@rahenow
561 subscribers
15.8K photos
10.4K videos
352 files
2.92K links
#راه_نو
انسان‌ها تا آگاه نشده‌اند هیچ‌گاه عصیان نمی‌کنند و تا عصیان نکنند نمیتوانند آگاه شوند.
Download Telegram
آسیبهای قدرت بلامنازع
@rahenow🗿👈
‍ در آوریل 1929، استالین حزب را وادار کرد انحرافات فکری بوخارین، دوست و مبارز قدیمی را محکوم کند. #بوخارین در سخنانش انتقاداتی را مطرح میکرد و دوستی سابق خود با استالین را یادآور می شد، پاسخ استالین اما چندان دوستانه نبود:" اگرچه ما زمانی دوستی دیرینه داشتیم امروز اما باورهای سیاسی متفاوتی داریم"... در مراسم مختلف، بوخارین همچنان کنار استالین می نشست اما همه می دانستند که اختلاف میان این دو همرزم قدیمی بیشتر شده است و حملات تند اعضای حزب به بوخارین بدون مجوز استالین اتفاق نمی افتد. در سال 1932 این بوخارین بود که با دیدن افسردگی استالین منزل شخصی خود را در اختیار او قرار داده بود و در ماجرای تروتسکی او بود که از استالین حمایت می کرد اما وقتی موضوع محاکمه و زندان پیش آمد، بوخارین مطمئن بود که رفیق استالین از واقعیت خبر دارد و نمی گذارد کار بالا بگیرد. او در باره پوچی اتهامات با استالین صحبت کرد. استالین هم گفت:"نیکلای! دستپاچه نشو ما تو را دشمن نمی دانیم..درستش می کنیم " و بوخارین در محافل با ذکر دوستی دیرینه خود با رهبری که با او اختلاف نظر پیدا کرده بود، خود را آرام می کرد.
بوخارین پس از طی مراحل دادگاه در سال ۱۹۳۸ محكوم و تیرباران شد. در زمان خروشچف، از بوخارین اعاده حیثیت شد اما در روزهای واپسین شوروی سابق این کارها فایده ای نداشت. او پیش از مرگ نامه‌ای به استالین نوشت كه بعد از مرگ استالین این نامه بوخارین را در كشوی میز كارش یافتند.
بوخارین در فرازی از این نامه خطاب به #استالین می‌گوید: «اگر می‌خواهی بدانی بیش از هر چیز خودم را سرخورده احساس می‌كنم به خاطر چیزی كه شاید تو فراموشش كرده‌ای؛ تابستان ۱۹۲۷ بود، به من گفتی می دانی چرا تو را دوست خودم انتخاب كرده‌ام؟ چون تو اهل توطئه نیستی مگر نه؟ و من گفتم نه! آه چه ساده به همه گفتید كه من اهل توطئه بودم و حالا دارم هزینه اش را می‌پردازم.».بوخارین وقتی واقعیت های جدید را پذیرفت که برای واروشیلوف نامه نوشت و از سیل تهمت ها و تندروی ها علیه خود گلایه کرد و سوابق انقلابی خود را بر شمرد. وارشیلوف در جواب نوشت :"شما رهبری را مورد حملات شرم آور خود قرار داده اید و با توطئه گران همراهی کرده اید وتا عذرخواهی رسمی نکنید از نظر من در صف اراذل هستید".
بوخارین قبل از محاکمه ای که به اعدام وی منجر شد در نامه ای نومیدانه به وروشیلوف نوشت: رفیق وارشیلوف نامه ترسناک شما را خواندم. نامه من با عبارت:"شمارا در آغوش می کشم" تمام شد و نامه شما با "اراذل" خواندن من، بعد از این چه می توان نوشت؟!
منبع:
Volkogonov . Lenin. .pp.285-6

