پديدارشناسي برنده جايزه كتاب سال
پديدار شناسي به چه معنايي است؟
يك روش فلسفي كه براي شناخت فرآيند آگاهي و هستي شناسي است و نخستين بار با ادموند هوسول فيلسوف آلماني بنا نهاده شد. اساس پديدارشناسي، تحليل و منطق سوري و مفهومپردازي به صورت كلاسيك در عالم فلسفه نيست، بلكه كوششي است براي اين كه چيزها خود را آنگونه كه هستند نشان دهند. بنابراين برهان خاص پديدارشناسي نشان دهندگي است و اين كه چه روشهايي بايد به كاربرد تا پديدارها خود را نشان دهند و مباحث و روشهاي گوناگون دشواري را در بر ميگيرد كه پديدارشناسان با عناوين مختلف به آن ميپردازند مثل «فروكاست»، «تعليق» و...
پديدار شناسي آلمان از بدو پيدايش در مكتب فرانتس برنتانو تا پايان عمر هايدگر، عمدتا شامل برنتانو، هوسرل و هايدگر ميشود بنابراين، اين كتاب درباره همه پديدارشناسيها نيست و از جمله پديدارشناسي فرانسوي نيز در اين كتاب به صورت مبسوط و منظم بررسي نشده اما سعي شده تا پديدار شناسي را نه فقط به عنوان يك فكر بلكه به عنوان جرياني كه برخاسته از زمينهها و شرايط خاص آلمان در دهه 20 و دهه 30 بوده، بررسي كند. بنابراين در ضمن بيان انديشهها و تفصيل آنها، زمينه و زمانه پديدارشناسي به حوادث و وقايع و رخدادهاي تاريخي شخصي فيلسوفان پرداخته و چالشها و كشمكشهاي فكري هم زمان با پديدارشناسي را به موازات هم و هماهنگ با هم بررسي ميكند.
پديدار شناسي به چه معنايي است؟
يك روش فلسفي كه براي شناخت فرآيند آگاهي و هستي شناسي است و نخستين بار با ادموند هوسول فيلسوف آلماني بنا نهاده شد. اساس پديدارشناسي، تحليل و منطق سوري و مفهومپردازي به صورت كلاسيك در عالم فلسفه نيست، بلكه كوششي است براي اين كه چيزها خود را آنگونه كه هستند نشان دهند. بنابراين برهان خاص پديدارشناسي نشان دهندگي است و اين كه چه روشهايي بايد به كاربرد تا پديدارها خود را نشان دهند و مباحث و روشهاي گوناگون دشواري را در بر ميگيرد كه پديدارشناسان با عناوين مختلف به آن ميپردازند مثل «فروكاست»، «تعليق» و...
پديدار شناسي آلمان از بدو پيدايش در مكتب فرانتس برنتانو تا پايان عمر هايدگر، عمدتا شامل برنتانو، هوسرل و هايدگر ميشود بنابراين، اين كتاب درباره همه پديدارشناسيها نيست و از جمله پديدارشناسي فرانسوي نيز در اين كتاب به صورت مبسوط و منظم بررسي نشده اما سعي شده تا پديدار شناسي را نه فقط به عنوان يك فكر بلكه به عنوان جرياني كه برخاسته از زمينهها و شرايط خاص آلمان در دهه 20 و دهه 30 بوده، بررسي كند. بنابراين در ضمن بيان انديشهها و تفصيل آنها، زمينه و زمانه پديدارشناسي به حوادث و وقايع و رخدادهاي تاريخي شخصي فيلسوفان پرداخته و چالشها و كشمكشهاي فكري هم زمان با پديدارشناسي را به موازات هم و هماهنگ با هم بررسي ميكند.
اين كتاب ادامه كتاب ورت، دختری که دوست نداشت جادوگر شود (برندة نشان نقرهای لاکپشت پرندهـ92) و همچنین کتاب پُم، بهترین اتفاق زندگی (برندة نشان نقرهای لاکپشت پرندهـ92 و کتاب برگزیده شورای کتاب کودکـ92) است.
این سه کتاب مجموعه کتابهایی است که ماری دپلوشن دربارة یک خانواده از جادوگرها با محوریت دختر بچهایی با نام ورت، نوشته است.
در بخشی از این کتاب میخوانیم:
میدانم بعضی زنها خیلی خرافاتیاند. ولی گمان نمیکردم آناستابت، چنین عیبی داشته باشد. همیشه به نظرم زنی منطقی میآمد. عجیب است که چقدر در موردش اشتباه کرده بودم. به پشت سر من زل زده بود. برگشتم. هیچ. فقط روی قفسه انگشتری بود که تا آن لحظه هیچوقت متوجهش نشده بودم؛ انگشتر داشت برق میزد و نور در سنگهایی که تزیینش کرده بودند منعکس میشد.
برای اینکه جو را آرام کنم گفتم: «انگشتریِ زیبایی است.»
آناستابت گفت: «بهش دست نزن!»
