@rahenow
564 subscribers
15.8K photos
10.4K videos
352 files
2.92K links
#راه_نو
انسان‌ها تا آگاه نشده‌اند هیچ‌گاه عصیان نمی‌کنند و تا عصیان نکنند نمیتوانند آگاه شوند.
Download Telegram
کسی که ثروتش را از دست می‌دهد ،
چیز زیادی را از دست می‌دهد

کسی که دوستش را از دست می‌دهد ،
چیز بیشتری را از دست می‌دهد

ولی کسی
که شهامت خود را از دست می‌دهد ،
همه چیز را از دست می‌دهد

و این سرآغاز بندگی و سرسپردگی‌ست
@rahenow 🗿👈
گفت: بی معرفت! چه جوری عواطف و خاطرات را قورت دادی؟ هسته ی آلبالو که نبود..
ما مردمان عادی گاهی دلمان می‌خواهد خوشبخت باشیم،
نان گرم بخوریم،
یا بندرهای دنیا را نه در کارت پستال‌ها، بلکه به‌صورت زنده ببینیم.
ما مردمان عادی خیلی آرزوهای دیگر هم داریم که ما فرصت شمردنش را نداریم
و شما حوصله شنیدنش را ندارید.

@rahenow 🗿👈
‏خدايا يه گونى پول برسون بچه ها ببينن بخشنده اى
والا هی امتحان هی امتحان
درست همون لحظه ای که فکر می کنی بدتر از این نمیشه میری توالت و یاد وعده‌‌های توخالی سران انقلاب میوفتی
انسان ها از رابطه به وجود میان، در رابطه میمیرند، در رابطه آسیب میبینند و در رابطه ترمیم میشوند.🙂
در روابط خود صادق باشید 👏👍
آب طلب نکرده همیشه مراد نیست
شاید بهانه‌ای ست که قربانی‌ات کنند
ما با وعده‌های آب و برق و .... مجانی و دلخوش به این چیز‌ها نباشید!!! شیاطین قربانی شدیم...

