◾️با پوزش ، پای این استدلال چنان چوبین و بی تمکین است که آدمی را ناخواسته به یاد آن مثل معروف می اندازد که " گنه کرد در بلخ آهنگری، به شوشتر زدند گردن مسگری!".
لابد کمبود 200 هزار نفری معلم ، افت دو نمره ای معدل دانش آموزان در ازمون نهایی پایه دوازدهم ، رنگ باختن مدال دانش آموزان ایرانی در المپیادهای علمی ، بی نصیب ماندن دانش اموزان مدارس عادی دولتی از راه یابی به دانشگاه های سر آمد کشور در کنکور ، پایین آمدن سن اعتیاد به مصرف موادمخدر دربین دانش آموزان ، بلاتکلیف ماندن نظام ارزشیابی، افزایش طلاق و تورم نیز برخاسته از این میهمان ناخوانده یعنی پایه ششم ابتدایی یا تعطیلی پنج شنبه هاست ؟!
◾️ لابد به خاطر مبارکتان هست که مدارس خاص دولتی درکنار دیگر مدارس پولی یا همان غیردولتی ،سالهاست که در دوره ابتدایی، دانش آموزان را روزانه بیش از پنج ساعت در مدرسه تحت الحفظ نگه می دارند تا برای سر کیسه کردن مردم ، به حد کافی بهانه داشته باشند.
بر آنها حرجی نیست اما اگر یک مدیر آموزگار یا معلم کلاس چند پایه دبستانی در یک روستای صعب العبور ،پنج شنبه ها را تعطیل کند، باید تاوان سقوط ایران به قعر جدول 2015 را برعهده بگیرد.
◾️شوربختانه تجربه نشان می دهد شورای عالی آموزش و پرورش دربرخی از قضاوتها، از مسیر انصاف و اعتدال خارج شده ، نگاه وزیر را بر آینده آموزش و پرورش ترجیح داده است.
براساس کدام یافته متقن پژوهشی به امر وزیر، یک شبه با لغو مصوبه پیشین خود، به تعطیل شدن مجتمع های روستایی فرمان دادید اما امروز حاضر نیستید در اصلاح عواقب خسارت بار ارزشیابی توصیفی ، تردید به دل راه داده یا لااقل درنگ کنید؟!
◾ از جنابعالی انتظار نداشتم در رمزگشایی از یک پدیده چند عاملی مانند "پایین آمدن رتبه دانش آموزان ایرانی در آزمون پرلز "خیلی از متغیر های مداخله گر ،تعدیل کننده یا حتی مستقل را به میل خود حذف کرده ، به تاسی از برخی از دولتمردان بی تدبیر امروز ، گناه را به گردن دولت قبل از خود انداخته تا برای خود وجاهت ومقبولیت خریداری کنید.
تنها هنر هشت ساله دولت روحانی در آموزش و پرورش تامین و پرداخت حقوق بخور و نمیر معلمان بوده و بس!
◾️هرگز خود را مطلق اندیش و عقل کل ندانید!
لااقل مناظره ای برپا کرده ، به حریف نیز اجازه دهید تا نظر خود را ابراز کند.
#اخبار_معلم👇🏻🍃
💠 @moalempress1
‼️اما و اگرها در باره سازمان نظام معلمان
✍🏻 #ابراهیم_سحرخیز
◾️ همین امروز (14 فروردین ) برحسب ضرورت، گذری به یکی از سازمانهای غیردولتی داشتم ،سازمانی که طبق معمول، قبل از آنکه جانب مشتریان یا مراجعان را به عنوان بخشی از ذینفعان داشته باشد دفاع از حقوق مادی و حیثیت حرفه ای مهندسان و متخصصان صنعت ساختمان را در پیشانی اساسنامه خود جای داده است.
همان اتفاقی که سالهاست در حوزه پزشکی، با تاسیس سازمان نظام پزشکی افتاده است.
◾️ سازمان نظام مهندسی ساختمان!
سازمانی که پابه پای تورم، نرخ تعرفه ها را در سایه سکوت دستگاه های نظارتی، هرساله حداقل یک یا دوبار افزایش داده، سعی کرده است تا در این بلبشوی اقتصادی، از قافله عقب نمانده، همراه با دیگر نهاده های ساختمانی، در جنگ رشد و افزایش قیمت ها، همچنان پیشتاز باشد.
احمدخرم وزیر اصلاح طلب خاتمی ، که اکنون بر صندلی ریاست این سازمان تکیه زده است هنوز سال از راه نرسیده به ادارات استانی اجازه داده است تعرفه ها را تا سقف 52 درصد نسبت به سال 99 افزایش دهند تا حسابی نان مهندسان ساختمان به روغن افتاده از گرانی ها مستفیض شوند.
◾️ لابد پزشکان و پرستاران نیز فردا پس فردایی، براساس تعرفه های اعلام شده از سوی سازمان های حمایتی خود ، از قرار معلوم حداقل افزایش 35 درصدی معاف از مالیات را تجربه خواهند کرد.
اما در این میان،گویا تنها صنفی که در دفاع از حقوق اجتماعی و حیثیت حرفه ای خود عاجز مانده و همچنان به درهای بسته خورده و به لطف و مرحمت برخی از وزرای کاردان دولت روحانی، با ورود لشگری تازه نفس از نیروهای خرید خدمات آموزشی با دستمزدی کمتر از کارگر روزمزد ساختمانی، در پیچ و خم تاسیس سازمان نظام معلمی ، تا کنون راه به جایی نبرده است معلمانند و بس!
هشت سالی است که معلمان در حسرت به بار نشستن رتبه بندی، چشم به راه پاستور یا بهارستان نشسته اند تا این پیک خوش خبر از راه رسیده ،پس از یک دهه ، سرانجام این طلسم با کلید تدبیر گشای روحانی شکسته شود!!
◾️ سالهاست که دفاع از حقوق اجتماعی، معیشتی و منزلت حرفه ای معلمان، دستاویزی بوده ، برای برخی از احزاب و جناح های سیاسی تا تبلیغات چی های کهنه کار، از این ظرفیت عظیم و عده تاثیر گذار برای رسیدن به مطامع سیاسی خویش بهره بگیرند.
طرف چند ماهی است مدام در شبکه های اجتماعی، افزایش مربوط به همسان سازی حقوق بازنشستگان فرهنگی در سال 99 را، چماق کرده، منت آن را بر سر ما می کوبد تا امثال آقای نوبخت رابین هود زمانه جلوه دهد.
در حالی که با تمام این هلپ و تلپ ها ،دولت روحانی هنوز نتوانسته است حتی یک سوم قدرت خرید سالهای 91 را به جیب مستمری بگیران و بازنشستگان بازگرداند.
◾️بهتر است امثال جناب کمیجانی ها، بجای تکرار نامه فدایت شوم به آقای نوبخت، آماده در آغوش کشیدن تورم پنجاه درصدی باشند که هنوز فروردین به نیمه راه نرسیده، سایه آن بر سبد هزینه خانوار سنگینی می کند.
چه بجا گفته اند :" سالی که نکوست از بهارش پیداست"!
دولتی که برغم وعده های بیشمارش ،در دو ماه اخیر تنها به یکی از اقلام مصرفی خانوار یعنی گوشت مرغ قریب به 45 درصد افزوده است ،پس از هشت سال شق القمر نکرده است که شش ماه مانده به انتخابات ، دو میلیونی را به طور میانگین به حقوق معلمان بازنشسته افزوده است.
این افزایش در حدی نیست که دوستان آقای کمیجانی با آن عکس یادگاری گرفته ،دیگر باره معلمان را به کمپین سیاسی خود دعوت کنند.
به قول شاعر "هنوز اول عشق است، اضطراب مکن "
دولتمردان تدبیر و امید در هشت سال گذشته به ما آموخته اند که تورم پنجاه درصدی حداقل افزایشی است که مردم باید هرعید ، انتظار آن را از عمو نوروز خود داشته باشند.
◾️به عقیده نگارنده، یکی از دلایل به بن بست رسیدن تاسیس سازمان نظام معلمی در ایران، تلاش پشت پرده برخی از صاحبان با نفوذ مدارس غیر دولتی است که شوربختانه همچنان آموزش و پرورش را در گروگان منافع و مطامع خویش دارند!
اقلیتی که در هم شکستن هیمنه و هژمونی آموزش و پرورش دولتی را در دستور کار خود قرار داده، حاضر نیست به هیچ قیمتی، حقوق اجتماعی و حیثیت حرفه ای و شغلی او را در عمل به رسمیت بشناسند.
این عده، معلم را جماعت حقوق بگیری می داند که از فرط شیوع بیکاری در جامعه حاضر است با هر شرایط و دستمزدی ولو اندک و بدور از امنیت و آتیه شغلی، کلاس های خالی را برای آنها پر کند.
البته سوء استفاده برخی از جریانهای سیاسی از مطالبات به حق معلمان نیز موجب شده است تا از گرایش و اعتماد معلمان نسبت به برخی از این مدعیان پر هیاهو کاسته شده، این مهم، یعنی تشکیل سازمان نظام معلمی،مشمول گذر زمان قرار گرفته، ضرورت و کارآیی ان با تردید جدی معلمان روبرو شود.
نگرانند از چاله بدر آمده، به درون چاهی گرفتار شوند که بیرون آمدن از آن با کرام الکاتبین باشد.
#اخبار_معلم👇🏻🍃
💠 @moalempress1
✍🏻 #ابراهیم_سحرخیز
◾️ همین امروز (14 فروردین ) برحسب ضرورت، گذری به یکی از سازمانهای غیردولتی داشتم ،سازمانی که طبق معمول، قبل از آنکه جانب مشتریان یا مراجعان را به عنوان بخشی از ذینفعان داشته باشد دفاع از حقوق مادی و حیثیت حرفه ای مهندسان و متخصصان صنعت ساختمان را در پیشانی اساسنامه خود جای داده است.
همان اتفاقی که سالهاست در حوزه پزشکی، با تاسیس سازمان نظام پزشکی افتاده است.
◾️ سازمان نظام مهندسی ساختمان!
سازمانی که پابه پای تورم، نرخ تعرفه ها را در سایه سکوت دستگاه های نظارتی، هرساله حداقل یک یا دوبار افزایش داده، سعی کرده است تا در این بلبشوی اقتصادی، از قافله عقب نمانده، همراه با دیگر نهاده های ساختمانی، در جنگ رشد و افزایش قیمت ها، همچنان پیشتاز باشد.
احمدخرم وزیر اصلاح طلب خاتمی ، که اکنون بر صندلی ریاست این سازمان تکیه زده است هنوز سال از راه نرسیده به ادارات استانی اجازه داده است تعرفه ها را تا سقف 52 درصد نسبت به سال 99 افزایش دهند تا حسابی نان مهندسان ساختمان به روغن افتاده از گرانی ها مستفیض شوند.