«چنین قصدی نداشتم. من کشته مردة جواهرات نیستم. از آن گذشته، بهندرت از آنها استفاده میکنم. ترجیح میدهم توی صندوق نگهشان دارم.»
انتظار داشتم جو آرام شود ولی لبخند نزد. دستهایش را روی میز دراز کرد و دستهایم را گرفت.
#موو نوشته #مري_دپاوشن ترجمه #الهه هاشمي #نشرآفرينگان
این سه کتاب مجموعه کتابهایی است که ماری دپلوشن دربارة یک خانواده از جادوگرها با محوریت دختر بچهایی با نام ورت، نوشته است.
در بخشی از این کتاب میخوانیم:
میدانم بعضی زنها خیلی خرافاتیاند. ولی گمان نمیکردم آناستابت، چنین عیبی داشته باشد. همیشه به نظرم زنی منطقی میآمد. عجیب است که چقدر در موردش اشتباه کرده بودم. به پشت سر من زل زده بود. برگشتم. هیچ. فقط روی قفسه انگشتری بود که تا آن لحظه هیچوقت متوجهش نشده بودم؛ انگشتر داشت برق میزد و نور در سنگهایی که تزیینش کرده بودند منعکس میشد.
برای اینکه جو را آرام کنم گفتم: «انگشتریِ زیبایی است.»
آناستابت گفت: «بهش دست نزن!»
«چنین قصدی نداشتم. من کشته مردة جواهرات نیستم. از آن گذشته، بهندرت از آنها استفاده میکنم. ترجیح میدهم توی صندوق نگهشان دارم.»
انتظار داشتم جو آرام شود ولی لبخند نزد. دستهایش را روی میز دراز کرد و دستهایم را گرفت.
#موو نوشته #مري_دپاوشن ترجمه #الهه هاشمي #نشرآفرينگان
کتاب : #فلسفه_در_شش_ساعت_و_پانزده_دقیقه
نویسنده : ویتولد_گومبروویچ
مترجم : #مجید_پروانهپور
#فلسفه
« گومبروویچ » را بیشتر با نام « ادبیات » میشناسند ولی او تسلط چشمگیری نیز بر فلسفه داشت . یکی از دانشجویان حاضر در کلاسهای درس فلسفة گومبروویچ دست به ابتکار جالبی زد و یادداشتهایی از نظریات وی درباره کانت ، شوپنهاور ، هگل ، کییر کگور ، سارتر ، هایدگر ، مارکس و نیچه جمعآوری کرد که حاصل آن کتاب حاضر شده که در حقیقت بیانگر نگرش شخصی گومبروویچ به تفکر مدرن و بنیانگذاران آن است . به سبب دست نوشته بودن اصل کتاب و این که مطالب آن یادداشتهای دانشجویی گمنام است ، شاید ابهامهایی در آن به چشم بخورد ، اما همین اندک نیز برای پی بردن به تسلط ، دقتِ دانش ، طنز کلام و تیزی ذهن گومبروویچ کفایت میکند . کتاب « فلسفه در شش ساعت و پانزده دقیقه » پُر است از پرسشها و جملاتی درباره فایدة فلسفه ، نظامهای فلسفی ، زندگی از دید شوپنهاور ، نیچه و . . . نویسنده حاصل سالها تعمق و کندوکاوش را در عالم فلسفه طی جلساتی کوتاه بیان کرده و از آنجا که خود در این زمینه صاحب نگرش است ، تلاش کرده دیدگاههای شخصیاش را نیز لابلای این درسها بگنجاند تا آنجا که مثلاً در جایی خود را به لحاظ فلسفی متقدم بر سارتر شمرده است . این کتاب علاوه بر آموزش فلسفه همزمان اثری است برای آشنایی با دیدگاهها و مطالعات یکی از بزرگترین نویسندگان ادبی قرن بیستم که به بیش از سی زبان زنده دنیا ترجمه شده است .
نویسنده : ویتولد_گومبروویچ
مترجم : #مجید_پروانهپور
#فلسفه
« گومبروویچ » را بیشتر با نام « ادبیات » میشناسند ولی او تسلط چشمگیری نیز بر فلسفه داشت . یکی از دانشجویان حاضر در کلاسهای درس فلسفة گومبروویچ دست به ابتکار جالبی زد و یادداشتهایی از نظریات وی درباره کانت ، شوپنهاور ، هگل ، کییر کگور ، سارتر ، هایدگر ، مارکس و نیچه جمعآوری کرد که حاصل آن کتاب حاضر شده که در حقیقت بیانگر نگرش شخصی گومبروویچ به تفکر مدرن و بنیانگذاران آن است . به سبب دست نوشته بودن اصل کتاب و این که مطالب آن یادداشتهای دانشجویی گمنام است ، شاید ابهامهایی در آن به چشم بخورد ، اما همین اندک نیز برای پی بردن به تسلط ، دقتِ دانش ، طنز کلام و تیزی ذهن گومبروویچ کفایت میکند . کتاب « فلسفه در شش ساعت و پانزده دقیقه » پُر است از پرسشها و جملاتی درباره فایدة فلسفه ، نظامهای فلسفی ، زندگی از دید شوپنهاور ، نیچه و . . . نویسنده حاصل سالها تعمق و کندوکاوش را در عالم فلسفه طی جلساتی کوتاه بیان کرده و از آنجا که خود در این زمینه صاحب نگرش است ، تلاش کرده دیدگاههای شخصیاش را نیز لابلای این درسها بگنجاند تا آنجا که مثلاً در جایی خود را به لحاظ فلسفی متقدم بر سارتر شمرده است . این کتاب علاوه بر آموزش فلسفه همزمان اثری است برای آشنایی با دیدگاهها و مطالعات یکی از بزرگترین نویسندگان ادبی قرن بیستم که به بیش از سی زبان زنده دنیا ترجمه شده است .
