#بخش_نخست
#فصل_دوم
#صفحه12
@rahenow🗿👈
اما دوره ی والتر به سر آمده بود. روز بعد نامه ای ازطرف پدران خشمگین به اسقف اعظم کلیسا رسید با این مضمون که والتر را اخراج کنند و کسوت روحانیت را از او بگیرند. اسقف اعظم محاکمه ای برای والتر ترتیب داد. والتر موضوع را انکار کرد؛ اما شاکی دست پر آمده بود . آنها از والتر حین ارتکاب جرم عکس های رنگی واضحی گرفته بودند و نوار ضبط شده ای از همسر و دختر وحشت زده اش ارائه کردند. با وجود این همه مدرک، والتر باز هم اقرار نکرد.
والتر از کلیسا تبعید شد؛ اما اسقف اعظم عکس ها را برای حفظ امنیت نگه داشت. بدتر از اینکه همسرش گفت سرپرستی فرزندانشان را از او میگیرد و به خانه ی مادرش بر می گردد و طلاق میگیرد. تازه، گفت که در موسسه انکار خدا شاغل بوده است. والتر گیج شده بود؛ او همیشه فکرمیکرد مقامش از خودش و همسرش حفاظت می کند. و همسرش به او وفادار است. والتر برای نجات زندگی اش به دنبال راهی مذهبی بود؛ اما هیچ راهی وجود نداشت. به خیالش دشمنانش او را محاصره کرده بودند و راه نجاتی وجود نداشت. اواین اتفاق ها را کارهای شیطان تلقی میکرد. آیا واقعا چنین بود یا والتر بیشعور بود؟....
@rahenow🗿👈
#فصل_دوم
#صفحه12
@rahenow🗿👈
اما دوره ی والتر به سر آمده بود. روز بعد نامه ای ازطرف پدران خشمگین به اسقف اعظم کلیسا رسید با این مضمون که والتر را اخراج کنند و کسوت روحانیت را از او بگیرند. اسقف اعظم محاکمه ای برای والتر ترتیب داد. والتر موضوع را انکار کرد؛ اما شاکی دست پر آمده بود . آنها از والتر حین ارتکاب جرم عکس های رنگی واضحی گرفته بودند و نوار ضبط شده ای از همسر و دختر وحشت زده اش ارائه کردند. با وجود این همه مدرک، والتر باز هم اقرار نکرد.
والتر از کلیسا تبعید شد؛ اما اسقف اعظم عکس ها را برای حفظ امنیت نگه داشت. بدتر از اینکه همسرش گفت سرپرستی فرزندانشان را از او میگیرد و به خانه ی مادرش بر می گردد و طلاق میگیرد. تازه، گفت که در موسسه انکار خدا شاغل بوده است. والتر گیج شده بود؛ او همیشه فکرمیکرد مقامش از خودش و همسرش حفاظت می کند. و همسرش به او وفادار است. والتر برای نجات زندگی اش به دنبال راهی مذهبی بود؛ اما هیچ راهی وجود نداشت. به خیالش دشمنانش او را محاصره کرده بودند و راه نجاتی وجود نداشت. اواین اتفاق ها را کارهای شیطان تلقی میکرد. آیا واقعا چنین بود یا والتر بیشعور بود؟....
@rahenow🗿👈