◾️ لابد پزشکان و پرستاران نیز فردا پس فردایی، براساس تعرفه های اعلام شده از سوی سازمان های حمایتی خود ، از قرار معلوم حداقل افزایش 35 درصدی معاف از مالیات را تجربه خواهند کرد.
اما در این میان،گویا تنها صنفی که در دفاع از حقوق اجتماعی و حیثیت حرفه ای خود عاجز مانده و همچنان به درهای بسته خورده و به لطف و مرحمت برخی از وزرای کاردان دولت روحانی، با ورود لشگری تازه نفس از نیروهای خرید خدمات آموزشی با دستمزدی کمتر از کارگر روزمزد ساختمانی، در پیچ و خم تاسیس سازمان نظام معلمی ، تا کنون راه به جایی نبرده است معلمانند و بس!
هشت سالی است که معلمان در حسرت به بار نشستن رتبه بندی، چشم به راه پاستور یا بهارستان نشسته اند تا این پیک خوش خبر از راه رسیده ،پس از یک دهه ، سرانجام این طلسم با کلید تدبیر گشای روحانی شکسته شود!!
◾️ سالهاست که دفاع از حقوق اجتماعی، معیشتی و منزلت حرفه ای معلمان، دستاویزی بوده ، برای برخی از احزاب و جناح های سیاسی تا تبلیغات چی های کهنه کار، از این ظرفیت عظیم و عده تاثیر گذار برای رسیدن به مطامع سیاسی خویش بهره بگیرند.
طرف چند ماهی است مدام در شبکه های اجتماعی، افزایش مربوط به همسان سازی حقوق بازنشستگان فرهنگی در سال 99 را، چماق کرده، منت آن را بر سر ما می کوبد تا امثال آقای نوبخت رابین هود زمانه جلوه دهد.
در حالی که با تمام این هلپ و تلپ ها ،دولت روحانی هنوز نتوانسته است حتی یک سوم قدرت خرید سالهای 91 را به جیب مستمری بگیران و بازنشستگان بازگرداند.
◾️بهتر است امثال جناب کمیجانی ها، بجای تکرار نامه فدایت شوم به آقای نوبخت، آماده در آغوش کشیدن تورم پنجاه درصدی باشند که هنوز فروردین به نیمه راه نرسیده، سایه آن بر سبد هزینه خانوار سنگینی می کند.
چه بجا گفته اند :" سالی که نکوست از بهارش پیداست"!
دولتی که برغم وعده های بیشمارش ،در دو ماه اخیر تنها به یکی از اقلام مصرفی خانوار یعنی گوشت مرغ قریب به 45 درصد افزوده است ،پس از هشت سال شق القمر نکرده است که شش ماه مانده به انتخابات ، دو میلیونی را به طور میانگین به حقوق معلمان بازنشسته افزوده است.
این افزایش در حدی نیست که دوستان آقای کمیجانی با آن عکس یادگاری گرفته ،دیگر باره معلمان را به کمپین سیاسی خود دعوت کنند.
به قول شاعر "هنوز اول عشق است، اضطراب مکن "
دولتمردان تدبیر و امید در هشت سال گذشته به ما آموخته اند که تورم پنجاه درصدی حداقل افزایشی است که مردم باید هرعید ، انتظار آن را از عمو نوروز خود داشته باشند.
◾️به عقیده نگارنده، یکی از دلایل به بن بست رسیدن تاسیس سازمان نظام معلمی در ایران، تلاش پشت پرده برخی از صاحبان با نفوذ مدارس غیر دولتی است که شوربختانه همچنان آموزش و پرورش را در گروگان منافع و مطامع خویش دارند!
اقلیتی که در هم شکستن هیمنه و هژمونی آموزش و پرورش دولتی را در دستور کار خود قرار داده، حاضر نیست به هیچ قیمتی، حقوق اجتماعی و حیثیت حرفه ای و شغلی او را در عمل به رسمیت بشناسند.
این عده، معلم را جماعت حقوق بگیری می داند که از فرط شیوع بیکاری در جامعه حاضر است با هر شرایط و دستمزدی ولو اندک و بدور از امنیت و آتیه شغلی، کلاس های خالی را برای آنها پر کند.
البته سوء استفاده برخی از جریانهای سیاسی از مطالبات به حق معلمان نیز موجب شده است تا از گرایش و اعتماد معلمان نسبت به برخی از این مدعیان پر هیاهو کاسته شده، این مهم، یعنی تشکیل سازمان نظام معلمی،مشمول گذر زمان قرار گرفته، ضرورت و کارآیی ان با تردید جدی معلمان روبرو شود.
نگرانند از چاله بدر آمده، به درون چاهی گرفتار شوند که بیرون آمدن از آن با کرام الکاتبین باشد.
#اخبار_معلم👇🏻🍃
💠 @moalempress1
❌شوخی بود؛ شما جدی نگیرید!
✍ #ابراهیم_سحرخیز
◾️یکی از دوستان خوش ذوق فرهنگی با اشاره به پرداختی های بانک تجارت به کارکنان خود در مناسبت های مختلف نوشته بود :"نه تبلیغی ،نه رسانه ای! ،درست مثل آموزش و پرورش "! که در پاسخ ، مجبورم نکاتی را اضافه کنم:
اولین وزیر حسن روحانی در آموزش و پرورش ،روز معارفه ، هنگامی که رضا نهاوندیان رییس وقت دفتر رییس جمهور، دست مبارک او را به عنوان پیروز این رقابتها بالا می برد ،به حاضران در محفل، وعده داد یک معاون اقتصادی کاربلد به جمع معاونان وزیر افزوده خواهد شد تا چرخ اقتصاد آموزش و پرورش نیز بسان سانتریفیوژها بسرعت چرخیده ، قدری از وابستگی و اتکاء امروز اموزش و پرورش به نفت بکاهد!
◾️ بعدها در مراسم معرفی مدیرعامل آن روز صندوق ذخیره بود که دو زاری ام افتاد :
هر وعده که دادند به ما باد هوا بود
هرنکته که گفتند غلط بود و ریا بود
القصه ، بعدش، اتفاقی در صندوق افتاد که آوازه آن بسرعت در کل کائنات پیچید.
به نام معلمان به کام عیال مربوطه ، آقازاده ها و هزار کوفت و زهر ماری! که دیدید و شنیدید!
به قول عطا ملک جوینی صاحب تاریخ جهانگشا "آمدند ، کندند ،سوختند و بردند و رفتند." معلمان نیز در حسرتش ، بسوختند و بساختند.
◾️ اکنون هشت سالی است که معلمان،همچنان چشم به راه رتبه بندی مانده اند .
چهار وزیر و یک سرپرست دولت روحانی حریف آمدنش نشده اند.
هرکه آمد عمارتی نو ساخت، رفت و منزل به دیگری پرداخت.
بقول سعدی شیرازی:
گفتی به کام روزی، با تو دمی برآرم
آن کام برنیامد ترسم که دم برآید
◾️تنها هنر امروز جناب وزیر ، تبدیل کردن آموزش و پرورش ایران به سرخط خبرها ست. یک روز با تاخیری یکساله ، از پرداخت حقوق معلمان حق التدریسی یا خرید خدماتی آن هم در پنجم فروردین سال بعد خبر می دهند ،دیگر روز، معلمان را مانند ماموران سرشماری نفوس و مسکن ،به خانه ی دانش آموزان روانه می کنند تا مبادا، از درس و مشق قسر در بروند!
◾️خلاصه این روزها، میزان حضور آقای وزیر در قاب تصویر تلویزیون بیشتر از آگهی های تبلیغات تجاری یا سریال های تکراری آن به چشم می آید.
ظاهرا تنها شبکه ای که از این توفیق اجباری ، برحذر مانده ،شبکه ورزش است و بس !
حتی شبکه های ماهواره ای نیز از این فیض عظیم بی نصیب نمانده اند!
حق با وزیر است!
چرا باید این همه خدمات بی نظیر از بیمه طلایی گرفته،تا تامین آجیل شب عید معلمان! ، دادن کارتهای هدیه به مناسبت های مختلف ، متناسب سازی حقوق معلمان با استادان دانشگاه یا همان رتبه بندی ، وام های اورت و چند صد میلیونی بدون حتی یک ریال سود ،پیروزی های پی در پی در المپیاد های علمی ،ورزشی و آزمون های بین المللی ، رشد چند برابری سهم آموزش و پرورش از بودجه عمومی دولت ، به نون و اب رسیدن صندوق حمایت از مدارس غیر دولتی ، به بارنشستن طرح معلم تمام وقت ، آزاد سازی اردوگاه باهنر از چنگ دشمن ، دفاع جانانه و ماندگار جناب معاون از معلمان دانشسرایی در برابر آراء دیوان عدالت اداری و ده ها ابر پروژه یا مگا ایده در آموزش و پرورش، رسانه ای نشود.
◾️من اگر جای وزیر بودم به جای حضور پاره وقت در محل کار فعلی یا به جان خریدن رنج سفر به استانها در ایام همه گیری کرونا ، فوری دست به کار شده بجای شبکه شاد ، یک شبکه تلویزیونی راه اندازی می کردم تمام 24 ساعت ،آنجا اتراق کرده با یک تیر دو نشان را می زدم هم مدارس را با دوربین رصد می کردم هم پیوسته از این خدمات شایان و درخور تحسین،یکی پس از دیگری رونمایی می کردم تا دیگر معلمان به خاطر چند غاز پرداخت های بانک تجارت به کارمندان خود، این همه قشقرق به پا نکنند!
#اخبار_معلم👇🏻🍃
💠 @moalempress1
✍ #ابراهیم_سحرخیز
◾️یکی از دوستان خوش ذوق فرهنگی با اشاره به پرداختی های بانک تجارت به کارکنان خود در مناسبت های مختلف نوشته بود :"نه تبلیغی ،نه رسانه ای! ،درست مثل آموزش و پرورش "! که در پاسخ ، مجبورم نکاتی را اضافه کنم:
اولین وزیر حسن روحانی در آموزش و پرورش ،روز معارفه ، هنگامی که رضا نهاوندیان رییس وقت دفتر رییس جمهور، دست مبارک او را به عنوان پیروز این رقابتها بالا می برد ،به حاضران در محفل، وعده داد یک معاون اقتصادی کاربلد به جمع معاونان وزیر افزوده خواهد شد تا چرخ اقتصاد آموزش و پرورش نیز بسان سانتریفیوژها بسرعت چرخیده ، قدری از وابستگی و اتکاء امروز اموزش و پرورش به نفت بکاهد!
◾️ بعدها در مراسم معرفی مدیرعامل آن روز صندوق ذخیره بود که دو زاری ام افتاد :
هر وعده که دادند به ما باد هوا بود
هرنکته که گفتند غلط بود و ریا بود
القصه ، بعدش، اتفاقی در صندوق افتاد که آوازه آن بسرعت در کل کائنات پیچید.
