This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🚨زورگیر بازداشت شده : ناز شست هر کسی که زورگیری کرده
نحوه مماشات نظام قضایی با دزد و زورگیر و متجاوز به زنان و کودکان که حبس چند ماه یا جزئی میخورند
مقایسه کنید با
نحوه برخورد و احکام ۱۵ ،۲۰ سال حبس به خاطر حجاب یا انتقاد از عملکرد نظام
@rahenow 🗿👈
نحوه مماشات نظام قضایی با دزد و زورگیر و متجاوز به زنان و کودکان که حبس چند ماه یا جزئی میخورند
مقایسه کنید با
نحوه برخورد و احکام ۱۵ ،۲۰ سال حبس به خاطر حجاب یا انتقاد از عملکرد نظام
@rahenow 🗿👈
رفته بودم کرم آبرسان پوست بخرم. دو دختر نهایتا هفده هجده ساله هم توی مغازه داشتند خرید می کردند. به قدری زیبا بودند که آدم فکر می کرد از تابلوهای شمایل فرشته های دوران رنسانس بیرون زده اند. از هر چیز گرانترین و بهترین برند را برداشتند. از ماتیک گرفته تا عطر و ریمل و کرم های تقویتی پوست. ظاهرشان مثل محصل ها به نظر می رسید. فروشنده خریدشان را جمع زد. چیزی حدود دوازده میلیون تومان شد. یکی شان موبایلش را درآورد. به شخصی تلفن زد و گفت: "عشقم بیا. تموم شد."
لحظاتی بعد پیرمردی حدودا هفتاد و چند ساله که با عصا راه می رفت اما ظاهری بسیار شیک و اشرافی داشت، وارد مغازه شد. دستمال گردن زیبایش توجهم را جلب کرد. یک جوری به اطرافش نگاه می کرد انگار پادشاهی چیزی است. کارتش را به فروشنده داد. دخترها لُپ پیرمرد را کشیدند و قربان صدقه اش رفتند. یکیشان گفت:
"عشق خودمی بابایی"
پیرمرد هم خندید و لُپ دختر را کشید. وقتی فروشنده مبلغ را کسر کرد و کارت را پس داد یکی از دخترها دستش را انداخت دور بازوی پیرمرد و از مغازه خارج شد. دیدم که بازویش را می مالید. آن یکی اجناس را تحویل گرفت. به من نگاه کرد و چشمکی زد و گفت:
" این پیری کاری که نمی تونه بکنه. فقط خوشش میاد بمالیمش. ما هممی مالیم. پیرخر گدا کارتش رو که دستمون نمیده. میگه هر چی می خواید انتخاب کنید. خودم حساب می کنم."
وقتی رفت من و خانم فروشنده به هم نگاه کردیم. ولی چیزی نگفتیم. کارتم را بهش دادم و گفتم لطفا حساب کنید. از پشت شیشه مغازه دخترها را به همراه پیرمرد دیدم که سوار ماشین گرانقیمتی شدند. عقب نشستند. حدس زدم پیرمرد راننده داشته باشد. همین.
✍آرام روانشاد
@rahenow 🗿👈
لحظاتی بعد پیرمردی حدودا هفتاد و چند ساله که با عصا راه می رفت اما ظاهری بسیار شیک و اشرافی داشت، وارد مغازه شد. دستمال گردن زیبایش توجهم را جلب کرد. یک جوری به اطرافش نگاه می کرد انگار پادشاهی چیزی است. کارتش را به فروشنده داد. دخترها لُپ پیرمرد را کشیدند و قربان صدقه اش رفتند. یکیشان گفت:
"عشق خودمی بابایی"
پیرمرد هم خندید و لُپ دختر را کشید. وقتی فروشنده مبلغ را کسر کرد و کارت را پس داد یکی از دخترها دستش را انداخت دور بازوی پیرمرد و از مغازه خارج شد. دیدم که بازویش را می مالید. آن یکی اجناس را تحویل گرفت. به من نگاه کرد و چشمکی زد و گفت:
" این پیری کاری که نمی تونه بکنه. فقط خوشش میاد بمالیمش. ما هممی مالیم. پیرخر گدا کارتش رو که دستمون نمیده. میگه هر چی می خواید انتخاب کنید. خودم حساب می کنم."