@rahenow 🗿👈
در صف نانوایی

همسرم فرمود نان در خانه نیست
زود رو نانی بخر، اینجا نه ایست
تیز و چابک سوی نانوایی شدم
در صف نان بهر نان خواهی شدم
گفتم ای نانوا مرا نانی بده
بهر زانوهای من جانی بده
وجه گیرو نان بده خانه برم
تو نگو نان بلکه دردانه برم
تو نگو نان، بلکه این جان منست
تحفه ای از بهر طفلان منست
داد پاسخ نانوا با صد تشر
گفتمش بد گفته ام؟ خاکم به سر
گفت باید صبر را پیشه کنی
طاقت آری لختی اندیشه کنی
دیگران از چون توای، واجبترند
تو غلام ما، وآنها سرورند
این یکی از خطه ی چین آمده
نی ز تهران، رشت یا فین آمده
گرچه هستند جملگی از دین بری
بهر ما هستند چون تاج سری
نان چه باشد؟ گر بخواهد جان دهم
چای اعلا، صندلی، قلیان دهم
آن دیگر از خطه ی روس آمده
صد چو تو پیشش به پا بوس آمده
گر چه جای آب ودکا می خورند
وقت مستی چیز بی جا می خورند
گر چه این مخلوق روس دین ندار
قول و گفتارش ندارد اعتبار
وقت سختی پشت را خالی کنند
بعد از آن با حیله ماست مالی کنند
لیک از صد همچو تو افزونترند
نزد من آقا، بزرگ و سرورند
آن عزیز دیگر از لبنان بود
تو نگو لبنان عزیز جان بود
مردمان خوب و اهل عشق وحال
خوشگل و خوشتیپ و هم اهل کمال
دائما در رقص و آواز طرب
یا دعا گویند بر ما روز و شب
نان چه باشد، آب و مسکن می دهم
نان صد چون تو به یک تن می دهم
آن برادر هست اهل سوریه
آنکه همراه است با چند حوریه
نان و پول عیشش از جیب منست
ما یکی جانیم اندر دو تن است
هرچه او را داده ام بهرش حلال
وجه نقد و،آبرو،و جان و مال
گرچه باشند جمله از نسل یزید
یک نخ مویش ز صد چون تو مزید
وان دیگر از ونزئلا آمده
او به اذن شیخ و ملا آمده
همچو چاوز از برادرهای ماست
جان ما در راه او دادن رواست
گاه گاهی رقص لامبادا کند
عشوه ها و غمزه ها با ما کند
گفت با شاگرد ،نانش ده پسر
گفته یادت می دهم رقص کمر
آنکه با آن لعبت مه پیکر است
بر شما ها جملگیتان برتر است
آن برادر باشد از ملک عراق
بس پریشانم من از درد فراق
گرچه او از لشکر صدام بود
با تو اندر جنگ روز و شام بود
اوکنون گردیده نور چشم ما
یک نخ مویش به از صدتا شما
نان اگر دارم دهم او را نخست
تو خلافی، راه او باشد درست
وان دیگر شیخیست اهل آفریقا
می کند در وعظ خود ما را دعا
نان دهم او را، و پوند وهم دلار
هم برایش خانه سازم بی شمار
گفتم ای نانوا، بکن رحمی به ما
گر شناسی حق، بکن شرم از خدا
گفت زان پس نوبت است بر آفریقا
زان سپس آنکس که بر دوشش عبا
ماند اگر نانی تو را نان می دهم
بهر دردت نیز درمان می دهم
بعد از آن از آفریقا از آسیا
از اروپا از جنوب آمریکا
جمله بگرفتند نان خویش را
تا که نوبت گشت این درویش را
نانوا غرید بر من همچو شیر
داد سویم چندتا نان فطیر
گفتمش ما را تو نان خوب ده
چون بقیه پخته و مرغوب ده
گفت نبود لایق تو بیش از این
چونکه هستی خائن و خارج ز دین
گفتمش،آقا،من ایران زاده ام
بهر میهن بس عزیزان داده ام
گفت گر زین بیش کردی اعتراض
حکم بنمایم، نمایندت دراز
یا که سوی بند و زندانت برند
یا به دار آویخته جانت برند
گفتمش آقای من،ای سرورم
رحم کن بر کودکان و همسرم
هرچه گویی، هر چه خواهی،آن کنم
گر بخواهی من فدایت جان کنم
گر دهی نان،یاکه بی نانم کنی
یا که جان خواهی و بی جانم کنی
من مطیع امر آن والا مقام
تو عزیزی نزد جمله خواص و عام
نان گرفتم بعد از آن چاکر شدم
زین همه بخشندگی شاکر شدم
پیش خود گفتم اگر نان است فطیر
یاکه نا مرغوب ،یا نان خمیر
این فطیرش بهتر از بی نانی است
مرد بی نان بهتر از زندانی است
زان سپس با نان سوی خانه شدم
سوی فرزندان دردانه شدم
همسرم چون دید نان.گفت ای دلیر
از چه رو بگرفته ای نان فطیر؟
گفتم ای زن نان بخور بهر بقا
چونکه گشته قحطی اندر آفریقا

#فیروز_بشیری

@rahenow 🗿👈
این است عاشورای من

رقص کسی بالای دار
چشمان خیس و بی قرار
رنج پدر زیر فشار
این است عاشورای من

خشکی و فقر سرزمین
ترس از خدا،اجبار دین
پای شهیدی روی مین
این است عاشورای من

میهن به دست اهرمن
سرکوب احساسات زن
بیزاری از خاک وطن
این است عاشورای من

چشمان خیس مادرم
ترس از بیان باورم
دست عرب در کشورم
این است عاشورای من

ستار و مرگ هر صدا
ترس از جهنم،از خدا
سهراب و چشمان ندا
این است عاشورای من

@rahenow 🗿👈
شرکت‌های مخابراتی ایرانسل و همراه اول همون شرکت‌های سایپا و ایران‌خودرو با بالاترین قیمت ممکن بدترین خدمات رو ارائه میدن و خیالشونم راحته که هیچ شرکت خارجی ای قرار نیست وارد ایرن رقابت شه تا یه ذره خدماتشون رو بهتر کنن