به نام معلمان به کام عیال مربوطه ، آقازاده ها و هزار کوفت و زهر ماری! که دیدید و شنیدید!
به قول عطا ملک جوینی صاحب تاریخ جهانگشا "آمدند ، کندند ،سوختند و بردند و رفتند." معلمان نیز در حسرتش ، بسوختند و بساختند.
◾️ اکنون هشت سالی است که معلمان،همچنان چشم به راه رتبه بندی مانده اند .
چهار وزیر و یک سرپرست دولت روحانی حریف آمدنش نشده اند.
هرکه آمد عمارتی نو ساخت، رفت و منزل به دیگری پرداخت.
بقول سعدی شیرازی:
گفتی به کام روزی، با تو دمی برآرم
آن کام برنیامد ترسم که دم برآید
◾️تنها هنر امروز جناب وزیر ، تبدیل کردن آموزش و پرورش ایران به سرخط خبرها ست. یک روز با تاخیری یکساله ، از پرداخت حقوق معلمان حق التدریسی یا خرید خدماتی آن هم در پنجم فروردین سال بعد خبر می دهند ،دیگر روز، معلمان را مانند ماموران سرشماری نفوس و مسکن ،به خانه ی دانش آموزان روانه می کنند تا مبادا، از درس و مشق قسر در بروند!
◾️خلاصه این روزها، میزان حضور آقای وزیر در قاب تصویر تلویزیون بیشتر از آگهی های تبلیغات تجاری یا سریال های تکراری آن به چشم می آید.
ظاهرا تنها شبکه ای که از این توفیق اجباری ، برحذر مانده ،شبکه ورزش است و بس !
حتی شبکه های ماهواره ای نیز از این فیض عظیم بی نصیب نمانده اند!
حق با وزیر است!
چرا باید این همه خدمات بی نظیر از بیمه طلایی گرفته،تا تامین آجیل شب عید معلمان! ، دادن کارتهای هدیه به مناسبت های مختلف ، متناسب سازی حقوق معلمان با استادان دانشگاه یا همان رتبه بندی ، وام های اورت و چند صد میلیونی بدون حتی یک ریال سود ،پیروزی های پی در پی در المپیاد های علمی ،ورزشی و آزمون های بین المللی ، رشد چند برابری سهم آموزش و پرورش از بودجه عمومی دولت ، به نون و اب رسیدن صندوق حمایت از مدارس غیر دولتی ، به بارنشستن طرح معلم تمام وقت ، آزاد سازی اردوگاه باهنر از چنگ دشمن ، دفاع جانانه و ماندگار جناب معاون از معلمان دانشسرایی در برابر آراء دیوان عدالت اداری و ده ها ابر پروژه یا مگا ایده در آموزش و پرورش، رسانه ای نشود.
◾️من اگر جای وزیر بودم به جای حضور پاره وقت در محل کار فعلی یا به جان خریدن رنج سفر به استانها در ایام همه گیری کرونا ، فوری دست به کار شده بجای شبکه شاد ، یک شبکه تلویزیونی راه اندازی می کردم تمام 24 ساعت ،آنجا اتراق کرده با یک تیر دو نشان را می زدم هم مدارس را با دوربین رصد می کردم هم پیوسته از این خدمات شایان و درخور تحسین،یکی پس از دیگری رونمایی می کردم تا دیگر معلمان به خاطر چند غاز پرداخت های بانک تجارت به کارمندان خود، این همه قشقرق به پا نکنند!
#اخبار_معلم👇🏻🍃
💠 @moalempress1
☑️ فوق العاده ویژه یا رتبه بندی؟
دم خروس را باور کنیم یا قسم شما را؟
✍ #ابراهیم_سحرخیز
◾️شنیده بودم گنجشگ را رنگ کرده به جای قناری به مشتری غالب می کنند اما باور نداشتم رتبه بندی نیز به چنین بلایی گرفتار شود.
حدس می زدم جناب نوبخت ، از اتفاقات زمان امثال فانی درس گرفته ، قرار نیست دوباره با چندر غاز افزایش ، سر و ته ماجرا را به هم آورده ،همان افزایش حقوق معمول در چارچوب قانون مدیریت خدمات کشوری را که دیگران ،بی منت دریافت کرده اند.
این بار به اسم رتبه بندی ، قطره چکانی در کام معلمان بریزند.
◾️ امروز دوباره رتبه بندی ،حکایت همان ضرب المثل " آفتابه و لگن هفت دست اما شام و ناهار هیچی" است.
پس از یک کش و قوس فرسایشی هشت ساله ، نشست های طولانی و پرزحمت ، ژشت های پوپولیستی گاه و بیگاه اما بی حاصل این و آن ،کاشف بعمل می آید جناب نوبخت در آستانه خداحافظی با سازمان برنامه و بودجه ، روغن ریخته را نذر امامزاده کرده، قرار است همان فوق العاده ویژه را البته" نصف و نیمه" و گاز خورده بجای رتبه بندی، به خورد معلمان دهد.
◾️ ناگفته نماند چوبی که امروز آموزش و پرورش و به تبع آن، معلمان می خورند محصول سکوت ،بی خیالی یا شاید هم توافق نانوشته وزرای پیشین دولت روحانی است که به موقع، جرات نطق کشیدن در جلسات هیات دولت را به خود ندادند، عاقبت نیز چوب و پیاز را با هم خورده از بهشت "روحانی " رانده، سپس عزل شدند .
وزرایی که به روز واقعه پشت معلمان را خالی کرده ،مصلحت را درسکوت و همراهی با نوبخت دیدند امروز خسارت و تاوان بزرگی روی دست آموزش و پرورش ما گذاشته اند که بدبینی ،بی اعتمادی وکاهش انگیزه شغلی در معلمان ،بخشی از این خسران است.
◾️ نمی دانم چه حکایتی است جناب نوبخت همیشه به سمت نجومی بگیران غش کرده ، با نگاه از بالا به پایین ، دستگاه عریض و طویلی مثل آموزش و پرورش را ریز و ذره بینی می بیند که لابد باید سهم آن از سفره انقلاب، سال به سال کمتر شده ، دست آخر صفر تا صد ماجرا به بخش خصوصی واگذار شود.
البته جناب نوبخت تقصیر ندارند که از قدیم گفته اند:" گر... کاهل بود تقصیر صاحب خانه چیست؟".
وقتی تولیت آموزش و پرورش را به مدیری می سپارید که خودش صاحب بزرگترین تجارتکده یعنی مجتمع آموزشی غیر دولتی در غرب تهران است یا دری به تخته خورده با التفات ویژه معاون اول بر تخت بخت بنشسته ، طبیعی است که جای وکیل مدافع معلمان در صندلی های هیات دولت خالی مانده، ریش و قیچی بدست جناب نوبخت بیفتد.
◾️ شور بختانه از دست نمایندگان نیز کاری ساخته نیست جز حواله دادن توپ رتبه بندی به زمین بی حصار دولت !
امان از دست" تعارض منافع "که به وقتش دولت و مجلس را سه سوته، متحد کرده پای کار می اورد.
برای نمونه در موضوع "متناسب سازی حقوق اعضای هیات علمی دانشگاه های وابسته به وزارت علوم ،تحقیقات و فناوری با دیگر اعضای هیات علمی (غیر بالینی) شاغل در دانشگاه های زیر مجموعه وزارت بهداشت و درمان" از آنجا که امثال نوبخت ، خیلی از وزرا و نمایندگان مجلس ذینفع و ذی سهم ماجرا بودند، قانون بفوریت تصویب ، اعتبار لازم تخصیص و ابلاغ می شود که ناگهان حتی دریافتی استادیاران علاوه بر ضریب سال جاری ،حداقل پنج میلیونی افزایش می یابد.
اما وقتی نوبت به رتبه بندی معلمان می رسد کفگیر به ته دیگ خورده ، داستان حسین کرد شبستری تحویل مردم می دهند.
حرف معلمان را بر سر زبانها می اندازند اما یواشکی حقوق خود را چند میلیونی افزایش می دهند.
این قصه نگارنده را به یاد مطلبی در مجله آن روز گل آقا انداخت که نوشته بود: "برای رفاه حال معلمان به حقوق پاسبانها اضافه شد".
◾️ از نمد امثال نوبخت برای ما معلمان، نه تنها کلاهی درست نشد بلکه بر تبعیض و بی عدالتی نیز افزوده شد.
امیدوارم دولت آقای رییسی وفای به عهد نموده جبران مافات کرده ،با انتخاب وزیری کارآزموده ،شجاع وبا تدبیر ، جایگاه و منزلت واقعی معلمان را به آنان بازگردانده ، آموزش و پرورش را در مسیر جهش و پویایی قرار دهد.
◾️انتظار می رود دکتر ابراهیم رییسی با خشکانیدن ریشه تعارض و تزاحم منافع ، بزرگ مدرسه داران بخش خصوصی را از ورود به حریم وزارت و سکانداری آموزش و پرورش بازداشته ، دیگر باره عدالت را به آغوش آموزش و پرورش دولتی بازگرداند.
#اخبار_معلم👇🏻🍃
💠 @moalempress1
دم خروس را باور کنیم یا قسم شما را؟
✍ #ابراهیم_سحرخیز
◾️شنیده بودم گنجشگ را رنگ کرده به جای قناری به مشتری غالب می کنند اما باور نداشتم رتبه بندی نیز به چنین بلایی گرفتار شود.
حدس می زدم جناب نوبخت ، از اتفاقات زمان امثال فانی درس گرفته ، قرار نیست دوباره با چندر غاز افزایش ، سر و ته ماجرا را به هم آورده ،همان افزایش حقوق معمول در چارچوب قانون مدیریت خدمات کشوری را که دیگران ،بی منت دریافت کرده اند.
این بار به اسم رتبه بندی ، قطره چکانی در کام معلمان بریزند.
◾️ امروز دوباره رتبه بندی ،حکایت همان ضرب المثل " آفتابه و لگن هفت دست اما شام و ناهار هیچی" است.
پس از یک کش و قوس فرسایشی هشت ساله ، نشست های طولانی و پرزحمت ، ژشت های پوپولیستی گاه و بیگاه اما بی حاصل این و آن ،کاشف بعمل می آید جناب نوبخت در آستانه خداحافظی با سازمان برنامه و بودجه ، روغن ریخته را نذر امامزاده کرده، قرار است همان فوق العاده ویژه را البته" نصف و نیمه" و گاز خورده بجای رتبه بندی، به خورد معلمان دهد.
◾️ ناگفته نماند چوبی که امروز آموزش و پرورش و به تبع آن، معلمان می خورند محصول سکوت ،بی خیالی یا شاید هم توافق نانوشته وزرای پیشین دولت روحانی است که به موقع، جرات نطق کشیدن در جلسات هیات دولت را به خود ندادند، عاقبت نیز چوب و پیاز را با هم خورده از بهشت "روحانی " رانده، سپس عزل شدند .