وقتی رفت من و خانم فروشنده به هم نگاه کردیم. ولی چیزی نگفتیم. کارتم را بهش دادم و گفتم لطفا حساب کنید. از پشت شیشه مغازه دخترها را به همراه پیرمرد دیدم که سوار ماشین گرانقیمتی شدند. عقب نشستند. حدس زدم پیرمرد راننده داشته باشد. همین.
✍آرام روانشاد
@rahenow 🗿👈
در پی انتشار گزارش ها از آبگرفتگی محموله های برنج در گمرک زاهدان ، یک واردکننده ی برنج به ایسنا گفت : « پای ده ها هزار تن برنج در میان است و مبلغ سنگینی از منابع ارزی برای آن هزینه شده » ...
- پیشتر گمرک زاهدان اعلام کرده بود که فقط ۱۴ هزار تن کالا در محوطه و فضای باز این گمرک تخلیه شده ...
@rahenow 🗿👈
- پیشتر گمرک زاهدان اعلام کرده بود که فقط ۱۴ هزار تن کالا در محوطه و فضای باز این گمرک تخلیه شده ...
@rahenow 🗿👈
چرا بارش ۵ برابری در سال ۹۸ منجر به حادثه نشد؟!
محسن پیرهادی، نماینده مجلس:
وزارت نیرو و به صورت ویژه سازمان منابع طبیعی موظف به لایروبی حریم رودخانه بوده اما در لایروبی سهلانگاری و تعلل داشته که یکی از علتهای اصلی خسارتبار شدن سیلِ کَن شد، مسئولانی که تخلف کردهاند باید پاسخگو باشند.
@rahenow 🗿👈
محسن پیرهادی، نماینده مجلس:
وزارت نیرو و به صورت ویژه سازمان منابع طبیعی موظف به لایروبی حریم رودخانه بوده اما در لایروبی سهلانگاری و تعلل داشته که یکی از علتهای اصلی خسارتبار شدن سیلِ کَن شد، مسئولانی که تخلف کردهاند باید پاسخگو باشند.
@rahenow 🗿👈
جز مفت خوري مفتي ما كارش نـیست
بی علـمْ قـضـاوتْ كُنَد وُ عارش نـیست
آن خَرْ كه بُوَدْ كتابْ بارش!! … دگریست
ياران ! خَـرِ مـا كتابْ هم بارش نیست
#فواد_کرمانی
(۱۳۱۷ - ۱۲۲۷ ه . ش)
@rahenow 🗿👈
بی علـمْ قـضـاوتْ كُنَد وُ عارش نـیست
آن خَرْ كه بُوَدْ كتابْ بارش!! … دگریست
ياران ! خَـرِ مـا كتابْ هم بارش نیست
#فواد_کرمانی
(۱۳۱۷ - ۱۲۲۷ ه . ش)
@rahenow 🗿👈
با غارت نفت وگاز ایران خوش باش
با جهل جماعت مسلمان خوش باش
از ریشه کنی فقر گفتی ای شیخ
با ریشه کنی ما فقیران خوش باش!
#احسان_ناصر
@rahenow 🗿👈
با جهل جماعت مسلمان خوش باش
از ریشه کنی فقر گفتی ای شیخ
با ریشه کنی ما فقیران خوش باش!
#احسان_ناصر
@rahenow 🗿👈
✅دموکراسی یعنی اینکه مردم حق عزل حاکم را بدون خون ریزی داشته باشند
🔻حقیقت دموکراسی عزل است نه نصب
کارل پوپر، فیلسوف انگلیسی میگوید دموکراسی نه به معنای حاکمیت مردم است، نه حاکمیت اکثریت!
مردم یا اکثریت هیچوقت حکومت نکردهاند. مبنا و معیار دیگری نیاز است. آنچه دموکراسی را دموکراسی میکند «توانایی و حقِ عزل حاکمان است از سوی مردم، بدون خونریزی و براندازی».
وآنچه دیکتاتوری را دیکتاتوری میکند، «بینصیب ماندن مردم از این توان و حق است، مگر با انقلاب و سرنگونی».