#دلتنگي_هاي_نقاش_خيابان_چهل_و_هشتم نوشته #جي_دي_سلينجر ترجمه: #احمد_گلشيري در بخشی از مقدمه مترجم می خوانیم: «#سلینجر تنها نویسنده پس از جنگ در #امریکا ست که آثارش مورد استقبال همگان قرار گرفته. این استقبال نوعی عقب نشینی ادبی از آثار نویسندگان بزرگی چون #هرمان_ملویل #هنری_جیمز و #ویلیام_فاکنر است زیرا که آدم های آثار سلینجر بیشتر #موواين درونگرایانی هستند که خواننده به آسانی می تواند تصویر خود و معاصران خود را در آینه آنها بازشناسد. سلینجر در عین حال به تقابل کودکی و بزرگسالی دست می زند به تقابل بی گناهی و پلیدی امید و نومیدی و حقیقت و دغلکاری. مواجهه فساد آدم ها و ادراک کودک موضوعی بکر در داستان نویسی امروز است. این کودک که هم قربانی دغلکاری های ماست و هم نجات دهنده با چشمان نگران خود در اکثر داستان های سلینجر حضور دارد. 9داستان سلینجر که حکایت تنهائی در آزادی است یکی از ده کتاب کلاسیک مدرن جهان شمرده شده است.»
کتاب #دولت_و_ فرودستان» وشته #تورج _اتابکی به فراز و فرود #تجدد_آمرانه در #ترکیه و #ایران میپردازد. این کتاب توسط #آرش_عزیزی به فارسی برگردانده شده است. دولت و فرودستان به سازش و مقاومت در برابر #مدرن_سازی، رابطه بین مردم عادی و دولت در ترکیه و ایران و واکنش جامعه به #اصلاحات و تجدد آمرانه میپردازد.
این کتاب دربردارنده یازده مقاله است که سازش و مقاومت در برابر مدرنسازی، رابطه بین مردم عادی و دولت در ترکیه و ایران و واکنش جامعه به اصلاحات و تجدد آمرانه در این کشورها را مورد بررسی قرار میدهد. «زمان، انضباط کاری و مدرنسازی در ترکیه و ایران: برخی ملاحظات تطبیقی» نوشته تورج اتابکی، «کارگران و دولت در اواخر امپراتوری عثمانی» اثر دونالد کواترت، «میهمانان ناراضی: فرودستان ایران در حاشیههای امپراتوری تزاری» به قلم تورج اتابکی از جمله مقالات این کتاب است.
«مدرنسازی امپراتوری عثمانی و امتیازات ویژه: واکنش ارتدوکسهای یونانی به سیاستهای ترکهای جوان»، نوشته ونجلیس کچ ریوتیس، «اصلاحات از بالا، مقاومت از پایین: مخالفان نظم نوین در ایران، 1927 تا 1929» اثر استفانی کرونین، «میراث عثمانی جمهوری کمالیستی» به قلم اریک یان زوخر، «در کنار یا برکنار از کارگران ایران: آبادان، اردیبهشت 1308» نوشته کاوه بیات، «واکنشهای صوفیان به اصلاحات در پی مبارزه ملی در ترکیه» اثر هولیا کوچوک، «واکنش به تجدد آمرانه در ترکیه: واقعه منمن و پیدایش یک اسطوره و نزاع بر سر آن (1930 ـ 1931)»، نوشته امید آزاک، «اقتدار و عاملیت: بازنگری کنشگری زنان در دوره رضاشاه» اثر افسانه نجمآبادی، «چندهمسری پیش و پس از اجرای قانون مدنی سوئیس در ترکیه» به قلم نیکول آ.ن.م. فان اوس بخشی دیگر از مقالات این کتاب را شامل میشود. نمایه نیز پایان بخش این کتاب تاریخی است.
