@rahenow
564 subscribers
15.8K photos
10.4K videos
352 files
2.92K links
#راه_نو
انسان‌ها تا آگاه نشده‌اند هیچ‌گاه عصیان نمی‌کنند و تا عصیان نکنند نمیتوانند آگاه شوند.
Download Telegram
#معرفی_کتاب ؛

#برشی_از_یک_کتاب

شبی که انسان حقیقت را کشف می کند برایش شب شومی است،لحظه ای که انسان به عقل نوع بشر ایمان می آورد،لحظه خیرگی است.

نمایشنامه ؛ زندگی گالیله

نویسنده ؛ #برتولت_برشت "..

ترجمه ؛ عبدالرحیم احمدی

@rahenow
#برشی_از_یک_کتاب 📚

باید از جنگیدن با مرد اجتناب کرد، نه صرفاً به خاطر حفظ غرور او بلکه همچنین به خاطر حراست از شأن و منزلت خود!
هیچ چیز به اندازه ی زن شوریده حال و دیوانه؛ بی جاذبه و ناخوشا یند نیست، زنی که به جای قدرت زنانه، از قدرت زبانش استفاده می کند شهره ی آفاق است.
جنگیدن، زن را نزد مرد و نزد خودش زشت و ناخوشایند می کند.
به زنی باهوش و قوی نیاز است تا مردش را خلع سلاح کند، نه با خشم بلکه با عشق.
مردان خصوصیات زنانه را به دلیل نرمی و لطافت زن قبول می کنند و نه به دلیل قدرت او.

#تونی_گرنت
از کتاب : زن بودن
@rahenow
#برشی_از_یک_کتاب 📚

بیشتر مردم به ترس‌ها و حماقت ‌های ‌شان زنجیر شده‌اند و جرئت ندارند بی ‌طرفانه قضاوت کنند که مشکل زندگی‌شان چیست.
بیشتر آدم‌ ها همین‌طور زندگی ‌شان را بی ‌هیچ رضایتی ادامه می ‌دهند بدون آن‌که تلاش کنند تا بفهمند سرچشمه‌ ی نارضایتی ‌شان کجاست یا بخواهند تغییری در زندگی ‌شان ایجاد کنند سرآخر می‌ میرند...!

#پاتریک_دوییت
از کتاب: برادران سیسترز
#نشرچشمه
@rahenow🗿👈
گناه
@rahenow🗿👈

من چیزی از گناه، سر درنمی آورم. و تازه مطمئن نیستم که اعتقادی هم به آن داشته باشم. شاید کشتنِ ماهی، گناه باشد. به گمانم گناه بوده، حتّی اگر برای این کشته باشمش که خودم را زنده نگه دارم و شکمِ چند نفرِ دیگر را سیر کنم. اگر اینجور باشد، هر کاری گناه است. به فکرِ گناه نباش. حالا برای فکر کردن به گناه، خیلی دیر شده. تازه بعضی از مردم پول می گیرند تا به گناه فکر کنند. بگذار همان ها به فکرِ گناه باشند. تو برای این به دنیا آمده ای که ماهیگیر شوی...

#ارنست_همینگوی
#پیرمرد_و_دریا
#برشی از یک کتاب
@rahenow🗿👈
🍂🍃🍂🍃🍂🍃🍂

#برشی_از_کتاب
@rahenow🗿👈
کسنوفون می‌گوید: سقراط میان دانایی و خویشتن‌داری فرق نمی‌نهاد، و انسان دانا و خویشتن‌دار در نظرش کسی بود که از یکسو زیبایی و نیکی را بشناسد و بکوشد تا عملش موافق آنها باشد، و از سوی دیگر زشتی و بدی را بشناسد و از آنها پرهیز کند.

روزی از او (سقراط) پرسیدند: آیا کسی که می‌داند آدمی چه باید بکند ولی رفتارش بر خلاف آن است، به عقیده‌ی تو دانا ولی ضعیف‌النفس است؟


پاسخ داد: به هیچ روی، زیرا فرقی با مردم نادان و فاسد و لگام‌گسیخته ندارد. یقین دارم همه‌ی کسان، تا آنجا که بتوانند، راهی را انتخاب می‌کنند و به کارهایی دست می‌زنند که برای خود سودمند می‌دانند. از این‌رو معتقدم هر که کار بد می‌کند، نه دانا ست و نه خویشتن‌دار.

