@rahenow
560 subscribers
15.8K photos
10.4K videos
352 files
2.92K links
#راه_نو
انسان‌ها تا آگاه نشده‌اند هیچ‌گاه عصیان نمی‌کنند و تا عصیان نکنند نمیتوانند آگاه شوند.
Download Telegram
@rahenow🗿👈

ما بیشتر از خلق جهان کم داریم
خوشحال از آن که اینهمه غم داریم

بی چیز که نیستیم در این حدها
ما شکر خدا دو گیگ هم رَم داریم

شادیم درون قلعه ی حیوانات!
در مزرعه گله های آدم داریم

قانون همه جنگل است و جنگل قانون
آشوبه ی کاملن منظم داریم

هستیم همیشه عشق روحانیت
از هر دو نفر سه تا معمم داریم

برگر نه! ولی فلافل چرک و کثیف
کوکا نه ولی به جاش زمزم داریم

از بابت مغموم شدن غم داریم
از بابت مسموم شدن سم داریم

چون سیب و انار صادراتی هستند
در شهر فقط خیار و شلغم داریم

عمریست که ماله می کشیم از همه سو
عمریست که دستماله ای نم داریم!

هرچند حبیب بن مظاهر هم هست
یک عالمه شمر و ابن الملجم داریم

یک عمه خدا به ما عنایت کرده
تا بر همه چیز خود مقدم داریم

در هر چه اداره و نهاد و بنیاد
هر قدر طلب کنید آدم داریم

هی تبصره میزنیم روی قانون
البته که همزمان متمم داریم

از بابت اطلاع ز اوضاع جهان
ما جِم داریم و جام جم هم داریم

یک از همدان و دیگری از قزوین
رنجیده رُخی و پشتکی خم داریم

از میمنتِ زیادیِ بیت المال
صد شکر که سفره ای فراهم داریم!

#مهران_حسینی
#جواد_نوری
@rahenow🗿👈
#طنزیمات_ادبی
کارد وقتی می‌رسد بر استخوانِ گوسفند
تازه جان می‌گیرد اینجا داستان گوسفند

دست قدرت در میان بود از همان روز نخست
سود انسان را رقم زد با زیان گوسفند

کشتن فرزند کار سخت ابراهیم بود
سخت‌تر امّا نبود از امتحان گوسفند

خانهء خود را خدا هرچند جای امن ساخت
نیست حتّی در همانجا هم امان گوسفند

چشمشان وقتی که می‌افتد به خیل حاجیان
گرگ‌ها هم می‌رمند از کاروان گوسفند

«زاهد ظاهرفریب از حال او آگاه نیست»
می‌کند با کارد وقتی قصد جان گوسفند

آلت ‌قتّالهء او زود بالا می‌رود
دست وقتی می‌گذارد روی ران گوسفند

رنگ خون و رنگ خون و رنگ خون و رنگ خون
هر کجا باشد همین رنگ آسمان گوسفند

آنکه حرفی در گلویش مانده می‌فهمد چرا
بعد مرگش باز می‌ماند دهان گوسفند

این همه گفتیم امّا باز از حق نگذریم
آی می‌چسبد عرق با دنبلان گوسفند!

#جواد_نوری

@rahenow 🗿
افتخاری دیگر آمد دوده ی قابیل را
ناخلیل آسا برآمد کشت اسماعیل را

با کلید آمد که درها واکند قفلش نمود
هم به ابلیسی بدل فرمود جبراییل را

سامری بود و فرو در رخت موسی، برق رفت
غرقگاه مردمان کرد از حماقت نیل را

برق رفت و هرکجا تاریک و ظلمانی که شد
رفتم انجیری خورم برداشتم انجیل را

شورت خود می جستم آمد در کفم جوراب عشق
در پی جوراب رفتم یافتم پاتیل را

چیست این سقف بلند ساده ی بسیار نقش
کیست تا بشکافد این اوضاع هردمبیل را

ما در این ظلمت به هرجایش فرو بردیم دست
پشت و گوش و خایه و اقصی نقاط پیل را

دست در دست نفوذی گر ندارد از کجا؟
کرد خوشحال اجنبی ها را و گریان ایل را؟

صادرات نفت و گاز و آب و برق و خاک و زر
واردات پشم و کود مرغ و دسته بیل را

پیک پنجم هم رسید و واکسن حاضر نشد
کارتان در زحمت افکنده ست عزرائیل را

یا بده رخصت بمالانیم گوش ابرهه
تا به سوراخش کنیم احجار من سجیل را

دولت ادبار برق تابلو را قطع کرد
چون نمیخواهد ببیند مرگ اسرائیل را

#جواد_نوری

@rahenow 🗿👈