تورج اتابکی در پیشگفتار کتاب مینویسد که تاریخ اجتماعی خاورمیانه، در مقایسه با دیگر شاخههای تاریخنگاری، حوزهای است که هنوز جای زیادی برای کاوش دارد. تاریخنگاری خاورمیانه، همچون تاریخنگاری اروپا، تا پیش از قرن بیستم تحت سلطه تاریخنگاری سیاسی، سلسلهای و نسبشناسانه و روایتهای زندگی و زمان نخبگان بود، اما با رشد چشمگیر و جهانی جامعهشناسی به عنوان موضوع دانشگاهی، به خصوص در پنجاه سال اخیر، بسیاری از مورخان به تدریج تاریخ اجتماعی جوامع خاورمیانه را رشته دانشگاهی مقبولی دانستند.
وی در ادامه میگوید: «در بررسی اجرای مدرنسازی در خاورمیانه به طور اعم و ترکیه و ایران به طور اخص با نقصانهای بسیار جدی در روایات و تحلیلهای تاریخی در مورد پذیرش و مقاومت در برابر تغییراتی مواجهایم که جوامع ایران و ترکیه در 200 سال گذشته با آن روبهرو بودهاند. گرچه مطالعه مدرنسازی در ترکیه و ایران موضوع پژوهشهای دانشگاهی متعددی بوده است، اما این پژوهشها تنها اجرای مدرنسازی از بالا را بررسی میکنند، یعنی اقداماتی را که نظامهای سیاسی برای تغییر جوامع، وضع قوانین و مقررات جدید و بنیان نهادن نهادهای اجتماعی و سیاسی جدید برمیگزینند. اما آنچه هنوز در این پژوهشها غایب به نظر میرسد این است که جامعه به این اصلاحات و تغییراتی که از بالا است چه واکنشی نشان داد؟»
این کتاب دربردارنده یازده مقاله است که سازش و مقاومت در برابر مدرنسازی، رابطه بین مردم عادی و دولت در ترکیه و ایران و واکنش جامعه به اصلاحات و تجدد آمرانه در این کشورها را مورد بررسی قرار میدهد. «زمان، انضباط کاری و مدرنسازی در ترکیه و ایران: برخی ملاحظات تطبیقی» نوشته تورج اتابکی، «کارگران و دولت در اواخر امپراتوری عثمانی» اثر دونالد کواترت، «میهمانان ناراضی: فرودستان ایران در حاشیههای امپراتوری تزاری» به قلم تورج اتابکی از جمله مقالات این کتاب است.
«مدرنسازی امپراتوری عثمانی و امتیازات ویژه: واکنش ارتدوکسهای یونانی به سیاستهای ترکهای جوان»، نوشته ونجلیس کچ ریوتیس، «اصلاحات از بالا، مقاومت از پایین: مخالفان نظم نوین در ایران، 1927 تا 1929» اثر استفانی کرونین، «میراث عثمانی جمهوری کمالیستی» به قلم اریک یان زوخر، «در کنار یا برکنار از کارگران ایران: آبادان، اردیبهشت 1308» نوشته کاوه بیات، «واکنشهای صوفیان به اصلاحات در پی مبارزه ملی در ترکیه» اثر هولیا کوچوک، «واکنش به تجدد آمرانه در ترکیه: واقعه منمن و پیدایش یک اسطوره و نزاع بر سر آن (1930 ـ 1931)»، نوشته امید آزاک، «اقتدار و عاملیت: بازنگری کنشگری زنان در دوره رضاشاه» اثر افسانه نجمآبادی، «چندهمسری پیش و پس از اجرای قانون مدنی سوئیس در ترکیه» به قلم نیکول آ.ن.م. فان اوس بخشی دیگر از مقالات این کتاب را شامل میشود. نمایه نیز پایان بخش این کتاب تاریخی است.
تورج اتابکی در پیشگفتار کتاب مینویسد که تاریخ اجتماعی خاورمیانه، در مقایسه با دیگر شاخههای تاریخنگاری، حوزهای است که هنوز جای زیادی برای کاوش دارد. تاریخنگاری خاورمیانه، همچون تاریخنگاری اروپا، تا پیش از قرن بیستم تحت سلطه تاریخنگاری سیاسی، سلسلهای و نسبشناسانه و روایتهای زندگی و زمان نخبگان بود، اما با رشد چشمگیر و جهانی جامعهشناسی به عنوان موضوع دانشگاهی، به خصوص در پنجاه سال اخیر، بسیاری از مورخان به تدریج تاریخ اجتماعی جوامع خاورمیانه را رشته دانشگاهی مقبولی دانستند.