#راه_نو
رهایی با شکستن زندان درون آغاز میشود،
تنها بنیان رهایی آگاهیست....آگاهی
https://telegram.me/rahenow
@rahenow🗿👈
استالين جامعه را اتميزه كرده و بی اعتمادی همه چيز را فلج كرده بود. او در انتهاي نامه به بلشويك های پنزا نوشته بود كه برای خاموش كردن اعتراض ها، فحاشی و خشونت را جزو ملزومات شهروند خوب و وفادار به كشور جلوه دهند و شايد به همين دليل بود كه مردم نمی توانستند عليه وحشت به يكديگر بپيوندند اما عليه يكديگر براحتی دهانشان را باز مي كردند. باور كرده بوديم كه حرف هيچكدام مان اثری ندارد حتی ده قدم آن ورتر و برای توجيه سكوت خود در برابر پايمال شدن حقوق بديهی خود ساعت ها حرف مي زديم.
ما عين سموری كه دمش آتش گرفته باشد اسير چرخه درد و نفرت بوديم...
با اوسيپ به شهری به نام "مالی يارو سلاوتس" رفتيم. مي دانستيم خيلي از روزنامه نگاران دستگير شده اهل اين شهر بوده اند. با آنكه شهر برق داشت اما مردم حتی چراغ های خانه شان را خاموش كرده بودند، شايد نوعی غريزه حيوانی مخفی شدن در تاريكی بود. مجبور بوديم برای پرسيدن آدرس به شيشه پنجره ها بزنيم و هربار چهره ای كه ترس آن را از شكل انداخته بود، پشت پنجره نمايان مي شد و اين چيز عجيبی در كشوری نبود كه در كتاب های درسی اش، پاوليك مارازوف برای لو دادن والدينش و بخاطر نفرتی كه از منتقدين داشت، يك قهرمان معرفی می شد.

#کتاب #ماندلشتام #خشونت #استالین

@rahenow🗿👈
@rahenow 🗿👈
هر چند #استالین در تمام عمر خودش را نمایندۀ #پرولتاریا یعنی قشر ضعیف‌تر‌‌ جامعه معرفی کرد اما او هیچگاه در سفرهایش حتی به یک محله از طبقۀ کارگر هم پا نگذاشت، هر چند استالین در تمام عمر خودش را نمایندۀ پرولتاریا معرفی کرد اما او هیچگاه چند ساعت برای صحبت کردن با کارگرها وقت نگذاشت تا از مشکلاتشان مطلع شود ... هرچند استالین در تمام عمر خودش را نمایندۀ پرولتاریا معرفی کرد اما پرولتاریا بیشتر از هر کسی و قبل هرچیزی از استالین متنفر بودند !!

----------------------------
@rahenow 🗿👈
قیام تظاهر کنندگان خشمگین (1956)
که سر مجسمه استالین را جدا کردند ... 👇👇
@rahenow
جشن ازدواج سوپر لاکچری پسر سفیر ایران در دانمارک توجه برانگیز شده ، بزرگان مملکت ملت را تشویق به مقاومت و پایداری در برابر #دشمن_فرضی میکنند . @rahenow 🗿👈
@rahenow 🗿👈
#استالین دیکتاتور بود و خونریز اما موقعی که آلمان‌ها به شوروی تجاوز نظامی کردند هر دو پسر خود را بلافاصله به خط مقدم جبهه فرستاد ، یکی از پسرهایش به دست آلمان‌ها اسیر شد و آلمان‌ها به مقامات شوروی پیام دادند که حاضریم فلان ژنرالمان را که در دست شما اسیر است با پسر استالین معاوضه کنیم ، استالین جواب داد من یک ژنرال را نمیدهم به جای او یک سرباز بگیرم !!

بعدها به اطرافیانش گفته بود : در شرایطی که همه ملت شوروی عزادار پسران خود بودند من چگونه میتوانستم دست به چنین معامله‌ای بزنم ، عاقبت پسر استالین در اردوگاه اسرا در آلمان کشته شد و پسر دیگرش بعدها در خاطراتش نوشت : هنگامی که جنگ آغاز شد پدرم دست به هر کاری زد تا مطمئن شود که من و برادرم در خط مقدم جبهه در کنار فرزندان مردم میجنگیم ...

دیکتاتورها در بسیاری از خصوصیات به هم شباهت دارند پس ای کاش حداقل این رفتار دیکتاتور شوروی سرمشق حاکمان ایران در زمان حاضر باشد که از یکسو ملت را به #مقاومت و #فداکاری تشویق میکنند اما از سوی دیگر تخمه‌سگ هایشان در آمریکا و اروپا مشغول تحصیل و خوشگذرانی هستند ... پس اگر خواهان مقاومت ملت در برابر آمریکا و این گرانی وحشتناک هستید لطفا اول از خودتان و فرزندانتان شروع کنید آن وقت اگر از ملت هم توقع فداکاری داشته باشید ایراد ندارد !!

