گفتهاند کتابخانههای کانون پرورش کودکان به دلیل ضررده بودن باید تعطیل شود.
اگر ضررده بودن دلیلی برای بسته شدن است که باید اول از همه، صداوسیما و نصف بانکهای دولتی و کلی شرکتهای جور و واجور دولتی مانند ایران خودرو و سایپا را تخته کرد و بست!
جایی که خودشان در میان زیانها به نان و نوایی میرسند، مشکل ندارد...
@rahenow 🗿👈
اگر ضررده بودن دلیلی برای بسته شدن است که باید اول از همه، صداوسیما و نصف بانکهای دولتی و کلی شرکتهای جور و واجور دولتی مانند ایران خودرو و سایپا را تخته کرد و بست!
جایی که خودشان در میان زیانها به نان و نوایی میرسند، مشکل ندارد...
@rahenow 🗿👈
منتظر باشیم اما معطل نشویم. تحمل کنیم اما توقف نکنیم. قاطع باشیم اما لجباز نباشیم.
صریح باشیم اما گستاخ نباشیم. بگوییم آری اما نگوییم حتما. بگوییم نه اما نگوییم ابدا.
شکست بخوریم اما دوباره تلاش کنیم. که اگر چنین کنیم، بی تردید متفاوت و موفقیم.
صریح باشیم اما گستاخ نباشیم. بگوییم آری اما نگوییم حتما. بگوییم نه اما نگوییم ابدا.
شکست بخوریم اما دوباره تلاش کنیم. که اگر چنین کنیم، بی تردید متفاوت و موفقیم.
مشخصات یک ایرانی اصیل:
اسمش : به عربی
فامیلش: به عربی
کتاب مقدسش: به زبان عربی
اسطوره هاش: همه عرب زبان
مناجات و عبادتش: به زبان عربی
شروع ازدواجش : به عربی
مرگ و میرش: سبک عربی
تقویم زندگیش: بر اساس عربی
ایام اعیاد و عزا: همه عربی
بیشتر کلمات گفتاریش: عربی
سفرهای زیارتیش: مقصدش کشورهای عرب
پوشش بانوانش : حجاب عربی
و... فقط دغدغه ونگرانیش اینه که اسم خلیج فارسش نشه خلیج عربی😐😂
@rahenow 🗿👈
اسمش : به عربی
فامیلش: به عربی
کتاب مقدسش: به زبان عربی
اسطوره هاش: همه عرب زبان
مناجات و عبادتش: به زبان عربی
شروع ازدواجش : به عربی
مرگ و میرش: سبک عربی
تقویم زندگیش: بر اساس عربی
ایام اعیاد و عزا: همه عربی
بیشتر کلمات گفتاریش: عربی
سفرهای زیارتیش: مقصدش کشورهای عرب
پوشش بانوانش : حجاب عربی
و... فقط دغدغه ونگرانیش اینه که اسم خلیج فارسش نشه خلیج عربی😐😂
@rahenow 🗿👈
تا حالا یک مورد در تاریخ بشریت ثبت نشده که افراد بعد از جملات:
- جسارت نباشه ولی
- فضولی نباشه ولی
- دخالت نباشه ولی
جسارت و فضولی و دخالت نکرده باشند
- جسارت نباشه ولی
- فضولی نباشه ولی
- دخالت نباشه ولی
جسارت و فضولی و دخالت نکرده باشند
توی پارک مامور به خانمی که سگ داشت گیرداده بود.
بهش گفت جای سگ توی صحرا . بیابون و جنگله نه توی خیابون و پارک و خونه.
خانومه پاسخی به ماموره داد که من کرک و پرو تمام موهای بدنم ریخت .
خانومه گفت.
جای آخوند تو مسجده نه توی اداره.وزارت خونه دانشگاه . مجلس و دولت.
جای سپاه توی پادگانه .نه هئیت دولت.استانداری. فرمانداری.بخشداری.مجلس
سفارت خونه .
هر موقع اونا برگشتن سر جای خودشون .منم سگمو می برم جای خودش👍😉😂
@rahenow 🗿👈
بهش گفت جای سگ توی صحرا . بیابون و جنگله نه توی خیابون و پارک و خونه.