وی در ادامه میگوید: «در بررسی اجرای مدرنسازی در خاورمیانه به طور اعم و ترکیه و ایران به طور اخص با نقصانهای بسیار جدی در روایات و تحلیلهای تاریخی در مورد پذیرش و مقاومت در برابر تغییراتی مواجهایم که جوامع ایران و ترکیه در 200 سال گذشته با آن روبهرو بودهاند. گرچه مطالعه مدرنسازی در ترکیه و ایران موضوع پژوهشهای دانشگاهی متعددی بوده است، اما این پژوهشها تنها اجرای مدرنسازی از بالا را بررسی میکنند، یعنی اقداماتی را که نظامهای سیاسی برای تغییر جوامع، وضع قوانین و مقررات جدید و بنیان نهادن نهادهای اجتماعی و سیاسی جدید برمیگزینند. اما آنچه هنوز در این پژوهشها غایب به نظر میرسد این است که جامعه به این اصلاحات و تغییراتی که از بالا است چه واکنشی نشان داد؟»
سه دهه است درگیر«سیاوش»ام/ کاری که با فیلم نمیشود با رمان میکنم
محمدعلی سجادی رمان حیرانی
شناسهٔ خبر: 3721195 - یکشنبه ۳ مرداد ۱۳۹۵ - ۰۷:۵۶
فرهنگ > کتاب
محمدعلی سجادی میگوید اسطوره «سیاوش» سه دهه است او را درگیر کرده و با محوریت این شخصیت رمان «حیرانی» را در سالهای دهه ۶۰ نوشته است.
محمدعلی سجادی کارگردان سینما که به تازگی رمان «حیرانی» اش توسط نشر ققنوس منتشر و راهی بازار نشر شده است، در گفتگو با خبرنگار مهر، درباره این رمان گفت: با این که این کتاب به تازگی و سالها بعد از رمان دیگرم چاپ شده اما «حیرانی» دومین کتاب من نیست. پیش از این کتاب، دو داستان بلند هم به چاپ رسانده بودم و اولین رمانم با عنوان «با نوشته کشتن»، هم در سال ۸۹ توسط نشر ققنوس به چاپ رسید.
وی افزود: «با نوشته کشتن» کتابی بود که در ادامه روند آثار سینماییام منتشرش کردم و از نظر داستانی، یک اثر پلیسی و معمایی بود. داستان این رمان درباره یک نویسنده داستانهای پلیسی بود. اولین اثرم در حوزه داستان و رمان «حیرانی» است. «با نوشته کشتن» را در سالهای ۸۴ و ۸۵ نوشتم و بعد از چند سال فراز و فرود، در سال ۸۹ به چاپ رسید. «حیرانی» هم عاری از این فضاهای تعلیق و درام نیست. این رمان را در سال های دهه ۶۰ و بین سال ۶۳ تا ۷۳ که اولین چاپش بیرون آمد، نوشتم.
کارگردان فیلم سینمایی «شیفته» ادامه داد: بعدتر در سال ۸۰ که خواستم «حیرانی» را ویرایش کنم، جلد دومی هم به آن اضافه شد. چاپی که به تازگی از این رمان منتشر شده، هم در واقع این دو جلد را با هم در بر میگیرد. سال ۸۲ و ۸۳ بود که ویراست جدید «حیرانی» را برای چاپ به ارشاد بردیم و از آن سالها تا سال ۹۵، به چاپ نرسید. جالب است که چاپ اول «حیرانی» در دوران ارشاد آقای میرسلیم چاپ شد ولی نه کسی اعتراضی کرد و نه کشور به هم ریخت. ولی بعد از آن این رمان ۱۲ سال در ارشاد ماند و من هم همچنان برای چاپ «حیرانی» در حیرانی ماندم!
«حیرانی» غیرقابل چاپ اعلام شده بود
سجادی در پاسخ به این سوال که چرا در این سالها برای چاپ حیرانی اقدامی نکرده، گفت: رمان را غیرقابل چاپ اعلام کرده بودند. اگر برای چاپ کتاب که در سال ۹۵ رخ داد، بخش هایی از کتاب را مورد اصلاح دوباره قرار دادیم، به این دلیل بود که به بدنه داستان آسیب چندانی وارد نمیکرد. به همین دلیل این اصلاحات را قبول کردم.
این کارگردان سینما درباره موضوع اسطوره سیاوش و رمان «حیرانی» گفت: من به اسطوره سیاوش تعلق خاطر دارم و آخرین فیلم سینماییام هم که پاییز امسال اکران میشود، همین موضوع را در بر میگیرد. طبیعتا این شخصیت را به جهان امروز آوردهام و ما ایرانیهایی که در این دوران زندگی میکنیم، گریزی از گذشته مان که ریشه در اسطورهها و سنتها دارد، نداریم. به هر صورت در شرایط امروز هم از آن باورها و سنتها تهی نیستیم و فکر میکنم نباید به این اسطورهها بی اعتنا بود.
وی گفت: من «حیرانی» را در ۳۲ سالگیام نوشتم ولی هنوز دلمشغولیهایی که در نوشتنش داشتم، در کارهای امروزم هم وجود دارد. البته فرد نوستالژیکی نیستم و فضای اثرم هم لزوما مستغرق شدن در گذشته نیست. شخصیت اصلی این رمان سیاوش است و بخش اول رمان هم درباره مفهوم غم غربت است. یعنی آن سالها که داشتم حیرانی را مینوشتم، هنگام نوشتن فصل اولش، موضوع غربت و غمی را که به آدم تحمیل میکند، واکاوی کردم و سعی داشتم برای خودم حلش کنم.
