#بخش_پنجم
#فصل_بیست_و_دوم
مراحل بهبودی
#صفحه188
درباره ی بیشعوری خودم، آن همه دوره های درمانی و کمک به دیگران در مقام پزشک متخصص هیچ کمک خاصی به من نمی کرد و فقط بیشعوری ام و نحوه ی برخوردم با دیگران را در ذهنم تداعی میکرد. بزرگترین بیشعورها کسانی هستند که در کمک به دیگران حرفه ای اند؛ نمونه اش خود من. این ادعا را ثابت میکنم.
وقتی به حس پوچی رسیدم، همه ی موفقیت ها و دستاوردهایم را رد کردم. این همان هسته ی بیشعوری من بود؛سوراخی که حالا به گودال تبدیل شده بود. اوایل فکر میکردم که در این سوراخ گیر افتاده ام و هیچ راه فراری ندارم؛ ولی بعدها فهمیدم چند سالی است که حبس شده ام و حالا دارم از آن گودال بیرون می آیم. این تجربه به «دکمه ی خروج» معروف است. یاد میگیرید که چطور خلاهای زندگی تان پر کنید و از گودالی که در آن گیر کرده اید خارج شوید...
@rahenow 🗿👈
#فصل_بیست_و_دوم
مراحل بهبودی
#صفحه188
درباره ی بیشعوری خودم، آن همه دوره های درمانی و کمک به دیگران در مقام پزشک متخصص هیچ کمک خاصی به من نمی کرد و فقط بیشعوری ام و نحوه ی برخوردم با دیگران را در ذهنم تداعی میکرد. بزرگترین بیشعورها کسانی هستند که در کمک به دیگران حرفه ای اند؛ نمونه اش خود من. این ادعا را ثابت میکنم.
وقتی به حس پوچی رسیدم، همه ی موفقیت ها و دستاوردهایم را رد کردم. این همان هسته ی بیشعوری من بود؛سوراخی که حالا به گودال تبدیل شده بود. اوایل فکر میکردم که در این سوراخ گیر افتاده ام و هیچ راه فراری ندارم؛ ولی بعدها فهمیدم چند سالی است که حبس شده ام و حالا دارم از آن گودال بیرون می آیم. این تجربه به «دکمه ی خروج» معروف است. یاد میگیرید که چطور خلاهای زندگی تان پر کنید و از گودالی که در آن گیر کرده اید خارج شوید...
@rahenow 🗿👈