دموکراسی این سؤال افلاطونی را که «چهکس باید حکومت کند؟» کنار میزند و به جای آن میپرسد «چگونه باید حکومت کرد؟»
چنان باید حکومت کرد که شرورترین و رذلترین حاکم را بتوان پایین آورد.
اگر این درس مهم و اساسی پوپر را بسط دهیم، میتوانیم بگوییم حکومت دموکراتیک، نهادها و قوانین و دستگاههایی دارد که از این توان و حق مردمی حمایت میکنند.
بر این اساس، خطاست اگر دموکراسی را به مجلس و رأی و چیزهایی از این جنس، تقلیل دهیم.
صندوق رأی و پارلمان، دموکراسی را تضمین نمیکنند. مقصود این نیست که دموکراسی بدون رأی گرفتن از مردم ممکن است، بلکه هر رأیگرفتنی، به معنای اجرای دموکراسی نیست.
البته که انتخابات ابزار لازم و ضروری است، اما این وسیله باید در خدمت غایتِ دموکراسی باشد؛ حقیقت انتخاباتِ و دموکراسی، عزل است نه نصب!
برای دستیابی به دموکراسی، به دستگاه و نظامی نیاز است که از حق و حقوق مردمان، و در ذیل آن حقِ عزل، پشتیبانی کند.
ژنرال شارل دوگل در جنگ جهانی دوم، رهبر آزادی بخش فرانسه بود. او بعد از جنگ به ریاست جمهوری رسید و غیر از تلاشهایی که برای آزادسازی فرانسه از اشغال آلمانِ نازی کرد، از اقدامات ارزشمند او آزاد سازی ۱۲ مستعمره آفریقایی فرانسه بود. او در سال ۱۹۶۹، رفراندومی برای اصلاحات قانونی و اجتماعی برگزار کرد.
دوگل مدعی بود برای رفع مشکلاتی که اعتراضات وسیع سال ۱۹۶۸ یکی از نشانه هایش بود، رئیس جمهور به قدرت و اختیارات بیشتری نیاز دارد.
مردم فرانسه علیرغم احترامی که برای شارل دوگل قائل بودند، به آن رفراندوم رأی منفی دادند و دوگل که نتوانسته بود اعتماد و موافقت مردم را جلب کند، از قدرت کنارهگیری کرد. درس بزرگ مردمِ فرانسه برای مردم دنیا این بود که: سوابقِ جانفشانی و خدمت یک قهرمان, دلیل و توجیه کافی برای سپردن مقدرات زندگی یک ملت و کشور به دست آن قهرمان نیست؛ چون به سادگی امکان هیولا شدن را به قهرمان میدهد.
دموکراسی، متضمن برابری افراد جامعه و تبعیت حاکم از ملت است، هیچ حاکم فرهمندی نباید اختیار بیابد ارادهاش را بر ملت تحمیل کند. دموکراسی فقط آن نیست که بتوان با رأی مردم کسی را به مقامی منصوب کرد، بلکه دموکراسی آنست که بشود آنکس را که در مسند قدرت است، با رأی مردم از قدرت عزل کرد.
در جامعهٔ برخوردار از دموکراسی، هیچ کسی در هیچ مکانیزمی نباید اختیاراتی بر ملت بیابد که بعداً نتوان جز به جنگ و جبر از او پس گرفت.
هیچ فضیلتی اعم از زهد، علم، قول، عهد و سوابق، ضمانت نمیکند که شخص حاکم، منافع خودش یا صنف و گروهش را در پای حقیقت و یا پای مردم قربانی کند. پس قدرت باید محدود، موقت، قابل نظارت و قابل استرداد باشد.
این سر رشته ای است که اگر در جامعه ای گم شود، زندگی در آن جامعه، زندان و جهنم میشود و هر بار وعده تازهای برای رهایی و رستگاری، ما را به دنبال خود میکشد تا روزی برسد که بتوان از جهنمی که خود ساختهایم نجات یابیم.
اگر در سال ۱۹۶۹، مردم طبق میل ژنرال دوگل رأی داده بودند، احتمالاً امروز دوگل به شدت فردی منفور شده بود مثل ژنرال فرانکو، معمرقذافی، موگابه، صدام حسین، حاکمان کره شمالی، کوبا و... و تا آخر عمر دوگل رئیس جمهور می ماند و هرگز بدون جنگ داخلی و انقلاب و شورش نمیشد قدرت را از او پس گرفت و به منتخبی دیگر انتقال داد، چه رسد به تحت تعقیب قرار دادن رئیس جمهور مجرم یا جنایتکار.