@rahenow 🗿👈
@rahenow 🗿👈
#دربار_تزار_سرخ

حزب کمونیست ، #استالین را به شخصیتی خارق‌العاده با قدرت مافوق‌ انسانی بدل کرد و او را تا مقام خداوندی ارتقا داد ، گمان میرفت که استالین همه چیز را میداند پس می‌تواند به جای همه بیندیشد و تصمیم بگیرد ، او به هر کاری توانا است و در اعمال و رفتار خود فارق از هرگونه خطا و اشتباه ، بذر این اعتقاد طی سالیان دراز در وجود مردم کاشته شد ...

مقام خداوندی به استالین قدرت عظیمی بخشید و این امکان را به او داد نه تنها از هرگونه انتقاد مصون بماند بلکه از نفرین‌های مردمانی که قربانی #ناکارآمدی حکومت وی میشدند هم در امان باشد زیرا هیچ یک از مؤمنان حتی فکر لعن و نفرین به خداوند را در مقابل سیل ، زلزله ، طوفان ، قحطی و ... نمی‌کند !!

استالین خود واژۀ #دشمن_خلق را برای نخستین بار ابداع کرد ( از این عبارت به عنوان اینکه مردم صاحبان قدرت هستند استفاده‌ میشد پس هرگونه مخالفت و اعتراض نوعی دشمنی با مردم به حساب می‌آمد و زندان ، اخراج ، اعدام و مصادرۀ اموال را در پی داشت ) این عنوان به خودی خود ضرورت هرگونه پاسخگویی در مورد خطاهای سیاسی را هم منتفی کرده بود ... سیاست همیشگی استالین القای ترس به توده های مردم و سپس کنترل آنها با استفاده از ترساندنشان بود

استالین کسانی را به گرد خود جمع کرده بود که فاقد آرمان‌های اجتماعی بودند و تنها به مقام و جایگاه خود می‌اندیشیدند ، با این حال اما استالین همواره از اتحاد آنان بر ضد خویش بیم فراوان داشت به همین دلیل در وجود آنان آتش نفاق و کینه‌توزی را شعله‌ور میکرد زیرا خادمانی که با یکدیگر رقابت دارند هرگز قادر به توطئه و سوء قصد بر علیه فرمانروای خویش نیستند !!

پ.ن : عجب مضحکۀ غم‌انگیز و مشابهی‌ست تاریخ تمام جوامع استبداد زده ...
#راه_نو
رهایی با شکستن زندان درون آغاز میشود،
تنها بنیان رهایی آگاهیست....آگاهی
https://telegram.me/rahenow
#دربار_تزار_سرخ
@rahenow 🗿👈
حزب کمونیست ، #استالین را به شخصیتی خارق‌العاده با قدرت مافوق‌ انسانی بدل کرد و او را تا مقام خداوندی ارتقا داد ، گمان میرفت که استالین همه چیز را میداند پس می‌تواند به جای همه بیندیشد و تصمیم بگیرد ، او به هر کاری توانا است و در اعمال و رفتار خود فارق از هرگونه خطا و اشتباه ، بذر این اعتقاد طی سالیان دراز در وجود مردم کاشته شد ...

مقام خداوندی به استالین قدرت عظیمی بخشید و این امکان را به او داد نه تنها از هرگونه انتقاد مصون بماند بلکه از نفرین‌های مردمانی که قربانی #ناکارآمدی حکومت وی میشدند هم در امان باشد زیرا هیچ یک از مؤمنان حتی فکر لعن و نفرین به خداوند را در مقابل سیل ، زلزله ، طوفان ، قحطی و ... نمی‌کند !!

استالین خود واژۀ #دشمن_خلق را برای نخستین بار ابداع کرد ( از این عبارت به عنوان اینکه مردم صاحبان قدرت هستند استفاده‌ میشد پس هرگونه مخالفت و اعتراض نوعی دشمنی با مردم به حساب می‌آمد و زندان ، اخراج ، اعدام و مصادرۀ اموال را در پی داشت ) این عنوان به خودی خود ضرورت هرگونه پاسخگویی در مورد خطاهای سیاسی را هم منتفی کرده بود ... سیاست همیشگی استالین القای ترس به توده های مردم و سپس کنترل آنها با استفاده از ترساندنشان بود

استالین کسانی را به گرد خود جمع کرده بود که فاقد آرمان‌های اجتماعی بودند و تنها به مقام و جایگاه خود می‌اندیشیدند ، با این حال اما استالین همواره از اتحاد آنان بر ضد خویش بیم فراوان داشت به همین دلیل در وجود آنان آتش نفاق و کینه‌توزی را شعله‌ور میکرد زیرا خادمانی که با یکدیگر رقابت دارند هرگز قادر به توطئه و سوء قصد بر علیه فرمانروای خویش نیستند !!