خانومه پاسخی به ماموره داد که من کرک و پرو تمام موهای بدنم ریخت .
خانومه گفت.
جای آخوند تو مسجده نه توی اداره.وزارت خونه دانشگاه . مجلس و دولت.
جای سپاه توی پادگانه .نه هئیت دولت.استانداری. فرمانداری.بخشداری.مجلس
سفارت خونه .
هر موقع اونا برگشتن سر جای خودشون .منم سگمو می برم جای خودش👍😉😂
@rahenow 🗿👈
✅ کارخانه لاستیک « دنا» چگونه به « فنا» رفت ؟!
✍️محسن خیمه دوز
در شرکت لاستیک دنا مدیر خرید خارجی قطعات برق و الکترونیک بودم و به مدت یک دهه واحد خرید خارجی را ساماندهی کردم و از یک محفل سه، چهار نفره به ساختاری بیست نفره و در زیر مجموعههای متفاوت سازمانش دادم
این خدمات شامل: واحد دریافت سفارشات از کارخانه، واحد دریافت پروفورما از تولیدکننده خارجی و ثبت سفارش برای فروشنده، واحد تخصیص ارز و گشایش اعتبار، واحد بیمهٔ داخلی و بینالمللی، واحد قراردادهای پروژهها، واحد حمل و نقل خارجی، واحد ترخیص و گمرکات، واحد حمل داخلی و تحویل جنس به کارخانه.
در طول این مدت، هم کیفیت لاستیکهای دنا بالا رفت، هم فروش آن به سودهای میلیاردی رسید.
سهام اصلی این شرکت متعلق به بریجستون ژاپن بود که سازمان صنایع ملی آن را خرید و نامش را به دنا (نام کوهی در شیراز) تغییر داد.
ناگهان در اوج سودآوری تصمیم گرفتند شرکت دنا را خصوصیسازی کنند. آن را به مزایده گذاشتند و نهایتا تشکیلاتی به نام «بنیاد فاطمیه قم» برنده شد.
بعدا مشخص شد که مزایدهای در کار نبوده و این بنیاد از طریق روابط، صاحب شرکت شده. برای فروش شرکت دنا صد میلیارد تومان قیمت گذاشته بودند.
بنیاد آن را به ده میلیارد تومان دریافت کرد. ده میلیارد را هم قسطبندی کردند ماهی یک میلیارد تومان پرداخت شود.
بعد از پرداخت قسط اول، مابقی اقساط بخشیده شد. و صاحبان جدید شرکت همان قسط اول را هم از نقدینگی شرکت پرداخت کردند. یعنی سازمان صنایع ملی شرکت دنا را به بنیاد فاطمیه قم هدیه کرد.
بنیاد فاطمیه قم هم سه کار کرد:
۱- ساختمان دفتر مرکزی دنا در انتهای خیابان جردن را تخریب و به یک برج تجاری تبدیل کرد. (این دفتر، معماری زیبایی داشت که میتوانست تبدیل به موزه شود ولی تخریب شد. یکی از سکانسهای فیلم «عروسی خوبان» ساخته محسن مخملباف در همین محل فیلمبرداری شد).
۲- لاستیک با کیفیت و سودآور دنا به لاستیک بیکیفیت و زیانده تبدیل شد و شرکت دنا در بورس به لیست سیاه رفت.
۳- اخراج کارشناسان، مدیران و مهندسان در دستور کار قرار گرفت. که یکی از آنها هم من بودم.
فردی هم که رئیس بنیاد فاطمیه قم بود، محمد یزدی بود.(رئیس سابق قوه قضائیه)
از مدیریت شرکت، شکایت کردم. قوه قضائیه دو سال من را دواند. بعد از دو سال، قاضی پرونده به من گفت: حق با توست ولی من نمیتوانم به نفع تو رأی صادر کنم. یا رضایت بده پرونده مختومه شود، یا مجبورم علیه تو رأی صادر کنم.
علت را که پرسیدم گفت: کسی که تو علیهاش شکایت کردی (محمد یزدی) رئیس قوه (دری نجفآبادی، رئیس وقت دیوان عدالت اداری) اگر به نفع تو رأی دهم بازنشستگی من خراب میشود.
