@rahenow
559 subscribers
15.8K photos
10.4K videos
352 files
2.92K links
#راه_نو
انسان‌ها تا آگاه نشده‌اند هیچ‌گاه عصیان نمی‌کنند و تا عصیان نکنند نمیتوانند آگاه شوند.
Download Telegram
می‌توان رفت به جنگ ِ کُرونا با الکل
دور شد از غم و اندوه و عزا با الکل

گرچه  میکرد نجس دامن ما را قبلا
بعد از این پاک شود دامن ِ ما با الکل

آدمی از صدقه خیر ندیده است ولی
"دفع می گردد هفتاد بلا" با الکل

بعد ِ یک پیک، مدیر‌عامل ِ ناسا فهمید:
می تواند برود توی فضا، با الکل  

مستی آنقدر عرق خورد که هی بالا رفت
آخرش رفت به دیدار خدا، با الکل

بعد مرگ کرونا، حل شود انشاالله 
اختلاف ِ فقها و علما با الکل

عیب ِ می جمله چو گفتی، هنرش نیز بگو
می‌شود آدمی از غصه رها با الکل

"ترک افسانه بگو حافظ و می نوش دمی"
زنده هستند تمام شعرا با الکل
👤 #محمود_برزین

@rahenow 🗿👈
میکروب نه از پیاله نه از خُم شروع شد
از شهر ِ پاک و مذهبیِ قم شروع شد

آنگونه "دست دادن ِ مردم" تمام شد
اینگونه "دست شستنِ مردم" شروع شد

دست مرا گرفتی و گفتم: قبولِ حق        
سردرد، بعد رکعت ِ چارم شروع شد

بالا گرفته بود تب آنگونه در تنم           
گویی که آتش از دل هیزم شروع شد

بعد از دو هفته سرفه و تب، بستری شدم
دلپیچه، درد و لرز و توهم شروع شد

افتاد تا که چشم ِ پرستار روی من        
هر چند زیر ماسک، تبسم شروع شد

گرچه تمامِ چهره‌ی او بود زیر ماسک
در من نفوذ کرد و تلاطم شروع شد

از فال دست خود چه بگویم که ماجرا
تا گفتمش: "سلام علیکم" شروع شد

از من شماره نه، کرونا را ولی گرفت       
اسهال و تب گرفت و تفاهم شروع شد

القصه، زنده ماندم و او مُرد آخرش
تقصیر من نبود که، از قم شروع شد

"برزین" به این رها شدن از چاه دل مبند
دیدی که سیل و فقر و تورم شروع شد 
#محمود_برزین

@rahenow 🗿👈
#نقیضه
میکروب نه از پیاله نه از خُم شروع شد
از شهر ِ پاک و مذهبیِ قم شروع شد

آنگونه "دست دادن ِ مردم" تمام شد
اینگونه "دست شستنِ مردم" شروع شد

دست مرا گرفتی و گفتم: قبولِ حق        
سردرد، بعد رکعت ِ چارم شروع شد

بالا گرفته بود تب آنگونه در تنم           
گویی که آتش از دل هیزم شروع شد

بعد از دو هفته سرفه و تب، بستری شدم
دلپیچه، درد و لرز و توهم شروع شد

افتاد تا که چشم ِ پرستار روی من        
هر چند زیر ماسک، تبسم شروع شد

گرچه تمامِ چهره‌ی او بود زیر ماسک
در من نفوذ کرد و تلاطم شروع شد

از فال دست خود چه بگویم که ماجرا
تا گفتمش: "سلام علیکم" شروع شد

از من شماره نه، کرونا را ولی گرفت       
اسهال و تب گرفت و تفاهم شروع شد

القصه، زنده ماندم و او مُرد آخرش
تقصیر من نبود که، از قم شروع شد

"برزین" به این رها شدن از چاه دل مبند
دیدی که سیل و فقر و تورم شروع شد 

#محمود_برزین

@rahenow 🗿👈
روز زنان!
#طنزیمات_ادبی
قصد کردم که برای زنِ شیرین‌سخنم
روز زن، دست به یک‌کار جدیدی بزنم

جای الله و دوتا لنگهِ النگو، بدهم
دوسه‌تا لنگهء جوراب زنانه به زنم

تا تلافی بشود کادوی روز پدرم
داشت گرچه خطر این‌کار ِ جدیدِ خفنم

روز زن آمد و دیدم که بزک کرده چُنین
"گُل خرزهرهء من گشته گل نسترنم"

پیش خود گفت که: یا آنتالیا می‌بَردم
یا که تبدیل به "بی‌ام‌و" نماید لگنم

تا که جوراب درآوردم و دادم با عشق
او درآورد همانجا، در اُتاقش کفنم

گِرد‌بادی شد و چرخید و به سمتم آمد
توی آن صحنه بِلرزید چُنان بید، تنم

چون زلیخا که دوید از پِیِ یوسف، بدوید
بِدرید آخرش از پس یقهء پیرهنم

او به سمت شکمم زد لگد و تیز کلنگ
که شکست از جُلویم لامپ ِ دوتا مه‌شکنم

گفت از این خانه بُرو گمشو و روزی برگرد...
که طلا می‌خری اندازهء وزنِ بدنم

گفتم آن لحظه به خود: من که حسابم پاک است
من که خالی ز دلار زِ ریال و تومنم

باید اوّل بکشم روی سرم جورابِ-
همسرم را، بروم بانک سپه را بزنم!

بعد با آن بخرم حلقه و سرویس طلا
ورنه سرویس شود از منِ شاعر دهنم

گرچه من مدّعی‌ام بهر زنم "کوه کنم"
بهتر آنست دگر کوه که نه، دل بکنم

نه فقط ترک کنم منزلِ خود را از ترس
کُنم از ترس و غمِ مهریه، ترک وطنم
...
#محمود_برزین
@rahenow 🗿👈