وزرایی که به روز واقعه پشت معلمان را خالی کرده ،مصلحت را درسکوت و همراهی با نوبخت دیدند امروز خسارت و تاوان بزرگی روی دست آموزش و پرورش ما گذاشته اند که بدبینی ،بی اعتمادی وکاهش انگیزه شغلی در معلمان ،بخشی از این خسران است.
◾️ نمی دانم چه حکایتی است جناب نوبخت همیشه به سمت نجومی بگیران غش کرده ، با نگاه از بالا به پایین ، دستگاه عریض و طویلی مثل آموزش و پرورش را ریز و ذره بینی می بیند که لابد باید سهم آن از سفره انقلاب، سال به سال کمتر شده ، دست آخر صفر تا صد ماجرا به بخش خصوصی واگذار شود.
البته جناب نوبخت تقصیر ندارند که از قدیم گفته اند:" گر... کاهل بود تقصیر صاحب خانه چیست؟".
وقتی تولیت آموزش و پرورش را به مدیری می سپارید که خودش صاحب بزرگترین تجارتکده یعنی مجتمع آموزشی غیر دولتی در غرب تهران است یا دری به تخته خورده با التفات ویژه معاون اول بر تخت بخت بنشسته ، طبیعی است که جای وکیل مدافع معلمان در صندلی های هیات دولت خالی مانده، ریش و قیچی بدست جناب نوبخت بیفتد.
◾️ شور بختانه از دست نمایندگان نیز کاری ساخته نیست جز حواله دادن توپ رتبه بندی به زمین بی حصار دولت !
امان از دست" تعارض منافع "که به وقتش دولت و مجلس را سه سوته، متحد کرده پای کار می اورد.
برای نمونه در موضوع "متناسب سازی حقوق اعضای هیات علمی دانشگاه های وابسته به وزارت علوم ،تحقیقات و فناوری با دیگر اعضای هیات علمی (غیر بالینی) شاغل در دانشگاه های زیر مجموعه وزارت بهداشت و درمان" از آنجا که امثال نوبخت ، خیلی از وزرا و نمایندگان مجلس ذینفع و ذی سهم ماجرا بودند، قانون بفوریت تصویب ، اعتبار لازم تخصیص و ابلاغ می شود که ناگهان حتی دریافتی استادیاران علاوه بر ضریب سال جاری ،حداقل پنج میلیونی افزایش می یابد.
اما وقتی نوبت به رتبه بندی معلمان می رسد کفگیر به ته دیگ خورده ، داستان حسین کرد شبستری تحویل مردم می دهند.
حرف معلمان را بر سر زبانها می اندازند اما یواشکی حقوق خود را چند میلیونی افزایش می دهند.
این قصه نگارنده را به یاد مطلبی در مجله آن روز گل آقا انداخت که نوشته بود: "برای رفاه حال معلمان به حقوق پاسبانها اضافه شد".
◾️ از نمد امثال نوبخت برای ما معلمان، نه تنها کلاهی درست نشد بلکه بر تبعیض و بی عدالتی نیز افزوده شد.
امیدوارم دولت آقای رییسی وفای به عهد نموده جبران مافات کرده ،با انتخاب وزیری کارآزموده ،شجاع وبا تدبیر ، جایگاه و منزلت واقعی معلمان را به آنان بازگردانده ، آموزش و پرورش را در مسیر جهش و پویایی قرار دهد.
◾️انتظار می رود دکتر ابراهیم رییسی با خشکانیدن ریشه تعارض و تزاحم منافع ، بزرگ مدرسه داران بخش خصوصی را از ورود به حریم وزارت و سکانداری آموزش و پرورش بازداشته ، دیگر باره عدالت را به آغوش آموزش و پرورش دولتی بازگرداند.
#اخبار_معلم👇🏻🍃
💠 @moalempress1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🍃 استقبال #دانش_آموزان پایه یازدهم از دکتر #ابراهیم_محمودی پس از آزادی و حضور در کلاس درس
🔺آقای ابراهیم محمودی عضو کانون صنفی فرهنگیان الیگودرز هستند که از تاریخ ۱۰ الی ۱۵ اردیبهشت در بازداشت نیروهای امنیتی بودند.
#معلمان_زندانی
#ما_خاموش_شدنی_نیستیم
✨✨کانال #اخبارمعلم
✒️ @moalempress1
🔺آقای ابراهیم محمودی عضو کانون صنفی فرهنگیان الیگودرز هستند که از تاریخ ۱۰ الی ۱۵ اردیبهشت در بازداشت نیروهای امنیتی بودند.
#معلمان_زندانی
#ما_خاموش_شدنی_نیستیم
✨✨کانال #اخبارمعلم
✒️ @moalempress1
اخبار معلم
مستاجران به دنبال کانتینر / هزاران خانواده اثاثیه منزل خود را انبار کرده و بیخانمان شدهاند 🔹سری اگر به انبارهای کانتینری در اطراف تهران بزنید، تعداد کانتینرهایی که برای انبار وسیلهها و اثاثیه منزل اجاره شده، توجه شما را جلب خواهد کرد. در سالهای پیش، این…
همه درگیرِ جنگِ تنبهتناند...
#یادداشتهای_زندگی_روزانه
#ابراهیم_موسی_پور_بشلی
این روزها کمک خواستن از دیگران به هر شکلی، چالشی روحی و مایهی شرمساری آدمیست. چنان آسمان بر زمین بخیل شده و چنان روزگار سخت، که آدم حتی جرات نمیکند در بدترین شرایطش به کسی زنگی بزند و یاریای بطلبد. من دوستان بهتر از جانی دارم که همیشه دستم را گرفتهاند و مرا مرهون مهربانیشان ساختهاند اما محبت بیدریغشان باعث نمیشود که از لطفشان شرمسار نباشم.
این روزها وقتی به کمک دوستی نیاز پیدا میکنم و با خود فکر میکنم که به او زنگی بزنم و بپرسم که میتواند به دادم برسد یا نه، تصورم این است که دارم کسی را که با مسلسل پشت خاکریز نشسته و دارد بیامان به روبهرو شلیک میکند، صدا میزنم. تصور میکنم اگر او در آن حالتِ جنگ تنبهتن بخواهد یک صدم ثانیه سربرگرداند تا ببیند من در چه حالی هستم، صد گلوله بر تنش خواهد نشست....
یا خلبان یک فانتوم را تصور کنید که در هوای بسیار بد و در تاریکی هوا مجبور است در منطقهای کوهستانی، در عمق خاک دشمن، عملیات کند؛ منطقه هم بهدرستی شناسایی نشده و هدف هم در نقطهی تقریبا کوری قرار گرفته؛ به محض ورود فانتوم به منطقهی هدف، انواع تیربارها و توپهای ضدهوایی به سمت فانتوم شلیک میکنند؛ موشکهای مختلف هم به سمت فانتوم تنها، شلیک شدهاند، سه دسته میگ دشمن هم او را شناسایی کردهاند و آمادهی شلیک به سمت فانتوماند...
خلبان فانتوم با وجود همهی این چالشهای وحشتناک باز جانش را کف دستش گرفته و دارد تلاش میکند که روی هدف شیرجه برود و هدف را بزند... یعنی با همهی این خطرهای صددرصد، خلبان فانتوم این ماموریت را یک کار عادی و روزمره تلقی میکند و میگوید که خب جنگ همین است و ما هر روز همین طوری زندگی میکنیم!
اما حالا تصور کنید درست در همین لحظه که میخواهد بمبها را بریزد، خلبان همراهش میگوید که من عضو سرویس مخفی دشمن هستم و همکاران من، زن و بچههای تو را در شهر به گروگان گرفتهاند؛ بعد هم خودش اجکت میکند (حالا من جزئیات فنی فانتوم را بلد نیستم ولی فرض کنیم این طوریست)؛ خب حالا فکر کنید در چنین شرایطی، یکی هم بخواهد از این خلبان کمک بخواهد...
من ترجیح میدهم درد بکشم و عزیزی را که خودش در چنان وضعیت وخیمیست، به طلب کمک صدا نزنم.
با همهی وخامت این روزگاری که برای ما ساختهاند، هنوز دوستی و مهربانی و فداکاری زنده است اما هزینهی شرمساری از محبت دوستان بسیار بالا رفته؛ در هفتههای گذشته دوستانم از بیمارستان تا اسبابکشی یکسره محبتها کردهاند و ضعف جسم و جان و جیب هم مانع از آناست که بتوانم این مهربانیها را جبران کنم. از اینکه متقابلا نمیتوانم در اسبابکشی و رنجهای زندگی روزانه، کمکشان کنم، افسردهدلم؛ کاش تمام زندگیمان پشت خاکریز نمیگذشت؛ کاش بین حملههای سنگین دشمن، گاهی فرصت استراحتی بود؛ کاش چند دقیقه آتش سنگین دشمن قطع میشد؛ کاش زندگیهای ما اینقدر شبیه نبردی تنبهتن نبود یا لااقل، کاش بعضی از آدمهای اطرافمان، در پشت جبهه به سر میبردند که کمک خواستن از آنها برای ما زخمیهای لتوپارشده، این قدر مایهی خجالت و شرمندگی نمیشد.
#یادداشتهای_زندگی_روزانه
#ابراهیم_موسی_پور_بشلی
این روزها کمک خواستن از دیگران به هر شکلی، چالشی روحی و مایهی شرمساری آدمیست. چنان آسمان بر زمین بخیل شده و چنان روزگار سخت، که آدم حتی جرات نمیکند در بدترین شرایطش به کسی زنگی بزند و یاریای بطلبد. من دوستان بهتر از جانی دارم که همیشه دستم را گرفتهاند و مرا مرهون مهربانیشان ساختهاند اما محبت بیدریغشان باعث نمیشود که از لطفشان شرمسار نباشم.
این روزها وقتی به کمک دوستی نیاز پیدا میکنم و با خود فکر میکنم که به او زنگی بزنم و بپرسم که میتواند به دادم برسد یا نه، تصورم این است که دارم کسی را که با مسلسل پشت خاکریز نشسته و دارد بیامان به روبهرو شلیک میکند، صدا میزنم. تصور میکنم اگر او در آن حالتِ جنگ تنبهتن بخواهد یک صدم ثانیه سربرگرداند تا ببیند من در چه حالی هستم، صد گلوله بر تنش خواهد نشست....
یا خلبان یک فانتوم را تصور کنید که در هوای بسیار بد و در تاریکی هوا مجبور است در منطقهای کوهستانی، در عمق خاک دشمن، عملیات کند؛ منطقه هم بهدرستی شناسایی نشده و هدف هم در نقطهی تقریبا کوری قرار گرفته؛ به محض ورود فانتوم به منطقهی هدف، انواع تیربارها و توپهای ضدهوایی به سمت فانتوم شلیک میکنند؛ موشکهای مختلف هم به سمت فانتوم تنها، شلیک شدهاند، سه دسته میگ دشمن هم او را شناسایی کردهاند و آمادهی شلیک به سمت فانتوماند...