من هم گفتم رضایت نمیدهم و تو هم هرکاری که میخواهی بکن. و فیالبداهه این جمله به زبانم آمد و به او گفتم:
تو صادقترین بیشرف این مجموعه هستی.
و دیگر نه او را دیدم، نه شرکت را، نه یزدی را.
قاضی بازنشسته شد.
شرکت دنا به فنا رفت.
یزدی هم مرد!
به مجمع فعالان اقتصادی
@rahenow 🗿👈
✍️محسن خیمه دوز
در شرکت لاستیک دنا مدیر خرید خارجی قطعات برق و الکترونیک بودم و به مدت یک دهه واحد خرید خارجی را ساماندهی کردم و از یک محفل سه، چهار نفره به ساختاری بیست نفره و در زیر مجموعههای متفاوت سازمانش دادم
این خدمات شامل: واحد دریافت سفارشات از کارخانه، واحد دریافت پروفورما از تولیدکننده خارجی و ثبت سفارش برای فروشنده، واحد تخصیص ارز و گشایش اعتبار، واحد بیمهٔ داخلی و بینالمللی، واحد قراردادهای پروژهها، واحد حمل و نقل خارجی، واحد ترخیص و گمرکات، واحد حمل داخلی و تحویل جنس به کارخانه.
در طول این مدت، هم کیفیت لاستیکهای دنا بالا رفت، هم فروش آن به سودهای میلیاردی رسید.
سهام اصلی این شرکت متعلق به بریجستون ژاپن بود که سازمان صنایع ملی آن را خرید و نامش را به دنا (نام کوهی در شیراز) تغییر داد.
ناگهان در اوج سودآوری تصمیم گرفتند شرکت دنا را خصوصیسازی کنند. آن را به مزایده گذاشتند و نهایتا تشکیلاتی به نام «بنیاد فاطمیه قم» برنده شد.
بعدا مشخص شد که مزایدهای در کار نبوده و این بنیاد از طریق روابط، صاحب شرکت شده. برای فروش شرکت دنا صد میلیارد تومان قیمت گذاشته بودند.
بنیاد آن را به ده میلیارد تومان دریافت کرد. ده میلیارد را هم قسطبندی کردند ماهی یک میلیارد تومان پرداخت شود.
بعد از پرداخت قسط اول، مابقی اقساط بخشیده شد. و صاحبان جدید شرکت همان قسط اول را هم از نقدینگی شرکت پرداخت کردند. یعنی سازمان صنایع ملی شرکت دنا را به بنیاد فاطمیه قم هدیه کرد.
بنیاد فاطمیه قم هم سه کار کرد:
۱- ساختمان دفتر مرکزی دنا در انتهای خیابان جردن را تخریب و به یک برج تجاری تبدیل کرد. (این دفتر، معماری زیبایی داشت که میتوانست تبدیل به موزه شود ولی تخریب شد. یکی از سکانسهای فیلم «عروسی خوبان» ساخته محسن مخملباف در همین محل فیلمبرداری شد).
۲- لاستیک با کیفیت و سودآور دنا به لاستیک بیکیفیت و زیانده تبدیل شد و شرکت دنا در بورس به لیست سیاه رفت.
۳- اخراج کارشناسان، مدیران و مهندسان در دستور کار قرار گرفت. که یکی از آنها هم من بودم.
فردی هم که رئیس بنیاد فاطمیه قم بود، محمد یزدی بود.(رئیس سابق قوه قضائیه)
از مدیریت شرکت، شکایت کردم. قوه قضائیه دو سال من را دواند. بعد از دو سال، قاضی پرونده به من گفت: حق با توست ولی من نمیتوانم به نفع تو رأی صادر کنم. یا رضایت بده پرونده مختومه شود، یا مجبورم علیه تو رأی صادر کنم.
علت را که پرسیدم گفت: کسی که تو علیهاش شکایت کردی (محمد یزدی) رئیس قوه (دری نجفآبادی، رئیس وقت دیوان عدالت اداری) اگر به نفع تو رأی دهم بازنشستگی من خراب میشود.
من هم گفتم رضایت نمیدهم و تو هم هرکاری که میخواهی بکن. و فیالبداهه این جمله به زبانم آمد و به او گفتم:
تو صادقترین بیشرف این مجموعه هستی.
