@rahenow
557 subscribers
15.8K photos
10.4K videos
352 files
2.92K links
#راه_نو
انسان‌ها تا آگاه نشده‌اند هیچ‌گاه عصیان نمی‌کنند و تا عصیان نکنند نمیتوانند آگاه شوند.
Download Telegram
#بخش_پنجم
جاده بهبودی
#فصل_بیست_و_دوم
مراحل بهبودی
#صفحه185

بعد از اینکه همه ی چرندیات را به کلی از بین بردی، فقط دیگر بی پروا کار کن.
بن؛ بیشعور رو به بهبودی

سخت ترین گام در جاده ی بهبودی این است که برای اولین بار از کسی می شنوید بیشعورید. هیچ کس دوست ندارد بپذیرد که بیشعور است و این لحظه قطعا خیلی دشوار خواهد بود. در این لحظه، تصمیم گیری برای بهبودی باید توام با عزم راسخ و جرئت فراوان باشد.

در لحظه ی تشخیص باید خیلی سریع به بحران شدت غم و رنج واکنش نشان داد. شاید فرد بیشعور افسرده شود، کارش به ورشکستگی، طلاق ، اخراج، بیماری و بی عشقی بکشد یا بدتر از همه به دست بیشعور فرصت طلب دیگری نابود شود.
زخم ها و تحقیرهایی که زندگی دارد استحکام بیشعور را به شدت سست می کند. حقه های عادی که همیشه خود را با آن توجیه میکرد، مثل بهانه ها، سرزنش دیگران، جیغ ها، دروغ ها و نالیدن ها، دیگر ضامن آزادی بیشعور نمیشود و این یعنی زندگی واقعی کردن. در ژرفای یاس و پریشانی، بیشعور بالاخره با این واقعیت که بیشعور است، روبه رو میشود....
@rahenow 🗿👈
#بخش_پنجم
#فصل_بیست_و_دوم
مراحل بهبودی
#صفحه186

اگر بیشعور واقعا بیماری اش را قبول کند، احساس خلاصی توام با نشاط خواهد کرد. متاسفانه این لحظه ای است که کسی مثل اعضای خانواده، همکاران و دوستان نمی توانند به بیشعور تحمیل کنند و خودش باید به این لحظه برسد. آنها با رفتار بیشعورها مواجه می شوند و این جمله را به او می گویند: «شما یک بیشعورید.» اگر بیشعور با این موضوع کنار آمده باشد، به شما این پاسخ را می دهد: «بله، متاسفانه هستم.»

این رفتاری است که ما به آن «انکار» می گوییم و رایج ترین مانع بهبودی نه تنها برای بیشعوری، بلکه برای هر اعتیاد دیگری است. اگر چه رفتار بیشعورها برای اطرافیانش هویداست، آنها حقیقت را انکار میکنند. آنها حقیقت را پشت این توجیه پنهان می کنند: «من فقط بیشعور اجتماعی هستم»، «از شما بیشعورتر نیستم. چرا خودتان را نمی بینید؟»، «هر دو طرف همدیگر را میشناسند»، «به روان پزشک احتیاج ندارم. خودم بر مشکلم غلبه میکنم». و «اگر من را دوست دارید، این موضوع به شما چه ربطی دارد!»
@rahenow 🗿👈
#بخش_پنجم
#فصل_بیست_و_دوم مراحل بهبودی
#صفحه187

بعد از لحظه ی جادویی شناخت حقیقت، انکار یکی از رفتارهای بیشعور است. او باید سریع وارد عمل شود، مبادا خلق و خوی های قدیمی اش مثل توجیه و سرزنش دیگران دوباره جان بگیرد. بیشعور بایدخودش را بشناسد و ذات واقعی اش را در طی این همه سال بیماری بیشعوری پیدا کند.

این به چه معناست؟ بیشعور باید اخلاق هایش از جمله: بی ارزشی،کمبود توجه، کمبود مسئولیت و کمبود صداقت روبه رو شود و همچنین باید گرایشش را به تنبلی، دور زدن دیگران و برنده شدن با دغل و یا دروغ بپذیرد. فقط با پذیرفتن میتواند به کمبودهای شخصیتیش مثل: سرزنش، درماندگی و یاس غلبه کند.

قبول بیماری بیشعوری، ساعت ها تنهایی و لحظه های دردناکی را میطلبد. بیشعور باید در مقابل آینه بایستد و به حال خودش گریه کند و باخودش بگوید: «چرا این کار را با خودم کرده ام؟ با کسی که بیشتر از همه عاشقش هستم، یعنی خودم! چطور تا این حد ظالم بودم؟چطور تا این حد احمق بودم؟ چرا؟ چرا؟»
@rahenow 🗿👈
#بخش_پنجم
#فصل_بیست_و_دوم
مراحل بهبودی
#صفحه188

درباره ی بیشعوری خودم، آن همه دوره های درمانی و کمک به دیگران در مقام پزشک متخصص هیچ کمک خاصی به من نمی کرد و فقط بیشعوری ام و نحوه ی برخوردم با دیگران را در ذهنم تداعی میکرد. بزرگترین بیشعورها کسانی هستند که در کمک به دیگران حرفه ای اند؛ نمونه اش خود من. این ادعا را ثابت میکنم.
وقتی به حس پوچی رسیدم، همه ی موفقیت ها و دستاوردهایم را رد کردم. این همان هسته ی بیشعوری من بود؛سوراخی که حالا به گودال تبدیل شده بود. اوایل فکر میکردم که در این سوراخ گیر افتاده ام و هیچ راه فراری ندارم؛ ولی بعدها فهمیدم چند سالی است که حبس شده ام و حالا دارم از آن گودال بیرون می آیم. این تجربه به «دکمه ی خروج» معروف است. یاد میگیرید که چطور خلاهای زندگی تان پر کنید و از گودالی که در آن گیر کرده اید خارج شوید...
@rahenow 🗿👈
#بخش_پنجم
#فصل_بیست_و_دوم
مراحل بهبودی
#صفحه189

یکی از بیمارانم که وکیل بود، این قضیه را چنین شرح می دهد:

لحظه ای که به پوچی ام پی بردم، مثل این بود که در زمین لرزه ای قرار گرفته ام. به این نتیجه رسیدم که من و همه ی وکلا ساختگی بودیم، فریبکار بودیم، گوش بر بودیم.