خلبان فانتوم با وجود همهی این چالشهای وحشتناک باز جانش را کف دستش گرفته و دارد تلاش میکند که روی هدف شیرجه برود و هدف را بزند... یعنی با همهی این خطرهای صددرصد، خلبان فانتوم این ماموریت را یک کار عادی و روزمره تلقی میکند و میگوید که خب جنگ همین است و ما هر روز همین طوری زندگی میکنیم!
اما حالا تصور کنید درست در همین لحظه که میخواهد بمبها را بریزد، خلبان همراهش میگوید که من عضو سرویس مخفی دشمن هستم و همکاران من، زن و بچههای تو را در شهر به گروگان گرفتهاند؛ بعد هم خودش اجکت میکند (حالا من جزئیات فنی فانتوم را بلد نیستم ولی فرض کنیم این طوریست)؛ خب حالا فکر کنید در چنین شرایطی، یکی هم بخواهد از این خلبان کمک بخواهد...
من ترجیح میدهم درد بکشم و عزیزی را که خودش در چنان وضعیت وخیمیست، به طلب کمک صدا نزنم.
با همهی وخامت این روزگاری که برای ما ساختهاند، هنوز دوستی و مهربانی و فداکاری زنده است اما هزینهی شرمساری از محبت دوستان بسیار بالا رفته؛ در هفتههای گذشته دوستانم از بیمارستان تا اسبابکشی یکسره محبتها کردهاند و ضعف جسم و جان و جیب هم مانع از آناست که بتوانم این مهربانیها را جبران کنم. از اینکه متقابلا نمیتوانم در اسبابکشی و رنجهای زندگی روزانه، کمکشان کنم، افسردهدلم؛ کاش تمام زندگیمان پشت خاکریز نمیگذشت؛ کاش بین حملههای سنگین دشمن، گاهی فرصت استراحتی بود؛ کاش چند دقیقه آتش سنگین دشمن قطع میشد؛ کاش زندگیهای ما اینقدر شبیه نبردی تنبهتن نبود یا لااقل، کاش بعضی از آدمهای اطرافمان، در پشت جبهه به سر میبردند که کمک خواستن از آنها برای ما زخمیهای لتوپارشده، این قدر مایهی خجالت و شرمندگی نمیشد.
💔28👍13❤2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شکستن رکورد تکرار کلمه #تحول توسط #ابراهیم_رئیسی؛
«یک حرکت تحولی را انجام دهید، نیروهایی را به کار بگمارید که دیدگاه تحولی دارند. اگر نیرویی تحولخواه نیست، حتما این نیرو را از جلوی پای نیروهای تحولخواه کنار بزنید تا تحول در دستگاهها پا بگیره.»
❌خدمت رییس جمهور محترم
با سلام و ادای احترام
حضرتعالی
رئیس قدرت اجرایی کشور بوده
و
موظف به عمل بر قوانین کشور هستید
بر نامه ها و سیاست های کلی را رهبری ابلاغ و مجلس بر ان اساس
بر نامه میان مدت و جاری تصویب
و به شخص شما
جهت اجرا
ابلاغ می کند
تا
شما
اجرا کنید
لطفا توضیح دهید
که
منظور شما
دقیقا از تحولی کردن و مردمی کردن
دولت چیست؟
به خاطر داشته باشید
که
شخص شما
و
مجلس یازدهم با رای اکثریت مردم
بکار نیامده و مردم ایران تمکین به قانون نموده اند
لطفا منظور خود را از مردمی سازی و بر نامه تحولی دولت شفاف تر بیان فرمائید
متاسفانه این ادعای شما
فراتر از حکم رهبری می نماید
باید
دستگاه اجرایی جایگاه خودرا
در حاکمیت ملی با ۴۳ سال تجربه
تفهیم باشد
تبریز
۲۸مرداد ۰۲
جلیل شمس
❌
«یک حرکت تحولی را انجام دهید، نیروهایی را به کار بگمارید که دیدگاه تحولی دارند. اگر نیرویی تحولخواه نیست، حتما این نیرو را از جلوی پای نیروهای تحولخواه کنار بزنید تا تحول در دستگاهها پا بگیره.»
❌خدمت رییس جمهور محترم
با سلام و ادای احترام
حضرتعالی
رئیس قدرت اجرایی کشور بوده
و
موظف به عمل بر قوانین کشور هستید
بر نامه ها و سیاست های کلی را رهبری ابلاغ و مجلس بر ان اساس
بر نامه میان مدت و جاری تصویب
و به شخص شما
جهت اجرا
ابلاغ می کند
تا
شما
اجرا کنید
لطفا توضیح دهید
که
منظور شما
دقیقا از تحولی کردن و مردمی کردن
دولت چیست؟
به خاطر داشته باشید
که
شخص شما
و
مجلس یازدهم با رای اکثریت مردم
بکار نیامده و مردم ایران تمکین به قانون نموده اند
لطفا منظور خود را از مردمی سازی و بر نامه تحولی دولت شفاف تر بیان فرمائید
متاسفانه این ادعای شما
فراتر از حکم رهبری می نماید
باید
دستگاه اجرایی جایگاه خودرا
در حاکمیت ملی با ۴۳ سال تجربه
تفهیم باشد
تبریز
۲۸مرداد ۰۲
جلیل شمس
❌
🤣17👍12🤮6
Forwarded from زندگی روزانه (E. M.)
نسل عقبماندهای که میخواهد نسل نو را آموزش بدهد!
#یادداشتهای_زندگی_روزانه
#ابراهیم_موسی_پور_بشلی
نظام آموزش و پرورش ما احتمالا از عقبماندهترینها در نوع خود در جهان است. انبوهی از مهملات غیرضروری را طی دوازده سال بر ذهن کودکان و نوجوانان تحمیل میکنند و بعد با وقاحت تمام، مثلا کلیپی را پخش میکنند که در آن مجری یک مسابقهی معلومات عمومی از یک شرکتکننده سوالاتی دربارهی فلانالدوله و کودتای فلان و ... میپرسد و چون او از پاسخ دادن عاجز میماند، نتیجه میگیرند که اوه! چه ابلهیست او!
ابله آن نظام آموزشیایست که چنین دانشآموزانی تربیت کرده، وگرنه چرا یک دانشآموز یا یک دیپلمه باید بداند از بین کوارتز، فلدسپات و میکا، کدامشان سختترند؟ یا رییسالوزرای احمدشاه در زمان کودتای سوم اسفند که بوده؟ یا نام یَکیَک فقها و فلاسفهی عصر صفوی به چه کار فردای دانشآموز میآید؟
مشخصا بیشتر اطلاعاتی که در طول تحصیل عمومی به دانشآموزان میدهند، بیهوده است و چون بچهها مغز دارند، این چرندیات را پس از پایان امتحانات، از حافظه پاک میکنند و این یک واکنش ناخوادگاه مغز انسان است در برابر اطلاعاتِ زوریِ بیهوده.
بله ما باید کمی از علوم تجربی بدانیم اما آن بخشی که در زندگی روزانه به درد میخورد مثلا دربارهی فشار خون و تغذیهی سلامتمحور ولی جزییات تقسیم میتوز و میوز و ساختار سلولی و ... اگر این بچه نخواهد پزشک و بیولوژیست بشود به چه دردی میخورد؟ ریاضیاتی که در اروپا در سالهای دوم و سوم رشتهی ریاضی در دانشگاه به دانشجو یاد میدهند، در کتاب درسی دبیرستانهای ما چه غلطی میکند؟
وقتی قرار نیست بچههایی در آینده در رشتههای هنر تحصیل کنند، این حجم بحث تخصصی هنر در کتاب درسی مدارس چه ضرورتی دارد؟ درست است که همه باید تاریخ بیاموزند اما چقدر از تاریخ را و چه تاریخی را؟ تاریخی که در مدارس آموزانده میشود باید هویت ملی و فرهنگی و اجتماعی را در سطح عمومی در ذهن مخاطب بنشاند؛ حفظ کردن فهرستی که میگوید کدام وحشی سر کدام وحشی را بریده و به جای او نشسته به چه درد دانشآموز میخورد؟
سطح آموزشهای عمومی (دبستان و دبیرستان) باید دانشآموزان را برای انتخاب رشتههای دانشگاهی یا شغلی آیندهشان و نیز برای کسب مهارتهای کاربردی در زندگی روزانه یاری و راهنمایی کند نه بیشتر. چه ضرورت عقلی و علمیای ایجاب میکند که همه، همه چیز بیاموزند؟ تقریبا نیمی از دروس مدارس برای دانشآموزانی که میخواهند به رشتههای علوم انسانی بروند بهکلی زاید و بیارزش و مایهی اتلاف عمر و وقت است و برعکس همچنین نیمی از اطلاعات زوریِ موجود در کتابها برای کسانی که میخواهند وارد رشتههای تجربی و ریاضی بشوند. همچنین است برای بچههایی که به رشتههای دیگری علاقهمندند.
بچهها هم البته بلدند چه کنند و این نسل دیگر میداند که کتابهای مدرسه صرفاً برای نمره است و دانشِ مفید و کاربردی و مهارتهای زندگی را باید از منابع دیگری بجوید. من برای دانشآموزان نسل جدید نگران نیستم، نگرانِ نسل عقبافتادهی مولفان و مدیران و برنامهنویسان آموزش و پرورشم که تقریبا تمام کنترلشان بر جامعهی مخاطب را از دست دادهاند و این برای آیندهی کشور زیبنده نیست.
کتابهای درسی در حال از دست دادن مطلق اعتبارشان در برابر منابع دیگرند (این بلایی است که علاوه بر آموزش و پرورش، صداوسیما هم سالهاست که به دست خودش به سر خودش آورده).
علاوه بر وجود انبوهی غلط در کتابهای درسی (که آن هم به جای خود باید بررسی شود) اصلاحِ نگاهِ دادهمحور در آموزش و پرورش باید در اولویت قرار بگیرد؛
میشود اطلاعات تمام کتابهای موجود را به یکسوم یا یکچهارم کاهش داد و در عوض راه و رسم زندگی را به دانشآموزان آموخت و نسلی داناتر، ماهرتر و سالمتر تربیت کرد.
آذر ماه ۱۴۰۲
#آموزش_و_پرورش
#یادداشتهای_زندگی_روزانه
#ابراهیم_موسی_پور_بشلی
نظام آموزش و پرورش ما احتمالا از عقبماندهترینها در نوع خود در جهان است. انبوهی از مهملات غیرضروری را طی دوازده سال بر ذهن کودکان و نوجوانان تحمیل میکنند و بعد با وقاحت تمام، مثلا کلیپی را پخش میکنند که در آن مجری یک مسابقهی معلومات عمومی از یک شرکتکننده سوالاتی دربارهی فلانالدوله و کودتای فلان و ... میپرسد و چون او از پاسخ دادن عاجز میماند، نتیجه میگیرند که اوه! چه ابلهیست او!