و دیگر نه او را دیدم، نه شرکت را، نه یزدی را.
قاضی بازنشسته شد.
شرکت دنا به فنا رفت.
یزدی هم مرد!
به مجمع فعالان اقتصادی
@rahenow 🗿👈
ظاهرا
تنها چیزی که تو دنیا
عادلانه تقسیم شده
"عقله"
چون هیچکس اعتراض نمیکنه
که بگه مال من کمه...!
تنها چیزی که تو دنیا
عادلانه تقسیم شده
"عقله"
چون هیچکس اعتراض نمیکنه
که بگه مال من کمه...!
من بعنوان یپدر دانشآموز تیزهوشانی بچه خودمو طوری تربیت میکنم که آخوند جماعت نتواند خرافات را در مغز بچهی من فرو کنید
هر پدر و مادری موظف است بچهی خود را از آخوند دور کند و چهرهی واقعی آنها را به بچهی خود آموزش دهد.....
هر پدر و مادری موظف است بچهی خود را از آخوند دور کند و چهرهی واقعی آنها را به بچهی خود آموزش دهد.....
ابراهيم رئيسي الكي خوش است
✍️محمد مهاجري
1.می گویند #موز اگر قوت داشت #کمر خودش را صاف نگه می داشت!
2. سازمان شانگهای اگر قرار بود فایده ای داشته باشد دوسوم اعضایش برای اقتصاد روزمره شان ، لنگ نبودند!
3. ذوق زدگی #دولت_رئیسی برای پیوستن به این سازمان تشریفاتی،یعنی الکیخوش بودن به اینکه دیپلماسیمان سقف آسمان را شکافته😂
پی نوشت :
✅ببینید این کشورهای شرق آسیا مثل چین با این جمعیت میلیاردی حق دارند مثل موش باشند برای اقتصادشون چون باید غذای چند میلیارد آدم را تامین کنند و دولتشون هم حق داره مردمشون آگاه نباشند و هر جنبنده ای را به خوردشون میده و هیچ جنبنده ای از #موش #سوسک #هزارپا و #سگ یا گربه در امان نیستن حالا ما از اینها در انتظار معجزه هستیم بیشتر جیب ما را می زنند تا چیزی گیرمون بیاد بابا گشنه هستن تقصیر ندارند،مثل پدر عیال وار می مونند مخصوصا #چینیها
@rahenow 🗿👈
✍️محمد مهاجري
1.می گویند #موز اگر قوت داشت #کمر خودش را صاف نگه می داشت!
2. سازمان شانگهای اگر قرار بود فایده ای داشته باشد دوسوم اعضایش برای اقتصاد روزمره شان ، لنگ نبودند!
3. ذوق زدگی #دولت_رئیسی برای پیوستن به این سازمان تشریفاتی،یعنی الکیخوش بودن به اینکه دیپلماسیمان سقف آسمان را شکافته😂
پی نوشت :
✅ببینید این کشورهای شرق آسیا مثل چین با این جمعیت میلیاردی حق دارند مثل موش باشند برای اقتصادشون چون باید غذای چند میلیارد آدم را تامین کنند و دولتشون هم حق داره مردمشون آگاه نباشند و هر جنبنده ای را به خوردشون میده و هیچ جنبنده ای از #موش #سوسک #هزارپا و #سگ یا گربه در امان نیستن حالا ما از اینها در انتظار معجزه هستیم بیشتر جیب ما را می زنند تا چیزی گیرمون بیاد بابا گشنه هستن تقصیر ندارند،مثل پدر عیال وار می مونند مخصوصا #چینیها
@rahenow 🗿👈
آدم که شد بی دین و بی باور،نمی ترسد
هیچ آدم بی دینی از محشر،نمی ترسد
بیهوده دنبال روایات و احادیثی
دیگر کسی از پیر و پیغمبر،نمی ترسد
ترسی ندارد کدخدا از غرب و آمریکا
آری همین است و بد از بدتر نمی ترسد
آدم صبوری می کند تا سیل بنشیند
وقتی گذشت آب از سرش،دیگر نمی ترسد
چشمی که یک عمر است دارد اشک می ریزد