درس گرفتن از تاریخ شرطِ عقل است و مجازاتِ درس نگرفتن از تاریخ, تکرار تمام مصایب تاریخ..
@rahenow 🗿👈
🔻حقیقت دموکراسی عزل است نه نصب
کارل پوپر، فیلسوف انگلیسی میگوید دموکراسی نه به معنای حاکمیت مردم است، نه حاکمیت اکثریت!
مردم یا اکثریت هیچوقت حکومت نکردهاند. مبنا و معیار دیگری نیاز است. آنچه دموکراسی را دموکراسی میکند «توانایی و حقِ عزل حاکمان است از سوی مردم، بدون خونریزی و براندازی».
وآنچه دیکتاتوری را دیکتاتوری میکند، «بینصیب ماندن مردم از این توان و حق است، مگر با انقلاب و سرنگونی».
دموکراسی این سؤال افلاطونی را که «چهکس باید حکومت کند؟» کنار میزند و به جای آن میپرسد «چگونه باید حکومت کرد؟»
چنان باید حکومت کرد که شرورترین و رذلترین حاکم را بتوان پایین آورد.
اگر این درس مهم و اساسی پوپر را بسط دهیم، میتوانیم بگوییم حکومت دموکراتیک، نهادها و قوانین و دستگاههایی دارد که از این توان و حق مردمی حمایت میکنند.
بر این اساس، خطاست اگر دموکراسی را به مجلس و رأی و چیزهایی از این جنس، تقلیل دهیم.
صندوق رأی و پارلمان، دموکراسی را تضمین نمیکنند. مقصود این نیست که دموکراسی بدون رأی گرفتن از مردم ممکن است، بلکه هر رأیگرفتنی، به معنای اجرای دموکراسی نیست.
البته که انتخابات ابزار لازم و ضروری است، اما این وسیله باید در خدمت غایتِ دموکراسی باشد؛ حقیقت انتخاباتِ و دموکراسی، عزل است نه نصب!
برای دستیابی به دموکراسی، به دستگاه و نظامی نیاز است که از حق و حقوق مردمان، و در ذیل آن حقِ عزل، پشتیبانی کند.
ژنرال شارل دوگل در جنگ جهانی دوم، رهبر آزادی بخش فرانسه بود. او بعد از جنگ به ریاست جمهوری رسید و غیر از تلاشهایی که برای آزادسازی فرانسه از اشغال آلمانِ نازی کرد، از اقدامات ارزشمند او آزاد سازی ۱۲ مستعمره آفریقایی فرانسه بود. او در سال ۱۹۶۹، رفراندومی برای اصلاحات قانونی و اجتماعی برگزار کرد.
دوگل مدعی بود برای رفع مشکلاتی که اعتراضات وسیع سال ۱۹۶۸ یکی از نشانه هایش بود، رئیس جمهور به قدرت و اختیارات بیشتری نیاز دارد.
مردم فرانسه علیرغم احترامی که برای شارل دوگل قائل بودند، به آن رفراندوم رأی منفی دادند و دوگل که نتوانسته بود اعتماد و موافقت مردم را جلب کند، از قدرت کنارهگیری کرد. درس بزرگ مردمِ فرانسه برای مردم دنیا این بود که: سوابقِ جانفشانی و خدمت یک قهرمان, دلیل و توجیه کافی برای سپردن مقدرات زندگی یک ملت و کشور به دست آن قهرمان نیست؛ چون به سادگی امکان هیولا شدن را به قهرمان میدهد.
دموکراسی، متضمن برابری افراد جامعه و تبعیت حاکم از ملت است، هیچ حاکم فرهمندی نباید اختیار بیابد ارادهاش را بر ملت تحمیل کند. دموکراسی فقط آن نیست که بتوان با رأی مردم کسی را به مقامی منصوب کرد، بلکه دموکراسی آنست که بشود آنکس را که در مسند قدرت است، با رأی مردم از قدرت عزل کرد.