@rahenow 🗿👈
در روزهای اخیر وقتی می نوشتند #سپیده_کجاست؟ او اینجا بود جلوی دوربین با چهره ای سرکوب شده. سناریوی خیالی برای کسی ساختند که سوار اتوبوس شده بود تا یک روز عادی از زندگی اش را سپری کند و مطالبه اش زندگی آزاد بود!

@rahenow 🗿👈
شما خودتو یه لحظه بزار جای سیل
از کجا باید بری؟

امام زاده داود

@rahenow 🗿👈
از ماست که بر ماست

"از ماست که بر ماست"شعار خودمان بود
آن دزد پدرسوخته یار خودمان‌ بود

دادیم به او قدرت و توی سرمان زد
این میوهٔ ممنوعه ویار خودمان بود!

گفتند خرش می رود او در همه جا‌‌خوب
معلوم شد اما که سوار خودمان بود!

می گفت درآرم پدر فقر، ولی حیف
چیزی که درآورد دمار خودمان بود

سهم همه را خورد ولی سیر نمی شد
بی وقفه سر سفره کنار خودمان بود

چون این کَنه پروردهٔ دست خودمان است
هر فحش که دادیم نثار خودمان بود

تقصیر کسی نیست اگر ماستمان ریخت
ظرفی که تَرَک داشت، تغار خودمان بود

باغ و بَرِمان سوخت ولی هیچ‌نگفتیم
چون هیزمش از چوبِ چنار خودمان بود

راهی که از آن دزد به کاشانهٔ ما زد
در اصل همان راه فرار خودمان بود!

گفتند به دشمن بد و بیراه بگویید
دشمن ولی از ایل و‌تبار خودمان بود

از ماست که بر ماست که برماست که بر ماست
از ماست که بر ماست شعار خودمان بود...

#شروین_سلیمانی

@rahenow 🗿👈
نخوان سوره الحمد تا کنی شادم!


@rahenow 🗿👈
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پولون وار؟

فیلمی تاریخی آرشین‌ مال‌آلان از رقص و آواز شاد ترکی‌
با هنرمندی زنده یاد عزت الله انتظامی
كه در دهه ٥٠ از تلویزیون ملی‌ ایران پخش شد.

@rahenow 🗿👈
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
زندگی باید مثل باغی شود که در آن پرندگان آواز می‌خوانند، گل‌ها شکوفه می‌دهند و درخت‌ها به رقص در می‌آیند، جایی که خورشید با شادمانی برخیزد.

این یکی از بزرگترین حماقت‌های بشر است که در دنیا هیچ دانشگاهی هنر زندگی کردن، هنر عشق ورزیدن و هنر شاد بودن و مراقبه کردن را به مردم آموزش نمی‌دهد.
تمام چیزهایی که در دانشکده‌ها تدریس می‌شوند نمی‌توانند به تو احساس شوخ‌طبعی بدهند.

@rahenow 🗿👈
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
هیهات من الذله این ننگ نمی‌خواهیم
رسوای جماعت به، همرنگ نمی‌خواهیم

@rahenow 🗿👈
خوب خداروشکر امامزاده داوود دوباره جوونه زد😂😂

@rahenow 🗿👈
اراکی عضو شورای عالی حوزه های علمیه: هر جنسی که رهبر می گوید ارزان شود دشمن آن را گران می کند😐

پس اقتدار و عزتی که ازش دم میزنید کجاست؟ چجوری قدرت اول منطقه اید؟

@rahenow 🗿👈
‏اقتدار و مشروعیت حکومتی که دختری را با صورت کبود -ناشی از شکنجه- روبروی دوربین اعترافات اجباری می‌نشاند، از آب دهان بز ‌بی‌ارزش‌تر است.

@rahenow 🗿👈