از دود تندِ گاز اشک آور نمی ترسد
بیخود به فردای قیامت دل نباید بست
شیخی که من می بینم از کیفر نمی ترسد
جایی که مِسگر را به ناحق می کُشد قاضی
از هیچ جُرمی مرد آهنگر نمی ترسد
شیر سماور چاره ی ناداوری ها نیست
وقتی طرف از اگزوزِ خاور نمی ترسد
آقای دیکتاتور،گریز از مرگ ممکن نیست
مرگ است و مرگ از آدم شَرخَر نمی ترسد
#مصطفی_علوی
@rahenow 🗿👈
هیچ آدم بی دینی از محشر،نمی ترسد
بیهوده دنبال روایات و احادیثی
دیگر کسی از پیر و پیغمبر،نمی ترسد
ترسی ندارد کدخدا از غرب و آمریکا
آری همین است و بد از بدتر نمی ترسد
آدم صبوری می کند تا سیل بنشیند
وقتی گذشت آب از سرش،دیگر نمی ترسد
چشمی که یک عمر است دارد اشک می ریزد
از دود تندِ گاز اشک آور نمی ترسد
بیخود به فردای قیامت دل نباید بست
شیخی که من می بینم از کیفر نمی ترسد
جایی که مِسگر را به ناحق می کُشد قاضی
از هیچ جُرمی مرد آهنگر نمی ترسد
شیر سماور چاره ی ناداوری ها نیست
وقتی طرف از اگزوزِ خاور نمی ترسد
آقای دیکتاتور،گریز از مرگ ممکن نیست
مرگ است و مرگ از آدم شَرخَر نمی ترسد
#مصطفی_علوی
@rahenow 🗿👈
استاد شجریان
از خون جوانان وطن
از خون جوانان وطن لاله دمیده
از ماتم سرو قدشان، سرو خمیده
در سایه گل بلبل از این غصه خزیده
گل نیز چو من در غمشان جامه دریده
چه کجرفتاری ای چرخ
چه بدکرداری ای چرخ
سر کین داری ای چرخ
نه دین داری،
نه آئین داری نه آیین داری ای چرخ
#مهساامینی
@rahenow 🗿👈
از ماتم سرو قدشان، سرو خمیده
در سایه گل بلبل از این غصه خزیده
گل نیز چو من در غمشان جامه دریده
چه کجرفتاری ای چرخ
چه بدکرداری ای چرخ
سر کین داری ای چرخ
نه دین داری،
نه آئین داری نه آیین داری ای چرخ
#مهساامینی
@rahenow 🗿👈
در خواب شبی مُردم، با حوریه بَرخوردَم
لب دادم و دل بردم، دل دادم و لب خوردم
گفتم که عجب جایی، چه لعبتِ حورایی
در جنّتِِ مینایی، من میِّتِ رخ زردم
یک حوضِ عسل دیدم، شیرین چو غزل دیدم
بند کفنم چیدم ، آن جامه درآوردم
با حلقه هر دستم، دورِ کمرش بستم
با او به درون جستم، کامش به عسل کردم
لحظاتِ خوشِ خوابم، از تخت بیافتادم
برخواسته فریادم، از باسنِ پر دردم
#هادی_فاضلے
@rahenow 🗿👈
لب دادم و دل بردم، دل دادم و لب خوردم
گفتم که عجب جایی، چه لعبتِ حورایی
در جنّتِِ مینایی، من میِّتِ رخ زردم
یک حوضِ عسل دیدم، شیرین چو غزل دیدم
بند کفنم چیدم ، آن جامه درآوردم
با حلقه هر دستم، دورِ کمرش بستم
با او به درون جستم، کامش به عسل کردم
لحظاتِ خوشِ خوابم، از تخت بیافتادم
برخواسته فریادم، از باسنِ پر دردم
#هادی_فاضلے
@rahenow 🗿👈
💦امشب دختری می میرد!
🎤برادر مهسا:
ناگهان جیغ و داد بلند شد. در را کوبیدیم. مامورها با باطوم ما را زدند. پنج دقیقه بعد یک آمبولانس خارج شد. هر دختری بیرون آمد گفت «یک نفر را کشتند». عکس مهسا را نشان دادم یک نفر گفت در بغل خودم پیش آمد. شوکه بودم. مهسا در آن آمبولانس بود. تا بیمارستان کسری دویدم. دیدم صورت مهسا ورم کرده و پایش کبود است.