در جامعهٔ برخوردار از دموکراسی، هیچ کسی در هیچ مکانیزمی نباید اختیاراتی بر ملت بیابد که بعداً نتوان جز به جنگ و جبر از او پس گرفت.
هیچ فضیلتی اعم از زهد، علم، قول، عهد و سوابق، ضمانت نمیکند که شخص حاکم، منافع خودش یا صنف و گروهش را در پای حقیقت و یا پای مردم قربانی کند. پس قدرت باید محدود، موقت، قابل نظارت و قابل استرداد باشد.
این سر رشته ای است که اگر در جامعه ای گم شود، زندگی در آن جامعه، زندان و جهنم میشود و هر بار وعده تازهای برای رهایی و رستگاری، ما را به دنبال خود میکشد تا روزی برسد که بتوان از جهنمی که خود ساختهایم نجات یابیم.
اگر در سال ۱۹۶۹، مردم طبق میل ژنرال دوگل رأی داده بودند، احتمالاً امروز دوگل به شدت فردی منفور شده بود مثل ژنرال فرانکو، معمرقذافی، موگابه، صدام حسین، حاکمان کره شمالی، کوبا و... و تا آخر عمر دوگل رئیس جمهور می ماند و هرگز بدون جنگ داخلی و انقلاب و شورش نمیشد قدرت را از او پس گرفت و به منتخبی دیگر انتقال داد، چه رسد به تحت تعقیب قرار دادن رئیس جمهور مجرم یا جنایتکار.
درس گرفتن از تاریخ شرطِ عقل است و مجازاتِ درس نگرفتن از تاریخ, تکرار تمام مصایب تاریخ..
@rahenow 🗿👈
امام کاظم گفت و امام رضا عمل کرد
( *پرهیز از نصیحت اشخاص به خاطر تلخی و خشونتِ آن* )
شماری در خراسان نزد [امام] رضا رسیدند و گفتند عدهای از اهلبیتت رو به کارهای قبیح میآورند، کاش نهیشان کنی. پاسخ داد: نهی نمیکنم. گفته شد چرا؟ پاسخ داد: زیرا شنیدم پدرم [امام موسیکاظم] میگفت: *نصیحت (کردنِ دیگران، امری) خشن است*
جاء قوم بخراسان الی الرضا فقالوا إنّ قوماً مِن اهل بیتک یتعاطون اموراً قبیحة فلو نَهَیتَهُم عنها فقال لا أفعل فقیل وَلِمَ قال لِأنّی سمعت أبی یقول *النصیحة خَشِنةٌ* . (عیون اخبار الرضا ج ۱ باب ۲۸ حدیث ۳۸)
و تازه روسری نداشتن معلوم نیست امری قبیح باشد
کانال بازنگری (ترکاشوند) ۱۴۰۱/۵/۶
@rahenow 🗿👈
( *پرهیز از نصیحت اشخاص به خاطر تلخی و خشونتِ آن* )
شماری در خراسان نزد [امام] رضا رسیدند و گفتند عدهای از اهلبیتت رو به کارهای قبیح میآورند، کاش نهیشان کنی. پاسخ داد: نهی نمیکنم. گفته شد چرا؟ پاسخ داد: زیرا شنیدم پدرم [امام موسیکاظم] میگفت: *نصیحت (کردنِ دیگران، امری) خشن است*
جاء قوم بخراسان الی الرضا فقالوا إنّ قوماً مِن اهل بیتک یتعاطون اموراً قبیحة فلو نَهَیتَهُم عنها فقال لا أفعل فقیل وَلِمَ قال لِأنّی سمعت أبی یقول *النصیحة خَشِنةٌ* . (عیون اخبار الرضا ج ۱ باب ۲۸ حدیث ۳۸)
و تازه روسری نداشتن معلوم نیست امری قبیح باشد
کانال بازنگری (ترکاشوند) ۱۴۰۱/۵/۶
@rahenow 🗿👈
ما در ایران تحت لوای حکومت جمهوری اسلامی، جوری زندگی میکنیم که انگار فردایی نیست....
به هیچکدوم از از اینا اعتماد نکنید. . .
مخصوصا اونی که فکر میکنید. . .
مثل بقیه نیست و با بقیه فرق داره. . .
