@rahenow
566 subscribers
15.8K photos
10.4K videos
352 files
2.92K links
#راه_نو
انسان‌ها تا آگاه نشده‌اند هیچ‌گاه عصیان نمی‌کنند و تا عصیان نکنند نمیتوانند آگاه شوند.
Download Telegram
@rahenow🗿👈
کفتار را هفت قلم آرایش کردند و دو تا شاخ گاومیش روی سرش چسباندند. کفتار یک ریش کوسه هم زیر چانه اش گذاشت و شلیته قرمز هم بپایش کرد و آمد در چراگاه گوسبندها جلو میکروفون فریاد زد :

ای ملت نجیب ستمدیدۀ خر در چمن! من سالها است تو قبرستان در تبعید و انزوا بسر برده ام، تمام عمر بحال شما بیخود و بی جهت سیل خون گریه کرده ام و جگرم مثل دنبلان کباب شده است.

اکنون کاسه صبرم لبریز شده و قفل سکوت را از پوزه ام گشودم و کمر همت بستم تا سرزمین خر در چمن را بهشت عنبر سرشت بکنم، چه نشسته اید که من همان بز اخفشم که خاکستر نشینش هستید!

یاهو! بیفتید دنبال من و هی سینه بزنید!

گوسپند ها نگاه مشکوکی بهم کردند و زیر لبی گفتند : هر غلطی می کنی بکن اما جفت سبیلهای مارا تو خون تر کردی مارا از علف چریدن نینداز !

#ولنگاری
#قضیه خردجال
#صادق خان هدایت
@rahenow🗿👈
وقتی‌ #کتابی‌ را در دست داری و مطالعه میکنی‌ باید هیجان و تجربه شگرفی داشته باشی‌، این تجربه را فقط میتوانی‌ با کتابهای #ممنوعه بدست بیاری.
این حرف زنده یاداحمد کسروی را هیچ وقت فراموش نکنین: چیزی که اجازه #نقد داده نمیشود بدانین که #قضیه بودار هست.
دو سوال بوجود میاید:
۱: چرا باید کتابی‌ ممنوع باشد؟
۲: چرا باید داشتن و یا مطالعه کردن کتابی‌ جرم باشد؟
در قانون جهان شمول هیچ #قانونی‌ برای این موضوع وضع نشده.
دو چیز را باید خوب بفهمیم:
آزادی اندیشه: یعنی‌ #آزاد بودن وسعت افکار تو بدون ترس و قید و شرط.
آزادی بیان: یعنی‌ اجازه #نقد وسعت افکار تو بدون #ترس و قید و شرط.

#دوکلام_حرف_حساب
#مطالعه
https://telegram.me/joinchat/DKOOND4RvkA6HSDtHHMhog
@rahenow🗿👈
من از بچگي در لاتار بدشانس بودم

اما اينبار زد و پري اول را من بردم

فرداش يك جوان يالقوز يکهو به من كرد سلام

گفت: «بنده مخبر جريده فريده آسيام

موقع را مغتنم شمرده آمده ام تا در اين موقع

بپرسم احساسات شما بر چه قسمه

چه آرزوهائي در دل خود ميپروريد؟

با اين پول هنگفت چه خيالاتي داريد؟

آنرا به چه «دردهاي عالم المنفعه» خواهيد زد؟

به كدام ايده آل هاي اجتماعي خدمت خواهيد كرد؟

تا شرح آن انتشار يابد در جريده آسيا

شما حاصل كنيد وجه ملي در دنيا»

گفتم «احساسات مزبور از اين قرار است:

اولن چشمم از ديدن ريخت تو بيزار است

مي خواهم در زير سرت تن نباشد

تا اين قدر اسباب زحمت من نباشد

من فضول احساسات نخواسته بودم

هميشه احساسات بي فضول داشته بودم

پولي است از هيچ كجا دزدي نشده

حق و حسابي گير من اومده

به هر دردي دلم بخاد ميزنمش

هرطوري هوس كردم خرج ميكنمش

يك دينارش را نه خيرات ميدم نه صدقه

تا چشم گدا گشنه ها درآد از حدقه

عجالتن قرض توله هام را پاك ميكنم

يه خونه در شهر يك در شمرون ميخرم

يه سالن رقص با يك كتابخونه

داير ميكنم تو هر دوتا خونه

اثاثيه آخرين مد، با اتوموبيل

لباسهاي شيك و عالی از هر قبيل

دستگاه عكاسي و تفنگ شيكاري

بولداك انگليسي و اسب سواري

داد دل از زن و اغذيه ميگيرم

هرشب هم خوابهاي شيرين ميبينم

چندتا رفيقام را كه نسبتن آدمند

دعوت ميكنم برام خوش صحبتي كنند

ديگه احدي را پيش خودم راه نميدم

سلام عليك خودم را با ديگران ميبرم

اون وقت اگه تو جلو من اومدي نيومدي

الان هم زود راتا بكش برو خوش اومدي».

گفت: «الحق مصرفي بهتر از اين براي پول لاتار نيست

اما افسوس احساسات شما قابل انتشار نيست.


#قضیه_برنده_لاتار
#وغ_وغ_ساهاب
#صادق_هدایت
https://telegram.me/rahenow
یالا زود باش!
پالانت را عوض کن و صورتت را ماکییاژ بکن، اگرچه دمب خروس از توی جیبت پیداست، اما این گوسبندها فراموشکارند و گول‌خوره تعریفی دارند.
یک نره‌غول دیگر بسرشان سوار می‌کنیم.
فقط خدا کند که میان این خر تو خر، ما از چریدن علف نیفتیم!

#قضیه_خر_دجال
#صادق_خان_هدایت
@rahenow 🗿👈
ما گوسفندان غول بی‌شاخ و دم هستیم که هم در عروسی و هم در عزای او باید کشته بشویم - این را توی پیشانی ما نوشته‌اند و از بزرگترین افتخارات ماست! - مقدّر است که آنها از سیری بترکند و ما از گشنگی، زنده باد مرده‌های قوم ما! - ما برای خاطر مرده‌ها زنده هستیم - ما خوش‌گریه هستیم و گریه بر هر درد بیدرمان دواست! - ما از غضب مرده‌ها می‌ترسیم - ما مردار‌پرستیم - اجی مجی لاترجی!

#قضیه_نمک_ترکی
#صادق_هدایت

@rahenow 🗿👈
سيده مى گفت: که روز قيامت
ما اولادهاى پيغمبر هستيم آسوده و راحت
اگر گنهكار باشيم، مى برندمان زمهرير
که آنجا خنك است مثل مناطق سردسير
جهوده مى گفت به ما چنين وعده ندادند
اگر گناه کرديم يك راست توى جهنممان مى اندازند
من در گرما هستم و تو در سرما
تا ببينى عاقبت کارمان مى کشد به کجا
بنابراين خوبست يك قرارى با هم ببنديم
که صرفه به حال هر دومان باشد و بپسنديم
چون تو در زمهرير هستى
براى من که در جهنم هستم يخ بفرستى
من هم در عوض برايت آتش مى فرستم
سيده گفت خيلى خوب قرارداد را بستيم

#قضیه_زمهریر_و_دوزخ
#صادق_هدايت
@rahenow 🗿👈