ابله آن نظام آموزشیایست که چنین دانشآموزانی تربیت کرده، وگرنه چرا یک دانشآموز یا یک دیپلمه باید بداند از بین کوارتز، فلدسپات و میکا، کدامشان سختترند؟ یا رییسالوزرای احمدشاه در زمان کودتای سوم اسفند که بوده؟ یا نام یَکیَک فقها و فلاسفهی عصر صفوی به چه کار فردای دانشآموز میآید؟
مشخصا بیشتر اطلاعاتی که در طول تحصیل عمومی به دانشآموزان میدهند، بیهوده است و چون بچهها مغز دارند، این چرندیات را پس از پایان امتحانات، از حافظه پاک میکنند و این یک واکنش ناخوادگاه مغز انسان است در برابر اطلاعاتِ زوریِ بیهوده.
بله ما باید کمی از علوم تجربی بدانیم اما آن بخشی که در زندگی روزانه به درد میخورد مثلا دربارهی فشار خون و تغذیهی سلامتمحور ولی جزییات تقسیم میتوز و میوز و ساختار سلولی و ... اگر این بچه نخواهد پزشک و بیولوژیست بشود به چه دردی میخورد؟ ریاضیاتی که در اروپا در سالهای دوم و سوم رشتهی ریاضی در دانشگاه به دانشجو یاد میدهند، در کتاب درسی دبیرستانهای ما چه غلطی میکند؟
وقتی قرار نیست بچههایی در آینده در رشتههای هنر تحصیل کنند، این حجم بحث تخصصی هنر در کتاب درسی مدارس چه ضرورتی دارد؟ درست است که همه باید تاریخ بیاموزند اما چقدر از تاریخ را و چه تاریخی را؟ تاریخی که در مدارس آموزانده میشود باید هویت ملی و فرهنگی و اجتماعی را در سطح عمومی در ذهن مخاطب بنشاند؛ حفظ کردن فهرستی که میگوید کدام وحشی سر کدام وحشی را بریده و به جای او نشسته به چه درد دانشآموز میخورد؟
سطح آموزشهای عمومی (دبستان و دبیرستان) باید دانشآموزان را برای انتخاب رشتههای دانشگاهی یا شغلی آیندهشان و نیز برای کسب مهارتهای کاربردی در زندگی روزانه یاری و راهنمایی کند نه بیشتر. چه ضرورت عقلی و علمیای ایجاب میکند که همه، همه چیز بیاموزند؟ تقریبا نیمی از دروس مدارس برای دانشآموزانی که میخواهند به رشتههای علوم انسانی بروند بهکلی زاید و بیارزش و مایهی اتلاف عمر و وقت است و برعکس همچنین نیمی از اطلاعات زوریِ موجود در کتابها برای کسانی که میخواهند وارد رشتههای تجربی و ریاضی بشوند. همچنین است برای بچههایی که به رشتههای دیگری علاقهمندند.
بچهها هم البته بلدند چه کنند و این نسل دیگر میداند که کتابهای مدرسه صرفاً برای نمره است و دانشِ مفید و کاربردی و مهارتهای زندگی را باید از منابع دیگری بجوید. من برای دانشآموزان نسل جدید نگران نیستم، نگرانِ نسل عقبافتادهی مولفان و مدیران و برنامهنویسان آموزش و پرورشم که تقریبا تمام کنترلشان بر جامعهی مخاطب را از دست دادهاند و این برای آیندهی کشور زیبنده نیست.
کتابهای درسی در حال از دست دادن مطلق اعتبارشان در برابر منابع دیگرند (این بلایی است که علاوه بر آموزش و پرورش، صداوسیما هم سالهاست که به دست خودش به سر خودش آورده).
علاوه بر وجود انبوهی غلط در کتابهای درسی (که آن هم به جای خود باید بررسی شود) اصلاحِ نگاهِ دادهمحور در آموزش و پرورش باید در اولویت قرار بگیرد؛
میشود اطلاعات تمام کتابهای موجود را به یکسوم یا یکچهارم کاهش داد و در عوض راه و رسم زندگی را به دانشآموزان آموخت و نسلی داناتر، ماهرتر و سالمتر تربیت کرد.
آذر ماه ۱۴۰۲
#آموزش_و_پرورش
👏36👍12
همنشینی با روح پهناور
در میان انبوهی مقاله و کتاب که برای مخاطبان خاص دانشگاهی نوشتهام و با دستمزد این مقالات، زندگی را به هر زحمتی بوده، تا اینجا گذراندهام، هرگز مقاله یا کتابی نبوده که بتوانم آن را با افتخار به مردم تقدیم کنم. چون مجبور بودم چیزهایی بنویسم که مخاطبانی محدود داشتند و فایدهای برای عموم مردم، نه.
اما اکنون با نهایت خوشدلی دیدم که بنگاه طاقچه این مقاله را به صورت شنیداری تهیه کرده؛ گرچه از من سوالی هم نکردهاند، از بابت این کارشان بسیار خوشحالم از آنرو که این تنها مقالهی من است که واقعا برای مردم نوشتهام و اگر دست من بود، به رایگان تقدیمش میکردم.
در میان تمام آنچه نوشتهام یا ترجمه کردهام، این مقاله را دوستتر دارم و امیدوارم روزنهی امیدی باشد برای یافتن التیامی بر زخمها و رنجها.
با احترام و فروتنی
#ابراهیم_موسی_پور_بشلی
#مولوی #زندگی_روزانه #عرفان_و_زندگی_معاصر
#رنج
دانلود کتاب صوتی رنج مهمانِ تو شد، نیکوش دار با صدای رضا خضرایی + نمونه رایگان
https://taaghche.com/audiobook/196648/%D8%B1%D9%86%D8%AC-%D9%85%D9%87%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%AA%D9%88-%D8%B4%D8%AF%D8%8C-%D9%86%DB%8C%DA%A9%D9%88%D8%B4-%D8%AF%D8%A7%D8%B1
در میان انبوهی مقاله و کتاب که برای مخاطبان خاص دانشگاهی نوشتهام و با دستمزد این مقالات، زندگی را به هر زحمتی بوده، تا اینجا گذراندهام، هرگز مقاله یا کتابی نبوده که بتوانم آن را با افتخار به مردم تقدیم کنم. چون مجبور بودم چیزهایی بنویسم که مخاطبانی محدود داشتند و فایدهای برای عموم مردم، نه.
اما اکنون با نهایت خوشدلی دیدم که بنگاه طاقچه این مقاله را به صورت شنیداری تهیه کرده؛ گرچه از من سوالی هم نکردهاند، از بابت این کارشان بسیار خوشحالم از آنرو که این تنها مقالهی من است که واقعا برای مردم نوشتهام و اگر دست من بود، به رایگان تقدیمش میکردم.
در میان تمام آنچه نوشتهام یا ترجمه کردهام، این مقاله را دوستتر دارم و امیدوارم روزنهی امیدی باشد برای یافتن التیامی بر زخمها و رنجها.
با احترام و فروتنی
#ابراهیم_موسی_پور_بشلی
#مولوی #زندگی_روزانه #عرفان_و_زندگی_معاصر
#رنج
دانلود کتاب صوتی رنج مهمانِ تو شد، نیکوش دار با صدای رضا خضرایی + نمونه رایگان
https://taaghche.com/audiobook/196648/%D8%B1%D9%86%D8%AC-%D9%85%D9%87%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%AA%D9%88-%D8%B4%D8%AF%D8%8C-%D9%86%DB%8C%DA%A9%D9%88%D8%B4-%D8%AF%D8%A7%D8%B1
طاقچه
دانلود کتاب صوتی رنج مهمان تو شد، نیکوش دار با صدای رضا خضرایی + نمونه رایگان
کتاب رنج مهمان تو شد، نیکوش دار صوتی اثر ابراهیم موسی پور بشلی با صدای رضا خضرایی از نوین کتاب گویا است. این کتاب صوتی را از طاقچه با تخفیف خرید و دانلود کنید.
👍6
مادرها، کودکان، موشکها و بال مرغ...
#یادداشتهای_زندگی_روزانه
#ابراهیم_موسی_پور_بشلی
امروز صبح، مادرم، سراسیمه زنگ زد که: "جمع کنید بیاید اینجا! اینها زدند؛ آنها هم تهران را میزنند!".
گفتم: "مادرجان! نگران نباش! اینها مراکز نظامیشان را زدند؛ به مردم کاری نداشتند. آنها هم اگر بخواهند بزنند به مراکز نظامی اینها میزنند".
گفت: "مراکز نظامی هم وسط شهر است؛ موشک که چشم ندارد؛ میخورد به خانههای مردم".
چه باید میگفتم؟
گفتم: "نه! آن مال زمان صدام بود که همینطوری یک جایی را میزدند؛ الان این چیزها خیلی پیشرفته شده. مثلا ما زمان مدرسه، میرفتیم لب جاده؛ بعد هر سواری یا مینیبوسی که میرسید و نگه میداشت، سوار میشدیم و تا حوالی مقصد میرفتیم؛ بعد هم پیاده خودمان را تا مقصد میرساندیم اما حالا اسنپ و تپسی هست؛ میآید به آدرس دقیق ما، سوار میشویم و میبردمان صاف در لوکیشن مورد نظر. پس خیالت راحت باشد که موشکها به در و دیوار مردم نمیخورند".
گفت: "یعنی موشکها را میدهند اسنپ بزند؟".
گفتم: "یک همچون چیزی".
کمی آرام شد و گفت: "پناه بر خدا!".
حالا باید برای آرام کردن کودکم یک فکری بکنم. بچهمدرسهایها هم دیشب تا صبح بیدار بودند. به کودکم گفتم که نگران نباشد؛ گفتم که ما هم تمام کودکیمان در جنگ گذشت؛ هشت سال. اما خب این که نشد استدلال. آن هم برای بچههای امروز.
باید بروم و بال مرغ بخرم و برای ناهار سرخ کنم.
یک کمی بال مرغ سرخشده که وقتی بچه از مدرسه برگشت، ببیند که همه چیز عادیست.
امیدوارم بازی بزرگان به همین جا ختم بشود و جنگی در نگیرد. دو بار جنگ دیدن در یک زندگی انصاف نیست.
۲۶فروردین ۱۴۰۳
تهران
✨✨کانال #اخبارمعلم
✒️ @moalempress1
#یادداشتهای_زندگی_روزانه
#ابراهیم_موسی_پور_بشلی
امروز صبح، مادرم، سراسیمه زنگ زد که: "جمع کنید بیاید اینجا! اینها زدند؛ آنها هم تهران را میزنند!".