پ.ن : عجب مضحکۀ غم‌انگیز و مشابهی‌ست تاریخ تمام جوامع استبداد زده ...
@rahenow 🗿👈
داستان خواندنی #استالین و مرغ پرکنده

استالین #ديكتاتور روسيهً در ١٩٥١ در یکی از جلسات معمول خود ،
خواست که برای او مرغی بیاورند.
او آن را گرفت و در حالیکه با یك دست آنرا می فشرد با دست دیگر شروع به کندن پرهای آن مرغ کرد.
مرغ از درد فریاد می زد و سعی می کرد از هر راه ممکن ،اما بدون موفقیت ،فرار کند.

دستان استالین برای او خیلی نیرومند بود.
استالین بدون هیچ مشکلی توانست همه پرها را از بین ببرد و پس از پایان کار به یارانش گفت:
"حالا ببینیدچه اتفاقی می افتد".

او مرغ را روی زمین گذاشت وچند دانه گندم جلوی او ریخت و از او دور شد ،
همکارانش در کمال تعجب دیدند که مرغ بیچاره در حال درد و خونریزی او را دنبال می کند.
استالین با دانه های گندم ،مرغ را به هر گوشه از اتاق بسمت خود میکشید .

در همه این مراحل مرغ پی در پی ، او را تعقیب میکرد و قدم به قدم همراه او بود!

در این مرحله #استالین به دستیاران شگفت زده خود گفت:
مشاهده میکنید که مرغ باوجود تحمل تمام دردهایی که من برای او ایجاد کردم؛ به دنبال من می‌آید.
استالین افزود:
#احمق ها به همین راحتی اداره می شوند!

@rahenow 🗿👈
🔸قطار #کمونیسم در حال حرکت بود که دچار نقص فنی شد. رفیق #استالین که این صحنه را دید بعد از تکانه های شدید دستور داد راننده را اعدام کنند، نیمی از مسافران را پیاده و مابقی را مجبور به هل دادن قطار کنند.

رفیق #خروشچف که احساس ناراحتی میکرد، پیشنهاد تجدید نظر در روش های اشتباه گذشته را داد، او می گفت که باید از از راننده قطار اعاده حیثیت و تلاش کرد ، از مسافران عذرخواهی کرد و قطار را به مسیر اصلی اش برگرداند.

رفيق #برژنف مخالف ایده رفیق خروشچف بود. او می گفت اول خروشچف را خفه کنید و بعد همه مسافران را بخوابانید و به هر بدبختی که هست قطار را آرام تکان تکان دهید که آنها فکر کنند قطار در حال حرکت است.

رفیق #گورباچف اما برخلاف همه رفقا، با عصبانیت فریاد زد: این راه ها دیگر بی فایده است باید از قطار بیرون بپریم و همگی فریاد بزنیم: «قطار دیگه راه نمیره، قطار دیگه راه نمیره»

✔️منبع :داس و چکش: تاریخ فرهنگی کمونیسم (بررسی طنز و جنبه های فرهنگی دوران کمونیسم)
Hammer and Tickle: A Cultural History of Communism /by Ben Lewis
#sahandiranmehr
@rahenow 🗿👈
در دهه‌ی ۳۰‌ میلادی کمونیست‌های #شوروی، این جلادان بی‌مرز، برنامه‌ریزی کردند تا میلیون‌ها اوکراینی را بکشند. یک قطحی بزرگ مصنوعی از طریق غارت منابع غذایی و حیاتی اکراین به راه انداختند و هرگونه داد و ستد با این منطقه را ممنوع کردند و برایش مجازات‌های سنگینی حتا تا اعدام گذاشتند. نتیجه‌اش، دو سال قحطی بزرگی بود که تا ۱۰ میلیون از جمعیت اکراین را کشت. هدف #استالین، از بین بردن جنبش میهن‌پرستانه‌ی اکراینی‌ها بود که انتظار می‌رفت علیه #کمونیسم برخیزد. این سیاست کشتار را در تاریخ اوکراین، #هولودومور نامیده‌اند.
امروز هم در #ایران، برنامه‌ریزی شده تا مردم بمیرند.

@rahenow 🗿👈