🎤دایی مهسا:
مهسا دانشگاه ارومیه پذیرفته شده بود. در کردستان همه خانواده ما را میشناسند. پدربزرگم مرید داشت. خانه اعتکاف داریم. دیروز فرمانده پلیس آمدند گفتند نگران نباشید سپردهایم ناهار و شام به شما بدهند. گفتم ما از روی سفره پر بلند شدهایم.
✍️فاطمه ملکی:
یکی از بستگان نزدیکم در کماست. با سرطان دست و پنجه نرم می کند. نفس کشیدنش مصنوعی شده، دختر عزیزش می گفت: خیلی به خدا التماس کردیم شفا بده نداد. گفتیم پس کاری کن متوجه درد هاش نباشه.
من هم با فوت «مهسا امینی » همان درخواست را تکرار می کنم.
خدایا، تو که پاسخ نمی دهی به این همه ظلم، پس کاری کن درد نکشیم.
تو رحمانی تو رحیمی
✍️اسدالله بادامچیان:
اگر زنی خواست لخت شود، وسط خیابان برقصد یا هر کس به هر کس دلش خواست تجاوز کند، چه کسی باید جلوگیری کند؟ در غرب وضعیت همین است."
✍️گلچین:
اطلاعیه پلیس زخم را نمک پاشیده: "خانمی که برای توجیه به یکی از بخشهای پلیس "هدایت" شده بود در جمع افراد هدایت شده به طور ناگهانی دچار عارضه قلبی شد و بلافاصله به بیمارستان انتقال و تحت درمان قرار دارد."
خبرگزاری سپاه هم همین خبر را تیتر زده:" توضیح پلیس در باره عارضه قلبی زن هنجار شکن"
✍️اصغر فرهادی:
از دیروز بیقرارم، بیزارم، از خودم. از این ظلم بی پایان. شریک این جنایتیم.
✍️حسین رونقی:
ننویسید "مهسا مرد." این مرگها عادی نیستند. بهقتل رسید.
✍️علی دایی:
دخترم می پرسد چه اتفاقی افتاده؟
چه پاسخی دارم؟
✍️سید محمد خاتمی:
برای خدا، برای آبروی اسلام از این رفتار خلاف قانون، منطق و شرع دست برداشته شود.
✍️ زهرا بانو:
دلم غمگینه از غم های "مهسا"
چه دنیایی شده دنیای "مهسا"
الا نفرین بر اون دیو پلیدی
که زد بر صورت زیبای "مهسا"
بگیرم انتقامت را به زودی
که ایرانی شده شیدای "مهسا"
✍🏻 زهرا رهنورد:
یک روز سپیده رشنو وادار به اعتراف علیه خود میشود.روزی مادری دردمند خودش را جلوی ماشین گشت ارشاد پرتاب میکند و امروز مهسا امینی به خاک و خون میغلطد. بس کنید ستم را.
🎤فاطمه سپهری:
نان مان را بردند، ناموس مان را بردند، وطن مان را بردند، اعتبارمان را بردند، امنیت مان را بردند و جان عزیزان مان را گرفتند. دیگر چه اتفاق بیفتد که نیفتاده؟
✍️مهراد:
داستان امیرحسین خادمی آدم رو از پا در میاره. پدرت رو از دست بدی و مجبور بشی توی 16 سالگی بری سر کار خرج مادر مبتلا به سرطانت رو در بیاری و صاحبکار بهت تجاوز کنه و بکشتت. آخرین طبقه جهنمه.
@rahenow 🗿👈
🎤برادر مهسا:
ناگهان جیغ و داد بلند شد. در را کوبیدیم. مامورها با باطوم ما را زدند. پنج دقیقه بعد یک آمبولانس خارج شد. هر دختری بیرون آمد گفت «یک نفر را کشتند». عکس مهسا را نشان دادم یک نفر گفت در بغل خودم پیش آمد. شوکه بودم. مهسا در آن آمبولانس بود. تا بیمارستان کسری دویدم. دیدم صورت مهسا ورم کرده و پایش کبود است.