اگر بیشعور بتواند این صداقت و تست شخصیتش را به خوبی بگذراند، قدم در جاده ی بهبودی گذاشته است وحالا باید عادت های فاسدش مثل: خشم، پستی، دروغ و درماندگی را با هوشیاری درمان کند. این تقلا برای بیشعور بیچاره سخت است؛ زیرا او را ضعیف و بی دفاع رها می کند و همه ی کلک ها و عادت هایی را که به آنها تکیه می کرده، به کلی از دست داده است. ضمیر و نفس فولادی رسوخ ناپذیر بیشعور حالا به فولاد زنگ زده و تکه تکه شده ای تبدیل شده است. او احساس گناه، شک و حتی دلسوزی میکند. لحظه های بسیار سخت بهبودی بیشعوری باید طی شود تا به انسان سالمی تبدیل شود. اکنون زمان شک و دودلی است، مگر اینکه با حمایت دوستان و روان پزشکان حرفه ای روند درمان را طی کند...
@rahenow 🗿👈
#بخش_پنجم
#فصل_بیست_و_دوم
مراحل بهبودی
#صفحه190

مثال هایی از بیماران من این موضوع را به خوبی شرح می دهد👇

ملانی بیشعور غرغرویی بود که ۲۰سال داشت. او در حال حاضر بهبود یافته است و چند ماهی است که با آقای با شخصیتی آشنا شده و باهم قرار ازدواج گذاشته اند. درجلسه های روان پزشکی گروهی از ملانی خواستیم با این آقا رابطه ی بیشتری برقرار کند. این کار برایش خیلی سخت بود او رابطه اش را بهم زد و به جای اولش برگشت و کسی را پیدا کرد که برسرش نق بزند. ملانی به اندازه ی کافی قوی نبود که در مسیر بهبودی قدم بگذارد. گذشته ی بیشعورش قوی تر بود و تلاشش را برای رشد دوباره اش درهم می شکست.
بیشعور با تشویق، تفکر، کمک خدا و دوستانش بهبود می یابد و خودش را پیدا می کند. بعد از این میتواند برای قدم بعدی بهبودی تلاش کند که به آن «دوره ی بازپروری» می گوییم. این روند حساس ساخت انسان مناسب از بیشعور است که برای بیشعور تازگی دارد. دراین دوره بیشعور این مسائل را یاد میگیرد:

تعامل با دیگران، تقسیم مقام، اشتیاق برای موفقیت دیگران، پذیرش سرزنش برای اشتباه هایش، اعتماد کردن، اجازه ی تفکر به دیگران و غمخواری کردن...
@rahenow 🗿👈
#بخش_پنجم
#فصل_بیست_و_دوم
مراحل بهبودی
#صفحه191

بیشعور درحال بهبودی باید یاد بگیرد که شکست یا مورد توجه قرار نگرفتن بد نیست‌. باید یاد بگیرد که اشکالی ندارد اگر به دیگران نیز اجازه دهد مقام بالاتر از او داشته باشند و لذت بخش است اگر کارها را بدون دغل انجام دهد.
همچنین، باید بیاموزد که با دیگر بیشعورها چگونه با دید روشن بینانه کنار بیاید. البته ممکن است تخیلاتی را در او به وجود بیاورد زیرا او یاد گرفته بیماری بیشعوری چیست و ممکن است به این نتیجه برسد کسی که به او گفته بیشعور هستی و بیماری او را کشف کرده، حالا لازم است بیشعور به سراغ او برود و بگوید خودت نیز بیشعوری.

بهبودی و درمان برای بیشعورها پایانی ندارد. بیشعور بهبود یافته باید همیشه به یاد داشته باشد که روزی بیشعور بوده و اگر سپرش را از دست بیندازد ،ممکن است دوباره این بیماری به سراغش بیاید. او به زندگی و کسانی که با عدالت زندگی کردند، اعتماد نمیکند و مجبور است خودش به انسانی مناسبی تبدیل شود؛و دراین راه بماند. هدف بهبودی این است که به انسان مناسبی تبدیل شود؛ مثل هر انسان مناسب دیگری که در هر شرایطی عاقلانه رفتار می کند و با اتفاق هایی که در زندگی می افتد، کاری ندارد و از مسیرش منحرف نمیشود. به قول سالی، بیشعور رو به بهبودی، که میگوید: «احساس خوبی دارم و دیگر با عقل کار میکنم».
@rahenow 🗿👈
#بخش_پنجم
#فصل_بیست_و_دوم
مراحل بهبودی
#صفحه192
@rahenow 🗿👈
تمرین ها

۱-تا چه مدت این واقعیت را انکار میکردید که بیشعور هستید؟

۲-چند انسان مناسب وسالم می شناسید؟ خصوصیات اخلاقی مشترکشان چیست؟
@rahenow 🗿👈