در رمان به دنبال تجربههایی بودم که در سنیمای ایران نمیتوان داشت
سجادی در پاسخ به این سوال که آیا حرف اصلیاش در رمانها، فیلمها و نقاشیهایش با یکدیگر تفاوت دارد، گفت: فیلم، رمان و نقاشی فرمهای مختلف هستند. کاری که در نوشتن رمان انجام دادهام، تجربههایی است که نمیشود در سینمای ایران آنها را داشت؛ آن هم با وضعیت تولید و دیگر مسائل دست و پاگیری که وجود دارند. مخاطبی که «حیرانی» را بخواند، به خوبی می تواند قضاوت کند که آیا میشود آن را تبدیل به فیلم سینمایی کرد یا خیر! صحبت کردن از سریال کردنش که دیگر در این شرایط تلویزیون غیرممکن است! نقاشی هم یک مدیوم دیگر است که طبیعتا آثار متناسب با خودش را می طلبد.
کارگردان فیلم سینمایی «بازیگر» گفت: من روی اسطوره سیاوش، که محور رمان «حیرانی» است، در نقاشی هم کار کردهام و در فیلمهای سینماییام هم حضور دارد. بنابراین میتوانم بگویم روی این اسطوره از سه وجه متفاوت کار کردهام. چون زمانی در سینما میتوان کاری انجام داد که در نقاشی نمیشود و همین طور در دو مدیوم دیگر میتوان کارهایی انجام داد که در سینما نمیتوان انجام داد.
وی در پایان گفت: سیاوش بیش از ۳ دهه است که درگیرم کرده است. اسطورههای شاهنامه همیشه برایم جالب بودهاند و از سالها پیش رویشان کار کرده و همچنان مشغولم. امیدوارم صاحبان گالری ها هم همکاری کنند تا بتوانم گالری تابلوهای نقاشی جمشیدشاه را برگزار کنم.
محمدعلی سجادی رمان حیرانی
شناسهٔ خبر: 3721195 - یکشنبه ۳ مرداد ۱۳۹۵ - ۰۷:۵۶
فرهنگ > کتاب
محمدعلی سجادی میگوید اسطوره «سیاوش» سه دهه است او را درگیر کرده و با محوریت این شخصیت رمان «حیرانی» را در سالهای دهه ۶۰ نوشته است.
محمدعلی سجادی کارگردان سینما که به تازگی رمان «حیرانی» اش توسط نشر ققنوس منتشر و راهی بازار نشر شده است، در گفتگو با خبرنگار مهر، درباره این رمان گفت: با این که این کتاب به تازگی و سالها بعد از رمان دیگرم چاپ شده اما «حیرانی» دومین کتاب من نیست. پیش از این کتاب، دو داستان بلند هم به چاپ رسانده بودم و اولین رمانم با عنوان «با نوشته کشتن»، هم در سال ۸۹ توسط نشر ققنوس به چاپ رسید.
وی افزود: «با نوشته کشتن» کتابی بود که در ادامه روند آثار سینماییام منتشرش کردم و از نظر داستانی، یک اثر پلیسی و معمایی بود. داستان این رمان درباره یک نویسنده داستانهای پلیسی بود. اولین اثرم در حوزه داستان و رمان «حیرانی» است. «با نوشته کشتن» را در سالهای ۸۴ و ۸۵ نوشتم و بعد از چند سال فراز و فرود، در سال ۸۹ به چاپ رسید. «حیرانی» هم عاری از این فضاهای تعلیق و درام نیست. این رمان را در سال های دهه ۶۰ و بین سال ۶۳ تا ۷۳ که اولین چاپش بیرون آمد، نوشتم.
کارگردان فیلم سینمایی «شیفته» ادامه داد: بعدتر در سال ۸۰ که خواستم «حیرانی» را ویرایش کنم، جلد دومی هم به آن اضافه شد. چاپی که به تازگی از این رمان منتشر شده، هم در واقع این دو جلد را با هم در بر میگیرد. سال ۸۲ و ۸۳ بود که ویراست جدید «حیرانی» را برای چاپ به ارشاد بردیم و از آن سالها تا سال ۹۵، به چاپ نرسید. جالب است که چاپ اول «حیرانی» در دوران ارشاد آقای میرسلیم چاپ شد ولی نه کسی اعتراضی کرد و نه کشور به هم ریخت. ولی بعد از آن این رمان ۱۲ سال در ارشاد ماند و من هم همچنان برای چاپ «حیرانی» در حیرانی ماندم!
«حیرانی» غیرقابل چاپ اعلام شده بود
سجادی در پاسخ به این سوال که چرا در این سالها برای چاپ حیرانی اقدامی نکرده، گفت: رمان را غیرقابل چاپ اعلام کرده بودند. اگر برای چاپ کتاب که در سال ۹۵ رخ داد، بخش هایی از کتاب را مورد اصلاح دوباره قرار دادیم، به این دلیل بود که به بدنه داستان آسیب چندانی وارد نمیکرد. به همین دلیل این اصلاحات را قبول کردم.