منبع: سقراط/ نوشته‌ی کسنوفون/ ترجمه‌ی محمدحسن لطفی

@rahenow🗿👈
شناخت نظرات سقراط بیش از هر فیلسوف دیگری برای جامعه ما مفید و حتی یک ضرورت بنیادی است. در باب این سخن، می‌توان مقایسه کرد و دید که چقدر امروزه تازه‌واردان عرصه‌ی مطالعه و روشنفکران نورسیده، همه جا شعار دفاع از انسانیت و خوبی می‌دهند اما در عمل فرقی با جماعت معمولی ندارند و برده‌ی غرایزشان هستند. سقراط می‌گوید اینها حتی روشنفکر و دانا هم نیستند و فقط گمان می‌کنند که چنین‌اند. زیرا دانش واقعی نمی‌تواند با عمل فرد ناسازگار باشد. تا زمانیکه کسی علیرغم دانایی مورد ادعایش همچنان کار بد می‌کند، به این معناست که اعتقاد اصلی‌اش مقوم و حامی آن کار بد است.
@rahenow🗿👈

🍂🍃🍂🍃🍂🍃🍂
#برشی_از_یک_کتاب 📚

⁠کلیسا فقط به دو کار می آد،
برای خوب به دنیا اومدن و خوب از دنیا رفتن، متوجهی که؟
اما همون بهتر که بین گهواره تا گور توی کارهایی که بهش ربطی نداره دخالت نکنه و بره نوزادها را غسل تعمید بده و ارواح مرده ها را دعا کن...!


📙 آب سوخته
✍🏻 #كارلوس_فوئنتس
@rahenow 🗿👈
#برشی_از_کتاب

در این جهان ما چون گوسفندانی هستیم زیر نگاه خونبار قصاب،که ایشان را یک به یک شکار خود می سازد.بنابراین،آن زمان که از سرنوشت شومی که ما را چشم در راه است غافلیم خوشترین روزهامان را می گذرانیم؛غافل از بلایایی چون بیماری،فقر،معلولیت،و از کف دادن قوای باصره و یا مدرکه.کم اندازه از آلام و محن هستی در این حقیقت مستتر نیست که زمان،این چهره ی دژمناک اربابی تازیانه در دست،یک دم ما را رها نمی سازد،همواره زیر فشار و اضطرارمان می گذارد و رخصت نفس کشیدنمان نمی دهد.اگر هم لحظه ای دست نگاه دارد،لاجرم آنجا است که گرفتار رنج کسالت و "آه زمان چه کند می گذرد" مان می کند.لیکن ادبار نیز فواید خود را دارد؛زیرا آن سان که در صورت فقدان فشار جو زمین،بدنمان متلاشی می شود؛اگر زندگی از هر گونه نیاز،هر گونه محنت و درد عاری می شد،و همه چیز بر وفق مراد بود،انسان سوار بر خر مراد چنان از باد نخوت متورم می گردید که،هر چند از هم نمی پاشید،منظری بس رقت انگیز و احمقانه پیدا می کرد-نه فقط این،که اصلا سر به جنون می گذاشت.و اجازه می خواهم بار دیگر بگویم که همواره وجود مقدار معینی هول و درد و هراس برای آدمی لازم است.کشتی بدون وزنه ی تعادل،سازه ای است ناپایدار و ناسودمند.

#جهان_و_تاملات_فیلسوف
گزیده هایی از نوشته های #آرتور_شوپنهاور

@rahenow 🗿👈
#برشی_از_کتاب

در دوران سوسیالیسم توصیه لنین به جوانانی که از او می پرسیدند چه کار باید بکنند این بود: "آموختن ... آموختن ... آموختن". این توصیه همیشه در برابر چشمان همه بود و بر در و دیوار مدارس نقش بسته بود. به طوری که لطیفه معروفی از این گفته را در شوروری نقل می کردند که از این قرار است:
از مارکس، انگلس و لنین می پرسند که آیا ترجیح می دهند همسری برای خود انتخاب کنند یا معشوقه داشته باشند. مارکس که در مسائل خصوصی تا حدودی محافظه کار بود همانگونه که از اون انتظار میرود میگوید "همسر". ولی انگلس که خوشگذران تر از او بود معشوقه داشتن را انتخاب می کند. در کمال شگفتی لنین می گوید "هر دو" .
چرا؟ آیا در پشت تصویر انقلابی خشکی که از او وجود دارد رگه ای از خوشگذرانی منحط پنهان است؟! نه ! او توضیح می دهد:
"زیرا بدین ترتیب می توانم به همسرم بگویم که پیش معشوقه ام می روم و به معشوقه ام بگویم باید پیش همسرم باشم!"
"و بعد چه می کنی؟"
"یک گوشه ی خلوت پیدا می کنم و می آموزم ... و می آموزم ... و می آموزم"

#خشونت (پنج نگاه زیر چشمی) - #اسلاوی_ژیژک
ترجمه: #علیرضا_پاکنهاد

@rahenow 🗿👈