گفتم: "مادرجان! نگران نباش! اینها مراکز نظامیشان را زدند؛ به مردم کاری نداشتند. آنها هم اگر بخواهند بزنند به مراکز نظامی اینها میزنند".
گفت: "مراکز نظامی هم وسط شهر است؛ موشک که چشم ندارد؛ میخورد به خانههای مردم".
چه باید میگفتم؟
گفتم: "نه! آن مال زمان صدام بود که همینطوری یک جایی را میزدند؛ الان این چیزها خیلی پیشرفته شده. مثلا ما زمان مدرسه، میرفتیم لب جاده؛ بعد هر سواری یا مینیبوسی که میرسید و نگه میداشت، سوار میشدیم و تا حوالی مقصد میرفتیم؛ بعد هم پیاده خودمان را تا مقصد میرساندیم اما حالا اسنپ و تپسی هست؛ میآید به آدرس دقیق ما، سوار میشویم و میبردمان صاف در لوکیشن مورد نظر. پس خیالت راحت باشد که موشکها به در و دیوار مردم نمیخورند".
گفت: "یعنی موشکها را میدهند اسنپ بزند؟".
گفتم: "یک همچون چیزی".
کمی آرام شد و گفت: "پناه بر خدا!".
حالا باید برای آرام کردن کودکم یک فکری بکنم. بچهمدرسهایها هم دیشب تا صبح بیدار بودند. به کودکم گفتم که نگران نباشد؛ گفتم که ما هم تمام کودکیمان در جنگ گذشت؛ هشت سال. اما خب این که نشد استدلال. آن هم برای بچههای امروز.
باید بروم و بال مرغ بخرم و برای ناهار سرخ کنم.
یک کمی بال مرغ سرخشده که وقتی بچه از مدرسه برگشت، ببیند که همه چیز عادیست.
امیدوارم بازی بزرگان به همین جا ختم بشود و جنگی در نگیرد. دو بار جنگ دیدن در یک زندگی انصاف نیست.
۲۶فروردین ۱۴۰۳
تهران
✨✨کانال #اخبارمعلم
✒️ @moalempress1
👍53😢7👎1
معماریِ بیقرار، شهرسازیِ مضطرب: فقدان حافظهی مشترک میاننسلی دربارهی زیست_مکان
#یادداشتهای_زندگی_روزانه
#ابراهیم_موسی_پور_بشلی
روشن است که بهصِرفِ دیدن این چند قطعه عکس نمیخواهم بگویم که مردم در فرنگ، ابداً به بناها و کوچهها و خیابانهاشان دست نمیزنند ولی این هم معلوم است آنها مثل ما عطشِ نوسازی یا شاید نیازی به هر روز عوض کردنِ ساختمانها و معابر ندارند. چرایش بماند که مایهی هزاران ساعت بحث است. من این عکسها را بهعنوان نمونههایی از معماری باثبات و شهرسازی پایدار آوردهام که علیالحساب نشان میدهند که دستکم در این مکانها، با گذشت هشتاد سال، و البته پس از جنگی ویرانگر، ساختمانها و کوچهها بلکه درختها و باغچهها و گلها و حتی برخی از کوچکترین عناصر صحنه، سر جایشان ثابت و دستنخورده ماندهاند. ساکنان این مکانها با این ثبات در ساختار شهری، دچار تشویش و فقدان حافظهی دیداری در خاطرهی هویتیشان از مکان و طبعاً از این لحاظ، درگیر عاطفهپریشی هم نمیشوند و نسل امروزشان همان منظرههایی را از محل تولد و رشد و زیستش میبیند که پدران و مادرانشان و چند نسل قبلشان دیدهاند.
اما در ایران، معماری و شهرسازی آنچنان پریشان و دایماً در حال دگرگونیست که گاه حتی یک نسل هم از بافتار معماری دوران کودکیاش خاطرهی مشخصی ندارد چه برسد که با نسلهای قبل از خودش، خاطرهی مشترکی از مفهوم زیست_مکان داشته باشد.
نسلی که با نسلهای پیشینش، بسترهای حافظهایِ مشترک ندارد، در پیوستار هویتیاش دچار فقدان و نقصی تعیینکننده است. تصویر عاطفی مشترک از مکان، در دسترسترین بافتاری است که این اشتراک در حافظهی جمعیِ میاننسلی را تامین میکند، اما ما در ایران، چه در شهرها و چه در روستاها، تقریباً از این امکان محرومیم از آنرو که هر ساختمان قدیمیای باید به ساختمانی چندطبقه و هر باغی باید به برجی تبدیل بشود، هر کوچهای باید تعریض بشود، هر خیابانی باید بلوار، هر بلواری، اتوبان و هر زمین خالیای باید به یک شهرک تبدیل بشود. چشمهای مدیران و سرمایهسالاران بزرگ و خُردکِ ایرانی بسیار گرسنه است. این گرسنگی، مجال درک اهمیتِ حافظهی مشترک میاننسلی از زیست_مکان را به آنها نمیدهد.
پدر ایرانی (شاید بهناچار) خانهای را که کودکانش در آن به دنیا آمده و بزرگ شدهاند، میکوبد و به جای آن، چهار طبقه ساختمان میسازد و به پسرها و دخترهایش میدهد و دست به کمر میزند که: "هاااا به هر کدامتان یک آپارتمان دادم"، بچههایش هم خوشحال که صاحب خانه شدهاند. بهسلامتی. اما این پدر البته از فاصله و شکاف عمیق میان خود با فرزندانش هم همزمان گلهمند است!
کار به جایی رسیده که تصویری را که ما از زیست_مکان دوران کودکیمان در ذهن داریم، فقط میتوانیم در عکسها یا در خواب ببینیم و هرگز نمیتوانیم به فرزندانمان بگوییم که در روزگار کودکیمان، محلهی ما، کوچهی ما، خانهی ما چگونه بوده است. این تغییرات پیدرپی، عامل گسست حافظهی زیست_مکانیِ ما با نسل جدید است که بهنوبهی خودش عامل گسست عاطفی و هویتی ما با نسل جدید هم هست.
باید قدری بیندیشیم و ببینیم که برای به دست آوردن چه چیزهایی، داریم چه چیزهایی را قربانی میکنیم و برای تامین چه نیازهایی داریم چه نیازهای مهمتری را نادیده میگیریم.
انسان بهعنوان فرد، برای زیستن درست، به مسکن و ساختارهای شهری مناسب نیاز دارد اما انسانها در یک جامعه، سخت نیازمند حافظهی مشترک هم هستند.
#تاریخ_اجتماعی_معماری #تاریخ_اجتماعی_عواطف #تاریخ_فرهنگی_معماری
#یادداشتهای_زندگی_روزانه
#ابراهیم_موسی_پور_بشلی
روشن است که بهصِرفِ دیدن این چند قطعه عکس نمیخواهم بگویم که مردم در فرنگ، ابداً به بناها و کوچهها و خیابانهاشان دست نمیزنند ولی این هم معلوم است آنها مثل ما عطشِ نوسازی یا شاید نیازی به هر روز عوض کردنِ ساختمانها و معابر ندارند. چرایش بماند که مایهی هزاران ساعت بحث است. من این عکسها را بهعنوان نمونههایی از معماری باثبات و شهرسازی پایدار آوردهام که علیالحساب نشان میدهند که دستکم در این مکانها، با گذشت هشتاد سال، و البته پس از جنگی ویرانگر، ساختمانها و کوچهها بلکه درختها و باغچهها و گلها و حتی برخی از کوچکترین عناصر صحنه، سر جایشان ثابت و دستنخورده ماندهاند. ساکنان این مکانها با این ثبات در ساختار شهری، دچار تشویش و فقدان حافظهی دیداری در خاطرهی هویتیشان از مکان و طبعاً از این لحاظ، درگیر عاطفهپریشی هم نمیشوند و نسل امروزشان همان منظرههایی را از محل تولد و رشد و زیستش میبیند که پدران و مادرانشان و چند نسل قبلشان دیدهاند.
اما در ایران، معماری و شهرسازی آنچنان پریشان و دایماً در حال دگرگونیست که گاه حتی یک نسل هم از بافتار معماری دوران کودکیاش خاطرهی مشخصی ندارد چه برسد که با نسلهای قبل از خودش، خاطرهی مشترکی از مفهوم زیست_مکان داشته باشد.
نسلی که با نسلهای پیشینش، بسترهای حافظهایِ مشترک ندارد، در پیوستار هویتیاش دچار فقدان و نقصی تعیینکننده است. تصویر عاطفی مشترک از مکان، در دسترسترین بافتاری است که این اشتراک در حافظهی جمعیِ میاننسلی را تامین میکند، اما ما در ایران، چه در شهرها و چه در روستاها، تقریباً از این امکان محرومیم از آنرو که هر ساختمان قدیمیای باید به ساختمانی چندطبقه و هر باغی باید به برجی تبدیل بشود، هر کوچهای باید تعریض بشود، هر خیابانی باید بلوار، هر بلواری، اتوبان و هر زمین خالیای باید به یک شهرک تبدیل بشود. چشمهای مدیران و سرمایهسالاران بزرگ و خُردکِ ایرانی بسیار گرسنه است. این گرسنگی، مجال درک اهمیتِ حافظهی مشترک میاننسلی از زیست_مکان را به آنها نمیدهد.
پدر ایرانی (شاید بهناچار) خانهای را که کودکانش در آن به دنیا آمده و بزرگ شدهاند، میکوبد و به جای آن، چهار طبقه ساختمان میسازد و به پسرها و دخترهایش میدهد و دست به کمر میزند که: "هاااا به هر کدامتان یک آپارتمان دادم"، بچههایش هم خوشحال که صاحب خانه شدهاند. بهسلامتی. اما این پدر البته از فاصله و شکاف عمیق میان خود با فرزندانش هم همزمان گلهمند است!
کار به جایی رسیده که تصویری را که ما از زیست_مکان دوران کودکیمان در ذهن داریم، فقط میتوانیم در عکسها یا در خواب ببینیم و هرگز نمیتوانیم به فرزندانمان بگوییم که در روزگار کودکیمان، محلهی ما، کوچهی ما، خانهی ما چگونه بوده است. این تغییرات پیدرپی، عامل گسست حافظهی زیست_مکانیِ ما با نسل جدید است که بهنوبهی خودش عامل گسست عاطفی و هویتی ما با نسل جدید هم هست.
باید قدری بیندیشیم و ببینیم که برای به دست آوردن چه چیزهایی، داریم چه چیزهایی را قربانی میکنیم و برای تامین چه نیازهایی داریم چه نیازهای مهمتری را نادیده میگیریم.
انسان بهعنوان فرد، برای زیستن درست، به مسکن و ساختارهای شهری مناسب نیاز دارد اما انسانها در یک جامعه، سخت نیازمند حافظهی مشترک هم هستند.