این کارگردان سینما درباره موضوع اسطوره سیاوش و رمان «حیرانی» گفت: من به اسطوره سیاوش تعلق خاطر دارم و آخرین فیلم سینماییام هم که پاییز امسال اکران میشود، همین موضوع را در بر میگیرد. طبیعتا این شخصیت را به جهان امروز آوردهام و ما ایرانیهایی که در این دوران زندگی میکنیم، گریزی از گذشته مان که ریشه در اسطورهها و سنتها دارد، نداریم. به هر صورت در شرایط امروز هم از آن باورها و سنتها تهی نیستیم و فکر میکنم نباید به این اسطورهها بی اعتنا بود.
وی گفت: من «حیرانی» را در ۳۲ سالگیام نوشتم ولی هنوز دلمشغولیهایی که در نوشتنش داشتم، در کارهای امروزم هم وجود دارد. البته فرد نوستالژیکی نیستم و فضای اثرم هم لزوما مستغرق شدن در گذشته نیست. شخصیت اصلی این رمان سیاوش است و بخش اول رمان هم درباره مفهوم غم غربت است. یعنی آن سالها که داشتم حیرانی را مینوشتم، هنگام نوشتن فصل اولش، موضوع غربت و غمی را که به آدم تحمیل میکند، واکاوی کردم و سعی داشتم برای خودم حلش کنم.
در رمان به دنبال تجربههایی بودم که در سنیمای ایران نمیتوان داشت
سجادی در پاسخ به این سوال که آیا حرف اصلیاش در رمانها، فیلمها و نقاشیهایش با یکدیگر تفاوت دارد، گفت: فیلم، رمان و نقاشی فرمهای مختلف هستند. کاری که در نوشتن رمان انجام دادهام، تجربههایی است که نمیشود در سینمای ایران آنها را داشت؛ آن هم با وضعیت تولید و دیگر مسائل دست و پاگیری که وجود دارند. مخاطبی که «حیرانی» را بخواند، به خوبی می تواند قضاوت کند که آیا میشود آن را تبدیل به فیلم سینمایی کرد یا خیر! صحبت کردن از سریال کردنش که دیگر در این شرایط تلویزیون غیرممکن است! نقاشی هم یک مدیوم دیگر است که طبیعتا آثار متناسب با خودش را می طلبد.
کارگردان فیلم سینمایی «بازیگر» گفت: من روی اسطوره سیاوش، که محور رمان «حیرانی» است، در نقاشی هم کار کردهام و در فیلمهای سینماییام هم حضور دارد. بنابراین میتوانم بگویم روی این اسطوره از سه وجه متفاوت کار کردهام. چون زمانی در سینما میتوان کاری انجام داد که در نقاشی نمیشود و همین طور در دو مدیوم دیگر میتوان کارهایی انجام داد که در سینما نمیتوان انجام داد.
وی در پایان گفت: سیاوش بیش از ۳ دهه است که درگیرم کرده است. اسطورههای شاهنامه همیشه برایم جالب بودهاند و از سالها پیش رویشان کار کرده و همچنان مشغولم. امیدوارم صاحبان گالری ها هم همکاری کنند تا بتوانم گالری تابلوهای نقاشی جمشیدشاه را برگزار کنم.
Forwarded from ماتیکانداستان
📒منتشر شد:
...رفتن با مردن یکی نیست.کاش مردن مثل رفتن بود؛ نه سنگ قبر داشت،نه سر خاک رفتن و نه لباس سیاه.اما اشک دارد.هردوتاشان اشک دارند.✒سگ خارجی؛سمیرا رشیدپور؛انتشارات ققنوس/ایبنا
@matikandastan
...رفتن با مردن یکی نیست.کاش مردن مثل رفتن بود؛ نه سنگ قبر داشت،نه سر خاک رفتن و نه لباس سیاه.اما اشک دارد.هردوتاشان اشک دارند.✒سگ خارجی؛سمیرا رشیدپور؛انتشارات ققنوس/ایبنا
@matikandastan
Forwarded from ماتیکانداستان
@matikandastan
📢 یکی از خواندنی ترین مجموعه داستانهایی که می شناسیم...
📒دلتنگي هاي نقاش خيابان چهل و هشتم
✒جي دي سلينجر
✏احمد گلشيري
👇👇👇
📢 یکی از خواندنی ترین مجموعه داستانهایی که می شناسیم...
📒دلتنگي هاي نقاش خيابان چهل و هشتم
✒جي دي سلينجر
✏احمد گلشيري
👇👇👇
بیگ محمد: هیچ وقت عاشق بوده ای ستار؟
ستار: عاشق زیاد دیده ام
بیگ محمد: راه و طریقش چه جور است عشق؟
ستار: من که نرفته ام برادر
بیگ محمد: آنها که رفته اند چه؟ آنها چه میگویند؟
ستار: آنها که تا به آخر رفته اند، برنگشته اند تا چیزی بگویند....
