#بخش_پنجم
#فصل_بیست_و_دوم
مراحل بهبودی
#صفحه186
اگر بیشعور واقعا بیماری اش را قبول کند، احساس خلاصی توام با نشاط خواهد کرد. متاسفانه این لحظه ای است که کسی مثل اعضای خانواده، همکاران و دوستان نمی توانند به بیشعور تحمیل کنند و خودش باید به این لحظه برسد. آنها با رفتار بیشعورها مواجه می شوند و این جمله را به او می گویند: «شما یک بیشعورید.» اگر بیشعور با این موضوع کنار آمده باشد، به شما این پاسخ را می دهد: «بله، متاسفانه هستم.»
این رفتاری است که ما به آن «انکار» می گوییم و رایج ترین مانع بهبودی نه تنها برای بیشعوری، بلکه برای هر اعتیاد دیگری است. اگر چه رفتار بیشعورها برای اطرافیانش هویداست، آنها حقیقت را انکار میکنند. آنها حقیقت را پشت این توجیه پنهان می کنند: «من فقط بیشعور اجتماعی هستم»، «از شما بیشعورتر نیستم. چرا خودتان را نمی بینید؟»، «هر دو طرف همدیگر را میشناسند»، «به روان پزشک احتیاج ندارم. خودم بر مشکلم غلبه میکنم». و «اگر من را دوست دارید، این موضوع به شما چه ربطی دارد!»
@rahenow 🗿👈
#فصل_بیست_و_دوم
مراحل بهبودی
#صفحه186
اگر بیشعور واقعا بیماری اش را قبول کند، احساس خلاصی توام با نشاط خواهد کرد. متاسفانه این لحظه ای است که کسی مثل اعضای خانواده، همکاران و دوستان نمی توانند به بیشعور تحمیل کنند و خودش باید به این لحظه برسد. آنها با رفتار بیشعورها مواجه می شوند و این جمله را به او می گویند: «شما یک بیشعورید.» اگر بیشعور با این موضوع کنار آمده باشد، به شما این پاسخ را می دهد: «بله، متاسفانه هستم.»
این رفتاری است که ما به آن «انکار» می گوییم و رایج ترین مانع بهبودی نه تنها برای بیشعوری، بلکه برای هر اعتیاد دیگری است. اگر چه رفتار بیشعورها برای اطرافیانش هویداست، آنها حقیقت را انکار میکنند. آنها حقیقت را پشت این توجیه پنهان می کنند: «من فقط بیشعور اجتماعی هستم»، «از شما بیشعورتر نیستم. چرا خودتان را نمی بینید؟»، «هر دو طرف همدیگر را میشناسند»، «به روان پزشک احتیاج ندارم. خودم بر مشکلم غلبه میکنم». و «اگر من را دوست دارید، این موضوع به شما چه ربطی دارد!»
@rahenow 🗿👈