#تاریخ_اجتماعی_معماری #تاریخ_اجتماعی_عواطف #تاریخ_فرهنگی_معماری
👍38❤4👏4
"ملت مرده آن است که قبور را آباد می کند و قصور را ویران می نماید.
هرقدر بر آبادی قبور بیفزاید قطعا همان قدر از آبادی قصور می کاهد و به عکس.
واقعا باید ما اقرار کنیم ملت ایران مرده است.قطعا جواهر و طلا و نقره و فرش و خط و هرکتاب و هرچیز و صنعت نفیس ایران در جای قصور و مکان های ملی و نمایش زندگی، در قبور است
و خزینه های قبور که زندگان ببینند و تماشا بکنند و به کار ببرند و افتخار بنمایند.
این ملت قدیم که به جز قدما و آثار آنها افتخار نمی کند امروز مرده محسوب می شود...
بلی!
ما به اولاد و جوانان خودمان نیاموختیم که انسان با دانش و کار و صنعت و بازو و زحمت خود ترقی می کند و عزت می یابد...
بلکه گفتیم انسان مقهور مقدرات است و سعی انسان فایده ندارد.
جز توسل و گریه و تضرع در حیات و ترقیات موثر نیست باید به وسایط فیض توسل جست و به التماس و گریه و خاکساری مقاصد را خواست".
📕خاطرات شیخ #ابراهیم_زنجانی/ص۱۹۵
هرقدر بر آبادی قبور بیفزاید قطعا همان قدر از آبادی قصور می کاهد و به عکس.
واقعا باید ما اقرار کنیم ملت ایران مرده است.قطعا جواهر و طلا و نقره و فرش و خط و هرکتاب و هرچیز و صنعت نفیس ایران در جای قصور و مکان های ملی و نمایش زندگی، در قبور است
و خزینه های قبور که زندگان ببینند و تماشا بکنند و به کار ببرند و افتخار بنمایند.
این ملت قدیم که به جز قدما و آثار آنها افتخار نمی کند امروز مرده محسوب می شود...
بلی!
ما به اولاد و جوانان خودمان نیاموختیم که انسان با دانش و کار و صنعت و بازو و زحمت خود ترقی می کند و عزت می یابد...
بلکه گفتیم انسان مقهور مقدرات است و سعی انسان فایده ندارد.
جز توسل و گریه و تضرع در حیات و ترقیات موثر نیست باید به وسایط فیض توسل جست و به التماس و گریه و خاکساری مقاصد را خواست".
📕خاطرات شیخ #ابراهیم_زنجانی/ص۱۹۵
👍37
تئوریِ اَغوذداربِن
#روزگار_سپری_نشده_ی_کودکی_ما (۵)
#ابراهیم_موسی_پور_بشلی
اغوذداربِن را می شود بهسادگی ترجمه کرد به "زیرِ درختِ گردو" اما درکِ فرهنگی و مفهومشناختیِ یک روستاییِ مازندرانی از اغوذداربن بسیار وسیعتر و فراتر از این معادل فارسی است. اغوذداربن برای یک کودک روستایی مازندرانی بهویژه تا سهچهار دههی پیش، مفهومی مفصل و آکنده از معنا بود. اغوذداربن، مثل زیر بسیاری دیگر از درختان، جای بازی، محل قرار و تجمع، جای استراحت و خلوت تنهایی بود اما علاوه بر همهی اینها اغوذداربن، بستر یک تجربهی عاطفی بلکه هستیشناختی هم بود. اغوذدار یا همان درخت گردو در تعاملی شگرف با چمن سبز یا خشکیدهی زیرش، وضعیت اگزیستانسیل ویژهای پدید میآورد که مشخصاً به جز دربارهی درختهای فندق و بادام بهندرت ممکن است برای درخت دیگری صدق کند.
در مازندرانِ زمان کودکی من، در حیاط یا باغِ اغلب خانهها یک یا چند درخت گردو بود. بسیاری از مردم گردوها را بهصورت یکجا از درخت نمیچیدند و گردوها روی درخت میماندند برای بچهها. بچهها گاهی سوار شاخهها میشدند و گاهی با چوب و گاهی با سنگ و دمپایی چند گردو میچیدند و میخوردند و البته بیش از آنکه گردو بچینند، گردو میجُستند و مییافتند. جُستنِ گردو از لای علفهای زیر درخت، یکی از سرگرمیهای هرروزهی کودکان مازندران بود. این را هم بگویم که در آن دوران، هنوز فرهنگ عمومی و اعتماد ملی مثل امروز به حضیض انحطاط نیفتاده بود و هر درخت گردویی بهنوعی درخت گردوی همهی کودکان ده تلقی میشد. ما هر روز زیر تمام درختهای گردوی توی مسیر مدرسه را میجستیم و بیتردیدی چند گردو مییافتیم که شبِ قبل، درخت و باد و باران بههمکاری، نثار کرده بودندشان. در تمام طول مسیر از خانه تا دبستان، میشد از کنار درختان گردوی کاشتهشده در کنار پرچینهای موازیِ جادهی روستایی عبور کرد و زیر درخت را جورید و از شگفتیهای عالم طبیعت آنکه در تمام طول سال هیچ دیّاری از زیر هیچ درخت گردویی ناامید باز نمیگشت. دقت کنید: در تمامِ طول سال!
.
میوه دادن یک درخت در فصل مناسب و در شرایط درست و اوضاع خوب، هنر درخت نیست؛ طبیعت درخت است اما بهرهمند ساختن مردم از میوه در تمام طول سال و در همهی اوضاع و احوال، چه در نشاط بهار و چه در ملالِ خزان، البته هنر است. زیرِ هر درختی چنین جهان امیدبخشی فراهم نیست؛ این حد از فرزانگی و سخاوت همواره در اغوذداربن جاریست و شاید فقط در چند داربِنِ دیگر.
آدمهایی هم هستند که در هر زمانی و در هر شرایطی که باشند، اگر کنارشان باشید، میتوانید چیزی ازشان بجویید که دستکم به اندازهی یافتن گردویی زیر درخت خوشحالتان کند. اگر چنین انسانهایی را در کنارتان دارید، مراقبشان باشید که نشکنند و نخشکند.
#کودکی #تاریخ_اجتماعی_کودکی #تاریخ_اجتماعی_روستا
#خاطرات
#روزگار_سپری_نشده_ی_کودکی_ما (۵)
#ابراهیم_موسی_پور_بشلی
اغوذداربِن را می شود بهسادگی ترجمه کرد به "زیرِ درختِ گردو" اما درکِ فرهنگی و مفهومشناختیِ یک روستاییِ مازندرانی از اغوذداربن بسیار وسیعتر و فراتر از این معادل فارسی است. اغوذداربن برای یک کودک روستایی مازندرانی بهویژه تا سهچهار دههی پیش، مفهومی مفصل و آکنده از معنا بود. اغوذداربن، مثل زیر بسیاری دیگر از درختان، جای بازی، محل قرار و تجمع، جای استراحت و خلوت تنهایی بود اما علاوه بر همهی اینها اغوذداربن، بستر یک تجربهی عاطفی بلکه هستیشناختی هم بود. اغوذدار یا همان درخت گردو در تعاملی شگرف با چمن سبز یا خشکیدهی زیرش، وضعیت اگزیستانسیل ویژهای پدید میآورد که مشخصاً به جز دربارهی درختهای فندق و بادام بهندرت ممکن است برای درخت دیگری صدق کند.
در مازندرانِ زمان کودکی من، در حیاط یا باغِ اغلب خانهها یک یا چند درخت گردو بود. بسیاری از مردم گردوها را بهصورت یکجا از درخت نمیچیدند و گردوها روی درخت میماندند برای بچهها. بچهها گاهی سوار شاخهها میشدند و گاهی با چوب و گاهی با سنگ و دمپایی چند گردو میچیدند و میخوردند و البته بیش از آنکه گردو بچینند، گردو میجُستند و مییافتند. جُستنِ گردو از لای علفهای زیر درخت، یکی از سرگرمیهای هرروزهی کودکان مازندران بود. این را هم بگویم که در آن دوران، هنوز فرهنگ عمومی و اعتماد ملی مثل امروز به حضیض انحطاط نیفتاده بود و هر درخت گردویی بهنوعی درخت گردوی همهی کودکان ده تلقی میشد. ما هر روز زیر تمام درختهای گردوی توی مسیر مدرسه را میجستیم و بیتردیدی چند گردو مییافتیم که شبِ قبل، درخت و باد و باران بههمکاری، نثار کرده بودندشان. در تمام طول مسیر از خانه تا دبستان، میشد از کنار درختان گردوی کاشتهشده در کنار پرچینهای موازیِ جادهی روستایی عبور کرد و زیر درخت را جورید و از شگفتیهای عالم طبیعت آنکه در تمام طول سال هیچ دیّاری از زیر هیچ درخت گردویی ناامید باز نمیگشت. دقت کنید: در تمامِ طول سال!
.
میوه دادن یک درخت در فصل مناسب و در شرایط درست و اوضاع خوب، هنر درخت نیست؛ طبیعت درخت است اما بهرهمند ساختن مردم از میوه در تمام طول سال و در همهی اوضاع و احوال، چه در نشاط بهار و چه در ملالِ خزان، البته هنر است. زیرِ هر درختی چنین جهان امیدبخشی فراهم نیست؛ این حد از فرزانگی و سخاوت همواره در اغوذداربن جاریست و شاید فقط در چند داربِنِ دیگر.
آدمهایی هم هستند که در هر زمانی و در هر شرایطی که باشند، اگر کنارشان باشید، میتوانید چیزی ازشان بجویید که دستکم به اندازهی یافتن گردویی زیر درخت خوشحالتان کند. اگر چنین انسانهایی را در کنارتان دارید، مراقبشان باشید که نشکنند و نخشکند.
#کودکی #تاریخ_اجتماعی_کودکی #تاریخ_اجتماعی_روستا
#خاطرات
👍8❤7
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
فیلمی از آرامگاه استاد #ابراهیم_پورداوود در کوچه پس کوچه های شهر #رشت...
مرحوم استاد ابراهیم پورداوود ، زاده ۲۰ بهمن ۱۲۶۴ و درگذشت ۲۶ آبان ۱۳۴۷) یکی از برجسته ترین اساتید ایرانشناس معاصر بود
همچنین نخستین اوستاشناس و استاد فرهنگ ایران باستان و زبان اوستایی در دانشگاه تهران بود.
مرحوم استاد ابراهیم پورداوود ، زاده ۲۰ بهمن ۱۲۶۴ و درگذشت ۲۶ آبان ۱۳۴۷) یکی از برجسته ترین اساتید ایرانشناس معاصر بود
همچنین نخستین اوستاشناس و استاد فرهنگ ایران باستان و زبان اوستایی در دانشگاه تهران بود.
❤20