●کلیدر
●نویسنده: محمود دولت آبادی
ستار: عاشق زیاد دیده ام
بیگ محمد: راه و طریقش چه جور است عشق؟
ستار: من که نرفته ام برادر
بیگ محمد: آنها که رفته اند چه؟ آنها چه میگویند؟
ستار: آنها که تا به آخر رفته اند، برنگشته اند تا چیزی بگویند....
●کلیدر
●نویسنده: محمود دولت آبادی
هفت #كتاب #پرفروش گروه انتشاراتي ققنوس با 7 درصد تخفيف بيشتر در #طرح_تابستانه_كتاب در #فروشگاه_ققنوس كتاب هاي #ملت_عشق و #سمفوني_مردگان، #سال_بلوا، #عشق_در_زمان_وبا، #تسلي_بخشي_هاي_فلسفي، #انسان_موجودي_يكروزه و #برتري_خفيف با 27 درصد تخفيف تا پانزدهم مرداد در #فروشگاه_ققنوس واقع در خيابان انقلاب #بازارچه_كتاب
#مغزحرام نوشته #صالحه مرتضي نيا #داستان_ايراني #نشرهيلا داستان از شبی شکل میگیرد که امیر میهمان خانة شرمین است.
تا خرخره خورده بودند و چند نخی هم گل زده بودند. تلوتلو میخوردند و میخندیدند. شرمین گفت: «وقت دوئل است.» شرمین امیر را به مبارزه میطلبد. کمی بعد چشم در چشم با فاصلة کم و دو اسلحه پُر روبهروی هم ایستاده بودند.
آماده؟ سه... دو... یک... آتش!
حالا امیر که آرزوی نویسندگی در سرش بود و با همین آرزو از مشهد راهی تهران شده بود باید فرار میکرد. 48 ساعت آوارة تهران شد.
توهم یکی از عارضههای مواد مخدر است و مغز حرام به بررسی فاجعة توهم میپردازد. طنز نهفته در کتاب و موضوع روز بودن، کتاب را خواندنی کرده است.
صالحه مرتضینیا روانشناس است، به همین دلیل شخصیتهای داستان بسیار باورپذیرند.
قسمتی از کتاب:
برای هزارمین بار توی خیالاتم تا دم مرگ رفته بودم و سرشکسته برگشته بودم. احساس حقارت که بالا بزند فقط میتوانی پشت کنی به دره و راه بیفتی سمت دامنة کوه. فیلَم یاد هندوستان کرده بود. حیف امیر، حیف. با این ایدهها چه کارها که نمیتوانستی بکنی. خوب نیست آدم بنشیند برای خودش دل بسوزاند اما حالا که کار از کار گذشته بد نیست کمی به حال خودت افسوس بخوری. استعدادهایت کشف که نشد هیچ، تکفیر هم شد. بعدش هم که این افتضاح... کدام استعداد؟ خودشیفتگی که شاخ و دم ندارد. دارد. تخیل من آبستن شاهکار است. فعلاً که توهمت... خفه لعنتی. این حق من نبود...
تا خرخره خورده بودند و چند نخی هم گل زده بودند. تلوتلو میخوردند و میخندیدند. شرمین گفت: «وقت دوئل است.» شرمین امیر را به مبارزه میطلبد. کمی بعد چشم در چشم با فاصلة کم و دو اسلحه پُر روبهروی هم ایستاده بودند.
آماده؟ سه... دو... یک... آتش!
حالا امیر که آرزوی نویسندگی در سرش بود و با همین آرزو از مشهد راهی تهران شده بود باید فرار میکرد. 48 ساعت آوارة تهران شد.
توهم یکی از عارضههای مواد مخدر است و مغز حرام به بررسی فاجعة توهم میپردازد. طنز نهفته در کتاب و موضوع روز بودن، کتاب را خواندنی کرده است.
صالحه مرتضینیا روانشناس است، به همین دلیل شخصیتهای داستان بسیار باورپذیرند.
قسمتی از کتاب:
برای هزارمین بار توی خیالاتم تا دم مرگ رفته بودم و سرشکسته برگشته بودم. احساس حقارت که بالا بزند فقط میتوانی پشت کنی به دره و راه بیفتی سمت دامنة کوه. فیلَم یاد هندوستان کرده بود. حیف امیر، حیف. با این ایدهها چه کارها که نمیتوانستی بکنی. خوب نیست آدم بنشیند برای خودش دل بسوزاند اما حالا که کار از کار گذشته بد نیست کمی به حال خودت افسوس بخوری. استعدادهایت کشف که نشد هیچ، تکفیر هم شد. بعدش هم که این افتضاح... کدام استعداد؟ خودشیفتگی که شاخ و دم ندارد. دارد. تخیل من آبستن شاهکار است. فعلاً که توهمت... خفه لعنتی. این حق من نبود...
رمان #فيل_ها اثر #شاهرخ_گيوا به عنوان بهترين رمان متفاوت سال 93 شناخته شد و #جايزه_ادبي_واو را به خود اختصاص داد