مخصوصا اونی که فکر میکنید. . .
مثل بقیه نیست و با بقیه فرق داره. . .
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
موسیقی برایِ من چیزی است
شبیهِ دریا
بر من چیره میشود
مجذوبم میکند
شیفتهام میکند
حتی در عینِ حال ترس در دلم مینشاند
از بیحدیاش واهمه دارم…!
#فرانتس_کافکا
@rahenow 👈
شبیهِ دریا
بر من چیره میشود
مجذوبم میکند
شیفتهام میکند
حتی در عینِ حال ترس در دلم مینشاند
از بیحدیاش واهمه دارم…!
#فرانتس_کافکا
@rahenow 👈
برایم نوشت از سکوتت می ترسم.
برایش نوشتم حرفی نمانده و باز جهانم از کلمات تهی شده.
برایم استیکر قلب فرستاد که لابد یعنی دوستم دارد.
برایش نوشتم بگو اصلا جز رنج، چه دارد آشنایی؟
بیشتر دانستن درباره کسی چرا حماقت نیست؟
چرا از جزیرهها بیرون آمدیم و از غارها بیرون آمدیم و فکر کردیم شهر بسازیم و خانواده تشکیل بدهیم
و ای لعنت به جمله مزخرف "انسان موجودی اجتماعی است".
نوشتم بیخود بزرگ شدیم رییس.
تمام دنیا حیاط خانه گازرگاه بود و کتلتهای شکل قلب دستپخت مادر.
نوشتم حالا باز استیکر قلب میفرستی اما بگو جز رنج چه دارد این دنیا،
این پدر شدن،
مادر شدن،
پیر شدن،
تکیدن و فراموش کردن و فراموش شدن
و آخرش اسمی روی سنگی.
برایش نفرستادم.
همه را پاک کردم
و برایش یک بوسه سرخ استیکری فرستادم و نوشتم قلب و بوسه استیکری مثل "مراقب خودت باش" بعد از آخرین وداع است.
دردی را درمان نمی کند،
اما مرهمی است روی آتش دل. دمت گرم که مرا از یاد نبرده ای.
بعد، مثل ماهی مرده، به رود بدرنگ خیابان پیوستم
که به دریای خشک سکوت می ریزد.
برایش نوشتم حرفی نمانده و باز جهانم از کلمات تهی شده.
برایم استیکر قلب فرستاد که لابد یعنی دوستم دارد.
برایش نوشتم بگو اصلا جز رنج، چه دارد آشنایی؟
بیشتر دانستن درباره کسی چرا حماقت نیست؟
چرا از جزیرهها بیرون آمدیم و از غارها بیرون آمدیم و فکر کردیم شهر بسازیم و خانواده تشکیل بدهیم
و ای لعنت به جمله مزخرف "انسان موجودی اجتماعی است".
نوشتم بیخود بزرگ شدیم رییس.
تمام دنیا حیاط خانه گازرگاه بود و کتلتهای شکل قلب دستپخت مادر.
نوشتم حالا باز استیکر قلب میفرستی اما بگو جز رنج چه دارد این دنیا،
این پدر شدن،
مادر شدن،
پیر شدن،
تکیدن و فراموش کردن و فراموش شدن
و آخرش اسمی روی سنگی.
برایش نفرستادم.
همه را پاک کردم
و برایش یک بوسه سرخ استیکری فرستادم و نوشتم قلب و بوسه استیکری مثل "مراقب خودت باش" بعد از آخرین وداع است.
دردی را درمان نمی کند،
اما مرهمی است روی آتش دل. دمت گرم که مرا از یاد نبرده ای.
بعد، مثل ماهی مرده، به رود بدرنگ خیابان پیوستم
که به دریای خشک سکوت می ریزد.
نه زندگی را شناختیم و نه مرگ را
چرا که
عشق
آزادی
احساسات
امید
و تعلق را هرگز نیافتیم
آری بسیاری از ما مدتهاست مُردهایم
پیش از آنکه زندگی کنیم.
چرا که
عشق
آزادی
احساسات
امید
و تعلق را هرگز نیافتیم
آری بسیاری از ما مدتهاست مُردهایم
پیش از آنکه زندگی کنیم.