🎤دایی مهسا:
مهسا دانشگاه ارومیه پذیرفته شده بود. در کردستان همه خانواده ما را میشناسند. پدربزرگم مرید داشت. خانه اعتکاف داریم. دیروز فرمانده پلیس آمدند گفتند نگران نباشید سپردهایم ناهار و شام به شما بدهند. گفتم ما از روی سفره پر بلند شدهایم.
✍️فاطمه ملکی:
یکی از بستگان نزدیکم در کماست. با سرطان دست و پنجه نرم می کند. نفس کشیدنش مصنوعی شده، دختر عزیزش می گفت: خیلی به خدا التماس کردیم شفا بده نداد. گفتیم پس کاری کن متوجه درد هاش نباشه.
من هم با فوت «مهسا امینی » همان درخواست را تکرار می کنم.
خدایا، تو که پاسخ نمی دهی به این همه ظلم، پس کاری کن درد نکشیم.
تو رحمانی تو رحیمی
✍️اسدالله بادامچیان:
اگر زنی خواست لخت شود، وسط خیابان برقصد یا هر کس به هر کس دلش خواست تجاوز کند، چه کسی باید جلوگیری کند؟ در غرب وضعیت همین است."
✍️گلچین:
اطلاعیه پلیس زخم را نمک پاشیده: "خانمی که برای توجیه به یکی از بخشهای پلیس "هدایت" شده بود در جمع افراد هدایت شده به طور ناگهانی دچار عارضه قلبی شد و بلافاصله به بیمارستان انتقال و تحت درمان قرار دارد."
خبرگزاری سپاه هم همین خبر را تیتر زده:" توضیح پلیس در باره عارضه قلبی زن هنجار شکن"
✍️اصغر فرهادی:
از دیروز بیقرارم، بیزارم، از خودم. از این ظلم بی پایان. شریک این جنایتیم.
✍️حسین رونقی:
ننویسید "مهسا مرد." این مرگها عادی نیستند. بهقتل رسید.
✍️علی دایی:
دخترم می پرسد چه اتفاقی افتاده؟
چه پاسخی دارم؟
✍️سید محمد خاتمی:
برای خدا، برای آبروی اسلام از این رفتار خلاف قانون، منطق و شرع دست برداشته شود.
✍️ زهرا بانو:
دلم غمگینه از غم های "مهسا"
چه دنیایی شده دنیای "مهسا"
الا نفرین بر اون دیو پلیدی
که زد بر صورت زیبای "مهسا"
بگیرم انتقامت را به زودی
که ایرانی شده شیدای "مهسا"
✍🏻 زهرا رهنورد:
یک روز سپیده رشنو وادار به اعتراف علیه خود میشود.روزی مادری دردمند خودش را جلوی ماشین گشت ارشاد پرتاب میکند و امروز مهسا امینی به خاک و خون میغلطد. بس کنید ستم را.
🎤فاطمه سپهری:
نان مان را بردند، ناموس مان را بردند، وطن مان را بردند، اعتبارمان را بردند، امنیت مان را بردند و جان عزیزان مان را گرفتند. دیگر چه اتفاق بیفتد که نیفتاده؟
✍️مهراد:
داستان امیرحسین خادمی آدم رو از پا در میاره. پدرت رو از دست بدی و مجبور بشی توی 16 سالگی بری سر کار خرج مادر مبتلا به سرطانت رو در بیاری و صاحبکار بهت تجاوز کنه و بکشتت. آخرین طبقه جهنمه.
@rahenow 🗿👈
ما ننگ تاریخیم!
✳️ دلمان خوش است که سالها پیش چندین تکاور ارتشی جان خود را می دهند تا جنازه دختر ایرانی را از دست وحوش عراقی نجات دهند. قند در دلمان آب می شود که این سرزمین پاره پاره، روزگاری عرصه زندگی تختی ها و پوریای ولی ها بوده است.
افسوس که همه زندگیمان به پرستیدن خوبی ها گذشت و حتی برای "لحظه ای خوب بودن" ، اندک رنجی نکشیدیم.
ما سزاوار این روزگار تباه و سیاهیم. آنان که امروز به هر طریق و روش به دنبال نابودی ملت اند، لااقل برای صندلی امروزشان، بها و تاوان پرداخته اند. سواران امروز یا داغ و درفش پهلوی را چشیدند یا تیر و ترکش عراقی را به جان خریدند و به قدر خواست و باور خود، زخم خوردند؛ اما امروز ما مدعیان آزادگی و آزادی جز یاوه گویی و وراجی و پرسه زدن در فضای مجازی، عرضه هیچ اقدام و عملی را نداریم.
کمتر از ۱۱ سال پیش یک دستفروش تونسی خود را سوزاند و آغازگر جریانی شد که جهان عرب را به آتش کشید و ما ایرانیان دلیر و شجاع و صدالبته لال، هر روز شاهد پرپر شدن فرزندان این کشوریم و به بهانه کثیف "به ما چه" به قدر یک ارزن قدم بر نمی داریم.
هنوز آنچه لایق آنیم به سرمان نیاورده اند. ما سزاوار هر روز مردن و هر روز سوختنیم.
ما ننگ ابدی تاریخیم...
@rahenow 🗿👈
✳️ دلمان خوش است که سالها پیش چندین تکاور ارتشی جان خود را می دهند تا جنازه دختر ایرانی را از دست وحوش عراقی نجات دهند. قند در دلمان آب می شود که این سرزمین پاره پاره، روزگاری عرصه زندگی تختی ها و پوریای ولی ها بوده است.
افسوس که همه زندگیمان به پرستیدن خوبی ها گذشت و حتی برای "لحظه ای خوب بودن" ، اندک رنجی نکشیدیم.
ما سزاوار این روزگار تباه و سیاهیم. آنان که امروز به هر طریق و روش به دنبال نابودی ملت اند، لااقل برای صندلی امروزشان، بها و تاوان پرداخته اند. سواران امروز یا داغ و درفش پهلوی را چشیدند یا تیر و ترکش عراقی را به جان خریدند و به قدر خواست و باور خود، زخم خوردند؛ اما امروز ما مدعیان آزادگی و آزادی جز یاوه گویی و وراجی و پرسه زدن در فضای مجازی، عرضه هیچ اقدام و عملی را نداریم.
کمتر از ۱۱ سال پیش یک دستفروش تونسی خود را سوزاند و آغازگر جریانی شد که جهان عرب را به آتش کشید و ما ایرانیان دلیر و شجاع و صدالبته لال، هر روز شاهد پرپر شدن فرزندان این کشوریم و به بهانه کثیف "به ما چه" به قدر یک ارزن قدم بر نمی داریم.
هنوز آنچه لایق آنیم به سرمان نیاورده اند. ما سزاوار هر روز مردن و هر روز سوختنیم.
ما ننگ ابدی تاریخیم...
@rahenow 🗿👈
خیابان وزرا هیچوقت "خالد اسلامبولی" نشد
ولی خیابان #مهسا_امینی میشود
و آن ساختمان بدنام، روزی موزه "ظلم به زنان" این سرزمین خواهد شد.
@rahenow 🗿👈
ولی خیابان #مهسا_امینی میشود
و آن ساختمان بدنام، روزی موزه "ظلم به زنان" این سرزمین خواهد شد.
@rahenow 🗿👈
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مراسم خاکسپاری مهسا امینی در سقز که مردم در حمایت از حقوق زنان فریاد «زن، زندگی و آزادی است» سر میدهند.
@rahenow 🗿👈
@rahenow 🗿👈
برای من یکی هیچ فرقی نمیکنه که #مهسا_امینی به دلیل خونریزی ناشی از ضربه فوت کرده یا سکتهی قلبی و مغزی. چیزی که هست این است که شما به دلیل آرمان هایتان، عقاید خودتان، دختر معصوم ٢٢ ساله را به کام مرگ کشاندید. در قرن ٢١ و بخاطر چند تار مو.
راستی، دزدان اختلاس ٩٢ هزار میلیاردی که چند روز پیش خبرش پخش شد چه شدند؟ کاش آنها هم حجابشان مشکل داشت...
@rahenow 🗿👈
راستی، دزدان اختلاس ٩٢ هزار میلیاردی که چند روز پیش خبرش پخش شد چه شدند؟ کاش آنها هم حجابشان مشکل داشت...
@rahenow 🗿👈